یکشنبه ۰۱ خرداد ۱۴۰۱
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۰۷:۲۹ - ۱۴۰۱/۰۲/۱۴
حجت الاسلام محسن جلالی

(جلسه ۶۶)

درس خارج اصول استاد حاج محسن جلالی (زید عزه)/ مبحث: مسلک اطلاق در وجوب امر

در ادامه تقریر درس خارج اصول استاد حجت الاسلام محسن جلالی (زید عزه)؛ مورخ ۱۲/۱۱/۱۴۰۰، ادامه مبحث اوامر، به نظر طلاب حوزه علمیه، اساتید و پژوهشگران می رسد.

ندای اصفهان- حجت الاسلام جواد جلوانی

(مدرسه علمیه ملاعبدالله)

در ادامه تقریر درس خارج اصول استاد حجت الاسلام محسن جلالی (زید عزه)؛ مورخ 12/11/1400، ادامه مبحث اوامر، به نظر طلاب حوزه علمیه، اساتید و پژوهشگران می رسد.

جهت دریافت دروس قبلی اینجا را کلیک کنید.

***

مبحث: مسلک اطلاق در وجوب امر

(جلسه 66)

بسم الله الرّحمن الرّحیم و الحمد لله ربّ العالمین و صلّی الله علی محمّد و آله اجمعین

بحث ما در این بود که امر بمادته و هیأته و صیغته چه دلالتی دارد. این دلالت بر وجوب دارد، تبادر وجوب از این می شود اما اختلاف آقایان، بزرگان علم اصول در این است که این تبادر وجوب و دلالت وجوب به خاطر وضع است کما ذهب الیه صاحب الکفایه و المشهور من الاصولیین، یا اینکه دلالتش بر حکم عقل است که مرحوم نایینی و شاگرد ایشان جناب آقای خویی قائل به این نظر شدند، یا اینکه دلالت او به اطلاق است که جناب آقاضیاء و شاید برخی به تبعیت داشته باشند.

دلالت بر وضع را بیان کردیم که صاحب کفایه فرموده بودند تبادر و بعد به بعضی آیات و روایات تمسک کردند به عنوان مؤید. آن مؤیدها شاید محلی از اشکال بود و الا در خود اصل تبادر وجوب بحثی نیست اگر شما این حکم عقل و اطلاق را رد کردید می شود تبادر به وضع، این همان نظر مشهور است. در حکم عقل بودیم که گفتیم یکی از اشکالات به این مسلک را جناب نایینی وارد کردند که می فرمایند وجوب را ما از امر به حکم عقل می فهمیم، دلالتش بر حکم عقل است چرا؟ چون خود کلمه امر، ماده امر یا صیغه امر برای طلب است، عقل می گوید اگر ترخیص داشته باشد امتثالش واجب نیست، اگر ترخیص نداشته باشد عقل است که می فهمد امتثالش واجب است؛ یعنی وجوبش را عقل می گوید.

گفتند یک لوازمی دارد این حرف که خود آقایان ملتزم به آن نمی شوند؛ یکی از آن لوازم این است که اگر امری آمد قرینه متصل به آن ترخیص در ترک نبود، اما شما احتمال می دهید که به یک قرینه منفصل جواز ترک و ترخیص داشته باشد، در واقع شک دارید که آیا ترخیص دارد یا ندارد؛ وقتی شک دارید و حکم دلالت بر وجوب هم به حکم عقل است در جایی که ترخیص واقعی نباشد، واقعا ترخیص نباشد و شما هم شک دارید ترخیص هست یا نه اینجا چه اتفاقی می افتد؟

شما در وجوب شک دارید و حکم به وجوب نمی توانید بکنید. عقل نمی تواند اینجا حکم به وجوب کند، چرا؟ چون شک دارد. شما ممکن است بگویید اصل عدم ترخیص است. اگر شما پای اصل را به میان آوردید می شود ترخیص ظاهری و حال آنکه ما بحثمان در دلالت امر است بر وجوب به حکم واقعی که مشترک بین عالم و جاهل است. شما اگر رفتید روی اصل آن برای حکم جاهل است که برای ترخیص ظاهری آن به برائت هم می توان تمسک کرد، به استصحاب عدم ترخیص هم می توانید تمسک کنید، ولی آن می شود در واقع یک وجوب ظاهری.

ما می خواهیم دلالت امری که اینجا داریم حکم واقعی باشد، بحثمان در حکم واقعی است. اگر شما گفتید که دلالت امر بر وجوب به حکم عقل است در جایی که در وجود ترخیص شک بکنید، در اصلِ دلالتِ امر بر وجوب هم شک شما سرایت پیدا می کند و حال آنکه شما نمی توانید حکم به وجوب کنید. مرحوم نایینی و دیگران به این شک اعتنا نمی کنند، می گویند اینجا امر است، ترخیص هم که نداریم، در واقع وجوب واقعی را احراز می کنند، با این مبناشان این نمی سازد.

قول سوم در منشأ این تبادر وجوب از ماده امر و صیغه امر این بود که منشأ اطلاق است که حرف مرحوم آقا ضیاء همین است. اطلاق و قرینه حکمت که به آن ظهور اطلاقی می گوییم گفتند به قرینه حکمت است و به اطلاق است و ظهور اطلاقی دارد. برای این قول چند تقریر نقل کرده اند:

یکی از آیت الله بروجردی است، یکی از آقا ضیاء الدین عراقی است که به نظر می رسد اصل این نظر از ایشان باشد. ایشان در کتاب «مقالات الاصول» جلد ۱ صفحه ۶۵ یا ۶۶ که مقالات الاصول ظاهرا نوشته خود ایشان است و در کتاب «نهایه الافکار» که تقریرات درس آقا ضیاء است، جلد ۱ صفحه ۱۶۲ و ۱۶۳ ایشان می فرمایند امر وضع شده است برای طلب. قول اولی که می گوید امر وضع شده برای طلب وجوبی نه اینکه امر وضع شده برای مطلق طلب. اینکه وضع شده برای طلب، به طلب که نگاه کنیم خودش یک امر تشکیکی و مشکک است، مرتبه قوی و شدید و ضعیف دارد.

به ایشان می فرمایند در امر تشکیکی مرتبه شدیده از جنس همان حقیقت است، یعنی مرتبه شدیده وجود از جنس همان وجود است، وجود زیادتر و قوی تری اینجا هست، یا تشبیه کنیم به نور که نور بیشتر و شدیدتری این لامپ در این مکان دارد، اما در مرتبه ضعیف یک حد عدمی وجود دارد که این حد عدم چیست؟ این است که آن مرتبه قویه را آن مرتبه شدیده ندارد. طلب شدید و ضعیف، طلب ضعیف حد عدمی دارد، طلب شدید حد عدمی ندارد. اگر مولا امر کرد و حد عدمی نداد، حد عدمی را چگونه می گوید؟ همین ترخیص است. حد عدمی برای شما نگذاشت، شما می روید روی مرتبه شدید، چطور آن را بگوییم؟ چون شدت از جنس خود طلب است مثل شدت نور که از جنس خود نور است. این لبّ کلام ایشان در مسلک اطلاق است که چون طلب دو مرتبه دارد و مرتبه شدیده حد ندارد آن یکی حدّ و قید دارد. وقتی یک طلب آمد قید نداشت، شما حملش می کنید بر وجوب که از اطلاق این را می فهمیم.

آیت الله آقا ضیاءالدین عراقی

بر ایشان اشکالات متعدد کردند که یکی مربوط به مرتبه تشکیک است. البته ایشان یک حرفی دارند می گویند مطلق امر تشکیکی مرتبه شدیده اش از خود حقیقت است، مرتبه ضعیفه اش حد دارد. این البته قسمی از امر تشکیکی است، در منظومه منطق مراجعه بفرمایید می گویند یک کلی متواطی که نسبتش به افراد یکسان است مثلا شما انسان شدید و قوی ندارید با قطع نظر از اخلاقیات و معنویات و الا یک نفر از نظر اخلاقیات و انسانیت، انسانی قوی است، از نظر همان حیوان ناطق همه انسان ها متواطی اند، اما بعضی از کلیات مشکک است که تشکیک اینها بالعرض است که به این تشکیک عامی می گویند که در واقع لبّش را بخواهید حساب کنید همان کلی متواطی است که به عرض تشکیک پیدا می کند. این نظری است که بعد مرحوم آیت الله بروجردی قائل شدند، یعنی تقریر دوم برای این اطلاق از آقای بروجردی است.

ایشان می فرمایند خود طلب شدت و ضعف ندارد و شما این را از مقارنات متوجه می شوید. مثلا یکی به شما می گوید برو اینجا کمک کن و شما را هول می دهد یا داد هم سرتان می زند، که شما از این داد زدن یا هول دادن شدت را می فهمید و الا بر اساس حرف آقای بروجردی خود طلب متواطی است. این می شود امر تشکیکی به تشکیک عامی چون خود اهل فلسفه و منطق تشکیک هم یک تشکیک خاصی و یک تشکیک عامی می گویند. تشکیک خاصی مثل وجود در تشکیک خاصی مابه الاشتراک و مابه الاختلاف همان حقیقت است، یعنی وجود ضعیف و قوی فرقشان به خود وجود است. اینکه جناب آقا ضیاء فرموده در وجود مرتبه شدیده یک حد عدمی داریم در همه امور تشکیکی این طور نیست که مثلا شما در وجود ضعیف عدم دارید! وجود که نمی توان مرکب از وجود و عدم باشد. وجود، وجود است منتها مرتبه ضعیفه ای دارد مثلا وجود جسمانی، وجود مجرد این مرتبه است یا مثلا نور را ممکن است بگوییم نور ۱۰۰ با نور ۴۰ فرقش در خود نور است و الا نمی توانیم بگوییم در نور ۴۰ کمی ظلمت هم هست مرکب از نور و ظلمت، این یک حرف که در اصل تبیین امر تشکیکی است.

بعضی به جناب آقا ضیاء اشکال کرده اند و اشکال عمده ای که هم جناب شهید صدر دارند در دروس و هم آقای وحید در تحقیق الاصول، آقای شاهرودی در درسشان، اشکال این است که این اختلافی که می گویید بین طلب شدید و ضعیف، امر تشکیکی است، آن حد عدمی دارد این یکی ندارد، اینها یک امر عقلی است اینها از امور دقیقه عقلیه است و اوامر به عرف القا شده، عرف مردم اینها را متوجه نمی شود. شارع مقدس به کسی طلبش را القا می کند که عامی است نه کسی که در مدرسه باشد، او باید منبعث شود و او دیگر این تفاوت ها بین طلب شدید و طلب ضعیف و این حد را متوجه نمی شود، او می فهمد که وجوب است اما با این بیانات نمی شود؛ یعنی این تفسیر، تفسیر عقلانی است برای امر و این تفسیرهای عقلانی نباید در مباحث خطابات شرعی که ملقا به عرف است راه پیدا کند.

عمده اشکال به مسلک قول سوم این است که وجوب را از اطلاق استفاده بکنیم به خاطر امر تشکیکی که نظر آقا ضیاء است. تقریبا اکثر بزرگان این اشکال را به ایشان کرده اند و اگر جناب آقای آیت الله بروجردی این نظر را با یک تبیین دیگری نسبت به امر تشکیکی که تشکیک بالعرض است اما به همین نتیجه می خواهند برسند باز این اشکال بر ایشان وارد است.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , ,

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


مسابقه کاریزمن11: هدایت روابط دختر و پسر به ازدواج (کلیک کنید)
مسابقه کاریزمن11: هدایت روابط دختر و پسر به ازدواج (کلیک کنید)
آموزش سواد رسانه به کودکان- خرید کتاب قصه های کرمیلو
آموزش سواد رسانه به کودکان- خرید کتاب قصه های کرمیلو
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715