یکشنبه ۰۸ خرداد ۱۴۰۱
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۱۴:۰۰ - ۱۴۰۱/۰۲/۱۲

درس خارج اصول (جلسه ۵۱)

حجت الاسلام محسن جلالی (زید عزه)/ مبحث مشتق

در ادامه تقریر درس خارج اصول استاد محسن جلالی (زید عزه)؛ مورخ ۱۱/۱۰/۱۴۰۰، مبحث مشتق، به نظر طلاب حوزه علمیه، اساتید و پژوهشگران می رسد.

ندای اصفهان- حجت الاسلام جواد جلوانی

(مدرسه علمیه ملاعبدالله)

در ادامه تقریر درس خارج اصول استاد محسن جلالی (زید عزه)؛ مورخ 11/10/1400، به نظر طلاب حوزه علمیه، اساتید و پژوهشگران می رسد.

جهت دریافت دروس قبلی اینجا را کلیک کنید.

***

مبحث: مشتق

(جلسه 51)

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم

مقدمه سیزدهم

تقریباً آخرین بحثی که از مقدمات می‌ماند، مسئله مقدمه سیزدهم و بحث مشتق است. اختلافی از نظر کاربردی بودن در مشتق وجود دارد، بعضی‌ها مثل محقق رشتی در «بدایع الافکار» قائل هستند که از مسائل پرفایده است، خیلی تأکید می‌کنند، یا مثلاً جناب آیت‌الله وحید خراسانی در تقریراتی که از ایشان درآمده در «تحقیق الاصول» بیان‌شده که من نیز خاطرم هست که سر درس فرمودند بحث پرفایده ای است، چون می‌دانید که ما الفاظ مشتق در موضوع احکام زیاد داریم.

احکام مشتق که موضوع احکام باشد مثل زوج و زوجه مثلاً در محرمات امهات نسائکم را که جزء مشتق می شمارند، بحث پرفایده بیان ‌شده است. یکی از نمایندگان که جلسه قبل نیز گفتم ایشان آمده بودند گفتند زمانی‌که ما در بحث‌های حقوقی وارد می‌شویم می‌بینیم که بحث مشتق در مسائل حقوقی خیلی کاربرد دارد؛ در فهم مباحث حقوقی و بخصوص منازعات کاربرد دارد. بنابراین ممکن است کسی بگوید در استنباط حکم شرعی شاید ما از یک سری قرائن و ادله استفاده کنیم که مثلاً این حکم برای خصوص متلبس است اما در مباحث حقوقی دیگر و نزاعات انصاف این است که بحث پرکاربردی است.

در استنباطات هم کاربرد دارد و اگر کسی بیاید بررسی و تحقیق بکند که در سراسر فقه در کجا علما می‌آیند مستند می‌کنند که آیا مشتق حقیقت در متلبس به مبدأ است یا مشتق اعم است؟ این‌ها استناد به بحث مشتق می‌کند مثلاً در حاج، معتمر، مصلی و… این‌ها خوب است که انسان بررسی بکند. حتی من دیدم که نشستی در یکی از حوزه‌های علمیه بر سر همین کاربردی بودن بحث مشتق برگزار شده است.

اجمالاً نمی‌شود منکر کلی کاربرد بحث مشتق شد اما این‌که بحث مشتق را ما خیلی تفصیل بدهیم و بعضی بحث ها… بعضی از آن‌ها را می‌شود تلخیص کرد. این‌که مشتق بسیط یا مرکب باشد دخلی در استنباط ندارد که مرحوم آخوند صاحب کفایه آوردند. بعضی از مقدمات را می‌شود مختصرتر بیان کرد. بعداً خود مرحوم آخوند می‌رسند که مشتق نحوی آن است که از اصل کلمه اشتقاق پیدا کرده است. اصل کلمه آیا مصدر یا فعل است؟ این هم اختلاف است و بعضی می‌گویند مصدر است، بعضی می‌گویند که فعل است و اگر مصدر باشد فعل هم خودش از مشتقات می‌شود.

ولی مرحوم میرزای قمی در کتاب «قوانین الاصول» وقتی‌که مشتق می‌گویند، می‌گویند اسم مفعول، فاعل، صفت مشبهه، صیغه مبالغه و… مشتقات هستند.

صاحب فصول که اصلاً اختصاص به اسم فاعل داده ‌است و ایشان گفته که ما وقتی از مشتق بحث می‌کنیم اسم فاعل است. بحث در این است که مشتقات مثل عالم، ضارب، قاتل البته حرف صاحب فصول مردود است و قبول نکردند اما معمولاً غالب همین است. آیا این‌ها را وقتی‌که ما می‌گوییم برای آن است که الآن تلبس به ضرب دارد یا این کسی که ضرب از آن منقضی شده و دیروز ضارب بوده باز هم به او می‌توان گفت ضارب یا نمی‌شود؟ در این اختلاف است.

در دو چیز علما اتفاق دارند که یکی در متلبس به مبدأ که در ‌هرحال اسناد حقیقت است و در ماتلبس یعنی در مستقبل آن مَجاز است یعنی کسی که فردا ضارب می‌شود شما ممکن است بگویید که ما می‌گوییم این آقا فردا مسافر است، نمی‌توانیم بگوییم؟ می‌گویید فردا ضارب است. نگویید مجَاز است می‌گویید فردا و استنادات برای فردا است. استناد اگر بگویی فردا مسافر است (نمی‌گوییم الآن مسافر است) اگر بگوییم این آقا مسافر است، چرا؟ چون فردا می خواهد برود این مجاز است اما می‌گویی او فردا مسافر است یا دیروز ضارب بود این‌ها همه حقیقت است.

به‌لحاظ حال نسبت به دیروز می‌گویید دیروز ضارب بود و حقیقت است و می‌گویید فردا مسافر است و این‌هم حقیقت است اما اگر امروز بگوییم تو الآن مسافری چون فردا می‌خواهی بروی این مجاز است.

 بحثی این‌جا واقع‌شده که بحث مشتق، بحث عقلی یا بحث لغوی است؟ محل بحث چیست؟ این متلبس در ماضی حقیقت یا مجاز است؟ اگر بحث در مفهوم مشتق و موضوعٌ له آن باشد، مفهومش چیست؟ موضوعٌ له اش چیست؟ و برای چه وضع‌شده است؟ حقیقتاً برای متلبس وضع‌شده یا برای اعم از متلبس و من قضا عنه التلبس؟ اگر این باشد بحث در معنای حقیقی، لغت، وضعش و این‌هاست یا این‌که بحث عقلی است. ما در لغت و مفهوم مشتق بحثی و شکی نداریم.

بحثمان در این است که آیا مشتق در من قضا عنه صدق می‌کند یا صدق نمی‌کند؟ بحثمان در صدق و نسبت و در استناد است. این دو نظر وجود دارد؛

 نظر اول: گفتند این بحث در مشتق عقلی و فلسفی است چون مفهوم و معنای مشتق مسلم است. مشتق یعنی واجد المبدأ یعنی آنی که مبدأ را دارد. حالا ما می‌خواهیم ببینیم که این را می‌توانیم به کسی که واجد مبدا بود نسبت بدهیم و حالا از آن گذشت باز هم به او نسبت بدهیم یا ندهیم؟ صدق می‌کند یا صدق نمی‌کند؟ مربوط به تشخیص لغت و مفهوم نیست بلکه مربوط به صدق و استناد و… است.

این نظریه را صاحب «محجه العلماء» شیخ هادی تهرانی (محقق تهرانی) که معروف به شیخ هادی مکفِّر است، می‌گوید. همچنین آیت‌الله بهبهانی در مقالات، آیت‌الله بروجردی در تقریرات و حضرت امام خمینی (ره) در «تهذیب الاصول» اختیار کردند. فرمودند بحث مشتق بحث عقلی است نه یک بحث لغوی و مفهومی.

نظر دوم: در مقابل این نظر گفتند خیر، بحث در همان تشخیص مفهوم مشتق و حقیقت مشتق است. همین‌که مرحوم آخوند در ابتدا بحث کرده می‌گوید «اختلفوا» در این‌که این حقیقت در متلبس است یا حقیقت در اعم است، اختلاف است. وقتی می‌گوید حقیقت است یعنی این‌که بحثمان در موضوعٌ له است. این را گفتند مربوط به ظهورات است و در ظهورات بحث می‌شود و بحث این‌جا مفهومی است. مفهوم امرش دائر بین اقل و اکثر است.

عین فاسق که نمی‌دانیم فاسق خصوص مرتکب کبیره است یا کبیره و صغیره است؟ این‌جا نیز نمی‌دانیم که مشتق خصوص متلبس است و وضع‌شده لفظ «عالم» برای او وقتی‌که علم دارد یا بعد هم اگر علمش زائل شد باز هم به لحاظ قبل می‌گویند عالم است؟ یا ضارب را آن وقتی‌که فعل ضرب از او صادر شد ضارب می‌گویند یا بعد نیز همه اشاره می‌کنند که این ضارب است و در دادگاه نیز پنج سال بعد نیز که او را می‌آورند می‌گویند این فرد قاتل است.

خصوص متلبس اقل یا اکثر ولو از آن برای حالت انقضا و برای اکثر هم مشتق وضع‌شده است. این نظر را جناب نائینی، مرحوم آقا ضیاء عراقی، مرحوم اصفهانی، ظاهر خود صاحب کفایه و بیشتر متأخرین و معاصرین دارند. بعضی گفتند که در رد عقلی بودن وجهی ندارد که ما این را عقلی بدانیم مثلاً شما می‌خواهید بگویید که انتزاع مفهوم مشتق از آنی که دیگر مبدأ را ندارد، صحیح است و تلبس را ندارد؛ یعنی این آقایی که الآن این‌جا نشسته و کننده آن کار نیست و ضارب نیست عقل می‌گوید می‌توانی از او ضارب را انتزاع کنی؟ عقل چنین انتزاعی نمی‌کند.

یا می‌خواهید بگویید که بحثتان در صدق است؛ اگر بحثتان در صدق است صدق دائر و مدار وضع است. اگر برای اعم وضع‌شده باشد، برای اعم وضع نشده باشد صدق نمی‌کند. می‌خواهم بگویم اگر صدق و اسناد می‌گویی این‌طور است. آقای زارعی در حاشیه شان بر کفایه آمدند گفتند که عقلی بودن معنا ندارد چون اگر بخواهی بگویی صحت انتزاع بلااشکال نمی‌شود انتزاع کرد، از کسی که ضارب نیست شما چگونه می‌خواهی ضارب را انتزاع کنی؟ الآن نمی‌زند و نشسته یا خوابیده ولی اگر بخواهی بگویی که به ‌لحاظ قبلش من می‌خواهم بگویم که ببینم که صدق می‌کند یا نه که این برگشتش به وضع لغت و مشتق است، پس باز بحث لغوی می‌شود.

اما درعین ‌حال بعضی دلیلی برای عقلی بودن اقامه کردند و گفتند که اختلاف در حمل است که در مثل جوامد آن‌هایی که اشتقاق ندارند (مثل حمل حیات)، آیا این‌جا حمل‌اش به صورت هوهو است؟ اتحاد است؟ یا حملش ذو هو است؟ اگر حمل به نحو اتحاد موضوع و نحو ذوهو باشد که این یعنی دارای ضرب است، دارای علم است. دارای علم بودن با این‌که ارتباطی داشته باشد صدق می‌کند.

خواستند بگویند که عالِم اگر زمانی هم عالِم بوده باز هم این ذوهو است و ارتباط با علم، ارتباط با ضرب، ارتباط با اصفهان مثلاً می‌گوییم اصفهانی. این هم نوعی مشتق است و انتساب می‌دهد می‌گویید که این اصفهانی است. این آقا پنجاه سال در اصفهان بوده‌ و الآن از اصفهان رفته و دیگر در اصفهان نیست. آیا در تهران به او اصفهانی می‌گویند؟ اگر قرار باشد که ارتباط داشته باشد پنجاه سال است که ارتباط داشته است. الآن نیز علما می‌گویند که اگر کسی به شهر دیگری رفت و قصد وطن نکرد اما آن‌قدر ماند که مردم دیگر او را مسافر نمی‌گویند، هر زمان که برود می‌گویند سفر رفته و هر وقت که بیاید می‌گویند از سفر آمد. دیگر این‌جا وطنش می شود و پنجاه سال در اصفهان بوده و اصفهانی بر او صدق می‌کند.

گفتند بحث مشتق این‌گونه عقلی می‌شود که به‌نحو ذو هو باشد که به‌صرف ارتباط کفایت می‌کند و این‌گونه بحث را خواستند عقلی بکنند. آیا این مقدار بر عقلی شدن کفایت می‌کند یا نه؟ ملاحظه و مطالعه بفرمایید.

حجت الاسلام استاد محسن جلالی

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , , , , ,

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


مسابقه کاریزمن11: هدایت روابط دختر و پسر به ازدواج (کلیک کنید)
مسابقه کاریزمن11: هدایت روابط دختر و پسر به ازدواج (کلیک کنید)
آموزش سواد رسانه به کودکان- خرید کتاب قصه های کرمیلو
آموزش سواد رسانه به کودکان- خرید کتاب قصه های کرمیلو
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715