شنبه ۰۲ بهمن ۱۴۰۰
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۱۰:۴۲ - ۱۴۰۰/۱۰/۰۶
حجت الاسلام محسن جلالی

تقریر درس خارج فقه (جلسه ۳۰)

حجت الاسلام محسن جلالی: حدوث العذر فی استیفاء المنفعه و حکم اتلاف

در ادامه تقریر درس خارج فقه اجاره حجت الاسلام والمسلمین محسن جلالی (زید عزه)؛ مورخ ۱۸/۸/۱۴۰۰، به نظر طلاب حوزه علمیه، اساتید و پژوهشگران می رسد.

ندای اصفهان- حجت الاسلام جواد جلوانی

(مدرسه علمیه ملاعبدالله)

در ادامه تقریر درس خارج فقه اجاره حجت الاسلام والمسلمین محسن جلالی (زید عزه)؛ مورخ 18/8/1400، به نظر طلاب حوزه علمیه، اساتید و پژوهشگران می رسد.

جهت دریافت دروس قبلی اینجا را کلیک کنید.

***

مبحث: حدوث العذر فی استیفاء المنفعه و حکم اتلاف

(جلسه 30)

بسم الله الرحمن الرحیم

مسئله 12:

صاحب عروه می‌فرمایند اگر برای مستأجر عذری در استیفای منفعت پیدا بشود، مثلاً یک چهارپایی یا ماشینی را اجاره کرده بود که با این ماشین به یک شهری برود، بعد مریض شد، پس مسئله دوازدهم درباره حدوث عذر بر استیفاء منفعت عین است. این عذر زمانی یک عذر عام است مثل این‌که راه بسته می‌شود، سیل می‌آید، بیماری کرونا، تردد ممنوع است، در جایی‌که عذر عام پیدا بشود و کاری به عذر شخصی مستأجر نداشته باشد در این ‌صورت سید فرمودند قطعاً باطل می‌شود. این‌که قطعاً باطل می‌شود به چه دلیل است؟ دلیلش را سید فرمودند عین قابلیت استیفای منفعت ندارد.

جناب مرحوم حکیم فرمودند این تعلیل خالی از مسامحه نیست، به‌خاطر چه؟ به‌خاطر این‌که این‌جا منفعت وجود ندارد نه این‌که عین قابلیت استیفای منفعت ندارد؛ زمانی هست که ما می‌گوییم منفعت هست ولی عین به گونه‌ای است که من نمی‌توانم از آن استیفاء منفعت بکنم، مثلاً درب خانه بسته ‌است و من نمی‌توانم از آن استفاده کنم.

درصورتی‌که عذر عام باشد بیان‌ها مختلف است؛ زمانی می‌گویند که از عدم المنفعت کشف می‌شود اصلاً این دابه امروز منفعتی ندارد یا ماشین منفعت تردد ندارد که مالکش بخواهد آن را تملیک به مستأجر بکند و مستأجر بخواهد استیفا بکند یا این‌که بگوییم اصلاً مالیت ندارد و مالیتی برای این منفعت نیست و کسی پول به‌ازای آن نمی‌دهد. یا بحث عدم قدرت بر استیفا است که اگر بگوییم قدرت استیفا از جانب مستأجر نیست و ماشینی که منع تردد دارد و مستأجر هم امروز اجاره کرده بود و امروز ممنوع التردد است این قدرت بر استیفا ندارد، پس در عذر عام بلااشکال نتیجه بطلان اجاره است و اجاره به ملاک عدم منفعت یا عدم مالیت یا عدم قدرت باطل می‌شود و در این بحثی نیست.

 بحث درجایی است که عذر خاص باشد، مثل این‌که آقای مستأجر مریض شد. مثل وقتی که شما ماشینی را کرایه کردی و راه هم باز است اما شما عذری پیدا کردید و مریض شدید. این‌جا دو حالت به وجود می‌آید؛ زمانی است که شما قید نکردی که بالمباشرۀ خودت باید با این ماشین بروی و حرکت کنی. شما و آقای موجر قید نکرده بودید و مقید نشده بود، پس من این ماشین را اجاره کردم و خودم نمی‌توانم بروم می‌گویم این ماشین را به شخصی که این مسیر را می‌خواهد برود، بدهید. من که این ماشین را اجاره کردم و خودم نمی‌توانم بروم به این آقا اجاره می‌دهم.

مثلاً من دابّه ای را اجاره کردم که با آن باری را ببرم، الان نمی‌توانم از آن استیفا کنم و می‌گویم برو بایست و بار کس دیگری را ببرد و پولش را به من بده تا من به موجر بدهم. اگر کسی عینی را اجاره کرد و قید نشد که فقط خودت استفاده کن، می‌تواند اجاره بدهد.

اگر مباشرت قید نشده باشد اشکالی نیست و اجاره صحیح است اما اگر در اجاره قید نشده اما ممکن است که شرط شده باشد، ممکن است که بگویند ما این دابه را اجاره می‌دهیم به شرطی که خودت استفاده کنی و به‌نحو تعدد مطلوب اجاره خود دابّه یا این ماشین تعلق‌گرفته و شرطی نیز گذاشتند که خودت استفاده کن. حالا من خودم نمی‌توانم استفاده بکنم این‌جا شرط تخلف کرده و تخلف شرط موجب خیار است نه اینکه موجب بطلان باشد.

لذا مرحوم سید می‌فرمایند «لو حدث للمستأجر عذر للاستیفاء کما لو الستأجر الدّابه لتحمله الی بلدٍ فمرض المستأجر و لم یقدر فالظاهر البطلان ان اشترط المباشرۀ علی وجه القیدیّه» این‌ را ایشان فرمودند که باطل می‌شود اما اگر بر وجه شرطیت بود باطل نمی‌شود.

در این‌جا اول سید می‌فرماید که الظاهر البطلان، و بعد می‌فرمایند احتمال عدم بطلان نیز هست. دلیل بطلان چیست؟ دلیل بطلان همان تعذر منفعت مشروط است. آن منفعتی که شرط کرده بودیم آن متعذر است و وقتی‌که منفعت نبود اجاره صحتش معنا ندارد. بعد خود مرحوم سید احتمال صحت دادند، یعنی در ‌همین صورتی که مباشرت قید شده و من هم نمی‌توانم خودم استیفا کنم ایشان گفتند که باز هم معامله می‌تواند و احتمال دارد که صحت داشته باشد. چرا احتمال دارد صحت داشته باشد؟ شاید به‌خاطر این‌که عین قابلیت منفعت را فی‌نفسه دارد. جناب آقای خوئی در مستند این احتمال را ترجیح دادند و تقویت کردند و آن ظاهر بطلان که سید اول فرموده را قبول نکردند.

دلیلش این است که مصحّح اجاره حیثیت قائمه به عین است مثل مسکونیت دار، مرکوبیت دابّه این است که موجر مالکش است و مالک این منفعت را دارد و تحت تصرف و سلطانش است اما حیثیت قائم به مستأجر و منتزع از فعل خارجی مستأجر مثل ساکن بودن او، راکب بودن او ربطی به موجر ندارد، پس وقتی چیزی ربطی به موجر ندارد نمی‌تواند مورد اجاره و متعلق اجاره قرار بگیرد، آن‌چیزی که الآن این‌جا متعذر شده آن حیثیت قائم به مستأجر است و مستأجر نمی‌تواند خودش مباشرتاً استیفا بکند اما آن حیثیتی که قائم به عین است که مسکونیت اوست، آن اشکالی ندارد.

پس آنچه مورد اجاره است که قابلیت سکنی است تعذر ندارد، آنچه تعذر دارد مورد اجاره نبوده است. در جایی‌که عذر عام باشد عمومیت عذر موجه به سقوط عین از قابلیت انتفاع می‌شود ولی عذر خاص موجب سقوط عین از قابلیت انتفاع نمی‌شود لذا در مستند محقق خویی فرمودند این خانه و سکنای خانه قابلیت تمکن دارد و این ‌هم متحقق است و عذر من که نمی‌توانم در خانه بروم موجب عدم صحت نمی‌شود کما اینکه سبب ثبوت خیار نیز نمی‌شود.

جناب مرحوم حکیم در مقابل ایشان و در تأیید کلام اول سید که الظاهر البطلان فرمودند «لتعذر المنفعه و مع عدم المنفعه لامجال للصحۀ الاجاره و لایکفی فی الصّحه مجرد قابلیت العین المنفعه» یعنی مطلبی که جناب خوئی می‌فرماید مناط صحت منفعت قابلیت عین برای منفعت فی‌نفسه است، ایشان می‌فرمایند که این کفایت نمی‌کند «کما لایخفی بعد التأمل».

شهید اول هم در کتاب قواعد قائل و مایل شدند به عدم بطلان و قائل به این تخییر شدند که اینجا یک حالت تخییر باشد،

البته جناب خویی تخییر را هم قبول نمی‌کنند، علی‌ای‌حال در این‌که ما احتمال عدم بطلان را به ‌صرف قابلیت عین برای استیفای منفعت بدهیم و منفعت قابل تملک باشد، و بگوییم که این حیثیت قائمِ عین مربوط به موجر است و حیثیت مستأجر کاری به موجر ندارد، این اشکال شده که اولاً یک اشکال نقضی بر سید و بر آقای خوئی واردشده که شما در مسئله 3 فصل قبل در آنجایی‌که [اگر به نحو قیدیت بگوید] «اذا آجار الدار و اشترط علی المستأجر سکناه بنفسه» در آن مسئله جناب سید خودشان حکم کردند که اگر مستأجر فوت کند اجاره باطل می‌شود و جناب آقای خوئی هم با ایشان موافقت کردند و آن‌جا نگفتند که مناط در صحت اجاره «کون المنفعه فی نفسها قابلتاً لتملک» آن‌جا هم می‌شد از آن خانه ورثه استفاده کنند و به کس دیگر بدهند.

چرا آن‌جا گفتید وجه قید است که خود مستأجر باشد؟ حالا مستأجر هم فوت کرد، اجاره باطل می‌شود آقای خویی هم موافقت کرد. این پاسخ نقضی است اما حلش این است که مباشرت همچنان که از حیثیت قائم به فعل مکلف و مستأجر قید لحاظ می شود ممکن است به‌عنوان قیدی برای حیثیت قائم به عین ملاحظه بشود، مسکونیت گاهی مسکونیت دار برای زید، مسکونیت برای رجال، گاهی مسکونی برای عمر است، گاهی مسکونیت این خانه، سکنای این خانه برای نسا است، مصحح اجاره آن حیثیت قائم به عین نه قائم به مکلف است و این را قبول داریم اما این به ‌معنا نیست که مباشرت را نشود در متعلق اجاره به‌نحو قیدیت اخذ کرد.

همچنانی که مباشرت حیثیت قائم به مستأجر است و این می‌تواند قید متعلق اجاره و سکنای این خانه بشود و سکنای خانه‌ای که مختص به مستأجر است، فقط این مستأجر استیفا می‌کند؛ من این را اجاره دادم. اگر که به‌نحو قیدیت باشد این امکان را دارد که قائل به بطلان بشویم و همچنانی که سید فرمودند اگر واقعاً قید باشد الاظهر همان بطلان است. ممکن است بگوییم در معاملات این قیدیت نیست و شرط است و اصلاً قید نمی‌کنند، مباشرت را مقید به‌نحو وحدت مطلوب نمی‌کنند بلکه به‌نحو تعدد مطلوب است و شرط می‌شود.

***

 مسئله 13:

این مسئله بحث تلف است که تلف گاهی مستند به حوادث طبیعی مثل زلزله، سیل، حیوانات است  که می‌گویند اگر حیوانی آمد و این خانه را خراب کرد یا حیوانی آمد و متعلق اجاره را خراب کرد این‌هم جزء تلف سماوی حساب می‌شود. گاهی نیز تلف مستند به مستأجر است و گاهی تلف مستند به موجر است و خود موجر می‌آید و خانه را خراب می‌کند.

اگر تلف مستند به حوادث طبیعی باشد که تلف سماوی می گوئیم که گاهی در اجاره‌ی اعیان عین را تلف می‌کند و گاهی نیز در اجاره اعمال محل عمل را تلف می‌کند. مثلاً شخصی آمده و پارچه‌ای را به خیاط داده که برای او خیاطت بکند، محل خیاطت چیست؟ آن پارچه است. آن پارچه به‌خاطر آبی که در این مغازه خیاط آمده پارچه را با خودش برده و تلف‌شده و رفته است. در این موارد که تلف سماوی عین مستأجره باشد، خانه را خراب بکند یا محل عمل را خراب و نابود بکند، سید می‌فرمایند این‌جا موجب بطلان است. دلیلش چیست؟

دلیلش این است که وقتی عین تلف شد و منفعتی وجود ندارد که ما بخواهیم اجاره بدهیم، صحت اجاره وجود منفعت است یا منفعتی نیست یا من قدرت استیفا ندارم، مالک دیگر مالک منفعت نیست که بخواهد تملیک بکند اما زمانی هست که تلف مستند به موجر یا مستأجر می‌شود و گاهی هم مستند به اجنبی می‌شود و نفر سوم و ظالمی می‌آید این را تلف می‌کند. اگر تلف به دست مستأجر اتفاق افتاد مستأجر که این‌جا را گرفت عین را تلف کرد اجاره این‌جا مشکلی پیدا نمی‌کند مثل این‌که قبض کرده ‌است. مستأجر این را تلف کرده به‌منزله قبض است و اجاره صحیح است و اجرت موجر مستحق است. اتلاف از ناحیه مستأجر در اعتبار عقلا مثل قبض است، مثل تسلم منفعت است و با تلف سماوی مقایسه نمی‌شود. تلف سماوی کاشف از وجود عدم منفعت است. شما وقتی‌که این ماشین را گرفتی که با آن جایی بروی و آن را تلف کردی باید اجرتش را بدهی و آن را قبض کردی و اجاره صحیح است.

اما اگر موجر آمد آن را تلف کرد، صاحب خانه آمد و خانه‌ای را که به ما اجاره داده را خراب کرد در این حالت من که مستأجرم باید چکار کنم؟ مستأجر دو کار می‌تواند بکند، مخیر بین این‌که بگویم معامله را فسخ بکنم و اجرتی را که اگر احیاناً دادم بگیرم یا می‌توانم ضمان این منفعتی که از من با تلف عین تلف‌ شده را مطالبه بکنم و از جناب موجر بگیرم.

پس مخیر بین فسخ و رجوع به اجرت‌المسمی و امضا و مطالبه بدل منفعت فائته هستم. دلیل فسخ چیست؟ دلیل فسخ این است که در معامله اجاره تسلیم عین شرط ارتکازی است و وقتی‌که این شرط محقق نشد و تسلیم به من نشد و آقای موجر آن را ولو بعد از یک مدتی تلف کرد من نسبت ‌به منافع بعدی نمی‌توانم استیفا بکنم؛ این شرط ارتکازی ضمن عقد که تسلیم به عین بود تخلف کرده و من مخیر هستم و خیار تخلف شرط دارم. این دلیل فسخ است که می‌توانم فسخ بکنم.

یا این‌که فسخ نکنم و بگذارم اجاره باشد و رجوع به بدل منفعت فائته را بگیرم. آن به چه دلیل؟ آن به این دلیل که این منفعت برای من بوده و این آقا اتلاف کرده است. همین‌طور که عین خودش و خانه خودش را خراب کرده منفعتش برای من بود و منفعت من را تلف کرده و این منفعت برای خود موجر نبود و برای مستأجر بود و اتلافش کرد و ضامنش است و مخیر است و خودش اختیار دارد که این کار را بکند.

اگر گفتیم این‌ها حین عقد به اسقاط جمیع خیارات گفتند و گفتیم که اسقاط جمیع خیارات و خیارات ضمنی هم را شامل می‌شود و خیار تخلف شرط ضمنی را هم شامل بشود؛ این‌جا دیگر خیار ندارد و فقط می‌تواند برود بدل منفعت فائته اش را درخواست بکند و موجر را تضمین بکند و از او بخواهد که ضامن منفعت فائته او بشود.

مطلب بعدی اتلاف اجنبی است، ایشان فرمودند اگر اجنبی اتلاف کرد این موجب ضمان می‌شود و من دیگر نمی‌توانم معامله را برهم بزنم و این آقای موجر که کاره‌ای نبوده که شما بروی و معامله را فسخ بکنی. جناب سید می‌فرمایند که موجر کاره ای نبوده و این‌جا را به شما تحویل داده اما اجنبی آمده و اتلاف کرده است و شما باید بروی از او مطالبه منفعت فائته را بکنی و موجب ضمان آن اجنبی است.

لکن خیلی‌ها این‌جا تعلیقه بر کلام سید زدند و اشکال کردند که اگر بعد از قبض باشد، درست است. اتلاف اجنبی که بعد از قبض مستأجر بوده، بیگانه آمده و خانه را خراب کرده و همین‌طور که این خانه مالک را خراب کرده، منفعت مستأجر را هم خراب کرده است. مالک این‌جا چه کار بکند؟ مالک خانه را تحویل داده و مستأجر هم رفته و سکونت کرده اما اگر این اتلاف قبل ‌از قبض بود و هنوز خانه را تحویل مستأجر ندادیم یک اجنبی آمد و آن خانه را خراب کرد یا همسایه آمد تصرف عدوانی کرد یا منزل را خراب کرد. اگر قبل‌ از قبض باشد چرا فقط بگوییم که اجنبی ضامن است و چرا مستأجر نتواند بگوید شما که هنوز به من تحویل ندادی؟ تسلیم عین شرط معامله بود و این شرط محقق نشد و من خیار تخلف شرط دارم پس معامله را فسخ بکند و برود.

می‌تواند هم بگوید من از این حق که خیار است، استفاده نمی‌کنم و می‌روم منتظر می‌مانم و از اجنبی آن منفعت فائته را بگیرم. اینکه ما بگوییم منحصراً بر اتلاف اجنبی است این‌جا باید بگوییم این‌طور نیست و اگر اتلاف اجنبی قبل از قبض بود می‌تواند موجب ضمان و هم می‌تواند برود ضمان اجنبی را داشته باشد و مستأجر از اجنبی بدل فائته را بخواهد و هم می‌تواند معامله را مستأجر به تخلف شرط فسخ بکند.

در ادامه سید می‌فرمایند: «عذر عامی» که مثلاً راه بسته ‌است، تلف است. «عذر خاص» که برای مستأجر باشد چگونه است؟ این‌جا دیگر تکرار مطالب قبل است.

«کما اذا استأجر دابّۀ لرکوبه بنفسه فمرض و لم یقدر علی المسافره» این را می‌فرمایند که در آن اشکال است و اگر شرط شده باشد موجب بطلان است؛ یعنی به‌ صورت «لرکوبه بنفسه مباشرتا» اگر مباشرت قید شده باشد این‌جا نیز قائل به بطلان بشویم.

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , ,

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


پایگاه خبری علیرضا ملک پور: مهارت در کار ضامن اشتغال پایدار
پایگاه خبری علیرضا ملک پور: مهارت در کار ضامن اشتغال پایدار
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715