یکشنبه ۲۶ دی ۱۴۰۰
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۰۶:۵۶ - ۱۴۰۰/۱۰/۰۴

(جلسه ۲۷)

درس خارج فقه حجت الاسلام محسن جلالی؛ مبحث: استقرار الاجاره مع بذل الموجر

در ادامه تقریر درس خارج فقه اجاره حجت الاسلام والمسلمین محسن جلالی (زید عزه)؛ مورخ ۱۵/۸/۱۴۰۰، به نظر طلاب حوزه علمیه، اساتید و پژوهشگران می رسد.

ندای اصفهان- حجت الاسلام جواد جلوانی

(مدرسه علمیه ملاعبدالله)

در ادامه تقریر درس خارج فقه اجاره حجت الاسلام والمسلمین محسن جلالی (زید عزه)؛ مورخ 15/8/1400، به نظر طلاب حوزه علمیه، اساتید و پژوهشگران می رسد.

جهت دریافت دروس قبلی اینجا را کلیک کنید.

***

مبحث: مسأله استقرار الاجاره مع بذل الموجر

(جلسه 27)

بسم الله الرحمن الرحیم

ادامه مسئله 1:

در بحث اجاره در فصل جدید مسئله اول، صاحب عروه فرمودند اگر خانه‌ای را اجاره کرد و از مالک، خانه‌ای که اجاره کرده بود را تحویل گرفت و مدت اجاره هم گذشت اما در این خانه نیامد و مثلاً مسافرت رفته و خانه‌ای را در مشهد برای یک هفته اجاره کرده و کلید هم تحویل گرفته اما به این منزل نرفت و به منزل دوستان دیگرش رفت، بعد نمی‌تواند بگوید که چون من در این خانه نیامدم پس اجاره نمی‌دهم، این‌طور نیست شما خانه را اجاره کردی، تحویل هم گرفتی این‌که آمدی یا نیامدی این‌ به عهده خودت است و باید اجاره‌اش را بدهی.

مثال دیگر؛ ماشین وانت را اجاره کردی که در این ساعت بیاید وسایل شما را ببرد و راننده وانت هم سر ساعت آمد و در خانه شما ایستاد که وسایل شما را ببرد و یک ساعت، نصف روز آن‌جا ایستاد و در اختیار شما بود اما شما استفاده نکردی ولی اجرت را باید بدهی.

مرحوم سید فرمود که در اجاره عین جزئی درست است؛ اگر کلی باشد چطور؟ بعد فرمود اگر کلی باشد و اگر زمان معین شده باشد، عین کلی و زمان نیز معین باشد، مثلاً بگوید که آقا یک اتاق به من بدهید یا یک ماشین به من کرایه بدهید، نمی‌گوید این ماشین را بدهید و کلی می‌گوید یک ماشین به من بدهید یا مثلاً می‌گوید برای روز جمعه می‌خواهم اثاث‌کشی کنم و این ماشین را آن آقا تحویل داده منتها سید می‌فرمایند اگر وقت معین نباشد و کلی باشد اجرت‌المسمی مستقر نمی‌شود.

برای نظر سید این‌جا تعلیقه داریم؛ مثل حضرت امام خمینی، آقای خویی و دیگران تعلیقه زدند که مگر این‌جا چه فرقی می‌کند؟ اینجا هم وقت تعیین نکرده ولی شخصی که عین را در اختیارش گذاشته کلی بوده و وجود کلی به فرد است و یک فرد را در اختیار گذاشته مثل همان صورتی که می گویید وقت معلوم بود، کلی با وجود فرد معلوم می‌شود. خانه یا ماشین را در اختیار این فرد گذاشت، حالا وقت معین نکرده پس چرا این کلی را در اختیار ایشان می‌گذارد؟ امروزه در بازار کسی نمی‌آید خانه یا ماشینش را در اختیار بگذارد، اینجا وقت معین نکردند که مثلاً شما این را امروز یا فردا استفاده کن. ظاهرش این است که به‌خاطر آن اجاره‌ای که داشتی این در اختیار شماست.

بنابراین این‌جا خواستند بگویند اجرت‌المسمی مستقر می‌شود و شما نمی‌توانید الی‌الابد بگویید که من هر وقت خواستم تا صد سال دیگر از خانه یا ماشین استفاده می‌کنم و الان هم که ایشان در اختیارت گذاشته براساس آن عقد در اختیارت گذاشته و وقت معین نکرده بودی اما ایشان این خانه را الان در اختیار شما گذاشته پس استفاده کن. اگر می‌خواستی بگویی من سال دیگر می‌خواهم باید می‌گفتی برای سال دیگر، ولی اگر گفتید این وسیله، وانت، خانه را به من بده و وقت هم معین نکردی یعنی الآن بتوانم استفاده بکنم و اگر استفاده نکردی اجرتش بر شما مستقر می‌شود.

بنابراین این قسمت آخر مسئله یک جای تعلیقه دارد. گرچه بعضی از بزرگان خواستند جواب بدهند و توجیه کنند ولی به‌نظر می‌رسد که توجیه تکلف آمیزی است.

***

 مسئله 2:

می‌فرمایند اگر موجر عین مستأجره را به مستأجر بذل کرد و گفت این خانه است و بیا کلید خانه را بگیر و ایشان نرفت بگیرد، ما یک هفته خانه را اجاره کردیم و این کلید خانه را بیا بگیر ولی ایشان نرفت بگیرد، یک هفته هم گذشت باز این‌جا اجرت مستقر می‌شود. شما ضامن و مدیون اجرت می‌شوید ولو این‌که شخص بگوید که من نمی‌روم بدهم و موجر هم نتواند شما را پیدا کند ولی این ضمانت و بدهی حاصل می‌شود.

در مورد اجیر نیز همین‌طور است؛ کسی را اجیر بکنی که برای من خیاطت بکن یا برای من بنّائی بکن، لباسی را برای من در وقت معین مثلاً امروز، یک هفته بدوز ولی لباس را به او ندهی. یک زمانی هست که فردی می‌گوید من پارچه‌ای دارم و شما را اجیر می‌کنم که در این یک هفته لباس را برای من بدوزی و اینقدر مزد هم به شما می‌دهم (مثلاً یک میلیون اجرت به شما می‌دهم) ایشان می‌گوید خیلی خب من در اختیار شما هستم و دیگر کار قبول نمی‌کنم، شما پارچه ات را بردار بیاور تا من برایت بدوزم و کارهای جزئی دارم که در کنار کار شما انجام می‌دهم. اگر که این آقا ایشان را اجیر کند و رفت و پارچه را نیاورد و وقتم گذشت پس اجرت را باید بدهد و اجرت را باید دفع بکند.

یک زمانی هست که ما می‌رویم با یک خیاطی صحبت می‌کنیم و گفتگو می‌کنیم و مقابله می‌کنیم و می‌گوییم من لباسی دارم شما زحمتش را در این یکی دو روزه برای من می‌کشید که آن را بدوزی؟ و خیاط هم می‌گوید بیاور ببینم چیست.  این عقد نیست و فقط شما صحبت کردید، مثل زمانی است که خیلی اوقات شخص وسیله‌ای دارد و می‌خواهد ببرد تعمیر کند و می‌رود قیمت می‌پرسد تا بعد تصمیم بگیرد، این محل بحث نیست. محل بحث آنجایی است که شما با او قرار می‌گذارید و عقد اجاره را می‌بندید به ‌خصوص که بر مبنای سید اجاره هم لفظی باشد، اگر معاطاتی باشد سید قائل به لزوم در اجاره نبود ولی اگر عقد اجاره را به‌خصوص با اجاره لفظی بستی ولی نیامدی لباس را بدهی تا او بدوزد اجرت بر شما واجب است.

نکته ای سید دارد و آن این است که این خیاط قرار بود یکی دو روزه لباس شما را بدوزد و شما هم لباست را نیاوردی به ایشان بدهی باید اجرت را به ایشان بدهید، چه آقای خیاط بیکار نشسته یا دارد لباس خودش را می‌دوزد یا دارد لباسی برای شخص دیگری می‌دوزد و از او اجرت می گیرد و شما باید اجرت را بدهی، ایشان چنین نظری دارند. در این یکی دو روز که قرار بود لباس شما را بدوزد و شما هم از آوردن لباس امتناع کردی فرقی نمی‌کند که خیاط کار دیگری برای خودش دارد می‌کند (کار دیگر منظور غیر خیاطت مثلاً دارد کتابت می‌کند) یا برای شخص دیگری کار می‌کند یا اصلاً بیکار نشسته است؛ فرقی نمی‌کند. بعضی تعلیقه زدند که اگر دارد برای دیگری کار می‌کند تضاد به منافع است و منافع متضاده است یعنی الآن منفعت خیاطت برای من و منفعت خیاطت برای دیگری متضاده است و نمی‌شود من ضامن منافع متعدد باشم.

شما کسی را برای خیاطت اجیر بکنی بعد او را برای کتابت به کار بگیری سید آن‌جا ‌نظر می‌دهد و می‌گوید شما باید هم اجرت کتابت و هم اجرت خیاطت را به او بدهی چون ایشان را امروز برای خیاطی اجیر کرده بودی حالا اگر برای خیاطی اجیر کردی و او را در کتابت بردی باید اجرت‌المثل کتابت را به او بدهی و اجرت‌المسمی خیاطت را که با او صحبت کرده بودی را هم به او بدهی. بعضی‌ها می‌گویند که این فرد در یک روز چند کار نمی‌تواند بکند یا باید خیاطت بکند یا باید کتابت بکند.

 مشهور قائلند که منافع متضاد ضمان ندارد، در یک زمان شما نمی‌توانید دو منفعت متضاد را ضامن بشوی و امکان ندارد. این آقای اجیر نمی‌تواند هم ‌زمان کتابت و خیاطت بکند و یکی از این کارها را می‌تواند انجام بدهد. اگر من ایشان را برای این کار اجیر کردم مزد همان را می‌دهم و اگر او را به کار دیگری گرفتم اجرت آن کار دیگر را می‌دهم، اما شما بگویی که اجرت هر دو کار را باید بدهی، یا ایشان را اجیر کرده بودم که برای من خیاطی بکند و من پارچه را نیاورده بودم و شخص دیگری او را اجیر کرده و او دارد اجرت می‌دهد، آن‌وقت من هم باید اجرت بدهم؟ مشهور این‌جا قائل شدند که این‌جا لازم نیست شما اجرت بدهید و منفعت متضاده می‌شود. ولی آقایان در این مسئله تعلیق نزدند و در مسئله ششم که خواهد آمد آن‌جا تعلیق‌ها پیدا می‌شود؛ این در خاطرتان باشد که این مسئله به منافع متضاده مرتبط خواهد شد که خواهد آمد.

***

مسئله 3:

این مسئله درباره زمان عمل حرّ است. اینجا شبیه مسئله دو است منتهی در مسئله دو زمان نگذاشته ‌است و فقط شخصی را برای خیاطی اجیر کرده که نرفته لباس را بدهد. در مسئله سه شخصی را اجیر کرده که بیاید دندان شما را بکشد یا سر شما را اصلاح بکند، مدت هم گذشت، شما یک ساعت وقت گرفته بودی و قرار گذاشته بودی و این آقا را اجیر کرده بودی که بیا در این ساعت دندان من را بکش و این ساعت گذشت و آقای دندان‌پزشک هم وقتش را برای کار شما در اختیار گذاشته بود. این‌جا شما ضامن هستی. مدتی که باید کار دندان‌پزشکی در آن انجام شود گذشت (موجر این‌جا همان اجیر است که قرار است کار را انجام بدهد) او هم خودش را در اختیار گذاشته بود که این کار را انجام بدهد پس اجرت مستقر می‌شود ولو این‌که شما نیامدی بنشینی تا دندانت را درست بکند ولی این آقا به منزل شما آمده و منتظر شماست تا دندانتان را بکشد، ولی شما نشستی داری مطالعه می‌کنی و به‌تأخیر می‌اندازی و از ساعت مثلاً 4 تا 5 این آقا آمده ولی شما نمی‌روی تا دندانت را بکشد یا سرت را اصلاح بکند پس این‌جا باید مقدار اجرت را بدهی.

 سید می‌فرمایند که فرق نمی‌کند که موجر حرّ یا عبد به اذن مولا باشد. بحث چیست؟ چون یک عده‌ای گفتند که اگر این شخص عبد باشد و به اذن مولا باشد چون خودش را خریدوفروش می‌کند، منافعش هم قیمت‌گذاری می‌شود آن درست است و باید اجرت بدهید اما زمانی‌که فرد حرّ است منافع حرّ ضمانت ندارد مگر آن وقتی‌که استیفا بکنی، وقتی‌که سر شما را زد و دندان شما را کشید، اجرت می گیرد.

بنابراین اگر شخص حرّی را حبس و زندانی کرد و حرّ که کار دارد و روزانه فرض کنید مثلاً صد هزار تومان یا دویست هزار تومان کار می‌کند و شما او را 10 روز حبس کردید این 10 روز لزومی ندارد که منافعی که از او تفیید کردی را بدهی. سید این‌جا قائلند که این‌طور نیست و اگر شخص حرّ باشد شما ضامن او نیز هستی. لذا ایشان می‌فرماید این احتمال هست که استقرار اجرت در عبد باشد نه در حرّ. اما چرا حرّ نباشد؟ اینکه بگوییم ضامن منافع حرّ نیستیم مگر زمانی‌که استیفا کرده باشیم و حالا اگر استیفا نکرده باشیم و این آقا می‌توانست امروز پانصد هزار تومان کار بکند و شما او را این‌جا نگاه داشتی الآن که نگه داشتی پس باید پانصد هزار تومان به او بدهی.

فرض کنید کسانی را بی‌گناه زندانی کردند و بعد باید بگوییم که دولت یا حکومت یا قوه قضاییه این فرد بی‌گناه را که یک ماه زندانی کرده و این فرد هر ماهی پنج میلیون درآمد داشت باید دولت ضامن باشد و بدهند. بعضی‌ها هم رساله مستقل در این زمینه نوشتند و جای کار هم دارد. مرحوم سید می‌فرمایند که این اشتباه است که شما بگویی ضامن نیست مگر بالاستیفا. وجهی برای این نیست. چرا؟ ایشان می‌گوید منافع لازم نیست که با استیفا باشد همین‌که عقد بر منافع بستی این مال می‌شود، کأنّ وجود پیدا می‌کند و مال برای مستحق می‌شود، یعنی اجیر که منفعت سلمانی خودش را تعهد یا تملیک به این آقا کرده بود، پس باید اجرتش را بگیرد.

او من را اجیر کرده بود که بیایم این کار را برایش انجام بدهم و من هم آمدم و آماده شدم و بذل کردم و ایشان قبول نکرد، تلفش به دست چه کسی است؟ به دست آقای مستأجر است. مستأجر این را تلف کرده چون بعد از عقد این مال شده و مال تلف‌شده است.

بعد هم سید می‌فرمایند که ما قبول نداریم که منافع حرّ فقط ضمانش به استیفا است، شما وقتی‌که کارگر را به کار گرفتی و کار را برای شما صبح تا شب انجام داد بعداً شما ضامن هستی که پولش را بدهی این‌طور نیست، بلکه ایشان می‌گوید حتی با تفویت هم منافع حرّ مضمون می‌شود. لذا وقتی تفویت صدق بکند و مثال همین حبس را می‌زنند که این مقدار را عرفاً صدق می‌کند که این آقا اگر این فرد آزاد بود یک ماه می‌توانست 10 میلیون کار بکند، مثلاً این آقا هنرمندی بود که می‌توانست روزانه یا ماهانه این‌قدر پول در بیاورد و شما این فرد را حبس کردی و این مقدار را از او فوت کردی.

 در این‌جا با مرحوم سید مخالفت شده و در مستند آقای خویی مخالفت کردند که درست است این‌جا تفویت می‌شود ولی آنچه که ملاک ضمان است اتلاف است نه تفویت که ان‌شاءالله در جلسه آینده توضیح خواهیم داد.

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , , ,

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


پایگاه خبری علیرضا ملک پور: مهارت در کار ضامن اشتغال پایدار
پایگاه خبری علیرضا ملک پور: مهارت در کار ضامن اشتغال پایدار
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715