جمعه ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۱
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۱۲:۵۴ - ۱۴۰۰/۰۹/۲۴

درس خارج فقه استاد حجت الاسلام محسن جلالی

مسئله 12: عدم اتیان عمل در وقت معین اجاره

 در باب اجاره، بحث معلومیت عمل، جزء شرایط عوضین هست. اگر آقای اجیر در تاریخ معین شخص یا کالا و امانت را نرساند، بحث این‌جا واقع می‌شود که آیا اجاره صحیح بوده است؟ اجاره باطل بوده ‌است؟ اجیر استحقاق اجرت را دارد؟

ندای اصفهان- حجت الاسلام جواد جلوانی

(مدرسه علمیه ملاعبدالله)

در ادامه تقریر درس خارج فقه حجت الاسلام والمسلمین محسن جلالی (زید عزه)؛ مورخ 30/6/1400، که به طور اختصاصی از روی صوت پیاده سازی شده است، به نظر طلاب حوزه علمیه، اساتید و پژوهشگران می رسد.

جهت دریافت دروس قبلی اینجا را کلیک کنید.

***

مبحث: عدم اتیان عمل در وقت معین اجاره

(جلسه 13)

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم

 مسئله 12:

در باب اجاره، بحث معلومیت عمل، جزء شرایط عوضین هست. یکی از مسائلی که ذیل این شرط مطرح می‌شود این است که اگر کسی اجیری را گرفت، وسیله‌ای را کرایه کرد، شخصی را اجیر کرد که نامه‌ای را برساند یا یک امانتی را در تاریخی به‌جایی برساند یا این‌که راننده‌ای را با ماشین اش اجیر کرد که کالا یا خود این فرد را در تاریخ و زمان مشخصی به ‌جایی برساند؛ در عقد اجاره شان این بود. اگر آقای اجیر در تاریخ معین شخص یا کالا و امانت را نرساند، بحث این‌جا واقع می‌شود که آیا اجاره صحیح بوده است؟ اجاره باطل بوده ‌است؟ اجیر استحقاق اجرت را دارد؟ اجیر فرد یا کالا را رسانده مثلاً گفته بود که من شما را اجیر می‌کنم که من را قبل‌ از اربعین به کربلا برسانی، اجیر هم اجرت و اجاره را قبول کرده و اجرت را گرفته یا بعد می‌گیرد ولی آن فرد را قبل ‌از اربعین به کربلا نرسانده و بعد از اربعین به کربلا رسانده است.

این‌جا چه باید بگوییم؟ اجاره چه می‌شود؟ آن تاریخی که مد نظرش بوده و آن زمانی که معین کرده چه می‌شود؟ صاحب عروه می‌فرمایند: عملی که اجیری قرار است در یک وقت معین انجام بدهد و در آن وقت انجام نمی‌شود گاهی به‌خاطر این است که از اول وقت توسعه نداشته و این آقا یک روز قبل‌ از اربعین راننده ای را اجیر کرده که مثلاً شخص را از اصفهان به کربلا برسان. به‌طور طبیعی با آن ترافیک و… اصلاً وقت توسعه نداشته که این فرد را روز اربعین به کربلا برساند. اگر وقت توسعه نداشته است گفتند این اجاره باطل است و عمل بر غیر مقدور مورد اجاره قرار گرفته و به‌خاطر عدم قدرت بر تسلیم یا به‌خاطر عدم مملوکیت عمل یا به‌خاطر عدم وجود محل.

سه مبنا که مبانی بطلان عمل بر غیر مقدور هستند؛ یعنی بطلان اجاره بر عمل غیرمقدور.

مبانی بطلان اجاره بر عمل غیر مقدور: 1- عدم قدرت بر تسلیم است، 2- عدم مطلوب مملوکیت عمل است، شما مالک چنین عملی نیستید چون در قدرتت نیست که بخواهی تملیک کنی 3- محلی برای این تملیک وجود ندارد. به مبانی مختلفی که بیان می‌کنند و علما تمسک می‌جویند.

پس اگر وقت توسعه نداشته و اجاره منعقد شده، عقد باطل است اما اگر وقت توسعه داشته 4-3 روز، 5 روز قبل ‌از اربعین چنین اجاره‌ای منعقد می‌شود ولی آقای اجیر تقصیر می‌کند، کوتاهی می‌کند، آن زمان که باید حرکت بکند نمی کند یا سرعت مناسب را نداشته و کوتاهی می‌کند. در این‌جا مرحوم سید تفصیل می‌دهند و می‌فرمایند وقتی که آن زمانی‌که مشخص‌شده قید متعلق اجاره است و متعلق اجاره ما رسیدن به کربلا مقید به این زمان است. دراین‌صورت اجاره باطل است و آقای اجیر هیچ‌چیزی را مستحق نیست و این فتوای سید است. اما زمانی‌که متعلق اجاره رسیدن به کربلاست، منتها آن زمان و وقت شرط است و قید نیست.

من شما را اجاره و اجیر می‌کنم که به کربلا برسانید اینقدر به شما پرداخت می‌کنند و شرط هم این است که شما اربعین من را آن‌جا برسانی؛ در این‌جا شرط می‌شود و در این حالت خود عقد این قید را در خود ندارد و «زمان» شرط می‌شود پس عقد صحیح است و شرط تخلف پیدا کرده و خیار تخلف شرط را دارد. اگر این آقا شرط را خواست خیار تخلف بکند پس فسخ می‌کند ولی این کار را انجام داده چون این کار به دستور ایشان بوده پس اجرت‌المثل را باید بدهد اما اجرت‌المسمی این‌طور نیست.

مثلاً گفته بود که اگر مرا با ماشین ببری پنج میلیون به شما می‌دهم. دو روز به اربعین مانده این را گفته و وقت هم بوده اما اجیر کوتاهی کرده و این آقا را نرسانده است، اجرت رساندن شخص از ایران مثلاً از اهواز به کربلا چقدر است، مثلاً پانصد هزار تومان، آن را باید بگیرد و اجرت‌المثل را بگیرد و اجرت المسمی را نباید بگیرد.

بیان سید این است «إذا استأجره أو دابّته لیحمله أو یحمل متاعه ألی مکان معیّن بأجره معیّنه…» اگر خودش را اجیر بکند یا دابه او را از جیر بکند که دابه را ما الان ماشین می‌گوییم مثلاً ماشینش را کرایه بکند که خودش هم راننده باشد نه این‌که ماشین را بگیرد و ببرد یا می‌خواهد خودش را حمل بکند یا وسیله و کالایی دارد که می‌خواهد به مکانی برساند؛ دابه اش را اجاره می‌کند تا او را به کربلا برساند می گوید من را سوار دابه و ماشینت بکن و به کربلا ببر.

سید فرمودند؛ من را به کربلا برسان ولی متأسفانه این اجیر او را به کربلا در این تاریخ نرساند بعداً رسید و به کربلا رفتند، اما بعد از شب نیمه شعبان یا اربعین رسیدند «فإن کان ذلک» این نرسیدن به چه جهت بود؟ وقت توسعه نداشت یا اصلاً ممکن نبود که این آقا یک روز به اربعین مانده از تهران بخواهد وسیله‌ای را غیر از هواپیما اجیر بگیرد و ماشین بگیرد و بخواهد شب اربعین آن‌جا باشد، این اگر به‌خاطر عدم سعه وقت و عدم امکان ایصال بود پس اجاره باطل است ولی اگر زمان واسع بوده اما آقای اجیر تقصیر و کوتاهی کرده و این آقا را نرسانده، در این جایی‌که توسعه وقت است تفصیل می‌دهد که زمان و وقت قید متعلق اجاره و تقیید است و آن مکلف را قید می‌زند.

این اجیر مستحق هیچ اجرتی نیست و مقتضای اجاره ‌این نبود که من به کربلا برسم مقتضای اجاره این بود که من روز اربعین یا شب نیمه شعبان کربلا باشم و محقق نشده است. بعد مثالی هم می‌زنند که فردی را اجیر کرده که روز جمعه برای میت ما روزه بگیر، این اجیر اشتباه کرد و روز شنبه روزه گرفت ولی او گفته بود که من روز جمعه را می‌خواهم و روز جمعه خصوصیت دارد که شما روزه بگیری. این‌جا هم روز جمعه برایش خصوصیت دارد. پس اگر بر وجه شرطیت باشد روزه باطل است.

اگر متعلق اجاره قید ندارد، ایصال به کربلاست ولی شرط کرده که کربلا در روز اربعین باشد، اگر این‌طور باشد بالاخره او را به کربلا رسانده و عمل صحیح است، اجاره صحیح است، عقد صحیح است اما شرط تخلف شده پس خیار تخلف شرط دارد.

این آقا چون در شرط تخلف شده می‌گوید آقا من این اجاره را فسخ می‌کنم چون تو به‌شرط عمل نکردی. فسخ کرد و زمانی‌که فسخ کرد و آن صحبتی که برای اجرت کرده بود آن دیگر کنار می‌رود و اجیر می پرسد من شما را به کربلا رساندم چیزی به من نمی‌دهید؟ می گوید چرا، اجرت المثل ات را می‌دهیم. چقدر از شهر مهران تا کربلا اجرتت است ما هم آن را پرداخت می‌کنیم ما مبلغی که قید کرده بودیم می‌خواستیم ما را در آن تاریخ برسانی و نرساندی حالا اجرت المثل را می دهیم.

یعنی اگر فسخ کرد دیگر اجرت‌المسمی کنار می‌رود و این گفته هم قابل‌تأمل است که شما گفتید که اگر وقت توسعه ندارد مطلقا باطل است اما اگر وقت توسعه دارد تفصیل دادید، وجه قیدیت باطل بود وجه شرطیت با خیار تخلفش صحیح بود. آن‌ها گفتند در صورت عدم توسعه وقت نیز باز این تفسیر را بدهید بگویید در صورت تقیید باطل باشد نه در صورت شرطیت. اگر شرط کرده باشد اجاره صحیح است چون اصل عمل مقدور بوده است و زمان توسعه نداشته اما او گفته که مرا به کربلا برسان، این را شرط کرده یعنی زمان را شرط کرده است و متعذر شرط بوده ‌است، شرط باطل بوده اما شرط باطل موجب بطلان عقد نمی‌شود؛ پس درصورتی‌که وقت توسعه ندارد باز ما این تفصیل را بدهیم که اگر به وجه قیدیت و عنوانیت بود باطل می‌شود اما اگر به وجه شرطیت بود آن عقد صحیح است.

این اشکال را در کتاب «بحوث فی الفقه» مرحوم آیت‌الله سید محمود هاشمی دارند منتها ممکن است مثل مرحوم سید و امثال ایشان بگویند درصورتی‌که وقت توسعه ندارد چون این عمل باید محدود و معلوم بشود که تا چه زمانی بشود و اگر آمده و گفته که تا این زمان و در زمان آن را مقید کرده و وقت توسعه ندارد و اصلاً مقدوریت ندارد به خود عمل می‌خورد. اگر وقت توسعه داشته باشد اجاره صحیح می‌شود ولی اگر وقت توسعه ندارد و امکان این عمل نیست مثل این است که چیزی که قدرت بر تسلیم ندارد را بر روی آن معامله بکند یا بر روی آن قرار بگذارد بنابراین می‌شود از مرحوم سید دفاع کرد که آن صورتی که این‌ها آمدند تفصیل دادند برای جایی است که وقت توسعه دارد فقط اجیر تقصیر و کوتاهی کرده اما اگر خود وقت قصور دارد و امکان ندارد از اول عقد این‌ها بی‌خود بوده‌ است.

مگر این‌که کسی مانند مرحوم آقای هاشمی بگوید؛ عقد روی کربلا بردن بوده و آن تاریخ شرط بوده و آن شرط هم از اول وقتش نبوده و می‌دانستند که از اول نمی‌شود پس شرط باطل است و شرط باطل موجب بطلان عقد نمی‌شود.

 باز این سوال مطرح می‌شود که این فرد که گفته من را به کربلا برسان آیا نباید وقت و زمان معلوم باشد و بگوید من را در این زمان به کربلا برسان؟ اگر هیچ‌وقت و زمانی نداشته باشد که نمی‌شود، یک زمانی را بیان کردند آن زمان در آن توسعه دارد که حالا فکر کنیم که زمان قید یا شرط است که باز نظر مرحوم سید تصحیح بشود.

بعضی‌ها گفتند در صورت تقیید و تقصیر چرا عمل و اجاره باطل باشد؟ و حتی در صورت تقیید و توسعه‌ی وقت از این طرف بعضی ها گفتند که اجاره صحیح است. توجیه مطلب این است که بنابر مسلک تملیک یعنی اگر ما اجاره را تملیک عمل بدانیم که در ابتدا گفتیم اجاره‌ی اعیان، تملیک در اجاره اعمال هم که اجیر هست دیگر مبنای مشهور تملیک است.

برمبنای تملیک بگوییم که عرف اینجایی که قید می کند یعنی عملاً ما مقید به زمان است و این زمان محقق نمی‌شود این ایصال به کربلا در این زمان محقق نمی‌شود این‌جا منفعت را منتفی می‌بیند و منفعتی نیست و شما منفعتی را به ما ندادی که بخواهی اجاره را صحیح بدانیم. یا این‌که گفته بشود که این‌جا یک شرط ضمنی در ایجار عمل خارجی وجود دارد که اگر اجیر این عمل را انجام نداد مستحق اجرت نیست. کسی را که اجیر می‌کنیم و می‌گوییم که این کار را در این زمان انجام بده درواقع یک شرط ضمنی دارد که اگر این کار را در این زمان انجام ندادی مستحق اجرت نیستی. یعنی عقد فسخ است.

اجرت در قبال ادا و عمل خارجی است نه در قبال عمل در ذمه، پس این‌که کسی به ذهنش برسد که درحین عقد، عقد تمام شد و با عقد اجاره صحیح می‌شود و شما باید اجرت را بدهید این طور نیست بلکه در اجاره اعمال بر مسلک تملیک با عمل خارجی است. عمل خارجی را باید انجام بدهد و یک شرط ضمنی هم دارد. بنابراین نظر مشهور درست می‌شود و اگر بنابراین‌که اجاره اعمال به باب تملیک نرود بلکه همان باب تعهد و التزام باشد که ما هم تقویت کردیم، التزام به ادای عمل برای مستأجر باشد این دیگر خیلی روشن است این‌جا تملیک نیست. این‌جا نیامده‌ منفعت خودش را تملیک کند که بگوییم اجیر منفعت عمل خودش را تملیک کرده و شمای مستأجر هم پولش را بده و تعهد کرده بود که این عمل را انجام بدهد و این کار را انجام نداده و تقصیر کرده‌ است درصورتی هم که قید بوده نظر مشهور خیلی روان و راحت است که با ترک عمل عقد ما فسخ می‌شود.

یکی دیگر از تفاوت‌های دو مسلک (که ما در اجاره اعمال تملیک بدانیم که حالا شاید مشهور هم این نظر را دارند یا تعهد به التزام بدانیم) اینجا ظاهر می‌شود که وقتی تملیک بدانی باید بگوییم این اجیر تملیک مافی‌الذمه کرده و ذمه‌ی خودش را تملیک کرده است. حالا در خارج ادا نکرده پس مستحق اجرت هست و بطلان اجاره به حیث و بیث می‌افتد. اما در مسلک تعهد خیلی روشن در موارد امروزی که نگاه می‌کنیم مثلاً آقا شما تعهد کرده بودی که این کار را برای من با این قید و خصوصیات انجام بدهی ولی انجام ندادی پس مستحق اجرت نیستی و عقد هم باطل است.

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , ,

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


مسابقه کاریزمن11: هدایت روابط دختر و پسر به ازدواج (کلیک کنید)
مسابقه کاریزمن11: هدایت روابط دختر و پسر به ازدواج (کلیک کنید)
آموزش سواد رسانه به کودکان- خرید کتاب قصه های کرمیلو
آموزش سواد رسانه به کودکان- خرید کتاب قصه های کرمیلو
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715