جمعه ۰۸ بهمن ۱۴۰۰
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۰۶:۴۶ - ۱۴۰۰/۰۹/۱۷

درس خارج اصول استاد محسن جلالی (دامت برکاته)

بررسی مسلک تعهد در حقیقت وضع الفاظ

درحقیقتِ وضع این‌ سوال بود که تلازم بین لفظ و معنا چگونه به وجود می‌آید و واضع چه کاری می‌کند که وقتی ما لفظ را می‌گوییم منتقل به معنا می‌شویم یا دیگران منتقل به معنا می‌شوند؟ سه مسلک داشتیم: «اعتبار و علامیت»، «تعهد و التزام»، «قرن اکید».

ندای اصفهان- حجت الاسلام جواد جلوانی

(مدرسه علمیه ملاعبدالله)

در ادامه تقریر درس خارج اصول حجت الاسلام والمسلمین محسن جلالی (زید عزه)؛ مورخ 20/7/1400 که همزمان به صورت مجازی و حضوری در مدرسه علمیه ملاعبدالله اصفهان برگزار شده است، به نظر طلاب، اساتید و پژوهشگران می رسد.

جهت دریافت دروس قبلی اینجا را کلیک کنید.

***

مبحث: بررسی مسلک تعهد در حقیقت وضع الفاظ

(جلسه 14)

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم

درحقیقتِ وضع این‌ سوال بود که تلازم بین لفظ و معنا چگونه به وجود می‌آید و واضع چه کاری می‌کند که وقتی ما لفظ را می‌گوییم منتقل به معنا می‌شویم یا دیگران منتقل به معنا می‌شوند؟

 در پاسخ 3 مسلک داشتیم: مسلک «اعتبار و علامیت»، مسلک «تعهد و التزام»، مسلک «قرن اکید».

مسلک اول مسلک «اعتبار و علامیت» از محقق اصفهانی بود. می گویند واضع وضعِ لفظ را برای معنا اعتبار می‌کند مثل این‌که علامتی را در خارج برای فرسخ یا خطر و… قرار می‌دهد. دیگرانی که بر این مسلک اعتبار اشکال دارند و می‌گویند که با اعتبار ملازمه پیدا نمی‌شود و با اعتبار صرف سببیت پیدا نمی‌شود که اشکالات را در جلسه قبل بیان کردیم و بعضاً هم جواب دادیم، این‌ها قائل‌اند که علاوه‌ بر اعتبار یک تعهد و التزام باید باشد و آن تعهد و التزام حقیقت وضع است.

مسلک دوم مسلک تعهد و التزام است. آنها می گویند حقیقت وضع آن است که هر مستعملی که لفظ را به کار می‌برد هم واضع اول و هم دیگران که می‌خواهند این الفاظ را به کار ببرند متعهد و ملتزم می‌شوند که هر وقت این لفظ را به کار بردند قصد آن معنا را دارند، قصد تفهیم آن معنا را دارند، هر وقت گفتند اسد منظورشان همان حیوان مفترس است و به این تعهد التزام را دارند.

مرحوم ملاعلی نهاوندی در کتاب «تشریح الاصول» و همچنین جناب مرحوم شیخ عبدالکریم حائری در کتاب «درر الفوائد» و همچنین جناب آیت‌الله خوئی در «محاضرات فی اصول الفقه» این مبنا را قبول کردند که معروف به مبنای تعهد و التزام است.

مرحوم حائری در درر فرمودند که آنچه تعقل اش ممکن است این است که واضع ملتزم می‌شود که هر وقت اراده معنا را کرد و اراده کرد که این معنا را به‌غیر تفهیم کند به این لفظ تکلم کند و وقتی هم مخاطب به این التزام ملتفت بود، عالم به وضع بود (یعنی عالم به این التزام بود) از این لفظ به آن معنا منتقل می‌شود. پس علاقه‌ی بین لفظ و معنا نتیجه این التزام است.

 بعد گفتند حالا اگر که این التزام باشد این وضع تعیینی را درست می‌کند، وضع تعیّنی چه می‌شود؟ گفتند دال بر تعهد یکی تصریح واضع و دیگری کثرت استعمال است؛ یعنی کثرت استعمال دلالت بر این تعهد می‌کند و طوری هم نیست که ما بگوییم اولی وضع تعیینی و دومی وضع تعیّنی است. به ‌عبارت‌ دیگر وضع اعتبار نیست بلکه تعهد از جانب واضع است که تلفظ به این لفظ و کلمه نکند مگر وقتی‌که اراده کرده باشد آن معنای خاص را افهام بکند و بر اساس این تعهد است که وقتی ما آن لفظ را می‌شنویم منتقل به آن معنا می‌شویم.

 این مسلک تعهد خصوصیات و آثاری دارد؛

1- بر مبنای تعهد وضع یک امرِ نفسانی می‌شود، یعنی التزام و تعهد در اینجا یک امر خارجی است و صرفاً یک اعتبار نیست. این یکی از خصوصیات مبنای تعهد است.

2- بر این مبنا هر مستعملی واضع می‌شود چون هر کس که این لفظ را استعمال می‌کند باید متعهد باشد که لفظ وقتی استعمال می‌شود قصد تفهیم معنا را داشته باشد، تعهد اینکه همان وضع است و همان حد وضع بر آن صدق می‌کند. فقط تفاوت مستعمل با واضع اول این است که این تبع آن واضع اول است و آن واضع دوم است وگرنه او هم واضع است و یکی از اشکالات نیز همین‌جاست که این خلاف آنچه در وضع و استعمال می‌آید، هست. مستعمل غیر از واضع است و بر این مبنا هر مستعملی واضع می‌شود.

3- از خصوصیات دیگر این است که در این مبنا دلالت وضعیه دائماً دلالت تصدیقیه است؛ یعنی لفظ اسد را شما شنیدید به معنای حیوان مفترس منتقل شدید به این معنی نیست که فقط شیر را تصور کنید بلکه تصدیق می‌کنید این کسی که این را گفته قصد تفهیم این معنا را داشته و قصد داشته که همان حیوان مفترس را دلالت و تفهیم بکند. چون مبنای تعهد یکی از ادله اش این است که وضع ما براساس غرض وضع تفهیم و افهام هست و بنابراین این تعهد و التزام هست که هر زمان که لفظ را بگویم قصد تفهیم داشته باشم. بنابراین اگر شما از یک دیوانه یا بچه یا دیوار در اثر هوایی که می‌پیچد لفظ اسد را بشنوید، دلالت بر حیوان مفترس ندارد و دلالت تصوری ندارد. این‌که شما از یک دیوانه می‌شنوید و با دلالت تصوری اسد که حیوان مفترس است به ذهنتان بخورد، این به‌خاطر اُنسی است که حاصل‌شده و ما اصلاً دلالت تصوری طبق این معنا نخواهیم داشت.

یکی از اشکالات بر این مبنا همین می‌شود که ما بالوجدان هم دلالت تصدیقی و هم دلالت تصوری داریم. می‌گوییم این لفظ که شما گفتید معنای حقیقی‌اش این است که ما به‌معنای حقیقی منتقل می‌شویم اما این را شما اراده کرده بودید که معنا را بفهمید، آن بحث دیگری است.

4- یکی دیگر از خصوصیات مسلک تعهد این است که نظریه تعهد تلازم بین لفظ و معنا را با یک قضیه‌ی شرطیه تعهدیه تفسیر می‌کند که یک طرفش قصد تفهیم معنا و یک طرفش اتیان به لفظ است. هر وقت این لفظ را آوردم قصد این معنا را دارم، هر وقت قصد این معنا را داشتم این لفظ را می‌گویم. پس دیگر هیچ غرض و داعی دیگری نباید برای آوردن این لفظ باشد، وقتی‌که این لفظ را می‌آورد باید قصد همان معنایی که وضع کرده را داشته باشد.

 هفت اشکال بر نظریه تعهد وارد است و این اشکالات را کثیری از آقایان دارند.

الف- اشکال اول: مرحوم اصفهانی که قائل به نظریه اعتبار بودند گفتند با نظریه اعتبار دیگر نیاز به این تعهد نداریم.

ب- اشکال دوم: این است که امروزه کسانی می‌آیند در فرهنگستان زبان یک لفظی را برای معنا وضع می‌کنند بعد از مردم خواهش می‌کنند که متعهد و ملتزم بشوید و این لفظ را در این معنا التزاماً استفاده بکنید؛ اما نه این‌که خود وضع تعهد باشد. حضرت امام (ره) بر مسلک تعهد همین اشکال را دارند که وضع تعهد نیست، از لوازم وضع تعهد است و بعد از این‌که حفظ وضع آمد ما تعهد را هم به کار می‌بریم و متعهد می‌شویم که به همان موردی که وضع‌شده پای‌بند باشیم و همان را استعمال کنیم.

ج- اشکال سوم بر این مسلک این است که وقتی شما وضع را تعهد معنا کردید و التزام به این‌که این لفظ را نگویید مگر این معنای حقیقی را اراده کنید، معنای ضمنی این تعهد این است که من مجازاً به کار نبرم و حال آنکه استعمال مجازی خیلی زیاد است. استعمال مجازی اسد که برای حیوان مفترس است در رجل شجاع داریم و مجاز اتفاقاً جزء محسنات ادبی هست. یک جاهایی مجاز گویی می‌کنند این خلاف تعهد و خلاف التزام نیست.

د- اشکال چهارم این است که اگر تعهد یک عملیات استدلالی و انتقال منطقی عقلایی براساس التزام تعهد من احد طرفین ملازمه باشد که هر وقت این لفظ را گفتم آن معنا باشد، این تعهدات و التزامات یک معانی صعب تر و سخت تری می‌شود و انسان از آن عصر اول (انسان‌های اولیه) این مطالب و مفاهیم را نمی‌توانستند داشته باشند چون ما زمانی‌که وضع را می‌گوییم باید برای همه انسان‌ها بگوییم.

ه- اشکال پنجم که خود جناب آقای خویی بر مسلک آقای اصفهانی داشتند که گفتند «مسلک اعتبار» یک امر عقلایی یا امر سختی است و عرف نمی‌فهمد، همین اشکال به مسلک خودشان هم وارد است و این اشکال را مرحوم شهید صدر در دروس و بحوث در علم اصول دارند که انسان قبل‌از این‌که مدرکات عقلی اش به تکامل برسد این‌طور تعهدات و التزامات را نداشته است و به آن التفاتی نبوده است.

و- اشکال ششم این است که هر مستعمِلی باید واضع باشد که خود صاحبین این مسلک قائل‌اند که هر مستعملی واضع است و حال این‌که این مسئله عرفاً پذیرفته نیست و امری غریب است. لفظ واضع بر مستعمِل اطلاق نمی‌شود، کسی که لفظی را استعمال می کند او واضع نیست.

ز- اشکال هفتم این‌که بر این مبنا وضع تعیّنی هم مشکل می‌شود. درست است که صاحب درر فرمودند که این تعهد با کثرت استعمال است ولی کثرت استعمال تعهد نیست. در کثرت استعمال این‌طور است که یک لفظ را که یک معنای دیگر داشته اول با قرینه در معنای دیگر استعمال می‌کنند، لفظی را که در معنای موضوعٌ له دیگر بوده در معنای دیگر استعمال می‌کنند و آنقدر کثرت استعمال بدون قرینه کم‌کم می‌شود که تعیناً آن لفظ برای آن معنای ثانوی می‌شود. همه با هم می‌گویند و هیچ تعهدی ندارند. مثلاً کسی گفته یا در کتابی نوشته و دیگران هم دارند می‌گویند. آیا وجداناً تعهد و التزامی هست؟ نه، کسی گفته و دیگران هم به پیروی از او به‌صورت تقلیدوار بیان می‌کنند. زبان به زبان و دهان به دهان می‌چرخد و کثرت استعمال پیدا می‌کند.

این چند اشکال اشکالاتی است که شهید صدر، محقق اصفهانی، جناب آقای روحانی در منتقی الاصول، آیت‌الله سبحانی در الوسیط و المبسوط، حضرت امام(ره)، آیت‌الله وحید خراسانی در تحقیق الاصول دارند و تقریباً بعد از جناب آقای خوئی و محقق حائری کسی دیگر این مبنا را قبول نکرده ‌است و تقریباً می‌شود گفت که مسلک تعهد امروزه پیرو و قائلی ندارد.

زنگ مدرسه را می گذاریم که علامت تعطیلی یا علامت کلاس رفتن است و بعد به بچه‌ها می‌گوییم که ملتزم باشید که این زنگ را که زدند به کلاس بروید. ملتزم باشید این زنگ را که زدند به خانه‌هایتان بروید. (نه این‌که خود آن علامت وضع تعهدی باشد). بعد از وضع، عقلا برای این‌که اموراتشان با هم منسجم باشد و با هم بتوانند تعامل کنند آن تعهد التزامات را دارند.

ضمن این‌که خیلی جاها هم در معنای مجازی به کار می‌برند یا با قرینه یا بدون قرینه به کار می‌برند و آن را هم خلاف تعهد نمی‌دانند. اگر وضع عین تعهد بود آن ‌وقت مَجاز خلاف تعهد می شود. این‌ هم مسلک دوم.

در مبحث حقیقت وضع؛ مسلک اول اعتبار بود، مسلک دوم تعهد بود، تا ان‌شاءالله به مسلک سوم یا همان قرن اکید در جلسه آینده برسیم.

رزومه استاد حجت الاسلام محسن جلالی

– از حضرات آیات عظام همچون شب زنده دار، گرامی، وجدانی، محقق داماد، جوادی آملی، حسن زاده آملی، میرزا جوادآقا تبریزی، وحید خراسانی، تبریزیان در قم بهره بردند.

– سابقه بیش از ۱۸ سال تدریس در سطوح مختلف حوزه

– تدریس خارج فقه و اصول از سال ۸۸

– تدریس دروس معارف و اخلاق در دانشگاه به مدت ۱۰ سال.

– مسئول نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه صنعتی اصفهان ۸۶_۸۰

– مسئول نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه اصفهان ۸۶_۸۸

– معاونت آموزش و پژوهش حوزه علمیه اصفهان

– تالیف بیش از ۵ کتاب و سه مقاله رسمی.

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , , ,

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715