پنجشنبه ۰۷ بهمن ۱۴۰۰
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۰۶:۲۷ - ۱۴۰۰/۰۹/۱۶

دروس خارج اصول استاد محسن جلالی؛

مبحث الفاظ/ نقد دیدگاه میرزای نائینی در واضع بودن خداوند

واضع الفاظ انسان است اما منحصر به یک شخص و یک جماعت نیست بلکه انسان‌های مختلف به تدریج واضع لغات هستند. البته همه این‌ها به مدد، علم الهی و فطرت الهی است که همه کارها و علوم از آن‌جا مدد می‌گیرد

ندای اصفهان- حجت الاسلام جواد جلوانی

(مدرسه علمیه ملاعبدالله)

در ادامه تقریر درس خارج اصول حجت الاسلام والمسلمین محسن جلالی (زید عزه)؛ مورخ 18/7/1400 که در مدرسه علمیه ملاعبدالله برگزار شده است، به نظر طلاب، اساتید و علاقه مندان می رسد.

جهت دریافت دروس قبلی اینجا را کلیک کنید.

***

مبحث: نقد دیگاه میرزای نائینی در واضع بودن خداوند

(جلسه 12)

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم

در بحث وضع الفاظ یکی از مباحث این است که واضع چه کسی است؟ بعد از این‌که گفتیم مناسبت ذاتی بین الفاظ و معانی نیست و بحث وضع است. واضع کیست؟ این یکی از مباحث است.

 مرحوم نائینی معتقدند که «انّ الواضع هو الله تبارک و تعالی» واضع الفاظ برای معانی خداوند تبارک و تعالی هستند. نظرشان را این‌طور بیان کردند که ما به حسب تاریخ که نگاه بکنیم (این تاریخی که در دست ماست) هیچ شخص و جماعتی را واضع الفاظ ذکر نکردند؛ در هیچ کجای تاریخ نگفتند که این شخص یا این گروه واضع الفاظ برای معانی در زبان فارسی یا در زبان عربی یا در زبان‌های دیگر هستند.

از طرف دیگر دلالت ذاتی هم که نیست، ذاتاً لفظ دلالت بر معنا ندارد که جلسه قبل بحث کردیم. اگر دلالت ذاتی بود نیاز به آموزش لغت نبود پس نتیجه این می‌شود که اگر کسی نیست و دلالت هم ذاتی نیست پس خدای تبارک و تعالی واضع حکیمی است که برای هر معنایی یک لفظ مخصوص قرار داده است. خداوند عالم و حکیم است و مناسبت‌هایی هم که وجود دارد البته مناسبت بین لفظ و معنا (نه مناسبت ذاتی)، مناسبتی هست که آن لفظ را برای آن معنا قرار می‌دهد. دلالت ذاتی نیست اما مناسبتی هست و خداوند آن مناسبت را لحاظ می‌کند.

پس واضع و جاعل خداوند است اما جعل الفاظ برای معانی نه مثل جعل احکام شرعی است که نیاز به ارسال رسل و انزال کتب باشد و نه جعل امور تکوینی است که خود انسان‌ها ادراک می‌کنند؛ این‌طور نیست بلکه یک جعل متوسط بین احکام شرعی و امور تکوینی است. یعنی نه تکوینی محض و نه تشریعی صرف است. تکوینی محض نیست که احتیاج به چیزی نداشته باشد و تشریعی صرف هم نیست که نیاز به تبلیغ داشته باشد بلکه متوسط بین این هاست.

این توسط به این صورت است که خدای تبارک و تعالی بندگانش را الهام می‌کند و به الهام الهی است که هر طایفه‌ای به لفظ مخصوص عند اراده معنای خاص آن را قرار بدهد و آن را صحبت بکند و شاهدش این است که اگر مردم جمع بشوند و خودشان بخواهند الفاظی را برای معانی قرار بدهند، نمی‌توانند و قدرت ندارند که برای معانی الفاظ را به کار ببرند، پس واضع از جانب خداوند است.

 حاصل نظر ایشان چند امر می‌شود:

1- واضع خداوند است اما نه به طریق ارسال رسل و انزال کتب که در احکام شرعی است و نه به طریق جعل امور تکوینی که خود انسان‌ها درک می‌کنند مثل گرسنگی و تشنگی بلکه خداوند الهام می‌کند «بطریق الإلهام إلی کل عنصر من عناصر البشر علی حسب استعداده» الهام می‌کند که شما این الفاظ را برای این معانی وضع کن، پس واضع اصلی به طریق الهام خداوند است.

2- مطلب دوم ایشان این است که یک مناسبتی بین الفاظ و معانی هست، منتها مناسبات برای ما مجهول است، خداوند الهام می‌کند که شما این را برای این بگذار به این مناسبت که مجهول است.

3- وضع خدا طبق آن مناسبت است.

4- این جعل متوسط بین تکوین و تشریع است و دلیل اول ایشان برای این‌که واضع خداوند است این است که واضع اگر بخواهد بشر باشد اصلاً امکان احاطه به تمام الفاظ لغت فارسی یا لغت عربی را ندارد، این‌که بشر بخواهد همه لغات را بداند اصلاً احاطه ندارد؛ وقتی بشر احاطه و تمکن به تمام الفاظ لغت واحد ندارد پس چطور می‌تواند واضع باشد؟ پس واضع خداوند است.

 دلیل دوم: بر فرض که بگوییم تمکن دارد اما چنانچه قبلاً گفتیم در هیچ تاریخی در سرگذشت لغات هیچ کجا بیان نکردند که واضع زبان فارسی، فلان شخص یا فلان گروه بوده ‌است. این حاصل کلام مرحوم نائینی است.

 شاگرد ایشان حضرت آیت‌الله خوئی در کتاب «أجود التقریرات» و «محاضرات» که ما از محاضرات داریم بیان می‌کنیم، تأملاتی بر این نظر استاد دارند. انصافاً تاملات هم جای ورود و تأمل دارد.

1- اینکه مناسبت بین الفاظ و معانی وجود دارد، چرا؟ به چه دلیل می‌گویید مناسبت وجود دارد؟ مثلاً اسم می‌گذارند؛ الآن اسم افراد را ما حساب بکنیم یک زمانی اسم بچه‌ها را علی، حسن، حسین می‌گذاشتند حالا می‌آیند اسم بچه‌ها را اسم‌های دیگری می‌گذارند، این‌جا باید بگوییم مناسبت وجود دارد؟ این‌طور نیست. این‌ها هم نوعی اسم‌گذاری هست. زمانی اسم مکان‌ها را طوری می‌گذاشتند اما امروزه اسم مغازه‌ها و مکان‌ها را طور دیگری می‌گذارند این مناسبت‌ها چگونه عوض می‌شود؟

واقعاً این‌که ما ادعا کنیم بین الفاظ و معانی مناسبتی است این‌گونه نیست و ممکن است که بین بعضی از الفاظ و معانی یک مناسبت‌هایی باشد اما این‌که ادعا بکنیم به تعبیر شاگرد ایشان غیب‌گویی است و مطلبی است که مبنایی ندارد و این‌که خداوند بر اساس این مناسبت وضع کرده باشد این هم ضرورتی ندارد.

وضع براساس غرض است که غرض حاصل بشود، زمانی غرض بدون مناسبت حاصل می‌شود و گاهی با آن مناسبت اگر باشد حاصل می‌شود. ضرورتی ندارد وضع حتما براساس آن مناسبت باشد ‌که ایشان فرمودند وضع یک حد وسطی بین تکوین و تشریع است.

 اشکال آقای خویی این است که «لایرجع الی معنا محصَّل» چون ما واسطه بین تکوین و تشریع نداریم. اگر چیزی از موجودات حقیقیه ای هست که توقف بر اعتبار ندارد این تکوین می‌شود و اگر متوقف بر اعتبار است مثل وجوب و حرمت و… که در احکام شرعی هست، این تشریع از امور اعتباری تشریعی جعلی می‌شود اما این‌که چیزی وسط این‌ها باشد معنا ندارد.

این‌که گفتیم «الهام» درست است اما این الهام که اختصاص به وضع ندارد. اگر شما الهام را بخواهید بگویید در همه علوم هست و همه صنایع به الهام الهی، کمک و هدایت الهی هست، پس همه این‌ها را ما باید بگوییم که این‌ها واضع اش خداوند است. آن درست که اصلاً علم بشر از خداوند است؛ در هدایت اهدنا الصراط‌المستقیم که می‌گوییم هم هدایت تشریعی است و هم هدایت‌های تکوینی است که در سیر به کمال برای این‌که چطور خودش را بپوشاند، خودش را از گرما و سرما حفظ بکند، در این‌ها هدایت هست اما این‌که معنای وضع چیست؟ حقیقت وضع چیست؟

اینکه بگوییم حقیقت وضع الهام الهی است، این طور نیست. درست است که خداوند این قوه را به انسان داده که گاهی اوقات استفاده بکند و الفاظی را برای معانی قرار بدهد، این به امداد و الهام الهی هست، اما حقیقت چیست؟ آن بحث دیگریست.

اما آن دو دلیلی که مرحوم نائینی برای این‌که خداوند واضع است، اقامه می‌کنند: 1- بشر بر لغات احاطه ندارد. 2- تاریخ ذکر نکرده ‌است، این‌ها مخدوش است.

دلیل مخدوش بودنش هم این است که ایشان تصور کردند که کسی یا گروهی باید بیایند و چند جلسه در مجلس بنشینند و تمام الفاظ مورد نیاز زبان فارسی را از اول خلقت تا آخر یا از یک تاریخ وضع بکنند یا تمام الفاظ مورد نیاز عرب‌ها را کسی وضع بکند. اصلاً این‌طوری نیست. الفاظ برای معانی به‌تدریج درست می‌شود. کسانی به حسب احتیاج خودشان مثلاً آن انسان غارنشین به اندازه‌ی نیاز خودش چهار لفظ را برای معنا وضع کرد و کم‌کم توسعه پیدا کرد. زندگی بشر چیزهای دیگری احتیاج پیدا کرده و برای آن اسم گذاشته‌اند.

همچنان که خود ما که یک فرزند داریم یک اسم برای او می‌گذاریم، فرزند دوم را که پیدا می‌کنیم اسم دوم را می‌گذاریم، و به تدریج در طول تاریخ انسان‌هایی که نیاز داشته‌اند مثلاً کشاورزان یک اسم‌هایی گذاشتند، صنعتگران یک اسم‌هایی برای یک معانی گذاشتند، اهل علوم اسم‌هایی گذاشتند و این‌ها جلو آمد و به حسب نیاز و حفظ نظامشان، این معانی را گذاشتند.

نمی‌گوییم که بشر احاطه ندارد، ممکن است در آینده الفاظ دیگری برای معانی دیگری بگذارند ما الآن نمی‌دانیم ولی بشر به‌تدریج به حسب نیازهای خود توان و قدرت و احاطه دارد و نمی‌خواهیم بگوییم که همه الفاظ و معانی را یک جا جمع بکنیم، اما این دلیل نمی‌شود که واضع خداوند باشد، واضع همان انسان است که بر حسب نیاز خودش وضع کرده است. پس از همین ‌جا این‌که در تاریخ ذکر نشده، نیازی نیست چون تاریخ اگر یک نفر یا یک گروه بودند در تاریخ ذکر می‌کردند اما چون همه انسان‌ها به حسب نیازهای خودشان در اقصی نقاط جهان حتی در ایران گویش‌ها و لغات مختلف مثلاً در کردستان، لرستان، مازندران، استان‌های مرکزی الفاظی را برای معانی وضع می‌کنند.

بنابراین نظر جناب نائینی که واضع خداوند است، این نظر مورد تأیید نیست و واضع انسان است اما منحصر به یک شخص و یک جماعت نیست بلکه انسان‌های مختلف واضع لغات هستند. البته همه این‌ها به مدد، علم الهی و فطرت الهی است که همه کارها و علوم از آن‌جا مدد می‌گیرد ولی به‌طور خاص که بخواهیم بگوییم که اسم این بچه را چه کسی گذاشته؟ اسم این دستگاه را چه کسی گذاشته؟ می‌گوییم این فرد گذاشت، پدرش، مادرش یا مثلاً اسم این وسیله را این آقا گذاشته یا مثلا اسم شهرها را که حادث می‌شود شورایی در شهرداری می‌گذارد. الآن هم یک واضعینی در خیلی از امور مطرح هستند که الفاظ را می‌گذارند. الآن فرهنگستان زبان هست؛ لغاتی را می‌گذارند و برای این معنا می‌گویند این لغات فارسی را به کار بگیرید.

 پس واضع بشر است و به‌تدریج و به مدد الهی است اما نه این‌که بگوییم واضع خداوند است.

حجت الاسلام والمسلمین محسن جلالی، معاونت پژوهشی حوزه علمیه اصفهان

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , , ,

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715