پنجشنبه ۰۷ بهمن ۱۴۰۰
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۰۵:۵۹ - ۱۴۰۰/۰۹/۱۶

درس خارج اصول استاد محسن جلالی؛

مبحث وضع الفاظ، اقسام آن و چگونگی دلالت لفظ بر معانی

وضع الفاظ بحث مهمی است که از مباحث مقدماتی اصول است ولی در زبان‌شناسی امروزه در دانشگاه‌های دنیا، آن را تحلیل می‌کنند. وقتی ما لفظی را می‌گوییم این لفظ سبب می‌شود که آن معنا به ذهن ما خطور کند؛ این سببیت چگونه حاصل می‌شود؟

ندای اصفهان- حجت الاسلام جواد جلوانی

(مدرسه علمیه ملاعبدالله)

در ادامه تقریر درس خارج اصول حجت الاسلام والمسلمین محسن جلالی (زید عزه)؛ مورخ 17/7/1400 که به طور اختصاصی صوت آن توسط ندای اصفهان پیاده سازی شده است، به نظر طلاب، اساتید و علاقه مندان می رسد.

جهت دریافت دروس قبلی اینجا را کلیک کنید.

***

مبحث: وضع الفاظ

(جلسه 11)

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم

در اصول بحث ما به وضع رسید؛ چون در مباحث اصول از ظهورات، الفاظ و دلالت آن‌ها بحث می‌شود. مثلاً می‌گوییم صیغه امر برای وجوب وضع شده‌ است، صیغه نهی برای چه وضع شده است. بحث از معانی حقیقی و معانی مجازی، چون این بحث‌ها را داریم پس ما باید بحث وضع را مقدمتاً داشته ‌باشیم چون معنای حقیقی معنای موضوعٌ له لفظ است. لذا بحث حقیقت وضع مطرح می‌شود و دلالت لفظ بر مبنای حقیقی یک نوعی سببیت و استلزام دارد.

وقتی ما این لفظ را می‌گوییم این لفظ سبب می‌شود که آن معنا به ذهن ما خطور کند و بین آن لفظ و آن معنا در ذهن یک ملازمه‌ و التزامی هست. این سببیت چگونه حاصل می‌شود؟

در وضع جهاتی از بحث را مطرح کرده اند:

1- وضع چیست؟

2- اقسامش چیست؟

3- دلالت الفاظ بر معانی این سببیت ذاتی یا جعلی است؟

4- و مباحث دیگری که به‌تدریج به آن می‌رسیم.

در بحث اول که وضع چیست؟ صاحب کفایه تعریف کردند « الوضع نحو اختصاص اللفظ بالمعنی و ارتباط خاص بینهما ناش من تخصیصه به تارة و من کثرة استعماله فیها اخری» وضع یک نحو اختصاصی است، و اینکه چرا گفتند «نحو اختصاصی» است و خود اختصاص را نگفتند؟ این‌هم نکته دارد که ان‌شاءالله خواهم گفت.

وضع یک نحو اختصاصی برای لفظ است که به معنا اختصاص پیدا می‌کند، یک ارتباط خاصی بین این دو ناشی از تخصیص لفظ به آن معنا است، بعد می گویند «و من کثرت استعماله اخری» که هر دو وضع تعیینی و تعینی را شامل شود.

صاحب کفایه فرموده که اختصاص است و نفرموده که تخصیص است چون اگر می‌فرمود تخصیص است فقط وضع تعیینی را می‌گرفت و وضع تعیّنی که خودبه‌خود در اثر کثرت استعمال یک لفظ برای معنا وضع می شود آن معنا را نمی‌گرفت. ایشان فرموده نحوه اختصاص بین لفظ و معنا است.

بر این کلام صاحب کفایه سه اشکال گرفتند؛

اشکال اول: حضرت امام(ره) هم این اشکال را گرفتند و در المبسوط هم بیان‌شده که اینکه شما گفتید اختصاص لفظ به معنا وضع است اینگونه نیست و این اختصاص نتیجه وضع است. وضع عبارت از جعل و تعیین لفظ برای معنا است. شما اول می‌آیید یک لفظ را برای معنا جعل و تعیین می‌کنید زمانی‌که این کار را کردید یک اختصاص و ارتباط بین این دو پیدا می‌شود، پس شما نتیجه وضع را آمدید تعریف کردید نه خود وضع را.

اگر ما بگوییم وضع تعیین و جعل است آن‌وقت فقط وضع تعیینی می‌شود. صاحب کفایه می خواسته وضع تعیّنی را هم در این تعریف بیاورد بنابراین می‌توانیم این اشکال را پاسخ بدهیم که وضع به‌معنای اسم مصدری این‌جا تعریف‌شده نه وضع به‌معنای مصدری. یعنی آنچه حاصل وضع بوده را تعریف کردند. حاصلش چه می‌شود؟ حاصل اختصاص لفظ به معنا می‌شود. از طرفی بیاییم با یک مسامحه‌ای بگوییم که تعریف حقیقی نیست و تعریف به اسم و آثار است.

 اشکال دوم: مطرح‌شده و آن این است که صاحب کفایه این اختصاص لفظ به معنا را ناشی از دو چیز دانسته‌اند: 1- تعیین لفظ برای معنا و تخصیص لفظ به معنا، 2- کثرت استعمال، که بعد هم گفتند بر همین اصل شما می‌توانید وضع را به تعیینی و تعینی تقسیم کنید.

اشکال شده که صاحب کفایه قسم سومی را هم قبلا بیان کردید و آن ‌هم این است که لفظ را در معنا به داعی وضع استعمال می‌کنید، یعنی تخصیص نمی‌دهید، مثلاً بچه که به دنیا آمده پدر نمی‌آید بگوید من اسم این بچه را علی گذاشتم، یک‌بار می‌گوید «علی را به من بده» و به داعی وضع می‌آید استعمال می کند. صاحب کفایه در حقیقت شرعی بیان کردند که گاهی وضع این‌طوری است. حالا که شما یک قسم این‌گونه دارید که وضع ات از طریق استعمال است، پس چرا این را نگفتید و شما گفتید یکی به تعیین و یکی به تعین است؟

این اشکال را در کتاب «المبسوط فی اصول الفقه» جناب آقای جعفر سبحانی بیان کردند.

این اشکال هم قابل جواب است به این بیان که وضع استعمالی یعنی آنطور که واضع با استعمال لفظ در معنا به داعی وضع مثل آن پدر که کلمه علی را به بچه تازه‌ متولد شده می‌گوید و صدایش می‌کند، این استعمال زیرمجموعه وضع تعیینی است، واضع در اعتبار خودش وضع می‌کند و در عمل با استعمال آن وضع را نشان می‌دهد. به داعی وضع آن را در ذهن خودش تعیین می‌کند و به داعی وضع آن را استعمال می‌کند، این را می‌توانیم بگوییم که زیرمجموعه همان وضع تعینی است.

علاوه‌بر این‌که صاحب کفایه این‌جا خواسته آنطور که متعارف است و وضع را تقسیم به تعیینی و تعینی می‌کند بیان بکند.

 اشکال سوم: بر تعریف صاحب کفایه باز در مبسوط اشکال گرفتند و در تحقیق الاصول و تقریرات درس آیت‌الله وحید خراسانی نیز هست که این تعریف خالی از اجمال نیست چون وضع را به نحو ارتباط تعریف کردند «نحو اختصاص اللفظ بالمعنی و ارتباط خاص بینهما» اما این‌که این ارتباط و اختصاص چگونه است؟ آیا یک اعتبار و یک تکوین است؟ یک تعهد است؟ این مسائل را دیگر بیان نکردند و شاید صاحب کفایه به دنبال این بیان نبوده و این‌جا فقط خواسته اصل وضع را بگوید. نهایتا این تعریف در حد خودش به‌نظر می‌رسد تعریف خوبی است.

کسی می‌گوید وضع چیست؟ می‌گوییم اختصاص یا کاری است که در اثر آن اختصاص بین لفظ و معنا پیدا می‌شود. این‌که این سببیت و اختصاص چه مکانیسمی دارد و چگونه است و تبیینش چگونه است بحث‌های دیگری است که صاحب کفایه این‌جا وارد آن نشده‌، اما مثل این است که بگوییم انسان حیوان ناطق است؛ تعریف کردیم و می گوییم تعریف تامی هم هست. اما این‌که حیوان و ناطق چیست و ارتباط بین این‌ها چیست؟ این‌ها بحث‌های دیگری است.

آیا دلالت الفاظ بر معانی ذاتی یا جعلی است؟ صاحب کفایه مشخص کرده، ایشان وقتی وضع را مطرح می‌کند یعنی دیگر وضعی و جعلی است نه این‌که ذاتی باشد، پس اشاره کرده که ناشی از تخصیص است و ذاتیت را کنار زده و قبول نکرده است.

اما بعضی‌ها گفتند دلالت الفاظ بر معانی ذاتی است و نسبت‌ به «سلیمان بن عباد صیمری» دادند که چنین شخصی می گوید دلالت الفاظ بر معانی ذاتی است، یعنی ذات این لفظ بر این معنا دلالت می‌کند. اگر نسبت درست باشد ظاهراً تنها ایشان است و کس دیگری این حرف را نگفته است و متفقٌ الیه این است که دلالت الفاظ بر معانی ذاتی نیست و وضعی است، اگر ذاتی بود همه باید می‌فهمیدند و همه باید عالم به همه لغات بودند چون ذات است. مثل این‌که دود دلالت بر آتش می‌کند یا خورشید که ذات آن حرارت است این باید این معنا را داشت که چنین چیزی بالوجدان نیست. علاقه بین لفظ و معنا ذاتی نیست زیرا بدون تعلیم و تعلم معانی الفاظ معلوم نمی‌شود. اگر ما لغت و معنا را یاد نگیریم و خیلی لغات را هم بلد نیستیم هیچ دلالتی بر ما نمی‌کند. حتی در زبان فارسی بعضی کلمات را معنایش را نمی‌دانیم یا زبان‌های دیگر را هم نمی‌دانیم دلالت چیست.

اگر ذاتی بود ما نباید می‌رفتیم عالم به وضع و معنا می‌شدیم پس حتماً یک وضعی و یک قراری در کار است و این لفظ را کسی برای این معنا قرار داده است.

مرحوم نائینی فرمود که «چیزی مشترک بین تکوین و اعتبار است» و خدا به بشر الهام کرده که این لفظ را شما برای این معنا بگذارید و الهام و تعلیمی است. به هر شکل ذاتی نیست و حتماً وضع است. حالا که وضع شد و عاملی خارج ذات لفظ دخیل است که یک سببیت بین این لفظ «ماء» با معنای «آب» ایجاد بکند، این بحث می‌شود که این سببیت بین لفظ و معنا چگونه درست می‌شود؟ دو دیدگاه این‌جا هست.

یک دیدگاه این است که جعل واقعی و تکوینی سببیت است، واضع بین لفظ و معنا سببیت را جعل می‌کند که وقتی سببیت بین این دو جعل شد شما تا این لفظ را می‌شنوی به آن به معنا پی می‌بری.

دیدگاه دوم بر این مسلک اشکال گرفت که سببیت یک امر جعلی نیست و نمی‌شود جعل سببیت کرد و اگر هم سببیت باشد اشکال دیگر این است که باید کسی هم که آشنا به لفظ و آشنا به وضع نیست این معنا را بفهمد چون سببیت بین این دو هست. ان‌شاءالله در جلسه آینده ادامه مباحث را پی می‌گیریم و دنبال می‌کنیم.

 بحث وضع بحث مهمی است و بعضی اساتید بر اهمیت آن تاکید کردند. کاربردهایی دارد؛ مباحث مقدماتی اصول است ولی در مباحث زبان‌شناسی امروزه در دانشگاه‌های دنیا، در مراکز علمی دنیا این مباحث زبان‌شناسی را اهمیت می‌دهند، تحلیل می‌کنند، بحث می‌کنند، ممکن است که ما نتوانیم راجع‌به آن برای مردم منبر برویم و صحبت کنیم ولی مباحث علمی و دقیقی است که کاربردهای زیادی در جای خودش دارد.

استاد محسن جلالی، مسئول امور فضلا حوزه علمیه اصفهان

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , ,

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715