پنجشنبه ۰۷ بهمن ۱۴۰۰
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۰۹:۲۵ - ۱۴۰۰/۰۹/۱۴

درس خارج اصول حجت الاسلام محسن جلالی (زید عزه)؛

موضوع علم اصول چیست؟

بحث موضوع علم اصول مطرح است که در علم اصول نوعاً قائل به موضوع از قدیم‌الایام بودند. ما قبلاً بحث موضوع کل علم را مطرح کردیم در آنجایی‌که صاحب کفایه فرمودند «لکلّ علم موضوعٌ» و حالا موضوع خود علم اصول مطرح است که موضوعش چیست؟ مشهور علما موضوع را ادله اربعه دانستند...

 ندای اصفهان- حجت الاسلام جواد جلوانی

(مدرسه علمیه ملاعبدالله)

در ادامه تقریر درس خارج اصول حجت الاسلام والمسلمین محسن جلالی (زید عزه)؛ مورخ 27/6/1400 که در ایام کرونا به صورت مجازی برگزار شده است، به نظر طلاب، اساتید و علاقه مندان می رسد.

جهت دریافت دروس قبلی اینجا را کلیک کنید.

***

مبحث: موضوع علم اصول

(جلسه هشتم)

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم

بحث موضوع علم اصول مطرح است که در علم اصول نوعاً قائل به موضوع از قدیم‌الایام بودند. ما قبلاً بحث موضوع کل علم را مطرح کردیم در آنجایی‌که صاحب کفایه فرمودند «لکلّ علم موضوعٌ» و حالا موضوع خود علم اصول مطرح است که موضوعش چیست؟ مشهور علما موضوع را ادله اربعه دانستند. فرمودند موضوع علم اصول ادله اربعه است؛ کتاب، سنت، عقل و اجماع. این ادله اربعه در اصول حول این‌ها بحث می‌شود. حالا که موضوع ادله اربعه است وجوه اربعه و وجوه چهارگانه‌ای در نحوه ادله اربعه مطرح است.

 وجه اول این‌که «ادله اربعه بما هی ادله» این یک قول است. این قول را مرحوم میرزای قمی در کتاب «قوانین الاصول» دارند و گفتند موضوع علم اصول ادله اربعه بما هی ادله یعنی به وصف دلیلیت است؛ یعنی دلیل بودنش جزء موضوع و وصف موضوع است. طبیعتاً وقتی‌که دلیلیت اش جزء موضوع است ما دیگر در علم اصول از دلیلیت اش بحث نمی‌کنیم و از احوال و عوارض این موضوع بحث می‌کنیم.

 نظر و وجه دوم این است که ادله اربعه بما هی هیَ است و با وصف دلیلیت نیست. ما از دلیلیت اش هم در علم اصول بحث می‌کنیم. دلیلیت اش هم از عوارض این ادله است چون به کلام میرزای قمی اشکال وارد می‌شود که صاحب فصول خواسته با این قول آن اشکال را جواب بدهد که خواهیم گفت.

در فصول العربیه ایشان فرمودند که علم اصول ادله اربعه بما هی هیَ است و دلیلیت هم از احوال است.

وجه سوم این است که یکی از ادله‌ی اربعه که سنت است؛ سنت اصطلاح معروفش همان قول، فعل و تقریر معصوم است. این سنت می‌شود. آیا مراد از سنت همین اصطلاح قول، فعل، تقریر معصوم است که خبر زراره، محمد بن مسلم و دیگران حاکی از این قول، فعل و تقریر است. این‌هایی که ما داریم خود این‌ها سنت نیست این ها حاکی از سنت است.

اگر ما نفس قول و فعل را تقدیر گرفتیم یک سری مباحث پیش می‌آید.

وجه چهارم این است که بگوییم که مراد از سنت اعم از فعل، قول و تقریر و حاکی از این‌ها است که خبر زراره و محمدبن مسلم باشد یعنی هم حاکی و هم محکی است و نه محکی تنها که قول، فعل و تقریر باشد بلکه آنچه حکایت از آن سنت هم می‌کند آن‌ هم سنت است. این ادله اربعه با این چهار وجه است.

 اشکالاتی که وارد است؛

1- اشکال اول اینکه این موضوع واحد نشد و قرار شد که موضوع علم یک موضوع باشد، جامع بین موضوعات باشد و آنچه که قبلاً گفتیم «لکلّ علمٍ موضوعٌ» و ظهورش موضوع واحد بود حالا این‌جا موضوع واحد نیست و چهار دلیل است و ادله اربعه است. ممکن است کسی بگوید که جامع بین این چهار موضوع و جامع بین این چهار دلیل آن موضوع است. جواب داده می‌شود که جامع چیست؟ چه جامعی بین عقل و اجماع و سنت دارید؟ چون عنوان جامعی دارید، آن جامع‌اش چه می‌شود؟

ممکن است کسی بگوید که جامع‌اش حجت می‌شود، می‌گوییم همان جامع را که فرض می‌کنیم همان را موضوع قرار می‌دهیم پس موضوع بالاخره ادله اربعه نمی‌شود. این اشکال اولی که مطرح است.

2- اشکال دوم این است که اگر ادله اربعه بما هی ادله که مرحوم میرزای قمی فرمودند (اعلی الله مقامَه) ما نباید از حجیت و دلیلت این ادله در اصول بحث بکنیم چون این‌ها از عوارض نیستند و جزء موضوع هستند و باید از احوال بحث بکنیم، مسائل علم آن مسائلی هستند که از احوال موضوع بحث می‌کنند و موضوع ما در ذاتِ خودش دلیلیت خوابیده ‌است، پس مباحث حجج و امارات و… خارج می‌شود به‌خصوص بحث حجیت خبر واحد، بحث حجیت و دلیلیت اجماع، قرآن، عقل از مباحث اصول نخواهد بود به‌خصوص که سنت را به همان معنای مصطلح که فعل، قول و تقریر معصوم بدانیم که خیلی روشن است که این‌ها خارج هستند. تعادل و تراجیح هم مباحث خارج از بحث اصول می‌شوند.

صاحب فصول به‌همین لحاظ آمدند گفتند که ادله اربعه بما هی ادله نیست چون ما در اصول دلیلیت این‌ها را ثابت می‌کنیم. پس ‌دلیلیت جزء موضوع نیست و دلیلیت جزء احکام و احوال موضوع و عوارض موضوع است و ما در علم از عوارض بحث می‌کنیم. مسائل علم اصول بخشی از آن به اثبات حجیت اجماع یا حجیت خبر واحد و این مسائل می‌پردازد. بنابراین موضوع علم اصول ادله بما هی هی است.

3- بر قول ایشان این اشکال وارد است که چهار دلیل است، همان اشکالی که اول گفتیم و موضوع علم یک موضوع نشد جامع‌اش را باید پیدا بکنیم و ثانیاً اگر شما موضوع را منحصر به ادله اربعه گرفتید بعضی از مباحث از علم اصول خارج می‌شود، مباحثِ قطع، شهرت فتوایی، اجماع منقول، اصول عملیه عقلیه و شرعیه، بحث استصحاب، برائت، احتیاط، تخییر که خیلی مباحث مفصل و مهمی است. بحث ملازمات عقلیه، استلزامات عقلیه، این‌ها از اصول خارج می‌شود چون این‌ها از احوال ادله اربعه نیست. شهرت فتوایی کاری به ادله اربعه ندارد یا ملازمات عقلیه از احوالات ادله نیست یا اصول عملیه نیز همین‌طور. این‌هم اشکال مهمی است که صاحب کفایه و دیگران بر ادله اربعه دارند.

4- مرحوم شیخ اعظم انصاری در آن اشکالی که در بحث حجیت خبر واحد گفتیم که اگر دلیل به ما هو دلیل باشد، بحث حجیت خبر واحد خارج می‌شود، ایشان فرمودند که در حجیت خبر واحد هم بحث از ثبوت سنت است. بحث این است که با خبر واحد سنت ثابت می‌شود یا نه؟ قول، فعل و تقریر معصوم همان‌طور که با خبر متواتر و با قرینه ثابت می‌شود با خبر واحد ثقه نیز ثابت می‌شود یا نه؟ پس بحث در ثبوت آن سنت با خبر واحد است، این از عوارض سنت می‌شود.

این را شیخ نفرمودند ولی مثل این‌جا می‌شود، این را گفت که در تعادل و تراجیح هم آن سنت قول و فعل و تقریر معصوم با کدام یک از این دو خبر ثابت می‌شود؟ یا با هیچ کدام؟ یا با هر دو؟ یا هر دو ساقط می‌شود؟ یا با یکی از این دو؟ یا باید یکی را ترجیح داد؟ بحث تعادل و تراجیح هم از عوارض سنت است؛ یعنی بحث ما در ثبوت و سنت است.

5- صاحب کفایه بر شیخ اشکال می‌کنند که اگر مراد شما ثبوت و سنت باشد مباحث ثبوت و کان تامه موضوع از عوارض نیست چون عوارض مفاد کان ناقصه است؛ اما در زیدٌ قائمٌ شما اصلاً باید وجود زید را ثابت کنید و بگویید هست (زیدٌ موجودٌ) و بعد بگویید که قائم است.

مفاد مباحثی که در ارتباط با ثبوت موضوع باشد این‌ها از مبادی است. ممکن است در علم بحث بشود اما از مبادی است و از مسائل و عوارض نیست. لذا این‌ها نباید جزء مسائل علم باشد و حالا این‌که از مسائل مهم علم اصول بحث حجیت خبر واحد و بحث تعادل و تراجیح است. این اشکال صاحب کفایه را مرحوم محقق نائینی و آقاضیاء عراقی بر شیخ وارد کردند.

بعضی از اساتید جواب دادند که می‌توانیم این ثبوت و سنت را به بحث عوارض ارجاع بدهیم چون بحث از اصل ثبوت نیست و اگر بحث بود که آیا هست یا نه، این مفاد کان تامه می‌شد اما بحث این است که آیا سنت با خبر واحد ثابت می‌شود یا نه؟ بحث از وجود به ‌علت خاص است. وجود به‌ علت خاص با این روش خاص این مفاد می‌تواند مفاد کان ناقصه بشود که آیا سنت با خبر واحد ثابت می‌شود یا نه؟ این ثبوت اگر ثبوت واقعی باشد این را می‌توانیم به کان ناقصه ارجاع بدهیم.

6- جناب آقای وحید در کتاب «تحقیق الاصول» این جواب را بر صاحب کفایه فرمودند منتها اشکال دیگری که بر شیخ دارند که اگر ثبوت و سنت باشد این اشکال هست که جناب آقای خوئی در محاضرات دارند و آقای وحید هم تبعیت و قبول کردند که این ثبوت که ما گفتیم ممکن است به کان ناقصه برگردد؛ البته جناب آقای وحید گفتند و آقای خوئی همان اشکال کفایه را در محاضرات بر شیخ دارند که این کان تامه است.

ولی حالا اگر این ثبوت، ثبوت واقعی باشد یعنی خبر واحد علت ثبوت سنت بشود این‌که خیلی واضح البطلان است، علت ثبوت نمی‌تواند باشد. ما می‌گوییم خبر حاکی از سنت است، حاکی فرع وجود است، یک سنت و قول و فعلی هست این حکایت می‌کند. ما اگر بگوییم ثبوت واقعی سنت با خبر واحده که آن در مقام علت می‌شود یعنی خبر واحده علت سنت می‌شود و علت در رتبه مقدم از سنت است و حالا این‌که این‌ها حاکی هستند. حاکی باشد مؤخر است، علت باشد مقدم است. مسلم این است که این‌ها حاکی هستند نه علت ثبوت باشند.

 ممکن است بگوییم که مراد از ثبوت، ثبوت علمی نه ثبوت تکوینی واقعی است بلکه ثبوت تکوینی ذهنی و ثبوت علمی به واسطه اثبات است. خبر کاشف است، واسطه در اثبات است. اگر بگوییم این‌ها واسطه در اثبات هستند خبر واسطه در اثبات است، اشکالش این است که واسطه در اثبات باید علت علم بشود. شما خبر را که دیدی باید علم به سنت پیدا بکنی و حالا با خبر واحدی که به اصول بحث می‌کنیم خبر واحد علت علم نیست. با خبر واحد شما علم پیدا نمی‌کنی. لذا خیلی از علما اصلاً برای همین بحث می‌کنند که حجت هست یا نه. جزء ظنون آن را می‌شمارند نه جزء چیزهایی که موجب علم وجدانی بشود، پس واسطه در اثبات هم نمی‌توانیم بگوییم و برخلاف خبر متواتر قطعی نیست. واسطه در اثبات باید موجب علم بشود.

این می‌ماند که مراد از ثبوت، ثبوت تعبدی باشد. بگوییم که خبر واحد ثبوت سنت را به‌ همراه دارد، ثبوت تعبدی است. شاید منظور شیخ اعظم انصاری هم این باشد که سنت تعبداً با خبر واحد ثابت می‌شود، نه اینکه ثبوت واقعی و نه ثبوت علمی منظورمان باشد.

7- اگر ثبوت تعبدی شد اولاً مشکل کان تامه و… حل می‌شود. ما اصل وجودش را بحث نمی‌کنیم بلکه می‌خواهیم بگوییم که این سنت؛ قول و فعل و تقریر تعبداً از ناحیه شارع با خبر واحد ثابت می شود و ثانیاً آن اشکالاتی ‌که ثبوت واقعی خبر علت ثبوت نیست یا واسطه در آن نیست آن هم وارد نمی‌شود. بحث این می‌شود که آیا به تعبد شارع سنت با خبر واحد ثابت می‌شود یا نه؟ آن اشکالات دفع می‌شود و فقط اشکال دیگری این‌جا متولد می‌شود که شما که می‌خواهی بگویی آیا سنت تعبداً با خبر واحد ثابت می‌شود، این از عوارض خبر است یا از عوارض سنت است؟ کدام این‌هاست. موضوع علم اصول سنت است. ثبوت تعبدی یعنی چه؟ این مهم است. وقتی شما می‌گویید ثبوت تعبدی را معنا کن تا ببینیم که این از عوارض چیست؟ ثبوت تعبدی بر مسلک صاحب کفایه یعنی منجزیت، یعنی وجوب عمل بر طبق خبر واحد. ثبوت تعبدی یعنی منجزیت و معذریت.

 این از عوارض چیست؟ از عوارض قول و فعل معصوم نیست بلکه از عوارض خبر واحد است، یعنی ما یک حجیت برای خبر واحد درست کردیم. پس شما در موضوع علم اصول قول، فعل و تقریر از عوارض او باید بحث کنید و حالا شما از عوارض خبر واحد که حاکی است بحث کردی. آنچه از عوارض است برای موضوع نیست و آنچه که برای موضوع است از عوارض نیست.

کسانی مثل مرحوم نائینی و آقای خویی ثبوت تعبدی را اعطای صفت طریقیت و کاشفیت گرفتند، جعل علم گرفتند. گفتند ثبوت تعبدی یعنی این‌که ما این را طریق بدانیم، کاشف بدانیم، این را علم بدانیم، خبر واحد را علم بدانیم و این صفت خبر واحد می‌شود و صفت سنت و از عوارض سنت نمی شود.

پس این از عوارض نمی‌شود و این‌که ما باید مباحث علم از عوارض موضوعمان باشد و همه این اشکالات به این برمی‌گردد که ما آمدیم موضوع مان را در ادله اربعه محصور کردیم.

مرحوم اصفهانی یک توجیهی برای کلام شیخ اعظم دارند که اگر مراد ثبوت تعبدی باشد چه کنیم، ان‌شاءالله در جلسه آینده می‌پردازیم.

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , , , , ,

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715