یکشنبه ۲۶ دی ۱۴۰۰
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۰۸:۲۸ - ۱۴۰۰/۰۸/۲۳

برای اولین بار در فضای مجازی؛

گفتاری از استاد سید علی اکبر پرورش/ مدیریت از دیدگاه اسلام (درس 4)

عواملی را که به عنوان اهرم بیان می کنیم که باید در دست مدیر باشد تا بتواند مدیریت را بهتر انجام بدهد تا آنجایی که در کتاب های مدیریت هست و استفاده شده این هاست: برنامه ریزی ۲. سازماندهی ۳. نظارت و ارزشیابی ۴. ایجاد انگیزه ۵. نوآوری و ابتکار

به گزارش ندای اصفهان، متن زیر که برای اولین بار در فضای مجازی منتشر می شود، گفتاری خواندنی از مرحوم استاد سید علی اکبر پرورش با عنوان «مدیریت از دیدگاه نهج البلاغه» (مدیریت در اسلام) است که در 7 جلسه سخنرانی ایراد شده است و توسط حزب جمهوری اسلامی اصفهان به صورت جزوه منتشر شده است.
مرحوم پرورش در جلسات اول و دوم تعریف مدیریت و انواع مدیریت را مطرح کرد و مدیریت در اسلام را از جنس نور و نه فقط علم مطرح کرد. در جلسه سوم برای ویژگی های مدیر موفق به ترتیب گردآوری اطلاعات، مشورت کردن، اندیشیدن، دوراندیشی، گردآوری نیروی کار، عزم کردن و توکل کردن را به بحث گذاشت.
در جلسه چهارم عواملی را که به عنوان اهرم باید در دست مدیر باشد تا بتواند مدیریت را بهتر انجام بدهد با الهام از کتاب های مدیریت در پنج عامل بیان می کند: برنامه ریزی 2. سازماندهی 3. نظارت و ارزشیابی 4. ایجاد انگیزه 5. نوآوری و ابتکار.

جهت آشنایی با زندگی و دیگر آثار استاد سید علی اکبر پرورش اینجا را ببینید.

جهت آشنایی با دیگر جزوات و تولیدات حزب جمهوری اسلامی اینجا را ببینید.

مدیریت در اسلام

از استاد سید علی اکبر پرورش

درس چهارم

رَبّ اَعوذُبِکَ مِن هَمَزاتِ الشّیاطینَ بِسمِ اللهِ الرّحمنِ الرّحیمِ وَ به نَستَعینُ وَ صَلّی اللهُ عَلی سَیِّدَنا وَ نَبیّنا مُحمّدٍ (ص)  وَ آله الطّاهرینَ.

‌ به دنبال بحث در زمینه مدیریت، تعریف مدیریت و انواع مدیریت و ویژگی های مدیر مطرح شد. جلسه قبل ویژگی های مدیر را مطرح کردیم و مراحلی را که یک مدیر باید طی کند تا برسد به مرحله عزم و بعد از آن مرحله توکل توضیح دادیم. خدمت خواهران و برادران عزیز عرض کردم در این جلسه عوامل مدیریت و ابزارهایی که بایستی برای بهبود کار و در دست مدیر باشد و مدیر با تکیه بر این اهرم ها کار خودش را انجام بدهد تقدیم می‌کنیم. عواملی را که به عنوان اهرم بیان می کنیم که باید در دست مدیر باشد تا بتواند مدیریت را بهتر انجام بدهد تا آنجایی که در کتاب های مدیریت هست و استفاده شده این هاست:

  1. برنامه ریزی 2. سازماندهی 3. نظارت و ارزشیابی 4. ایجاد انگیزه 5. نوآوری و ابتکار

این سه رکن را از ارکان اساسی از عوامل مدیریت می‌دانند: برنامه ریزی و سازماندهی و نظارت و ارزشیابی، دو رکن دیگری که باز از عوامل پیشبرد و بهبود کار مدیریت هست: ایجاد انگیزه و نوآوری و ابتکار است که البته اینها هر کدام دارای شرح مستقل مفصلی است.

برنامه ریزی شامل چه چیزهایی است؟ اولین قسمت در برنامه ریزی، هدف هاست و قسمت بودجه و تصمیم‌گیری در این زمینه. هدف ها، یعنی هر کس می خواهد هر راهی را طی بکند باید هدف نهایی را در نظر داشته باشد. اینجا یک توضیحی عرض کنم در رابطه با هدف؛ مثلاً شما در حرکت اسلامیتان می‌گویید که هدف رضایت خداست و این هدف عالی و نهایی می‌شود، یا مثلاً خود قرآن کریم نهایت حرکت را که همان هدف از حرکت، حرکت انسان‌ها را عبارت می‌داند از «اِلَیهِ راجِعونَ، اِلَیهِ المُنتَهی، اِلَیهِ مُنتَهیها، اِلَیهِ المَصیرُ»، در قرآن می بینید این “اِلَیهِ ها” هدف از حرکت را بیان می کند. یعنی مجموعه حرکت ها به این جهت است که “اِلَیهِ راجِعونَ” چون اصل این است که ما از او هستیم، برای او هستیم، “اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیهِ راجِعونَ”.

بنابراین هدف می شود رضایت او، برای رسیدن به این هدف مقاطع مختلفی وجود دارد، این مقاطع مختلف را می گویند «سُبُل» یعنی راه ها، مثلا اگر یک کوهپیمایی هدفش این باشد که برسد به نوک قله، برادران و خواهرانی که کوهپیمایی کرده اند برای اینکه راه را نزدیکتر بکنند می‌گویند هدف‌مان رسیدن به قله است ولی اولین منزل این است که مثلاً از دامنه شروع کنیم تا برسیم به فلان چشمه‌ای که در دامنه بالاتر کوه قرار دارد. این هدف اولیه شان می شود، هدف های مقطعی، بعد به آنجا که رسیدیم هدف دوم این است که مثلاً برسیم به آبشار که در فلان جا قرار دارد، و آنجا که رسیدیم برسیم به آن قسمت درخت ها، قسمت چهارم مثلا سنگ بزرگی است که آنجاست، بعدِ آن نزدیک به قله و برسیم به آنجا، یک هدف های مقطعی در طول راه مشخص می‌کنند، این را می‌گویند «سُبُل» و در حقیقت همین که قرآن کریم می فرماید: «وَالّذینَ جاهَدُوا فینا لَنَدینَّهُم سُبُلَنا» معنایش این است.

باز یک مثالی در رابطه با حرکت های خودمان بزنیم؛ وقتی که شما می گویید من هدفم این است که رضایت خدا را جلب کنم، برای جلب کردن رضایت خداوند شما یک حرکت‌های مقطعی را باید انجام دهید که مثلاً الان می‌خواهید حرکت بکنید، آن مجموعه نوری که در اختیار شما قرار دادند به اندازه نور یک شمع است، شما نمی توانید با این نور شمع برسید به آن غایت، درست است، نور شمع چقدر از فضای ظلمانی را روشن می کند؟ مثلاً ۱۰ متر را. به شما اول کار می گویند این ۱۰ متر را برو، ۱۰ متر حرکت کن، اگر حرکت کردید سر ۱۰ متر که رسیدید نور را عوض می‌کنند یعنی کیفیت و کمیتش را بیشتر می‌کنند، یعنی آنجا می‌گویند مثلاً به مقدار یک لامپ ۶۰ ولتی به شما نور می دهند. آن لامپ ۶۰ ولتی ۵۰ متر را روشن می‌کند. شما نمی توانید در رأس کار در آغاز مرحله حرکت بگویید آقا به اندازه نور خورشید باید به من نور بدهید تا راه بیفتم، می‌گویید این طور نیست، نه، ما از اول به کسی به اندازه نور خورشید نمی دهیم تا راه بیفتد، اول نوری را که به شما دادند نور یک شمع است، راه بیفت تا ببینیم، اگر ۱۰ متر را آمدی پیداست که شما حرکت می‌کنید. سر ده متر، لامپ ۶۰ ولتی می‌دهیم، 50 متر را می‌بینید راه بیفتید، وقتی با آن لامپ ۶۰ ولتی حرکت کردید، ۵۰ متر را هم طی کردید اینجا لامپ را صد ولتی اش می کنند می شود ۵۰۰ متر، می بینی اگر آن ۵۰۰ متر را رفتید لامپ را عوضش می کنید، مثلا یک لامپ ۵۰۰ ولتی می‌دهند، اگر این 2000 متری را که با این لامپ مثلاً روشن شد و شما نتوانستید بروید آنجا تبدیلش می‌کنند به یک پروژکتور، باز همین‌طور مقدار نور را زیاد می کنید تا جایی که انسان ها دیگر خودشان تبدیل می‌شوند به نور، این مقاطع مختلف را بهش می‌گویند «سُبُل»، «وَالّذینَ جاهَدُوا فینا لَنَهدینَّهُم سُبُلَنا». اگر کسی با نور شمع ۱۰ متر آمد بر ماست که سر ده متری لامپ را عوض کنیم، این کار را هم می کنید اما شرطش این است:

که بیاید، کسی نمی تواند اول کار بگوید نه باید هرچه می خواهی آخر به من بدهی اول بده تا من از الان راه بیفتم، اینجا مراحل مختلف کمالی که می‌خواهند ببینند شما می آیید یا نه؟

بنابراین وقتی که شما هدف را تعیین می کنید، یک مقاطع مختلفی دارید تا برسید به آن هدف نهایی، این مقاطع مختلف سبل است و تا کسی همین مسیر را طی نکند نمی رسانندش به آنجا، شما حتی می توانید آزمایش کنید و ما می‌توانیم آزمایش کنیم، اگر شما یک گناه را که پیش می آید انجام ندهید، در همان لحظه ممکن است قدری ناراحت بشوید اما چند ثانیه است. بعد از چند ثانیه احساس می کنید مثل اینکه آمدید بالا، یک درجه شما را آوردند بالاتر، این همان نوری است که افاضه می‌کنند و این همان روح جدیدی است که داده می‌شود و این همان مراتب ایمان است، مراتب اسلام است که در قرآن کریم ازش یاد شده، لذا می فرماید:

«یا اَیّها الّذینَ آمِنوا، آمَنوا: ای کسانی که ایمان آوردید ایمان بیاورید»، یا به حضرت ابراهیم که مراحلی را از اسلام طی کرده است می‌گوید که: «اِذ قالَ رَبّه اَسلِم قال اَسلَمتُ لِرَبِّ العالَمین» بهش فرمود اسلام بیاور، به کی فرموده اسلام بیاور؟ به ابراهیم: ابراهیمی که مراحلی از اسلام را گذرانده است.

اینها مدارج کمال است که تا کسی این سُبُل را طی نکند به آن مدارج عالی از کمال نمی رسد، به آن هدف‌ها هم نائل نخواهد شد، این راه کلی است و اصلاً اساسنامه خلقت و آفرینش همین است. بنابراین ما در تمام حرکت‌های مان باید این راه‌های مقطعی را هم، یعنی این مقاطع مختلف را هم در نظر داشته باشیم. یکی از مسائل مهم مدیریت، برنامه ریزی است که شامل تعیین هدف هاست، باید هدف در مدیریت مشخص بشود، اگر مشخص نشود حرکت کور است، آشنایی نیست دقت نیست، معلوم نیست به چه سمتی می خواهد برود و اصلا می‌دانید خود مسئله امامت و مدیریت و رهبری معنی اش جهت است؛ چون در اصول دین می گوییم:

توحید (یکتاپرستی) عبارت است از یک مسئله عقیدتی، سه تا از مسائل اصل دین متعلق به عقیده است که شامل توحید است، نبوت است و معاد. که توحید مظروف است، یعنی محتوای عقیده، نبوت بیان عقیده و معاد جهت عقیده است، عدل محتوای عمل و امامت جهت عمل است. شما یک عقیده ای دارید، یک عمل، اگر بگوییم محتوای عقیده چیست؟ می گویید توحید (یکتا پرستی) اگر بگویم بیان عقیده کیست؟ می‌گویید نبوت، جهت عقیده چیست؟ معاد. حالا در عملی که می خواهید انجام دهید محتوای عمل باید عدل باشد، هر عملی که محتوای عدل نداشته باشد، این عمل به درد نمی‌خورد، عمل باید محتوایش عدل باشد. لذا عرض کردیم که خشمگین شدن و مهربان بودن ارزشی ندارد، مهم عادل بودن است، نمی‌شود یک کسی که تندخو و عصبانی است بگوییم این بد است یا یک کسی که با همه افراد لینت مزاج دارد را بگوییم این خوب است، نه، اگر کسی به جای خودش غضب می کند و به جای خودش مهر می ورزد این می شود عدل، پس محتوای غضب و مهر باید با عدل همراه باشد.

پس عمل جهت می‌خواهد، می‌گویند جهت عمل «امامت» است، قبل از انقلاب عبدالفتاح عبدالمقصود آمده بود به ایران و مرحوم شهید مفتح رضوان الله علیه ایشان را دعوت کرده بودند در مسجد قبا، وی یک استدلال لطیف و شاعرانه ای داشت در یک مجمعی می گفت: که هیچ تا به حال فکر کرده‌اید که چرا علی بن ابیطالب ع در مکه متولد شد؟ گفتم خوب بله دلایلی هست، فضائلی از امیرالمؤمنین است، گفت من این به ذهنم زده که قرآن کریم می خواهد بگوید همانطور که جهت عبودیت و بندگی شما کعبه است یعنی وقتی می خواهید نماز بخوانید رو به کعبه می روید، این جهت شما، عمل شما هم باید این خانه زاد کعبه باشد، یعنی اگر عمل منهای این خانه زاد کعبه باشد و به سمت این فرد نباشد این عمل هم قبول نیست، باید عمل ما حتماً به سمت امامت باشد.

مسئله رهبری و نیز مدیریت ارزشش در همین است و لذا شما می‌بینید در زمان غیبت امام زمان (عج) جهت حرکت اگر باز خود حضرت باشد فرد به راحتی در زمان غیبت هم از وجود حضرت امام زمان(عج) بهره مند می‌شود. اگر عمل، جهت پیدا نکند همه ما می‌شویم به مانند رمه ای که جهت ندارد، پراکنده می شویم و گرگ ها به راحتی ما را می خورند و اگر الان قبل از نقش مدیریت و امامت را مطرح می‌کردیم مثل الان نمی توانستیم به طور ملموس بفهمیم.

الان می دانید که امامت و مدیریت چه نقشی دارد چون جامعه کانون دارد و تمام کانون در دست یکی است و همه قبولش کردند و یافته اند که عاشق و علاقه مند به همه است، لذا گفتند شما امامت کن ولی ببینید که همین امامت بود که ما را مستقیم کرد، این امامت بود که اینچنین جمعیت ها را به وجود آورد. همین امامت بود که کانون دارد، همین امامت بود که حتی شهیدها را ارزش داد، چون قبل از انقلاب با نبود این امامت کانون یافته خیلی ها شهید می‌شدند ولی مسئله این بود که نامشان بلافاصله فراموش می شد، اما اینکه شهادت و فرهنگ ایثار و این همه مسائل معنا پیدا کرده فقط و فقط به خاطر وجود امامت است و لذا این جمله معروفی که شهرستانی  در کتاب «اَلمِلَل وَ النِّحَل»  نقل می‌کند جمله بسیار عجیبی است می‌گوید:

«به هیچ یک از احکام اسلام حمله نشده آنطور که به امامت حمله شده است»، یعنی به توحید این اندازه حمله نکرده اند، به نبوت حمله نکرده اند، تمام جملات متوجه امامت است زیرا امامت جهت عمل جامعه است، وقتی جهت عمل از جامعه گرفته شد جامعه پراکنده می‌شود. پس اولین مسئله مدیریت تعیین هدف است، بعد مسئله بودجه است که این واقعیت ملموس است، شما می دانید هر کسی برای کار خودش بودجه بندی می کند یعنی دخل را با خرجش، درآمدش را با هزینه می‌سنجد، اگر دقیقاً ارزیابی کنیم می‌بینیم به قول سعدی:

 بر احوال آن کس بباید گریست        که دخلش بود نوزده خرج بیست

واقعاً اگر دقت دارد مرتب هر روز کسر بودجه می‌آورد، علت اینکه الان ما در کشورمان کسر بودجه می‌آوریم در هر سال ۴۰ میلیارد، پنجاه میلیارد، ۸۰ میلیارد، ۱۰۰ میلیارد، همه اینها به خاطر کسر بودجه هایی است که درگذشت روی هم مانده، این کسر بودجه ها روی هم غلتیده الان وبال دولت شده و لذا الان هم که می‌خواهد برنامه ریزی کند ناگزیر است کسر بودجه را بپذیرد. کسر بودجه به دنبالش تورم است باید تمام تدابیر را دولت بکار ببرد تا آنجایی که می‌تواند در هزینه ها صرفه جویی کند تا اینکه بتواند کسر بودجه را کم کند. البته اگر بخواهد این کار را انجام دهد داد و قال ها بلند می‌شود، شما دستگاه دولت را ببینید، این دستگاهی است که از صبح تا شب کارش بلعیدن و خوردن است.

و دولت به خاطر این دستگاه عجیب و غریبی که از زمان گذشته به ارث رسیده است واقعا مشکلات زیاد دارد؛ این دستگاه متاسفانه لخته شده و کارش دائم بلعیدن است، الان هزینه‌ها از طریق این دستگاه است و این دستگاه تمام کسر بودجه ها را دارد به وجود می‌آورد که خوب اینها بسیار مشکلات دارد تا اینکه رفع بکند به هر جهت مسئله بودجه یعنی ارزیابی هزینه و درآمد و مراقبت برای اینکه درآمدها و هزینه ها یکسان باشد که البته ما در بحث بودجه صحبت می‌کنیم که قاعدتاً برای مسئله بودجه باید به این نکته توجه داشته باشیم یک وقت در سطح خانواده یک نفر می‌خواهد دخل و خرجش را حساب بکند، یکی در سطح یک مغازه می خواهد این کار را انجام بدهد، یکی در سطح مؤسسه کوچک این کار را می خواهد انجام دهد، یکی در سطح شرکت بزرگ تا اینکه دولت می‌خواهد این را در سطح کل کشور انجام دهد خیلی مسئله حساس تر و دقیق تر می شود.

برای برنامه‌ریزی اولین تکیه باید به آمار باشد، چرا؟ برای اینکه اگر آن کسی که می‌خواهد برنامه‌ریزی کند آمار دقیق در دستش نباشد چگونه می‌تواند برنامه‌ریزی کند؟ وقتی پدر منزل می خواهد برای دخل و خرجش برنامه‌ریزی کند باید برای تعداد فرزندانش و نیازهای آنها، محاسبات دقیق داشته باشد تا بتواند در زمینه این کار برنامه‌ریزی کند. در سطح کشور هم همین طور، مثلاً در زمینه بودجه مثالی بزنم:

فرضا مواد گوشتی و پروتئینی که الان در کشور به مردم می‌رسد کم است می خواهیم ۱۰ درصد افزایش بدهیم، یعنی به همین مقدار و تعداد دام ها را افزایش دهیم، دامداری را گسترش بدهیم تا در پرتو دامداری مواد پروتئینی برای مردم زیاد شود. شما اینجا برای اینکه ۱۰ درصد مواد گوشی کشور را افزایش دهید چند نوع آمار می خواهد، ساده نیست که بگوید ۱۰ درصد افزایش دهید. اولین آماری که می‌خواهد این است که اولاً تعداد دام ها چقدر است؟ دام ها باید مشخص باشد، ثانیاً تعداد دامداران چقدر است؟ آیا دامدارها کارگران ساده، نیمه ماهر یا ماهر هستند؟ آموزشی که باید به دامدارها داده شود، بعد انواع و اقسام دام های گوشتی و حیواناتی که مواد گوشتی دارند، همه اینها باید شناخته شود، مرغ و ماهی، گوسفند، بز و گوساله و… بعد گرایش های مردم به نوع گوشت های مختلف باید افزایش داده شود. مثلاً اینجا ما گرایش به گوشت های حرام نداریم، لذا برنامه‌ریزی ما باید به سراغ گوشت های حرام نرود در حالی که در کشورهای دیگر شما می‌بینید در برنامه‌ریزی‌ها بسیاری از گوشت های حرام در جریان باشد.

در چین می‌بینیم مقداری گوشت حمل می کردند بعد شخصی که همراه ما بود می‌گفت همه اینها گوشت سگ است و آنجا راحت استفاده می‌شود. جنبنده ای آنجا نمی تواند راحت باشد، هر چه باشد می گیرند و سرش را می‌برند، اینجا اینطور نیست، بیماری‌هایی که دام‌ها داشته باشند، انواع بیماری‌ها باید شناخته شود، کلاس‌های آموزشی باید دایر شود برای دامداران که اگر آموزش دهیم چه مقدار می ‌توانیم آگاهی را بالا ببریم؟ شرایط جغرافیایی برای دام ها باید مشخص بشود، بعضی دام‌ها مثلاً در استان گیلان بهتر پرورده می‌شود، بعضی در استان مازندران و بعضی در استان اصفهان. شرایط اقلیمی و جغرافیایی کدام دام متعلق به کدام استان است؟

شما ببینید برای اینکه بخواهیم ۱۰ درصد یا ۲۰ درصد مواد پروتئینی را افزایش دهیم باید مقدار زیادی آمار در اختیارمان باشد.

پس گام اول برنامه‌ریزی، «آمار» است البته دولت دارد در جهت برنامه ریزی پیش می‌رود، تلاش خودش را هم در این زمینه می‌کند ولی چون برنامه‌ریزی‌های موجود بیشتر به اتکای آمارهای است که از قبل در اختیارش قرار داده اند نمی تواند صددرصد موفق باشد. خود اینها هم می‌گویند برنامه‌ریزی‌های ما ممکن است افت داشته باشد الان اگر بگوییم آمارهایی که در برنامه‌ریزی‌ها به آن متکی هستند چند درصد است؟ می‌گویید 60% فوقش ۷۰% می‌توانیم به آمارهای موجود تکیه کنیم؛ تازه توجه داشته باشید به این نکته که در مسئله آمار جهت های آماری بسیار مسئله مهمی است؛ یعنی آن مؤسسه‌ای که نشسته است و جهت می دهد که این مسئله را از شما بپرسند. در آمار، در نظرخواهی خط آمار باید تعیین بشود.

همه اینها نکاتی است برای برنامه‌ریزی و لذا می بینید برنامه‌ریزی کار ساده ای نیست. ما الان در رابطه با جنگ تحمیلی خوب می‌بینید دقیقاً نمی توانیم میزان فروش نفت مان را مشخص کنیم، دولت بخواهد بودجه را ببندد اولاً متأسفانه به اعتبار سیاست غلط گذشته تکیه بودجه ما یعنی نقطه اساسی تکیه اش به نفت است. چون رژیم گذشته می خواسته که اینطور باشد. یکی نفت است، یکی درآمدهای عمومی است که شامل مالکیت های عمومی و بعضی درآمدهای دیگر است. این تکیه گاه بودجه ماست، شما می گویید آقا به چه استنادی ما می توانیم دقیقا بودجه ببندیم؟ 2 یا 2.5 میلیون بشکه در روز می توانیم بفروشیم میزانی متغیر است. بازارهای متغیر جهانی را حساب کنید الان در همین کنفرانس جدید اوپک تصویب شد که اگر اوپک اجازه بدهد عربستان میزان تولید نفتش را افزایش بدهد یعنی او میزان تولید نفتش را به هشت میلیون برساند ما یک میلیون. مثلا اوپک معین می کند هشت میلیون اسمش است. گاهی یواشکی تک محموله هایی که آنها می فروشند به صورت های مختلف تا دوازده، …میلیون هم کشیده می شود. قراردادهای مخفیانه  ای که در محاسبات بین المللی نمی آید یا عمدا مخفی می کنند.

چنین مشکلاتی دولت در رابطه با جنگ تحمیلی هم دارد که دقیقا نمی شود برطرف شود ولی باید رفع کرد که تلاش‌های برادران در جهت برنامه ریزی با همه مشکلات موجود هست، پس ما می‌بینیم اول باید هدف های کیفی روشن بشود و تازه شما بگویید در برنامه ریزی هایی که دولت می خواهد بکند آیا کشاورزی را که اولویت می دهد و حق هم همین است و ما باید به سمت کشاورزی برویم تا از سیستم تکیه به نفت خارج‌ شویم، کشاورزی مدرنیزه را می خواهید یا سنتی؟

این کیفیت کل کمیت را عوض می‌کند یعنی اگر برنامه‌ریزی کمی داشته باشیم کیفیت هایمان کمیت هایمان را عوض می کند. در برنامه‌ریزی ما کشاورزی سنتی را اولویت می دهد چون نیروی انسانی زیاد داریم طبیعی است که برنامه‌ریزی مان کمی تغییر می‌کند. اگر برنامه ریزی ما مدرنیزه است، نیروهای انسانی که زیاد است، کمیت برنامه‌ریزی ما را دگرگون می‌کند. بنابراین درسطح گسترده برنامه‌ریزی واقعا کار مشکلی است و فرماندهی روی برنامه هم کار مشکلی است.

از این جهت عرض می کنم که مثلاً در آموزش و پرورش برنامه ریزی اینجا را دولت متوجه است که از همه برنامه‌ریزی‌ها مشکل تر است. حساب کنید، جمعیتی که در آموزش و پرورش به عنوان کارمند هست 580 هزار است، کل کارمندان دولت یک میلیون و صد هزار و خرده ای است که آموزش و پرورش، کادر آموزش آن و کادر اداری آن درست نصف مجموعه کار دولت است. یک چنین دریای بیکرانه ای است، جمعیت دانش آموزان ۹ میلیون است، ما حساب کنیم بودجه دولت را در رابطه با کمبودهای موجود که الان در رابطه با جنگ تحمیلی دارد و به او می‌گوییم آقا مدرسه می‌خواهیم می‌گوید پول نیست، ما وضع آن را در جبهه ها می بینیم که به آن صورت نمی تواند پول در اختیار ما قرار بدهد. ما با همه صحبت ها و حرف‌ها و تقاضاها می بینیم دولت به خودش فشار می آورد یک میلیارد متمم بودجه ما را قرار می‌دهد.

در رابطه با تعمیر و تکمیل که احداث نمی‌توانیم بکنیم حساب کنید 670 هزار نفر دانش آموز امسال به حجم کار اضافه شده- مدرسه اضافه نشده. سال آینده یک میلیون می‌شود و اگر بچه‌های بعد از انقلاب که تعدادشان زیاد است چون حجم ازدواج الحمدلله خیلی زیاد شده (بعد از انقلاب امت حزب الله آنقدر تعدادش بالا رفته که گاهی آمارهایی که می دهند باور نکردنی است) حالا حساب کنید در حدود دو سال دیگر یک جمعیت عظیم می‌بینیم که لازم التعلیم هستند که برنامه‌ریزی برای آنها در رابطه با معلم مدرسه، کتاب چه حجم عظیمی است.

مسئله کتاب را اشاره کردم در هر سالی ما باید ۸۰ میلیون جلد کتاب تهیه کنیم، دانش‌آموزان تعداد کتاب‌هایشان هر کدام مختلف است، ۸۰ میلیون جلد کتاب در هر سال عنوان کتاب ها از کلاس اول ابتدایی تا دیپلم ۵۸۰ است و برای تربیت معلم ۹۲، عناوین کتاب شامل فیزیک، شیمی، علوم انسانی و ادبیات و غیره که هر کدام از اینها بخش خصوصی دارد.

ادبیات، دینی همه بخش‌های مختلف دارد، که جمعاً 580 نوع می‌شود. حساب کنید ما الان مقدار چاپخانه‌هایمان، مشکلات ارزی را حساب کنید، من نمی‌خواهم مشکلات کتاب را مطرح کنم ولی برنامه‌ریزی برای یک چنین حجم گسترده و عظیمی مشکل است. اگر بخواهیم به آن برسیم استان سیستان و بلوچستان را نمی‌گویم، ایلام و استان‌های محروم را نمی‌گوییم، همین تهران، الان در بعضی از مناطق مان مدرسه هایی است که یک روز در میان بچه ها می روند، یعنی در روز دو شیفته و بعد هر شیفتی که دو نوبت هست تازه یک روز در میان، شنبه، دوشنبه، چهارشنبه، صبح تا ظهر یک دسته از بچه ها می آیند بعد از ظهر یک دسته دیگر، دوباره یکشنبه، سه شنبه، پنج شنبه یک دسته می آیند صبح تا ظهر یک دسته ظهر تا عصر.

کمبود فضای آموزشی است، اینها مشکلات است، این معلمش باید تأمین بشود و کتابش باید تأمین شود، که بحث امروز ما شامل این نمی شود. خارج بحث مدیریت شدیم، و فقط حالا که دیگر به اینجا کشیده شدیم می‌خواهم عرض کنم در برنامه‌ریزی‌ها شاخصه‌ها باید مهم باشد و از همه مهمتر آمار آمارهایی که الان در اختیارمان است نمی‌تواند صددرصد قابل قبول باشد، حتی ۶۰% ، ۷۰% تا حداکثری که بسیار تلاش کرده باشند ۸۰% این مسئله در مورد بودجه است. پس در رابطه با مدیریت باید اهداف و مسئله بودجه برنامه ریزی شود؛ خلاصه مجموعا برنامه ریزی را همه می دانیم که در همه سطوح لازم است.

چند تعریفی را که در مورد برنامه‌ شده خدمتتان عرض می کنم. بعضی معتقدند برنامه یعنی پیش‌بینی کمی و کیفی خطوط اصلی عواملی اقتصاد برای یک دوره معین، یک دسته دیگر معتقدند که برنامه‌ریزی یعنی نشان دادن آینده، در حال حاضر که شاید این تعبیر، تعبیر لطیفی باشد، در عین حال که ادیبانه است، شاید به صحبت نزدیک تر باشد که برنامه‌ریزی یعنی نشان دادن آینده. در حال حاضر یعنی می‌خواهید تصویری از آینده داشته باشید در زمان حال برنامه ریزی می کنید که در ۵ سال آینده باید به اینجا برسیم. برای ده سال آینده برسیم به فلان جا، باز در تعریف برنامه گفته اند تعیین اهداف اقتصادی و اجتماعی با اطلاع از قوانین اقتصادی هماهنگ و متناسب برای یک دوره معین در آینده و بسیج امکانات با توجه به قوانین برنامه ریزی اقتصادی و اجتماعی.

یکی دیگر از تعریف هایی که در این زمینه شده است تهیه مقدمات و سازماندهی و هماهنگ کردن امور اقتصادی ملت‌ها به وسیله دولت های مربوط را برنامه ریزی می گویند.

این را در قسمت اول توضیح مختصری دادیم، قسمت دوم سازماندهی است که ان شاالله بحث آن را روز دیگر خواهیم داشت، کلاً اینکه تقسیم کار را می گویند و تعبیر امیرالمؤمنین (ع) در وصیت به فرزندش امام حسین (ع) است که می فرماید: «وَاجعَل لِکُلِّ اِنسانِ مَن خَدَمِکَ عَمَلاً تأخُذُه به». پسرم برای هر یک از عمال و کارگزارانت وظیفه ای مشخص کن که بتوانی او را بر اساس آن وظیفه ای که برایش مشخص کرده ای مؤاخذه کنی. این اصل سازماندهی و نظارت، کنترل و ارزشیابی که در حقیقت از اصول و ارکان مدیریت است.

والسلام

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , , , ,

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


پایگاه خبری علیرضا ملک پور: مهارت در کار ضامن اشتغال پایدار
پایگاه خبری علیرضا ملک پور: مهارت در کار ضامن اشتغال پایدار
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715