جمعه ۳۰ مهر ۱۴۰۰
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۲۰:۰۳ - ۱۴۰۰/۰۷/۱۳

بررسی صلح امام حسن(ع) از نگاه محمود فروزبخش، احمد مقیمی و بهراد بهشتی

کومت و صلح امام حسن ع یکی از مواقف مورد تأمل در تاریخ اسلام است که تفکر در مورد آن درس های بسیاری برای رهروان راه اهل بیت دارد؛ به همین خاطر نظرات سه نفر از کارشناسان حوزه دین و تاریخ را در این باره جویا شدیم

به گزارش ندای اصفهان، حکومت و صلح امام حسن ع یکی از مواقف مورد تأمل در تاریخ اسلام است که تفکر در مورد آن درس های بسیاری برای رهروان راه اهل بیت دارد. به همین خاطر نظرات سه نفر از کارشناسان حوزه دین و تاریخ را در این باره جویا شدیم. آنچه پیش رو دارید قطعه ای از نظرات محمود فروزبخش، احمد مقیمی و بهراد بهشتی در این زمینه است.

***

محمود فروزبخش

پایه های حکومت امام حسن ع

حکومت امام حسن ع اگرچه دوران بسیار کوتاهی داشته است اما بر سه پایه مشروعیت، جمهوریت و کارکردگرایی بنا شده است و صلح ایشان را نیز باید بر پایه همین سه اصل فهمید. البته این صلح یک اصطلاح است و اصل آن واگذاری کل حکومت در ازای یک سری شروط است.

اولین پایه حکومت اهل بیت مشروعیت و حق حاکمیت ایشان است و امام حسن (ع) در صلح خود با معاویه هیچ وقت نگفتند که حق حکومت با اوست، بلکه با این صلح از حکمرانی کنار کشیدند و از حق خود به دلایلی صرف‌نظر کردند.

پایه دوم حکومت حسنی توجه ویژه به جمهوریت است. شروع چنین حکومتی با بیعت و اساس آن با خواست مردم بوده است. دعوتی که از امام علی ع برای حکومت انجام شد به نحوی از امام حسن ع هم صورت گرفت. همچنین دعوت مردم به حضور در جنگ با روشنگری و اقناع افکار عمومی صورت ‌گرفته و در این باره اکراهی در کار نبوده است. در ادامه دیدیم که بسیاری از کسانی که اهل بیعت بودند به جنگ نیامدند و البته مجازات هم نشدند. در نهایت هدف از تشکیل حکومت اسلامی تربیت نفوس، رشد و تعالی و قرب الی الله است که اساسا چنین هدفی با اجبار و سرکوب محقق نمی‌شود.

عامل اصلی صلح امام حسن، خسته شدن مردم آن زمان از جنگ‌های داخلی بود تا آنجا که مردم شعار می‌دادند «البقیه البقیه» و این شعار که «می‌خواهم باقی بمانم». باید دقت داشته باشیم که در سه جنگ زمان امام علی ع غنیمتی نصیب مجاهدان نشد و همین نیز به فرسایش نیروها می افزاید.

کارکردگرایی سومین رکن حکومت امام حسن (ع) است. اگر امام حسن در جنگ مغلوب می‌شدند مسلمانان واقعی همگی به هلاکت می‎رسیدند و اگر جنگ طول می‌کشید، رومیان در مغرب بلاد اسلامی فرصت می‌یافتند که به سرزمین‌های اسلامی دست درازی کنند و اصلا در چنین شرایطی پیروزی امام حسن(ع) هم محال بود. در این شرایط امام با پذیرش صلح متوجه افکار عمومی شدند و بعد از آن که معاویه تمامی مفاد صلح نامه را زیرپا گذاشت، مردم آگاه شدند. این همان نگاه کارکردگرایانه است که به صورت نظام مند متوجه هدف و نتیجه نهایی می‌شود و مصلحت در این چارچوب مورد توجه قرار می‌گیرد.

از واگذاری حکومت به معاویه توسط امام حسن ع متوجه می شویم که افکار عمومی در حکومت اسلامی اصالت دارد و گاهی اوقات تصمیمات سیاسی نه برای عملی خاص، بلکه برای تغییر جهت دادن به افکار عمومی انجام می‌شود. امام حسن خطاب به حجر ابن عدی، که مخالف صلح بود، می‌گویند: «ای حجر همه مردم آنچه را تو دوست داری دوست ندارند و نظرشان نظر تو نیست».

با تمام این اوصاف صلح امام حسن در شرایط آن زمان اقدامی صحیح بود. قیام در هنگام صلح، خودکشی است و صلح در هنگام قیام، بزدلی است. اما مسلمانان در آن زمان مردود آزمون شدند و همگی باید دقت کنیم تا مسیر منتهی به صلح دیگر به امام تحمیل نشود.

***

احمد مقیمی

دو گروه جفاکار در نسبت با صلح امام حسن ع

پیش از هر سخنی باید تذکر دهیم که امام حسن و امام حسین علیهما السلام هر دو هم فصل حرکت داشته اند و هم فصل صلح.

از همان ابتدا چهل هزار نفر از کوفیان با امام حسن ع بیعت کردند که این بیعت نشان دهده اقبال ایشان در جهان اسلام است. امام حسن در آن ایام استانداران چهار پنجم جهان اسلام را تعیین می کنند. سپس وارد جنگی هفت ماهه با معاویه می شوند. در این مدت امثال قیس ابن سعد وارد درگیری ها می شود و حتی از سپاه امام کسانی هم شهید می شوند. پس اینکه گفته شده امام حسن صلح کرد، سخنی ناقص است بلکه باید گفت، مردم، اصحاب و فرماندهان نالایق راهی جز صلح برای ایشان نگذاشتند.

امام حسن ع از سال 40 تا 49 به صلح پایبند بودند و بعد ایشان نیز به مدت نزدیک یازده سال امام حسین به صلح با معاویه پایبند بود. این در حالی بود که از همان ابتدای صلح امام حسن عده ای به نزد امام حسین رفتند و او را به قیام فراخواندند و آن دوبین ها، وجود واحد حسنین را دوتا می دیدند در حالی این ها در حقیقت یکی هستند.

امام حسن بعد از صلح مظلوم بودند زیرا حتی برخی خواص ایشان را دنیاطلب خطاب می کردند و برخی اصحاب ویژه به ایشان اهانت کردند. پس در مورد این صلح فقط به خاطر تحریفات و گذر زمان بدفهمی صورت نگرفته بلکه از همان زمان اکثرا هدف آن را درک نمی کردند.

اما هرچه گذشت اهداف صلح مشخص شد. همین شهادت امام حسن گواه آن است که معاویه متوجه شد امام حسن لحظه لحظه حیاتش همان مبارزه است و با این صلح و سکوت مشغول محکم کردن زیرساخت ها و تربیت نیرو است.

از طرفی مهم ترین ثمره صلح آشکار شدن ماهیت معاویه بود. بنی امیه پس از فتح مکه در موقعیت ضعف بود. پس از آن در زمان خلفا صاحب امتیازات ویژه شدند و سودای بازگشت به صدرقدرت داشتند. در زمان امام حسن معاویه مشخصا مدعی خلافت رسول الله است. البته جهان اسلام یک مرتبه به این سقوط نرسیده است. بزرگان صحابه در زمان خلفا اهل دنیاپرستی شده اند و از بزرگترین نجومی گیران و رانت خواران بودند. فساد اخلاقی بروز کرده بود و فساد اعتقادی مانند کعب الاحبارها همه جا را گرفته بود.

در چنین زمانه ای کسی قبول ندارد که معاویه آدم بدی است و اگر کسی هم چنین اعتقادی داشت جرأت بیانش را نداشت. حال این صلح فرصتی داد تا معاویه ذاتش را آشکار کند. از طرفی امام حسن ع در آن 9 سال در مدینه نیرو تربیت کرد به حدی که رکن حرکت امام حسین ع را باید از امام حسن ع دانست.

دو گروه اساسا در این سال ها پیرامون صلح امام حسن جفا کردند. اول گروهی هستند که در لباس دین از مجالس اهل بیت استفاده می کنند و خلاف روح حاکم بر صلح امام حسن عمل می کنند. اصل این صلح برای حفظ وحدت، برای حفظ جان مسلمین و بقای آنان بود حال آنکه این گروه از این فرصت برای داغ کردن دعوای شیعه و سنی استفاده می کنند.

دومین دسته سازشکارانی هستند که وادادگی خود در برابر غرب را با صلح امام حسن توجیه می کنند و هر بار که وارد نقد اقدامات آنان در رابطه با سازش با استکبار می شویم از این صلح دم می زنند و نسبت به حقیقت آن جفا می کنند.

***

بهراد بهشتی

روش امام حسن ع قاعده است نه استثنا

پیش از وورد به صحبت در مورد امام حسن مجتبی باید دو نکته را یادآوری کنیم. نخست آنکه ما نباید پیش فرض‌های کلامی خود را به گزارش‌های تاریخی تحمیل کنیم. امروز مباحثی مانند عصمت، علم امام و امثالهم در تاریخی کلامی ما شکل گرفته است و بعضا دیده شده که داده های تاریخی را در تطبیق با آن ها کنار می گذارند.

دوم آنکه آنچه از تاریخ اسلام به ما رسیده است با توجه به تحریف‌های خواسته و ناخواسته، نمی‌‎تواند صددرصد صحیح و قابل قبول باشد و بعضا در این زمینه تعارضات و تناقضاتی بین روایت‌های تاریخی وجود دارد. برای مثال ما باید توجه داشته باشیم اولین منابع و مقایعی که در مورد وقایع روز عاشورا به ما رسیده است، بیش از هشتاد سال پس از رخداد آن فاجعه بوده است.

در مورد امام حسن علیه السلام پرسش اساسی آن است که آیا صلح آن حضرت استثنا بوده یا قاعده؟

در این سال‌ها کلیشه ذهنی شیعیان اینگونه صورت گرفته است که صلح امام حسن حرکتی تحمیلی و اضطراری و حرکت امام حسین (ع)، اختیاری بوده است. در واقع ما حرکت امامان شیعه را با حرکت امام حسین ع می شناسیم و اصل و قاعده را بر آن می دانیم. برای پاسخ به این پرسش باید واقعه عاشورا و اثرات آن را مرور کنیم.

حرکت امام حسین بعدها با چهارگونه واکنش مواجه شده است. دو واکنش اول کوتاه مدت بوده که اولین آن به سبب پشیمانی و سرزنش صورت گرفته و قیام توابین نام دارد و دومین واکنش از سر انتقام بوده و توسط مختار صورت پذیرفته است.

دو واکنش بلندمدت نسبت به واقعه عاشورا را واکنش‌های قیام و واکنش های قعود می توان نام نهاد. می دانیم که سادات حسینی به دو گروه سادات زیدی و سادات جعفری تقسیم می‌شوند. سادات زیدی در ائتلاف سادات حسنی عمدتا واکنش قیام را در پیش گرفتند تا آنجا که گفتند کسی امام مسلمین است که از نسب فاطمه باشد و با شمشیر قیام کند و اطاعت از چنین امامی واجب است. ایران و به خصوص مناطق شمال پایگاه گرایشات شیعی بود.

در مقابل سادات جعفری منش و روش صلح حسنی را دنبال کردند. این را می توانیم واکنش قعود بنامیم. در میان روش سادات جعفری، منش عاشورایی امام حسین (ع) تبدیل به یک استثنا شد. تاریخ اهل بیت پر است از شواهدی که این منش را تایید می کند. درست در همین زمان است که شرط تاثیرگذاری به امر به معروف و نهی از منکر اضافه و تاکید می‌شود که جهاد باید به اذن امام معصوم باشد. در چنین نگاهی قیام اصلی به آخرالزمان حواله داده می‌شد.

وقتی قیام باید در حضور معصوم و با شرط تاثیرگذاری باشد، بسیاری از حرکت ها به زمان ظهور حواله داده می شود و تا همین قرن اخیر هم امام حسین ع وسیله‌ای صرفا برای کسب ثواب و عاشورا تنها برای روضه و گریستن بود. شیعیان این دستگاه را وسیله ای برای مبارزات سیاسی خود نمی دیدند تا آنکه در جنگ با روس، کاشف الغطا و دیگران از ادبیات جهاد بهره بردند و بار دیگر به تدریج مباحث شهادت مطرح شد. در زمان پیش از انقلاب اسلامی به واسطه تلاش‌های شخصیت‌هایی مانند مرحوم صالحی نجف‌آبادی و دکتر شریعتی، نظریه قیام دوباره مطرح شد.

پس در جمع بندی باید بگویم به صورت تاریخی منش و روش اهل بیت بر اصل بودن منش صلح امام حسن بوده است و عاشورا به صورت یک استثنا رخ داده است اما در زمان معاصر به دلایلی در زمانه، شیعه با نگاه قیام و عاشورا معرفی شد.

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , , ,

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


پایگاه خبری علیرضا ملک پور: مهارت در کار ضامن اشتغال پایدار
پایگاه خبری علیرضا ملک پور: مهارت در کار ضامن اشتغال پایدار
نوشت ایران؛ نوشت افزار باکیفیت ایرانی اسلامی
نوشت ایران؛ نوشت افزار باکیفیت ایرانی اسلامی
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715