سه شنبه ۰۴ آبان ۱۴۰۰
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۲۲:۵۸ - ۱۴۰۰/۰۶/۰۲

خلاصه کتاب «درآمدی بر تحقیق کیفی» نوشته اووه فلیک

کتاب «درآمدی بر روش تحقیق کیفی» از مفیدترین کتاب‌ها در حوزه روش‌شناسی کیفی می‌باشد. از آنجا که حجم اصلی کتاب ۴۹۲ صفحه است لذا آن را در کمتر از ۱۰ درصد خلاصه‌برداری کرده ام تا مشکل حقوقی نداشته باشد، اما از نظر بنده در این خلاصه اکثر مطالب مفید و کاربردی مورد نیاز درج شده است.

ندای اصفهان- جواد جلوانی

(دانشجوی دکتری فرهنگ و ارتباطات)

در ادامه خلاصه کتاب «درآمدی بر تحقیق کیفی» نوشته اووه فلیک (Uwe Flick) را با هم می خوانیم.

این کتاب به ترجمه هادی جلیلی برای اولین بار در سال 1387 توسط نشر نی در 492 صفحه منتشر شده است و در سال 1394 به چاپ هشتم رسیده است.

توضیح: کتاب «درآمدی بر روش تحقیق کیفی» از مفیدترین کتاب‌ها در حوزه روش‌شناسی کیفی می‌باشد. از آنجا که حجم اصلی کتاب 492 صفحه است لذا آن را در کمتر از 10 درصد خلاصه‌برداری کرده ایم تا مشکل حقوقی نداشته باشد، اما از نظر بنده در این خلاصه همه مطالب مفید و کاربردی مورد نیاز درج شده است.

ویراست سوم این کتاب در یک مقدمه، 7 بخش و 30 فصل تنظیم شده است که در ادامه ملاحظه خواهید کرد.

– جهت دریافت فایل PDF این متن (اینجا را) کلیک کنید.

***

An Introduction to Qualitative Research

[مقدمه و یادداشت مترجم]

بخش اول کتاب: چهارچوب اجرای تحقیق کیفی

[فصل 1- راهنمای استفاده از کتاب]

فصل 2- تحقیق کیفی چرا و چگونه؟

…ص 11 الی 13- نیاز به تحقیق کیفی

در اولین قدم به ‌اختصار نشان خواهم داد که چرا علاقه مندی به‌تحقیق کیفی طی دهه‌های اخیر به‌سرعت درحال افزایش بوده ‌است. تحقیق کیفی ارتباط خاصی با مطالعه روابط اجتماعی دارد و وام‌دار این واقعیت است که زیست جهان‌ها متکثر شده‌اند. ‌این متکثر شدن را با تعابیر کلیدی همچون «ابهام‌های تازه» (1996 Habermas,) ، رشد «فردی شدن شیوه‌های زیست و الگوهای زندگی» (1992 Beck,) و حل شدن نابرابری‌های اجتماعی «قدیمی» در تنوع جدیدی از محیط‌های اجتماعی، خرده‌فرهنگ‌ها، سبک‌های زندگی و شیوه‌های زیست، نشان داده‌اند. این متکثر شدن حساسیت جدیدی نسبت ‌به مطالعه‌ی تجربی مسایل ایجاد ایجاب می‌کند. مدافعان پست مدرنیسم از پایان عصر روایت‌ها و نظریه‌های کلان سخن می‌گویند. به اعتقاد آنان، اکنون به روایت‌های محلی، موقت و محدود نیازمندیم. با عنایت به متکثر شدن سبک‌های زندگی و الگوهای تفسیر در جوامع مدرن و پست‌مدرن، گفته هربرت بلومر بار دیگر مطرح‌شده و معانی جدیدی یافته است.

«موضع اولیه دانشمندان علوم اجتماعی و روان شناسان در عمل همواره فقدان آشنایی با آن چیزی است که عملاً در حوزه زندگی مورد مطالعه رخ می‌دهد» (33 :1969). تغییرات سریع اجتماعی و در نتیجه آن تنوع زیست جهان‌ها به شکل روزافزونی محققان اجتماعی را با زمینه‌های اجتماعی و دیدگاه‌های جدیدی مواجه می‌کنند. این مسائل به قدری برای آنان نوظهورند که روش‌شناسی‌های قیاسی سنتی شان- استخراج سوال‌ها و فرضیات تحقیق از الگوهای نظری و آزمون آن‌ها در برابر شواهد تجربی- به واسطه گوناگونی موضوعات، دیگر پاسخگو نیست. از این رو، تحقیق اجتماعی به شکل فزاینده ای وادار به استفاده از استراتژی‌های استقرایی شده است. برای مطالعه زمینه‌های اجتماعی به جای شروع پژوهش از نظریه‌ها و آزمون آن‌ها، به «مفاهیم حساسیت برانگیز» نیاز است. در حالی که برخلاف سوء تفاهم گسترده موجود، این مفاهیم خود از دانش نظری پیشینی متأثرند. اما در اینجا نظریه‌ها براساس مطالعات تجربی تدوین می‌شوند. برخی دانش و فعالیت‌های علمی را نوعی دانش و فعالیت‌های محلی به شمار آورده‌اند (1983Geertz,).

به‌خصوص زمانی‌که تحقیق در روان‌شناسی را مدنظر قرار دهیم. گفته می‌شود ازآنجا که روان‌شناسی به‌قدر کافی به توصیف دقیق جزئیات اوضاع و احوالی عینی موضوع مورد بررسی پای‌بند نیست، به زندگی روزمره ربطی ندارد. مطالعه معانی ذهنی و اعمال و تجربه‌های روزمره به اندازه تأمل در روایت‌ها ( ,Bruner1991 ؛,Sarbin 1986) و گفتمان‌ها (Harr 1998) ضروری است.

 

فصل 3- تاریخ مختصر تحقیق کیفی

[مباحثات جاری درباره تحقیق کیفی و کمی]

[جدول 2-1 مقاطع تاریخی تحقیق کیفی].

مهمترین مکاتب پژوهشی و پیشرفت‌های اخیر

ص 30: تحلیل روایت و زندگی‌نامه نگاری روش خاصی که برای گردآوری داده‌ها و اشاعه آن به کار می‌رفت، تحقیق زندگی‌نامه نگاری در مناطق آلمانی زبان را به‌کلی تحت تاثیر خود قرار داده بود. در این‌مورد عمدتاً روی سخن با مصاحبه روایی است (ن. ک. به: فصل 14). مصاحبه روایی بر تجربه‌های فرد در طول عمرش متمرکز می‌شود. این روش در چندین حوزه از رشته جامعه‌شناسی، و در سال‌های اخیر به شکل روزافزونی بر تعلیم و تربیت به‌کارگرفته شده‌است. از طریق تحلیل روایت عناوین و زمینه‌های بزرگ‌تری مورد مطالعه قرار گرفته‌اند (مانند نحوه کنار آمدن افراد با معضل بیکاری، تجربیات مربوط به مهاجرت، و فرآیندهای بیماری یا تجربه‌های خانواده‌های درگیر با هولوکاست). در تحلیل روایت داده‌ها تفسیر می‌شوند (, Rosenthall-Fischer and Rosenthal 2004). در سال‌های اخیر روایت‌های گروهی (ن.ک. به: فصل 15) شامل شرح سرگذشت‌های خانوادگی چند نسلی (32) (Bude 2004) یکی از شکل‌های رشدیافته تحلیل روایت است.

ص 31: قوم‌نگاری

اجرایی تحقیق قوم نگاران از اوایل دهه 1980 افزایش پیدا کرده ‌است. قوم‌نگاری جایگزین مطالعاتی شده ‌است که از مشاهده همراه با مشارکت استفاده می‌کردند (ن. ک. به : فصل 17). هدف قوم‌نگاری بیش‌از آنکه درک رویدادها یا فرایندهای اجتماعی از طریق گزارش این رویدادها (مثلاً در یک مصاحبه) باشد، تلاش دارد تا فرایندهای اجتماعی شکل‌گیری این وقایع را از درون و از طریق مشارکت در جریان رویدادها درک کند. مشارکت طولانی‌مدت (به‌جای مصاحبه‌ها یا مشاهدات لحظه‌ای) و استفاده‌ی توأم با انعطاف از روش‌های مختلف (ازجمله مصاحبه‌های کم و بیشی رسمی یا تحلیل اسناد و مدارک) مشخصه این نوع تحقیق اند. یکی از علایق اصلی در این روش از اواسط دهه 1980 نوشتن درباره‌ی رویدادهای مشاهده‌شده است. و تعبیر کلی‌تر، این علاقه‌مندی رابطه‌ای رویداد و ارائه آن را برجسته می‌کند (ن. ک. به : فصل 30) «قوم‌نگاری» به‌ویژه در آمریکا جایگزین عنوان «تحقیق کیفی» (در تمامی ابعاد و وجوه) آن شده‌ است.

مطالعات فرهنگی

جریان جدید مطالعات فرهنگی به حوزه جامعه‌شناسی و مطالعات رسانه‌ای نیز کشیده ‌شده است (,Winter 1994). تاکنون که تلاش چندانی برای شرح و تفسیر روش‌شناسی و اصول روش‌شناختی مطالعات فرهنگی به عمل نیامده‌است. مقوله «فرهنگ» معرف این رویکرد است؛ تحلیل‌های این روش بر رسانه‌ها متکی است؛ و خرده‌فرهنگ‌ها (ی محروم) و روابط قدرت موجود در محیط‌های واقعی را مدنظر قرار می‌دهد.

جنسیت پژوهی

محرک اصلی رشد و توسعه سؤالات و روش‌شناسی تحقیق کیفی تحقیقات فمینیستی و جنسیت پژوهی است (,Gildemeister 2004). این دسته از پژوهش‌ها به فرآیندهای برساخت و تمایز و تفکیک جنسیت و نابرابری نابرابری می‌پردازند.

تلفیق روش‌های کمّی و کیفی

…ص 55: ارزیابی تحقیق و تعمیم

یکی دیگر از راه‌های تلفیق پنهانی تحقیق کیفی و کمی آن است که معیارهای کیفیت یکی از این حوزه‌ها را در حوزه دیگر به کار ببریم. معمولاً تحقیق کیفی به‌سبب عدم رعایت معیارهای کیفیت تحقیق کمی مورد انتقاد قرار می‌گیرد (ن. ک. به: فصل 28)، بی‌آن‌که به این نکته توجه شود که این معیارها با اصول و نحوه اجرای تحقیق کیفی تناسبی ندارد. در حالت عکس این جریان نیز وضع از همین قرار است، هرچند که چنین وضعیتی نسبتاً نادر است.

در ارتباط با مسئله تعمیم‌یافته‌های تحقیق کیفی، همواره با شکل سوم تلفیق پنهانی تحقیق کیفی و کمی روبرو هستیم. فراموش می‌شود که تعمیم یافته‌های یک مطالعه بر اساس تعداد محدودی مصاحبه در یک پیمایش از نمونه‌های نمایا تنها یک‌شکل از تعمیم است. ازآنجایی‌که بسیاری از مطالعات کیفی قصد دارند تا چشم‌اندازها و نظریه‌های جدیدی پدید آورند، این تعمیم عددی لزوماً روش صحیحی نیست. سؤال صحیح‌تر آن است که یافته‌های کیفی را چگونه می‌توان در یک پس ‌زمینه مستحکم و معتبر نظری تعمیم داد. تعمیم‌یافته‌ها بیش‌از آنکه به تعداد موارد تحت مطالعه بستگی داشته باشد، به کیفیت نمونه‌گیری وابسته ‌است. سوال‌هایی که در تحقیق کیفی مطرح‌اند نه «چند مورد؟» بلکه «کدام موارد؟» و «افراد مورد بررسی نماینده چه چیزی هستند یا به چه دلیلی انتخاب‌شده‌اند؟» ‌است. بدین‌ترتیب، مسئله تعمیم در تحقیق کیفی کمتر از آنچه تصور می‌شود با کمی‌سازی پیوند دارد.

[فصل 4- مباحث مربوط به اخلاق در تحقیق کیفی.]

 

بخش دوم کتاب: از نظریه به متن

فصل 5- استفاده از آثار و متون منتشر شده (ادبیات) در تحقیق کیفی

…ص 73: چگونگی و زمان استفاده از ادبیات در تحقیق کیفی

…احتمالاً پیوندی میان هر آنچه درباره‌اش تحقیق می‌کنید و حوزه‌های موجود و مجاورش وجود دارد. شاید یکی از دلایل فقدان فصلی درباره نحوه استفاده از آثار و نوشته‌های منتشرشده درباره موضوع تحقیق در بیشتر کتاب‌های درسی ناشی از یکی از گفته‌های اولیه درباره تحقیق نظریه‌پردازی داده محور باشد. گلیرز و اشتراوس (1967) در مقدمه شان بر کشف نظریه‌پردازی داده محور (ن. ک. به: فصل 8) پیشنهاد کردند که محققان باید بدون توجه به آثار منتشرشده درباره موضوع مستقیماً به سراغ گردآوری و تحلیل موضوع بروند. لوح سفید واژه‌ کلیدی‌ای بود که غالباً بعدها برای استدلال در برابر مدعیات علمی تحقیق کیفی بکار گرفته می‌شد. مدت‌ها بعد اشتراوس نظرش را دراین‌باره اصلاح کرد، اما این تصور هنوز هم در بسیاری از برداشت‌های موجود درباره تحقیق کیفی وجود دارد.

من در این فصل مدعی ام که باید در تحقیق کیفی از چندین نوع ادبیات استفاده کرد که عبارت‌اند از:

– ادبیات نظری راجع‌به موضوع تحقیق؛

– ادبیات تجربی راجع ‌به تحقیقات پیشین در حوزه مطالعاتی شما یا حوزه‌های مشابه؛

– ادبیات روش‌شناختی درباره نحوه انجام تحقیق و نحوه استفاده از روش‌های انتخابی؛

– ادبیات نظری و تجربی برای افزودن اطلاعات زمینه‌ای و داده‌ها، مقایسه و تعمیم یافته‌های تان.

ص 80: نحوه استفاده از ادبیات به هنگام نگارش گزارش تحقیق

هارت تعریف مختصری از مرور ادبیات ارائه کرده‌است:

انتخاب کردن اسناد و مدارک در دسترس (منتشر شده یا نشده) درباره‌ی موضوع، که حاوی اطلاعات، آراء داده‌ها، و شواهدی هستند که از موضع خاصی برای تحقق هدف مشخصی یا بیان دیدگاه خاصی درباره ماهیت موضوع تحقیق و چگونگی تحقیق درباره آن، و روش ارزیابی مؤثر این اسناد در رابطه با تحقیق پیشنهادی، نگاشته شده‌اند. (1998:13)

آثار و نوشته‌های مورد استفاده تان در تحقیق باید نشانگر آن باشد که جست وجوی مفصلی در ادبیات موجود انجام داده‌اید. علاوه‌براین، باید از نوشته شما برآید که تسلط خوبی بر حوزه بحث تان دارید و از موضوع، و روش مورد استفاده تان درک کافی دارید و با آخرین تحقیقات در آن حوزه آشنایید، و جز این‌ها.

ادبیات تحقیق را چگونه و کجا بیابیم؟

معمولاً موضوع تحقیق تعیین می‌کند که کجا به‌ دنبال ادبیات مربوط بگردیم. اگر علاوه‌براین، شما در یک مطالعه کیفی باید از ادبیات نظری، روش‌شناختی، و تجربی مربوط به موضوع، حوزه و رویکردتان استفاده کنید، این عمل به شما نشان خواهد داد که اطلاعات تان در بستر گسترده‌تر چه حرفی برای گفتن دارند، به شما نشان خواهد داد که چگونه تحقیق خود را انجام دهید، و از چه مشکلاتی اجتناب کنید. اینترنت خدمات بی‌شمار شگفت‌آوری برای یافتن ادبیات مورد نظرتان در اختیار شما قرار می‌دهد. در پایان باید مجدداً خاطرنشان کنم که مرور ادبیات بخشی کلیدی از گزارش تحقیق شما خواهد بود.

فصل 6- بنیان‌های نظری تحقیق کیفی

…ص 100: فمینیسم و جنسیت پژوهی

تحقیق فمینیستی که چیزی بیش از یک دیدگاه پژوهشی است، در هیئت نقدی بنیادین بر علوم اجتماعی و تحقیق اجتماعی ظاهر شد. تحقیق فمینیستی بر نادیده‌گرفتن وضعیت زندگی زنان و سلطه مردان متمرکز است. معمولاً تحقیق فمینیستی و پژوهش کیفی به واسطه آنکه روش‌های‌شان نیازها و نظرات زنان را بیشتر انعکاس می‌دهند هم‌سنگ یکدیگر به شمار می‌آمدند. میس (1983) شرح می‌دهد که چرا تحقیق فمینیستی بیشتر با تحقیق کیفی پیوند دارد تا تحقیق کمی.

تحقیق کمی غالباً نظرات زنان را ناشنیده می‌گذارد، آن‌ها را به ابژه بدل می‌کند و به‌جای این‌که آن‌ها را مشخصاً به چشم زن بنگرد نگاهی فارغ از ارزش در مطالعات خود دارد. اما تحقیق کیفی امکان شنیده شدن صدای زنان و تحقق اهداف آنان را فراهم می‌کند. به عقیده آشر (99:1999) تحقیق فمینیستی به «تحلیل انتقادی روابط جنسیتی در تحقیق و نظریه… و پذیرش وجوه اخلاقی و سیاسی تحقیق… و به رسمیت شناختن نیاز به تغییر اجتماعی برای بهبود زندگی زنان» توجه خاصی دارد. این امر نه‌ تنها به تعریف موضوع تحقیق (برای مثال، نابرابری‌های جنسیتی) بلکه به کشمکش بر سر نحوه اجرای تحقیق در سطوح مختلف منجر می‌شود. اسگلز (2001) و اسمیت (2002) برداشت فمینیستی از قوم‌نگاری در سطح گردآوری داده، تحلیل داده‌ها و ارائه نتایج (و انعکاس نظرات شرکت‌کنندگان) را تشریح کرد. آشر (1999) از روان‌شناسی سلامت برای اشاره به مسائل خاص موجود در تحقیق فمینیستی کیفی استفاده می‌کند. کیتزینگر (2004) رویکرد تحلیل گفتگوی فمینیستی را برای تحلیل نظرات در بستر تعاملی‌شان پیشنهاد می‌کند. ویلکینسون (1999) گروه‌های متمرکز را نوعی روان‌شناسی فمینیستی به شمار می‌آورد. ماینارد (1998) رابطه و پیوند نزدیکی تحقیق فمینیستی و کیفی را به چالش می‌کشد و می‌پرسد که چرا نباید، برای مثال، تلفیق تحقیق کیفی و کمی با چهارچوب تحقیق فمینیستی سازگار باشد. گیلد مایستر (2004) به‌تازگی جنسیت پژوهی را گامی برای مطالعات زنان به شمار می‌آورد.

 

فصل 7- پیش‌زمینه معرفت شناختی: برساختن و درک متنون

…ص 107: متن و واقعیت

متن در تحقیق کیفی سه کارکرد دارد: نه‌تنها داده‌های اصلی تحقیق را که یافته‌ها بر آن متکی اند فراهم می‌کند، بلکه اساس تفسیر این داده‌ها نیز هست و در عین‌ حال وسیله و ابزار اصلی ارائه و انتقال یافته‌ها بشمار می‌آید. این امر نه‌ فقط درباره هرمنوتیک عینی که برنامه تبدیل جهان به متن را سرلوحه خود قرار داده بلکه به  طور کلی در خصوص روش‌های جاری در تحقیق کیفی نیز مصداق دارد.

دو حالت وجود دارد: یا مصاحبه‌ها حاوی داده‌هایی هستند که به شکل متن درآمده‌اند (یعنی پیاده شده‌اند) و پس‌از آن است که تفسیر می‌شوند (در مشاهدات یادداشت‌های میدانی غالباً داده‌های متنی را تشکیل می‌دهند)؛ یا آنکه تحقیق از ثبت و ضبط گفت‌وگوها و موقعیت‌های طبیعی آغاز می‌شود و در ادامه به مرحله پیاده کردن متن و تفسیر آن‌ها می‌رسد. در هر حال متن محصول گردآوری داده‌ها و ابزاری برای تفسیر است. اگر پژوهش کیفی به درک واقعی اجتماعی از تفسیر طریقه تفسیر متن متکی است، دو سوال بیش‌از سال‌های دیگر جای مطرح شدن دارند: در حین ترجمه واقعیت به متن، و در حین ترجمه مجدد متن به واقعیت یا استنباط واقعیت از روی متن چه اتفاقی رخ می‌دهد؟

در این فرآیند متن جایگزین آن ‌چیزی می‌شود که مورد مطالعه است. به ‌محض این‌که محقق داده‌هایش را گردآوری و آن را به متن تبدیل کند، این متن در طول مراحل بعدی فرایند تحقیق جایگزین واقعیت خواهد شد. در ابتدا زندگی‌نامه‌ها مورد مطالعه قرار می‌گرفتند اما در زمان حاضر روایت‌هایی که در مصاحبه‌ها شکل گرفته‌اند برای تفسیر در دسترس‌مان هستند. آنچه از این روایت باقی می‌ماند تنها آن چیزهایی است که طی ضبط «به چنگ آمده» و آنچه با انتخاب روش‌های پیاده‌سازی به شکل مستند درآمده است.

متنی که به این روش به دست می‌آید مبنای تفسیرهای بعدی و یافته‌هایی است که از آن ناشی شده‌اند- رجوع مجدد به صدای ضبط‌شده به اندازه‌ی رجوع دوباره به فرد مورد مصاحبه (یا مشاهده) نامتعارف و غیرمعمول است. به دشواری می‌توان تعیین کرد که چه چیزی و چه میزان از موضوع اصلی در متن (برای مثال، در یک زندگی‌نامه) وجود دارد. علوم اجتماعی که به ناگزیر به علوم متنی بدل شده‌اند و به متن به ‌منزله ابزاری برای تثبیت و عینیت بخشی به یافته‌های شان متکی اند، باید توجه بیشتری به این‌دست پرسش‌ها نشان دهند.

پرسش‌های مربوط به تولید واقعیت‌های جدید (برای مثال، زندگی به‌مثابه روایت) درحین تولید و تفسیر داده‌ها در قالب متن و متن در قالب داده به‌ندرت مطرح می‌شوند و باید بیشتر مورد بحث قرار گیرند.

ص 109: متن به‌مثابه ساختن جهان: برساخت درجه اول و دوم

مدت‌ها است که در حوزه‌های مختلف تحت عنوان «بحران بازنمایی» به این نکته اشاره شده‌است که رابطه متن و واقعیت را نمی‌توان به بازنمایی ساده واقعیات موردنظر تقلیل داد. در مباحثاتی که در خصوص پرسش میزان امکان بازنمایی جهان در سیستم‌های رایانه‌ای یا شناختی در جریان است، وینوگراد و فلورس (1986) تردیدهای جدی‌ای در خصوص ایده ساده بازنمایی اظهار داشته‌اند. این در حالی است که پل ریکور این دست مباحثات را تحت عنوان کلی فلسفه مدرن قرار می‌دهد.

این بحران که از مباحثات قوم‌نگاری آغاز شد (برای مثال Marcus and Clifrod, 1986)  برای تحقیق کیفی نه ‌فقط بحران بازنمایی بلکه بحران مشروعیت نیز بود. در چهارچوب بحران بازنمایی و در نتیجه چرخش زبانی در علوم اجتماعی این تردید پیش‌آمد که علوم اجتماعی «نمی‌توانند به‌طور مستقیم به تجربیات زیسته دسترسی داشته باشند. اکنون استدلال می‌کنند که چنین تجربیاتی در متن‌هایی که محققان نوشته‌اند خلق می‌شوند. این بحران بازنمایی است… این بحران… پیوند مستقیم تجربه و متن را مسئله‌دار می‌کند» (Lincoln and Denzin  2000: 17).

بحران دوم بحران مشروعیت است که طی آن معیارهای سنتی ارزیابی تحقیق در تحقیق کیفی انکار یا -به پیروی از پست مدرنیزم- به‌طورکلی امکان مشروعیت‌بخشی به دانش علمی انکار می‌شود. (ن.ک به: فصل30 )

نکته اساسی در این مباحثات، به‌خصوص در تحقیق اجتماعی، این است که ما هنوز قادریم واقعیتی خارج از دیدگاه‌های ذهنی یا دیدگاه‌های مشترک اجتماعی‌مان فرض بگیریم و بر این اساس میزان «بازنمایی» آن را در متون و سایر دستاوردهای پژوهشی ارزیابی کنیم. انواع گوناگون برساختگرایی اجتماعی یا برساختگرایی (برای مروری کوتاه ن. ک. به: b Flick 2004 ) چنین فرضی را رد می‌کنند. درعوض، از این ایده شروع می‌کنند که شرکت‌کنندگان از طریق معانی منتسب به رویدادها فعالانه واقعیت‌ها و ابژه‌ها را خلق می‌کنند، و اگر پژوهش اجتماعی قصد دارد به واقعیت‌های اجتماعی بپردازد چاره‌ای جز تن دادن به انتساب معنا ندارد. در چنین بستری سوال‌هایی که مطرح اند و باید مطرح شوند عبارت‌اند از:

شناسندگان (سوژه‌های) اجتماعی چه چیزی را عین واقعیت به شمار می‌آورند و چگونه؟ شرایط این واقعی پنداشتن کدام اند؟ محققان تحت چه شرایطی آنچه را که به‌ این ‌ترتیب مشاهده می‌کنند واقعی می‌پندارند؟

بدین‌ترتیب تحقیق بر ایده وجود رویدادهای اجتماعی، یعنی چیزها یا واقعیت‌هایی که در میدان اجتماعی مورد مطالعه مان شاهد آن هستیم، و نحوه ارتباط این ایده‌ها با یکدیگر متکی است (یعنی رقابت، تعارض و جانشین شدن، مشترک‌اند و واقعی تلقی می‌شوند).

ص 110: برساخت‌های اجتماعی به‌منزله نقطه شروع

آلفرد شوتز پیش ‌از این گفته بود که واقعیات صرفاً از طریق انتخاب و تفسیرشان موضوعیت پیدا می‌کنند:

به عبارت دقیق‌تر، چیزی به نام واقعیت ناب و ساده وجود ندارد، همه واقعیت‌ها از همان ابتدا واقعیاتی هستند که از بستر جهان و توسط فعالیت‌های ذهنی برگزیده شده‌اند. درنتیجه همواره واقعیت‌های تفسیر شده هستند، حال چه به‌طور مصنوعی از بسترشان منتزع شده باشند یا در بستر خاص خودشان مورد بررسی قرار گرفته باشند. در هر دو حال، افق‌های تفسیری بیرونی و درونی در آن‌ها وجود دارد. (5:1962)

این دیدگاه وجوه مشترکی با گودمن (1978) دارد. به‌نظر گودمن، جهان به طریق اجتماعی و براساس انواع مختلف معرفت- از معرفت روزمره تا علم و هنر به منزله‌ی «روش‌های مختلف ساختن جهان»-برساخته شده‌است. به عقیده گودمن-(و شوتز)- پژوهش اجتماعی به تحلیل همین روش‌های ساختن جهان و اقدامات برسازند شرکت‌کنندگان در زندگی روزمره‌شان می‌پردازد. یکی از نکات اساسی در این حوزه تمایز برساخته درجه اول از درج دوم است. به عقیده‌ی شوتز، «برساخت‌های علوم اجتماعی، به قول او برساخت‌های درجه‌دوم اند، یعنی برساختِ برساخت‌هایی هستند که کنشگران در صحنه اجتماعی به عمل می‌آورند».

به این معنا شوتز معتقد است که «تلاش برای یافتن اصول عامی که آدمی تجربیاتش را در زندگی روزمره و به‌خصوص تجربیات اجتماعی‌اش را براساس آن سازمان دهد، وظیفه نخست روش‌شناسی علوم اجتماعی است». (59:1962)

بر این اساس، ادراکات و معرفت و دانش روزمره مبنایی هستند که متخصصان علوم اجتماعی براساس آن‌ها شکل صورت‌بندی شده و عام‌تری از «گونه‌ای از جهان» را تدوین کنند(Goodman 1978). برهمین قیاس شوتز (1962: 208-210) فرض می‌کند که «واقعیت‌های چندگانه» که برای جهان علم واحدند، وجود دارند که تا حدودی براساس همان اصول زندگی روزمره و دیگر اصول سازمان‌یافته اند.

به خصوص تحقیقات علوم اجتماعی با این مشکل روبرو هستند که همیشه و صرفاً با گونه‌ای از جهانی که قصد مطالعه آن را دارند مواجه می‌شوند که افرادی که با یکدیگر تعامل دارند آن را به‌طور مشترک یا به ‌طور هم ‌زمان بر ساخته‌اند. معرفت علمی و نمایش روابط متقابل فرآیندهای مختلفی از برساخت واقعیت را در برمی‌گیرند. این فرایندها بر ساخت‌های ذهنی روزمره افراد مورد مطالعه و برساخت‌های علمی (یعنی کم و بیش کدگذاری شده) توسط محققان به‌هنگام گردآوری، پروراندن و تفسیر و ارائه یافته‌ها را دربر می‌گیرد (ن.ک. به: تصویر 7.1).

در حین این برساخت‌ها روابط مسلم فرض شده ترجمه می‌شوند: تجربیات روزمره توسط افراد مورد مطالعه به معرفت و گزارش‌های این تجربیات یا رویدادها و فعالیت‌ها توسط محققان به متن ترجمه می‌شوند. چگونه می‌توان فرآیند این ترجمه را مجسم و معین کرد؟

ص 112: ساختن جهان در متن: می مه سیس (تقلید)

برای پاسخ به این سوال مفهوم «می مه سیس» یا تقلید را از زیبایی‌شناسی و ادبیات وام می‌گیریم (ن.ک. به:Lser, 1993). این مفهوم می‌تواند به درک بیشتر علوم اجتماعی مبتنی بر متن کمک کند. می مه سیس به انتقال (در ابتدا، برای مثال، در آرای ارسطو) جهان‌های طبیعی به جهان‌های نمادین اشاره دارد. در ابتدا آن را «تقلید از طبیعت» می‌دانستند؛ با این‌حال بحث‌های گسترده‌ای بر سر این مفهوم به راه افتاده‌است , Wulf and Gebauer 1995). یک نمونه کوچک از می مه سیس که استفاده‌های مکرری از آن به‌عمل‌آمده است، بازنمایی روابط طبیعی یا اجتماعی در ادبیات یا متون دراماتیک یا بر صحنه نمایش است: «بر این تفسیر، می مه سیس به تولید جهانی نمادین اشاره دارد که حاوی مؤلفه‌های عملی و نظری است» (3:1995).

درهرحال، امروزه علاقه‌مندی به این مفهوم از بازنمایی در متون ادبی یا تئاتر فراتر رفته‌است. می مه سیس در بحث‌های اخیر به‌ منزله اصلی کلی که درک جهان و متون را هدایت و تنظیم می‌کند، به‌کار گرفته شده‌ است:

فرد از طریق فرایندهای می مه تیک خود را با جهان «شبیه‌سازی» می‌کند. می مه سیس این امکان را به افراد می‌دهد تا از خود فاصله بگیرند، جهان بیرون را به داخل جهان درونی‌شان بکشانند، و درونیات شان را بازگو کنند. نزدیکی با افراد تنها در این حالت به دست می‌آید و بنابراین شرط ضروری تفهم است. (,Wolf and Gebeuer 3-2:1995)

به‌هنگام به‌کارگیری این ملاحظات در تحقیق کیفی و در متن‌هایی که در این قبیل پژوهش‌ها به کار گرفته می‌شوند، میمه تیک را می‌توان در وجوه زیر مشاهده کرد:

در انتقال و تبدیل تجربه به روایت، گزارش و جز این‌ها توسط افراد مورد مطالعه؛

در برساختن متن بر این اساس و تفسیر چنین برساخته‌هایی توسط پژوهشگران؛

و سرانجام، به هنگام بازخورد این تفسیرها به زمینه‌های روزمره، برای مثال، به هنگام قرائت گزارش یافته‌های فوق.

به هنگام تحلیل فرایندهای می مه تیک در برساخت و تفسیر متون علوم اجتماعی، ملاحظات ریکور (1981؛ 1984) نکته سودمند استراتژیکی مطرح می‌کند. ریکور در متون ادبی فرایند می مه تیک را «به قصد شوخی و درعین حال جدی» به سه مرحله می مه سیس 1، 2 و 3 تقسیم می‌کند:

هرمنوتیک به بازسازی سرتاسر عملیاتی می‌پردازد و از این طریق درخدمت آثار، نویسندگان و خوانندگان قرار می‌گیرد… و در پایان نتیجه این خواهد بود که خواننده با کاری که می‌کند -یعنی مبادرت و عمل خواندن- از طریق می مه سیس 2، وحدت عبور از می مه سیس 1 به می مه سیس 3 را ممکن می‌کند.

قرائت و فهم متون فرایندی است که طی آن واقعیت به شکل فعالانه‌ای تولید می‌شود. این فرایند نه ‌فقط شامل نویسنده متن (در واقع در مثال ما، متون علوم اجتماعی)، بلکه کسانی را که این متن‌ها برای آن‌ها نوشته‌شده و آن‌هایی را که آن را می‌خوانند، نیز در بر می‌گیرد. اگر این سخنان را به حوزه تحقیق کیفی انتقال دهیم به این معنا خواهد بود که در تولید متون (درباره‌ی یک موضوع خاص، یک تعامل، یک حادثه) که آن را می‌خواند و تفسیر می‌کند به اندازه نویسنده متن در برساخت واقعیت دخالت دارد.

براساس برداشت ریکور از می مه سیس، می‌توان در علوم اجتماعی مبتنی بر متون، سه نوع می مه سیس را از یکدیگر تفکیک کرد…….

ص 116: می مه سیس در رابطه با زندگینامه و روایت

برای ‌اینکه بحث را بیشتر روشن کرده باشم، حالا می‌توانم ایده فرایند می مه سیس را به رویه‌ی معمول تحقیق کیفی پیاده کنیم. بخش عمده عمل تحقیق به بازسازی سرگذشت‌های زندگی افراد یا زندگی‌نامه آن‌ها در مصاحبه اختصاص دارد (ن.ک. به: فصل 14). برای شروع، فرض بر این است که روایت شکل مناسب ارائه تجربیات زیستی فرد است (برای جزئیات بیشتر ن. ک. به: 14، 15 و 16) در این بستر، ریکور «تز کیفیت روایت یا ماقبل روایت از تجربه‌ها به‌معنای دقیق کلمه» را مطرح می‌کند (1981، ص 20). برونر در رابطه می مه تیک که میان سرگذشت زندگی و روایت نشان می‌دهد که:

می مه سیس میان به‌ اصطلاح زندگی و روایت یک رابطه دوجانبه است… روایت از زندگی تقلید می‌کند، زندگی هم از روایت. «زندگی» به این معنا از جنس برساخت تخیل بشری است، همانگونه که «یک روایت» از همین جنس است. «زندگی» برساخته تعقل فعالانه آدمیان است، همان نوع طرح تعلقی که از طریق آن روایت را بر می‌سازیم. وقتی کسی زندگی‌اش را برای شما تعریف می‌کند… محصول آن همواره یک دستاورد شناختی است نه یک گزارش شفاف از پدیده‌ای روشن و مشخص. درنهایت، چنین داستانی محصول روایت است. به لحاظ روان‌شناختی چیزی به نام «خود زندگی» وجود ندارد. دست‌کم گزینشی براساس یادآوری‌های حافظه است؛ ازاین‌گذشته، بازگویی زندگی فرد خود یک عمل تفسیری است (13-12:1987).

این بدان معنا است که روایت فرد از زندگی خودش بازنمایی یک فرایند حقیقی نیست. بلکه ارائه می مه تیک تجربیاتی است که به این منظور -در مصاحبه- در قالب روایت برساخته شده‌اند. به‌طورکلی، روایت چهارچوبی فراهم می‌کند که می‌توان تجربیات را در آن‌جای داد، آن‌ها را بازگو و ارزیابی کرد -در یک کلام چهارچوبی که تجربیات در آن زیست می‌کنند. موضوعی که با کمک تحقیق کیفی به مطالعه آن می‌پردازیم (در این‌جا) قبلاً در زندگی روزمره در قالب روایات برساخته و تفسیر شده‌است. در موقعیت مصاحبه از این روش روزمره تفسیر و برساخت برای تبدیل این تجربیات به جهان نمادین -علوم اجتماعی و متون آن- استفاده می‌شود. سپس این تجربیات ازین جهان تفسیر می‌شوند: در چهارچوب می مه تیک، تفسیر از دیدگاهی مبتنی بر جهان سمبلیک و پیشینی (اما ضروری) ساخته شده ‌است، که خود پیش‌از این تفسیر شده‌است. می مه سیس است تفسیری نو از جهان‌های ازپیش‌ساخته شده می‌دهد (Wulf and , Gebaur 317:1995 ).

در بازسازی یک زندگی از منظر یک پرسش خاص، روایتی از این تجربیات برساخته و تفسیر می‌شود. به این طریق نمی‌توان تعیین کرد که زندگی و تجربیات تا چه حد مطابق با آنچه گزارش شده‌اند، رخ داده‌اند. اما می‌توان معلوم کرد که فرد روایتگر از چه برساخته‌هایی برای طرح این دو استفاده می‌کند و چه روایت‌هایی در موقعیت تحقیق شکل می‌گیرند. هنگامی‌که نوبت ارائه یافته‌های این برساخت‌ها می‌رسد، این تجربیات و جهانی که در آن ساخته شده‌اند به شکل خاصی ارائه و دیده می‌شوند -برای مثال، در نظریه (جدیدی) حاوی ادعای اعتبار.

«عمل می مه تیک قصد دارد جهانی را به نمایش درآورد که به شکل نمادین ساخته ‌شده است، جهانی که به طریق خاصی درک می‌شود» (1995:317) می مه سیس در محل تلاقی جهانی که به شکل نمادین در تحقیق به‌وجودآمده و جهان زندگی روزمره یا بسترهایی که آن تحقیق به طریق تجربی کندوکاو کرده ‌است معنا پیدا می‌کند: «می مه سیس سرشتی بینابینی دارد، میان جهانی که به شکل نمادین ساخته‌شده و جهان دیگر امتداد می‌یابد» (317:1995).

مطابق دیدگاه نویسندگانی که در این‌جا از آن‌ها نام‌برده شد می مه سیس از مشکلاتی اجتناب می‌کند که بازنمایی را دچار بحران و بدل به توهم می‌کند. می‌توان می مه سیس را از بستر بازنمایی‌های ادبی بیرون کشید و آن را به منزله مفهومی در حوزه علوم اجتماعی فهم کرد و به کار برد که مدعی است پدیده‌ها همواره در سطوح مختلف ارائه می‌شوند. فرایندهای می مه تیک را می‌توان در شکل‌گیری تجربیات مربوط به اعمال روزمره، در مصاحبه‌ها، یافت و از این طریق آن را در برساخت روایت‌هایی از جهان که به شکل متن درآمده و یا قابل درآمدن به قالب متن اند دید (به‌عبارت‌ دیگر قابل ‌دسترس برای علوم اجتماعی‌اند و نیز در تولید متون برای مقاصد پژوهشی به کار می‌آیند). در فرایند می مه تیک روایت‌هایی از جهان تولید می‌شوند که ممکن است در تحقیق اجتماعی فهم و تفسیر شوند.

تمایزی که ریکور میان انواع مختلف می مه سیس قائل می‌شود و تمایز شوتز میان برساخت‌های روزمره و علمی را می‌توان براساس چهارچوب مورد نظر گودمن تکمیل کرد. براساس نظر گودمن روایت‌های مختلفی که از جهان بر ساخته‌شده به روش‌های روزمره، عملی و هنری وجود دارد. این نکته به محقق کمک می‌کند تا از دچار شدن به توهم و بحران که مشخصه ایده بازنمایی اند، اجتناب کند و در عین حال عناصر برساخته در فرایند بازنمایی (یه نمایش بهتر) و فرایند درک را نادیده بگیرد.

بخش سوم: طرح تحقیق

فصل 8- فرآیند تحقیق کیفی

…ص 125: مفهوم فرآیند در تحقیق نظریه پردازی داده محور

نظریه‌پردازی داده محور برخلاف فرایند تحقیق خطی و نشأت‌گرفته از نظریه، به‌جای پیش‌فرض‌های نظری به داده‌ها و میدان مورد مطالعه اولویت می‌دهد.

نظریه‌ها را نباید بر افراد مورد مطالعه (سوژه‌ها) اعمال کرد، بلکه نظریه‌ها از طریق کار روی داده‌ها و در میدان «کشف» و صورت‌بندی می‌شوند. افراد مورد مطالعه براساس ارتباطشان با موضوع تحقیق انتخاب می‌شوند. انتخاب آن‌ها به‌منظور تشکیل یک نمونه نمایای (آماری) از کل جمعیت نیست. در تحقیق کیفی هدف نه تقلیل پیچیدگی از طریق تجزیه مسئله به چند متغیر بلکه افزایش پیچیدگی از طریق افزودن اطلاعات زمینه‌ای به تحلیل است. روش‌ها نیز باید متناسب با موضوع مورد مطالعه و براساس آن انتخاب شوند. رابطه نظریه و کار تجربی در این نوع از تحقیق به این ترتیب شرح داده شده‌است:

«براساس اصل گشودگی یا باز بودن، ساختاربندی نظری موضوع مورد مطالعه تا زمان «آشکار شدن» ساختاربندی موضوع مورد مطالعه توسط افراد تحت بررسی به تأخیر می‌افتد» (Riem-Hoffmann343:1980) در این‌جا فرض بر این است که محقق باید دانش نظری پیشینی را که با خود به میدان می‌آورد دست‌کم موقتاً کنار بگذارد. بااینکه با وجود این، برخلاف سوء فهم‌های گسترده دراین‌باره، این فرض پیش‌از هر چیز مربوط به نحوه برخورد با فرضیات است و کمتر به تصمیم‌گیری درباره‌ی سؤال‌های تحقیق مربوط می‌شود (ن.ک. به: فصل بعدی): «به تأخیر انداختن ساختاربندی به‌معنای دست برداشتن از صورت‌بندی پیشینی فرضیه‌ها است. درحقیقت، طراحی سؤال تحقیق تابع جنبه‌های نظری است… اما این امر به تولید فرضیه منجر نمی‌شود» (345: 1980).

این برداشت از تحقیق کیفی مدعی است که محقق باید نگرشی را بپذیرد، که در بستری دیگر، «تعلیق علی السویه توجه» خوانده ‌شده است. به عقیده‌ی فروید، این عمل به فرد امکان می‌دهد تا از معضلات بعدی اجتناب کند:

چون به‌ مجرد این‌که کسی عمداً توجهش را به میزان خاصی متمرکز کند شروع به انتخاب از میان مواد پیش رو خواهد کرد؛ یک نکته در ذهن او با وضوح مشخصی تثبیت و نکات دیگر به همان نسبت نادیده گرفته خواهند شد، او در حین این انتخاب از انتظارات و تمایلات خود تبعیت خواهد کرد اما این دقیقاً همان کاری است که نباید انجام داد. اگر فرد در حین انتخاب از انتظاراتش پیروی کند این خطر وجود دارد که دیگر چیزی نیابد به جز آنچه قبلاً می‌دانسته؛ و اگر از تمایلاتش تبعیت کند، بدون تردید مدرکاتش را تحریف خواهد کرد. (112 :1958)

اگر این سخن را در تحقیق کیفی به کار بگیریم به‌معنای آن خواهد بود که ممکن است چشمان محققان -تا حدی به‌علت ساختارها و پیش‌فرض‌های نظری خودشان که توجهشان را به سمت وجوه عینی جلب می‌کند، و نیز به‌علت ترس‌های خودشان- بر روی ساختارهای میدان یا فرد مورد بررسی بسته بماند. این امر موجب ناکامی در کشف نکات «جدید» خواهد شد.

الگوی فرآیند تحقیق در روش نظریه‌پردازی داده محور عمدتاً شده شامل مراحل زیر است:

نمونه‌گیری نظری (ن.ک.به: فصل 11)، کدگذاری نظری (ن.ک.به: فصل 23)، و تدوین نظریه (ن.ک.به: فصل 30). این رویکرد تمامی توجه خود را بر تفسیر داده‌ها متمرکز می‌کند و برایش اهمیتی ندارد که این داده‌ها چگونه گردآوری ‌شده اند. در این‌جا این سوال که از چه روشی برای گردآوری داده‌ها استفاده کنیم به موضوعی فرعی و کم‌اهمیت بدل می‌شود. تصمیم‌گیری درباره تکمیل داده‌ها و روش‌های مورد استفاده برای این کار به وضعیت تدوین نظری پس ‌از تحلیل داده‌هایی که از پیش در دسترس بوده‌اند، بستگی دارد.

جنبه‌های مختلف الگوی گلیزر و اشتراوس به‌ صورت مجزا در مباحثات روشن شناختی و اجرای تحقیق کیفی موضوعیت پیدا کرده‌اند به خصوص نمونه‌گیری نظری، به‌مثابه استراتژی‌ای برای تعریف قدم به قدم یک نمونه، در تحقیقاتی به‌کارگرفته شده ‌است که روش تفسیرشان به‌کلی متفاوت با روش پیشنهادی گلیزر و اشتراوس است یا اساساً به‌دنبال تدوین نظریه نیستند. کدگذاری نظریه به ‌منزله روشی برای تحلیل متون نیز موضوعیت خاص خودش را پیدا کرده ‌است.

ایده نظریه‌پردازی از طریق اطلاعات تجربی فارغ از این‌که در حین این عمل از روش‌های این رویکرد {نظریه‌پردازی داده محور} استفاده می‌شود یا خیر، به‌تنهایی نقشی اساسی در تحقیق کیفی یافته‌ است. غالباً محققان از هم‌سازی و انسجام درونی میان تک‌تک مؤلفه‌های رویکرد اشتراوس غفلت می‌کنند. برای مثال، استفاده از نمونه‌گیری نظری به منزله‌ی یک استراتژی تنها زمانی امکان‌پذیر و عملی است که لازمه آن را مبنی بر اینکه تمامی مصاحبه‌ها در یک مرحله انجام نشوند و تفسیر داده‌ها پیش ‌از پایان مسابقه مصاحبه‌ها آغاز شود، بپذیریم. تفسیر فوری داده‌های گردآوری‌شده مبنای تصمیم‌گیری درباره نمونه‌گیری است. این تصمیم‌گیری تنها به حوزه انتخاب موارد نمونه محدود نمی‌شود، بلکه تصمیم‌گیری درباره این نوع داده‌هایی که در ادامه باید گردآوری شوند و -در موارد حاد- تغییر روش را نیز شامل می‌شود.

ص 126: خطی یا دورانی بودن فرایند تحقیق

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های رویکرد نظریه‌پردازی داده محور دورانی بودن اجزاء آن است. همین دورانی بودن است که نیروی محرک کثیری از رویکردها، از تحلیل‌های موردی تا سایر موارد را تشکیل می‌دهند (برای مثال Becker and Ragain 1992). با وجود این، در مواردی که الگوی کلی خطی (یعنی نظریه، فرضیات، عملیاتی کردن، نمونه‌گیری، گردآوری داده‌ها، تفسیر داده‌ها، ارزیابی اعتبار) برای ارزیابی تحقیق استفاده می‌شود، دورانی بودن مشکلاتی را به وجود می‌آورد. به‌طورکلی این مشکلات خود را در دو نقطه به نمایش می‌گذارند: یکی به هنگام ارائه پیشنهاد تحقیق یا درخواست برای دریافت کمک مالی برای انجام آن، و دیگری به ‌هنگام ارزیابی تحقیق و نتایج آن بر اساس معرف‌های سنتی کمی (ن.ک. به: فصل 28).

بااین‌حال، به‌رغم این مشکل، دورانی بودن یکی از نقاط قوت این رویکرد است، چون محقق را وامی‌دارد -دست‌کم در مواقعی که تحقیق از انسجام برخوردار است- در پرتو سایر مراحل تحقیق درباره کل فرایند تحقیق و تک‌تک مراحل آن به تأمل و بازاندیشی بپردازد. ارتباط نزدیک (و گذرای) میان گردآوری و تفسیر داده‌ها از یک‌سو و از سوی دیگر انتخاب مواد تجربی، برخلاف روش خطی سنتی، این امکان را تحقق می‌بخشد که سوال زیر را نه‌تنها بارها از خود بپرسد بلکه جوابی نیز برای آن فراهم کند: روش‌ها، مقولات و نظریه‌های به‌کارگرفته‌شده تا چه حد حق مطلب را درباره افراد مورد بررسی و داده‌ها ادا می‌کنند؟

[فصل 9- پرسش‌های تحقیق]

[فصل 10- ورود به میدان]

فصل 11- نمونه‌گیری

…ص 162: تعریف تدریجی ساختار نمونه در فرآیند تحقیق: نمونه‌گیری نظری

…سوال دوم که به اندازه سوال اول حیاتی است، این است که چه هنگامی از انتخاب موارد بیشتر دست برداریم؟ گلیزر و اشتراوس معیار «اشباع نظری» (یک مقوله یا جزء آن) را پیشنهاد می‌کنند: «اشباع نظری مقوله مبنای داوری درباره زمان توقف نمونه‌گیری از گروه‌های مختلف مربوط به آن مقوله است» (61:1967). نمونه‌گیری و افزودن بر اطلاعات هنگامی پایان می‌یابد که «اشباع نظری» یک مقوله یا گروهی از موردها حاصل شود (یعنی دیگر چیز جدیدی به دست نیاید).

اصل اساسی نمونه‌گیری نظری عبارت است از انتخاب موارد یا گروه‌هایی از موارد براساس محتوای شان و نه با استفاده از معیارهای انتزاعی روش شناختی. نمونه‌گیری بر مبنای مرتب بودن موردها {با تحقیق} و نه نمایا بودن شان انجام می‌گیرد. این اصل مشخصه‌ای استراتژی‌های مربوط به گردآوری داده بر تحقیق کیفی نیز به شمار می‌آید.

[فصل 12- مروری بر چگونگی تدوین طرح تحقیق کیفی]

 

بخش چهارم: داده‌های شفاهی

[فصل 13- انواع مصاحبه]

[فصل 14- روایت‌ها]

فصل 15- گروه‌های متمرکز

ص 248: در دو فصل قبلی انواع مختلف مصاحبه‌های باز برای گردآوری داده‌های کیفی را معرفی کردم. از منظر مصاحبه استاندارد به نقد و تحلیل مصاحبه‌های نیمه ساخت‌ یافته پرداختم. تردیدی که نسبت ‌به مصاحبه‌هایی از این‌دست وجود دارد تا حدودی ناشی از مصنوعی بودن موقعیت مصاحبه است، به این دلیل که مصاحبه شونده طی مصاحبه از تمامی روابط روزمره‌اش منفک می‌شود. علاوه‌براین، تعامل در مصاحبه‌ استاندارد شده به‌ هیچ‌وجه با تعاملات روزمره قابل‌مقایسه نیست. به خصوص مکرراً توصیه‌شده است که به‌هنگام مطالعه دیدگاه‌ها و ایستارها نسبت‌ به موضوعاتی که تابو به حساب می‌آیند از روش بحث گروهی استفاده شود، چون موقعیت‌هایی که چنین مصاحبه‌هایی به وجود می‌آورند مناسب‌تر از موقعیت یک مصاحبه سازمان‌یافته است. مصاحبه‌های جمعی در قالب مصاحبه‌های گروهی، بحث گروهی بحث‌های گروهی و گروه متمرکز انجام می‌شوند. برخلاف روایتی که در قالب تک‌گویی در مصاحبه روایی به وجود می‌آمد، فرایند برساخت اجتماعی واقعیت، برای مثال، در روایت مشترک اعضای یک خانواده شکل می‌گیرد. با بسط حوزه گردآوری داده‌ها، تلاش شده‌است تا داده‌ها در بسترشان گردآوری شوند و موقعیت تعاملی ای به وجود آید که به زندگی روزمره نزدیک‌تر از مواجهه (غالباً اتفاقی) مصاحبه‌گر، مصاحبه‌شونده یا راوی باشد.

ص 248: مصاحبه گروهی

یکی از راه‌ها بسط دامنه موقعیت مصاحبه این است که با گروهی از افراد مصاحبه کنید. اولین‌بار مرتون و همکارانش (1956) از مصاحبه گروهی استفاده کردند، روشی که تا به امروز در مطالعات متعددی به‌کارگرفته شده‌است (Frey and Fontana  652:2000) برای مثال، پاتون مصاحبه‌ای گروهی را این‌گونه تعریف می‌کند:

مصاحبه گروهی متمرکز مصاحبه‌ای است با گروه کوچکی از افراد درباره یک موضوع خاص. این گروه معمولاً از شش‌تا هشت نفر تشکیل می‌شود و مصاحبه بین یک و نیم تا دو ساعت به طول می‌انجامد.(385 :2002)

رویه‌های متعددی از یکدیگر تفکیک شده‌اند که کمابیش توسط مصاحبه‌گر ساخت‌یافته و جرح و تعدیل شده‌اند. به‌طورکلی مصاحبه‌گر باید «منعطف، بی‌طرف، همدل، ترغیب‌کننده و شنونده خوبی باشد» (Frey and Fontana  652:2000).

عینیت در این‌جا عمدتاً به ‌معنای میانجی‌گری میان شرکت‌کنندگان مختلف است. وظیفه اصلی مصاحبه‌گر این است که مانع آن شود که یک نفر یا بخشی از گروه به مصاحبه و به ‌این‌ترتیب بر کل گروه مسلط شوند. علاوه‌براین، مصاحبه‌گر باید اعضایی را که ساکت‌اند به شرکت در مصاحبه تشویق و نظرات آن‌ها را نیز اخذ کند. همچنین باید تلاش کند تا پاسخ کل گروه را برای پوشش هرچه بیشتر موضوع مصاحبه به دست آورد و بالاخره، مصاحبه‌گر باید رفتار خود را به‌گونه‌ای تنظیم کند که در حد وسط هدایت (مستقیم) گروه و تعدیل (غیرمستقیم) آن جای بگیرد.

به عقیده پاتون، مصاحبه گروهی تکنیک بسیار کارآمدی برای گردآوری داده‌های کیفی است که امکان کنترل کیفیت گردآوری داده‌ها را میسر می‌سازد: «شرکت‌کنندگان یکدیگر را کنترل، تعدیل و دیدگاه‌های غلط و افراطی را غربال می‌کنند. به‌این‌ترتیب، می‌توان میزان توافق و اجماع نسبی بر سر دیدگاه‌های مشترک را به‌سرعت دریافت» (386:2002).

او به نقاط ضعف این روش از قبیل تعداد محدود سؤال‌هایی که می‌توانید مطرح کنید و مشکل یادداشت‌برداری در طول مصاحبه نیز اشاره می‌کند. درنهایت، پیشنهاد او این است که مصاحبه‌گرها دو نفر باشند که یکی امکان یادداشت‌برداری از پاسخ‌ها را داشته باشد و دیگری گروه و مصاحبه را مدیریت کند. پاتون به ‌عکس سایر نویسندگان بر این واقعیت تأکید می‌کند که «گروه متمرکز، پیش‌از هر چیز، یک مصاحبه است، نه جلسه رفع مشکل. جلسه تصمیم‌گیری هم نیست. هرچند کنش‌های متقابل مستقیمی میان شرکت‌کنندگان درمی‌گیرد اما جلسه مباحثه نیست. این یک مصاحبه است» (386-385:2002).

خلاصه آنکه مهم‌ترین مزایای مصاحبه گروهی عبارت‌اند از: کم‌هزینه و سرشار از اطلاعات بودن، تشویق شرکت‌کنندگان به پاسخ‌گویی، کمک به یادآوری رویدادها، کمک برای دستیابی به پاسخی ورای پاسخ یک مصاحبه‌شونده تنها.

ص 249: بحث گروهی

قطع نظر از این‌که مصاحبه گروهی با افراد نسبت‌ به مصاحبه با تک‌تک آن‌ها صرفه‌جویی بیشتری در وقت و پول به‌همراه دارد، استفاده از بحث گروهی موجب می‌شود که دینامیک و پویایی گروهی میان شرکت‌کنندگان شکل بگیرد. برای مثال بلومر معتقد است:

ارزش تعداد اندکی از افراد که در یک گروه یا به‌منزله یک گروه مرجع (144) گردهم می‌آیند چندین برابر بیش از هر نوع نمونه نمایا است. چنین گروهی به‌طور دسته‌جمعی درباره زندگی‌شان بحث می‌کنند و دراین‌باره آن‌قدر کندوکاو و پرس و جو می‌کنند تا با مخالفت‌های یکدیگر روبرو شوند. این روش بیشتر از هر راه دیگری که می‌شناسم زوایای پنهان زندگی پاسخ‌گویان را آشکار می‌کند (41:1969).

اگرچه مصاحبه گروهی و بحث گروهی انتقادات مشابهی نسبت‌به مصاحبه‌های استاندارد شده، به منزله‌ی پیش‌زمینه‌های خود، دارند با این‌ حال در مناطق آلمانی ‌زبان از بحث گروهی به‌عنوان جایگزین مصاحبه باز استفاده ‌شده است. از زمان انجام مطالعات اجتماعی در مؤسسه‌ تحقیقات اجتماعی فرانکفورت این‌ها به‌عنوان روش پرس‌وجو پیشنهاد شده‌اند (Pollock 1995).

بحث گروهی، برخلاف مصاحبه گروهی، بحث به راه می‌اندازد و از دینامیسم گسترش گفت‌وگو طی بحث به ‌عنوان سرچشمه اصلی دانش استفاده می‌کند. اگرچه این روش در بازارپژوهی و سایر حوزه‌ها استفاده می‌شود، اما توجه زیادی به خود جلب کرده ‌است و معمولاً در تمامی کتاب‌های درسی ذکری از آن به میان می‌آید (برای آشنایی بیشتر ن.ک. به: Bohnsack 2004). به دلایل مختلفی از این روش استفاده می‌شود؛ در مباحثات روش‌شناختی درباره بحث گروهی برداشت‌های ضدونقیضی راجع‌ به این‌که گروه مناسب چگونه گروهی است، وجود دارد. با وجود این، تعریف گروه مناسب عملاً به تصمیم محقق برای انتخاب برداشت «صحیح» بستگی دارد (یعنی این‌که تعریفی را برگزیند که بیشترین تناسب را با اهداف تحقیق داشته باشد). در این‌جا نیز به راه‌های جایگزینی که در آثار و نوشته‌های مربوط به موضوع می‌توان یافت به‌اختصار اشاره خواهم کرد.

ص 250: دلایل استفاده از بحث گروهی

به دلایل مختلفی از بحث گروهی استفاده می‌شود. پالوک بحث گروهی را به مصاحبه انفرادی ترجیح می‌دهد چون «باید از مطالعه ایستارها، دیدگاه‌ها و اعمالی اجتناب کرد که به شکل مصنوعی از بستری که در آن رخ می‌دهند منتزع شده‌اند» (34:1955). در مصاحبه‌ انفرادی شروع کار به‌این‌ترتیب است که دیدگاه‌هایی که طی مصاحبه‌ یا پیمایش در اختیار مصاحبه‌گر قرار داده می‌شوند از ارتباطات و روابط روزمره منفک شده‌اند. در مقابل بحث گروهی با شیوه شکل‌گیری بیان و مبادله‌ی دیدگاه‌ها در زندگی روزمره انطباق دارد. ویژگی دیگر بحث گروهی این است که گروه با بحث درباره مسائل، دیدگاه‌هایی را که غلط اند، به لحاظ اجتماعی پذیرفته‌شده نیستند یا افراطی اند اصلاح می‌کند. بدین‌ترتیب گروه اعتبار دیدگاه‌ها و جملات بیان‌شده را ارزیابی می‌کند. گروه به ابزاری برای بازسازی نظرات شخصی به شکلی مناسب‌تر بدل می‌شود.

با وجود این، برخی محققان درباره دیدگاه‌های گروهی (یعنی اجماع شرکت‌کنندگان که از طریق بحث درباره موضوعی خاص حاصل‌شده باشد) تحقیق می‌کنند. مانگولد (1973) دیدگاه گروهی را موضوعی تجربی می‌داند. به عقیده او اگرچه دیدگاه گروهی در خلال بحث بیان شده ‌است اما مستقل از آن موقعیت وجود دارد و خارج از آن موقعیت نیز قابل تسری به گروه است. هدف دیگر بحث گروهی تحلیل فرآیند مشترک حل مسئله در گروه است. ازاین‌رو، مشکلی عینی برای گروه مطرح می‌شود و گروه وظیفه دارد تا از طریق بحث درباره راه‌حل‌های موجود، بهترین استراتژی را برای حل آن پیدا کند.

بدین‌ترتیب می‌توان رویکردهایی را که بحث گروهی را وسیله‌ای برای تحلیل بهتر دیدگاه‌های فردی می‌دانند از آن‌هایی جدا کرد که بحث گروهی را وسیله رسیدن به دیدگاهی گروهی، که چیزی ورای دیدگاه‌های فردی است، تلقی می‌کنند. به‌هرحال، مطالعه فرآیند مذاکره یا حل مسئله در گروه را باید از تحلیل وضعیت هایی ماننده دیدگاهی گروهی که تنها طی بحث بیان شده‌است، جدا کرد.

ص 260: گروه متمرکز

«بحث گروهی» واژه‌ای است که در مطالعات اولیه، به‌ویژه در مناطق آلمانی‌زبان، حاکم بود اما امروزه «گروه متمرکز» در تحقیق‌های کشورهای آنگلوساکسون مجدداً احیا شده‌است (برای بحثی در اینباره ن.ک. به:Barbour 2006؛ Livingstone and Lunt 1996؛ Merton 1987؛  Potter and Puchta  2004). به‌خصوص از گروه متمرکز در بازارپژوهی و تحقیقات رسانه استفاده می‌شود. در این‌جا نیز بر وجه تعاملی گردآوری داده تأکید می‌شود. مشخصه گروه متمرکز استفاده صریح از تعامل گروهی برای تولید داده و شناختی است که بدون تعاملی که در گروه یافت می‌شود، قابل حصول نبود (Morgan 12:1988).

مصاحبه گروهی به‌تنهایی یا همراه با سایر روش‌ها -پیمایش، مشاهده، مصاحبه انفرادی و جز این‌ها- به کار گرفته می‌شود.

مورگان (11:1988) گروه متمرکز را برای این موارد سودمند می‌داند:

– آشنایی با یک میدان جدید؛

– فرضیه پردازی بر اساس دیدگاه‌های افراد مطلع؛

– ارزیابی محل‌های مختلف تحقیق یا مطالعه جمعیت‌ها؛

– تدوین طرح مصاحبه و پرسش‌نامه؛

– دریافت تفسیر شرکت‌کنندگان از نتایج مطالعات پیشین.

[فصل 16- مروری بر داده‎های شفاهی]

 

بخش پنجم: داده‌های چند کانونی

فصل 17- مشاهده و قوم نگاری

…ص 283: نقش این روش در مباحثات عمومی روش شناختی

چند بُعدی کردن مشاهدات از طریق استفاده از سایر منابع داده و به خدمت گرفتن مشاهده گران متعدد بر غنای داده‌های گردآوری‌شده می‌افزاید. تفاوت‌های جنسیتی نیز مسئله مهمی است، به‌خصوص هنگامی‌که قصد دارید در اماکن عمومی مشاهده را انجام دهید. به دلیل خطراتی که زنان را تهدید می‌کند امکان دسترسی و تحرک زنان به‌مراتب محدودتر از مردان است. درهرحال، زنان این خطرات و محدودیت‌ها را بیشتر حس می‌کنند و به‌همین دلیل مشاهدات شان با مردان متفاوت است و متوجه چیزهایی می‌شوند که مردان متوجه نمی‌شوند. این امر نشانگر «سرشت جنسیتی کار میدانی» ‌است (لوفلاند به نقل از آدلر و آدلر، 95:1998) به ‌همین دلیل توصیه می‌شود که در مطالعات مشاهده‌ای از تیم‌هایی استفاده کنید که از هر دو جنس ترکیب‌شده باشند. همچنین توصیه می‌شود که مشاهده‌گر به‌ هنگام ورود به میدان، درحین مشاهده و به ‌هنگام بازنگری در کل این فرایند توجه دقیقی به خود داشته باشد تا بتواند تأثیرات ضمنی، رویدادهای به‌ظاهر اتفاقی، و برداشت‌ها را به‌هنگام تأمل در فرایند مشاهده و نتایج آن، به یکدیگر پیوند بدهد.

ص 285: مشاهده همراه با مشارکت

معمولاً در روش تحقیق کیفی به‌جای مشاهده بدون مشارکت از مشاهده همراه با مشارکت استفاده می‌شود. دنزین این روش را چنین تعریف می‌کند:

مشاهده همراه با مشارکت را می‌توان استراتژی ای برای مطالعه میدان تعریف کرد که هم‌زمان تحلیل اسناد و مدارک، مصاحبه با پاسخ‌گویان و افراد مطلع، مشارکت و مشاهده‌ی مستقیم و درون نگری (164) را یک با یکدیگر تلفیق می‌کند. (158-157:1996)

حال، مشاهده همراه با مشارکت با مشکل محدودیت چشم انداز فرد مشاهده گر روبه رو است، به این معنا که محقق نمی‌تواند در آن واحد تمامی جنبه‌های مختلف موقعیت را (متوجه شود) و فهم کند. برگمن معتقد است «ما برای یادآوری و بازتولید رویدادهای نامنظم و بی شکل یک واقعه اجتماعی حقیقی توانایی بسیار محدودی داریم. بدین ترتیب آن‌هایی که از روش مشاهده همراه با مشارکت استفاده می‌کنند چاره ای ندارند جز اینکه رویدادهای اجتماعی را که شاهد بوده اند عمدتاً در قالب بازسازی‌هایی بریزند که ادامه دار و الگومندند »(308:1985).

در اینجا این سوال نیز مطرح است که از مشاهده آشکار (هنگامی که افراد مشاهده شده می‌دانند در معرض مشاهده قرار دارند) استفاده کنیم یا مشاهده پنهان. اما باید توجه داشت این سوال بیشتر اخلاقی است تا روش شناختی.

ص 288: مشکلات اجرای این روش

یک مشکل این است که چگونه موقعیت مشاهده را تحدید یا انتخاب کنیم تا موضوع مطالعه حقیقتاً «قابل‌مشاهده» شود. به عقیده اسپردلی موقعیت‌های اجتماعی را معمولاً می‌توان حول 9 بعد یا جنبه مشاهده کرد:

1- فضا: مکانی و مکان‌های فیزیکی

2- کنشگر: افراد درگیر

3- فعالیت‌ها: مجموعه‌ای از اعمال مرتبط با یکدیگر که افراد انجام می‌دهند.

4- اشیاء: پدیده‌های فیزیکی است و حضور دارند.

5- عمل: کنش واحدی که افراد انجام می‌دهند.

6- رویداد: مجموعه‌ای از فعالیت‌ها که افراد انجام می‌دهند.

7- زمان: توالی ای ‌که در زمان رخ می‌دهد.

8- هدف: آنچه افراد تلاش می‌کنند تا محقق کنند.

9- عواطف: احساساتی که حس و بیان می‌شوند (78: 1980).

مشکل گزینش هنگامی مطرح می‌شود که برای مثال، نتوانید تمام روز را در یک مؤسسه صرف مشاهده کنید. چگونه موقعیت‌هایی را که تصور می‌کنید کنشگران و فعالیت‌های مورد نظرتان در آن‌ها یافت می‌شوند پیدا می‌کنید؟ چگونه می‌توانید موقعیت‌هایی را گزینش کنید که تا سرحد امکان در دامنه‌ای رویدادهای روزمره با یکدیگر تفاوت داشته باشند تا به این وسیله تنوع و نوسان آنچه در عمل مشاهده می‌شود، افزایش یابد؟

مشکل دیگر نحوه دسترسی به میدان یا خرده‌فرهنگ موردنظر است. برای رفع این مشکل گاهی از افراد کلیدی استفاده می‌شود که محققان را معرفی و ارتباط آن‌ها با میدان و اعضای آن برقرار می‌کنند. البته گاهی پیدا کردن فردی مناسب برای این کار دشوار است. درعین‌حال، محقق نباید خود را بیش‌ازحد در اختیار اشخاص کلیدی قرار دهد. محقق باید توجه داشته باشد که تا چه حد با دیدگاه‌های فرد کلیدی موافق است. باید به‌خاطر داشت که اشخاص کلیدی تنها قرار است دسترسی محقق به بخش‌های خاصی از میدان را میسر سازند. و بالاخره، حتی ممکن است شخص کلیدی دسترسی به میدان مطالعه یا نزدیکی به اشخاص خاصی را دشوارتر سازد. برای مثال شخصی کلیدی ای که خارج از میدان به سر می‌برد در معرض چنین وضعیتی قرار دارد.

ص 293: مشکل دیگر ناشی از نقطه قوت این روش است که تحت عناوین کلیدی‌ای همچون انعطاف‌پذیری، انطباق و سازگاری با هدف تحقیق از آن یاد شده ‌است. مشاهده همراه با مشارکت را به‌دشواری بتوان ورای یک استراتژی کلی تحقیق استاندارد و صورت‌بندی کرد و آن را هدفی برای پیشرفت‌های روش‌شناختی بیشتر دانست (Loders a 2004). مباحثات روش‌شناختی در سال‌های اخیر از رونق افتاده‌اند. تلاش‌های انجام‌گرفته برای تنظیم و مدون ساختن مشاهده همراه با مشارکت در کتاب‌های درسی برپای مباحثاتی انجام گرفته‌اند که در کارگاه‌های مشاهده در دهه 1970 برگزار شده بودند.

ص 294: قوم‌نگاری

در مباحثات سال‌های اخیر توجه به روش مشاهده همراه با مشارکت جای خود را به توجه به پس‌زمینه موضوع تحقیق داده‌است. این در حالی است که استراتژی عام تر قوم‌نگاری، که طی آن مشاهده و مشارکت با سایر روش‌ها تلفیق شده‌اند، توجه بیشتر به خود جلب کرده‌اند.

روش قوم‌نگاری در شاخص ترین شکل خود شامل مشارکت طولانی‌مدت، پنهان یا آشکار، قوم‌نگار در زندگی روزمره است که طی آن محقق، آنچه را که رخ می‌دهد و آنچه را که گفته می‌شود، شاهد است و پرسش‌هایی مطرح می‌کند-درحقیقت شاهد گردآوری هر نوع داده‌ای است که حاصل می‌شود تا از این طریق بر مسئله‌ای که اکنون تحقیق اصل پرتویی بیفکند (Atkinson and Hammersley 1:1995).

… در قوم‌نگاری، گردآوری داده‌ها بیش‌از هرجای دیگر همواره تابع پرسش تحقیق و شرایط میدان موردنظر است. روش‌ها تابع اجرایی تحقیق اند (برای آشنایی با تکثر و تنوع روش‌ها در قوم‌نگاری، ن.ک.به: al et Atkinson ، لودرز a 2004؛ 1995: 320-321) مهم‌ترین ویژگی‌های قوم‌نگاری را این‌گونه تعریف می‌کنند:

اول، ریسک و لحظاتی در فرایند تحقیق وجود دارند که نمی‌توان برای شان برنامه ریزی کرد، تابع موقعیت، تصادفی و فردی اند… دوم، اقدامات ماهرانه محقق در موقعیت اهمیت بیشتری پیدا می‌کند… سوم، قوم‌نگاری به یک استراتژی تحقیقی استحاله پیدا می‌کند که پیش‌از آنچه که بتوان تصور کرد روش مجاز برای گردآوری داده دارد.

 ص 295: کادر 17.1 ویژگی‌های تحقیق قوم نگارانه

تاکید شدید بر کندوکاو در سرشت یک پدیده اجتماعی خاص به‌جای فراهم آوردن زمینه برای آزمون فرضیه‌ای درباره آن.

تمایل به کار با داده‌های «فاقد ساختار»، یعنی داده‌هایی که به‌هنگام گردآوری براساس مقوله‌های تحلیلی بسته کدگذاری نشده‌اند.

تحقیق مفصل درباره تعداد اندکی از موارد، شاید حتی یک مورد.

تحلیل داده‌هایی که متضمن تفسیر صریح معنا و کارکرد کنش‌های انسانی است، که عمدتاً به شکل توصیف و تبیین شفاهی اند و کمّی‌سازی و تحلیل آماری در آن نقشی فرعی دارند.

منبع:, Mammersley and Atkinson  1998: 110-111

***

ص 295: بحث‌های روش‌شناختی بیش‌ از آنکه به روش‌های گردآوری و تفسیر داده‌ها بپردازند به سوال نحوه گزارش یافته‌ها در میدان توجه دارند (ن.ک. به: فصل 30) با وجود این، استراتژی‌های روش شناختی به کار گرفته‌شده در میدان مورد مطالعه همچنان تا حد بسیاری مبتنی بر رویدادهایی است که در حین مشارکت در میدان رخ می‌دهند. مصاحبه و تحلیل اسناد و مدارک نیز جزئی از این نوع طرح‌های تحقیق مشارکتی است که وعده‌ی دسترسی به دانشی بیشتر را می‌دهد. اتکینسن و همکارانش (2 :2001) در اثر جدیدی که درباره قوم‌نگاری نگاشته‌اند عنوان کرده‌اند که:

مشخصه تحقیق قوم‌ نگاری معاصر چند پارگی و تنوع آن است. بدون تردید کثرت و وفور کارناوال گونه‌ای از روش‌ها، دیدگاه‌ها و توجیهات نظری برای مطالعه قوم‌نگاری وجود دارد. روش‌های متعددی از تحقیق، تحلیل و بازنمایی وجود دارند.

قوم‌نگاری به‌منزله استراتژی تحقیق (همچون مشاهده همراه با مشارکت از بدو پیدایش اش) از مردم‌شناسی وارد حوزه‌های به‌کلی متفاوتی همچون جامعه‌شناسی یا تعلیم تربیت شد. درحالی‌که قوم‌نگاری در ابتدا فرهنگ‌های دوردست را با همه قرابتی که داشتند مورد مطالعه قرار می‌داد، در زمان حاضر تحقیق خود را از مسائل دم‌ دست آغاز می‌کند و می‌کوشد تا جنبه‌های خاص و ویژه آنچه را که به نظر همه ما آشنا می‌آید، آشکار سازد. برای مثال، با این روش زیست جهان‌های کوچک کسانی که به‌جای خرید یا اجاره خدمت دیگران همه کارهای شان را خودشان انجام می‌دهند (172)، اعضای پارلمان، و ورزشکاران بدن‌ساز مطالعه و تحلیل شده‌اند (ن.ک.به: 2004 Honer).

از منظر روش‌شناختی ویژگی‌ها و مشخصه‌های تحقیقات قوم‌نگاری در زمان حاضر عبارت‌اند از مشارکت‌های گسترده در میدان تحقیق، استفاده از استراتژی‌های تحقیقی انعطاف‌پذیر، به‌کارگیری تمامی انواع روش‌ها و تمرکز بر نگارش و گزارش تجربیات محقق در میدان(a Loders 2004).

خانم اسمیت (2002) رویکرد دیگری را شرح می‌دهد که از آن با نام قوم‌نگاری نهادی یاد می‌کند. در این رویکرد کانون توجه نه به اعمال روزمره، بلکه بر نحوه نهادینه شدن آن‌ها در قالب قواعد و روابط عام معطوف است که فعالیت‌های روزمره افراد در چهارچوب آن‌ها انجام می‌گیرد. رویکرد او، برای مثال، به‌هنگام مطالعه وظایف مادری، پیوند قدرتمندی با نظریه‌ها و موضوعات فمینیستی دارد.

 

فصل 18- داده‌های بصری: عکس، فیلم سینمایی و تصاویر ویدیویی

ص 303: عکس به‌منزله وسیله و موضوع تحقیق

ممکن است اخیراً متوجه رواج تازه‌ مشاهده غیرمستقیم شده باشید. منظور از مشاهده‌ی غیرمستقیم چه در مقام موضوع و چه به‌منزله روش، استفاده از رسانه‌های بصری برای مقاصد پژوهشی است. عکس، فیلم سینمایی و تصاویر ویدئویی به شکل فزاینده‌ای به‌منزله اشکال و منابع اصیل داده به کار گرفته می‌شوند (ن.ک.به: Harper 2004؛ a Denzin 2004؛a Becker 1986؛)  برای بحث درباره استفاده از دوربین‌های ویدئویی برای ضبط گفت‌وگوها یا مصاحبه‌ها ن.ک. به: فصل 22) به‌خصوص عکاسی سابقه‌ای طولانی‌مدت در مردم‌شناسی و قوم‌نگاری دارد. مطالعه بیتسن و مید (1942) درباره «ویژگی‌های اهالی بالی» تحقیقی کلاسیک در این زمینه بشمار می‌آید.

ص 310: تحلیل فیلم‌های سینمایی به‌منزله وسیله تحقیق

زندگی روزمره متأثر از تلویزیون و فیلم‌های سینمایی است. تحقیق کیفی این رسانه‌ها را مورد تحلیل قرار می‌دهند تا اطلاعاتی درباره برساخت اجتماعی واقعیت در اختیار ما قرار دهند. دنزین (b1989) فیلم‌های سینمایی هالیوودی را که حاوی تأملات اجتماعی درباره تجربیات اجتماعی اند (از قبیل اعتیاد و الکل، رشوه‌خواری و جز این‌ها) تحلیل کرده ‌است. هم چنین این فیلم‌ها لحظات کلیدی تاریخی (مانند جنگ ویتنام)، برخی مؤسسات (مانند بیمارستان‌ها)، ارزش‌های اجتماعی (از قبیل ازدواج و خانواده) و روابط در حوزه زندگی روزمره و عواطف و احساسات را به نمایش می‌گذارند. این فیلم‌های سینمایی و آنچه را که به نمایش می‌گذارند می‌توان در سطوح مختلف معنایی تفسیر کرد. دنزین «قرائت‌های واقع‌گرایانه» را از «قرائت‌های ویرانگر» تفکیک می‌کند (a240:2004). قرائت‌های واقع‌گرا فیلم را توصیف صادقی از یک پدیده می‌داند که می‌توان معنای آن را (به‌طور کامل) از طریق تحلیل مفصل محتوا و جلوه‌های صوری آن تصاویر آشکار کرد. این تفسیر از فیلم در خدمت اعتبار بخشیدن به ادعای صدق است که فیلم درباره واقعیت مطرح می‌کند. تفسیر ویرانگر به این نکته توجه دارد که ایده مؤلف و همچنین مفسر از واقعیت بر تفسیر آن فیلم تأثیر می‌گذارد. تفاسیر مختلف تحلیل داده‌های فیلم را تحت تأثیر خود قرار می‌دهند. برساخت‌های گوناگون واقعیت (ن.ک. به: فصل 7) را برای تحلیل و مقایسه این تفاسیر به کار بگیرید.

ص 311: مراحل تحلیل فیلم

دنزین (a 242-241:2004) یک مدل عمومی چهار مرحله‌ای برای تحلیل فیلم مطرح می‌کند:

1- «تماشا و احساس کردن»: فیلم به‌مثابه یک کل در نظر گرفته می‌شود، و برداشت‌ها، سوال‌ها، و شبکه‌های معنایی آشکار یادداشت می‌شوند.

2- پرسش تحقیقی تان چیست؟ سؤالاتی را که دنبال خواهید کرد فرمول‌بندی کنید. بنابراین باید از صحنه‌های کلیدی یادداشت‌برداری کنید.

3- صحنه‌هایی منفرد و سکانس‌ها «تحلیل خُرد ساخت‌یافته» می‌شوند و نتیجه این تحلیل شبکه‌های معنایی و توصیف‌هایی جزئی است از آنچه در این گزیده‌ها به نمایش درآمده‌اند (برای مثال کشمکش یا جزء آن).

4- هنگامی‌که به پرسش تحقیق پاسخ می‌دهید تمام فیلم را برای یافتن این شبکه‌های معنایی جستجو کنید. این جستجو را در سرتاسر فیلم انجام دهید. قرائت‌های واقع‌گرا و ویرانگر از فیلم با یکدیگر مقابله می‌شوند و تفسیر نهایی تدوین می‌شود.

این روش در موارد متعددی بکار گرفته شده‌است.

ص 312: مشکلات استفاده از این روش

استفاده از فیلم به‌منزله داده نیز با مشکل گزینش (کدام فیلم و کدام صحنه باید با دقت تحلیل شوند؟) و مشکل تفسیر (چگونه باید به داده‌های موجود نگاه کرد؟) روبرو است. علاوه‌براین، سؤال آماده کردن داده‌ها برای تفسیر مطرح است: آیا کدگذاری، مقوله‌بندی و تفسیر را باید مستقیماً بر داده‌های بصری انجام داد یا ابتدا باید متن گفتگوهای فیلم و زمینه‌ای را که در آن بیان شده‌اند پیاده کرد و سپس داده‌های بصری را به متن افزود؟

نقش این روش در مباحثات عمومی روش شناختی

استفاده از رسانه‌هایی همچون فیلم و عکس به‌منزله داده‌های تحقیق کیفی مرزهای میان روش‌های علمی اجتماعی را که در این کتاب درباره آن‌ها بحث شده ‌است می‌شکند. فیلم و عکس در مقایسه با مصاحبه، اجزاء غیرکلامی رویدادها و اعمال را گردآوری می‌کنند که پیش ‌از این تنها در پروتکل‌های زمینه‌ای به شکل مستند درمی‌آمدند. موقعیت‌هایی که مشاهده می‌کنیم گذرا هستند درحالی‌که رویدادهایی که توسط این رسانه‌ها ضبط شده‌اند امکان دسترسی مجدد به آن‌ها را فراهم می‌کنند. ممکن است استفاده از این رسانه محدودیت‌های ادراک و مستندسازی را که مشخص مشاهده اند از میان بردارند. در پایان، پیترمن (1995) از رابطه میان واقعیت و بازنمایی واقعیت در فیلم‌های مستند علمی سخن می‌گوید.

ص 313: تناسب این روش با فرایند تحقیق

مبنای نظری استفاده از داده‌های فیلم به کنش متقابل نمادین تفسیری (ن.ک. به: فصل 6) بازمی‌گردد. در این‌جا پرسش‌های تحقیق بر توصیف اجزاء واقعیت که در فیلم جای داده شده‌اند متمرکزند (ن.ک.به: فصل 9). در نمونه‌های عینی استفاده از فیلم از نمونه‌گیری گام‌به‌گام (ن.ک. به: فصل 11) استفاده ‌شده است. معمولاً برای تفسیر از روش‌های متوالی (ن.ک.به: فصل 25) استفاده‌شده است.

محدودیت‌های این روش

فیلمسازان بنا به انتخاب خودشان روایت‌هایی را از واقعیت برمی‌سازند. اما بینندگان نیز داده‌های فیلم را به شکل متفاوتی تفسیر می‌کنند. ازاین‌رو، تحلیل فیلم به‌ندرت به‌منزله یک استراتژی اصلی بکار گرفته می‌شود. از این روش در کنار یا به‌عنوان جزئی از روش‌های تحلیل داده‌های شفاهی استفاده می‌شود. تاکنون هیچ روشی که مستقیماً به تفسیر داده‌های بصری بپردازد وجود نداشته‌است. فیلم‌ها به منزله‌ی متونی بصری تلقی می‌شوند (b Denzin  228:1989)، که از طریق پیاده کردن گفتگوهای فیلم یا بازگویی داستان آن به متن تبدیل می‌شوند و سپس این متن است که تحلیل می‌شود.

 

فصل 19- استفاده از اسناد و مدارک به منزله داده

…ص 321: منظور از سند چیست؟

تعریف زیر نشان می‌دهد که معمولاً منظور از «سند» چیست:

اسناد تا آنجایی‌که در قالب‌های خاصی تهیه می‌شوند، موضوعاتی استاندارد به حساب می‌آیند: یک یادداشت، گزارش‌های موردی، قراردادها، پیش‌نویس‌ها، گواهی‌های مرگ، اظهارنظرها، دفترچه‌های خاطرات، آمارها، گزارش‌های سالانه، گواهی‌نامه‌ها، احکام قضایی، نامه‌ها یا اظهارنظرهای کارشناسانه (b Wolf 284:2004).

پریور تعریف پویا و کاربردی‌تری ارائه کرده‌است:

اگر قصد داریم به ماهیت اسناد پی ببریم باید از این‌که آن‌ها را مصنوعاتی ثابت، ایستا، و از پیش تعریف‌شده بدانیم، دست برداریم. درعوض، باید آن‌ها را بر اساس میدان‌ها، چهارچوب‌ها و شبکه‌های کنش مدنظر قرار دهیم. درحقیقت، منزلت «سند» قائل شدن برای پدیده‌ها دقیقاً به شیوه‌ای بستگی دارد که طی آن این اشیا در میدان‌های کنش جای می‌گیرند. اسناد تنها بر اساس این میدان‌ها قابل‌ تعریف اند (2 :2003).

هنگامی‌که تصمیم می‌گیرید به تجزیه و تحلیل اسناد بپردازید باید دو چیز را از یکدیگر متمایز کنید: یا می‌توانید از اسنادی استفاده کنید که سفارش آن‌ها را داده بودید (برای مثال، از عده‌ای بخواهید خاطرات روزانه‌شان را طی 12 ماه بعد یادداشت کنند و سپس این اسناد را تحلیل و با یکدیگر مقایسه کنید)؛ یا آنکه از اسنادی استفاده کنید که شما سفارش آن‌ها را نداده بودید (برای مثال، خاطرات روزانه‌ای که افراد بنا به میل خودشان نوشته‌اند). وب و همکارانش (1966) و لی (2000) ثبت مستمر اسناد را که طی آن اسناد و مدارک برای ثبت فرآیندهای اداری تولید می‌شوند از اسناد مقطعی و شخصی که هرازچندی شکل می‌گیرند، متمایز می‌کنند. غالباً اسناد و مدارک به شکل متن در دسترس اند (به‌صورت چاپ‌شده)، می‌توانند به شکل فایل‌های الکترونیکی (برای مثال، در بانک‌های اطلاعاتی) وجود داشته باشند.

اسکات (14:1990) نوع سند را از یکدیگر متمایز می‌کند که براساس ترکیبی از دو عامل شکل گرفته‌اند: تألیف (چه کسی سند را به وجود آورده‌است) و دسترسی به اسناد. تالیف را می‌توان به دو نوع اسناد شخصی و رسمی و اسناد رسمی را به شخصی و اداری تقسیم کرد. می‌توانم سند شخصی از تولدم داشته باشم (عکسی که بلافاصله پس‌از تولد هم از من گرفته شده‌است). شناسنامه‌ای هم دارم که سند شخصی اما در عین‌حال رسمی است. همچنین تولد من، برای مثال، در شهر لندن ثبت ‌شده که این یک سند رسمی است که توسط دولت تهیه‌شده و توسط آن نگهداری و استفاده می‌شود. تمامی انواع سندها را می‌توان براساس قابلیت دسترسی دسته‌بندی کرد.

اسکات چهار شق را از یکدیگر متمایز می‌کند. ممکن است دسترسی ناممکن باشد (برای مثال، سوابق و پرونده پزشکی ای که نزد پزشک وجود دارند برای اشخاص ثالث قابل‌دسترسی نیست). دسترسی می‌تواند محدود باشد (برای مثال، سوابق و پرونده‌های قضایی تنها برای گروه‌های حرفه‌ای خاص مانند وکلای مدافع پرونده قابل‌دسترسی است). دسترسی می‌تواند باز اما در یک مخزن خاص باشد. به این معنا که هر کس می‌تواند به آن دسترسی داشته باشد اما این دسترسی (تنها) در آن مخزن به خصوص ممکن است. و بالاخره این‌که سند می‌تواند به‌صورت عمومی منتشر شده باشد. به‌این‌ترتیب اسناد مذکور می‌توانند در اختیار کلیه علاقه‌مندان قرار گیرند. حال اگر این دو بعد -تألیف و قابلیت دسترسی- را به یکدیگر تلفیق کنیم 12 نوع سند به دست می‌آید (برای جزئیات بیشتر ن.ک. به: Scott  18-14:1990).

ص 323: گزینش اسناد

اسکات (6:1990) چهار معیار برای داوری درباره کیفیت اسناد معرفی می‌کند. شما می‌توانید براساس این معیارها تصمیم بگیرید که از یک سند خاص (یا مجموعه‌ای از اسناد) در تحقیق تان استفاده کنید یا خیر.

1- اصالت. آیا سند اصیل است و تردیدی درباره منشأ آن وجود ندارد؟

2- اعتبار. آیا سند عاری از خطا و تحریف است؟

3- نمایا بودن(197). آیا سند نمونه بارزی از سندهای شبیه به خود است، و اگر نه، آیا میزان تفاوت آن مشخص‌شده است؟

4- معنا. آیا سند روشن و قابل‌فهم است؟ (6:1990)

معیار نخست به این سوال می‌پردازد که مدرک موردنظر دست‌اول است یا دست دوم- آیا سند مورد نظر گزارش اصلی از یک سانحه است یا خلاصه‌ای از گزارش اصلی است که کسی خود شاهد حادثه نبوده آن را تهیه کرده‌است؟ در خلاصه‌ی گزارش چه چیزهایی حذف یا به ‌غلط تفسیر شده‌است؟ اسناد دست سوم مانند کاتالوگ‌های کتابخانه که منابع دست‌اول را معرفی می‌کند، منبعی برای یافتن سایر اسناد و مدارک اند. ازطریق یافتن ناسازگاری‌های درونی یا از طریق مقایسه‌ یک مدرک با سایر اسناد، از طریق جستن خطاها و کنترل این‌که آیا شکل‌های دیگری از یک سند وجود دارد یا خیر، می‌توان اصالت یک سند را ارزیابی کرد.

اعتبار به صحت شیوه مستندسازی، موثق بودن پدیدآورنده سند و عاری از خطا بودن آن اشاره دارد. بودن سند به تیپیک بودن آن مربوط می‌شود. دانستن این‌که یک سند خاص شکل تیپیک دارد یا خیر می‌تواند کارساز باشد (یعنی این‌که حاوی اطلاعاتی است که به‌طور معمول این‌دست از اسناد حاوی آن هستند یا خیر) . بااین‌حال، دانستن این‌که یک سند خاص شکل تیپیک ندارد و طرح این سوال از خود که این امر برای پرسش تحقیق شما چه معنایی دربردارد خود نقطه شروع مناسبی است.

معنا را می‌توان به‌ معنای موردنظر نویسنده سند،  معنای آن برای خواننده (یا خوانندگان مختلفی که با آن روبرو شده‌اند) و معنای اجتماعی آن برای کسی که موضوع آن سند است، تفکیک کرد. برای مثال، بازپرس صورت‌جلسه پروتکل بازجویی را می‌نویسد تا ثابت کند پرسش‌های مطرح‌شده اشکال قانونی نداشته‌اند. برای قاضی در دادگاه محتویات این صورت ‌جلسه به‌معنای مبنایی برای رسیدن به حکم است. اما برای فرد متهم این صورت‌جلسه می‌تواند به‌معنای محکومیت باشد، محکومیتی که بقیه سال‌های عمر او را به‌هنگام یافتن شغل و جز این، تحت تاثیر قرار خواهد داد. اما برای محقق معنای این پروتکل می‌تواند نشانگر نحوه بر ساختن محکومیت جنایی در دادگاه باشد.

ص 325: جنبه‌های عملی استفاده از اسناد و مدارک

تحلیلتان را چگونه با استفاده از اسناد و مدارک انجام می‌دهید؟

وولف (b2004) توصیه می‌کند که نباید تصور کرد که واقعیت منعکس در اسناد را در برخلاف مصاحبه که نشانگر نگرش ذهنی و شخصی است واقعیت عینی به حساب آورد. اسناد و مدارک روایت خاصی از واقعیت را که به‌منظور خاصی بر ساخته شده‌است، بازگو می‌کنند. دشوار بتوان از آن‌ها برای تأیید و اعتبار بخشیدن به مصاحبه استفاده کرد. به آن‌ها باید به چشم وسیله‌ای برای جای دادن داده‌ها در بسترشان نگاه کرد. به‌جای این‌که آن‌ها را «مطالب حاوی اطلاعات» به شمار آوریم باید آن‌ها را وسیله‌ی ارتباطی که به شکل روش شناختی به وجود آمده‌اند دانست و تحلیل کرد که روایت‌هایی از رویدادها در اختیارمان قرار می‌دهند. پیشنهاد دیگر آن است که اجزا هیچ مدرکی را به‌دلخواه گزینش نکنید. در این زمینه باید پیش‌فرض روش شناسی مردم نگاران {وجود} ترتیب در تمامی نکات را مبنای کار قرار داد. این امر باید شامل نحوه پدید آمدن مدرک نیز بشود.

سوال درمورد شکل کلی و طرح مدرک یا معیارها و روش‌های تدوین یک سند خاص (برای مثال مدارک قضایی) جزئی از ابزار ارتباطی «مدارک» ‌اند و نباید از آن‌ها غفلت کرد. برای این‌که بتوان این بخش از اسناد و مدارک را به‌وضوح بیشتری دید مقایسه اسنادی که به حوزه‌های مختلفی تعلق دارند -یک پرونده قضایی یا یک پرونده پزشکی مربوط به موضوع یا موردی واحد- می‌تواند سودمند باشد.

مشکلات پیش روی تجزیه و تحلیل اسناد و مدارک کدام‌اند؟ در این‌جا نیز ممکن است مانند سایر حوزه‌های پژوهشی مجبور شوید به‌جای آنکه تمامی اسناد و مدارک در دسترس (یا ضروری) را تحلیل کنید و از میان آن‌ها دست به گزینش بزنید. گاهی مدارک لازم در دسترس نیستند یا دسترسی به آن‌ها محدود است یا آن که اصلاً گم شده‌اند. گاهی دربانانی وجود دارند که اجازه دسترسی به اسناد و مدارک مورد نیازتان را به شما نمی‌دهند.

 

فصل 20- تحقیق کیفی آنلاین: استفاده از اینترنت

…ص 336: مصاحبه آنلاین

…در مصاحبه آنلاین نیز مانند مصاحبه‌ی رودررو ایجاد یک رابطه موقت (دوستانه) با مصاحبه‌شونده ضروری است، حتی اگر این ارتباط اینترنتی ناهمزمان باشد و پاسخ‌ها با تاخیر (حتی چندروزه) دریافت شوند.

ارتباط (و مصاحبه) رودررو می‌تواند خودانگیخته و ارتجالی‌تر از ارتباط آنلاین باشد، اما ارتباط اینترنتی به شرکت‌کنندگان اجازه می‌دهد تا درباره پاسخ‌های شان بیشتر تأمل کنند.

مان و استوارت (129:2000) به پیروی از بیم (1995) توجه به پنج عامل را از میان عوامل مؤثر بر تعاملاتی که در مصاحبه‌های با وساطت رایانه انجام می‌گیرد، مهم می‌دانند:

1- هدف از/ تعامل مصاحبه چیست؟ این‌موضوع علائق شرکت‌کنندگان احتمالی را برای شرکت کردن یا نکردن در مطالعه تحت تاثیر قرار می‌دهد.

2- ساختار زمانی تحقیق چگونه است؟ آیا روش‌های همزمان استفاده شده است خیر؟

3- امکانات و محدودیت‌های نرم‌افزارها چه تأثیری بر تعامل دارند؟

4- مصاحبه‌گر و شرکت‌کنندگان چه ویژگی‌ها و مشخصاتی دارند؟ چه تجربه‌ای از بکارگیری تکنولوژی و نگرش نسبت‌به آن وجود دارد؟ چه دانشی از موضوع، چه مهارت‌های نگارشی و دیدگاه‌هایی دارند؟ آیا قرار است تعامل میان فرد با فرد یا محقق با گروه وجود داشته باشد؟ آیا هیچ‌گونه تعامل پیش‌از این میان محقق و شرکت‌کننده وجود شرکت‌کننده وجود داشته‌است؟ تحقیق چگونه به ساختار گروه (سلسله‌مراتب، جنسیت، سن، قومیت، منزلت اجتماعی و جز این‌ها) توجه نشان داده‌است؟

5- بستر و زمینه بیرونی تحقیق-فرهنگ ملی/ بین المللی یا اجتماعات واجد معانی مشترک درگیر در آن-چگونه است؟ فعالیت‌های ارتباطی خارج از تحقیق آن‌ها چگونه بر تحقیق اثر می‌گذارد؟

به هنگام انجام مصاحبه می‌توانید یک یا چندین سوال را ارسال کنید و منتظر پاسخ بمانید، و سپس (مانند مصاحبه رودرو) درباره پاسخ‌ها پرس و جوی بیشتری بکنید و سوال‌های بعدی را ارسال کنید. اگر در دریافت پاسخ تأخیری رخ داد می‌توانید (برای مثال، پس از چند روز) یادداشتی برای یادآوری ارسال کنید. بمپتون و کاوتون (2002) کاسته شدن از طول پاسخ و کیفیت آن و نیز تأخیر در پاسخ را نشانه از میان رفتن علاقه مندی شرکت کننده و پایان یافتن مصاحبه می دانند.

[فصل 21- مروری بر داده‌های چند کانونی]

 

بخش ششم: از متن به نظریه

[فصل 22- مستندسازی داده ها]

فصل 23- کدگذاری و مقوله بندی

…ص 386: کدگذاری باز:

…پیشنهاد می‌شود که نه‌تنها برای کدگذاری باز بلکه در سایر انواع استراتژی‌های کدگذاری، محققان به‌طور مرتب و به‌دفعات این سوال‌های موسوم به سوال‌های اساسی را در مقابل متن قرار دهند:

1- چه چیز؟: موضوع چیست؟ به چه پدیده‌ای اشاره ‌شده است؟

2- چه کسی؟: چه شخص یا کنشگر در این امر دخالت دارد؟ چه نقش‌هایی ایفا می‌کنند؟ چگونه تعامل می‌کنند؟

3- چگونه؟: به کدامیک از جنبه‌های پدیده مورد نظر اشاره ‌شده (یا نشده) ‌است؟

4- کی؟ چه مدت؟ کجا؟: زمان، طول مدت و محل.

5- چقدر؟ با چه شدتی؟: جنبه‌های مختلف شدت.

6- چرا؟: چه دلایلی ارائه‌شده یا قابل بازسازی اند؟

7- به چه منظور؟: با چه منظور و هدفی؟

8- با چه وسیله‌ای؟: وسایل تاکتیک‌ها و استراتژی‌های دسترسی به هدف.

با طرح این پرسش‌ها متن آشکار و باز خواهد شد. می‌توانید این پرسش‌ها را در برابر یک بخش یا کل متن مطرح کنید. روش‌های دیگر برای روشن کردن ابعاد و محتویات یک مقوله علاوه‌بر سوال‌های فوق عبارت‌اند از مقایسه‌ی دو قطب مخالف یک بعد («تکنیک الاکلنگی») یا مقایسه آن با پدیده‌ای متعلق به بستر و زمینه‌ای کاملاً متفاوت و زیر سوال بردن بداهت آن («تکنیک بسترهای نقیض»).

ص 403: تحلیل محتوای کیفی

تحلیل محتوا یکی از روش‌های کلاسیک تحلیل داده‌های متنی است بی‌آن‌که به این توجه داشته باشد که از کجا آمده‌اند. و در مورد محصولات رسانه‌ای تا داده‌های مصاحبه‌ای کاربرد دارد (Bauer2000 ). یکی از ویژگی‌های برجسته این روش استفاده از مقوله‌هایی است که غالباً از الگوهای نظری اخذ شده‌اند؛ مقوله‌ها روی داده‌ها اعمال می‌شوند. مقوله‌هایی ضرورتاً براساس این داده‌ها تدوین نشده‌اند. البته این مقولات بارها براساس داده‌ها ارزیابی و در صورت نیاز اصلاح می‌شوند. نکته مهم در این روش این است که در این‌جا برخلاف سایر رویکردها هدف تقلیل داده‌ها است. مایرینگ (2000. 2004) روشی برای تحلیل محتوای کیفی تدوین کرده ‌است که شامل الگویی برای انجام تحلیل متن و تکنیک‌های مختلف عملی کردن آن می‌شود.

ص 400: تکنیک‌های انجام تحلیل محتوای کیفی

اساساً اجرای تحلیل محتوای کیفی درعمل شامل سه تکنیک می‌شود. در خلاصه کردن تحلیل محتوا داده‌ها بازگویی می‌شوند. به این معنا که گزاره‌هایی که ارتباط چندانی به پرسش تحقیق ندارند یا آن‌هایی که معنای مشابهی با سایر عبارت‌ها دارند کنار گذاشته می‌شوند (تلخیص اول) و گزاره‌های مشابه دسته‌بندی و خلاصه می‌شوند (تلخیص دوم). در این‌جا داده‌ها از طریق کنار گذاشتن گزاره‌هایی که در عبارت‌های تعمیم داده‌شده آمده‌اند کنار گذاشته می‌شوند، به این معنا که گزاره‌ها در سطح انتزاعی‌تری تلخیص می‌شوند. در این‌جا نمونه‌ای از تلخیص داده‌ها در تحلیل محتوا آمده‌است:

مثال: تلخیص در تحلیل محتوا

فیلیپ مایرینگ روان‌شناس است، این روش را در مطالعه‌ای درباره مواجهه‌ روانی با بیکاری تدوین کرد. طی این مطالعه با تعداد زیادی از معلمان بیکار مصاحبه شد. در مصاحبه با یکی از این افراد گزاره «راستش را بخواهید کاملاً برعکس، از این‌که برای اولین‌بار تدریس می‌کردم خیلی خیلی خوشحال بودم» (Mayering 1983) به دست آمد. این گزاره به شکل «کاملاً برعکس، خیلی مشتاق به تدریس» بازگویی و بازنویسی شد و در قالب عبارت عام‌تر «بی‌صبرانه در انتظار تدریس» تعمیم داده شد.

گزاره‌ی «بنابراین، از قبل در انتظارش بودم که بتوانم در یک مدرسه کوچک تدریس کنم، تا اینکه بالاخره توانستم برای اولین‌بار آن‌جا درس بدهم» به این صورت بازنویسی شد که «در انتظار تدریس کردن تا اینکه بالاخره». این گزاره به شکل «در انتظار تدریس» تعمیم داده شد. به دلیل مشابهت دو عبارت تعمیم‌یافته عبارت دوم کنار گذاشته شد و در کنار سایر عبارت‌ها تحت عنوان «تدریس به منزله امری بسیار جذاب و نه شوک» جای گرفت (59:1983).

بدین‌ترتیب، می‌توان با کنار گذاشتن عبارت‌هایی که در یک سطح تحلیلی با یکدیگر هم‌پوشانی دارند، متن اصلی را تقلیل دهید.

تحلیل محتوای تفسیری درست برعکس این روش عمل می‌کند. این روش عبارت‌های پر طول و تفصیل، مبهم، یا ضد و نقیض را از طریق وارد کردن داده‌های زمینه‌ای به تحلیل، روشن و قابل ‌فهم می‌کند. تعاریف واژه‌های به‌کارگرفته ‌شده در متن از فرهنگ لغات استخراج می‌شوند یا بنابر قواعد گرامری به‌کارگرفته یا فرمول‌بندی می‌شوند.

در «تحلیل زمینه‌ای محدود» گزاره‌هایی اضافی از متن اخذ می‌شوند تا عبارت‌هایی را که مورد تحلیل قرار دارند توضیح دهند و روشن کنند اما در «تحلیل زمینه‌ای باز» محقق به دنبال اطلاعات خارج از متن است (اطلاعات مربوط به نویسنده؛ موقعیت‌های مولد، از نظریه‌ها). به‌این‌ترتیب پاراگراف‌های توضیح‌دهنده صورت‌بندی و آزمون می‌شوند. در این‌جا نمونه‌ای از تحلیل محتوای تفسیری آمده‌است.

 مثال: تحلیل محتوای تفسیری

در یک مصاحبه یکی از معلمان مشکلاتش را در تدریس این‌گونه بیان می‌کند که برخلاف همکاران موفقش- «آدم خوش‌مشرب»ی نیست (109:1983). برای پی بردن به‌منظور این خانم از این مفهوم ابتدا معنای کلمه «خوش‌مشرب» ‌است که از دو فرهنگ لغت کنار یکدیگر قرار داده شد. سپس ویژگی‌های معلمی که با این توصیف تطبیق می‌کرد از خلال مصاحبه معلم فوق استخراج شد. به سایر عبارت‌ها نیز مراجعه شد. براساس توصیفات فوق از چنین معلمی «بازنویسی تفسیری» عبارت فوق به این شرح انجام شد: «یک آدم خوش‌مشرب کسی است که نقش یک انسان برون‌گرا، سرزنده و بانشاط، پرشور و با اعتمادبه‌نفس را بازی می‌کند» (74 :1983). این تفسیر از طریق به کار بردن این تعریف در متن اولیه‌ای که این مفهوم در آن آمده بود، آزمون می‌شود.

 

فصل 24- تحلیل گفت وگو، گفتمان و ژانر

…ص 404: تحلیل گفت وگو

تحلیل گفت وگو به تحلیل و تفسیر محتویات متن، که مشخصاً برای مقاصد پژوهشی تولید شده‌اند (برای مثال، پاسخ‌های یک مصاحبه) تمایل چندانی ندارد. درعوض، به تحلیل صوری موقعیت‌های روزمره علاقه‌مند است. برگمن رئوس این رویکرد را که احتمالاً جریان غالب تحقیق روش‌شناسی مردم نگارانه است، چنین شرح می‌دهد:

تحلیل گفت وگو به رویکرد پژوهشی اشاره دارد که هدفش تحقیق، مطابق با معیارهای تجربی، درباره‌ی تعاملات اجتماعی به‌منزله فرآیندی مستمر از تولید و محافظت از نظم اجتماعی معنادار است. تحلیل گفت وگو بر این مبنا عمل می‌کند که در تمامی شکل‌های ارتباطات زبانی و غیرزبانی، مستقیم یا غیرمستقیم، کنشگران به کار تجزیه و تحلیل موقعیت و بستر کنش‌های شان، تفسیر اظهارات مخاطبانشان، فراهم کردن فضایی مناسب، قابل‌فهم و مؤثر کردن اظهارات خودشان و هماهنگ کردن مسائل و امورشان به امور سایرین، مشغول‌اند. هدف این رویکرد عبارت است از مشخص کردن اصول و سازوکارهایی که کنشگران، به هنگام اجرای عمل در یک موقعیت و رابطه متقابل با مخاطبان شان، با استفاده از آن‌ها ساختارهای بامعنا و منظمی در زنجیره‌ رویدادها و فعالیت‌های مولد این رویدادها به وجود می‌آورند. تحلیل گفت‌وگو به‌لحاظ روش با بالاترین حد ممکن مستندسازی -مستندسازی داده‌هایی که به‌صورت صوتی-تصویر ضبط‌شده و سپس متن آن‌ها پیاده شده است- رویدادهای واقعی و اصیل اجتماعی آغاز می‌شود، سپس با استفاده از فرایند تحلیل تطبیقی -سیستماتیک آن‌ها را به‌صورت به اصول ساختاری منفرد در تعامل اجتماعی و نیز اعمالی که شرکت‌کنندگان در یک تعامل برای مدیریت آن‌ها به کار می‌گیرند، تبدیل می‌شوند (b 296:2004).

در این روش تاکید بیشتر بر رویه‌های صوری است که از طریق آن‌ها ارتباطات برقرار می‌شوند و موقعیت‌های خاص به وجود می‌آیند…

ص 405: …تحقیق در تحلیل گفت وگو پیش ‌از هر چیز به گفت  وگوهای روزمره به‌ معنای دقیق کلمه محدود است (یعنی تماس‌های تلفنی، شایعات، یا گفتگوهای خانوادگی که در آن هیچ توزیع خاصی از نقش‌ها وجود ندارد). با این‌حال، به شکل روزافزونی گفت‌وگوهایی تحلیل می‌شوند که توزیع نقش‌ها به شکل خاصی در آن‌ها صورت می‌گیرد و روابط نامتقارنی در آن وجود دارد، مانند گفت وگو طی یک مشاوره، تعامل بیمار-پزشک و محاکمه (یعنی گفتگوهایی که در بستر خاص سازمان سازمانی رخ می‌دهند). این رویکرد به گونه‌ای بسط داده‌شده است که شامل تحلیل متون، رسانه‌های جمعی، یا گزارش‌ها، یعنی متن به‌معنای وسیع آن نیز می‌شود (برگمن a 2004).

 روش اجرایی تحلیل گفت وگو

تن هاو (48:1999) مراحل زیر را برای پروژه‌های پژوهشی که از روش تحلیل گفت وگو استفاده می‌کنند پیشنهاد می‌کند:

1- ضبط تعاملات طبیعی؛

2- پیاده کردن متن نوارها، به‌طور کامل یا بخشی از آن‌ها؛

3- تحلیل گزارش‌های انتخاب‌شده؛

4- گزارش تحقیق.

خود فرایند تحلیل گفتگوی داده‌ها {شماره 3 در بالا} شامل مراحل زیر است.

ابتدا یک یا چند گزاره خاص از متن پیاده شده را به‌منزله مؤلفه‌های بالقوه نظم در آن نوع گفت‌وگوی خاص مشخص می‌کنید. در مرحله دوم مجموعه‌ای از این موردها که این مؤلفه از نظم را در آن می‌توان یافت، به گرد یکدیگر جمع می‌کنید. سپس مشخص می‌کنید که چگونه از این مؤلفه به‌منزله ابزاری برای تولید نظم در تعاملات استفاده شده‌است و این مؤلفه کدام یکی از مشکلات موجود در نظام و سازمان تعاملات را برطرف می‌کند. در ادامه تحلیل روش‌ها انجام می‌گیرد که آن مشکلات سازماندهی معمولاً برای آن پیش‌آمده است. یکی از متداول‌ترین نقاط شروع تحلیل، تحقیق درباره‌ی نحوه‌ی شروع یک گفت وگو است و این‌که کدام اعمال زبانی برای ختم این گفت‌وگو به شکلی منظم به کار گرفته می‌شوند.

ص 408: محدودیت‌های این روش

عمل صوری سازماندهی تعاملات مبنای تحلیل در این روش است. معنای ذهنی یا قصد و نیت شرکت‌کنندگان جایی در تحلیل ندارد. این روش به دلیل فقدان توجه و علاقه به محتوای گفتگوها، و درعوض تحلیل چگونگی کارکرد «ماشین گفت وگو» که اولویت اول بسیاری از مطالعاتی است که با روش تحلیل گفت وگو انجام شده‌اند، مورد انتقاد قرار گرفته‌است (برای مثال، توسط Har 1998؛ Coulter  1983).

انتقاد دیگر این است که مطالعات تحلیل گفت وگو غالباً در میان جزئیات صوری گم می‌شوند، به این معنا که هر چه بیشتر اجزا و توالی‌های کوچک‌تری از گفت‌وگو را از بستر و بافت تعامل به‌منزله یک کل مجزا می‌کنند (برای این نکته ن.ک.به: Heritage 8:1985 )، این امر به واسطه دقت بسیار زیاد در پیاده کردن متن گفتگوها تشدید می‌شود.

ص 409: تحلیل گفتمان

تحلیل گفتمان در پیش‌زمینه‌های گوناگونی ریشه دارد که تحلیل گفتگو یکی از آن‌ها است. در زمان حاضر گونه‌های مختلفی از تحلیل گفتمان در دسترس است. روان‌شناسی گفتمانی که توسط ادواردز و پاتر (1992)، هاره (1998) و پاتر و وترل (1998) بسط پیدا کرد، سعی دارد نشان دهد که چگونه در گفت وگوها «گونه‌های مختلف گفتگوی شرکت‌کنندگان درباره رویدادها (خاطرات، توصیفات، فرمول‌بندی‌ها) برساخته شده‌اند تا تعاملات ارتباطی برقرار کنند» (Potter and Edwards 16:1992).

اگرچه گفته می‌شود که تحلیل گفتمان از تحلیل گفت وگو آغاز شده‌است اما کانون توجه عملی آن بیشتر به «محتویات گفتگو، موضوع و سازمان اجتماعی آن است تا سازمان زبانی آن» (28:1992). این امر امکان می‌دهد تا پدیده‌های روانی مانند حافظه و شناخت را به‌منزله اموری اجتماعی و از همه مهم‌تر، گفتمانی تجزیه و تحلیل کنیم. تأکید عمده بر بر ساخت روایت‌هایی از رویدادها در گزارش‌ها و بازنمایی‌ها است. «ذخیره‌های تفسیری» که در این برساخت به‌کارگرفته شده‌اند تحلیل می‌شوند.

تحلیل گفتمان نه‌تنها به گفت‌وگوهای روزمره، بلکه سایر انواع داده‌ها از قبیل مصاحبه‌ها (برای مثال، پاتر و وترل 1998 درباره‌ نژادپرستی) و گزارش‌های رسانه‌ها (در پاتر و وترل 1998 درباره‌ برساخت روایت‌ها در پوشش اخبار جنگ خلیج‌فارس) را نیز دربر می‌گیرد.

ص 410: …طی چند سال اخیر رویکرد جدیدی در تحلیل گفتمان شکل گرفته‌است. پارکر (برای مثال، 2004) نوعی تحلیل گفتمان انتقادی را بسط داده ‌است که بر پایه‌ افکار میشل فوکو (برای مثال، 1980) قرارداد. به‌همین دلیل به این رویکرد «تحلیل گفتمان فوکویی» نیز گفته می‌شود (برای مثال، Willing 2003). در این‌جا نقد ایدئولوژی و قدرت بیش از سایر انواع تحلیل گفتمان مورد توجه قرار دارد.

پارکر مراحلی را برای اجرای تحلیل گفتمان برشمرده ‌است. محقق باید 1- متن را برای تحلیل به‌صورت مکتوب درآورد، البته اگر قبلاً به شکل مکتوب نبوده. 2- مرحله بعدی شامل تداعی آزاد انواع معانی به‌منزله راهی برای دستیابی به شبکه‌های فرهنگی است که باید آن را یادداشت کرد. 3- محققان باید با علامت‌گذاری متن یا بخش گزینش شده‌ای از آن، معمولاً به وسیله اسم، به شکل سیستماتیکی موضوعات را آیتم بندی کنند. 4- باید فاصله خود را با متن حفظ کرد. برای این کار باید به‌جای این‌که متن را «راجع‌به» موضوع تحقیق بدانیم خود آن را هدف مطالعه به حساب بیاوریم. 5- سپس باید به شکل سیستماتیکی «سوژه‌ها» -شخصیت‌ها، خصیصه‌ها، موقعیت‌های نقشی- را که در متن مشخص شده‌اند آیتم بندی کرد. 6- باید حقوق و وظایف از پیش مفروض «سوژه‌ها» را که در متن مشخص شده‌اند بازسازی کرد، و سرانجام 7- نقشه شبکه روابط را در قالب الگوهایی ترسیم کرد. این الگوهای زبانی «گفتمان» هستند و می‌توان به این طریق آن‌ها را در ارتباط با ایدئولوژی، قدرت و نهادها قرارداد. (ن.ک. به: Parker 310:2004)

ص 412: تحلیل ژانر

دومین روشی که از بسط تحلیل گفتگو شکل گرفته ‌است، تحلیل ژانر خوانده می‌شود (ن.ک. به: Luckman andKnoblauch, 2004 ).

ژانرهای ارتباطی ریشه‌های اجتماعی دارند. الگوها و ژانرهای ارتباطی به منزله‌ی نهادهای ارتباطی در نظر گرفته می‌شوند که تعاملگران از طریق آن‌ها با دیگران ارتباط برقرار می‌کنند.

مراحل اجرای این روش با ثبت و ضبط رویدادهای ارتباطی در وضعیت‌های طبیعی و پیاده کردن متن آن‌ها آغاز می‌شوند. در گام بعدی این داده‌ها به شکل هرمان هرمنوتیکی تفسیر و در معرض تحلیل متوالی (ن.ک. به: فصل 25) قرار می‌گیرند و بعد از این داده‌ها به‌منظور نشان‌دادن سطح سازمانی زبان، تحلیل گفت وگو می‌شوند. پس‌از اجرای این دو مرحله مدل‌های ساختاری شکل می‌گیرند که تناسب شان از طریق تطبیق شان با موردهای بیشتر آزمون می‌شود. در پایان به گونه‌های ساختاری توجه می‌شود که نتیجه وجوه بیانی خاص (مانند کنایه، صورت‌های بیانی تحقیرآمیز و جز این‌ها) هستند. کنایه، شایعه و جز این‌ها نمونه‌هایی از این ژانرهای ارتباطی اند. و هنگام تحلیل داده‌ها کانون توجه بر ساختار درونی ژانرهای ارتباطی متمرکز است که عبارت‌اند از:

– عروض: آهنگ کلام، بلندی صدا، سرعت کلام، وقفه‌ها، ریتم، لهجه، کیفیت صدا.

– گونه‌ی زبانی: زبان استاندارد، زبان مخصوص، گویش، گویش اجتماعی.

– گونه‌های کاربردی زبانی: رسمی، غیررسمی یا صمیمی.

– صنایع و شگردهای سبکی و بلاغی: تجانس آوایی، استعاره، وزن و جز این‌ها.

– «صورت‌های کمینه» و «کوچک»: کلیشه‌های شفاهی، عبارت اصطلاحی، گفته‌های کلیشه‌ای، ضرب‌المثل، عبارات سنتی تاریخی، برنوشته‌ها، و چیستان.

– بن‌مایه، مضامین پرسابقه ادبی و نشانه‌های ساختاری (Luckman and Knoblauch)  (305:2004).

در پایان ساختار بیرونی ژانرها و اقتصاد ارتباطی کاربرد آن‌ها تحلیل می‌شود.

 

فصل 25- تحلیل روایت و هرمنوتیک

[فصل 26- استفاده از رایانه در تحلیل کیفی]

[فصل 27- مروری بر تفسیر متن]

بخش هفتم: ارزیابی گزارش تحقیق کیفی

فصل 28- معیارهای کیفیت در تحقیق کیفی

فصل 29- کیفیت تحقیق کیفی: ورای معیارها

فصل 30- نگارش و آینده تحقیق کیفی: هنر یا روش؟

[نمایه]

[منابع کتاب]

Prof. Dr. Uwe Flick مولف اووه فلیک

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , , , , , , ,

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


پایگاه خبری علیرضا ملک پور: مهارت در کار ضامن اشتغال پایدار
پایگاه خبری علیرضا ملک پور: مهارت در کار ضامن اشتغال پایدار
نوشت ایران؛ نوشت افزار باکیفیت ایرانی اسلامی
نوشت ایران؛ نوشت افزار باکیفیت ایرانی اسلامی
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715