سه شنبه ۰۴ آبان ۱۴۰۰
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۰۷:۳۵ - ۱۴۰۰/۰۵/۲۷

اختصاصی/

درس خارج اصول آیت الله سید ابوالحسن مهدوی؛ سیره عقلایی شدیدۀ الرّسوخ در اذهان عقلاست

در ادامه تقریرات درس خارج اصول آیت الله سید ابوالحسن مهدوی (حفظه الله) استاد عالی دروس فقه و اصول، تفسیر و کلام مورخ چهارشنبه ۱۹/۳/۱۴۰۰ با مبحث سیره عقلا به نظر طلاب و علاقه مندان می رسد.

ندای اصفهان- حجت الاسلام جواد جلوانی

(مدرسه علمیه صدر بازار اصفهان)

در ادامه تقریر درس خارج اصول آیت الله سید ابوالحسن مهدوی (دامت افاضاته) مبحث سیره عقلا مورخ چهارشنبه 19/3/1400 که در ایام کرونا به صوررت غیرحضوری برگزار شده است، به نظر طلاب و اساتید می رسد.

جهت دریافت دروس قبلی اینجا را کلیک کنید.

بررسی موضوعات اصولی سیره جلسه 13

بسم الله الرحمن الرحیم

سیره عقلایی شدیدۀ الرّسوخ در اذهان عقلاست

بحث در سیره عقلائی بود. مطالب متعددی تا الان بیان کردیم، یکی از مطالب این است که سیره عقلایی شدیدۀ الرّسوخ در اذهان عقلاست؛ بالاخره سیره هست، همه عقلا دارند انجام می‌دهند، وقتی انجام می‌دهند معلوم است که در ذهنشان به ‌شدت جا افتاده است. روی این جهت می‌گویند که در ردع چنین سیره ای اطلاق و عموم کافی نیست.

 در مقابل این نظریه دو قول دیگر وجود دارد:

قول اول آن است که عموم یا اطلاق در ردع از سیره کفایت می‌کند، همین‌که یک دلیل عام یا مطلقی بر خلاف سیره باشد، می‌تواند جلوی سیره را بگیرد.

 قول دوم نظریه تفصیل است. تفصیل بین سیره ای که شدیدۀ الرّسوخ است یا شدیدۀ الرّسوخ نیست.

عرض ما این است که این دو نظریه صحیح نیست؛ آن نظریه‌ای که می‌گوید عموم و اطلاق کفایت می‌کند، می‌گوییم نه کفایت نمی‌کند و با عموم و اطلاق نمی‌شود جلوی سیره را گرفت. همچنین نظریه تفصیل هم درست نیست چون می‌گوید ما سیره غیر شدیدۀ الرسوخ داریم، درحالی که عرض ما این است که سیره غیر شدیدۀ الرسوخ نداریم، اگر شدیدۀ الرسوخ نباشد اصلاً  سیره نمی‌شود. سیره مثل سیل می‌ماند که دارد حرکت می‌کند، سیل که نمی‌شود بگوییم آهسته حرکت می‌کند، یک رقم بیشتر نیست و آن با شدت است. پس جلوی آن را وقتی می‌شود گرفت که با شدت جلویش گرفته شود. دلیل ما بر عدم کفایت عموم یا اطلاق هم همین است.

 غرض شارع از ردع از سیره عقلائی چیست؟

اگر غرض شارع را توجه کنیم دلیل مان خیلی واضح می‌شود. غرض شارع از این‌که در جایی احیاناً جلوی سیره عقلا را می‌گیرد تصحیح سلوک آن‌هاست؛ چون می‌داند آن‌ها دارند خطا می‌کنند می‌خواهد دفع از راه ضلالت بکند و ارجاع به حق بکند، غرض شارع این است. پس نتیجه این است که تغییر فرهنگ عموم به‌ مجرد اعلان محقق نمی‌شود، یعنی اعلان جایگاه از طرفِ شارع به واسطه دلیل عموم یا اطلاق یا حتی به واسطه دلیل واحدی که ظهور در ردع دارد، با این کارها غرض شارع محقق نمی‌شود.

اگر واقعاً شارع می‌خواهد سیره را به‌حق برگرداند نباید اکتفا به ایهام یا اطلاق یا به ظهور یک دلیل بکند و در این‌جا عرض می‌کنم هرچه سیره عمیق‌تر باشد و اکثرَ رسوخاً در ارتکاز ذهنی عقلا باشد، در آن مورد حاجت بیشتر است از این‌که ردعی که احیانا شارع می‌خواهد بکند باید اقوی از آن سیره باشد. این یک چیز واضحی است. مثلاً در ترازو چه زمانی یک طرف کفه‌ میزان پایین‌تر می‌رود؟ وقتی که سنگین‌تر از طرف مقابل باشد نه مساوی، نه سبک‌تر. آنجایی‌که سنگین‌تر باشد بله، اما اگر مساوی یا سبک‌تر بود این کفه میزان پائین‌تر نمی‌رود. حالا در سیره هم همین‌طور است، وقتی سیره ای بر کاری مستمر است وقتی جلویش گرفته می‌شود که با دلیل قوی‌تر بیاید جلویش را بگیرد.

تأکید در ردع مختلف به حسب قوه سیره است

با این نکته که گفتیم یک مطلبی را عرض می‌کنیم و آن این است که سیره شدیده وقتی می‌خواهند جلویش را بگیریم آیا محتاج است به این‌که وقتی ردع می‌کنیم متعدداً ردع و با تأکید ردع بکنیم یا نیاز نیست؟ بزرگان بعضی گفته‌اند که این‌جا دو نظریه هست:

بعضی گفته‌اند حتماً با تعدد و تأکید باشد و بعضی گفته‌اند که نیاز نیست.

ما یک قول ثالثی هم باید این‌جا می‌گفتیم، دو قول نیست و سه قول است.

نظریه سوم این است که تأکید در ردع با شدّت، تعدد، قسم و تهدید است (این چهار موردی که بارها عرض کردیم)، این‌ها مختلف به حسب قوه سیره است. لذا یک مناسبتی باید بین سیره و ردع از سیره باشد. مناسبتش چیست؟ مناسبتش این است که رادع باید اقوی از سیره باشد تا مؤثر در ردع واقع شود و الّا اگر رادع قوی‌تر نباشد و همین‌طور بگوییم خدا می‌خواسته که جلوی سیره را با دلیل ضعیف بگیرد، در این‌ صورت می‌گوییم رادع حکیم نیست یا قاصر یا مقصر در ردع است. قاصر است که جاهل باشد یا مقصر است اگر علم داشته باشد و این‌ها را ما ‌به خدا نمی‌توانیم نسبت بدهیم.

 خداوند حکیم است لذا نسبت ‌به ردع سیره اینگونه می‌گوییم که حتماً ردع باید قوی‌تر از سیره بشود، باید ببینیم چقدر سیره علاقه به آن کار دارد، مثلاً ربا را خیلی علاقه دارد لذا ردع اش با «فَأْذَنُوا بِحَرْبٍ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ» محقق می‌شود. اما سیره‌های ضعیف‌تر از این، با ردع کمتر از این هم محقق می‌شود. گرچه همه سیره‌ها یک نوع تأکید و شدت در آن هست و عرض کردم که ما سیره بدون شدت نداریم.

آیا صرف قانونگذاری برای ردع سیره شدیدۀ الرّسوخ کافی است؟

قول بعضی از محققین درست نیست. بعضی گفته‌اند غرض شارع از این‌که می‌خواهد ردع بکند احیاناً اعلان جایگاه خودش برای مردم است و بعد گفتند شأن هر مقنن «بما هو مقنن» همین است و فقط می‌خواهد قانون خودش را بگوید، لذا می‌گویند صرف وجود این اعلان کافی است، صرف وجود رادع کافی است و نیاز نیست که تعدد داشته باشد یا تأکید بکند. حتی در موردی که ما گفتیم سیره شدیدۀ الرّسوخ است، ولی می‌گویند شأن مقنن این نیست که شدت داشته باشد، قانون را می‌گوید و عمل را به ‌عهده مردم می‌گذارد و می‌گوید می‌خواهید عمل بکنید و بخواهید نکنید.

آیا این حرف را می‌شود زد که بگوییم عمل کردن با مردم باشد؟ جواب این است که نه. حداقل دو دلیل بر خلاف این نظریه هست، یکی حکمت یکی هم دلیل لطف.

دلیل حکمت را صحبت کردیم که خداوند حکیم است. و دلیل لطف که در بحث‌های کلامی مرتب گفته می‌شود، لطف این است که کمک به مردم در قُرب عمل می‌کنند نه خود عمل و دفع موانع برایش می‌کنند، این را لطف می‌گویند.

حالا خدایی که لطیف است و به بنده‌اش لطف دارد و می‌خواهد جلوی سیره غلط را بگیرد چطور تعدد و تأکید ندارد؟ باید تأکید بکند تا بتواند جلوی سیره را بگیرد و صرف این‌که بگوید من قانونگذار هستم و کاری به عمل مردم ندارم این با شأن پروردگار جور در نمی‌آید. در قوانین ظاهری هم ما این را نداریم، فرض کنید مجلس که قوه مقننه هست و قانون وضع می‌کند بعد نمی‌گوید به من چه، بلکه به دست قوه مجریه می‌دهد و می‌گوید شما اجرا بکن، بعد نظارت می‌شود، لذا همه قانون‌گذاران این‌طوری هستند. اگر فرض کنیم خود قوه‌ی مجریه نبود، مجلس به‌صرف قانون اکتفا نمی‌کرد و می‌گوید من قانون وضع می‌کنم اما رها نمی‌کنم. اینگونه نیست که بعضی عزیزان بخواهند سوءاستفاده کنند و بگویند مجلس فقط قانون می‌گذارد و کاری به شدت ندارد.

قلع ماده فساد سلب اختیار مردم است و شیوه شارع نیست

از این‌جا ما ادعای بعضی را باز ببینیم چیست؟ بعضی ادعا کردند که ردع «لا یتحقق بمجرد بیان الموقف من قبل الشارع…». آنجایی‌که مقابل سیره عقلا قرار بگیرد گفتند ردع محقق نمی‌شود، چه زمانی ردع محقق می‌شود؟ آنجایی‌که بخواهد طوری برخورد بکند که عقلا را از سیره شان در مرحله عمل باز بدارد و قلع ماده فساد بکند.

ایرادی که به این ادعا هست این است که این افراط در بحث است. بعضی طوری حرف می‌زنند که فساد کلامش را می‌خواهند واضح بکنند، ببینید اگر این «قلع ماده فساد» نبود عبارت درست بود اما این‌جا دارد به این شکل می‌گوید، می‌گوید طوری شارع باید اعلان بکند که ریشه فساد را بکند. جواب می‌گوییم که این نیست، چون قلع ماده فساد سلب اختیار مردم است و بحث سلب اختیار نیست.

باید دقت بکنیم از یک طرف نیاز به ‌شدت هست، لکن نه به این حد که بخواهند قلع ماده فساد بکنند. این صحبت را با عبارت دیگری عرض می‌کنم. می‌گویم تأثیر عملی غایت‌ شارع هست. شارع می‌خواهد جلوی سیره را در یک جایی بگیرد اما فقط اعلان موقف نیست که در نظریه قبلی گفتند «شارع جایگاه اش جایگاه مقنن است»، نه این نیست، شارع علاوه‌ بر اینکه مقنن هست اما لطیف هم هست و می‌خواهد مردم به کمال برسند، پس در آنجایی‌که سیره غلط است تأثیر عملی غایت شارع است و شارع می‌خواهد جلوی سیره را بگیرد.

من مثال می‌زنم به احتمال تأثیر در امر به ‌معروف. ببینید در امربه‌معروف نمی‌گویند فقط بگو و برو و شأنت فقط گفتن است، بلکه در بحث امر به‌ معروف می‌گویند احتمال تأثیر لازم است. اگر احتمال تأثیر می‌دهید بگو اگر یقین داری که هیچ اثری نمی‌گذارد نگو، و نمی‌گویند که موقف آمر مخاطب است، این را نمی‌گویند. از طرف دیگر قلع ماده فساد به ‌نحو سلب اختیار هم نیست که کاری بکنند که با سلب اختیار جلوی فساد گرفته بشود، این‌ منظور نیست، بلکه امر به نهی‌ازمنکر می‌کند که با اختیار شخص مخاطب جلوی منکر را می‌گیرد.

در بحث سیره این است که فرض می‌کنیم سیره ای بر یک مطلب غلطی وجود دارد؛ شارع می‌خواهد جلوی سیره را بگیرد پس به حد کم در ردع اکتفا نمی‌کند. این نیست که فقط اعلان مخاطب بکند، این اشتباه است. اما تعبیر حد زیاد و افراط هم اشتباه است که بگویی به حد کثیر و به تعبیر عربی به «حد الجاء» وادارش بکند و بخواهد سلب اختیار بکند، آن‌هم درست نیست بلکه بین این دو است با شدت می‌گوید. مثلاً در ربا می‌گوید داری با خدا مبارزه می‌کنی اما نمی‌آید جلوی دست او را بگیرد.

در ردع دلیل صادر کافی نیست

با توجه به این بحث‌ها من نتیجه دیگری می‌خواهم بگیرم و این بحث را جمع بکنیم. مکلفی که در ازمنه متأخر دارد زندگی می‌کند مثل ما، ما وقتی با صرف وجود رادع مواجه می‌شویم مثلاً می‌بینیم در بین کتب رادع وجود دارد و در مقابلش یقین داریم که متشرعه در زمان اهل‌بیت (ع) ملتزم به این مفاد دلیل نبودند و در مقام عمل این دلیل را عمل نمی‌کردند بلکه استمرار بر سیره‌ی عقلایی خودشان داشتند و فرض آن است که آن سیره عقلایی هم بر خلاف این ظاهر دلیل هست.

دوباره تکرار می‌کنم، موضوع این شد ما در زمان متأخر قرار داریم، نمی‌دانیم که صدر اسلام چه خبر بوده اما یک سیره ای را می‌دانیم که وجود داشته، اصل سیره را یقین داریم ردع هم در مقابل اش یقین داریم و می‌دانیم با اینکه ردع بوده در زمان معصومین (ع) اعتنا به ردع نمی‌کردند و به سیره عمل می‌کردند. ما از آن چه می‌فهمیم؟

می‌فهمیم که این ردع قطعاً کافی نیست و می‌گوییم قطعاً این ردع رادع نبوده بلکه در اصول یک قانونی معروف است به اینکه مثلاً می‌گویند اگر روایتی بر خلاف اجماع در صدر اسلام داشتیم، چه می‌کنیم؟ می‌گوییم اصحاب اعراض از این روایت کرده‌اند؛ بعد می‌گویند چکار می‌کنیم؟ این روایت هم سند و هم دلالتش خوب است. می‌گویند روایت را کنار می‌گذاریم و می‌گویند اعراض اصحاب دلیل بر این است که روایت درست نیست.

در ما نحن ‌فیه سیره در مقابل روایت است ولو روایت دلالت و سندش خوب باشد. بنابراین ما در یک کلام اینطور عرض می‌کنیم که در ردع دلیل صادر کافی نیست. این تعبیری است که در اصول مرحوم آیت‌الله صادقی تهرانی می‌گفتند؛ در بحث سیره نبود بلکه کلی می‌گفتند «تکلیف صادر کافی نیست و تکلیف صادر واصل می‌خواهیم»، باید به مخاطبین برسد.

این‌جا هم همین است، در مورد سیره باید تکلیف صادر بشود و واصل به مخاطبین بشود. این‌جا صادر و واصل‌شده و مخاطبین اعتنا نکردند. ما چه می‌فهمیم؟ از این‌که تکلیف صادر و واصل‌ شده و عقلا اعتنا به آن نکردند می‌فهمیم که دلیل مشکلی دارد. اشکالش هم در حدی هست که حتی با صحت سند و دلالت باید کنارش بگذاریم و توجه نداریم.

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , , ,

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


پایگاه خبری علیرضا ملک پور: مهارت در کار ضامن اشتغال پایدار
پایگاه خبری علیرضا ملک پور: مهارت در کار ضامن اشتغال پایدار
نوشت ایران؛ نوشت افزار باکیفیت ایرانی اسلامی
نوشت ایران؛ نوشت افزار باکیفیت ایرانی اسلامی
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715