سه شنبه ۰۴ آبان ۱۴۰۰
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۰۸:۴۹ - ۱۴۰۰/۰۵/۲۱

تقریرات درس/

آیت الله سید ابوالحسن مهدوی؛ خارج فقه روزه: بقاء بر جنابت عمدی (جلسه نهم)

در ادامه تقریرات درس خارج فقه آیت الله سید ابوالحسن مهدوی (زید عزه) استاد عالی دروس فقه و اصول، تفسیر و کلام مورخ سه شنبه ۸/۴/۱۴۰۰ با مبحث کتاب الصوم به نظر طلاب و علاقه مندان می رسد.

ندای اصفهان- حجت الاسلام جواد جلوانی

(مدرسه علمیه صدر بازار)

در ادامه تقریر درس خارج فقه استاد آیت الله سید ابوالحسن مهدوی (زید عزه) و حواشی بر کتاب عروه الوثقی مورخ سه شنبه 8/4/1400 که به طور اختصاصی توسط ندای اصفهان پیاده سازی شده است، به نظر طلاب و اساتید می رسد.

جهت دریافت دروس قبلی اینجا را کلیک کنید.

کتاب الصوم فصل فی المفطرات- الثامن من مفطرات: بقاء بر جنابت عمدی (جلسه نهم)؛ مسئله 57، 64، 65 و 66

***

بسم الله الرحمن الرحیم

مسئله 57:

تا مسئله 64 را جلو رفتیم اما ظاهراً مسئله 57 را نگفتیم.

این مسئله می‌فرمایند احوط آن است که غیر شهر رمضان روزه‌های معین دیگری که نیت می‌کند مثلاً نذر کرده که امروز را روزه بگیرد، روزه‌های این‌ چنینی به ماه رمضان در حکم استمرار خواب اول یا دوم یا سوم ملحق می‌شود. از این ‌جهت هر حکمی که برای ابقای بر حالت جنابت در ماه رمضان گفتیم برای روزه معین نیز همان احکام گفته می‌شود. حتی حکمی که ما قبول نداشتیم اما سید برای کفاره در ثانی و ثالث فرمودند.

می‌فرمایند این اصل زمانی‌که روزه از آن روزه‌هایی باشد که دارای کفاره هست، مثلاً نذر کرده که امروز را روزه بگیرد و بعد روزه نمی‌گیرد، چطور؟ مثلا همین حالتی که گفتیم در حالت جنابت باقی می‌ماند و باقی بودنش هم در خواب دوم یا سوم است می‌فرمایند کفاره برای او می‌آورد. کلیت مسئله این شد؛ روزه‌های معین غیر از ماه رمضان ملحق به ماه رمضان هست. اگر خواب اولش جلو برود روزه او صحیح است. اگر خواب دوم یا سوم جلو برود کفاره دارد.

در توضیح فرمایش سید، ما برعکس عرض می‌کنیم؛

نکته اول: می‌گوییم اقوی آن است که به ماه رمضان ملحق نیست. این حکم در روایت‌ها مختص به روزه شهر رمضان است. احکام گذشته برای ماه مبارک است و اما نذر و نحو نذر مثل قسم ملحق به ماه رمضان نمی‌شود.

نکته دوم: یک نکته دیگر را هم باید توجه بکنیم که اگر وجوب کفاره را ما در نذر معین یا نحو آن نگاه بکنیم، وجوب کفاره از ناحیه نذر می‌آید، زمانی‌که خواب را تعمد داشته باشد یعنی عزم بر ترک اغتسال عمداً دارد، عمداً نذر کرده که امروز روزه بگیرد ولیکن عمداً در حالت جنابت اعتنا نمی‌کند و می‌خوابد، اگر تعمد خواب داشته باشد همان خواب اولش کفاره می‌آورد که این در ماه رمضان نیز همین‌ طور بود. ماه رمضان هم اگر عمداً می‌خوابید همان خواب اولش کفاره داشت و اما بحث در این است که اگر احتمال استیقاض را می‌دهد و خواب او استمرار پیدا کرد، چه خواب اول، چه خواب دوم، چه خواب سوم، آن را سید می‌فرمایند که روزه معین ملحق به ماه مبارک است؛ با احتمال استحقاق می‌خواهند بگویند خواب اول صحیح است و خواب دوم قضا و کفاره دارد.

 به اعتقاد ما روزه معین، قضا و کفاره ندارد ولو این‌که حتی خواب سومش ادامه پیدا بکند. ما دلیلی بر کفاره ندادیم و باید قضای آن روز را بگیرد. این احتمال استیقاض کار را حل می‌کند که احتمال می‌داد که بیدار بشود ولیکن خواب دوم یا سومش استمرار پیدا کرد، قضای آن روز را بگیرد ولیکن کفاره ندارد. قضای آن روز هم که می‌گوییم علی الاحوط چون ما در ماه رمضان گفتیم اگر خواب دوم یا سوم ادامه پیدا کرد، کفاره نیست. تا این‌جا هم می‌گوییم کفاره ندارد در واقع این‌ها از این ‌جهت شبیه به‌ هم می‌شود.

ولیکن باید عرض بکنیم که تفاوت‌ دارد؛ تفاوتش در این است که اگر ماه رمضان باشد فتوا می‌دهیم که دلیل داریم لذا می‌گوییم اقوی آن است که فقط خواب دوم و سوم قضا دارد و کفاره ندارد ولیکن در مورد دیگر روزه‌های معین علی الاحوط فقط قضا دارد.

***

مسئله 64: اگر کسی فاقد طهورین بود از او اشتراط رفع حدث برای صوم ساقط می‌شود و از چنین کسی نخواستند که رفع حدث بکند در نتیجه روزه او صحیح است. اگر زن حائض و نفسا بوده و صبح پاک ‌شده ولیکن نه آب داشت و نه خاک، با همان حیض یا نفاس اگر وارد صبح شد روزه او صحیح است چون شرط برای رفع حدث چه جنابت چه حیض و چه نفاس ندارد و حکم از او برداشته می‌شود.

 توضیح فرمایش سید را در دو مطلب عرض می‌کنیم؛

نکته اول: کسی که فاقد طهورین است مضطر در بقاء حدث است. ناچار است و نمی‌تواند غسل بکند، نمی‌تواند تیمم بکند اما از طرف دیگر روزه ماه رمضان است دلیلی برای سقوط صوم نداریم که بگوییم حالا که نمی‌تواند غسل و تیمم بکند پس روزه هم نباید بگیرد این حرف قطعاً درست نیست، روزه برای او واجب است این احتمال را بسیاری در مورد نماز داشتند. آن‌جا می‌گفتند اگر کسی فاقد طهورین است نماز از او ساقط است و ما همان‌ جا احتیاط واجب کردیم که این‌ طور نیست و گفتیم ولو فاقد طهورین است یک نماز بخواند ولیکن بعد احتیاط واجب قضای آن را وقتی‌که واجد شد مجدد تکرار بکند.

در مورد روزه بزرگان این را نفرمودند بلکه می‌فرمایند فاقد طهورین باید روزه را با همان حالت جنابت یا حائض و نفسا بودن بگیرد. لذا آنچه ما در بحث صلاة اختیار کردیم این‌جا مختار بزرگان هم هست و آن این است که روزه ساقط نیست ولیکن به حالت حدث وارد صبح می‌شود، این مضطر است و اشکالی ندارد.

 نکته دوم: این سخن که می‌گوییم دیگر رفع حدث شرط نیست بلکه با حدث وارد صبح می‌شود ظاهراً این در قضای ماه رمضان نمی‌آید و این حرف برای خود ماه مبارک است. در قضای شهر رمضان فرض اینکه وقت وسیع باشد و می‌خواهد امروز قضای ماه رمضان را بگیرد ولیکن فاقد طهورین شد دیگر نمی‌تواند امروز را قضا بگیرد.

علتش این است که بقاء بر جنابت در قضای ماه مبارک رمضان مطلقا مفسد روزه است ولو غیر عمد باشد. کاری به عمد و سهو ندارد، وقت وسیع است و این آقا شرط طهارت را ندارد و یک روز دیگر باید قضا بگیرد و چرا امروز را می‌خواهد با این حالت بگیرد؟

و اما اگر وقت ضیق است به اعتقاد ما احتیاط واجب آن است که اگر فاقد طهورین شد روزه قضایش را بگیرد ولیکن بعد از ماه رمضان مجدد قضای این روز را تکرار بکند. این را سید نفرمودند، ما راجع ‌به قضای ماه مبارک استثنا می‌زنیم. سید کلا ًفرمودند چه ماه رمضان چه غیر رمضان باشد اگر فاقد طهورین شد لازم نیست رفع حدث بکند و روزه‌ی او صحیح است.

***

 مسئله 65:

اگر کسی غسل مسح میت برعهده‌ی اوست و ماه مبارک رمضان هست، اشکالی ندارد می‌تواند غسل مسح میت نکند روزه او صحیح است. لذا می‌گوییم شرط نیست برای صحت روزه او که حتماً غسل مسح میت را انجام بدهد. چنانچه اگر در روزه ماه رمضان عمداً دست به بدن میت گذاشت و غسل مسح میت برعهده‌ی او آمد، آن ‌هم مضر به روزه‌ی او نیست. این دو مسئله هر دو با یک دلیل مطرح است و آن اینکه ما هیچ دلیلی بر مانعیت حدث مسح میت نه حدوثاً و نه بقائاً نداریم.

حدوثاً یعنی همان قبل اذان صبح غسل مسح میت حادث‌ شده باشد و عمداً نرود غسل کند و بقائاً هم منظور وسط روز است و اگر میتی را می‌خواهد غسل بدهد عمداً به بدن او دست می‌گذارد هیچ مشکلی برای روزه او نیست. بنابراین نه دفع حدث و نه رفع حدث شرط برای صحت روزه نیست. منظور از رفع بقائاً و منظور از دفع حدوثاً است.

***

 مسئله 66:

کسی که می‌داند وقت ضیق از اغتسال یا تیمم است مثلاً می‌داند یک دقیقه به اذان صبح است و ماه رمضان هست و وقت برای اغتسال یا برای تیمم ندارد چنین کسی «لایجوز إجناب نفسه» حتی اگر وقت برای تیمم هست اما توسعه برای اغتسال نیست، باز «لایجوز إجناب نفسه»، این قسمت اول مسئله هست.

قسمت دوم مسئله می‌فرمایند کسی که ظن به سعه وقت دارد فکر می‌کرد که وقت وسیع است و نیم‌ساعت تا اذان صبح است اما بعد که نفس خودش را اجناب کرد،آشکار شد که وقت ضیق است و یک دقیقه بیشتر نیست و می‌تواند فقط تیمم بکند یا حتی فهمید که وقت برای تیمم هم نیست، ساعت را اشتباه گرفته بعد از اجناب فهمید که غسل و تیمم نمی‌تواند بکند، روزه‌ی او چطور است؟

می‌فرمایند اگر ظن سعه وقتش همراه با فحص بوده و بررسی کرده و بعد ساعت را اشتباه فهمیده در این ‌صورت روزه او صحیح است و اگر ترک فحص کرده همین‌طور لاابالی‌گری درآورده در این‌ صورت احوط وجوبی آن است که روزه را که گرفت باید قضای آن روز را هم بگیرد.

 ما چهار نکته در این فرمایش سید عرض می‌کنیم تا فرمایش ایشان واضح بشود؛

 نکته اول: این‌که فرمودند «لایجوز اجناب نفسه» آیا تکلیفی یا وضعی است؟ و زمانی‌که وقت ضیق از اغتسال یا ضیق از تیمم است تکلیفاً جایز نیست، وقتی ضیق است این کار حرام است لذا «لایجوز» را ما این‌جا به تکلیف می‌زنیم و اما راجع‌ به فساد به این شکلی که سید گفتند نمی‌شود بگوییم «لایجوز» راجع ‌به فساد است، باید این‌طور بگوییم که اگر برای غسل و تیمم برای هر دو وقت ضیق است در این ‌صورت اگر عمداً نفس خودش را اجناب کرد پس روزه او باطل است.

پس حکم وضعی با حکم تکلیفی فرق می‌کند. حکم تکلیفی اش (چه غسل تنها ضیق باشد یا تیمم تنها ضیق باشد)، حرام است ولیکن حکم وضعی اگر هر دو ضیق باشد بله ولیکن اگر دو دقیقه به اذان صبح است که غسل نمی‌تواند بکند اما تیمم را می‌تواند بکند، روزه‌ی او این‌جا صحیح است.

نکته دوم: کلمه «أو» در عبارت ظاهراً این کلمه سهواً از قلم شریف‌شان هست و این‌جا باید «واو» باشد تا با کلمه بل اضراب که در ادامه عبارت هست صحیح شود و بگویند یکی اش هم کافی است. «لایجوز إجناب نفسه فی شهر رمضان إذا ضاق الوقت عن الاغتسال أو التیمّم بل إذا لم یسع للاغتسال ولکن وسع للتیمّم…» ببینید اگر «واو» باشد عبارت از نظر حکم تکلیفی درست است کسی که وقت برای غسل و تیمم ندارد می‌گوییم بل… یک مقدار تلقی می‌کنیم و می‌گوییم دو دقیقه هست که نمی‌تواند غسل بکند آن ‌هم باز حرام است اما تیمم می‌تواند بکند.

عرض شود اگر ما کلام ایشان را از لایجوز به حکم وضعی برگردانیم و بگوییم لایجوز دارد فساد را بیان می‌کند و می‌خواهند بگویند که روزه‌ی او فاسد است و اگر یا غسل یا تیمم (کلمه أو) را در نظر بگیرید اگر وقت یا برای غسل یا تیمم نیست روزه‌ی او فاسد می‌شود یعنی کلام ایشان این‌جا باطل می‌شود و دیگر صریحاً می‌گوییم که این‌طور نیست چون اگر تیمم بکند قطعاً روزه او صحیح است و در حالت اضطرار تیمم بدل از غسل است.

نکته سوم: همین نکته ای که عرض کردم را با توضیح بیشتری بیان می‌کنم. اگر وقت وسیع برای اغتسال نیست اما برای تیمم وقت هست به دنبالش چون یک دقیقه بود تیمم کرد می‌گوییم روزه او صحیح است هرچند قطعاً معصیت کرده است.

دلیل ما همان نکته‌ای بود که عرض کردم تیمم در عرض غسل نیست که بگوییم اختیار دارد یکی را انتخاب بکند بلکه ابتدائاً وظیفه‌اش اغتسال است. از این ‌جهت که شخص می‌داند فرصت برای اغتسال ندارد و وظیفه‌اش هم ابتدائاً آن است از این‌ جهت می‌گوییم او معصیت کرده ‌است.

نکته چهارم: اگر ظن سعه وقت داشت، فکر کرد که یک ساعت وقت دارد، سید فحص را شرط دانستند و تفصیل قائل شدند و فرمودند اگر فحص کرده و بعد از فحص فکر می‌کرد یک ساعت وقت دارد روزه او صحیح است و اشکالی ندارد و اگر فحص نکرده و همین‌طور گفت یک ساعت وقت دارد علی الاحوط گفتند باید قضایش را بگیرد.

ما هم ‌عرض می‌کنیم همین‌طور است، فحص شرط بر صحت ظن او است. آیا چنین ظنّی درست است یا نه؟ از نظر شرعی ظن حجت نیست اما اگر فحص کرده باشد چرا. من برای این‌که تقریب به ذهن بکنم می‌گویم در اجرای اصل برائت ما در اصول چه می‌گفتیم؟ آیا می‌شد کسی بدون تفحص از دلیل همین‌طور اصل برائت جاری بکند و بگوید من تکلیف ندارم؟ اصلاً رساله را باز نکند یا اگر مجتهد است سراغ ادله نرود و همان‌جا همین حرف را می‌زدند و می‌گفتند عقل انسان این را اجازه نمی‌دهد که تفحص نکرده برائت جاری بکند.

اما بعد از فحص از دلیل و یأس از آن، آن ‌وقت اجرای اصل برائت می‌کند. علتش هم این است که دلیل مقدم بر اصل است و رتبه‌اش جلوتر است و کسی که دلیل دارد حق ندارد اصل جاری بکند چون رتبه دلیل مقدم است باید فحص بکند تا ببیند آیا دلیل دارد یا نه؟

در بحث ما هم اغتسال مقدم بر تیمم هست. لذا باید ببیند در حد غسل فرصت دارد یا نه؟ چنانچه با عدم وجود وقت از تیمم ایضاً آن‌جا هم جایز نبود که اجناب نفس بکند، منتها ما فقط بحث ضیق وقت از اغتسال را می‌گوییم اگر فحص کرد و فکر می‌کرد ضیق وقت از اغتسال نیست بعد فهمید که اشتباه فکر کرده این‌جا ظن اش باعث می‌شود روزه او دیگر صحیح باشد.

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , , ,

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


پایگاه خبری علیرضا ملک پور: مهارت در کار ضامن اشتغال پایدار
پایگاه خبری علیرضا ملک پور: مهارت در کار ضامن اشتغال پایدار
نوشت ایران؛ نوشت افزار باکیفیت ایرانی اسلامی
نوشت ایران؛ نوشت افزار باکیفیت ایرانی اسلامی
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715