سه شنبه ۰۹ آذر ۱۴۰۰
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۱۲:۰۴ - ۱۴۰۰/۰۵/۱۷

اختصاصی/

درس خارج فقه آیت الله مهدوی (حفظه الله)؛ الثامن من مفطرات: ادامه بقاء بر جنابت عمدی

در ادامه تقریرات درس خارج فقه آیت الله سید ابوالحسن مهدوی (حفظه الله) استاد عالی دروس فقه و اصول، تفسیر و کلام مورخ یکشنبه ۳۰/۳/۱۴۰۰ با مبحث کتاب الصوم به نظر طلاب و علاقه مندان می رسد.

ندای اصفهان- حجت الاسلام جواد جلوانی

(مدرسه علمیه صدر بازار)

در ادامه تقریر درس خارج فقه استاد آیت الله سید ابوالحسن مهدوی (حفظه الله) و حواشی بر کتاب عروه الوثقی مورخ یکشنبه 30/3/1400 که به طور اختصاصی توسط ندای اصفهان پیاده سازی شده است، به نظر طلاب و اساتید می رسد.

جهت دریافت دروس قبلی اینجا را کلیک کنید.

کتاب الصوم؛ فصل فی المفطرات

الثامن من مفطرات: بقاء بر جنابت عمدی جلسه 2

***

بسم الله الرحمن الرحیم

مطلب ما پیرامون بقاء بر جنابت عمدی تا فجر صادق بود که باعث بطلان می‌شود. به این مناسبت چندین مسئله را بیان کردیم که در مقدمه کتاب آمده است. از جمله این‌که اگر اصباح جنباً من غیر تعمدٍ کرد (عمدی نبود)، در این ‌صورت اگر ماه رمضان باشد یا واجب معین دیگر باشد این باعث بطلان نیست و روزه او صحیح است. چنانچه در روز هم اگر در همین روزه واجب خوابیده بود و محتلم شد روزه او باطل نمی‌شود.

اما اگر اصباح جنباً من غیر تعمدٍ در قضای ماه رمضان کرد، یک روز من غیر تعمد با جنابت وارد اذان صبح شد، می‌گویند آن روز را دیگر نمی‌تواند روزه بگیرد. سید فرمودند علی الاقوی نمی‌تواند، ما گفتیم علی الاحوط نمی‌تواند. سید فرمودند احتیاط مستحب آن است که مطلق واجب‌های غیر معین را به ‌همین ماه رمضان عطف بکنیم و ما گفتیم احتیاط واجب این است.

این اجمال بحث گذشته بود.

وارد روایات شدیم؛ از باب 16 از ابواب ما یمسک عنه الصائم جلد هفتم صفحه 42 آخر روایت اول که صحیحه حلبی بود را خواندیم که مردی در اول شب در حالت جنابت است «ثم نام متعمداً فی شهر رمضان حتّی أصبحَ» متعمداً گفتیم یک معنایش این است که می‌داند اگر خوابید دیگر بیدار نمی‌شود اما روزه معین ماه رمضان هست. حضرت فرمودند که آن روز روزه را بگیرد اما باید قضای آن را هم بگیرد. در حالی‌که فتاوا این است که در حالی که قضا را می‌گیرد باید کفاره هم بدهد، در روایت کفاره را ذکر نکرده اما عرض کردیم روایت دلالت بر نفی کفاره ندارد و دارد اثبات می‌کند که آن روز را که گرفت قضایش را هم بگیرد پس اگر در روایت دیگری گفت باید کفاره هم بدهد دیگر این‌ها مثبتین می‌شود و به آن‌ها عمل می‌کنیم.

حدیث 2 [صفحه 43] صحیحه ابراهیم بن عبدالحمید است. ابراهیم بن عبدالحمید دارای یکی از اصول اربعمائه هست و شیخ طوسی او را وثوق کرده‌اند. علاوه بر این در این روایت قبل از ابراهیم، محمد بن ابی عمیر هست که ابن ابی عمیر حواسش جمع بوده و از اصحاب اجماع است، در این جهت اشکالی در ابراهیم ابن عبدالحمید نیست. این‌که بعضی ایراد گرفتند و او را موثق ندانستند شیخ طوسی او را توثیق کردند.

ابراهیم از ابی بصیر نقل می‌کند که او هم از اصحاب اجماع است. عن ابی‌عبدالله (ع): «فی رجلٍ أجنب فی شهر رمضان باللیل، ثمّ ترک الغسل متعمداً حتّی أصبح، قال: یعتق رقبه أو یصوم شهرین متتاعبین، أو یطعم ستین مسکیناً، و قال: إنه حقیق (لخلیق) أن لا اراه یدرکه أبداً». این‌هم شبیه به روایت قبلی است. منتها در این روایت کفاره هم بیان دارد. تعمداً غسل نکرده، دیگر حتی نمی‌گوید که خواب یا بیدار است. روایت قبلی می‌گفت متعمداً خواب است، این‌جا ظاهرش این است که بیدار است و غسل نمی‌کند تا اذان بشود. یکی از سه کفاره را باید انجام دهد.

راوی می‌گوید امام بعد از این جمله فرمودند: شایسته ‌است که من چنین کسی را نبینم (که ماه رمضان را این‌چنین تعمدا تا صبح غسل نکرده)؛ من او را اصلاً دیگر درک نمی‌کنم. لا أراه یعنی دیگر من چنین کسی را نبینم.

حدیث 3 از سلیمان بن حفص است که قبلا به او اشاره نکرده بودیم. سلیمان بن حفص در رجال به دو صورت از او یاد شده، گاهی سلیمان بن حفص و گاهی سلیمان بن جعفر است، چون شبیه به‌ هم نوشته می‌شده لذا واضح نیست که پدرش حفص یا جعفر است اما لقبش مروزیّ است. دو روایت از سلیمان در کتاب «استبصار» هست و در کتب روایی ما هم گاهی از او روایت نقل شده‌ است. بعضی خواستند او را تضعیف کنند لکن مراجعه که می‌کنیم می‌بینیم ابن ولید و شیخ صدوق او را تصدیق کردند.

جالب است که وقتی می‌خواهند راوی را بررسی کنند یکی از راه‌هایی که راوی را نمی‌شناسند اما می‌گویند او مورد صداقت هست، این است که می‌گویند چون مؤلف کتاب گفته اگر روایتی را من این‌جا نقل می‌کنم تمام سندش نزد من صحیح است الا چند موردی که استثنا می‌زنم و جناب سلیمان جزء استثناها نیست. پس صاحب کتاب به سلیمان اعتماد داشته است. این است که شیخ صدوق وقتی روایت را از سلیمان بن حفص می‌خواهند نقل کنند می‌گویند «فی صحیح از سلیمان بن حفص». به ‌دنبال این مطالبی که عرض کردم مرحوم وحید بهبهانی و مجلسی و مامقانی هم او را توثیق کرده‌اند. مرحوم مامقانی در کتاب تنقیح المقال می‌گویند «ثقۀٌ». حالا چطور بعضی او را رد می‌کنند؟ این دیگر برعهده‌ی خودشان است که یا از گفتار صدوق و ابن ولید اطلاع نداشتند (که بهترین توجیه همین است) یا اطلاع داشتند و کلام آن‌ها را قبول نکردند.

سلیمان از امام هفتم نقل می‌کند و دیگر نمی‌گوید که بخوابد یا بیدار باشد؛ می‌گوید «إذا أجنب الرّجل فی شهر رمضان بلیل و لایغتسلُ حتّی یصبح؟» امام فرمودند: آن روز را باید روزه بگیرد اما کفاره هم باید بدهد، کفاره اش همان دو ماه پشت سر هم که حداقل یک سی روز و یک روز که پشت سر هم باشد (دو ماه متتابع هست). باید ماه دوم به ‌دنبال ماه اول باشد اما بقیه دیگر لازم نیست.

حدیث 4 [صفحه 43] این هم 3-2 راوی جدید دارد اما درنهایت مرسله هست. یکی ابراهیم بن هاشم هست که مورد وثوق است زیرا فرزندش همان علی بن ابراهیم هست که صاحب «تقسیر قمی» است. علی بن ابراهیم در تفسیر خودش اکثر روایات را از پدرش نقل می‌کند، خیلی کم می‌شود در تفسیر از غیر ابراهیم نقل کند. خود علی بن ابراهیم مورد وثوق فقها و علما است، لذا یکی از راه‌های مهمی که ما پدرش را مورد وثوق بدانیم همین است که فرزندش نمی‌تواند پدرش را فاسق بداند اما اکثر روایات را از او نقل بکند. همین برای ما کافی است.

عبدالرّحمن بن حمّاد هم مورد وثوق ابن ولید و غیره هست و سید بن طاوس بر روایات عبدالرّحمن اعتماد کرده‌اند و همچنین ابن ابی عمیر که امروز صحبتش را کردیم او هم گاهی از عبدالرّحمن نقل حدیث می‌کند پس به او اعتماد کرده است. همین‌ها برای کافی است که اگر زندگی عبدالرّحمن را هم ندانیم اما باید بگوییم ثقه است.

ابراهیم بن عبدالحمید ‌(الله) هم مورد وثوق شیخ طوسی است و یکی از اصول چهارصدگانه که در حدیث 2 اشاره کردیم از او است و ابن ابی عمیر هم از او نقل حدیث می‌کند.

ابراهیم بن عبدالحمید از بعضی موالیان خودش نقل می‌کند؛ این موالیان چه کسانی هستند؟ ممکن است بگوییم منظور از بعضی موالی بعضی از ائمه اطهار (ع) هستند که ظاهرش همین است، پس دیگر مرسله نیست و روایت صحیحه است و می‌گوید از بعضی از ائمه اطهار (ع) این سوال را کرده است.

«سألتهُ عن احتلام الصّائم، قال: فقال: إذا احتلم نهاراً فی شهر رمضان فلاینم حتّی یغتسل، و إن أجنب لیلا فی شهر رمضان فلاینام الّا ساعه حتّی یغتسل، فمن أجنب فی شهر رمضان فنام حتّی یصبح فعلیه عتق رقبه، أو اطعام ستّین مسکیناً، و قضاء ذالک الیوم، و یتمّ صیامه و لن یدرکه أبداً».

خیلی سؤالش را مختصر کرده و این‌طوری سوال کردن درست نیست وقتی شقوق متعددی دارد. اما در جواب می‌بینید امام(ع) چند بحث را نقل می‌کند. می‌فرمایند وقتی بیدار شد دیگر نباید بخوابد ولی روزه‌اش دیگر درست است. اگر شب ماه مبارک جنابت برایش پیش‌آمد می‌تواند ساعتی را بخوابد، (ممکن است خسته باشد ساعتی را می‌تواند بخوابد) بعد بلند می‌شود تا غسل بکند. بعد فرمودند: اگر خوابید و صبح شد… (ظاهرش این است که تعمد نبوده و فکر می‌کرد که بیدار می‌شود، ظاهر را باید این‌طوری معنا بکنیم)، در عین‌ حال حضرت می‌فرمایند: آن روز را تمام کند و قضا می‌گیرد و شصت روز هم روزه می‌گیرد یا اطعام مسکین دارد.

بعد می‌گویند این را هم بداند که دیگر ماه رمضان را درک نمی‌کند، اگر آن حدیث قبلی را هم همین‌طور معنا بکنیم شاید بهتر باشد. ظاهراً اصلاً حدیث دو و چهار یک حدیث است، راوی‌اش هم تقریباً یکی است، منتها آخرش یک کلمه با هم فرق می‌کند، این عبارت واضح‌تر است «ولن یدرکه ابدا» یعنی ولو آن روز هم روزه بگیرد دیگر ماه رمضان را درک نمی‌کند. پس آن جمله‌ی قبلی حدیث دو که فرمودند «إنّه حقیقٌ أن لا اراه یدرکهُ أبداً»آن را همین‌طوری معنا بکنیم. یک مقدار سخت است و خلاف فصاحت است و می‌گوییم شایسته ‌است، که من معتقدم رمضان را نمی‌بیند که او را درک بکند.

تا این‌جا چهار حدیث را گفتیم. در کنار این چهار حدیث، حدیث پنجم هست که معارض با این چهار روایت هست. حدیث پنجم [صفحه 44] می‌رساند که اگر با جنابت وارد صبح شد آن هم متعمداً روزه ماه رمضان او صحیح است، سندش هم خوب است. اتفاقاً نمی‌توانیم از نظر سند به آن ایراد بگیریم، صحیحه محمد بن ابی نصر بزنطی از حماد بن عثمان که از اصحاب اجماع است از حبیب خثعمی. این حبیب خثعمی ظاهر آن است که همان حبیب احول خثعمی است. احول لقب او است به‌معنای اینکه چشم او کج و چپ هست. احول دوبین است، کلمه احول از کلمه حال است، وقتی سال عوض می‌شود می‌گوید یعنی سال بر او رد شد و برگشت، چشم انسان وقتی صاف نباشد و به سمتی برگردد این را احول می‌گویند. این آقای حبیب خثعمی احول همین فرد است، نگوییم این‌ها دو نفر هستند.

از ابی‌عبدالله (ع) قال: «کان رسول الله (ص) یصلّی صلاه اللیل فی شهر رمضان، ثمّ یجنب ثمّ یؤخر الغسل متعمّداً حتی یطلع الفجر».

کلمه «کان» می‌دانید اشاره به استمرار است، می‌گوید نماز شب را می‌خواندند بعد جنابت برایشان بوجود می‌آمد، روایتش عجیب است سندش هم درست است، بعد می‌گوید متعمداً غسل را تأخیر می‌انداختند تا اذان صبح می‌شد. این روایت خلاف روایات قبلی و خلاف فتاوی است. حتی شیخ طوسی در بین قدما نتوانستند این روایت را بپذیرند لذا چند حمل بر آن کردند:

اول این‌که حمل بر ضرورت کرده‌اند.

دوم گفتند تعمداً پیامبر غسل نمی‌کردند اما عذر داشتند که نمی‌توانستند غسل بکنند. اما این با کلمه کان جور در نمی‌آید چون عذر که همیشه نیست و یک وقت نمی‌تواند غسل بکند اما مواقع دیگر می‌تواند اما این روایت می‌گوید پیامبر همیشه این کار را می‌کردند. علی‌ای‌حال توجیه است.

سومین توجیه این است که پیامبر می‌خوابیدند. این متعمّداً را به تعمد بر نوم بگذاریم، یعنی عمداً می‌خوابیدند و غسل شان عقب می‌افتاد تا صبح می شد.

احتمال چهارم این‌که بگوییم عبارت منسوخ است.

احتمال پنجم بگوییم این روایت خصایص پیامبر را دارد بیان می‌کند و کسی دیگر نمی‌تواند این عمل را از پیامبر یاد بگیرد و تبعیت بکند.

احتمال ششم این‌که مراد به فجر، فجر اول است و فجر دوم نیست. تا طلوع فجر اول بوده که هنوز اذان نشده و 15-10 دقیقه دیگر هنوز وقت هست و پیامبر در این 15-10 دقیقه باقی‌مانده می‌رفتند غسل می‌کردند.

هفتم بعضی احتمال تقیه داده‌اند و گفته‌اند تقیتاً روایت این‌گونه آمده است.

علی‌ای‌حال اجماعات فراوان بر خلاف این روایت است، ناچاریم این روایت را حمل بر تقیه بکنیم چنانچه اشاره شد و اگر نخواهیم این کار را بکنیم باید روایت را طرد بکنیم.

ولیکن احتمال تقیه در روایات دیگر هست، مثلاً در کتاب المقنع شیخ صدوق روایت از حمّاد بن عثمان نقل می‌کند.

این روایت در حدیث سه باب 13 جلد هفتم وسائل صفحه 38 ذکر شده: این تقریباً همان سوال است که آیا می‌تواند بعد از این‌که جنب شد غسل را تا فجر که طلوع بشود عقب بیندازد؟ «فقال: کان رسول الله (ص)یجامع نساءه من أولّ اللیل ثمّ یؤخّرُ الغسل حتّی یطلع الفجر» تا این‌جا همان چیزی است که گفتیم. بعد ادامه عبارت این است «و لا أقول کما یقول هؤلاء الاقشاب یقضی یوما مکانه»، من نمی‌گویم آن حرفی که اقشاب راجع ‌به پیامبر می‌گویند. اقشاب جمع قشب است و قشب به مردی می‌گویند که هیچ خیری در او نیست و معلوم می‌شود که یک عده‌ای که هیچ خیری در آن‌ها نبود یک جمله‌ای نسبت به پیامبر می‌گویند که می‌گوید من این را نمی‌گویم؛ آن چیست؟ این است که می‌گفتند پیامبر قضای آن روز را یک ‌روزه دیگر می‌گرفتند، حضرت می‌گویند نه روزه‌شان صحیح بوده است. ببینید اشاره به تقیه در این روایت هست.

یکی هم حدیث شش باب 13 از سعد بن اسماعیل که در کتب اربعه 15 روایت از او نقل شده است. پدر اسماعیل عیسی است. سعد بن اسماعیل بن عیسی. مرحوم آیت‌الله ‌العظمی خوئی (رض) در کتاب «معجم رجال حدیث» می‌گویند «واضح نیست که وضعش چیست؟ خوب است یا نه»، ولیکن باز نمی‌دانم شاید ایشان مراجعه نکرده‌اند.

سعد بن اسماعیل را ابن ولید توثیق کرده و احمد بن محمد بن عیسی بسیار از او نقل می‌کند در حالی ‌که او کسی نیست که به هر کسی اعتماد بکند. سعد بن اسماعیل از پدرش اسماعیل بن ‌عیسی روایت کرده، اسماعیل بن ‌عیسی از راویان امام هفتم و هشتم هست که 16 مورد روایت دارد. از این 16 ‌مورد 15 مورد را پسرش سعد از پدر نقل می‌کند. یک موردش از غیر طریق پسرش نقل شده ‌است.

برای این‌که بفهمیم آیا این اسماعیل مورد وثوق است یا نه؟ می‌بینیم محمدبن‌علی بن محبوب از او نقل حدیث می‌کند. نجاشی در مورد محمد بن علی بن محبوب می‌گوید «انّه ثقۀٌ عینٌ» و شیخ صدوق از همین اسماعیل بن‌عیسی طریقی در مشیخه خودش دارد. مرحوم وحید بهبهانی (رض) می‌گوید که دایی من (منظورشان مجلسی دوم هست) «عدّه خالی ممدوحاً لأنّ للصدوقِ طریقاً الیه». این‌ها نکات خیلی خوبی است که رد کلام آیت‌الله‌العظمی خوئی در معجم شان است. ما باید اسماعیل ابن عیسی را ممدوح بدانیم.

این اسماعیل می‌گوید: «سألتُ الرّضا (ع) عن رجل اصابته جنابه فی شهر رمضان فنام عمداً حتّی یصبح، أیّ شیء علیه؟ قال: لایضرّه هذا و لایفطر و لایبالی». عمداً می‌خوابد و می‌داند بخوابد بیدار نمی‌شود. حضرت(ع) می‌گوید «این کار به او ضرر نمی‌زند، افطار نمی‌کند و هیچ باکی اش هم نیست». در ادامه می‌گویند پدرم یعنی امام هفتم (ع) فرمودند: عایشه می‌گوید پیامبر از راه غیر احتلام جنب بودند، افطار نمی‌کردند بلکه روزه بودند و مشکلی هم برایشان نبود.

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , , , , ,

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


پایگاه خبری علیرضا ملک پور: مهارت در کار ضامن اشتغال پایدار
پایگاه خبری علیرضا ملک پور: مهارت در کار ضامن اشتغال پایدار
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715