یکشنبه ۲۸ شهریور ۱۴۰۰
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۱۴:۳۲ - ۱۴۰۰/۰۵/۱۴

احکام روزه/

درس خارج فقه آیت الله مهدوی (زید عزه)؛ ادامه مفطرات- السابع: فرو بردن سر در زیر آب

در ادامه تقریرات درس خارج فقه آیت الله سید ابوالحسن مهدوی (حفظه الله) استاد عالی دروس فقه و اصول، تفسیر و کلام مورخ دوشنبه ۲۴/۳/۱۴۰۰ با مبحث کتاب الصوم به نظر طلاب و علاقه مندان می رسد.

ندای اصفهان- حجت الاسلام جواد جلوانی

(مدرسه علمیه صدر بازار)

در ادامه تقریر درس خارج فقه استاد آیت الله سید ابوالحسن مهدوی (حفظه الله) و حواشی بر کتاب عروه الوثقی مورخ دوشنبه 24/3/1400 که به طور اختصاصی توسط ندای اصفهان پیاده سازی شده است، به نظر طلاب و اساتید می رسد.

جهت دریافت دروس قبلی اینجا را کلیک کنید.

کتاب الصوم؛ فصل فی المفطرات- السابع: فرو بردن سر در زیر آب، مسئله 30 و 31

***

بسم الله الرحمن الرحیم

هفتم از مفطرات روزه ارتماس در آب هست.

در ارتماس در آب کفایت می‌کند که فقط سر را در آب فرو ببرد ولو سایر بدن خارج از آب باشد. فرقی هم نمی‌کند که غمس سر دفعتاً باشد یا تدریجاً زیر آب بکند به ‌طوری‌که در یک زمان تمام رأس زیر آب قرار بگیرد. اما یک صورتی که اشکالی ندارد که برای غسل کردن قابل‌توجه است و آن این‌که اگر به شکل تعاقب سرش را در آب کرد، اول نصف راست سرش را کرد و درآورد سپس نصف چپ را زیر آب به نیت غسل کرد، غسلش صحیح است و روزه‌اش هم اشکالی ندارد ولو آب در نهایت همه‌ جای سر را گرفته اما نه در یک زمان، این برای روزه اشکالی ندارد.

مراد به رأس مافوق رقبه را به تمامه می‌گویند به طوری که کل سر زیر آب برود لذا این‌که بعضی معتقدند غمس خصوص منافذ باعث بطلان می‌شود، این کفایت نمی‌کند که منافذ را زیر آب بکند و اگر بقیه سر بیرون باشد روزه او باطل نیست گرچه احوط این است که قضایش را بگیرد و اما اگر سر به تمامش فرورفت اما شعر رأس بیرون بود، روزه او باطل است.

 ما شش مطلب را در عبارت سید یزدی عرض می‌کنیم؛

نکته اول: غمس رأس در آب مشهور می‌گویند باطل است بعضی هم ادعای اجماع کرده‌اند ولیکن اجماع در این‌جا مدرکی است مثل مورد استناد قسم دروغ به خدا و پیغمبر و اهل‌بیت است، ما این‌جا نصوص داریم. نصوص هم مختلف است و متأسفانه ضد یکدیگر بیان‌ شده، بعضی گفته‌اند غمس رأس روزه را باطل می‌کند بعضی هم صریحاً می‌گویند نه.

آن که می‌گوید باطل می‌کند حدیث 1 باب یک از ابواب ما یمسک عنه الصائم جلد هفتم وسائل صفحه 19 صحیحه ابن مسلم می‌گوید: حضرت فرمودند هر کاری انجام بدهد روزه‌اش صحیح است تا وقتی که از سه چیز اجتناب بکند: «اذا اجتنب ثلاث خصالٍ: 1-  طعام و شراب 2- نساء 3- ارتماس فی الماء.

مشابه آن حدیث 6 باب دو هست [صفحه 21] البته سندش مرفوعه هست، یک تکه از سند قطع شده و ذکر نکرده است. این روایت از امام صادق (ع) است: «خمسۀ أشیاء تفطرُ الصائم…» پنچ چیز صائم را افطار می‌کند، یعنی روزه‌اش را باز می‌کند: 1- اکل 2- شرب 3- جماع 4- کذب علی الله و علی رسوله و علی اهل بیته (ع) 5- ارتماس فی الماء.

ایراد ما بر سر ارتماس است، این روایت اکل و شرب را دو مورد حساب کرده روایت قبلی طعام و شراب را یکی حساب کرده بود لذا فرمود سه ویژگی است که روزه را باطل می‌کند. تا این‌جا ما روایاتی را خواندیم که گفت ارتماس باطل می‌کند. مقابلش موثقه اسحاق بن عمار هست، قبلاً هم گفتیم که مشهور به اسحاق که می‌رسد می‌گویند موثقه است در حالی‌که ایشان صحیحه هست و به تعبیر بعضی قال عمار همه‌شان صحیح هستند.

جلد هفتم وسائل صفحه 27؛ این روایت دلالت می‌کند که با ارتماس و آن هم ارتماس عمدی روزه باطل نمی‌شود و نیاز به قضا ندارد. «قلت لأبی عبدالله (ع) رجلُ صائم ارتمس فی الماء متعمداً، علیه قضاء ذلک الیوم؟…» راوی حواسش جمع بوده، اگر متعمداً نگفته بود بعضی ممکن بود بگویند سهواً سر را زیر آب کرده است، حضرت گفتند باطل نیست و «لیس علیه قضاؤه و لایعودن» کار هم کار درستی نبوده لذا حضرت گفتند از این کارها تکرار نکند ولیکن روزه او صحیح است و قضا هم نمی‌خواهد.

جمع بین این روایت و روایت قبلی چه چیزی را اقتضا می‌کند؟ از نظر مبانی فقهی «لیس علیه قضاء» صریح در این است که روزه قطعا صحیح است و امام گفتند قضا نمی‌خواهد، از طرفی هم می‌گویند «لایعودن» معلوم می‌شود که کار مباح نبوده و کار مکروه می‌شود. این لایعودن اشاره به این است، ولیکن جمع آن روایت که می‌گوید روزه را باطل می‌کند می‌رساند که کراهت شدید دارد.

نکته دوم: آیا در طول تاریخ کسانی بودند که غمس در آب را کراهت بدانند؟ بله، ما هم نظرمان در نهایت همین است. می‌گوییم قول اظهر آن است که کراهت شدید دارد. سید مرتضی در یکی از دو قولشان همین را دارند، ابن‌ ادریس می‌گوید اشکالی ندارد. خلاصه این‌ها حمل بر کراهت کردند لکن یک کاری هم شیخ طوسی کردند و بعضی بزرگان هم از ایشان تبعیت کردند. شیخ در استبصار و علامه و ولدشان فخر المحققین و شهید ثانی این‌ها رفتند به سمت این‌که نهی که می‌گوید سرت را زیر آب نکن حرمت تکلیفی را می‌گوید، یک کار حرامی انجام داده مثل کسی که در نماز نگاه به اجنبی بکند، حرمت تکلیفی دارد ولیکن مضر به ‌روزه نیست.

این حرف را زدند و خواستند بگویند که روزه قطعاً صحیح است اما یک کار حرامی کرده است. محقق حلی در کتاب شرایع هم همین را بیان می‌کند می‌خواهند بگویند روزه وضعاً صحیح است اما کار حرامی را این آقا انجام داده.

لکن این سخن شیخ و تابعینشان بعید هست، از یک طرف بگوئیم روزه صحیح است اما عملی که انجام داده عملی حرام است. آنی که معهود است این است که جایی که در روایات تعارض هست حمل بر کراهتش می‌کنند نه صرف این‌که یک کاری را بگویند حرام است و الا آنجایی‌که نگاه حرام در نماز را می‌گویند تعارضی در آن نیست و می‌گوییم حرمت تکلیفی دارد، اما در این‌جا که یک روایت دارد می‌گوید غمس در آب نکن روزه‌ات باطل است و یکی می‌گوید روزه صحیح است اما دیگر تکرار نکن، حداقل باید حمل بر کراهت می‌کردند. این حداقل چیزی است که در استعانت اصول از آن استفاده می‌شود که وقتی یک جا هم نهی و هم رخصت دارد، یک موضوع و یک عمل مکلف را یک‌بار شارع می‌گوید انجام نده و یک‌بار می‌گوید اشکال ندارد، رسم این است که نهی را حمل بر کراهت وضعی می‌کنند.

چنانچه یک کار دیگر هم هست حمل بر اقلّ ثواباً در عبادات می‌کنند و می‌گویند اگر عبادت باشد منظور از کراهت اقل ثواب است نه به ‌معنای این‌که شخص می‌خواهد تقرب به معصیت خدا پیدا بکند یا می‌خواهد تقرب پیدا بکند به واسطه یک عملی که لا أمر به، این‌که قطعاً نمی‌شود. قطعاً باید عمل امر داشته باشد تا انسان بتواند به آن عمل تقرب به خدا پیدا کند. لذا بزرگان همیشه می‌گویند امر در عبادات دارد ولی اقلّ ثواباً است.

 نکته سوم: حالا که ما فهمیدیم غمس به ‌معنای اینکه کل سر را زیر آب بکند مکروه است و کراهت شدید دارد، ملاک در این کراهت غمس رأس است نه سایر بدن. ما کاری به سایر بدن نداریم می‌خواهد سایر بدن در آب باشد می‌خواهد نباشد. روایت 2 باب سه از همین ابواب ما یمسک عنه الصائم جلد هفتم صفحه 22 صحیحه ابن مسلم هست.

ابی‌جعفر فرمود: «الصّائم یستنقع فی الماء، و یصبّ علی رأسه و یتبرّد بالثوب، و ینضح بالمروحه، و ینضح البوریا تحته و لایغمس رأسه فی الماء». روزه‌دار می‌تواند بدن خودش را در آب تر کند (استنقاع به‌ معنای تر کردن خودش است) بعد می‌گویند اشکالی ندارد آب را بر روی سرش بریزد (نه این‌که سر را در آب فرو کند)، به واسطه لباس خودش را خنک بکند مثلاً لباس مرطوب بپوشد. می‌تواند به وسیله بادبزن آب بپاشد (بادبزن را خیس می‌کند و به خودش باد می‌زند که آب هم بپاشد). بوریایی که زیر پایش است را می‌تواند روی آن آب بپاشد و روی آن بنشیند اما سرش را در آب فرو نبرد.

ببینید هر نوع استفاده‌ای را حضرت مثال زدند. چندین نوع مثال که همه را گفتند اشکالی ندارد ولیکن غمس رأس فی الماء که گفتیم کراهت شدید دارد آن را حضرت می‌فرمایند که انجام ندهد. از این‌جا می‌فهمیم که غمس بدن اشکال ندارد حتی کراهت هم ندارد تا وقتی‌که سر در آب فرو نرود، اگر هم تدریجی باشد و سر را آهسته‌آهسته زیر آب ببرد کراهت ندارد، فقط وقتی‌که سر تمامش زیر آب رفت آن‌ وقت روزه به ‌نظر ما صحیح است ولی کار مکروه و کراهت شدید انجام داده که به قول روایت دیگر از این کارها نکند.

 نکته چهارم: غمس بعضی از رأس اینگونه است که الان طرف راست یا جلوی سر را در آب می‌کند بعد بیرون می‌آورد و بعضی دیگر را مثلاً نصف چپ را یا پشت سر را در زمان دیگر می‌کند. این را گفتیم اشکال ندارد دلیل این است که عرفاً این را غمس رأس نمی‌گویند لذا اشکالی ندارد.

نکته پنجم: نکته‌ای است که سید اسم نیاورده و همین‌طور گفتند خصوص منافذ، اگر فقط منافذی که گوش‌ها، بینی و چشم‌ها و دهان است، می‌فرمایند اگر این منافذ را داخل آب کرد باطل نمی‌شود، این اشاره به حرف صاحب مدارک هست که ایشان می‌فرمایند این تحریم که می‌گوید سرت را زیر آب نکن و حرام است بعید نیست که مربوط به غمس منافذ باشد و منافذ را دفعتاً داخل آب بکند دیگر کارش حرام و مضر است.

این فرمایش صاحب مدارک ضعیف است علتش هم این است که صدق غمس صَرفاً و لغتاً نیست. ما این‌جا موضوع روایت غمس رأس را باید از عرف بگیریم. کی عرف می‌گوید «هذا الشخص غمس رأسه فی الماء؟» آن لحظه را باید حساب بکنیم.

 نکته ششم: شَعر خارج از مفهوم رأس هست. اگر کسی موهایش بلند است به ‌طوری‌که سر را وقتی کاملاً زیر آب می‌کند موها به ‌خاطر سبکی روی آب آمده است عرف می‌گوید سر زیر آب رفت و آب کل پوست سر را گرفته است. دیگر همین اندازه کافی است. باز تکرار می‌کنم به اعتقاد ما کراهت شدید دارد.

چندین مسئله در ادامه بیان می‌کنم که همه این مسائل را ما بر روی کراهت باید جلو برویم.

***

 مسئله 30:

می‌فرمایند اگر سر را در غیر آب از مایعات دیگر فرو برد اشکالی ندارد، حتی اگر سر را در آب مضاف فرو برد آن ‌هم اشکال ندارد گرچه احوط اجتناب است خصوصاً در این دومی که آب مضاف است، مایعات دیگر اشکال ندارد مثلاً سرش را در عسل فرو بکند.

در این فرمایش سید هم سه مطلب عرض می‌کنیم؛

 نکته اول: این‌که ما گفتیم غمس الرأس فی الماء کراهت شدیده دارد لذا غیرش را نمی‌توانیم دیگر بگوییم باعث بطلان می‌شود.

 نکته دوم: چرا ما سایر مایعات را می‌گوییم اشکالی ندارد؟ به‌خاطر این‌که اگر بخواهیم اشکال بگیریم باید اطلاق گیری بکنیم. اینطور استدلال کنیم که آنجایی‌که گفت سرت را داخل آب نکن این آب اعم از آب مطلق و مضاف است. ولیکن نکته‌ای که اینجا از نظر اصول عرض می‌کنم در چنین جاهایی سر وقتی در آب می‌شود معمولاً این آب، آب مطلق است منتها روایات حمل بر غالب می‌شود، یعنی غالباً کسی که سرش را زیر آب می‌کند معلوم است که آب معمولی است، وقتی حمل بر غالب شد دیگر مفهوم گیری نمی‌توانیم بکنیم.

نتیجه این است که می‌گوییم چون 99 درصد سرشان را در آب می‌کنند ما حمل بر غالب می‌کنیم و می‌گوییم سرت را در آب نکن اما نهی امام از کل است. به ‌عبارت ‌دیگر روایت حمل بر آب مطلق نمی‌شود، نمی‌توانیم بگوییم این روایت که می‌گوید سرت را در آب نکن آب مطلق است، بلکه حملش می‌کنیم بر این‌که اغلب غمس در آب مطلق بوده غیر غالبش غمس در آب مضاف است و حکم فرقی نمی‌کند. لذا چه سرش را در آب مطلق بکند چه آب مضاف طبق نظر ما آن کراهت هست.

 نکته سوم: اگر این آب مضاف متنبس به مبدأ نبود، مثلاً گلاب که الان دیگر هیچ بویی ندارد و مطلق است و این آب دیگر متنبس به مبدأ نیست. قبلاً مضاف بود اما الان دیگر مضاف نیست، حالا که مضاف نیست آیا سرش را در این آب می‌تواند فرو بکند یا نه؟ می‌گوییم نه نمی‌تواند، البته به شکل کراهت آن حکم کراهت در این‌جا جاری است.

***

 مسئله 31:

اگر چیزهایی را به سرش مالید که مانع از وصول آب به سر باشد مثلاً گل دور سرش مالید بعد سرش را داخل آب کرد، احوط بلکه اقوی بطلان روزه است و اگر سرش را داخل ظرفی مثل شیشه یا نحو شیشه کرد و بعد داخل آب رفت ظاهر عدم بطلان است.

در این فرمایش سید سه مطلب کوتاه عرض بکنم؛

نکته اول: معیار اینکه سر زیر آب رفته صدق عرفی است لذا در مورد این‌که سرش را گل بمالد این حرف کاشف الغطا است طبق آنچه که صاحب جواهر نقل می‌کنند کاشف الغطا می‌گوید صدق ارتماس هست در صورتی‌که سرش را آلوده بکند و مثلاً به یک گلی مخفی بکند. صاحب جواهر گفتند فیه نظر، بعد از این‌که کلام را کاشف الغطا نقل می‌کنند می‌گوید نه صدق ارتماس نیست و عرف این را نمی‌گوید که سرش در آب رفته است. ظاهراً حق با کاشف الغطا است نه صاحب جواهر، یعنی ما هم جزء عرف هستیم که عرف حکم به صدق ارتماس می‌کند حالا ولو سرش گلی باشد، وقتی سرش را زیر آب بکند عرف می‌گوید ارتمس فی الماء، لذا این نظری که صاحب جواهر دادند نظر درستی نیست و خلاف نظر عرف است.

 نکته دوم: ادخال در شیشه، کیسه و غیره هست؛ ظاهراً دیگر صدق ارتماس نمی‌کند به‌ خصوص اگر خودش در محفظه شیشه‌ای برود و در را ببندد و آن محفظه در زیر آب برود این را کسی غمس در آب نمی‌گوید.

البته این دو مطلب را دقت داشتید که ما باز کراهت شدید را داریم می‌گوییم که در این‌جا دیگر کراهت ندارد.

 نکته سوم: ایشان فرمودند احوط بلکه اقوی بطلان است، می‌گوییم دلیل ندارد چرا اقوی می‌گویید؟ باید این‌جا شما حمل بر کراهت شدید می‌کردید.

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , , , ,

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


نوشت ایران؛ نوشت افزار باکیفیت ایرانی اسلامی
نوشت ایران؛ نوشت افزار باکیفیت ایرانی اسلامی
ثبت نام حوزه علمیه مشکات اصفهان/ طرح تحولی ویژه دانشجویان/ کلیک کن
ثبت نام حوزه علمیه مشکات اصفهان/ طرح تحولی ویژه دانشجویان/ کلیک کن
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715