یکشنبه ۲۸ شهریور ۱۴۰۰
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۱۴:۰۶ - ۱۴۰۰/۰۵/۱۴

کتاب الصوم/

درس خارج فقه آیت الله سید ابوالحسن مهدوی: ادامه مفطرات روزه– السادس: رساندن غبار غلیظ به حلق

در ادامه تقریرات درس خارج فقه آیت الله سید ابوالحسن مهدوی (حفظه الله) استاد عالی دروس فقه و اصول، تفسیر و کلام مورخ یکشنبه ۲۳/۳/۱۴۰۰ با مبحث کتاب الصوم به نظر طلاب و علاقه مندان می رسد.

ندای اصفهان- حجت الاسلام جواد جلوانی

(مدرسه علمیه صدر بازار)

در ادامه تقریر درس خارج فقه استاد آیت الله سید ابوالحسن مهدوی (حفظه الله) و حواشی بر کتاب عروه الوثقی مورخ یکشنبه 23/3/1400 که به طور اختصاصی توسط ندای اصفهان پیاده سازی شده است، به نظر طلاب و اساتید می رسد.

جهت دریافت دروس قبلی اینجا را کلیک کنید.

کتاب الصوم فصل فی المفطرات السادس: رساندن غبار غلیظ به حلق

***

بسم الله الرحمن الرحیم

ششم از مفطرات ایصال غبار غلیظ به حلق است.

سید فروعاتی را در این مسئله بیان می‌کنند می‌فرمایند غبار غیر غلیظ هم علی الاحوط مبطل روزه هست، فرقی هم نمی‌کند که این غبار از نوع حلال باشد (مثلاً غبار آرد باشد) یا غبار حرام باشد که خوردن آن حرام است (مثل غبار خاک یا شبیه خاک) و باز تفاوتی نمی‌کند که مفطر خودش به نفسه این غبار را پراکنده بکند مثل جارو کردن و نحو جارو یا غیر او آن را پراکنده کرده باشد یا حتی باد وزیده باشد و این غبار را در هوا پراکنده کرده باشد. در صورتی‌که می‌تواند باید از این غبار خودداری بکند و اگر تحفظ نکند روزه او باطل است.

می‌فرمایند اقوی آن است که بخار غلیظ یا دود تنباکو و نحو این‌ها، سیگار، تریاک و این‌ها هم ملحق می‌شود و باعث بطلان می‌شود اما در آخر مساله می‌فرمایند اشکالی ندارد که غبارها غفلتاً یا از روی نسیان یا از روی قهر و اجبار داخل در حلق بشود یا ترک تحفظ بکند به ظن این‌که به حلق او نمی‌رسد اما بعد برسد. در این موارد می‌گویند اشکالی ندارد.

این مسئله ششم است که ما 8 نکته در این فرمایش سید خدمتتان عرض می‌کنیم؛

 نکته اول: غبار غلیظ ایصال اش باعث بطلان بنابر قول مشهور می‌شود تا زمان محدث کاشانی که ایشان مخالفت می‌کنند و داستانی هم از ایشان نقل ‌شده است. مخالف مشهوری در بین متقدمین وجود ندارد فقط این را عرض بکنم که مرحوم صدوق متعرض این مفطر نشده‌اند یا سید مرتضی همین‌ طور، شیخ طوسی در کتاب «مصباح المتهجد» باز همین‌طور و ذکر نکردند که غبار غلیظ جزء مفطرات است.

محقق حلی در کتاب «شرائع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام» نکته خلاف در آن را ذکر کردند و گفتند این مسئله اختلافی است. لذا عرض می‌کنیم با توجه به این نکات تاریخی که عرض کردم اصل مبطلیت مشهور است.

 نکته دوم: مدرک بحث غبار غلیظ دو روایت در باب 22 از ابواب ما یمسک عنه الصائم است، جلد هفتم وسائل صفحه 48. این دو روایت یکی دلالت بر منع و دیگری دال بر جواز است. بنابراین مشکل هست بخواهیم مطلق به این دو روایت استناد بکنیم؛ باید توجیه بکنیم روایت اول می‌گوید مبطل است روایت دوم می‌گوید لابأس.

روایت اول را بخوانم. حدیث یک حدیث سلیمان بن جعفر هست که قبلاً هم خدمتتان گفتم این سلیمان مورد وثوق ابن ولید سختگیر و بعضی از رجالیین دیگر و مرحوم مامقانی هم ایشان را تصدیق می‌کنند. بنابراین اینکه آیت‌الله ‌العظمی حکیم می‌گویند ایشان مجهول هست نمی‌دانم بر چه مبنایی می‌فرمایند؟ یا به رجال مراجعه نکردند و به حافظه خودشان اکتفا کردند یا چیز دیگری بوده نمی‌دانم. در هر صورت سلیمان مجهول نیست و سند روایت را نمی‌شود تخطئه کرد.

«سمعته یقول: اذا تمضمض الصائم فی شهر رمضان أو استنشق متعمّداَ أو شمّ رائحه غلیظه أو کنس بیتاً فدخل فی انفه و حلقه غبار فعلیه صوم شهرین متتابعین، فانّ ذلک مفطر مثل الأکل و الشرب و النکاح».

مضمضه یعنی اگر متعمداً آب را در بینی خودش بکند اشکالی ندارد، این جزء بحث ما نیست. می‌گوید اگر رایحه غلیظی را استشمام بکند یا خانه‌ای را جارو بکند در بینی و حلق او غبار داخل بشود یک نوع مفطر است، یعنی دارد روزه خودش را باز می‌کند مثلُ الأکل و الشرب و النکاح. حضرت به اکل و شرب و نکاح تشبیه می‌کند یعنی باعث مفطریت روزه هست.

عرض کردم این روایت را آقای حکیم می فرمایند سلیمان مجهول است بعد از راه جبر مع الاصحاب جلو رفتند. عرض می‌کنیم نیازی نیست و سلیمان مجهول نیست و مورد تصدیق ابن ولید است. اضمارش که به صورت ضمیر می‌گوید «سمعته» شیوه رجالیین است و ضرر به روایت نمی‌زند چون اجلا و بزرگان این روایت را در کتب روایی تدوین و نقل کردند و این یک نوع شهادت از بزرگان است به این‌که این روایت از معصوم نقل ‌شده و الا انگیزه نداشتند که سخنان غیرمعصومین را بخواهند در کتب خودشان تدوین بکنند. مشکلی که این روایت دارد سندش نیست؛ جهالت سلیمان نیست؛ اضمارش نیست، مشکلش این است که این معارضه با روایت دو دارد.

روایت دو از امام رضا (ع) [صفحه 49] نقل می‌کند: تدخین به عود که بوی معطر خوبی دارد یا به ‌غیر آن دود می‌کند و بو را استشمام می‌کند. از امام سؤال می‌کند که این دود در حلقش داخل می‌شود، صریحاً فرمودند اشکالی ندارد. دوباره سوال می‌کند که «غبار» نه «عود» بلکه غبار اگر در حلق صائم بشود چه اشکالی دارد؟ فرمودند لا بأس. این دو روایت مقابل هم هست باید این را به یک شکلی تعارض اش را حل بکنیم.

 نکته سوم: برای رفع تعارض این دو بعضی گفته اند روایت دو را حمل بر سهو می‌کنیم، روایت یک را حمل بر عمد می‌کنیم. آنجایی‌که عمداً بخار را به حلق برساند مفطر است و آنجا که سهواً رسیده حضرت فرمودند اشکالی ندارد. عرض شود که این حمل ظاهراً به ‌خاطر ظاهر یتدخن درست نیست، ظاهر باب یتدخن اختیار در عمل هست، بنابراین ظاهر این فعل این است که عمل تدخین و دخان و رساندن اش به فاعل منسوب است یعنی اگر تدخین سهواً بود نمی‌گفت یتدخن بلکه می‌گفت مثلاً دخان به حلق او رسیده اما یتدخنُ ظاهرش اختیار است.

این‌جا یه یک نکته توجه کنید که هر دو روایت می‌رساند که سهو اشکالی ندارد؛ یعنی روایت دو می‌رساند که عمداً بوده و گفتیم اشکالی ندارد. روایت یک هم که می‌گفت اشکال دارد آن صریحاً می‌گفت که عمداً این کار را می‌کند. روایت یک این بود که تعمدی در عبارتش بود و در سیاق غبار قرار داشت که آن‌ها هم تعمد ضمیمه‌اش می‌شود و ظاهر روایت این بود که تعمداً این کار را می‌کرد ولو روایت دو می‌گوید اشکالی ندارد اما دیگر ما سهو را می‌گوییم بی‌اشکال است و روایت یک هم که می‌گویند اشکال دارد عمد را دارد می‌گوید اشکال دارد.

 نکته چهارم: نکته‌ای به ذهنم می‌رسد خدمتتان عرض می‌کنم. گرچه این عبارت مشهور نیست اما ممکن است از جمع بین این مطالب نکته‌ای را بفهمیم و آن این است که ما غبار را به ‌تنهایی مفطر ندانیم، حالا چه غبار چه بخار، بلکه بگوییم ظاهر آن است که مفطر بودن اجتماع ذرات خاک در دهان است و بلعیدن او. اگر یک مقدار این ذرات جمع در خاک شد و بعد می‌خواهد این را فرو بدهد عرفاً بگویند که أکل صدق کرد؛ آن ذرات تا در هوا است صدق اکل ندارد اما وقتی در دهان جمع‌ شد این‌جا دیگر صدق می‌کند به این‌که اگر فرو بدهد می‌گویند اَکل. این را ما بگوییم که مفطر است؛ یعنی در واقع بخار یک نوع اکل باشد؛ آن ذرات خاک یک نوع اکل است یا مثلاً ذرات بخار یک نوع شرب باشد.

می‌گوییم ذرات بخار خودش به‌تنهایی مضر نیست اما اگر این ذرات بخار در دهان جمع شد به‌طوری‌که یک قطره آب آمد حالا اگر بخواهد بلع کند عرفاً می‌گویند که این چیزی نوشید و اگر این‌ را بگوییم من فکر می‌کنم جمع بین دو روایت باشد و بگوییم آنجایی‌که صدق اکل یا شرب است مبطل است و آنجایی‌که صدق اکل و شرب نیست مبطل نیست. آن‌ وقت بگوییم روایت اول که می‌گوید مبطل است آن‌جا را گفته که زیاد بوده و صدق اکل و شرب روی آن آمده و یک نشانه‌ای در روایت هست و آن تشبیهی است که می‌گوید مثل اکل و شرب و نکاح. آخر روایت این بود این غبار یا بخار را حضرت فرمودند این یک نوع فطر است و روزه را از بین می‌برد، بعد فرمودند مثل اکل و شرب و نکاح.

اگر این‌ طور جلو برویم شاید بتوانیم جمع بکنیم نتیجه‌اش این می‌شود که بخار یا غبار صرف رسیدن آنها به حلق مبطل نیست، آنی که مبطل است اجتماع ذرات است تا صدق عرفی بکند. ذرات حالا چه ذرات خاکی باشد یا بخاری باشد تا صدق عرفی بکند که اکل و شرب رخ داده است.

نکته پنجم: این‌که مشهور آمده‌اند «غلیظ» را اضافه کردند به‌ خاطر همین بوده و الا صرف دخول غبار در حلق دیگر مفطر نیست، چنانچه روایت دو هم همین بود لذا غیر غلیظ را کلاً می‌گوییم مبطل نیست. شهید در مسالک غیر غلیظ را هم اشکال گرفتند، کمی بخار به حلق برسد آن را هم گفتند مبطل است.

 نکته ششم: ما سه دلیل می‌توانیم این‌جا اضافه بکنیم و بگوییم که صرف رسیدن غبار باعث بطلان نمی‌شود.

 دلیل اول سیره مسلمان‌ها هست که در روز ماه رمضان در حمام‌ها می‌رفتند و هیچ تحفظی از این‌که بخار به حلق شان نرسد نمی‌کردند در صورتی‌که حمام بخار بوده و کسی هم اشکالی از مراجع و بزرگان نگرفته است. این حمام‌ها در صدر اسلام هم بوده مسلمان‌ها قطعاً این‌طور نبوده که روز حمام نروند، می‌رفتند و سیره بر این بوده که تحفظ هم نبوده و حتی یک جا هم سوال نکردند و این عدم سوال دلیل بر جواز است.

 دلیل دوم اصل است. شک می‌کنیم این غبار کم غیرغلیظ آیا مفطر است؟ اصل عدمش است.

دلیل سوم ما استصحاب صحت است. قبل ‌از این‌که بخار برسد قطعاً روزه او صحیح بوده این یقین سابق را ادامه می‌دهد.

 نکته هفتم: سیگار و تریاک به دو نکته یک مقدار با بحث غبار فرق می‌کند.

مورد اول این‌که سیگار یا توتون اشدّ از غبار متعارف یا اشدّ از ذرات بخار هست. این اجتماع دود از غبار متعارف شدیدتر است.

 و مورد دوم این‌که این را عرفاً می‌بلعد و عمداً داخل ریه خودش می‌برد که این فرق می‌کند با بخاری که بلعیدن در آن نیست اما خب گاهی فرو می‌دهد. اما این فرد سیگار را در داخل ریه خودش فرو می‌دهد، با توجه به این دو می‌گوییم احوط آن است که شخص روزه‌دار این دو را ترک بکند و خودداری بکند. ما به سیره نمی‌توانیم تمسک بکنیم چون سیگار در صدر اسلام نبوده یا نمی‌توانیم بگوییم آن زمان محضر معصومین تریاک استفاده می‌کردند، نمی‌توانیم این را بگوییم که سیره بر این بوده که استفاده می‌کردند و معصومین چیزی نمی‌گفتند. لذا وقتی دلیل نداریم به احوط وجوبی جلو می‌رویم و می‌گوییم وقتی‌که بخار غلیظ را می‌گویند جایز نیست این دو را به احوط می‌گوییم دیگر جایز نیست که استفاده بکنیم.

 نکته هشتم: ایراد آخری که ما به آخر عبارت سید داریم که ظن عدم وصول را هم ایشان مطرح کردند و گفتند اشکالی ندارد که غباری در هوا هست این گمان می‌کرد که به حلقش نمی‌رسد لذا تحفظ نکرد بعد به حلقش رسید، فرمودند این باعث بطلان نمی‌شود.

عرض می‌کنیم به جناب سید که ظن عدم وصول حجت نیست؛ شما اینجا به جای ظن اگر اطمینان را گفته بودید آن حجت است، باید بگویید بخار یا غباری بود اطمینان به عدم وصول داشت لذا تحفظ نکرد اما بعد رسید، آن را باید بگوییم به ‌خاطر اطمینان است که اشکالی ندارد.

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , , , ,

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


نوشت ایران؛ نوشت افزار باکیفیت ایرانی اسلامی
نوشت ایران؛ نوشت افزار باکیفیت ایرانی اسلامی
ثبت نام حوزه علمیه مشکات اصفهان/ طرح تحولی ویژه دانشجویان/ کلیک کن
ثبت نام حوزه علمیه مشکات اصفهان/ طرح تحولی ویژه دانشجویان/ کلیک کن
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715