یکشنبه ۲۸ شهریور ۱۴۰۰
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۱۷:۴۶ - ۱۴۰۰/۰۵/۱۲

کتاب الصوم/

درس خارج فقه آیت الله سید ابوالحسن مهدوی- مفطرات روزه؛ ادامه تعمّد کذب علی الله

در ادامه تقریرات درس خارج فقه آیت الله سید ابوالحسن مهدوی (حفظه الله) استاد عالی دروس فقه و اصول، تفسیر و کلام مورخ شنبه ۲۲/۳/۱۴۰۰ با مبحث کتاب الصوم به نظر طلاب و علاقه مندان می رسد.

ندای اصفهان- حجت الاسلام جواد جلوانی

(مدرسه علمیه صدر بازار)

در ادامه تقریر درس خارج فقه استاد آیت الله سید ابوالحسن مهدوی (حفظه الله) و حواشی بر کتاب عروه الوثقی مورخ شنبه 22/3/1400 که به طور اختصاصی توسط ندای اصفهان پیاده سازی شده است، به نظر طلاب و اساتید می رسد.

جهت دریافت دروس قبلی اینجا را کلیک کنید.

کتاب الصوم فصل فی المفطرات- الخامس: تعمّد کذب علی الله

مسئله 19، 20، 21، 22، 23، 24، 25، 26، 27، 28 و 29

***

بسم الله الرحمن الرحیم

پنجم از مفطرات روزه تعمّد کذب بر خدای تعالی و رسول او یا ائمه اطهار (ع) است.

یادآوری جلسه قبل: فرقی نمی‌کند که این متعلق به امور دین یا امور دنیایی باشد مثلاً راجع‌ به بهداشت جسم که امر دنیایی است یک تعمد کذبی به خدا یا حجت‌های او بدهد و فرقی نمی‌کند که به ‌نحو اخبار بگوید. بگوید این‌طور خدای متعال فرموده، یا به ‌نحو فتوا بگوید با لفظ عربی یا غیر عربی یا لغات دیگر باشد. به قول باشد یا به نوشته یا با کتابت نسبت بدهد، اشاره بکند یا با کنایه بگوید آنچه بر آن صدق کذب بکند. همه این‌ها مبطل است. خودش دروغ را ساخته باشد یا دیگری دروغ را ساخته و این خبر به مفادش دارد می‌دهد و اسناد به خدای متعال یا حجت‌های او می‌دهد. اما اگر بر وجه نقل ‌قول باشد اشکالی ندارد، می‌گوید چنین قولی نقل‌ شده است.

این مسئله که تعمد کذب موجب بطلان روزه هست اختلافی است. نزد بعضی ادعای اجماع شده است ولیکن این اجماع مدرکی است بنابراین مشکلی از این ‌جهت وجود ندارد که بعضی بزرگان از این اجماع ترسیدند و گفتند اجماع محقق نیست. یا تصور کردند آن کسی که ادعای اجماع کرده خودش مخالفت کرده پس اجماع تحقق پیدا نکرده است.

همه این‌ها ناشی از این است که اصل اجماع را پذیرفته‌اند درحالی‌که اجماع وقتی مدرکی است جزء ادله ما محسوب نمی‌شود و عرض می‌کنم که اقوی این است که اصلاً تعمد کذب به خدا بطلان روزه را نمی‌آورد. باید سراغ روایت‌ها برویم. روایت‌ها در باب دو هست، 10 روایت هست که اشاره می‌کنم و در جمع‌بندی خودتان ملاحظه کنید که آیا تعمد کذب باعث بطلان روزه می‌شود یا نه؟

روایت 1 از باب 2 از ابواب ما یمسک عنه الصائم جلد هفتم وسائل الشیعه [صفحه 20]: «وقتی حضرت فرمودند روزه‌اش را افطار کرده راوی پرسید دروغ او چیست و چه نوعی باشد؟» پس انسان یک وقت به خودش یا دیگری یا پدر و مادرش دروغ نسبت می‌دهد این را حضرت منظورشان نیست، می‌فرمایند آن‌چیزی که باعث بطلان است نسبت کذب به خدا و رسول است. از همین‌جا می‌فهمیم که استناد دادن باعث بطلان است، یعنی یک مطلبی را نسبت بدهد و الا اگر گفت فتوای من این است، نظر من این است (و نه این‌که کوتاهی کرده باشد واقعاً نظرش این باشد و نخواهد لجبازی بکند)، این دیگر مبطل نیست.

 نکته: می‌خواهم بگویم کلاً تعمّد کذب باعث بطلان نمی‌شود، این است که ما در این باب 10 روایت داریم که در بسیاری از این روایت‌ها بر نقض صوم و نقض وضو اشاره شده ‌است. سه روایت است؛ روایت 3 و 5 و 7 از همین باب 2 می‌فرماید که وقتی نسبت دروغ می‌دهد هم روزه و هم وضوی او از بین می‌رود، درحالی‌که نقض وضو را دیگر هیچ‌کس نگفته است که اگر کسی با وضو بود و دروغی را گفت وضوی او باطل می‌شود و باید دومرتبه برود وضو بگیرد. این جزء ناقضین وضو نیست اما در روایات تعمّد کذب گفته که روزه و هم وضو را باطل می‌کند. وضو که قطعا باطل نمی‌شود پس روزه اش هم همین‌طور است.

 لذا حمل بر نقض کمال می‌شود. می‌گوییم اگر دروغ گفت وضویی که باید کامل باشد نیست و روزه ای که باید کامل باشد نیست. در کنار این سه روایت، روایت 8 را داریم که لفظ غیبت را هم اضافه کرده است. می‌فرماید: کسی که غیبت می‌کند باعث می‌شود که صائم را افطار بدهد و باید قضای آن روز را بگیرد. قطعاً غیبت جزء مفطرات حساب ‌نشده است.

ما می‌فهمیم که چه غیبت و چه همان تعمد کذبی که گفتیم این‌ها نقض کمال وضو یا نقض کمال صوم است. حدیث 9 در کنار کذب دو مورد دیگر را بیان کرده است؛ بعد از کذب نگاه حرام را مطرح کرده است. چون آن نگاه اول غیراختیاری است و اشکال ندارد اگر بار دوم نگاه کرد دیگر آن نگاه حرام است، حضرت می‌فرمایند نگاه دوم روزه را باطل می‌کند. از این اشکال بالاتر جمله‌ی بعد است که می‌فرماید ظلم تمامش چه کم و چه زیاد باعث ابطال روزه هست. باز هیچ‌کس نگفته که روزه را ظلم باطل می‌کند. می‌خواهم عرض بکنم سیاق روایت را که نگاه می‌کنیم در کنار تعمد کذب چیزهای دیگری را بیان کرده و ما نمی‌توانیم این‌ها را حمل بر ابطال روزه حساب بکنیم.

حدیث 10 که آخرین حدیث این باب است غیبت و سخن‌چینی را بیان کرده است. می‌فرماید غیبت باعث افطار می‌شود. ما این روایت‌ها را که نگاه می‌کنیم سندهایش هم ‌خوب است، حالا بعضی موثق و بعضی صحیحه است.

علی‌ای‌حال می‌فهمیم که حمل این نسبت کذب و حمل این بطلان بر بحث اخلاقی باید باشد. بگوییم اخلاقاً می‌خواستند بگویند کسی که روزه هست نباید غیبت بکند، نگاه حرام بکند، ظلم و از جمله تعمد کذب به خدا و رسول بکند. این‌ها یک حکم تکلیفی می‌شود و دارند از نظر تکلیفی می‌گویند که این کارش حرام است به ‌خصوص کذب به خدا و رسول که حرمتش خیلی بالاست.

ما در این‌که گناه کبیره هست شکی نداریم ولی این‌که روزه را باطل بکند چرا؛ دلیل محکمی نداریم. داستانی هم در روایت هست که زنی غیبت کرد پیامبر حکم کردند که این زن صائمه نیست، گفتند چرا روزه هست، فرمودند چطور و بعد هم یک اشاراتی دارند که من روایتش را نمی‌خواهم عرض بکنم. [منبع؟؟]

علی‌ای‌حال به تعمد بر کذب سه مورد را ضمیمه کردند؛ نظر، ظلم و غیبت.

هیچ‌ کس نگفته که این سه مورد ابطال صوم می‌کند. در حالی‌که این سه در سیاق کذب هم وارد شده و نقض ظلم می‌کند. از این ‌جهت عرض می‌کنم که امکان اثبات بطلان به این روایت‌ها نیست. اقوی عدم بطلان است و اتفاقاً ما تنها نیستیم، شخصیت‌هایی مثل سید مرتضی، مرحوم محقق حلی، مرحوم محقق در شرایع و معتبر و همچنین علامه حلی در تذکره و مختلف می‌گویند اشکالی ندارد. حتی در کتاب معتبر محقق می‌فرمایند دعوای اجماع حرف بی‌منطق و بی‌دلیل است و کسی نمی‌تواند ادعای اجماع بکند که تعمد به کذب باعث بطلان روزه می‌شود.

می‌خواهم بگویم که نگران اجماع که بعضی گفتند نباشید، اجماعی وجود ندارد. اجماع را گفتیم مدرکی است. اصل عدم بطلان است به ‌خاطر این‌که دلیلی بر بطلان روزه پیدا نکردیم. بعضی می‌گویند ما برای عدم بطلان دلیل می‌خواهیم؛ جوابش این است که روزه که قطعاً درست است اگر تعمد به کذب داشت ما دلیل برای بطلان می‌خواهیم آن را باید دلیل قطعی داشته ‌باشیم.

ما اگر شک بکنیم که بعد از تعمد به کذب آیا روزه او باطل می‌شود؟ در هنگام شک می‌توانیم به اصل تمسک بکنیم، اصل عدم بطلان و استصحاب است که استصحاب می‌گوید باطل نیست. فقط بدانیم که بطلان را ما به شکل احوط استحبابی قائل هستیم. مستحب است اگر تعمد به کذب داشت روزه‌اش را قضا کند ولی این‌که بخواهیم بگوییم باطل است دلیلی پیدا نکردیم. بیشتر بحث اخلاقی می‌شود.

***

 از این‌جا 7 مسئله در ادامه در عروه هست که به تمامش ایراد داریم. برای تبرک می‌خوانیم.

مسئله 19: اقوی این است که اگر نسبت دروغ به بقیه انبیا و اوصیا داد، آن‌ها هم باعث بطلان روزه هست. کذب بر آن‌ها موجب بطلان می‌شود و احوط وجوبی آن است که حضرت فاطمه (س) به دیگر معصومین ملحق هستند و کسی نمی‌تواند نسبت کذب بدهد.

نکته: در پیرامون مسئله عرض کردیم اقوی عدم بطلان است و احوط استحبابی قضاست. لذا در الحاق دیگران هم همین حرف را می‌زنیم.

مسئله 20: اگر تکلم به خبری کرد که خطابش به احدی موجه نبود، کسی حرف نزد و همین‌طور یک جمله‌ی خبری و نسبت دروغی داد ولی با کسی نبود و تنها بود یا اگر هم کسی بود به کسی می‌گفت که آن معنا را نمی‌فهمید، مثلاً عربی گفت و آن فرد عربی نمی‌فهمید، ظاهر آن است که این‌ها روزه را باطل نمی‌کند گرچه احوط قضا است.

نکته: ما عرض می‌کنیم اصلاً ظاهر عدم بطلان بود و احتیاط بر قضا در این‌جا ضعیف است.

 مسئله 21: اگر کسی از او سوال کرد که آیا پیامبر چنین چیزی گفتند و او گفت بله، در جایی‌که باید می‌گفت نه یا بالعکس باید بله می‌گفت و نه گفت. این را می‌فرمایند که روزه‌اش باطل است.

ما می‌گوییم که نه کلاً استناد دروغ باعث بطلان نیست احوط قضاست.

 مسئله 22: به‌ طور راست از خدا یا پیغمبر خبر داد و بعد هم گفت دروغ گفتم، این‌ هم روزه‌اش باطل است و همچنین اگر شب دروغی را گفت و در روز هنگامی‌که روزه بود گفت سخن دیشب من درست بود باز روزه او باطل است. ما ‌عرض می‌کنیم که هیچکدام این‌ها باعث بطلان نمی‌شود.

 مسئله 23: اگر خبر کاذبی را داد، بلافاصله رجوع کرد و گفت من اشتباه کردم اثر بطلان مرتفع نمی‌شود و دیگر خراب شد و روزه او باطل است و همچنین اگر توبه کرد توبه او صحیح است و لیکن نافع در رفع بطلان نیست و یک روزه‌ی او باطل است.

جواب عرض کردیم که باعث بطلان اصلاً نشده اما باید توبه بکند.

مسئله 24: فرقی در بطلان نیست بین این‌که خبر مکذوب و دروغ مکتوب در کتابی از کتب اخبار باشد یا مکتوب نباشد. اگر مکتوب هم هست شرطش این است که این شخص علم به دروغ آن داشته باشد. وقتی بداند این مطلب در این کتاب دروغ است جایز نیست که اخبار بگوید ولو اسناد به آن کتاب بدهد و بگوید که در این کتاب نوشته شده است اما خودش می‌داند که دروغ است، مگر این‌که مطلب را از کتابی که نقل می‌کند بگوید در این کتاب این‌طور نوشته ‌شده و ازجانب خودش خبر ندهد. نظر من تأیید این مطلب است طوری بگوید که از سر خودش رد می‌کند.

بعد می‌فرمایند جایز نیست اخبار بگوید وقتی ظن به کذب دارد. 80 درصد که احتمال دروغ هست این حق ندارد که به ‌عنوان یک مطلب صددرصد درست آن را نقل بکند. حتی می‌گویند اگر 20 درصد احتمال دروغ می‌دهد باز نمی‌تواند این را اسناد به خدا و پیامبر بدهد مگر به سبیل نقل و حکایت.

بنابراین احوط در ناقل اخبار مثلاً کسی که ماه رمضان می‌خواهد اصول کافی بخواند علم هم ندارد که این روایت‌ها درست است یا نه، می‌گویند احوط آن است که این‌ها را به کتاب نسبت بدهد و بگوید در اصول کافی این‌ طور نوشته‌ شده یا اسناد به قول راوی علی سبیل الحکایت بدهد و بگوید زراره این‌طور نقل کرده و خودش هم دارد حکایت از آن می‌کند.

 ما عرض کردیم که اصلاً باعث بطلان نیست و این مواردی که سید گفته‌اند تمامش مرتب به آن ایراد هست. این‌جا یک مطلبی اضافه گفتند. گفتند اگر احتمال کذب می‌دهد حق ندارد اخبار به او بدهد. این حرف خیلی دور از شأن سید است. عدم اعتبار ظن شرعی وقتی‌که یک ظنی شرعاً معتبر نیست این موجب تعمد به کذب به خدا نیست تا چه رسد به این‌که این احتمال کذب بدهد.

مسئله 25: کذب بر فقها و مجتهدین و نسبت به آن‌ها دادن گرچه حرام است اما باعث بطلان صوم نمی‌شود مگر این‌که ریشه‌ی این کذب بر کذب به خدا و رسول برگردد. علت اینکه می‌گوید فلان مجتهد دروغ می‌گوید یا این جمله را گفته و خلاف نسبت به او می‌دهد این است که خدا و رسول را قبول ندارد.

ما عرض کردیم آنجایی‌که به خدا و پیغمبر نسبت می‌داد باطل نبود تا چه رسد به این موارد اما حرامش درست است.

مسئله 26: اگر مضطر به کذب بر خدا و رسول در مقام تقیه از ظالم شد روزه او باطل نمی‌شود.

 ما عرض کردیم تقیه هم که نباشد باطل نبود. چنانچه با سهو و جهل مرکب هم باطل نیست و طبق نظر سید و ما که بالاترش را گفتیم که سهو بسیط بود باز اشکالی ندارد.

مسئله 27: اگر قصد کذب کرد بعد هم معلوم شد که راست است اما وقتی‌که داشت می‌گفت فکر می‌کرد که دارد نسبت دروغ به خدا و پیامبر می‌دهد. آیا روزه‌اش باطل است؟ می‌گویند داخل در عنوان قصد مفطر می‌شود به شرطی که علم هم دارد که این مفطر است. این داخل بحث گذشته می‌شود که آقایان مشهور می‌گفتند باطل است.

ما گفتیم نه باعث بطلان نیست، دلیلش را ‌عرض کردیم گفتیم به خصوص این‌که بعد وقتی می‌فهمد که کذب او در واقع کذب نبوده می‌بینیم که خوشحال می‌شود که در واقع کلامش صادق بوده است. این‌که خوشحال می‌شود دلیل بر این است که نمی‌خواسته دروغی را نسبت به خدا و پیامبر بدهد و ممکن است با روش‌های دیگر این نسبت را داده باشد.

فقط نکته‌ای که قبلاً گفتیم اگر تعمد کذب به ‌شرط لا از صوم بود این را بارها گفتیم در این‌ صورت مشکل می‌شود نه این‌که مشکلش از حیث قصد کذب باشد و قصد کذب که گفتیم ولو نسبت ‌به خدا و رسول هم بدهد باعث بطلان نیست، اما اگر 5 دقیقه یا 10 دقیقه به قصد شرط لا از صوم می‌خواست نسبت کذب بدهد و می‌دانست که باطل می‌شود ولی می‌گوید من این را عمداً می‌گویم؛ این فرد را می‌گوییم روزه‌اش باطل است ولی نه از حیث کذب بلکه از حیث این‌که نیت صوم در بعضی از روز نداشت. همان 5 دقیقه‌ای که گذشت چون نیت روزه نداشت این‌جا احتیاط واجب و احوط آن است که این روز را قضایش را بگیرد و همین امروز را هم باید روزه‌اش را تمام بکند.

مسئله 28: اگر قصد صدق داشت، می‌خواست راست بگوید و بعد معلوم شد که دروغ گفته این ضرر نمی‌زند چنانچه در مسئله 26 گفتیم با سهو اشکالی ندارد.

مسئله 29: اگر خبر کذب به شکل شوخی داد اما قصد معنا نداشت روزه‌اش باطل نیست.

ما هم ‌عرض کردیم اگر هزل هم نبود باز باعث بطلان نبود. منتها مورد هزل را باید بگوییم که اگر طرف مقابل و شنونده می‌داند که این دارد هزل می‌گوید حکم تکلیفی ندارد. قطعاً روزه او صحیح است اما از نظر تکلیفی چون هزل است و مخاطب می‌داند باز اشکالی ندارد اما اگر هزلی بگوید که طرف مقابل آن را جدی حساب بکند، این اشکال پیدا می‌کند.

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , , ,

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


نوشت ایران؛ نوشت افزار باکیفیت ایرانی اسلامی
نوشت ایران؛ نوشت افزار باکیفیت ایرانی اسلامی
ثبت نام حوزه علمیه مشکات اصفهان/ طرح تحولی ویژه دانشجویان/ کلیک کن
ثبت نام حوزه علمیه مشکات اصفهان/ طرح تحولی ویژه دانشجویان/ کلیک کن
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715