یکشنبه ۲۸ شهریور ۱۴۰۰
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۱۶:۴۹ - ۱۴۰۰/۰۵/۱۱

کتاب الصوم/

درس خارج فقه آیت الله سید ابوالحسن مهدوی- ادامه مفطرات روزه؛ الرابع: استمناء

در ادامه تقریرات درس خارج فقه آیت الله سید ابوالحسن مهدوی (حفظه الله) استاد عالی دروس فقه و اصول، تفسیر و کلام مورخ سه شنبه ۱۸/۳/۱۴۰۰ با موضوع کتاب الصوم به نظر طلاب و علاقه مندان می رسد.

ندای اصفهان- حجت الاسلام جواد جلوانی

(مدرسه علمیه صدر بازار)

در ادامه تقریر درس خارج فقه استاد آیت الله سید ابوالحسن مهدوی (حفظه الله) و حواشی بر کتاب عروه الوثقی مورخ سه شنبه 18/3/1400 که به طور اختصاصی توسط ندای اصفهان پیاده سازی شده است، به نظر طلاب و اساتید می رسد.

جهت دریافت دروس قبلی اینجا را کلیک کنید.

کتاب الصوم فصل فی المفطرات؛ الثالث: الجماع مسئله 13

الرابع: استمناء- مسئله 14 و 15

***

بسم الله الرحمن الرحیم

مسئله سیزدهم:

زمانی‌که شک در دخول داشت که آیا داخل شده یا نه؟ یا شک در بلوغ مقدار حشفه داشت؛ یعنی اصل دخول را یقین داشت اما مقدار حشفه را شک داشت. در هر دو صورت روزه او باطل نیست.

دلیلی که برای فرمایش سید اینجا می‌آوریم، عدم دلیل بر بطلان است و اگر در بطلان شک داشتیم اصل و استصحاب می‌تواند برای حکم عدم بطلان مفید باشد. فقط این فرمایش سید مبتنی بر این است که ما بطلان روزه را به مقدار دخول حشفه بدانیم، اگر این مبنا را قبول داشته ‌باشیم که بسیاری گفته‌اند، بعد وقتی اصل دخول را یقین دارد و شک در رسیدن به مقدار حشفه است، اصل و استصحاب می‌گوید روزه او هنوز صحیح است.

اما بنا بر آنچه ما گفتیم، در روایت مقدار دخول حشفه را نداریم. لذا باید موضوعات این‌ چنینی را از صدق مسمای عرفی بگیریم. بگوییم اگر مسمای دخول صدق کرد، دیگر روزه باطل است. آن ‌وقت عبارت را تصحیح می‌کنیم به این شکل که می‌گوییم اگر شک داشت در رسیدن به مقداری که عرفاً صدقِ داخل بکند، اصلش را یک مقداری یقین داشت اما شک داشت که آیا صدق عرفی داشت یا نه؟

وقتی شک در صدق دخول عرفی دارد، دوباره همان حکم مطرح است که اصل استصحاب می‌گوید هنوز به این مقدار نشده است. مثلاً فرض بفرمایید اگر عرف نصف حشفه را بگوید که اگر داخل شد دیگر صدق دخول دارد. آن ‌وقت باید همین را بگوییم که اگر شک در صدق در این حالت داشت، هنوز روزه او باطل نیست.

***

 چهارم از مفطرات استمناء هست.

استمناء به‌معنای انزال منی متعمداً است. عامل این انزال چیست و به چه وسیله‌ای این کار را انجام می‌دهد؟ 6-5 مثال می‌زنم. یکی ملامسه و با لمس باشد، با بوسه و با تفخیذ باشد، حتی بداند اگر متعمداً نگاه کند منی نازل می‌شود و یقین دارد. یا تصویر یک صورتی که واقع‌ شده در ذهنش را تصور می‌کند و او را حاضر می‌کند. گاهی هم اصلاً ممکن است که صورت واقع نباشد و تخیل صورت یک زن باشد و نحو این‌ها. هر کاری که با آن کار قصد حصول انزال منی دارد، این باعث ابطال صوم می‌شود.

در مقابلش این است که اگر قصد انزال نداشت و یکی از این کارها را انجام داد و منی خارج شد بدون این‌که مقتضی اخراج منی را ایجاد کرده باشد، روزه او صحیح است و قضا و کفاره ندارد.

 ما در فرمایش سید سه مطلب داریم؛

نکته اول: اصل مسأله اجماعی است که استمناء یکی از مفطرات است ولیکن اجماع این‌جا مدرکی است. لذا به مدرک باید مراجعه بکنیم. باب چهار از ابواب ما یمسک عنه الصائم پنج روایت در آن هست که همه اش می‌تواند دلیل برای این حکم باشد.

حدیث یک [صفحه 25] سندش هم صحیح هست. صحیحه ابن حجاج از ابی‌عبدالله (ع) است: با اهل خودش عبث و بازی می‌کند تا اینکه انزال منی می‌شود. قال (ع): همان کفاره شصت روز روزه یا شصت نفر مسکین را باید اطعام بکند یا یک اسیر و بنده را آزاد کند. می‌گویند همان کفاره‌ای که بر شخص مجامع هست بر این شخصی که جماع نکرده ولیکن عبث و بازی کرده تا منی خارج ‌شده است. حدیث دو، سه، چهار و پنج را هم ملاحظه کنید با عبارت‌های مختلفی همه همین مضمون را دارد.

 نکته دوم: قبلاً نصوصی داشتیم که جنابت عمدیه را دلیل بر بطلان و کفاره می‌دانست. ما می‌توانیم از آن نصوص استفاده بکنیم. چون جنابت با دو چیز محقق می‌شود؛ یکی با ایلاج است که قبلاً صحبتش را کردیم؛ یکی هم با انزال، البته گاهی هر دو با هم هست. اما هر کدام بدون یکدیگر هم جنابت محقق است؛ یعنی ایلاج بدون انزال سبب جنابت و غسل می‌شود، انزال بدون جنابت هم همین‌طور است.

 نکته سوم: اسباب انزال است که این‌جا مطرح کرده‌اند. فقط دقت کنید که مقصود انزال منی متعمداً هست. این باید در تمام مثال‌ها بیاید، اگر کسی عمداً می‌خواهد منی خارج بشود لذا سراغ سبب می‌رود. در این‌ صورت چه ملامسه، چه تفخیذ باشد، نگاه کردن و تصویر باشد، تخیل صورت امرأه باشد (ما عبارت را باید وسیع‌تر بکنیم و بگوییم صورت الانسان مطلقا بل صورت الحیوان). اگر صورت حیوان را هم تخیل کرد و یقین دارد که انزال منی می‌شود و عمداً صورت حیوان را در ذهنش آورد یا نگاه کرد، همه این‌ها تعمد انزال منی است که باعث بطلان است.

حالا اگر قصد نداشت و منی از او بدون اختیار خارج شد. این‌جا عبارت عروه یک ایرادی دارد فرمودند: «من دون ایجاد شیءٍ مما یقتضیه» عبارت نمی‌خواند و اصلاً معنا نمی‌شود. یک کسی اسباب را فراهم کرده و قصد انزال منی نداشت مثلاً تفخیذ را انجام داد ولی قصد انزال را نداشت ولیکن منی خارج شد، این «ما یقتضی به» را ایجاد کرده در حالی ‌که سید می‌فرمایند بدون این‌که چیزی که مقتضی انزال باشد را ایجاد کرده باشد. این عبارت از این جهت غلط می‌شود و با مثال‌هایی که قبلش زدند در تنافی است.

صحیحش این است که به ‌جای «من دون ایجاد شیءٍ» بگوید «من دون قصد انزال به ایجاد شئ» شئ را ایجاد کرد ولی قصد انزال نداشت. چیزی را که مقتضی برای انزال منی است ایجاد کرده اما قصد نداشت. در این‌ صورت چیزی برعهده‌ی او نیست؛ اگر هم شک کردیم که آیا چیزی بر عهده‌ی او هست یا نه؟ باز اینجا اصل و استصحاب مفید همین حکم است و اصلاً انزال منسوب به این شخص نیست. کسی که قصد انزال نداشته اما کاری را انجام داد و اتفاقاً خارج شد عرفاً نمی‌گویند که خودش را جُنُب کرد، چنین چیزی صدق نمی‌کند. بنابراین اگر شک کردیم که وظیفه‌ای دارد یا نه؟ اصل و استصحاب می‌گوید ندارد.

***

 مسئله چهاردهم:

می‌فرمایند اگر کسی حال خودش را اطلاع دارد که اگر در روز ماه مبارک رمضان بخوابد محتلم می‌شود؛ مستحب است که از خوابیدن صرف‌نظر بکند اما اصل حکم جواز خوابیدن است. ظاهر آن است که می‌تواند بخوابد به‌خصوص جایی‌که ترک خواب باعث سختی بشود و به او خیلی فشار بیاید می‌گوییم اشکالی ندارد می‌تواند بخوابد و چیزی بر ذمه او نیست، اما احتیاط مستحب آن است که ترک بکند.

 سه مطلب را در این فرمایش سید داریم؛

نکته اول: نص دلالت بر عدم مفطریت احتلام دارد. در روایت‌ها داریم می‌گوید احتلام مفطر نیست و لذا از آن استفاده می‌کنیم و می‌گوییم این نص مطلق است و شامل مانحن‌فیه می‌شود که قبل ‌از خواب می‌داند که اگر خوابید محتلم می‌شود؛ حالا گرچه این کم اتفاق می‌افتد، بالاخره این روایت که گفت احتلام اشکال ندارد هر دو فرض را می‌گیرد، هم فرض کسی که نمی‌داند (که غالباً همین است) و هم فرض کسی که می‌داند اگر خوابید محتلم می‌شود، اینجا چیزی برعهده‌ی او نیست، اصل و استصحاب هم این‌جا جاری است. اگر شک در حکم داشتیم که آیا اشکال دارد یا نه؟ اصل عدم اشکال خوابیدن است یا استصحاب می‌گوید قبل‌ از خوابیدن چیزی بر ذمه او نبود بعدش هم می‌گوییم اشکالی ندارد و هنوز چیزی بر ذمه او نیست.

 نکته دوم: احتیاطی که سید کردند و گفتند بهتر این است که نخوابد، منشأ احتیاط چیست؟ می‌توانیم بگوییم منشأ آن حکم فلسفی است که مرتب به آن استناد می‌شود که «ما ینتهی بالاختیار فهو اختیاریُ» و این‌جا ممکن است کسی ایراد بگیرد و بگوید این آقا چون می‌داند اگر خوابید جنابت برایش به وجود می‌آید و غیراختیاری از او خارج می‌شود، ولیکن این خواب منتهی می‌شود به یک ساعت قبلش که بیدار بود، و آن موقع عمداً خوابید. چنین کسی را می‌شود بگوییم عمداً خودش را به‌ خاطر علمی که داشت جنب کرده است. این منشأ احتیاط می‌شود که نخوابد، ولیکن باید دقت کنیم که حدیث دلالت می‌کند که مفطر جنابتِ عمدی است و این آقا جنابت عمدی که ندارد، در خواب است و ما نحن فیه از جنابت عمدی خارج است. جنابتِ عمدی یعنی جنابتی که بالفعل و همین الان عمدی است نه این‌که سببش عمد باشد.

نکته‌ی سوم: می‌گویند اگر کسی علم دارد که اگر در جلسه ای برود عمداً مجبور به غذا خوردن اش می‌کنند و این آقا با اختیار خودش به آن مجلس می‌رود (از قبل هم می‌دانست)، آن را دلیل می‌گوید یا فتوای بعضی بزرگان بر مفطریت اکل است با اینکه آن لحظه جبراً به خوردش داده‌اند اما قبلش با اختیار خودش رفت و می‌توانست در آن جلسه نرود. حالا آیا می‌شود از این دلیل برای کسی استفاده کنیم که قبل ‌از خوابیدن می‌داند که اگر خوابید جنب می‌شود و عمداً خوابید؟

جواب این است که دلیل برای مفطریت اَکل یک دلیل کلی است، می‌گوید خوردن روزه را باطل می‌کند، بعد استثنائی که در روایت‌ها زده اکل سهوی و نسیانی است. لذا این‌ مورد که با اختیارش در جلسه می‌رود این را روایت استثنا نکرده پس در موضوع مفطریت اکل باقی می‌ماند. ما استثنا را دلیل می‌خواهیم نه بقاء در موضوع را. مراجع همه از سید تبعیت کردند و شکی در این مسئله از این‌ جهت نیست.

***

 مسئله پانزدهم:

کسی که در روز محتلم شده وقتی بیدار شد می‌تواند استبراء به بول بکند یا به پارچه‌هایی یا ابزارهایی استبراء بکند ولو می‌داند که بقایای منی در مجرا با این استبرایی که می‌کند خارج می‌شود، دیگر این اختیاری و عمدی هم می‌شود اما می‌گویند جایز است که این کار را بکند تا این مقداری که هست خارج بشود. و اگر بیدار شد بعد از این‌که انزال ‌شده بود و یک بخشی از منی هنوز خارج نشده واجب نیست در حین خروج از منی جلوگیری بکند و نگذارد خارج بشود، خصوصاً اگر بخواهد جلوی خروج را بگیرد باعث اضرار به بدن یا باعث زحمت و حرج می‌شود.

 در این فرمایش سید، سه مطلب را عرض می‌کنیم؛

نکته اول: اصل مسئله که گفتیم بعد از احتلام در بیداری استبرا بکند ولو می‌داند بقایای منی خارج می‌شود، فرمودند استبرا جایز است. این به‌ خاطر این است که ادله‌ای که بر مفطریت استمناء هست شامل این ‌مورد نمی‌شود و به این استمنا نمی‌گویند. استمناء معلوم است که معنای عرفی اش چیست یا جنابتی که در ادله داشتیم و گفتیم با دو چیز حاصل می‌شود این‌ها هیچکدام شامل این بحث ما نمی‌شود.

اگر شک کردیم که آیا اگر استبرا کرد و بقایای منی خارج بشود چیزی بر ذمه او هست یا نه؟ اصل عدمش است یا شک در جواز استبرا کردیم اصل جواز است. پس استصحاب و اصل دو تا شد. یک اصل، جواز استبرا است، یکی هم اصل عدم چیزی بر ذمه او است.

 نکته دوم: این را ما در بحث بعدی اشاره خواهیم کرد، ما اصلاً می‌گوییم احتیاط آن است که استبرا بکند که منی بعد از غسل خارج نشود که ان‌شاءالله در مسئله بعدی خواهیم گفت.

حالا اگر خروج منی بعد از اغتسال شد آیا صدق انتساب و عمدی به او می‌شود؟ آیا می‌شود بگوییم که این آقا عمداً خود را جنب کرده است؟ عرفاً این را نمی‌گویند، البته ما می‌گوییم غالباً این‌طوری است. چرا غالباً؟ چون کسی علم ندارد که بعد از این‌که (بدون استبرا) غسل کرده که در مجرای او چیزی هست آیا خارج می‌شود یا نمی‌شود؟ و لذا اصلش را می‌گوییم اشکالی ندارد و می‌گوییم غالباً  این‌گونه است اما ما استثنا می‌زنیم و می‌گوییم اگر علم داشته باشد که منی خارج می‌شود، که این جداً خیلی نادر است که زمانی بعد از احتلام گذشته باشد در مجرا خشک ‌شده و دیگر چیزی باقی نمانده است.

لذا کم پیش می‌آید، حالا کسی بگوید من یقین دارم اگر بخواهم بول بکنم علم دارم… (این خیلی کم است، ما کاری به کم و زیادش نداریم اما نباید جوری مسئله را مطرح بکنیم که افراد به وسواس بیفتند)، لذا باید بگوییم غالباً افراد علم ندارند لذا اصل عدمش است. اصل این است که چیزی وجود ندارد لذا آن چیزی که غالباً برای مردم هست می‌گوییم اشکال ندارد. مگر استثناء‌اش را هم بگوییم که مسئله را کامل کرده باشیم نه به شکلی که سید گفته یا در رساله‌ها آمده‌است.

 نکته سوم: تحفظ از خروج منی بعد از خروج منی از مقرش است، نه آن‌ چیزی که در عبارت عروه آمده. در عبارت آمده «بعد از انزال…» این بعد از انزال یعنی دیگر خارج ‌شده و این عبارت صحیح نیست. اگر انزال شده که دیگر تحفظ معنا ندارد، باید بگوییم بعد از خروج از مقرش یعنی در بدن. از همه بدن بدانید که منی خارج می‌شود، منی از مقر خارج شد اما هنوز از مخرج نشده ‌است. در این ‌صورت اگر بیدار شد واجب نیست که جلویش را بگیرد تازه می‌گوییم اگر امکان داشته باشد.

مثلاً فرض کنید یک دقیقه مانده به غروب آفتاب می‌گوید من یک دقیقه جلوی خودم را نگه می‌دارم؛ همین هم لازم نیست چون دلیلی برای وجوب تحفظ نداریم، بلکه پا را بالاتر می‌گذاریم و می‌گوییم اگر اضرار باشد جایز نیست، اگر حرج باشد لازم نیست، این را باید این‌جا اضافه بکنیم.

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , ,

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


نوشت ایران؛ نوشت افزار باکیفیت ایرانی اسلامی
نوشت ایران؛ نوشت افزار باکیفیت ایرانی اسلامی
ثبت نام حوزه علمیه مشکات اصفهان/ طرح تحولی ویژه دانشجویان/ کلیک کن
ثبت نام حوزه علمیه مشکات اصفهان/ طرح تحولی ویژه دانشجویان/ کلیک کن
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715