یکشنبه ۲۸ شهریور ۱۴۰۰
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۰۹:۳۲ - ۱۴۰۰/۰۵/۱۰

کتاب الصوم/

درس خارج فقه استاد سید ابوالحسن مهدوی: فصل فی المفطرات؛ ادامه أکل و شرب- مسئله جماع

در ادامه تقریرات درس خارج فقه استاد آیت الله سید ابوالحسن مهدوی (حفظه الله) مدرس عالی دروس فقه و اصول، تفسیر و کلام مورخ چهارشنبه ۱۲/۳/۱۴۰۰ به نظر طلاب و علاقه مندان می رسد.

ندای اصفهان- حجت الاسلام جواد جلوانی

(مدرسه علمیه صدر بازار)

در ادامه تقریر درس خارج فقه استاد آیت الله سید ابوالحسن مهدوی (حفظه الله) و حواشی بر کتاب عروه الوثقی مورخ چهارشنبه 12/3/1400 که به طور اختصاصی توسط ندای اصفهان پیاده سازی شده است، به نظر طلاب و اساتید می رسد.

جهت دریافت دروس قبلی اینجا را کلیک کنید.

کتاب الصوم، فصل فی المفطرات- أکل و شرب- مسئله 3 و 4 و 5

مسئله جماع

بسم الله الرحمن الرحیم

مسئله سوم:

می‌فرمایند اشکالی ندارد انسان آنچه را از سینه‌اش خارج می‌شود که همان خلط‌هایی است که هنگام صاف کردن سینه گاهی در فضای گلو قرار می‌گیرد، بخورد و  می‌تواند این را فرو بدهد و همچنین آنچه از سر پائین می‌آید و در حلق می‌آید آن را هم می‌تواند فرو بدهد مادامی‌که به فضای دهان وارد نشود.

حتی اقوی این است که می‌تواند با اختیار خودش این مواد را از رأس خودش به سمت حلق با زور بکشاند و این را انجام بدهد، احوط ترک است ولیکن عمداً هم اگر انجام داد اشکالی ندارد و می‌تواند مادامی‌که در فضای دهان وارد نشده ‌است قورت بدهد.

اما آنچه از نمونه‌ی اول یا دوم، چه از صدر و چه از رأس به حلق برسد و در فضای دهان بیاید، اگر وارد فضای دهان شد اما به‌ راحتی می‌تواند آن را اخراج بکند احتیاط واجب آن است که آن را نخورد.

 سه مطلب را در فرمایش سید بزرگوار یزدی (رض) داریم؛

نکته اول: ادله‌ی منع از اکل و شرب شامل این مورد نمی‌شود که به فضای دهان نرسیده باشد. روایتی هم داریم که سندش خوب و صحیح است و دال بر جواز چنین خوردنی است. حدیث یک از باب 39 از ابواب ما یمسک عنه الصائم. جلد هفت وسائل صفحه 77، عبدالله بن مغیره که از اصحاب اجماع است از غیاث بن ابراهیم نقل می‌کند (که غیاث هم مورد وثوق نجاشی و غیر نجاشی است). لذا روایت از این‌ جهت سندش خوب است. غیاث از امام صادق ع نقل می‌کند: «اشکالی ندارد که صائم نخامه خودش را و آنچه از سر و سینه آمده را برگرداند». بالاخره این‌ها فضولاتی است که می‌فرمایند می‌تواند صائم این را برگرداند.

 نکته دوم: ظاهراً فرقی بین این‌که خلط از سینه یا رأس باشد، نیست. فضولات بالاخره چیزی است که گاهی از سر می‌آید و گاهی از حلق می‌آید، تفاوتی در این جهت نیست و نمی‌شود بگوییم که حکم این‌ها با هم فرق می‌کند.

 نکته سوم: روایت یک باب 39 در کنار سلامت سند که دارد، آیا نسبت به آن‌چیزی که وارد فضای دهان شده ممکن است بگوییم ظهورش در همین است؟ چون کلمه «یزدرد» یعنی برگرداندن، برگرداندن ظاهرش این است که در فضای دهان آمده و دارد برش می‌گرداند. ولیکن این ظهور است و نص نیست چون وقتی که در فضای دهان نیامده باشد اما در گلو آمده باشد این هم برگرداندن اش نیاز به بلعیدن دارد.

 نتیجه اینکه چیزی که وارد فضای دهان نشده اما همین‌ طور در گلو آمده محتاج به بلعیدن است تا نبلعد پائین نمی‌رود یعنی راه هوا را باید ببندد و راه مری را باز بکند. در عین ‌حال ممکن است کسی بگوید این روایت ظهورش مربوط به آن جایی است که وارد فضای دهان شده و روایت دارد می‌گوید، ولو وارد فضای دهان شده صائم می‌تواند آن را برگرداند و دوباره فرو دهد.

ولیکن ادله اولیه ما مربوط به منع از اکل و شرب است. ما اگر بخواهیم دست از آن ادله برداریم و بگوییم نخامه ای که وارد دهان شده اگر فرو بدهد، اشکالی ندارد و استثنایی از اکل است، یک مقدار سخت است که بخواهیم دست از ادله اولیه برداریم. به خصوص با دو نکته‌ی دیگر که می‌خواهم خدمتتان بگویم فتوا دادن یک مقدار سخت می‌شود.

 یک نکته تکمیلی این است که نخامه ای که آمده در فضای دهان وارد شده بخواهیم بگوییم فرو دادنش اشکالی ندارد این مخالف احتیاط است. آن کسانی که می‌گویند فرو ندهد و بیرون بیندازد موافق با احتیاط دارند صحبت می‌کنند.

نکته تکمیلی دوم این است؛ وقتی‌که وارد فضای دهان می‌شود اصلاً خوردنش اشکال پیدا می‌کند به خاطر این‌که خبیث است و اکل خبیث اصلاً حرام است. آن ‌وقت یک‌ مرتبه بخواهیم بگوییم که آب بینی را که در فضای دهان آمده می‌تواند فرو بدهد به ‌خاطر این روایتی که ظاهرش این بود، حالا شاید بعضی بگویند ظاهرش هم این نیست. روایت این بود: اشکالی ندارد که صائم نخامه خودش را برگرداند. این برگرداند یک مقدار ما را به تردید انداخته‌ است که تا کجا آمده که می‌خواهد برگرداند؟ آیا در حلق است و می‌خواهد برگرداند؟ این قطعاً اشکالی ندارد، یا این‌که آمده و بیشتر وارد فضای دهان شده است؟

اینکه ما بخواهیم به این روایت تمسک کنیم و بگوییم اشکالی ندارد مخالف با احتیاط است و هم مخالف با آن قولی است که می‌گوید اکل آب بینی به‌ خاطر خبث او حرام است و بعضی معتقدند که اصلاً اگر آب بینی را خورد موجب کفاره هم می‌شود. بعضی بالاتر از او می‌گویند چون با حرام دارد افطار می‌کند کفاره جمع باید بدهد. یعنی از بحث جواز تا بحث کفاره جمع چقدر فاصله است. یک نفر می‌گوید اگر صائم آب بینی را عمداً فروداد جایز است، یکی می‌گوید مبطل است، یکی می‌گوید کفاره دارد و یکی هم می‌گوید کفاره جمع دارد. خلاصه ما مشکل داریم اگر بخواهیم بگوییم چیزی که خبیث است، خوردنش را جایز بدانیم.

لذا آنچه که سید در عروه گفته‌اند احتیاط واجب آن است که اگر وارد فضای دهان شد، دیگر فرو ندهد، این احتیاط به‌جایی است. می‌گوییم بله، احتیاط واجب همین است.

***

 مسئله چهارم:

ملاک صدق اکل و شرب عرف است. باید ببینیم آیا اکل و شرب در عرف صدق می‌کند یا نه؟ ولو اکل و شرب به‌ نحو غیرمتعارف بخورد و متعارفش همان دهان است. خلاصه می‌گویند ضرر نمی‌زند صرف این‌که به باطن بدن چیزی برسد اما صدق اکل و شرب نکند.

مثال می‌زنم: اگر مقداری دوا در جراحت خودش بریزد و بعد در اثر گردش خون دوا به داخل بدن برود یا چیزی را در گوش خودش بریزد یا حتی در احلیل ذکر چیزی را بریزد و از آن‌جا برگردد به داخل بدنش مثلاً داخل مثانه برود، این را می‌گویند چون صدق اکل و شرب نمی‌کند اشکالی ندارد، اما آنچه از طریق بینی برسد آن را می‌فرمایند مثلا انفیه هست که در داخل بینی خودش می‌ریزد ظاهر این است که اگر تعمداً این کار را بکند باعث بطلان است چون صدق اکل و شرب این‌جا هست.

 در فرمایش سید دو مطلب را خدمتتان عرض می‌کنم؛

 نکته اول: ظاهر از روایات این است که جایز نیست آنچه داخل در باطن بدن بشود ولو از طریق دهان نباشد. ما وقتی نگاه می‌کنیم 5-4 راه دیگر وجود دارد که یک چیز را وارد باطن بدن بکند و این را روایات اجازه نمی‌دهد. مثلاً در بحث احتقان روایت چهار باب پنج از ابواب ما یمسک عنه الصائم صفحه 27 از همان جلد هفتم. امام احتقان صائم را اجازه نمی‌دهند درحالی‌که احتقان اکل و شرب از طریق متعارف نیست و صدق عرفی نمی‌کند که آب آشامیده است اما در عین ‌حال امام اجازه نمی‌دهند.

یا مثلاً حدیث پنج باب 24 صفحه 51 که منع از ریختن دُهن در اُذُن می‌کند. منتها شرطش این است که صرف ریختن روغن در گوش مبطل نیست گاهی یک قطره می‌ریزد، کم باشد و به حلق نرسد آن را حضرت اشکال نمی‌گیرند و می‌گویند اشکالی ندارد اما اگر زیادتر باشد به‌طوری‌که به حلق برسد اشکال دارد.

یا روایت پنج باب 25 صفحه 52  که منع از کحل می‌کند، کحل را به چشم دارد می‌زند، باز حضرت می‌فرمایند اگر به حلق نرسد و فقط مقدار کمی سرمه به چشم بکند اشکال ندارد. حالا من مقدار بیشترش را می‌گویم آنجایی‌که به حلق برسد روایت جلویش را گرفته.

یا حدیث چهار باب 23 صفحه 50 راجع ‌به کسی که مضمضه می‌کند من عطشٍ و یک‌مرتبه به حلقش می‌رسد آن هم حضرت اجازه نمی‌دهند؛ از این‌ها شاید مهم‌تر حدیث یک باب 22 [ص 48] این حدیث هم راوی سلیمان بن جعفر هست که مورد ثقه ابن ولید سخت‌گیر در رجال است. ابن ولید کم توثیق می‌کند اما سلیمان ابن‌جعفر را تأیید می‌کند. مرحوم شیخ صدوق نیز همین‌طور و مرحوم مامقانی در کتاب «تنقیح المقال فی علم الرجال» این‌ها هم تصریح کردند و این روایت سندش خوب است. وقتی نگاه می‌کنیم در این روایت از چند چیز منع کرده است:

1- مضمضه 2- استنشاق: متعمداً آب در بینی بکند. 3- استشمام رایحه غلیظ: بوی متعارف ایرادی ندارد اما اگر بو غلیظ باشد منع کرده ‌است 4- خانه‌ای را جارو بزند و غبار وارد حلقش بشود.

این‌ها را ملاحظه کنید، این‌ها صدق اکل و شرب عرفی ندارد که سید فرمودند «المدار صدقُ الأکل و الشرب». این روایت مضمضه و استنشاق را می‌گوید. حالا مضمضه اگر فروداد صدق عرفی دارد اما استنشاق کمتر. بوییدن بوی غلیظ یا رسیدن غبار به حلق که اکل نیست؛ یک مقدار غبار به گلو رسیده یا بوی غلیظ را استشمام کرده و حضرت فرمودند: «این‌ها مفطر است مثل کسی که عمداً روزه خودش را باطل کرده مثل أکل و شرب و نکاح».

ببینید منظورشان مثال هست، نمی‌خواهند بگویند این‌ها از افراد اوست، می‌گویند همان‌ طور که اکل و شرب و نکاح مفطر است این‌ها هم مفطر است؛ و ما یک چیز را فهمیدیم که اگر صدق اکل و شرب کرد قطعاً روزه او باطل است اما محدود به این نیست و یک مقدار بالاتر از این است.

نکته دوم: با توجه به موارد فوق، ریختن دوا بر جراحت که سید گفته‌اند اشکال ندارد، اما اگر به جوف برسد مشکل می‌شود. امروزه تزریقات که با همین سوزن‌ها می‌آیند در رگ وارد می‌کنند آن‌ها هم باید بگوییم احوط آن است که ترک بکند. به‌خاطر همین روایاتی که دیدید صدق اکل و شرب نداشت اما امام اجازه ندادند به خصوص بوی غلیظ را اجازه ندادند و دارد استشمام می‌کند می‌گویند روزه او باطل است. یا غبار زیاد به گلو برسد. خلاصه راجع‌ به تزریقات که امروزه هست و قدیم نبوده یا دوا را در جراحت بگذارد (این در روایت‌ها نیامده) این‌ها را هم باید احوط بگوییم ترک بکند؛ اگر نگوییم که اقوی طبق همین روایت سلیمان بن ابی‌جعفر ترک آن است.

***

 مسئله پنجم:

اگر کسی نیزه‌ای یا کاردی یا شبیه این‌ها را در بدن خودش فرو برد و داخل بدن رفت ولو متعمداً این کار را بکند اما روزه او باطل نیست، مشهور همین را گفتند.

نکته: در کتاب مختلف، علامه خلافش را می‌گویند. ایشان می‌گویند حق ندارد که این کار را بکند و اگر این کار را کرد، حالا چه نیزه و چه کارد باشد، اگر وارد بدن کرد روزه‌اش باطل است. و لیکن چیزی وارد بدن نشده صدق اکل و شرب قطعاً نیست و دخول شیء در جوف هم نیست. اگر هم شک کردیم که آیا باطل است یا نه؟ اصل عدم بطلان است و هم استصحاب می‌گوید که هنوز باطل نیست، مراجع هم‌ از سید تبعیت کردند.

***

 سوم از مفطرات جماع است ولو اینکه منی نازل نشود؛

چه مرد و چه زن، جماع چه قُبُل و چه دُبُر باشد، صغیر یا کبیر باشد، زنده یا میت باشد، چه واطء و چه موطوء باشد. همه این‌ها روزه‌شان باطل است بلکه اگر موطوء بهیمه باشد واطی انسان باشد و بلکه بالعکس اگر موطوء انسان باشد و واطء بهیمه باشد باز هم روزه باطل می‌شود و تحقق جماع هم می‌گویند به ادخال حشفه است اگر موجود است (و اگر مقطوع است به مقدار حشفه)، و اقل از این مقدار اگر داخل شد باطل نیست. بلکه می‌فرمایند اگر به حالت پیچیده بیاید داخل بکند اما به مقدار حشفه نباشد باطل نمی‌شود ولو این‌که اگر منتشر می‌شد به مقدار حشفه بود و باطل می‌شد اما فعلاً چون منتشر نشده اشکالی ندارد.

 دو مطلب را کوتاه عرض بکنم؛

نکته اول: ما در بحث جماع صدق دخول عرفی را نیاز داریم. دیگر فرق نمی‌کند که مقطوع یا ملتویاً باشد یا نباشد و منتشر باشد. علی‌ای‌حال ما صدق دخول را می‌خواهیم تا بگوییم روزه او باطل است و ظاهر آن است که صدق مسمی همان به دخول مقدار حشفه است، آن‌وقت است که عرف این را می‌گوید داخل شده است.

در مقطوعه اگر نصف از حشفه قطع‌ شده است، ملاکش همان مقدار باقی است که اگر داخل بشود دیگر صدق می‌کند. بعید نیست که بگوییم دخول به واسطه اقل از حشفه صدق نمی‌کند.

همان ‌طوری که سید هم صریحاً فتوا داده‌اند ما هم می‌گوییم «لا یبعدُ عدمُ الصدق من اقل صدق الحشفه» منتها چون در ادله ما سؤال و جواب نیامده اگر حالا به کمتر از حشفه داخل شد و ما شک کردیم که آیا صدق دخول شده یا نه؟ اصل عدم دخول است و هم استصحاب. قبل از این عمل قطعاً روزه او صحیح است و الآن شک داریم، استصحاب می‌گوید صحیح است. پس اصل و استصحاب مؤکد حکم است.

درعین حالی که ما با اصل عملی مسئله را حل کردیم احوط ترک مقدار حشفه هست. احوط استحبابی این است که همان به مقدار حشفه هم داخل نکند.

یک وقت است که شک می‌کند آن‌جا دیگر بر روی فتوای همه اگر شک کرد که به مقدار حشفه داخل شده یا نه (یعنی شک موضوعی)، آن دیگر اصل عدمش است. دیگر آن قطعی است و شکی هم در آن نیست که حتماً اگر شک کرد به مقدار حشفه رفته یا نه؟ اصل این است که نرفته ‌است.

 نکته دوم: وطی در بهیمه آیا موجب بطلان روزه می‌شود؟ حالا چه واطء بهیمه باشد، چه شخص موطوء بهیمه قرار بگیرد. احتیاط واجب این است که این کار را نکند مگر انزال واقع بشود که اگر انزال شد بطلان محقق می‌شود.

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , , , ,

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


نوشت ایران؛ نوشت افزار باکیفیت ایرانی اسلامی
نوشت ایران؛ نوشت افزار باکیفیت ایرانی اسلامی
ثبت نام حوزه علمیه مشکات اصفهان/ طرح تحولی ویژه دانشجویان/ کلیک کن
ثبت نام حوزه علمیه مشکات اصفهان/ طرح تحولی ویژه دانشجویان/ کلیک کن
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715