یکشنبه ۲۸ شهریور ۱۴۰۰
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۰۹:۰۶ - ۱۴۰۰/۰۵/۱۰

کتاب الصوم/

درس خارج فقه استاد سید ابوالحسن مهدوی: احکام روزه- فصل فی المفطرات؛ اکل و شرب

در ادامه تقریرات درس خارج فقه استاد آیت الله سید ابوالحسن مهدوی (حفظه الله) مدرس عالی دروس فقه و اصول، تفسیر و کلام مورخ سه شنبه ۱۱/۳/۱۴۰۰ به نظر طلاب و علاقه مندان می رسد.

ندای اصفهان- حجت الاسلام جواد جلوانی

(مدرسه علمیه صدر بازار)

در ادامه تقریر درس خارج فقه استاد آیت الله سید ابوالحسن مهدوی (حفظه الله) و حواشی بر کتاب عروه الوثقی مورخ سه شنبه 11/3/1400 که به طور اختصاصی توسط ندای اصفهان پیاده سازی شده است، به نظر طلاب و اساتید می رسد.

جهت دریافت دروس قبلی اینجا را کلیک کنید.

کتاب الصوم- فصل فی النیۀ- احکام روزه- مسئله 24

فصل فی المفطرات- اکل و شرب- مسئله 1 و 2

***

بسم الله الرحمن الرحیم

مسئله 24:

جایز نیست عدول از صومی به صوم دیگر چه هر دو صوم واجب باشد یا هر دو مستحب باشد یا مختلف باشد. روزه باطل گرفته و می‌خواهد به مستحب یا بالعکس عدول کند این جایز نیست و می‌فرمایند موردی که در روزه داریم که تجدید نیت رمضان وجود داشت زمانی‌که یوم‌الشک آخر شعبان را به نیت شعبان گرفت بعد معلوم شد که رمضان است و عدول به رمضان می‌دهند؛ می‌فرمایند این از باب عدول نیست بلکه از باب این است که وقت روزه ماه رمضان برای کسی که عالم به رمضان نیست موسع تا زوال هست.

لذا از روزه دیگر عدول نداده، می‌گویند این خود رمضان است و از ابتدا وقتش وسیع است منتها برای کسی که عالم نیست و الا اگر کسی عالم باشد که رمضان شروع ‌شده او اجازه ندارد که نیت شعبان بکند.

 سه مطلب را در فرمایش سید داریم؛

نکته اول: عدول در عبادات بر خلاف اصل است، اگر شک کردیم که عبادتی را می‌توانیم عدول به عبادت دیگر بدهیم، اصل عدمش است و نمی‌شود عدول داد. بلکه مجموع عمل باید به همان نیتی که آغاز شده تمام بشود. ما نیاز به دلیل داریم که در بعضی موارد دلیل وجود دارد مثلاً عدول در صلاة از عصر به ظهر یا از عشا به مغرب این را دلیل داریم اما عکسش جایز نیست که کسی ظهر را شروع بکند بعد یادش بیاید که ظهر را یک‌بار خوانده و بخواهد از ظهر عدول به عصر بدهند این نمی‌شود.

این را ما دلیل داریم، توضیحش را زمانی‌که مسئله‌اش را می‌خواندیم بیان کردیم. حتی دلیلش را هم گفتیم که زیرا آن ظهر را که دوباره می‌خواند در واقع امر به این ظهر دوم ندارد لذا آن یک‌ رکعتی که خوانده بدون امر بوده و باطل می‌شود و باطل را نمی‌تواند دوباره صحیح بکند. اما وقتی‌که نماز عصر را شروع می‌کند و بعد یادش می‌آید که ظهر را نخوانده این‌جا امر به عصر دارد لذا بی‌جا نخوانده فقط اشکالش برای این است که رعایت ترتیب نکرده و دلیل دارد که می‌تواند یک‌رکعتی که به نیت عصر خوانده را عدول به نماز ظهر بدهد.

باز مورد دیگری که دلیل خاص برای عدولش داریم عدول از واجب به مستحب است. نماز واجب شروع می‌کند بعد تبدیل به مستحب اش می‌کند و تمام می‌کند که مواردش را قبلاً خوانده‌ایم برای کسی که مثلاً کاری برایش پیش می‌آید مثلاً جماعت بر پا شد می‌داند اگر بخواهد نماز واجبی که فرادی خوانده را تمام بکند به جماعت نمی‌رسد.

 نکته دوم: یوم‌الشک را سید فرموده‌اند از باب عدول نیست؛ به اعتقاد ما برعکس است و از باب عدول است. منتها شایسته ‌است بگوییم این ‌هم مثل صلاۀ است که دلیل داریم و این‌جا هم دلیل داریم. باید بگوییم این آقا اول نیت آخر شعبان کرده بعد که رمضان ثابت شد عدول به رمضان می‌دهد، دلیل برای صحتش داریم، روایت هم داریم که اگر عدول جایز نباشد مردم هلاک می‌شوند و مشکل پیدا می‌کنند. این‌که سید فرمودند و علت آوردند که چرا عدول نیست و گفتند که چون وقت رمضان وسیع است، این دلیل بر عدم نقل نیست بلکه در واقع مؤکد از نقل است.

بالاخره این آقا اول نیت شعبان کرده بعد سید می‌گویند وقت رمضان وسیع است. خیلی خب وقتش وسیع است یعنی قابل نقل است. چرا قابل نقل است؟ چون وقت رمضان وسیع است. پس بالاخره این آقا نقل از شعبان به رمضان داد. چرا سید می‌گویند این از باب عدول نیست؟ این دقیقاً از باب عدول هست. فقط وقت رمضان را می‌گویند برای غیر عالم که نمی‌داند ماه رمضان است وقتش وسیع است این برای منتقلٌ علیه است که وقت وسیع است اما دلیل نمی‌شود که نقل داده نشده است. درواقع نقل داده ‌شده است ما که خودمان را نمی‌خواهیم گول بزنیم، این آقا نیت شعبان کرده اما رمضان شده است. ای‌کاش سید گفته بودند این از باب عدول است اما چون دلیل بر جوازش داریم اکتفا به‌ همین مورد می‌کنیم مثل نماز که عدول از دومی به اولی یا از واجب و مستحب می‌دهیم.

 نکته سوم: فرمودند عدول در رمضان وقتش تا ظهر است. این ‌هم اشکال دیگری به ایشان است که عرض می‌کنیم خیر این‌چنین نیست و اگر بعد از ظهر ماه رمضان ثابت شد باز هم قابل عدول هست. تعبداً هر وقتی‌که ماه رمضان ثابت شد این روزه را تجدید نیت می‌کند که از رمضان است.

***

فصل بعدی در چیزهایی است که واجب است از آن امساک بشود.

مقدمه: مفطرات چند چیز است که نباید انجام بدهد. دو تا از مفطرات که واضح است خوردن و آشامیدن است. در مسئله خوردن و آشامیدن فرقی نیست که مأکول و مشروب معتاد باشد مثل آب و نان و نحو این‌ها که معتاد است، یا غیر معتاد باشد مثلاً عصاره درختان را بخواهد استفاده بکند فرقی بین این‌ها نیست و همه این‌ها را باید امساک بکند و الا روزه او باطل است.

همچنین فرقی نیست بین کثیر و قلیل خوردن و آشامیدن. مثلاً یک دهم دانه گندم را یا یک دهم قطره آب را استفاده بکند یا به اندازه‌ی سر سوزن باشد. خلاصه این‌ها مبطل است حتی اگر خیاط نخ را به آب دهان یا به‌غیر آب دهان تر بکند و بیرون بیاورد و دوباره داخل دهان ببرد و آنچه را که رطوبت بر این نخ است فرو بدهد روزه او باطل است، مگر زمانی‌که این رطوبت با آب دهانش استهلاک بشود به گونه‌ای که دیگر رطوبت خارجیه صدق نکند در این ‌صورت می‌تواند آن رطوبت را فرو بدهد. مسواک زدن هم همین‌طور است؛ یعنی اگر در زمانی‌که روزه هست مسواک زد بعد مسواک را اخراج از دهانش بکند و دو مرتبه داخل بکند همین‌که خارج کرد دیگر این رطوبت، رطوبت خارجی می‌شود و وقتی وارد دهان می‌کند نباید فرو بدهد مگر این‌که استهلاک بشود به شکلی که دیگر لا یصدقُ علیه رطوبه الخارجیه.

همچنین اگر فرو بدهد آنچه غذا از لابه‌لای دندان‌های خودش خارج می‌کند این هم موجب بطلان می‌شود.

 این مقدمه سید بود که بارها عرض کردیم هیچ میزانی ندارد که چرا این را مقدمه برای مسائل بعدی قرار می‌دهند؟ و معمولاً سید در مقدمه چند مسئله می‌گویند که اگر این مسائل را باز مساله 3-2-1 حساب می‌کردند زیباتر بود و اشکال به ایشان وارد نمی‌شد اما همیشه شیوه این است که 8-7 مسئله به‌عنوان مقدمه ذکر می‌کنند و بعد چند مسئله بیان می‌کنند.

سه مطلب را در این مقدمه بیان می کنیم؛

 نکته اول: اصل مسئله اجماعی است که خوردن و آشامیدن از مفطرات است و همچنین فرقی نیست که معتاد یا غیر معتاد باشد آن ‌هم مشهور می‌گویند.

تنها حسن بن صالح هست که می‌گوید اگر غیر معتاد استفاده کرد باطل نمی‌شود ولیکن کلام ایشان هم مسبوق به اجماع و هم ملحوق به اجماع است. قبل و بعد از ایشان اجماع بر بطلان بوده لذا جناب حسن بن صالح خلط اجماع کرده پس اعتنا به کلام ایشان نمی‌شود. اگر هم بخواهیم به نص نگاه کنیم در مورد غبار صریحاً گفتیم کسی که غبار به گلوی او رسید روزه باطل است درصورتی‌که خوردن غبار معتاد نیست.

 نکته دوم: و اما قلیل و کثیر که حتی گفتند نخ را از دهان خارج کرد و بعد دوباره داخل دهان کرد نمی‌تواند او را فرو بدهد. صاحب جواهر (رض) قید آورده‌اند که گفتند به‌گونه‌ای باشد که عرفاً بگویند دارد همان رطوبت نخ را فرو می‌دهد نه چیز دیگر را، آن‌وقت باعث بطلان می‌شود.

خلاصه باید این‌طور بگوییم که مناط صدق عرفی است و تشخیص اش با خود شخص است. خود شخص اگر گفت این ابتلا به همان رطوبت نخ است پس نباید فرو بدهد، اگر گفت نه به‌نظر من عرف می‌گوید این هضم در آب دهان شده و مخلوط شده که دیگر به آن رطوبت نخ گفته نمی‌شود دیگر اشکالی ندارد.

 نکته سوم: که برای این مقدمه عرض می‌کنیم؛ یک روایت صحیح از ابن سنان است که روایت 9 باب بیست و نه از ابواب ما یمسکُ عنه الصائم جلد هفتم وسائل [صفحه 62] هست. این روایت می‌گوید اگر چیزی از شکم او به داخل گلو آمد اشکالی ندارد که فرو بدهد، در دهان او آمد اگر فرو داد اشکالی نیست. این روایت تقریباً بر خلاف این مقدمه هست. روایت را بخوانم: «غذا از شکم او به داخل گلو آمد آیا روزه‌اش را از بین می‌برد؟ امام گفت صرف این‌که غذا در گلو آمد روزه‌اش را افطار نکرده»، حالا بحث سر قسمت دوم حدیث است که می‌پرسد «اگر داخل فضای دهان آمد و دومرتبه برگرداند؟» قاعدتاً باید بگویند باطل است و نباید فرو بدهد، اما امام فرمودند باطل نیست.

این روایت که سندش هم صحیح است بر خلاف نظر فقهاست. لکن جواب این است که اصحاب اعراض از روایت کرده‌اند و در چنین مواقعی روایت را کنار می‌گذاریم، مراجع همه تبعیت از سید کرده‌اند.

***

مسئله اول:

واجب نیست که بعد از خوردن تخلیل بکند و حتماً لای دندان‌ها را تمیز بکند. کسی که می‌خواهد روزه بگیرد مسواک زدن واجب نیست ولو این‌که احتمال بدهد اگر مسواک زدن را ترک کند منجر به داخل شدن بقایای بین دندان‌ها در حلق او می‌شود ولو اگر این احتمال را بدهد اما این احتمال پنجاه یا هشتاد درصد است. علی‌ای‌حال واجب نیست که حتماً مسواک بزند و اگر احتمال می‌داد و بعد از این ‌هم اتفاقاً سهواً داخل شد روزه او باطل نیست. عمدی البته نمی‌تواند فرو بدهد اما اگر سهوی شد اشکالی ندارد.

اما در یک صورت اشکال دارد و آن کسی که می‌داند و علم دارد که ترک مسواک منجر به این می‌شود که بعد سهواً وارد حلق او می‌شود چنین کسی اولاً واجب است که مسواک بزند و تخلیل بکند و ثانیاً اگر نکرد و اتفاقاً داخل در حلقش شده روزه او باطل است.

 ما پنج مطلب را در این فرمایش سید داریم؛

نکته اول: می‌گوییم ضرر به ‌روزه به‌صورت استعمال مفطر عمداً مختص است. این نکته اول که ما فقط موردی را می‌گوییم که باید مفطر را عمداً استعمال بکند و الا اگر سهواً کسی مفطر را خورد اشکال ندارد و روزه او صحیح است.

 نکته دوم: اگر ظن به دخول یا علم داشت یعنی حتی یقین داشت که اگر مسواک زدن را ترک بکند این غذایی که لای دندانش است در وسط روز داخل در حلق او می‌شود اما مسواک نزد و در روز هم داخل نشد چنین چیزی مضر به روزه او نیست چون ما او را متجری می‌دانیم و عاصی نمی‌دانیم، تجری داشت نیت داشت که بخورد اما در عمل نتوانست معصیت بکند تجری می‌شود. تجری روزه‌اش باطل نیست اما استحقاق مؤاخذه را دارد که این بحث یک بحث کلامی است و فعلاً واردش نمی‌شویم.

 نکته سوم: مطلبی است که قبلاً اشاره کردیم که روایتی می‌گفت جایز است که سهواً یا نسیاناً بخورد. این روایت مورد غالب هست که مفهوم گیری از آن نمی‌توانیم بکنیم و شامل احتمال نمی‌شود، این‌ها را باید بر رویش خیلی صحبت ‌شود بنابراین باید این‌ها را تفکیک کنیم؛ اصلاً روایت نمی‌خواهد مفهوم از آن بگیریم و بگوییم پس آنجایی‌که سهو و نسیان نیست آن‌جا باطل است و منحصر به آن‌جا می‌شود، نه آن مورد غالب است و ما باید موارد خاص را مثل مورد خودمان جداگانه رویش بحث کنیم که الان در نکته چهارم و پنجم یک مقدار بحث واضح‌تر می‌شود.

 نکته چهارم: اگر شخصی مسواک نکند و علم به دخول غذا در حلق او در وسط روز دارد (این را یقین دارد)، این را ما می‌گوییم به‌منزله عمد است. چرا؟ ولو سهواً وسط روز داخل می‌شود اما این را به منزله‌ی عمد می‌دانیم، دلیل همان نکته‌ای است که بارها گفته ‌شده و آن قانونی است که در فلسفه از آن یاد می‌کنند و در فقه هم خیلی از آن استفاده می‌شود.

قانون در فلسفه چیست؟ « قاعده الامتناع بالاختیار لا ینافی الاختیار بل هو اختیاریٌ» این قانون نشان می‌دهد که اگر کسی سهواً یک کاری را انجام داد ولیکن قبل ‌از این سهو و یک ساعت قبلش یقین داشت که این کار سهوی از آن صادر می‌شود این را عرف عمد می‌داند. مثل همین مسئله ما یا مثل کسی که یقین دارد که اگر در یک جاده‌ای رفت کشته می‌شود، ولو در آن ‌جاده که می‌رود بی‌اختیار کشته می‌شود اما این را اختیاری می‌گویند و می‌گویند او خودکشی کرده است. این‌جا در وسط روز این آقا غذا را سهواً فروداد ولیکن صبح که مسواک نزد علم داشت به این‌که وسط روز در داخل معده‌ی او می‌شود، این را داخل در عمد می‌دانیم لذا روزه او باطل است.

 نکته پنجم: این است که اگر داخل نشد، علم به خول این غذا در حلق او و شکم او داشت ولی خوشبختانه داخل نشد اما تعمد داشت، دقت کنید عمداً نیت کرد «به ‌شرط» یعنی آن‌ وقت که صبح تخلیل نمی‌کرد و مسواک نمی‌زد «به ‌شرط لا» از صوم بود که من نمی‌خواهم روزه بگیرم و اصلاً نیت نداشت این روزه‌اش مشکل است، اشکالش از حیث عدم نیت است نه از حیث خوردن. این آقا به‌شرط لا دارد جلو می‌رود و می‌گوید من روزه نیستم اما اگر این شرط لا نبود دیگر آن‌جا ما اشکالی در صحت روزه‌اش نمی‌دانیم گرچه باز می‌گوییم احتیاط آن است که این کار را نکند که علم به دخول دارد. با این ‌حال مسواک نکند و اتفاقاً دخول در معده‌ی او نشود، احتیاط این است که این را ترک کنند اما این آقا که علم به دخول در شکم دارد بالاخره نیت روزه را می‌کند.

نیت روزه را داشت، مسواک نزد یقین هم دارد حالا که مسواک نزده است وسط روز غذا داخل معده او می‌شود اما داخل نشد این را می‌گوییم روزه او صحیح است چون نیت را دارد منتها احتیاط مستحب آن است که این را ترک کند.

***

 مسئله دوم:

می‌گویند اشکالی ندارد که آب دهان را فرو بدهد ولو زیاد شده باشد، حتی بگوییم اجتماع آب دهان به عملی باشد که موجب اجتماع بشود مثلاً ترشی یا خیارشور را یادآوری بکند و آب در دهانش جمع بشود و این را فرو بدهد باز هم اشکال ندارد. بعد می‌فرماید احوط آن است که ترک بکند آن وقتی‌که آب زیاد جمع‌شده خصوصاً درجایی ترک بکند که سبب که یادآوری ترشی است را عمداً انجام داده.

این مسئله دو هم اجماعی است خلافی در آن نیست و فقط روایت یک باب 31 [ص 64] هست که بعضی آن را ایراد می‌گیرند. روایت این است مضمضه می‌کند. فرمودند آب را نباید فرو بدهد حتی باید آب دهانش را سه بار بیرون بیندازد اما فرو ندهد. بعضی گفته‌اند ببین این آب دهان مضمضه را گفته‌اند که نمی‌تواند فرو بدهد ولیکن ما این را حمل به مضمضه ما فی الخارج می‌کنیم، یعنی چیزی در خارج بوده مثل غذایی که می‌خواهد طعمش را بچشد و روزه هم هست، این اشکالی ندارد این را دارند می‌گویند که ما فی الخارج است و می‌تواند مضمضه کند اما آبش را حق ندارد که فرو بدهد. قرینه این معنایی هم که می‌کنیم جواب امام است که می‌فرمایند سه بار بیرون بریزد. مراجع همه تبعیت از سید کردند و حق هم همین است.

آیت الله سید ابوالحسن مهدوی، عضو مجلس خبرگان رهبری و امام جمعه موقت اصفهان

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , , ,

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


نوشت ایران؛ نوشت افزار باکیفیت ایرانی اسلامی
نوشت ایران؛ نوشت افزار باکیفیت ایرانی اسلامی
ثبت نام حوزه علمیه مشکات اصفهان/ طرح تحولی ویژه دانشجویان/ کلیک کن
ثبت نام حوزه علمیه مشکات اصفهان/ طرح تحولی ویژه دانشجویان/ کلیک کن
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715