یکشنبه ۲۸ شهریور ۱۴۰۰
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۰۹:۲۷ - ۱۴۰۰/۰۵/۰۹

اختصاصی ندای اصفهان/

درس خارج فقه آیت الله سید ابوالحسن مهدوی: کتاب الصوم- فصل فی النیۀ- مسئله 17 و 18

در ادامه تقریرات درس خارج فقه استاد آیت الله سید ابوالحسن مهدوی (حفظه الله) امام جمعه موقت اصفهان مورخ یکشنبه ۹/۳/۱۴۰۰ به نظر طلاب و علاقه مندان می رسد.

ندای اصفهان- حجت الاسلام جواد جلوانی

(مدرسه علمیه صدر بازار)

در ادامه تقریر درس خارج فقه استاد آیت الله سید ابوالحسن مهدوی (حفظه الله) و حواشی بر کتاب عروه الوثقی مورخ یکشنبه 9/3/1400 که به طور اختصاصی توسط ندای اصفهان پیاده سازی شده است، به نظر طلاب و اساتید می رسد.

جهت دریافت دروس قبلی اینجا را کلیک کنید.

کتاب الصوم- فصل فی النیۀ- احکام روزه مسئله 17 و 18

***

بسم الله الرحمن الرحیم

مسئله هفدهم:

از مباحث صیام می‌فرمایند صوم یوم‌ الشک متصور بر وجوه چهارگانه است. یوم الشک منظورشان این است که آیا از شعبان یا از رمضان است؟ چهارگونه تصور می‌شود، منظورشان تصور عملی در نزد مکلفین است.

صورت اول این است که مکلف روزه یوم‌ا لشک را می‌گیرد به نیت این‌که از ماه شعبان باشد، در این اشکالی نیست و فرقی هم نمی‌کند که آن روزی‌که می‌گیرد نیت ندبی بکند یا نیت قضایی بکند یا نیت نذر بکند و نحن ذلک… البته بعد اگر کشف شد که یوم‌الشک رمضان هست مجزی از او به‌عنوان رمضان هست و نیاز به اعاده یا قضا دیگر ندارد.

 تصور دوم این است که یوم‌ الشک را به نیت این‌که از رمضان است بگیرد. در این‌ صورت می‌فرمایند اقوی بطلان اوست ولو مصادف با واقع بشود؛ یعنی بعد کشف بشود که ماه رمضان هم بوده اما ایشان ابتدای روزه خودش را با نیت رمضان کرد در حالی ‌که رمضان هنوز اثبات نشده بود.

صورت سوم آن است که روزه می‌گیرد «علی انّه إن کان من شعبان کان ندباً أو قضاء مثلا، و إن کان من رمضان کان واجباً». خلاصه خودش با تردید روزه را می‌گیرد. می‌گوید اگر از شعبان باشد روزه من ندبی باشد یا قضایی باشد ولی اگر از رمضان بود و رمضان ثابت شد، روزه من همان روزه رمضان باشد. سید می‌فرمایند اقوی بطلان این صورت سوم است.

 صورت چهارم این است که به نیت قربت مطلق بگیرد. یعنی به قصد مافی‌الذمه؛ آن‌وقت قصد مافی‌الذمه را معنی می‌کنند که در ذهنش تصور می‌کند که این یوم ‌الشک یا از رمضان یا از غیر رمضان است. و تردید خودشان را در منوی قرار می‌دهد. اقوی می‌گویند چنین روزه‌ای صحیح است گرچه احوط آن است که قضای این روزه را بگیرد و بگوییم صحیح نیست.

چند مطلب در فرمایش سید مطرح می‌کنیم؛

نکته اول: ما مورد اول و دوم را همراهی با سید داریم. مورد اول صریح روایات که خواندیم می‌گفت نوع اول قطعاً صحیح است چون باید به نیت شعبان بگیرد و استصحاب هم همین بود؛ اهل‌ بیت (ع) هم به یارانشان یاد دادند و گفتند. بنابراین کسی که هنوز رؤیت هلال را نکرده قطعاً باید آن روز یوم ‌الشک را به‌ عنوان شعبان بگیرد و بعد هم روایت فرمود که اگر رمضان ثابت شد قطعاً روزه او صحیح است.

قسم دوم هم باز روایت داریم که اگر به نیت رمضان بگیرد باطل است. حدیث پنج باب شش فرمود «من صامه علی أنّه من شهر رمضان قضاه» بعد فرمودند «و إن کان یوماً من شهر رمضان». این خیلی تعبیر صریحی است در این مفادی که ما دنبالش هستیم که اگر به نیت شهر رمضان روزه گرفت باید قضای این روز را بگیرد ولو بعد ثابت بشود که ماه رمضان بوده ‌است چون حق نداشت به نیت رمضان بگیرد.

اما مورد سوم و چهارم را ما برخلاف نظر سید یزدی (رض) حرف داریم و آن این است که در قسم ثالث تردید در نیت است که می‌گوید اگر روزه‌ای که می‌گیرم در روز شعبان باشد استحبابی باشد یا قضای رمضان باشد نیت قضا می‌کند، منتها همان وقت در ردیف او می‌گوید اگر ثابت شد جزء رمضان است این را فرمودند اقوی بطلان اش است، شاید نظرشان این است که تردید در نیت است، به طریقه‌ی مقابله عرض می‌کنم که در صورت چهارم که می‌خواهند صحت را بگویند می‌گویند تردید در منوی است نه در نیت.

این معلوم می‌شود که قسم سوم را که سید می‌گویند باطل است چون می‌گویند جزم در نیت نداشته است.

ما به سید ایراد داریم اولاً انفکاک بین تردید در نیت و منوی ما نداریم و وقتی‌که شخص تردید در نیت دارد که آیا به نیت رمضان یا نیت آخر شعبان بگیرد، قطعاً این تردید اثر در منوی می‌گذارد و روزه را می‌گوید تردید دارم که به نیت رمضان است یا به نیت آخر شعبان است؟ فکر در عمل اثر می‌گذارد، یعنی وقتی می‌گوییم عمل شما برای چیست؟ می‌گوید برای یکی از این دو است.

لذا تردید در نیت قطعاً بر روی منوی که خود روزه است اثر می‌گذارد و این تفکیک بین این دو در نظر سید هیچ وجهی اصلاً برایش نمی‌توانیم پیدا کنیم. حتی عکسش در صورت چهارم که بگوییم تردید در منوی هست تردید در نیت نیست این ‌هم غلط است. این‌که می‌گویم تفکیک بین این دو نمی‌شود زیرا چطور می‌شود یک فردی روزه را مردد باشد ولی نیتش جزمی باشد؟ لذا چه چیزی در ذهن سید بوده نمی‌دانم اما علی‌ای‌حال این ایراد به ایشان هست.

 نکته دوم: در این مورد سوم که تردید در نیت است فرموده‌اند اقوی بطلان است درحالی‌که به اعتقاد ما اقوی صحت است. دلیل بر بطلان باید ببینیم چیست؟ یک دلیل اجماع است، البته اجماع ثابت نیست. علامه در «تذکره» ادعای اجماع کرده‌اند اما قبل از ایشان متقدمین بر علامه اصلاً اجماعی وجود ندارد. ولیکن دلیل بر بطلان را بعضی از بزرگان چیزهای دیگری ذکر کرده‌اند که عمدتاً غیر از اجماع سه دلیل دیگر گفته‌شده که ببینیم آیا این دلیل‌ها می‌تواند بطلان را ثابت بکند یا آن‌طور که عرض کردیم نه و دلیلی بر بطلان نداریم.

الف- شیخ طوسی که خودشان هم ذکر بطلان را کرده‌اند و در بعضی کتاب‌هایشان صحت را گفته‌اند، او برای بطلان یک دلیل ذکر می‌کند. این آقا چرا روزه‌اش باطل است؟ چون نیت یکی از دو سبب را به شکل قطعی نکرده ‌است؛ یعنی قطعاً نیت نکرده که از رمضان باشد یا قطعاً نیت نکرده که مثلاً نافله باشد و می‌فرمایند این نیتش که تردید دارد جدایی بین وجهین می‌اندازد و می‌گوید نه این است و نه آن است. این تعلیل شیخ است.

جواب ما: قبل ‌از این‌که دلیل‌های دیگر را عرض بکنم اولاً اجماع گفتیم محقق بین قدما نیست دلیلش هم همین است که شیخ طوسی بطلان را با علت ذکر می‌کنند. اگر اجماع بود می‌گفتند اجماعی است و شک در آن نیست اما این‌که با تعلیل جلو می‌روند و خودشان اختیار صحت را در بعضی از کتب شان کرده‌اند این دلیل بر این است که اجماعی وجود ندارد. و اما دلیلی که ایشان می‌آورند که بطلان به ‌خاطر این است که هیچ کدام از سبب رمضان و نافله را این آقا نیت نکرده ‌است جواب این است که وقتی دارد روزه می‌گیرد دارد نیت هر دو سبب را می‌کند منتها علی‌الاجمال خودش دارد تصریح می‌کند و می‌گوید «إن کان تحقق الشعبان فالصوم منه و ان کان تحقق الرمضان فهو منه»، این کجا سببش را نیت نکرده؟ اتفاقاً هر دو را نیت کرده منتها اجمالی است و تفصیلی نیست که کدام یک از این دو است.

مثل این‌که می‌گوید من این دو ظرف را آب می‌کشم اگر اولی نجس است پاک شد و اگر دومی نجس است پاک شد. نیت طهارت را کرده‌است نباید بگوییم اصلاً تحقق سببین را نکرده ‌است. در هر صورت خیلی واضح است که این نیت سببین را کرده. بنده اصلاً یک چیز بالاتر از این عرض می‌کنم: این‌که می‌گوید اگر از شعبان است شعبان محسوب بشود و اگر از رمضان است رمضان محسوب شود این یک نوع انقیاد و احتیاط است در جایی که امکان تفصیل نیست. نظیر کسی که چهار نماز به چهار طرف می‌خواند می‌گوید اگر قبله این است من به این طرف نمازم را خواندم اگر آن است من به آن طرف نمازم را خواندم. این یک نوع انقیاد و احتیاط است. اگر تفصیل ممکن بود آن‌چیزی که در اصول گفته می‌شود دارد استهزاء می‌کند که آن هم استهزاء نیست.

ب- دلیل دیگری برای بطلان ذکر کردند که اگر گفت «إن کان من شعبان فهو منه و ان کان من رمضان فهو منه» دلیلشان این است که مستفاد از نصوص تعین نیت از شعبان است. عبارت کمی اشکال دارد؛ این عبارت را من برمی‌گردانم چون گاهی عبارت‌ها دلیل نیست. مرادشان از این عبارت که می‌گویند تعین نیت من شعبان مستفاد از نصوص است یعنی انحصار و صحت «فی تعین النیۀ فی الشعبان» عبارت یک مقداری ناجور است. مراد اینکه ما مستفاد از نصوص این‌طور می‌فهمیم که صحت منحصر به این است که نیت را متعین از شعبان قرار بدهد.

جواب ما این است که مستفاد از نصوص بطلان صوم اذا تعین من الرمضان این را ما در روایت داریم که روزه‌ی او باطل است. همچنین مستفاد از نصوص چیز دیگری هم هست؛ جواز الافطار فی یوم الشک، این‌ها را هم ما از روایت‌ها فهمیدیم مثلاً حدیث یک باب پنج از همین ابواب وجوب الصوم می‌گوید که آیا این درست است؟ شک دارد که از شعبان است یا نه؟ حضرت فرمودند من  روزی را از شعبان روزه بگیرم البته برایم واجب نیست اما اگر روزه را بگیرم این احبّ است نزد من از این‌که افطار بکنم روزی را که از ماه رمضان باشد. مفاد این عبارت این است که افطار آن روز جایز است اما محبوب‌تر نزد من این است که روزه را احتیاطاً بگیرم.

 ج- تعلیلی هم شیخ اعظم انصاری دارند. ایشان هم می‌گویند روزه باطل است، فرد گفت «اگر شعبان است جزء شعبان باشد و اگر رمضان است جزء رمضان باشد»، ایشان علت را این‌طور می‌گویند که صوم رمضان با صوم غیر رمضان این‌ها حقیقت‌هایش با هم متفاوت است چون احکامش هم با هم متفاوت است نشان می‌دهد دو نوع است، وقتی دو نوع است وقتی یک کسی حقیقت احدهما را تعیین نکند دیگر این روزه از هیچ‌کدامش واقع نمی‌شود. این‌هم ایراد ایشان است که بالاخره وقتی دو نوع متفاوت است باید یکی را مشخص بکند.

 جواب ما به کلام ایشان: واضح است که این آقا نمی‌تواند تفصیلاً تعیین بکند که از شعبان یا رمضان است. منتها در ظاهر روایت می‌گوید باید از شعبان قرار بدهد اما این‌که تکلیف بکنیم که باید یکی را معین بکنیم نه. از طرف دیگر این یک نوع انقیاد دارد که می‌گوید اگر از آن است من دارم روزه را می‌گیرم ولو از شعبان است می‌خواهم نافله باشد، اگر از رمضان باشد روزه واجب باشد، این یک نوع انقیاد دارد. چطور می‌خواهیم بگوییم این باطل است؟

لذا می‌گوییم اقوی در صورت سوم صحت چنین نیتی است و در بین قدما و متأخرین وجود داشته است. شیخ طوسی در کتاب «المبسوط فی فقه الامامیه»، «الخلاف فی الاحکام» همچنین دیگران در کتاب «وسیلة النجاة»، کتاب «مختلف الشیعة فی احکام الشریعة» علامه حلی و غیره این‌ها همه غالبا صحت گفته اند و از معاصرین هم حضرت امام خمینی(ره) قائل به صحت هستند و به تبع حضرت ایشان، آیت‌الله ‌العظمی لنکرانی و آیت‌الله العظمی سیستانی هم قائل به صحت هستند و از حضرت امام تبعیت کردند و ما همین را می‌گوییم که اقوی همین صحت است.

نکته سوم: از همین‌ جا ما صورت چهارم را باز می‌گوییم صحت است منتها نه به شکلی که ایشان فرمودند که «این تردید در منوی است نه در نیت». ما این را ایراد به کلام ایشان گرفتیم و گفتیم کسی که نمی‌داند و می‌گوید اگر از شعبان است روزه من از آن باشد و اگر رمضان است روزه من هم از آن محسوب بشود، این تردیدش قطعاً تردید در نیت و منوی با هم است. منتها ایشان در این صورت چهارم فرمودند به قصد مافی‌الذمه بگیرد. قصد مافی‌الذمه کار را حل می‌کند و آخرش در نیت تردید هست و این جامه‌ای که ایشان درست کردند نیت را از تردید در نمی‌آورد، نشانه‌اش هم این است که گفتند در ذهنش این است.

این‌که در ذهنش است سید این را تردید در منوی قرار داده‌اند و به ایشان عرض می‌کنیم که اتفاقاً این نیست و این تردید در نیت است تردید در منوی در عمل را می‌گویند لذا این خیلی واضح است که کلام ایشان اصلاً با عبارت خودشان در تضاد با هم است. اول می‌گویند «کان فی ذهنه أنّه إمّا من رمضان أو غیره»  بعد می‌گویند این تردید در منوی است نه در نیت. این دو عبارت با هم نمی‌خواند. کسی که در ذهنش می‌گوید  یا رمضان یا غیر رمضان این تردید در نیت است و تردید در نیت در عمل اثر می‌گذارد یا اگر تردید در عمل است منشأش تردید در نیت است.

ولیکن اقوی این است این صورت چهارم مثل صورت سوم صحت است و تردید هم در نیت و منوی با هم است.

***

 مسئله هجدهم:

می‌فرمایند اگر یوم‌الشک را صبح کرد و نیتش افطار بود و گفت چون یوم الشک است من روزه نمی‌گیرم بعد نیتش عوض شد و بعد واضح شد که ماه رمضان هست و ماه رمضان آغاز شده و این آقا نیت افطار را داشت، آیا نیت افطار مضر است و دیگر نمی‌تواند روزه بگیرد؟ وظیفه‌اش چیست؟ کسی که نیت افطار را داشت حق هم داشت چون یوم‌الشک بود ولیکن بعد رمضان ثابت شد. سه حالت را بیان می‌کنند.

الف- یک حالت این است که مفطر تناول کرده ‌است در این ‌صورت واجب است قضای این روز را بعد از ماه رمضان بگیرد و همین روز را هم می‌گویند بقیه نهار را وجوباً و تأدباً امساک بکند نه از باب وجوب شرعی چون بعد باید قضایش را بگیرد، اما وجوب تأدبی که خودش را مؤدب به رعایت حرمت رمضان می‌کند.

ب-  صورت دوم آن است که تناول مفطر نکرده ‌است اما رمضان بعد از زوال ثابت شد و تا ظهر ثابت نشده بود. باز می‌فرمایند اگر چیزی تناول نکرده اما چون بعد از زوال هست این روز را تادباً تمام بکند اما قضای این روز را باید بگیرد چون نیت را باید قبل‌ازظهر می‌کرد هرچند ثابت نشد.

 ج- صورت سوم این است که قبل ‌از زوال ثابت بشود و هیچ مفطری را تناول نکرده باشد در این ‌صورت وقتی ثابت شد که رمضان است فوری نیت رمضان می‌کند و مجزی هم هست.

این سه صورت در روایت‌ها آمده‌است ما می‌خواهیم استدلال بر فرمایش سید بکنیم؛

حدیث چهار باب دو از همان ابواب وجوب صوم [صفحه 5] از امام هفتم (ع) است؛ مردی برای خودش نذر کرده که یک ماه روزه بگیرد. نیت صوم داشت؛ بعد نظرش عوض شد که افطار کند در نتیجه صبح که شد و نیت صوم نداشت مجدداً می‌گوید «فیفطر و یصبح و هو لاینوی الصوم، فیبدو له فیصوم» سوالش هم یک مقدار ایراد دارد چون مشخص نیست که این فیفطر آخرش عملاً تناول کرده یا نه؟ اما با عبارت بعدش می‌فهمیم که نه افطار نکرده فقط در ذهنش بوده است. حضرت در جواب فرمودند همه این‌هایی که می‌گویند جایز است؛ یعنی می‌تواند افطار بکند، می‌تواند نکند. پس معنایش این است که نیت افطار مضر به صوم نیست اگر اقدام کرد مضر در عمل است اما اگر اقدام نکرد اشکال ندارد.

حدیث ده باب دو [صفحه 6] مورد بعدی را از آن استفاده می‌کنیم. اگر نیت افطار را کرده بود آیا حق دارد که نیت صوم بکند بعد از این‌که ظهر رد شد؟ یعنی بعدازظهر ثابت شد. حضرت فرمودند نه، قبل‌ازظهر می تواند اما بعد از ظهر نه. اول روایت داریم که قبل‌ازظهر می‌تواند نیت بکند تا تناول نکرده اما بعدازظهر نمی‌شود.

اما آن بحث وجوب تأدبی که اگر افطار به خاطر یوم الشک کرده بود اما بعد اتفاقاً ماه رمضان ثابت شد گفتند در حالی ‌که روزه‌اش باطل است اما بقیه نهار را وجوب تأدبی دارد که روزه را بگیرد.

در کتاب «مبسوط» شیخ طوسی یک روایت را ذکر می‌کنند که روایت مرسله هم هست و سندش را ذکر نمی‌کنند. شب شک بود مردم صبح کردند، یک عربی آمد گفت که من دیشب هلال را دیدم. حضرت فرمودند بگو اگر کسی نخورده روزه بگیرد اگر هم کسی خورده باز هم امساک بکند.

ظاهر امساک در این روایت به قرینه صیام است، پس معلوم می‌شود آن کسی که خورده و حضرت می‌گویند امساک بکند ظاهرش این است که صائم نیست. پس چرا فرمودند امساک بکند؟ می‌گوییم «یمسکُ تأدباً» وقتی امساک تأدبی شد، ظاهر آن است که این وجوب، وجوب اخلاقی برای تأدب است نه شرعی و لذا به ‌نظر ما حرام نیست اگر بخورد و امساک نکند. اما احوط استحبابی این است که امساک بکند.

من نگاه می‌کردم مراجع همه از سید تبعیت کردند و همه گفتند که تادباً واجب است. بنده عرض می‌کنم که مستحب است. آیت‌الله ‌العظمی سیستانی می‌گویند وجوب امساک علی الاحوط است و ایشان احتیاط واجب می‌کنند اما ظاهراً احتیاط مستحب باید باشد.

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , , ,

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


نوشت ایران؛ نوشت افزار باکیفیت ایرانی اسلامی
نوشت ایران؛ نوشت افزار باکیفیت ایرانی اسلامی
ثبت نام حوزه علمیه مشکات اصفهان/ طرح تحولی ویژه دانشجویان/ کلیک کن
ثبت نام حوزه علمیه مشکات اصفهان/ طرح تحولی ویژه دانشجویان/ کلیک کن
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715