یکشنبه ۲۸ شهریور ۱۴۰۰
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۱۱:۳۷ - ۱۴۰۰/۰۵/۰۸

فصل فی النیۀ/

درس خارج فقه آیت الله سید ابوالحسن مهدوی:احکام روزه- مسئله 13، 14، 15 و 16

در ادامه تقریر درس خارج فقه آیت الله سید ابوالحسن مهدوی (زید عزه) مورخ شنبه ۸/۳/۱۴۰۰ واقع در مدرسه علمیه صدر بازار اصفهان به نظر طلاب و علاقه مندان می رسد.

ندای اصفهان- حجت الاسلام جواد جلوانی

(مدرسه علمیه صدر بازار)

در ادامه تقریر درس خارج فقه آیت الله سید ابوالحسن مهدوی (زید عزه) و حواشی بر کتاب عروه الوثقی مورخ شنبه 8/3/1400 که در ایام کرونا به صورت مجازی برگزار شده است، به نظر طلاب و اساتید می رسد.

جهت دریافت دروس قبلی اینجا را کلیک کنید.

کتاب الصوم- فصل فی النیۀ- احکام روزه- مسئله 13، 14، 15 و 16

***

بسم الله الرحمن الرحیم

مسئله سیزدهم:

در باب صیام می‌فرمایند اگر شب نیت صوم کرد که من فردا روزه خواهم گرفت سپس نیت افطار کرد که نه فردا روزه نمی‌گیرم، مجدداً چند ساعتی را با نیت افطار گذراند ولیکن قبل ‌از این‌که اتیان به مفطر بکند نظرش تغییر کرد و گفت روزه می‌گیرم؛ علی الاقوی این روزه او صحیح است. مگر این‌که این روزه‌اش را به ریا یا ‌نحو ریا افساد بکند که در این ‌صورت دیگر مجزی نیست. اگر قبل ‌از زوال اراده کرد که روزه‌اش را خالصاً انجام بدهد علی الاحوط دیگر می‌گویند مجزی نیست.

 ما در فرمایش سید پنج مطلب خدمتتان داریم؛

نکته اول: تجدید نیت اختیاری که اختیاراً نیت نکرده باشد و بعد اختیاراً بخواهد نیت روزه آن‌ هم تا زوال بکند، قبلاً این را عرض کردیم که در روزه واجب غیر معین است و در روزه معین مثل ماه رمضان یا روزه دیگری که معین باشد که روز معینی را نذر کرده که روزه بگیرد، در اینها تجدید نیت محدود به مورد نسیان می‌شود، یا جاهل باشد به این‌که روزه معین است یا جاهل باشد که ماه رمضان وارد شده که به آن جهل موضوعی می‌گوییم. نصوصی که گذشت ظاهراً در باب پنج بود این‌ها دلالت بر این داشت که معتبر نیست که حتماً وجوب نیت قبل ‌از زوال باشد، اصل نیت را هم اگر نداشته باشد و بعد نیت بکند گفتند که اشکال ندارد تا چه رسد به این‌که نیت کرده باشد ولیکن استمرار نیت نداشته باشد بعد دوباره تجدید کند.

علی‌ای‌حال اگر این مسئله 13 را با مسئله قبلی ضمیمه ‌هم بکنیم می‌فهمیم که باید مسئله 13 را مقید به آنجایی بکنیم که واجب غیر معین یا صوم مندوب باشد. در صوم مندوب گفتیم که تا بعد از زوال اگر اتیان به مفطر نکرده ‌است می‌تواند نیت بکند. اما در مسئله 13 ایرادی به کلام ایشان هست که باید محدود بشود و اگر کلامشان بخواهد شامل معین بشود دیگر این کلام ایراد پیدا می‌کند. این نکته اول که حتماً این را نیاز داریم به روزه غیر رمضان یا غیر معین محدود بکنیم.

 نکته دوم: مرتکز در ذهن متشرعه در تمام عبادات این است که لازم است شخص نیت داشته باشد، مثلاً نماز که خیلی واضح است باید از ابتدا تا انتها نیت داشته باشد، منتها منظور از این لزوم نیت در صورتی است که تذکر در انعقاد نیت داشته باشد، باید عزم داشته باشد و تذکر هم به این نیت داشته باشد که حتماً باید نیت منعقد شده باشد و الا اگر تذکر ندارد بقاء نیت حکمی در استمرار نیت کافی است.

«نیت حکمی» این است که شخص در وسط روز یا وسط نماز از خواندن نماز غافل می‌شود اما در حکم این نیت هنوز باقی است ولو این‌که ما این بقای نیت را با استصحاب درست بکنیم و بگوییم این آقا اگر الان غافل است اما لازم است که نیت را حکماً داشته باشد. مؤید این‌که ما حتماً نیت را (ولو حکماً) نیاز به این داریم این است که روایاتی که خواندیم استثنا در ناسی و جاهل در روزه بود اما نسبت ‌به عامد نداشتیم که روایت بگوید عمداً نیت بکند که روزه نمی‌خواهد بگیرد، این را نداشتیم.

روایت استثنا اش برای ناسی بود و می‌گفت کسی فراموش کرده یا اصلاً نمی‌داند که ماه رمضان وارد شده اما مفطری هم نیاورده این را از امام سؤال می‌کرد، امام فرمودند که اشکالی ندارد. معلوم می‌شود که در ذهن متشرعه و در ذهن اصحاب این بوده که عمداً نمی‌تواند نیت نکند.

 نکته سوم: در نکته قبل گفتیم مورد استثنا اش برای جایی بود که شخص غافلاً  یا جاهلاً نیت نکرده است. می‌گوییم در واجب معین مثلاً ماه مبارک رمضان فرض کنید اگر نیت افطار قبل ‌از زوال کرد نه این‌که بخواهد شوخی بکند، این‌که می‌گوییم نیت افطار یعنی حقیقتاً نیت دارد که روزه نباشد، اما بعد فرض کنید رفت آب بخورد و تصمیم جدی هم داشت اما دسترسی به آب پیدا نکرد. چنین کسی که در واجب معین یک تکه وقت را بدون نیت گذرانده این را ما دلیل برای صحت روزه او نمی‌توانیم داشته ‌باشیم.

لذا برخلاف نظر سید می‌گوییم «علی الاحوط» صحیح نیست، چون دلیل نداریم اما دلیل ما عمومات همه عبادات هست. عرض کردم ارتکاز ذهنی متشرعه در تمام امور عبادات این است که باید نیت از اول عبادت تا آخر عبادت فراگیر باشد.

 نکته چهارم: در بحث افساد به ریا هست؛ در مورد افساد به ریا که اگر یک لحظه ریا کرد و بعد پشیمان شد و اراده کرد تجدید بکند و قبل ‌از زوال بخواهد دوباره ریا را از آن منصرف شوند ظاهراً اقوی آن است که دیگر روزه او باطل است. دلیل‌های متعددی ذکر کردند ما دلیل را این‌طوری ذکر می‌کنیم:

ریا مابعد عمل را از ماقبل خودش قطع می‌کند. ریا یک نوع شرک است لذا وقتی‌که قطع شد دیگر نمی‌توانیم ارجاع بدهیم و آن زمانی‌که روزه در آن عبادت نبوده دوباره این را ارجاع به عبادت بدهیم و لذا روغن ریخته را نمی‌شود نذر امامزاده کرد، یک چنین ضرب‌المثلی باید این‌جا بگوییم.

لذا می‌بینید در آیه 264 سوره بقره عمل ریایی انفاق را به منت گذاشتن یا اذیت کردن عطف نکرده ‌است. می‌گوید منت گذاشتن و اذیت کردن  باعث بطلان است اما ریا را عطف به آن نکرده، این‌که این سه چیز را کنار هم ذکر نکرده و ریا را با «کل الّذی» جدا می‌کند یعنی ریا نظیر آن دو است نه این‌که عطف به آن دو باشد. فرقش چیست؟ فرقش آن است که کسی که منت را به اذیت می‌گذارد ممکن است مؤمن باشد، مؤمن است اشتباه می‌کند و منت می‌گذرد، خطابش هم همین است به مؤمن می‌گوید منت نگذار، اذیت نگذار چون انفاقت باطل است، اما به مؤمن نمی‌تواند بگوید ریا نکن چون مؤمن ریا نمی‌کند و آن مشرک است که ریا می‌کند و شریک برای خدا قائل است و اصلاً در حال ریا مؤمن نیست.

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُبْطِلُوا صَدَقَاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَالْأَذَى كَالَّذِي يُنْفِقُ مَالَهُ رِئَاءَ النَّاسِ وَلَا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ»

لذا باید بگوییم که افساد به ریا افسدُ حالاً از افساد به منت و اذیت هست. در این جهت ظاهر ادله این است که اگر یک لحظه ریا در عمل آمد دیگر قابل اصلاح نیست.

 نکته پنجم: نکته آخر که خدمتتان می‌خواهم عرض بکنم این است که سید فرمودند «الّا أن یفسدَ صومه بریاء و نحوه» که این کلمه «نحوه‌» را لانعلم مراد منه، نمی‌فهمیم که چیست؟ ظاهراً اصلا ً نباید باشد و نحوه را باید حذف بکنیم و بحث اش را فقط به ریا محدود بکنیم.

***

 مسئله چهاردهم:

اگر کسی در شب نیت روزه برای فردا کرد، قبل ‌از فجر می‌تواند مفطرات را بیاورد اما عزمش بر صوم فردا وجود دارد. مسئله چهارده مسئله واضحی است؛ کسی که می‌خواهد فردا روزه بگیرد 2-1 ساعت بعد از نصف شب چه اشکالی دارد که اتیان به مفطر بکند؟ در حالی‌ که واضح است اما این مسئله را ذکر کرده‌اند چون در کتاب «جواهر» ذکر شده و در جواهر در رد ادعای کتاب «بیان» هست که ایشان جزم به عدم جواز تناول دارد. می‌گوید کسی که می‌خواهد فردا روزه بگیرد این باعث می‌شود که همان نیمه‌ی شب حق تناول نداشته باشد و غیر از تناول مفطرات دیگر مثل سر زیر آب کردن می‌گوید «اگر مبطل غسل است من تردد دارم که می‌تواند اتیان بکند یا نه؟»

این حرف ادعای ایشان است که در کتاب جواهر گفتند ما دلیل بر خلاف فرمایش ایشان داریم لذا هیچ اعتنایی به کلام ایشان نمی‌شود استدلالی هم ایشان برای کلامشان ندارند و مراجع هم تبعیت بر این مسئله دارند و هیچ اختلافی در این مسئله فعلاً نیست.

***

 مسئله پانزدهم:

جایز است در ماه رمضان که جداگانه نیت بکند و برای سی روز سی نیت بکند و اولی این است که نیت روزه مجموع ماه را داشته باشد و بعد تجدید نیت برای کل روزها بکند. همچنین می‌فرمایند «یقوی الاجتزاء بنیّه واحده للشهرکلّه» بدون این‌که بخواهد تجدید نیت برای کل بکند می‌تواند برای مجموع ماه رمضان یک نیت بکند اما احتیاط مستحب آن است که لکل یومٍ تجدید نیت بکند. این مربوط به ماه رمضان است. نسبت ‌به غیر ماه رمضان اگر روزه‌ی معینی می‌گیرد آن را حتماً باید نیت لکل یومٍ بکند، اگر چند روز پشت سر هم برگردن او روزه گرفتن است مثلاً یک ماه می‌خواهد کفاره روزه بگیرد یا کمتر یا بیشتر مثلاً نذر کرده که 10 روزه بگیرد وقتی‌که ایام پشت سر هم دارد می‌فرمایند که حتماً باید لکل یومٍ تجدید نیت بکند.

 ما سه مطلب را در فرمایش سید یزدی (رض) داریم؛

نکته اول: اصلاً نیت به‌ معنای اخطار نیست که بخواهد تصمیم را در ذهن خودش خطور بدهد، قبلاً هم این را گفتیم نیت همیشه همراه با عمل است و همان داعی است. لذا چیزی که سید در این مسئله 15 گفته‌اند اصلا ًوجهی برای او نه نسبت ‌به ماه رمضان و نه غیر رمضان نیست. اصلاً نیاز نیست که شخص در ذهنش خطور بدهد حتی جملات نیت را در ذهن خودش مرور بکند. آنچه معتبر است وجود داعی و عزم اجمالی است ولو حکماً. قبلاً هم این‌ها را گفتیم.

توضیحش این است که اگر از غفلت در بیاید و متذکر باشد «بانّه صائم» این را نیت می‌گویند. مگر اینکه خواب باشد. همین‌که شخص بیدار است و می‌نویسد مگر می‌شود بدون نیت بنویسد؟ همان جملاتی که دارد می‌نویسد نیت است اما این‌که فکر بکند که هر کلمه ای که می‌نویسد اول نیت بکند که چه چیزی می‌خواهم بنویسم و بعد بنویسند این اصلاً خلاف متعارف است. خلاصه نیت همین است و همراه عمل است و از آیه 84 سوره اسرا هم می‌توانیم استفاده بکنیم: «قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلَى شَاكِلَتِهِ فَرَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدَى سَبِيلًا»

پس در نکته اول می‌خواهیم بگوییم فرقی بین شهر رمضان و هم غیر رمضان وجود ندارد و مهم نیت است و کسی که دارد روزه می‌گیرد و در ذهنش هست ولو ارتکازی ولو حکمی (که معنی حکم اش را عرض کردم) این کافی است.

نکته دوم: وجهی ندارد که رفع ید از نیت در شب بکند. این مرتکز در ذهن صائم هست که بگوییم که این آقا در ذهنش هست که می‌خواهد فردا روزه بگیرد. لذا این‌که بگوییم حتماً شب نیت برای فردا بکند و ترک احتیاط نکند می‌گوییم اصلاً نیازی به این‌ها نیست و افراد را به وسواس می‌اندازد که نیت چیست؟ همین‌که می‌داند ماه رمضان است و تصمیم به روزه گرفتن می‌گیرد و نیت همراهش هست و مقابلش کسانی هستند که می‌دانند ماه رمضان هست اما نمی‌خواهند روزه بگیرند و عمداً نیت ندارند.

 نکته سوم: اگر صائم اراده دارد که فردا روزه‌ای که می‌گیرد از نوع دیگر باشد مثلاً نیت برای روزه کفاره داشته و تمام شد. حالا می‌خواهد فردا مثلا برای ادای نذر خودش روزه بگیرد این یک لحظه فقط باید توجه داشته باشد که تجدید نیت بکند چون یک نوع جدید هست، منتها این تجدید نیت نه به آن معنایی که اخطار به ذهن خودش بکند بلکه به آن معنایی که ما گفتیم یعنی همین‌که بداند کفاره تمام شد و الان می‌خواهد روزه نذری بگیرد داعی و عزم اجمالی دارد ولو حکماً همین کافی است.

مقابلش این است که فکر بکند هنوز روزه کفاره بر گردنش هست و نیت نذر جدید نکند و به نیت همان روزه کفاره ادامه بدهد و بعد بفهمد که کفاره 60 روز هم رد شده، اینجا نمی‌تواند مازادش را برای روزه نذری قرار بدهد در حالی‌که توجه نداشته ‌است.

***

 مسئله شانزدهم:

یوم‌الشک از شعبان یا رمضان است این را قبلاً هم داشتیم. بنا را بر این می‌گذارد که از شعبان است. بنابراین واجب نیست که روزه بگیرد و اگر هم روزه گرفت روزه ندبی می‌گیرد یا روزه قضایی می‌گیرد یا هر نیت دیگری که داشته، بعد اگر معلوم شد که از ماه رمضان است آنگاه برای ماه رمضانش مجزی است و واجب است که تجدید نیت بکند که من روزه‌ام به ماه رمضان برگشت ولو این‌که این در اثناء نهار باشد ولو بعد از زوال هم باشد هیچ اشکالی ندارد، اما اگر در یوم‌الشک روزه به نیت این‌که از رمضان باشد گرفتیم، روزه او صحیح نیست ولو مصادف با واقع بشود، او روزه‌اش باطل است چون لحظاتی را نیت رمضان داشت در حالی که وظیفه او این نبود.

 ما در فرمایش ایشان چهار مطلب را می‌گوییم؛

نکته اول: نصوص متعددی داریم در این‌که یوم‌الشک را بنا را بر شعبان باید بگذرد استصحاب هم ایضاً مفید است آن هم دلیل دیگری است که اگر شک کرد باید بگوید یوم‌الشک جزء شعبان است. امام فرمودند تا رمضان را رؤیت نکرده نباید روزه رمضان بگیرد. اینجا چون رؤیت نکرده پس روزه را برای غیر رمضان باید بگیرد.

در حدیث چهار باب پنج از همان ابواب وجوب صوم حضرت فرمودند «انّما یصام یوم الشّک من شعبان، و لایصومه من شهر رمضان لأنّه قد نهی أن ینفرد الانسان بالصّیام فی یوم الشّک….» این نکته اول، روایت دیگر هم هست که ملاحظه می‌کنید.

 نکته دوم: جایز نیست در یوم‌الشک به نیت رمضان روزه بگیرد. طبق همین روایاتی که خواندیم اجماع هم داریم، اما دیگر مطلقا فرقی هم نمی‌کند که به نیت قضا باشد.

 نکته سوم: اگر به نیت قضا گرفت و بعد معلوم شد که از رمضان است این روز مجزی از رمضان او محسوب می‌شود. این‌که فرمودند تجدید نیت بکند نیاز نیست، ما دوباره تکرار می‌کنیم داعی بر اتیان روزه همان کافی است. این آقا داعی دارد که اگر رمضان باشد روزه رمضان را بگیرد که خود به‌خود ادامه روزه او همین می‌شود و این مجزی است. بله عکسش را اگر سید می‌گفتند درست بود، ما تجدید نیت را قبول نداریم اما جایز نیست که صائم رفع ید از نیت سابقه نکند این را قبول داریم. علتش هم این است مثلاً نیت سابقش از شعبان است و می‌خواهد روزه مستحبی بگیرد حالا ثابت شد رمضان است می‌گوید نمی‌خواهم بگیرم پس قید می‌گذارد و می‌گوید من به‌خاطر آخر شعبان دارم می‌گیرم، این را ما قبلاً هم گفتیم وقتی به ‌شرط لا باشد مثلاً به‌شرط لا از رمضان باشد این جایز نیست.

نکته چهارم: حدیث پنج باب شش در مورد یوم الشک همان جلد هفتم وسائل صفحه 17 است. در یوم‌الشک حضرت می‌فرمایند «من صامه قضاه و إن کان کذلک، یعنی من صامه علی أنّه من شهر رمضان بغیر رؤیه قضاه» ولو این‌طور هست یعنی اگر روزه گرفت درحالی‌که یوم‌الشک است اما نیتش این باشد که از ماه رمضان باشد؛ بدون اینکه ماه را دیده باشد این را حضرت می‌فرماید باید بعد قضاء اش را انجام بدهد؛ این است که در آخر روایت هم سید گفته‌اند اگر این کار را کرد روزه‌اش باطل است. در ادامه روایت این است که باید قضایش را بگیرد ولو این‌که یوم‌الشک ثابت بشود که از ماه رمضان هست. دلیلش را هم سید می‌فرمایند سنت این بود که به نیت شعبان بگیرد «و من خالفها کان علیه القضاء».

آیت الله سید ابوالحسن مهدوی- نماینده مردم اصفهان در مجلس خبرگان رهبری

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , , ,

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


نوشت ایران؛ نوشت افزار باکیفیت ایرانی اسلامی
نوشت ایران؛ نوشت افزار باکیفیت ایرانی اسلامی
ثبت نام حوزه علمیه مشکات اصفهان/ طرح تحولی ویژه دانشجویان/ کلیک کن
ثبت نام حوزه علمیه مشکات اصفهان/ طرح تحولی ویژه دانشجویان/ کلیک کن
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715