یکشنبه ۲۸ شهریور ۱۴۰۰
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۰۵:۴۰ - ۱۴۰۰/۰۵/۰۷

احکام روزه/

درس خارج فقه آیت الله سید ابوالحسن مهدوی: فصل فی النّیۀ- مسئله 2، 3، 4، 5 و 6

در ادامه تقریر درس خارج فقه آیت الله سید ابوالحسن مهدوی (حفظه الله) مورخ دوشنبه ۳/۳/۱۴۰۰ به نظر طلاب و پژوهشگران می رسد.

ندای اصفهان- حجت الاسلام جواد جلوانی

(مدرسه علمیه صدر بازار)

در ادامه تقریر درس خارج فقه آیت الله سید ابوالحسن مهدوی (زید عزه) و حواشی بر کتاب عروه الوثقی مورخ دوشنبه 3/3/1400 که در ایام کرونا به صورت مجازی برگزار شده است، به نظر طلاب و اساتید می رسد.

جهت دریافت دروس قبلی اینجا را کلیک کنید.

کتاب الصوم- فصل فی النّیۀ احکام روزه- مسئله 2، 3، 4، 5، 6

***

بسم الله الرحمن الرحیم

مسئله دوم:

می‌فرمایند که اگر قصد صوم روز اول ماه رمضان را داشت و بعد معلوم شد که روز دوم است یا بالعکس، روزه او صحیح است و همین‌طور اگر قصد کرده که روز اول از روزه‌ کفاره‌ی او باشد بعد معلوم شد که روز اول را گرفته و الان روز دوم اوست یا غیر کفاره اگر چیزهای دیگری مثلاً در نذر که باید کفاره بدهد این هم باز مضر برای روزه‌ی او نیست و همچنین اگر قصد داشت قضای رمضان سنه حالیه را یعنی همین امسال را که نتوانسته بود بگیرد، بعد معلوم شد که امسال کلاً روزه‌ها را گرفته بوده و قضا مربوط به رمضان سابقه بوده یا بالعکس این هم باز اشکالی ندارد.

 در فرمایش سید دو مطلب را عرض می‌کنم؛

نکته اول: این‌که خصوصیت روز اول یا روز دوم و این‌ها اصلاً دخیل در امتثال نیست و آنچه که دخیل است امساک به‌اضافه قصد قربت است. لذا همین اندازه که قصد قربت دارد و امر الهی را امتثال می‌کند همین کافی است.

 نکته دوم: اگر شخص مکلف اتیان صوم خودش را به همان خصوصیت روز اول مقید کرد مثلاً می‌گوید من به این شرط با این قید روزه را می‌گیرم که روز اول باشد و اگر روز دوم باشد نمی‌گیرم، یا مثلاً می‌گوید من به این قید که سنه امسال باشد می‌گیرم و سنه ماضیه را نمی‌خواهم بگیرم و بعد خلافش ثابت شد که اصلاً چنین روزه‌ای نداشته ‌است، این روزه باطل است چون قصد امتثال خصوصیت امر واقعی نکرده بود، قصد کرده بود به روزه‌ای که با این قید هست روزه ای که برای امسال باشد یا روزه اول برای کفاره باشد یا روزه اول ماه رمضان باشد و اگر قید زد باید روزه اشکال داشته باشد. منتها مراجع همه از سید تبعیت کردند و ایراد از ایشان نگرفته‌اند درحالی‌که ایراد وارد است، حتی ایراد مبتنی بر مبنای خود سید هست. ایشان عبارت شان با عبارت‌های قبلشان فرق دارد. باید به غفلت بگذرانیم و بگوییم توجه نداشتند که این خلاف نظر مبارک خود ایشان هست و قبلاً گفته بودند که اگر قید زد اشکال پیدا می‌کند.

***

 مسئله سوم:

واجب نیست که شخصی که روزه می‌گیرد علم به مفطرات علی التفصیل داشته باشد که بداند مفطرات پنج چیز است؛ بنابراین اگر تفصیلاً نداند اما نیت بکند که من از اموری که علم دارم که همه این مفطرات در داخل این امور هست، امساک  می‌کنم و مثلاً می‌گوید من امساک از ده چیز می‌کنم که یقین دارد که آن پنج‌ مفطر در آن وجود دارد این علم اجمالی می‌شود. مثلاً غیر از سر زیر آب کردن، قسم دروغ خوردن، خوردن و آشامیدن، جماع این چند موردی که مرسوم و معروف هست و این آقا تفصیلاً این پنج‌ مورد را نمی‌داند و چهار پنج‌ مورد دیگر هم ضمیمه‌اش می‌کند، این روزه قطعاً درست است. باز تکرار می‌کنیم دلیل صحت مسئله سه این است که به‌خاطر این‌که این آقا قطعاً درواقع اجتناب از مفطرات می‌کند و قصد قربت هم دارد.

ما گفتیم صحت صوم مبتنی بر این دو چیز است و یکی الاجتناب من المفطرات آن هم فی‌الواقع ولو این‌که تفصیلاً نمی‌داند اما در واقع می‌داند در ضمن این ده‌ موردی که ترک می‌کند پنج موردش مفطرات است قصد تقرب هم دارد بنابراین دیگر هیچ مشکلی نیست.

***

 مسئله چهار:

اگر نیت امساک از تمام مفطرات را کرد ولکن تخیل داشته که مفطر فلانی «لیس بالمفطر» فکر می‌کرد من به‌جای مفطر فلانی (گرد و غبار را مثال می‌زنم) چون فکر می‌کرد که مفطر نیست، مثلاً سیگار کشید و دود به حلقش رسید. می‌فرمایند اگر مرتکب شد به ‌دنبال این تخیل که فکر می‌کرد که این مفطر نیست اگر در روز بردارد سیگار را بکشد روزه‌اش باطل است، اما اگر مرتکب نشد ولیکن در نیتش ملاحظه داشت که من امساک از این سیگار کشیدن نمی‌کنم، امساک فقط از خوردن و آشامیدن و چیزهای دیگر می‌کنم، می‌فرمایند باز روزه او باطل است و اگر این ملاحظه را نداشت روزه او صحیح است. ملاحظه نداشت یعنی در نیتش این نبود که امساک از این چیز بکند.

در فرمایش سید یک ایراد جزئی داریم که خدمتتان توضیح می‌دهم؛

 نکته: اگر این چیزی که فکر می‌کند، تخیل دارد که مفطر نیست، مثل سیگار کشیدن، البته فرض بکنید که در واقع سیگار مفطر باشد چون در این هم اختلاف هست و همه این‌ها مثال است که داریم می‌زنیم. اگر فکر می‌کرد که سیگار کشیدن مفطر نیست و در نیتش امساک آن را داشت و گفت من از چیزهای دیگر امساک می‌کنم اما سیگار را نه و اگر مرتکب نشد، سید گفته‌اند چون نیتش این بوده که امساک نکند روزه‌اش باطل است، من عرض می‌کنم نه وجهی برای بطلان نیست و روزه او صحیح است. دلیل بطلانی که سید می‌گویند چیست و دلیل صحت ما چیست؟

آن‌هایی که می‌گویند باطل است با اینکه سیگار نکشیده است؛ دلیلشان این است که تقرب به واسطه امساک از سیگار پیدا نکرده است و چون تقرب پیدا نکرده لذا روزه او باطل است و به بعضی از صوم نه به تمام صوم متقرب به خدا شده است. چون نیتش این بوده که سیگار بکشد و گفت مفطر هم نیست و حالا موفق نشده که سیگار بکشد.

در جواب عرض می‌کنم که این آقا قصد اتیان صوم که داشت و از طرفی هم از همه مفطرات امساک کرد، در عمل تمام مفطرات را امساک کرده از جمله سیگار کشیدن را امساک کرده است. یک تخیل داشت در ذهنش این بود که سیگار کشیدن مفطر نیست این تخیل که مضر به صحت روزه نیست ولو این‌که قصد امساک ماعدا داشته باشد. این امساک داشت و قصد داشت امساک از پنج چیز بدون سیگار داشته باشد و از این طرف قصد داشته که سیگار را بکشد ولیکن فرض بر این است که نکشیده، صرف این‌که قصد داشته که سیگار بکشد و جهل به مسأله هم داشته (نه تعمدی که بخواهد بطلان به‌ روزه ایجاد بکند) و فکر می‌کرده که این اصلاً مفطر نیست، این قصدش مضر به تقرب نیست. همین‌جا نکته ما این است که آیا قصد داشت سیگار بکشد، آیا ضرر به تقرب او می‌زند؟

این‌جا را می‌گوییم نه باید یک صورت دیگر را اضافه بکنیم و بگوییم اگر علم داشت که سیگار کشیدن مفطر است و عمداً نیت کرد که من سیگار می‌کشم ولی بعد موفق نشد آن را بعضی گفته‌اند که باعث بطلان می‌شود و بحثش هم فعلاً خارج از فرض مسئله ما است و ان‌شاءالله بعداً تحقیقش را در آینده خواهیم کرد که یقین دارد که یک چیزی مفطر است در عین ‌حال نیت می‌کند که نه شوخی بلکه جدی می‌خواهد آن مفطر را استفاده بکند، رفت و اتفاقاً موفق نشد، این را بعضی گفته‌اند که باطل است که ما بر روی همین هم ایراد داریم اما فعلاً مانحن‌فیه همین است که می‌گوید سیگار کشیدن طبق عقیده‌ی خودش به جهل مرکب می‌گوید اصلاً مضر نیست.

لذا از پنج چیز که اجتناب می‌کند قربةالی‌الله می‌گوید و می‌گوید من دارم امتثال امر الهی را می‌کنم. این تقرب الی‌الله را دارد لذا چرا باید دلیل بر بطلان داشته باشد؟ اتفاقاً این‌جا دلیل بر صحت این است چون این آقا نمی‌خواهد عصیان بکند، حتی تجری هم ندارد، یک نوع اشتباه در تطبیق دارد و آن این است که مثلاً سیگار کشیدن را جزء مفطرات حساب نکرده‌است.

سوال من از سید بزرگوار صاحب عروه (رض) این است، می‌گوییم اگر این آقا علم داشت که سیگار کشیدن مفطر است آیا قصد می‌کرد که بکشد یا قصد امساک می‌کرد؟ قطعاً می‌فرماید قصد امساک داشت و همین دلیل بر این است که این آقا نه عاصی به این قصدش که می‌گوید من سیگار می‌کشم نه حتی متجری هست چون تجری آن است که قصد عصیان می‌کند و می‌رود یک کاری انجام می‌دهد ولیکن در عمل موفق به عصیان نمی‌شود و تطبیق به عصیان نمی‌کند.

خلاصه به اعتقاد بنده باید بگوییم وجهی برای بطلان نیست چون وجه یا باید عصیان یا تجری باشد به‌قولی و این‌جا هیچ کدام از این‌ها نیست. چرا گفتند «بطل صومه» نمی‌دانم.

***

مسئله پنج:

کسی که روزه او نیابت از غیر هست اما قصد صوم به نیابت از او نکند؛ همین‌طور روزه بگیرد بدون این‌که نیت بکند برای نیابت از غیر، این برای آن روزه نیابتی اش کفایت نمی‌کند ولو این‌که یک روزه بیشتر نباشد یعنی منحصر در یک ‌روزه باشد اما آخرش با نیت می‌تواند به‌ جای او حساب شود و به نیابت غیر محسوب شود.

ولیکن اگر علم دارد که ذمه اش مشغول به یک‌ روزه‌ای هست اما نمی‌داند که برای خودش است یا نیابت از غیر هست. این را علم ندارد. این را می‌فرمایند که کفایت می‌کند که قصد مافی‌الذمه بکند و یک روز روزه بگیرد.

 سه مطلب را در این مسئله پنج عرض می‌کنیم؛

نکته اول: نیت اصالت و نیابت دو نیت متفاوت هستند و طبیعت بالاصالت و بالنیابت با هم فرق می‌کند. قبلاً گفتیم آن چیزهایی که در نوع روزه مؤثر هست حتماً باید در نیت تعیین بکند مثلاً روزه ماه رمضان است یا قضای ماه رمضان است یا کفاره است، این‌ها را قبلاً گفتم که حتماً باید تعیین بکند، تعیین اش هم با قصد است یعنی اگر با قصد متعین اش نکند، متعین نمی‌شود و این غیر از خصوصیاتی است که خارج از نوع روزه است. این نکته اول که در ذهنمان باشد که خود سید هم این را پذیرفته‌اند.

 نکته دوم: نیت اجمالی که ایشان این‌جا فرمودند وقتی نمی‌داند ذمه اش مشغول به صوم خودش است یا صوم نیابتی است؟ گفته‌اند نیت اجمالی به مافی‌الذمۀ بکند. نیت اجمالی برمی‌گردد به این‌که می‌خواهد بگوید اگر من نایب هستم صوم برای من باشد اگر نائب نیستم برای خودم باشد بالاصالت. این‌که بخواهد روزه یا اصالتی باشد یا نیابتی این مشکل است، علتش هم این است که نوع روزه نیابتی با روزه‌ی اصالتی با هم فرق می‌کند این‌ها جزء خصوصیات نیست. این مثل این می‌ماند که قصد بکند که آنچه بر ذمه من در نماز هست اعم از ادا و قضاست.

در بحث نماز اگر کسی چنین نیتی بکند بگوید من نمی‌دانم که نماز ادایی یا نماز قضایی است و آن‌وقت بخواهد قصد مافی‌الذمه بکند و بگوید «لو وجب علی الاداء فالاداء» و الا اگر واجب نیست «فالقضا» می‌شود. آیا این را می‌شود گفت؟

ادا و قضا دو نوع متفاوت است. این یک نکته و یک اشکال.

اشکال دیگر این‌که این چیزی که ما داریم می‌گوییم طولی است، یعنی اول می‌گوید اگر ادا است ادایی باشد، اگر من قبلاً نماز ادایی را خواندم پس این نمازی که می‌خوانم قضائی باشد و یا این‌که مثلاً بگوییم اگر خواندم این یک چیز زائدی باشد. حالا این چیزی که آقای یزدی این‌جا می‌فرمایند عَرَضی است می‌گوید یا نیابتی است اگر به گردن من از نیابت است یا بالاصالت است اگر نیابتی نباشد و به اصالت برگردن من باشد و عرضی یک مقدار مشکلش بیشتر می‌شود این مثل همان ادا و قضای نماز می‌شود. روزه هم همین‌طور، حالا روزه را کسی معمولاً شک نمی‌کند چون ماه رمضان می‌داند که ادا است اما در نماز بعضی‌ها می‌گویند که من می‌دانم یک نماز بر گردنم هست اما نمی‌دانم که ادایی است یا قضایی است. آن‌وقت این‌جا اگر بخواهد بگوید که من یک نماز می‌خوانم که یا ادا باشد یا قضا باشد، این مشکل است چون این‌ها در عرض هم هست و نمی‌داند که کدام یک از این‌هاست یا در این بحث نیابتی بگوید عمل من یا برای خودم است یا برای غیری که من را اجاره کرده است.

خلاصه در این موارد اگر علم اجمالی را مطرح می‌کردند و می‌گفتند باید دو تا روزه بگیرد یا دو نماز بخواند یکی ادایی و یک قضایی بهتر بود مگر این‌که یک استثنا می‌خواهم بگویم.

 نکته سوم: اگر علم به اشتغال ذمه‌ی خودش دارد و می‌داند یک نماز یا یک روزه بر ذمه او هست و هیچ راهی برای علم به‌تفصیل ندارد و هیچ راهی ندارد که بگوید این روزه برای خودم است یا برای نیابتی است؟ آن‌وقت این‌جا باید بگوییم که اتیان به قصد مافی‌الذمه کافی است، اما در مورد ادا و قضا این‌طوری نیست. آن‌جا در بحث ادا و قضا راه دارد وقتی دو نماز بخواند می‌گوید یا ادا یا قضا است پس هر دو را می‌خواند.

***

مسئله شش:

قبلاً گفته شد ما دیگر نیاز به استدلال بر آن نداریم و مسئله ششم تکرار شده و آن این است که ماه رمضان صلاحیت ندارد که روزه غیر رمضان بگیرند، در ماه رمضان حتماً باید روزه ماه رمضان را بگیرد اما غیر را نمی‌تواند بگیرد؛ حالا آن غیر چه روزه‌ی واجب باشد و چه روزه ندبی باشد فرقی نمی‌کند. چه مکلف به صوم ماه مبارک رمضان باشد و چه مکلف نباشد مثل مسافر.

مسافری که حتی مکلف به روزه ماه رمضان نیست باز هم نمی‌تواند روزه‌ی غیر رمضان را بگیرد؛ وقتی مسافر است نمی‌تواند هیچ روزه‌ای بگیرد و اگر مسافری است که کثیرالسفر است و باید روزه بگیرد باز باید روزه رمضان را بگیرد. حالا اگر نیت کرد که غیر رمضان را می‌خواهد روزه بگیرد این روزه‌ واقع نمی‌شود، فرقی هم نمی‌کند که عالم باشد که الان ماه رمضان رسیده یا جاهل به موضوع باشد، اصلاً نداند که ماه رمضان رسیده و فکر کند ماه شعبان است. بالاخره آن روزه غیر واقع نمی‌شود و فرقی نمی‌کند که حکم را بداند یا نداند، عالم باشد به عدم وقوع غیر روزه ماه رمضان در ماه رمضان یا جاهل باشد. این‌ها هیچ تفاوتی نمی‌کند.

از طرف دیگر این روزه ای که به نیت غیر رمضان گرفته مجزی از رمضانش هم نیست درصورتی‌که مکلف به رمضان بوده و شرایط را داشته و این آقا عالماً و عامداً نیت غیر کرده ‌است لذا این روزه باطل می‌شود و روغن ریخته می‌شود و به درد آن روزه غیر و نه به درد روزه‌ی رمضان نمی‌خورد و باید روزه‌ی رمضانش را مجدد قضا بگیرد.

اما اگر نیت غیر رمضان را کرد جاهلاً یا ناسیاً این‌ها بود که قبلاً مسائلش را خواندیم و روایت هم برایش خواندیم. روایت باب پنج بود که گفت اگر جاهل بوده که ماه رمضان است یا جاهل به حکم بوده یا فراموش کرده بود و می‌دانسته و بعد یادش رفته است، این را گفتند که خدای متعال از او می‌پذیرد مثلاً در یوم‌الشک آخر شعبان و اول رمضان همین بود.

فرمودند که یوم الشک باشد نیت شعبان می‌کند بعد وسط روز یا حتی بعدش فهمید که جزء رمضان بوده پس به‌عنوان روزه‌ی رمضان محسوب می‌شود. آن برای این است که عمداً غیر رمضان را نیت نکرده و راهی نداشته.

و اگر در ماه رمضان قضای رمضان گذشته را نیت کرد، این را باز می‌گویند که این قضایش درست نیست و مجزی از رمضانش هم فعلاً نیست اگر علم و عمد دارد. این توضیحی که داده شد دارد تکرار می‌شود و دیگر نیاز به توضیح بیشتر نیست اما اگر سهواً رمضان گذشته را نیت کرده که قضای آن را دارد می‌گیرد چون نمی‌دانست که رمضان دارد شروع می‌شود مثل یوم‌الشک آخر شعبان نیت رمضان گذشته را کرد بعد معلوم شد که رمضان است. آن اشکال ندارد و به‌عنوان رمضان محسوب می‌شود و قضای گذشته‌اش را بعد باید انجام بدهد.

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , , ,

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


نوشت ایران؛ نوشت افزار باکیفیت ایرانی اسلامی
نوشت ایران؛ نوشت افزار باکیفیت ایرانی اسلامی
ثبت نام حوزه علمیه مشکات اصفهان/ طرح تحولی ویژه دانشجویان/ کلیک کن
ثبت نام حوزه علمیه مشکات اصفهان/ طرح تحولی ویژه دانشجویان/ کلیک کن
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715