یکشنبه ۲۸ شهریور ۱۴۰۰
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۰۹:۰۳ - ۱۴۰۰/۰۵/۰۶

کتاب الصوم/

درس خارج فقه آیت الله سید ابوالحسن مهدوی: فصل فی النیّۀ- مسئله 1

در ادامه تقریر درس خارج فقه آیت الله سید ابوالحسن مهدوی (امام جمعه موقت اصفهان) و حواشی بر کتاب عروه الوثقی مورخ یکشنبه ۲/۳/۱۴۰۰ که توسط ندای اصفهان پیاده سازی شده است، به نظر طلاب و اساتید می رسد

ندای اصفهان- حجت الاسلام جواد جلوانی

(مدرسه علمیه صدر بازار)

در ادامه تقریر درس خارج فقه آیت الله سید ابوالحسن مهدوی (زید عزه) و حواشی بر کتاب عروه الوثقی مورخ یکشنبه 2/3/1400 که به طور اختصاصی توسط ندای اصفهان پیاده سازی شده است، به نظر طلاب و اساتید می رسد.

جهت دریافت دروس قبلی اینجا را کلیک کنید.

کتاب الصوم- فصل فی النیّۀ- مسئله 1

****

بسم الله الرحمن الرحیم

صحبت در نیت روزه ماه مبارک رمضان یا روزه‌های دیگر بود که فرمودند در مورد روزه‌های دیگر لازم است که نوع روزه را معین بکند اما درمورد روزه ماه مبارک رمضان این‌چنین نیست. نوعش باید معلوم بشود یعنی بدانیم مثلاً روزه اعتکاف می‌خواهیم بگیریم و روزه اعتکاف چه نوعی؟ چون هر نوعی می‌تواند باشد مثلاً روزه قضا باشد، روزه استحبابی باشد، نوعش را اگر مشخص بکند کافی و لازم است. آیا روزه کفاره می‌خواهد بگیرد؟ روزه نذر است؟

اما درمورد روزه ماه مبارک رمضان همین اندازه که قصد روزه بکند کافی است ولو نیت نکند که از ماه مبارک رمضان باشد بلکه حتی اگر غیر او را نیت کرد و گفت من روزه غیر ماه رمضان می‌خواهم بگیرم و جاهل بود به این‌که ماه رمضان است و یا فراموش کرده بود و بعد معلوم شد که ماه رمضان است، همین مجزی از رمضان او محسوب می‌شود.

 در توضیح این فرمایش سید چند مطلب وجود دارد؛

 نکته اول این‌که نیاز به تعیین روزه رمضان نیست، می‌توانیم تمسک به اصل برائت بکنیم چون هیچ دلیلی در اینکه باید تعیین بکند، نداریم و بعضی از بزرگان هم ادعای اتفاق و اجماع بر این کرده‌اند که نیاز نیست. دلیل دیگر این است که اصلاً در ماه رمضان گرفتن روزه دیگری صحیح نیست. بنابراین صائم تردیدی ندارد که بخواهد برای رفع تردیدش نیاز به تعیین بکند که من چه نوع روزه‌ای می‌خواهم بگیرم، بلکه بالاتر از این، باید بگوییم لایمکنُ التعیین چون کانّه تحصیل الحاصل و صوم در ماه رمضان متعینُ بالذات است، چیزی که متعین است امکان تعیین دیگر نیست و این تحصیل حاصل است. به همین جهت اگر جاهلاً در ماه مبارک رمضان نیت غیر کرد یا ناسیاً از ماه رمضان فراموش کرده بود و نیت روزه دیگری کرده بود، بعد که می‌فهمد این مجزی از ماه مبارک است و اجماع هم داریم منتها اجماع مدرکی است و روایات متعددی در این زمینه است.

یکی از روایت‌هایش در کتاب وسائل الشیعه صفحه 14، روایت هشت باب پنج از وجوب صوم از امام سجاد (ع) است. من بخشی از روایت را می‌خوانم؛ می‌گوید: روزی از رمضان را روزه گرفت اما نیتش نیت استحبابی بود، جهل را حضرت بیان می‌کنند. چون نمی‌دانست تطوعاً نیت کرد. این را می‌فرمایند چرا مجزی است؟ می‌فرمایند که واجب ماه مبارک رمضان بر این روز معین واقع‌شده و کار دیگری نمی‌توانسته بکند و این آقا جاهلاً نیت دیگری کرده اما واجب دقیقاً در خصوص این روز واقع می‌شود و تطبیق پیدا می‌کند. این صورت جهل به رمضان را بیان می‌کند.

صورت نسیان هم همین است، چون تعلیل آن شامل نسیان هم می‌شود، چون ماه رمضان را می‌دانسته و بعد فراموش کرد و نیت روزه دیگری کرد.

روایت دیگر روایت چهار از همین باب پنج است. صحیحه سماعه هست و مرسوم است که موثق است ولیکن سماعه جزء افراد موثق نزد امام صادق (ع) است. سماعه می‌گوید که از امام صادق (ع) شنیدم… حالا مطالب متعددی است و بخشی از آخر روایت این است که اگر در یوم‌الشک از آخر شعبان و اول رمضان، از شب نیت می‌کند که می‌خواهد روزه ماه شعبان را بگیرد که این همان استصحاب ماه قبل هست و این‌که صوم للرؤیه هم همین را می‌گوید، بعد حضرت می‌فرمایند اگر بعد معلوم شد که ماه رمضان بوده، قبل‌ از ظهر ثابت شد که اول ماه رمضان است نه آخر ماه شعبان، حضرت می‌فرمایند این مجزی از اوست؛ خداوند تفضل می‌کند و این را می‌پذیرد ولو قصد آخر شعبان کرده باشد منتها قصدش عمدی نبوده است. بعد هم می‌فرمایند اگر خدا چنین توسعه‌ای ندهد و تفضل نکند مردم هلاک می‌شوند چون معمولاً خیلی اتفاق می‌افتد که اول رمضان یا آخر رمضان مشکوک می‌شود.

***

 در ادامه سید می‌فرمایند که اگر عالم به رمضان باشد و قصد قید رمضان را بکند، بگوید من روزه قضا می‌گیرم، این مجزی نیست نه از رمضان او و نه از آن قضایی که نیت کرده یا هر نیت دیگری که کرده است. دلیلی برای صحت نداریم. لذا توضیح فرمایش سید همین است که اگر علم دارید که ماه رمضان است و تعمداً نیت غیرش را بکند آن مجزی نیست و دلیل بر صحت نداریم بلکه دلیل بر بطلان داریم. چرا؟ چون‌ نیت قربت از چنین شخصی نمی‌آید.

شارع ماه رمضان از صیام غیر رمضان نهی کرده‌است، وقتی شارع نهی می‌کند این آقای مکلف می‌گوید خدایا تو بگویی که روزه غیر رمضان نگیر من می‌خواهم بگیرم، خب این قطعاً روزه‌اش باطل است چون چنین روزه‌ای که نیت غیر کرده‌است امر به او اصلاً ندارد. آن نصوص متقدمه که خواندیم صریح در جهل بود یا حداقل شک در رمضان که اول ماه رمضان را شک داشته است. آنجا گفت صحیح است فقط نیت شعبان می‌کند و بعد که ثابت می‌شود به‌جای رمضان محسوب می‌شود.

***

در  ادامه سید می‌فرمایند اگر قصد غیر رمضان کرد درحالی‌که عالم به رمضان بود و می‌دانست که ماه رمضان آمده اما خیال می‌کرد که صحیح است غیر رمضان را در ماه رمضان بگیرد، یک چنین خیالی می‌کرد. می‌دانست که ماه رمضان است اما فکر می‌کرد که اگر روزه دیگر نیت بکند محسوب می‌شود بعد رفت سؤال کرد و گفتند نه و فهمید که صحیح نبوده که نیت غیر ماه رمضان بکند، لذا فوری نیتش را تجدید کرد که من می‌خواهم روزه رمضان باشد این را می‌فرمایند تجدید نیت قبل ‌از زوال جایز نیست.

ما اولاً یک ایرادی به سید این‌جا راجع ‌به کلمه قبل ‌از زوال داریم که جوری ذکر کردند که در واقع قید را خواستند بگویند نشان‌دهنده این است که اگر بعد از زوال باشد دیگر اشکالی ندارد درحالی‌که بعد از زوال به اولویت اشکال دارد. آنچه احتمال صحت داده می‌شود در قبل ‌از زوال است لذا برای این‌که عبارت تصحیح بشود کلمه قبل از زوال را ما از عبارت عروه باید حذف کنیم و آخر جمله کلمه و اِن بیاوریم عبارت این‌گونه می‌شود «ثم علم بعدم الصّحه و جدّد نیتۀ لم یجزهُ ایضاً و ان کان قبل الزوال»  اگر این کار را بکنیم عبارت از اشکال درمی‌آید و می‌خواهیم بگوییم که چه قبل ‌از زوال و چه بعدش هر دو باطل است اما خصوصاً قبل‌ از زوال را ذکر می‌کنیم.

توضیح این فرمایش همان جهل مرکب کسی است که خیال می‌کند اگر روزه‌ی غیر رمضان را در ماه رمضان بگیرد صحیح است. فکر می‌کند که صحیح است و بعد فهمید که صحیح نیست، دلیل بر صحتش ما نداریم آن دلیلی که داشتیم فقط دلیل بر جهل بود و گفتم شک هم شامل حالش می‌شود نسیان هم همین‌طور.

باز ادامه فرمایش سید بزرگوار ما مرحوم آیت‌الله ‌العظمی یزدی (رض) می‌فرمایند احوط آن است که باز مجزی ندانیم زمانی‌که جاهل به عدم صحت غیر روزه ماه رمضان در ماه رمضان باشد، آن‌جا صورت قبلی جهل مرکب بود این یکی جهل بسیط است. قبلی هم جهل بود منتها اسم جهل را سید ذکر نکرده‌اند و کلمه عالم را آوردند، ما توضیح دادیم که عالم نیست و جاهل است منتها جهل مرکب است؛ یعنی نه حکم را می‌داند و نه می‌داند که نمی‌داند اما کسی که می‌داند که جاهل است مسئله را توجه دارد که به آن جهل دارد و نمی‌رود رساله را باز بکند و ببیند؛ خلاصه این را می‌گویند احوط آن است که اگر نیت غیر کرد و بعد مسأله را فهمید روزه‌اش باطل باشد و دومرتبه روزه ماه مبارک رمضان را بگیرد.

بلکه می‌گویند ولو قصد غیر هم نکند باز هم احوط این است، مثال خودشان است می‌فرمایند صوم فردا را قصد کند اما نگوید که این صوم فردایی که می‌گیرم آیا از رمضان است یا از غیر رمضان است؟ این را نیت نمی‌کند، این را می‌گویند احوط آن است که روزه را تکرار بکند. چرا؟ می‌گویند معتبر است در مثل ماه رمضان متعیناً مشخص بکند که این از رمضان است.

باز می‌فرمایند احوط در متوخّی هم همین است و متوخّی چه کسی را می‌گویند؟ کسی را می‌گویند که حبس شده ‌است و در حبس شب و روز را اصلاً متوجه نیست، ماه رمضان بر آن مشتبه شده است که چه روزی داخل می‌شود آن ‌وقت عمل به ظن می‌کند آن ‌هم باز می‌گویند احوط این است که اگر نیت غیر کرد باطل است حتی اگر قصد صوم رمضان را نکرد آن هم باز باطل است، معتبر است که قصد بکند که از رمضان است و وجوبش را می‌گویند خالی از قوت نیست.

 ما در این فرمایش آخر سید درباره متوخّی ایراد داریم؛

می‌گوییم این متوخی که جهل به رمضان دارد، اصلاً امکان ندارد که قصد صوم از رمضان را بکند تا چه رسد به این‌که بگوییم واجب هم هست اما سید می‌فرمایند واجب است که نیت روزه ماه رمضان را بکند. وقتی کسی به درونش مراجعه می‌کند یقین ندارد و ظن دارد چطور روزه رمضان واجب باشد و نیت بکند؟ بلکه از نظر قواعد اصولی امکان دارد حتی به ایشان بگوییم عمل به استصحاب بکند. استصحاب چه می‌گوید؟ می‌گوید عمل به یقین سابق خودت بکن که عدم رمضان بود، می‌گوید روز گذشته یقیناً ماه رمضان نبود الان هم ظن به دخول رمضان دارد این‌جا می‌تواند به استصحاب عمل بکند. چطور سید استصحاب را نگفتند و فرمودند که باید نیت ماه رمضان بکند؟ ما در این موارد می‌گوییم اولاً می‌تواند استصحاب بکند و اصلاً می‌تواند نیت رمضان نکند و بعد اگر ثابت شد از رمضان محسوب می‌شود لذا نیت ماه شعبان را می‌کند. می‌تواند هم یک کار دیگر بکند و آن این است که نیت مافی‌الذمه بیاورد حالا که ظن به دخول رمضان دارد این‌طوری بیاورد تا دیگر اشکال نباشد.

این مقدمه عروه در مورد کتاب صوم بود که بارها عرض کردم که این مقدمیتش نزد سید درست نیست؛ یعنی این‌ها مقدم بر مسائلی که بعد می‌خواهیم بگوییم نیست بلکه خود این‌ها حاوی ده‌ها مسئله بود که خواندیم به طوری که اگر این مقدمه را شماره یک و دو و مثلاً پنج مسئله می‌کردند هیچ اشکالی نداشت و این‌ها در واقع همه ذی المقدمه بود و مقدمه باب روزه نبود اما عبارت‌های عروه مختص به اینجا نیست و معمولاً برای شروع در یک کتاب مسائلی را بیان می‌کنند که این مسائل احکام همان کتاب است بعد تازه ‌وارد می‌شوند و یک و دو و سه می‌گویند که در این‌جا مسئله یک را شروع می‌کنند. مهم هم نیست، ایرادی هم که عرض کردیم ایراد ماهوی نیست.

***

 مسئله اول: می‌فرمایند شرط نیست شخص روزه‌دار نیت ادا و قضا در روزه گرفتن بکند که همان قصد وجه است. ما در اصول به آن «قصد وجه» می‌گوییم وجوب الندب را لازم نیست نیتش را بکند و نه سایر اوصاف شخصیه مثلاً نیت بکند در شهر اصفهان یا در روز یکشنبه روزه می‌گیرم زمان یا مکان را که اوصاف شخصیه است این‌ها را لازم نیست که بگوید بلکه اگر چیزی از این اوصاف شخصیه را در محل دیگر نیت کرد مثلاً گفت در اصفهان روزه می‌گیرم اما در مکان دیگر رفت باز هم صحیح است مگر این‌که منافات با تعیین داشته باشد.

 قبل ‌از این‌که ادامه بدهیم این‌جا یک ایراد درشتی به سید هست که عرض می‌کنم؛

نکته اول: در توضیح فرمایش ایشان همان نکته‌ای که عرض کردم قصد وجهی که در اصول لازم نیست درست هم هست؛ ما دلیل بر اعتبار قصد وجه نداریم دلیلش هم در اصول می‌گوییم شیوع ابتلاء به این روزه یعنی همه مرتب روزه می‌گرفتند نه یک‌بار، نه دو بار بلکه ده‌ها و صدها و هزاران بار روزه می‌گرفتند، مرتب به نیت برخورد می‌کردند که هر کس که می‌خواهد روزه بگیرد که آیا من وجوب الندب بکنم یا نکنم؟ آن‌وقت که می‌بینید همه مؤمنین مبتلا به این نیت هستند و از طرفی این وجوب الندب نه سوالاً و نه جواباً ذکر نشده‌است و در روایات نیامده است. لذا می‌گوییم عدم وجدان حین اِذِن و حین الشیوع الابتلاءِ بهی عدم الوجدان حین اذن دلیلُ عدمِ الوجود، این بهترین دلیلی است که این‌جا می‌توانیم اقامه بکنیم.

 نکته دوم: راجع‌به اوصاف شخصیه است که فرمایش سید درست است که زمان و مکان را لازم نیست که نیت بکند اما ایراد درشتی که به سید هست عنوان ادا و قضا است که ایشان دارند می‌گویند که لازم نیست عنوان قضا درحالی‌که عنوان قضا قطعاً معتبر است نیت بکند ولو اجمالاً باید نیت قضا را بکند. اصلاً خود سید هم نیت قضا را قبلاً گفتند که لازم است. در همین مقدمه‌ای که خواندیم کلامشان الان در همین مسئله اول متغایر با مقدمه ایشان است که ایشان گفتند باید نوع روزه را تعیین بکند و یکی از انواع روزه‌ها روزه‌ی قضا است. بله روزه ادایی؛ در ادای ماه رمضان لازم نیست که نیت ادا را بکند و نیاز به قصد ندارد ولی وقتی‌که می‌خواهد قضای روزه‌اش را بگیرد باید حتماً نیت بکند.

بعد در ادامه سید مثال می‌زنند که گاهی می‌شود که اگر تبدیل بکند نیتش را منافاتی با تعیین پیدا می‌کند گاهی هم منافات ندارد، آنجاکه منافات پیدا نکند روزه درست است آنجاکه منافات با تعیین پیدا بکند روزه باطل است. مثالشان این است که اگر امر ادایی آمده بود که روزه ماه رمضان را بگیر و این آقا خیال می‌کرد که این امر ادایی امر قضایی است منتها وقتی‌که می‌خواست روزه را بگیرد این‌طوری نیت کرد و گفت من قصد می‌کنم امر فعلی را که متعلق به این ‌روزه است هر چیزی که می‌خواهد باشد امر فعلی اعم از ادا و قضاست و می‌گوید من امر فعلی را دارم امتثال می‌کنم.

منتها به‌دنبال این قصد صحیح اش که اعم است اشتباه در تطبیق می‌کرد وقتی از او می‌پرسند که بالاخره الان چه روزه‌ای داری می‌گیری؟ می‌گوید روزه قضاست اما قصدش امتثال کلی بود امر فعلی بود هر چه که بود مثل مافی‌الذمه. این‌جا چون قصدش صحیح است و اشتباه در تطبیق دارد می‌فرمایند که روزه او صحیح است برخلاف آنجایی‌که قصد امر فعلی نکند بلکه از اول می‌گوید من قصد می‌کنم امر قضائی را درحالی‌که امر به ادای روزه در ماه رمضان است، این روزه را می‌گویند باطل است، چرا؟ چون منافات با تعیین دارد.

توضیح این فرمایش سید این است که اگر قصد صحیح بود مثل همان که امتثال به امر فعلی یا مافی‌الذمه می‌کند و خطا در تطبیق داشت این روزه‌اش اشکال ندارد و صحیح است. چرا؟ چون قصد قربت او محقق شده و دلیلش این است، قصد قربت دارد پس روزه اش صحیح است و عبادیت دارد.

در عین‌حال ما ایرادی به سید داریم که می‌گوییم در بحث قضا و ادا ظاهر آن است که اگر چنین کاری بکند باطل است، در موارد دیگر غیر از قضا و ادا آن را می‌توانیم یک وجهی برایش درست بکنیم اما این‌که نوع قضا، نوعش را دارد نیت می‌کند که نوع قضایی است درحالی‌که ادائاً به او تکلیف شده‌ است ظاهر این است که روزه‌ی او باطل است و این همان چیزی است که قبلاً هم ایشان بیان کرده اند.

مگر یک صورت که درست است و آن طبق روایت‌ها بگوییم اگر کسی نیت کرد که من روزه قضا می‌گیرم اما جهلاً یا نسیاناً و جهل به موضوع داشت یا شک داشت، شک اش هم در روایت داشتیم که شک دارد آخر شعبان است یا نه؛ اما واقعاً در ماه رمضان بود. خلاصه اگر کسی جهل یا نسیان یا شک داشت و لذا نیت قضایی کرد بعد هم ماه رمضان است این را روایت صریحاً می‌گوید صحیح است اما اگر عکسش باشد بگوییم نیت اداء ماه رمضان بکند به تخیل این‌که رمضان است و بعد معلوم بشود که ماه رمضان نیست این را نمی‌تواند پای روزه قضا حساب بکند علتش هم این است که قضا و ادا دو طبیعت متمایزند.

 آخر مسئله اول این است: می‌فرمایند همچنین باز هم باطل است اگر نوع روزه را تغییر بدهد مثل این‌که قصد امر فعلی را بکند بگوید هرچه امر فعلی است را من دارم امتثال می‌کنم لکن قید بیاورد من این روزه‌ای که می‌گیرم به قید قضایی است به‌طوری‌که اگر قضا نباشد من اصلاً نمی‌گیرم یا به قید وجوبی می‌گیرد که اگر وجوب نباشد من روزه مستحبی نمی‌گیرم و بعد هم معلوم شد که اصلاً قضا نبوده و ادایی یا ندبی بوده است. این نیت او چون مغیر نوع روزه است و برمی‌گردد به آن امر خاص که امر به اداء داشته ‌است، آن را نیت نکرده چون نیت قضائی کرده است یا امر ندبی را نیت نکرده و گفته که اگر ندب باشد من نمی‌گیرم و او قصد امر ندبی را نکرده این شخص روزه او باطل است. دلیلش چیست؟ این‌که قصد امتثال امری که متوجه او هست را قصد نکرده ‌است.

آیت الله سید ابولحسن مهدوی- نماینده اصفهان در مجلس خبرگان رهبری

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , , ,

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


نوشت ایران؛ نوشت افزار باکیفیت ایرانی اسلامی
نوشت ایران؛ نوشت افزار باکیفیت ایرانی اسلامی
ثبت نام حوزه علمیه مشکات اصفهان/ طرح تحولی ویژه دانشجویان/ کلیک کن
ثبت نام حوزه علمیه مشکات اصفهان/ طرح تحولی ویژه دانشجویان/ کلیک کن
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715