یکشنبه ۲۸ شهریور ۱۴۰۰
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۰۸:۵۳ - ۱۴۰۰/۰۵/۰۶

درس خارج فقه آیت الله سید ابوالحسن مهدوی: کتاب الصوم- مقدمه- فصل فی النیۀ

در ادامه تقریر درس خارج فقه آیت الله سید ابوالحسن مهدوی (زید عزه) و حواشی بر کتاب عروه الوثقی مورخ شنبه ۱/۳/۱۴۰۰ که به طور اختصاصی توسط ندای اصفهان پیاده سازی شده است، به نظر طلاب و اساتید می رسد

ندای اصفهان- حجت الاسلام جواد جلوانی

(اصفهان- مدرسه علمیه صدر بازار)

در ادامه تقریر درس خارج فقه آیت الله سید ابوالحسن مهدوی (زید عزه) و حواشی بر کتاب عروه الوثقی مورخ شنبه 1/3/1400 که به طور اختصاصی توسط ندای اصفهان پیاده سازی شده است، به نظر طلاب و اساتید می رسد.

جهت دریافت دروس قبلی اینجا را کلیک کنید.

کتاب الصوم- مقدمه- فصل فی النیۀ

***

بسم الله الرحمن الرحیم

صوم را صاحب عروه (رض) به امساک از مفطرات به قصد قربت تعریف می‌فرمایند. این در واقع تعریف اصطلاحی صوم هست چون خود صوم در لغت مطلق امساک است و فرقی نمی‌کند مطلق امساک آیا مقتضی برای عدم امساک و استفاده داشته باشد و کسر از خوردن و آشامیدن بکند یا اصلاً مقتضی نباشد. به‌ عبارت ‌دیگر التفاط و اراده داشته باشد به این‌که چیزی استفاده بکند و یا این‌که التفاطی اصلاً نیست بدون توجه و غفلتاً همین‌طور دارد امساک می‌کند.

این معنای لغوی آن است اما در اصطلاح باید امساک از مفطرات به قصد قربت بکند، البته ما باید این‌جا به تعریف اضافه کنیم و آن این است که اگر از مفطرات استفاده کرد اما ناسیاً این را هم باید ملحق به صوم بکنیم لذا فقط صوم امساک تنها نیست و آن مورد یقینی اش است و اگر سهواً امساک نکرد و ناسیاً و سهواً از مفطرات استفاده کرد آن هم ملحق به صوم می‌شود به‌خاطر  فتوایی که داریم.

صوم منقسم می‌شود به چهار قسم واجب، ممدوح، حرام و مکروه. مکروه به‌معنای قلت ثواب هست.

صوم واجب هشت رقم هست:

1- صوم ماه رمضان 2- صوم قضاء 3- صوم کفاره، هر نوع کفاره‌ای که فراوان است 4- کسی که هدی در حج ندارد باید بدل او صوم بگیرد 5- صوم عهد و نذر و یمین 6- صوم اجاره و نحو اجاره. نحو اجاره مثل شروط در ضمن عقد 7- صوم روز سوم از ایام اعتکاف 8- صوم ولد اکبر عن ابوین.

نکته اول: از این هشت قسم واجب، یک نکته‌ای بارها عرض شده و آن این است که عمل عبادی که با نذر یا عهد و یمین واجب می‌شود یا حتی با اجاره واجب می‌شود (پول می‌دهند و کسی را اجیر می‌کنند) آنچه واجب می‌شود خود عنوان صوم نیست بلکه وفا به این نذر و اجاره واجب می‌شود. نشانه‌اش هم این است که حکم عوض نمی‌شود اما حکم سابق در صوم را بعد از این‌که نذر کرده باید ببیند که چه چیزی است. مثل کسی که نذر می‌کند که نماز شب بخواند وقتی می‌خواهد نماز شب بخواند باید همان حکم سابق را که استحباب است باید همان را نیت بکند و نمی‌تواند بگوید که نماز شب واجب می‌خوانم، نماز شب واجب نیست بلکه وفا به نذر واجب می‌شود.

در اجاره‌اش هم همین‌طور است، وقتی اجاره می‌کند و پول می‌دهد که مثلاً یک سری روزه‌های مستحبی برای مرحوم پدرش به عنوان ثواب ارسال بکند، آن روزه‌های مستحبی که به گردن پدر واجب نبوده و شخص مستاجر هم نباید نیت وجوب بکند اما واجب است به این اجاره‌ای که دارد وفا بکند. لذا این وجوب صوم عرضی است نه ذاتی. ذاتی‌اش همان حکم سابق است. این فرمایش حضرت امام خمینی(ره) هست و تابعین حضرت امام و شاگردانشان معمولاً این را بیان کردند و اخیراً فرمایش حضرت امام به بعضی شخصیت‌هایی از جمله آیت‌الله العظمی سیستانی هم رسیده و در بعضی موارد ایشان تبعیت کرده‌اند.

 نکته دوم که در این فرمایش سید عرض می‌کنیم آن قسم صومی که بر ولد اکبر واجب می‌شود این هم باید عرض بکنیم که در واقع اتیان و اداء آن صوم به هر طریقی واجب هست اگر به طریق دیگر جبران نشده باشد. مثلاً اگر صوم پدر را یک متبرعی آمده و انجام داده است یا خود ولد روزه پدر را نگرفت و غیر خودش را اجیر کرد یا حتی غیر ولد اکبر و مثلاً ولد کوچک‌تر یا حتی غیر مذکر و مؤنث آمد کسی را اجیر کرد و پول داد و روزه پدر را گرفتند این‌جا پدر بری الذمه می‌شود و برای آن ولد اکبر واجب نیست که روزه پدر را بگیرد. لذا آنچه بر ولد اکبر واجب می‌شود را باید بگوییم اگر به هر طریقی صوم پدر ادا نشود آن‌ وقت برای بچه واجب می‌شود آن‌هم بأی طریقٍ یعنی ولو به غیر مباشرت.

***

 در ادامه صاحب عروه (رض) می‌فرمایند که وجوب این صوم در شهر رمضان از «ضروریات دین» است. بعد می‌فرمایند که کسی که در ماه مبارک رمضان افطار بکند اما نه به نیت استحلال بلکه به‌خاطر ضعف ایمان و افطارش هم عالماً و عامداً باشد نه این‌که سهواً افطار بکند چنین کسی را می‌فرمایند که 25 تازیانه به او زده می‌شود و اگر تکرار کرد مجدد 25 تا و اگر بار سوم تکرار کرد قُتلَ علی الاقوی، گرچه احوط این است که قتل او در مرحله رابعه باشد و می‌فرمایند که در مورد قتل فی الثالثه یا فی الرابعه این درصورتی است که دوبار یا سه بار تعزیر شده باشد اگر تعزیر نشده باشد او کشته نمی‌شود.

در نهایت هم می‌فرمایند اگر ادعای شبهه‌ای را کرد مثلاً می‌گوید «من نمی‌دانستم»، اگر این شبهه در حق او احتمالش داده بشود حد از او جدا می‌شود.

در این فرمایش سید سه نکته را عرض می‌کنم؛

 نکته اول: ذکر وجوب قتل برای شخصی که منکر و مرتد هست شایسته ‌است که این را در آخر مسئله ذکر بکنیم.

یعنی اول باید قیودات گفته ‌شود که این قیودات مقدم بر قتل شخصی است که دارد انکار می‌کند یا دارد افطار می‌کند. قیودات بعضی اش دخالت دارد بعضی مبین محل قتل می‌شود مثلاً کلمه علم و عمد باید بگوییم که این آقا عالماً و عامداً دارد انکار می‌کند یا این‌که مثلاً بگوییم که انکار او به توحید یا رسالت یا حتی امامت رجوع کند، منتها ما این را علی الاحوط می‌گوییم اگر انکار او که صوم یا هر چیز دیگری از ضروریات را دارد انکار می‌کند به انکار توحید یا رسالت و امامت علی الاحوط برگردد آن‌وقت ما می‌گوییم که قتلش لازم است. اگر کسی توحید و رسالت و امامت را قبول دارد اما صوم را قبول ندارند این شخص را نمی‌توان قتلش را به‌صرف انکار یک عمل ضروری لازم دانست، قدر یقینی اش آن است که در واقع چون دارد اصول را انکار می‌کند آن باعث شده که فرع را دارد انکار می‌کند و همچنین یکی از قیودات عدم شبهه است، اگر کسی انکار کرد اما به‌خاطر یک شبهه‌ای که برایش به وجودآمده این را ما نمی‌توانیم فوری بگوییم که قتلش واجب است.

همچنین لازم است به عبارت سید قید «فطرت» را اضافه بکنیم که ایشان این را ذکر نکردند. منکر صوم گاهی مرتد فطری است و گاهی ملی است. مرتد فطری آن است که احد ابوین یا هر دو مسلمان باشند به‌طوری‌که شخص قبل ‌از بلوغش ملحق به ابوینش می‌شود و بعد از بلوغ دیگر خودش باید به اسلام اقرار بکند لذا اقرار می‌کند و بعد انکار می‌کند مثلاً می‌گوید صوم را من قبول ندارم، یک چنین کسی مرتد است و الا اگر پدر و مادرش غیرمسلمان باشند و این آقا قبل ‌از بلوغ به حکم کفار است ولیکن بعد از بلوغ اگر آمد شهادتین گفت مسلمان می‌شود و بعد اگر انکار کرد این انکار ملی است که قتلش فوری واجب نمی‌شود و او را توبه می‌دهند، اگر توبه نکرد و قیود دیگر را هم که گفتیم وجود داشت آن‌وقت کشته می‌شود.

نکته دوم: تعزیر خمسۀ و عشرین سوطا این روایتش در مورد جماع است. جماع با اهل اگر کرده باشد این را می‌فرمایند «یعزر خمسۀ و عشرین سوطا».

لذا آن هم با پذیرشی که بزرگان ما از روایت داشتند مطرح شد اما اگر کسی مفطر دیگری انجام داد مثلاً آب خورد، غذا خورد، آن را ما دیگر دلیل نداریم که «یعزر خمسۀ و عشرین سوطا» چون دلیل نداریم بقیه موارد را می‌گوییم به ‌نظر امام (ع) یا نائب من نصب الامام است. باز تکرار می‌کنم اگر شبهه‌ای برای او بوجودآمده باشد این‌جا باز تعزیر نمی‌شود اما بدون شبهه چرا.

 نکته سوم: فرمودند قتل در مرتبه ثالثه یا رابعه هست. روایت‌ها را وقتی نگاه می‌کنیم  اقوی قتل در ثالثه را می‌گوید. لذا ما استناداً به روایات همان را می‌گوییم. اگر می‌خواهند وجود شبهه را بگویند که اگر شبهه‌ای وجود داشته باشد که اصلاً حد از آن جدا می‌شود و حد جاری نمی‌شود چه مرتبه دو یا سه یا حتی مرتبه پنجم باشد آن کاری به مرتبه ندارد، اما بدون شبهه و عمداً اگر مفطر را بیاورد این قتل در ثالثه هست. لذا این‌که سید گفتند احوط در مرتبه چهارم است این را ما وجهی برایش نداریم و ایشان هم به شکل مطلق دارند بیان می‌کنند که این خلاف استفاده از روایات است.

***

 ادامه عبارت سید در بحث نیت هست.

می‌فرمایند که در صوم واجب است قصد به صوم داشته باشد مع القربت و الاخلاص مثل سایر عبادات.

نکته اول: راجع ‌به کلمه‌ی اخلاص که ایشان اضافه کردند عرض بکنم دیگر لازم نیست که اخلاص هم واجب باشد. در نیتش قصد قربت او اجماعاً واجب است اما دیگر نیاز نیست که در کنار قصد قربت قصد اخلاص هم داشته‌ باشد و خود قصد قربت کفایت می‌کند. می‌گوید من قربة الی‌الله دارم روزه می‌گیرم و دیگر لازم نیست که بگوید خالصاً، این خودش خلوص هم در آن هست مگر این‌که «واو» را عطف تفسیری از آن یاد بکنیم. علی‌ای‌حال آنچه عرض می‌کنیم قصد اخلاص دیگر واجب نیست و همان قصد قربت است.

منظور از قصد قربت را هم قبلاً گفتیم که می‌خواهد امتثال فرمان الهی را بکند که به این وسیله به خدا نزدیک شود، همانطور که کسی که فرمان الهی را ترک می‌کند و عصیان می‌کند از ساحت مقدس خدای متعال دور می‌شود. آیا واجب است این قصد را به قلب خودش خطور بدهد؟ نه واجب نیست. داعی کافی است؛ همین اندازه که انگیزه داشته باشد که روزه بگیرد و امساک به قصد پروردگار بکند همین کافی است.

در روزه ماه رمضان خود به خود روزه معین است لذا لازم نیست که نیت تعیین و تعین بکند. تعین لازم نیست اما غیر از ماه رمضان حتی آن واجب‌هایی که معین هست واجب است که قصد به نوع روزه داشته باشد، مثلاً می‌خواهد روزه کفاره بگیرد چون غیر از ماه مبارک است حتماً باید نیت داشته باشد که من روزه کفاره می‌گیرم یا روزه‌ی قضا دارم می‌گیرم یا روزه‌ای می‌گیرم که با نذر برای خودم واجب کردم (گفتیم وجوب به‌معنای وفای به نذر است) و فرقی هم نمی‌کند که نذرش مطلق باشد و روزش را معین نکرده باشد یا این‌که نذر کرده که من مثلاً روز جمعه هفته آینده روزه می‌گیرم با اینکه زمانش معین است با این ‌حال باید معین بکند که چه نوعی دارد می‌گیرد مثلا آیا کفاره دارد می‌گیرد، قضای ماه رمضان است یا نوع دیگری است.

و فرقی هم نمی‌کند که صوم واجب باشد یا ممدوح، بالاخره باید نیت بکند در روزه ممدوح هم باید نوع خودش را تعیین بکند مثلاً ایام البیض می‌خواهد روزه بگیرد یا در روز اول و دوم اعتکاف است بالاخره باید این‌ها را معین بکند که برای چه دارد روزه می‌گیرد. لذا فایده ندارد و کافی نیست که همین‌طور قصد روزه داشته باشد و قربةالی‌الله هم باشد اما نداند که چه نوع روزه‌ای دارد می‌گیرد.

باز فرقی نمی‌کند که آنچه بر ذمه اوست یکی باشد یا متعدد باشد. مثلاً فرض کنید روزه‌ی روز اول و دوم اعتکاف که مرتکب شده و چیز دیگری هم ندارد و هیچ روزه‌ای برگردن او نباشد بعضی گفته‌اند اگر متحد است و یک رقم بیشتر نیست دیگر لازم نیست که تعیین نوع بکند، درحالی‌که فقط ماه رمضان است که از طرف شارع معین شده لذا نمی‌تواند نیت دیگری بکند، اما در این روزه‌هایی که می‌گیریم مثلاً در اعتکاف می‌تواند نیت غیر اعتکاف هم بکند، چون می‌تواند لذا می‌گوییم باید نوع آن را تعیین بکند.

 نکته دوم: این‌که تعیین نوع لازم نیست که تعیین تفصیلی باشد، تعیین اجمالی کافی است. مثلاً فرض کنید بر ذمه او یک روزه بیشتر نیست و این آقا به‌جای این‌که نوع روزه را تعیین بکنند می‌گوید «آنچه در ذمه من است» و مشخص است که یکی بیشتر نیست، همین نیت اجمالی می‌شود. مثلا آنچه بر ذمه فلانی است را من در اجاره دارم برای او می‌گیرم، همین کافی است یا مثلاً اسمش را تفصیلاً نمی‌داند و می‌گوید همان شخصی که من از طرف او اجیر هستم، دارم برای او می‌گیرم. ولو این‌که امکان تفصیلی هم باشد لازم نیست تفصیلاً نیت بکند مثلاً می‌تواند اسم آن شخص را تفصیلاً از فرزندش بپرسد و تفصیلاً نیت او را بکند این هم لازم نیست.

آنجایی هم که در ذمه او روزه‌های متعددی هست می‌تواند تعیین اجمالی بکند و تعیین تفصیلی نکند. مثلاً می‌گوید که آنچه بر ذمه من اولاً آمده‌است آن را دارم روزه‌اش را می‌گیرم یا ثانیاً آنچه که بر ذمه من آمده ‌است آن را دارم می‌گیرم. همین‌ها تعیین اجمالی می‌شود و کافی است.

 نکته سوم: ما هم یک مطلب این‌جا اضافه بکنیم. می‌گوییم اگر کسی قصد ریا در روزه کرد این مضر است اما اگر قصد ریا نداشت و همین‌طور امساک تا نزدیک غروب آفتاب داشت ولو یک دقیقه به آخر می‌تواند نیت بکند و بگوید من این امساکی که خودبه‌خود داشتم را به نیت قربةالی‌الله و برای فلان روزه دارم می‌گیرم، همین کافی است.

پس اگر کسی قصد ریا کرد که آن دیگر ضرر زده و اگر قصد ریا نداشت و امساکش اگر بدون قصد قربت باشد در تمام روز که از زمان فجر تا زمان غروب آفتاب است اگر در تمام روز قصد قربت نکند این امساک به درد نمی‌خورد مثل کسی است که از اذان تا مغرب خواب باشد بعد که بیدار می‌شود بگوید خوب است که ما این روز گذشته را روزه حساب بکنیم این نمی‌شود، اما یک وقتی هست که قبل‌ از خواب نیت کرده که روزه بگیرد و بعد خوابیده و این اشکالی ندارد.

پس امساک بدون قصد قربت فی تمام الیوم کافی نیست اما اگر یک لحظه هم باشد کافی است مگر مربوط به قضای روزه ماه رمضان باشد که آن‌ها احکام خاص خودش را دارد.

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , ,

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


نوشت ایران؛ نوشت افزار باکیفیت ایرانی اسلامی
نوشت ایران؛ نوشت افزار باکیفیت ایرانی اسلامی
ثبت نام حوزه علمیه مشکات اصفهان/ طرح تحولی ویژه دانشجویان/ کلیک کن
ثبت نام حوزه علمیه مشکات اصفهان/ طرح تحولی ویژه دانشجویان/ کلیک کن
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715