یکشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۵
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
سرویس: سیاسی
چاپ خبر
۱۵:۵۹ - ۱۳۹۴/۰۴/۱۷
سقائیان نژاد
یادداشت مهمان- حسن قانونی؛
 درس های عزل سقائیان نژاد از منصب شهرداری اصفهان   

سید مرتضی سقائیان نژاد، با سابقه ریاست بر دو دانشگاه مهم اصفهان و صنعتی اصفهان، به عنوان یکی از فعالان و خبرگان سیاسی شهر اصفهان و دبیر جامعه اسلامی مهندسین استان اصفهان پس از ۱۲ سال زعامت شهرداری اصفهان، در هشتم خردادماه از منصب خود "برکنار" شد...

ندای اصفهان به نقل از رویش نیوز/ حسن قانونی: خردادماه در تاریخ پر افتخار انقلاب اسلامی، همواره یادآور تحولاتی سرنوشت ساز برای ایران اسلامی بوده که این تحولات هماره کشور را دستخوش تغییر و دگرگونی قرار داده اند، از خردادماه سال ۱۳۴۲ که سرمنشا تشکیل انقلاب اسلامی گردید تا رحلت بنیان گذار کبیر انقلاب اسلامی و انتخابات های برگزار شده که معمولا هر هشت سال یکبار، کشور را دچار دگرگونی در سرنوشت سیاسی، اقتصادی و… خود کرده تا هشتم خردادماه سال ۹۴ که اتفاقی دیگر، این بار در اصفهان منجر به تغییر بزرگی در رأس بزرگ ترین مقام اجرایی شهری شد.
سید مرتضی سقائیان نژاد، دانش آموخته دکتری الکترونیک از دانشگاه ایالتی کنتاکی ایالات متحد آمریکا، با سابقه ریاست بر دو دانشگاه مهم اصفهان و صنعتی اصفهان، به عنوان یکی از فعالان و خبرگان سیاسی شهر اصفهان و دبیر جامعه اسلامی مهندسین استان اصفهان به عنوان بزرگترین تشکل سیاسی اصفهان با عقبه فکری و اجرایی صدها مدیر فعال و تئوریسین در حوزه های مختلف، پس از ۱۲ سال زعامت شهرداری اصفهان، به اراده و تصمیم نمایندگان و برگزیدگان مردم کلان‌شهر اصفهان در چهارمین دوره انتخابات مردمی شورای اسلامی شهر اصفهان، در هشتم خردادماه جاری از منصب خود “برکنار” شد.
اتفاقی که قضاوت در خصوص علل و دلایل بروز آن نیاز به تحلیل های همه جانبه داشته و پی بردن به آثار و تبعات این تصمیم اعضای شورای اسلامی شهر اصفهان، و مشاهده تاثیرات این اراده نمایندگان مردم بر سرنوشت این کلان‌شهر در حوزه های مختلف بین المللی، منطقه ای، سراسری و استانی و در بخش های مدیریتی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و ورزشی و سایر حوزه ها نیازمند گذر زمان است.
از تحلیل های مختلف در مورد چرایی و چگونگی استیضاح شهردار (که بعضا رنگ و بوی سیاسی نیز گرفته اند) که بگذریم، درس هایی در این برکناری تاریخی نهفته است که  در ادامه به بخشی از این موارد اشاره می کنیم.
نکته اول؛

جامعه شناسی نخبه کشی
واضح و مبرهن و بر همه مسئولان و نخبگان و فعالان سیاسی و فرهنگی شهر اصفهان مسلم و آشکار است که اصفهان شهری “نخبه کش” است و این فرضیه ای است که به نظریه تبدیل شده و جای هیچ شک و شبهه ای در آن وجود ندارد، استانی که همیشه نخبه پرور بوده و یکی از صادرات آن به سایر مناطق کشور “مدیر موفق” است، برای انتخاب یک شهردار و یا یک استاندار معمولا بامصیبت هایی درگیر است که شاه بیت آن “قحط الرجال” بودن این کلان شهر و استان اصفهان است، جایی که اکثر مدیران موفق کشور از آن برخاسته اند و اصالتا مکتبی در این زمینه برای خود دارد که الگویی مثال زدنی نیز در کشور شده و در همه زمان ها مدیران امنیتی و سیاسی و اقتصادی برخاسته از اصفهان که به “خط شکن” معروف و مشهور شده اند، خود در بزنگاه های تاریخی و نقاط حساس چنان دچار قحط الرجالی می گردد که تناقض موجود در آن هر اهل فنی را به تعجب وا می دارد. غایت مشکل مدیران اصفهان این است که معمولا ظرف و مظروف با هم همخوانی ندارند؛ برای عده ای ظرفشان کوچک است و برای برخی  مظروفشان، آدم های نالایق بر صندلی های بلندتر از توانشان تکیه زده و انسان ها توانمند یا برای مسئولیت های در شأن خود انتخاب نمی شوند، یا حاضر نیستند مسئولیتی را بپذیرند که احتمال لکه دار شدن اعتبارشان در آن وجود دارد.
نگاهی به وزرای متفاوت در ادوار مختلف ریاست جمهوری بیانگر این نکته است که مدیران اصفهانی، زمانی که حرف برای گفتن دارند عطای اصفهان را به لقایش می بخشند. آنان یا در پایتخت سکنی می گزینند و دیگر اگر کلاهشان هم بیفتد به این شهر تاریخی پر رمز و راز بر نمی گردند و یا در حاشیه خلیج فارس و کشورهای دیگر به خدمت در عرصه مدیریت و هنر و… مشغول می شوند.
راه دوری نرویم؛ فارغ از نگاه های سیاسی به دولت ها، شش وزیر از هفده مرد کابینه دولت فعلی، اصفهانی هستند، از وزیر امور خارجه، اقتصاد و دفاع گرفته تا وزیر ارتباطات و کشاورزی و خیلی های دیگر که البته ترجیح عده ای از آن ها این است که کسی نفهمد که سابقه خانوادگی یا مدیریتی آنان به اصفهان برمی گردد؛ هر چند با وجود تلاش هایشان، در نهایت لهجه شیرین اصفهانی دست آن ها را رو می کند.
مثال در این زمینه زیاد است و همه مدیران استان به این نکته باور دارند، اما چرایی این مسئله همیشه جای سئوال است. ای کاش پژوهشی در این زمینه انجام می شد که چرا مدیران اصفهانی، اصفهان را محمل خوبی برای ادامه فعالیت و کار خود نمی بینند. آیا این باور در مدیران جاری است و یا بافت اصفهان به گونه ای است که “خودی کش” است و غریبه پرست؟ پاسخ به این سئوال راه گشای رفع بسیاری از مشکلات فعلی و آتی این استان پر ظرفیت است، در این میان، نوع رفتار صورت گرفته با شهردار سابق اصفهان نیز از این مقوله مستثنی نیست و به نظر می رسد نوعی نگاه “سقائیان کشی” در بخشی از بدنه شورای اسلامی شهر اصفهان پای گرفته بوده است. هر چند آن گونه که در پی می آید شهردار معزول اصفهان افزون بر گرفتار شدن در ورطه “نخبه کشی”، شخضصً دست به “خودکشی سیاسی” نیز زد و “خودکشته” را تدبیر نیست.

نکته دوم؛

اگر مراد نصیحت‌کنان من این است / که ترک دوست بگویم، تصوری است محال
اقتدارگرایی زیرکانه و تعامل یک طرفه با طرف مقابل و اتخاذ سیاست چماق و هویج، خصوصیت بارز مردم و مدیران اصفهانی است. همین مسئله مدیران این شهر را دچار نوعی انعطاف ناپذیری ناموزون درحوزه مدیریتی خود کرده است. مسئله ای که باعث می شود مدیران همواره عقل فردی و یا عقل جمعی درون سیستمی خود را به عقل و منطق سایرین ترجیح دهند و به نوعی به خود سری وخود پسندی رسیده و بر مواضع هر چند غلط خود در گذشته پافشاری نمایند، شهردار سابق اصفهان نیز از این مقوله مستثنی نبود و آنچه شورای شهر اصفهان را بر آن داشت تا زهر چشمی از وی بگیرد، همین مسئله بود.
بارها درباره برخی نورچشمی های دکتر سقائیان نژاد هشدارهای زیادی از سوی عده ای از دوستان، حامیان سیاسی و در نهایت اعضای شورای اسلامی شهر اصفهان داده شده بود و در دوره سوم شورای اسلامی شهر که اکثرا از حامیان ایشان بودند نیز بر این نکته تاکید شده بود. در دوره چهارم شورای اسلامی شهر اصفهان نیز، دادن رای اعتماد به سید مرتضی سقائیان نژاد منوط به خروج چند نفر از نزدیکان و معاونان ایشان شده بود که همین خودسری ها و مشایی پرستی ها کار دست شهردار اصفهان داد؛ شهرداری که آن قدر بر حمایت از نزدیکانش اصرار کرد که عاقبت خود و سمتش را فدای این حمایت نمود.
مشایی پرستی، رویه ای است که بسیاری از مدیران نه تنها استان اصفهان، بلکه کشور را دچار افول از جایگاه و بعضا خروج از جریان حاکمیت کرده است، عاملی که رئیس جمهور دولت نهم و دهم را به پایین کشاند و جایگاه عده ای دیگر را در نظام اسلامی به خاطر دفاع از خانواده و فرد خاصی تضعیف کرد و از محبوبیت مردمی و حاکمیتی این افراد کاست و عده ای را از محبوبیت در میان مردم به ورطه بی اهمیتی و بعضا نفرت آنان کشید.
این مسئله که چه طور می شود عده ای از مدیران به زیر دستان هم جنس خود تا به این حد و میزان، علقه و علاقه پیدا می کنند و علی رغم توصیه علما و بزرگان و بعضا مراجع و دوستان و یاران و مردم، تن به همراهی با آنان می دهند و همچنان هزینه بودن این افراد معلوم الحال را به نبودشان ترجیح می دهند، نیاز به کار کارشناسی و تحقیق و تفحص در مورد انگیزه های چنین مدیرانی دارد؛ آیا این مسئله صرفا یک علاقه انسانی است؟ آیا از حضور چنین افرادی منافع خاصی نصیب فرد یا گروهی می شود؟ آیا با توجه به بافت سنتی اصفهان، روابط سببی و نسبی مانع از کنارگذاشته شدن آنان می شود؟ آیا خود مدیران نیز این افراد را می شناسند و با گماردن و حمایت از آنان می خواهند ثابت کنند آن قدر قدرتمند هستند که کسی حتی حق اعتراض به چنین گماشته هایی را نیز ندارد؟ این پرسش ها و پرسش هایی از این دست، اگرچه ذهن را به خود درگیر می کنند و موارد پژوهشی جذابی به نظر می‌رسند، اما پاسخ به آن ها نیازمند اطلاعاتی است که تنها خود مدیر مد نظر، می تواند آن ها را پاسخ دهد.

نکته سوم؛

شکستن تابوی ریش سفیدی و حرف نشنوی از بزرگان در اصفهان  
برکناری دکتر سید مرتضی سقائیان نژاد، مسئله ای نبود که به یک باره روی دهد، موضوعی بود که زمزمه های آن از سه سال گذشته در شورای اسلامی شهر و شهرداری اصفهان شنیده می شد اما هر بار زمزمه ها افزایش می یافت، نفوذ و کسوت شهردار معزول و همچنین ریش سفیدی بزرگان اصفهان در مقاطعی، مسئله را مسکوت نگه می داشت.
با وجود همه اختلافات، به نظر می رسید که شکاف سلایق و علایق و تفکرات شورا و شهرداری آن قدر عمیق نبود که ادامه روند فعالیت این دو را با مشکل مواجه کند. اما به نظر می رسد اصرار و پافشاری طرفین بر مواضع خود و کوتاه نیامدن در مقابل یکدیگر و البته قانون (که شورا را به عنوان ناظر شهرداری معین کرده است) عاملی بود که در نهایت منجر به بالاگرفتن اختلاف میان این دو نهاد حقوقی شد؛ اختلافی که حتی مراجع و روحانیت عظام و بزرگان سیاسی و اجتماعی شهر نیز نتوانستند با ریش سفیدی های معمول، ادامه همکاری این دو نهاد را موجب شوند.
در این میان انگشت اتهام به سوی کاهلان در این زمینه و یا معارضان و غیر تابعین نشانه نرفته است، اما این مسئله زنگ هشداری برای “خانواده اصفهان” است که اگر پدران، بزرگان، ریش سفیدان و معتمدین شهری  و استانی نتوانند و یا از آنان خواسته نشود که در میانه برخی اختلافات و بحران ها با قضاوتی عادلانه، مسائل را ختم به خیر کنند احتمال دارد در آینده نه چندان دور، اختلافات این استان به صورت  مسالمت آمیز حل نشده  و جدال و قدرت نمایی و زورآزمایی، جای خود را به مصالحه و رفاقت و همدلی و همزبانی بدهد.
اندیشه تدبیر در خصوص این مسئله بسیار حیاتی را به خود بزرگان شهر واگذار می کنیم.

نکته چهارم؛

آخرین رذیله‌ای که از دل مؤمن خارج می‌شود، حُبّ جاه است. (امام علی علیه السلام)
ازجمله نقدهایی که به شهردار سابق اصفهان وارد بود، طولانی شدن دوره تصدی شهردار اصفهان بود. اگرچه ثبات مدیریتی از ارکان موفقیت است، اما باید توجه کرد که هر سیستمی پس از مدتی، از ایده های جدید تهی می شود و نگرش توسعه ای، جای خود را به نگرش وظیفه ای می دهد؛ چیزی که متأسفانه آفت دوره های متأخثر شهردار اصفهان شده بود.
لزوم گردش نخبگان در هر ساختار و سیستمی ضرورتی انکارناپذیر است که پویایی، چالاکی، تحرک و خلاقیت و ده‌ها منعفت دیگر، از جمله نتایجی است که اصل تغییر در هر سازمانی را غیر قابل انکار و مفید جلوه می دهد. اگر نگاهی به نقش آفرینان بزرگ و موفق عرصه های سیاسی و اجتماعی ایران در طول قرن های گذشته بیندازیم مشاهده می کنیم که افراد تاثیر گذاری همچون شیخ بهایی و امیر کبیر در مدت زمانی کوتاه توانستند سیاست ها و برنامه های توسعه ای و تاثیرگذار خود را پیاده نمایند. در همین خصوص رهبر انقلاب نیز در طول دوران زعامت خود، همواره در نهادهایی همچون قوه قضائیه، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران و … مسئولین منتصب را تنها به مدت پنج سال و در نهایت ده سال بر می گزینند. بدیهی است این نقصان، متوجه شورای اسلامی شهر است که اجازه به درازاکشیدن دوره تصدی شهردار را صادر کرده و از چرخش نخبگان خودداری نمودند. نقصان مهم دیگری که در این میان به شورای شهر مطرح است تصمیم گیری در خصوص عزل شهردار اصفهان در دو سال پایانی باقی مانده از عمر دوره چهارم شورای اسلامی شهر اصفهان است، چیزی که تاکید دیگری بر لجبازی کردن دو نهاد با یکدیگر بر سر مسائل دارد، به یقین شورای شهر دوره چهارم دو سال از زمان خدمت رسانی به مردم را بیشتر صرف حل مسالمت آمیز و کدخدامنشانه درگیری با شهرداری کرده و این زمان، برای یک دوره چهار ساله زمان کمی نیست، از هم اکنون هم شورای شهر باید به دنبال شهردار دیگری باشد که در درجه اول حاضر باشد این مسئولیت را تقبل کرده و در درجه دوم در مدت زمان نزدیک به دو سال آتی تحولات مورد نظر شورای شهر را به منصه ظهور و اجرا برساند، مدیری با فرصت زمانی کم برای عزل و نصب هایش و هزاران طرح و برنامه و ایده که از هر کسی تراوش می کند و ضرورتا انتظاراتی که پاسخ به آنها دشوار است و بعضا غیرممکن.

البته این نقد به شهردار سابق اصفهان نیز وارد است که به جز تغییرات انگشت شمار، اکثر معاونان و شهرداران مناطق و مدیران عامل سازمان، در طول این مدت فعالیت، همچنان در سمت خود باقی ماندند. این مسئله آنقدر ادامه یافت که حتی عده ای از بزرگان شهر نیز بر خداحافظی با عزت دکتر سقائیان نژاد از شهرداری اصفهان تاکید داشتند که البته موافقت وی را در پی نداشت.
درنهایت به نظر می رسد با این تغییر مدیریت درنهاد شهرداری، امکان جوان گرایی و نخبه گرایی در نهاد شهرداری بیش از پیش فراهم شود و با تغییر در حوزه مدیران  وانتخاب شایسته شهردار آینده، شاهد تحولاتی بیش از دوازده سال ماندگاری دکتر سقائیان نژاد در شهرداری اصفهان باشیم.

نکته پنجم؛
بی انصافی نسبت به اراده نمایندگان منتخب مردم در شورای اسلامی شهر
با اینکه خلاف ادب نوشتاری است، اما بد نیست همه ما به گذشته خود که از نطفه ای تشکیل شده ایم نیم نگاهی داشته باشیم، همینطور به یاد آوریم زمان هایی را که هیچ اراده ای از خود نداشتیم و به فضل و لطف و کرامت الهی توانسته ایم به حدی از فهم و شعور و درک و استنباط در مسائل خانوادگی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی برسیم که قدرت تمیز دادن مسائل را به حمدالله داشته باشیم.
این نکته را از این بابت عرض کردم که در دوران تصمیم گیری در خصوص انتصاب مجدد و یا عزل شهردار اصفهان، جساراتی به ساحت مقدس نمایندگان مردم در شورای اسلامی شهر صورت گرفت که در نهایت جفای به مردم شریف اصفهان بابت انتخاب برگزیده گانشان در پارلمان شهر بود، لفظ کلماتی همچون آرتیست، کشتی گیر، مجری برنامه های کودک، زیردست فلان فرد و …. عبارات ناشایستی بود که از سوی عده ای از دغدغه مندان و دلسوزان منصب صورت گرفت که به نظر می رسد جادارد مراجع قضایی نسبت به اعاده حیثیت نمایندگان منتخب مردم در این خصوص اقدامات لازم را معمول دارند.
البته همانطور که ذکر رفت همه منتخبین مردم در شورای شهر و بالاخص از جناح رقیب نیز زمانی سوابقی ناخوشایند تر از این نیز در کارنامه خود داشته اند که در نهایت به نظر می رسد اینگونه ادبیات، کلامی برآمده از عقده شخصی و نامطلوب انگاری دست نایابی به هدف است که انشالله همه ما در رعایت کرامت انسانی و جایگاه و شانیت نمایندگی نهایت اهتمام لازم را به خرج دهیم.
همچنین از جمله موارد دیگری که در این میان به نحوه انتخاب اعضای شورای اسلامی شهر منتصب می شود سیاسی بودن نحوه برخورد با عزل و نصب شهردار اصفهان است که ذکر جهت و مشی سیاسی اعضای دوره چهارم شورای اسلامی شهر اصفهان، ناقض این گفته ناصواب است، در انتخابات دوره چهارم شورای شهر اصفهان، از میان ۲۱ عضو شورای اسلامی شهر اصفهان، ۲ نفر از اعضا به عنوان عضو اصلاح طلب،۳ نفر به صورت مستقل، ۱۳ نفر به عنوان اصول گرا و ۳ نفر به عنوان اعضای جبهه پایداری به پارلمان شهر راه یافتند که در این میان اگر ائتلافی نیز میان اعضای منتخب مردم که گرایش به جبهه پایداری دارند با اعضای منتخب مردم! (تاکید می کنم) که گرایش به جبهه اصلاحات دارند، بازهم فاصله زیادی تا رای ۱۴ نفری به عدم انتصاب دکتر سقائیان نژاد به شهرداری اصفهان است  که اگر باز هم بازی اصولگرایان در زمین اصلاح طلبان و یا پایداری ها را محتمل بدانیم، این مسئله باز هم توهین آشکار به کرامت، شعور، فهم، منطق، عقلانیت، انسانیت و استقلال هر نماینده از مردم است.
البته نباید از این نکته غافل شویم که به طور طبیعی جریان اصلاح طلب اصفهان از این تغییر مدیریتی در شهر خوشحال شده و بالبطع نمی توان این خرسندی را تنها متوجه اصلاح طلبان دانست، چرا که این تغییر مدیریتی نوید بخش اتفاقات مطلوبی برای جریان اصولگرا و سایر جریانات سیاسی اصفهان نیز می تواند باشد.
در این میان، مسائلی در میان بوده که این اجماع در شورای اسلامی شهر برای برکناری شهردار اصفهان صورت گرفت که انتظار می رود نگاه منطقی، محکمه پسند و خدا محور در این خصوص داشته باشیم و از هرگونه جهت دهی سیاسی به شعور شخصی نمایندگانی که بخش عمده ای از آنان از گروه خادمان شهر بوده اند و از کسوت و صلاحیت اظهار نظر آزاد و حق جویانه برخوردارند پرهیز کنیم و نگذاریم عده ای فرصت طلب در این میان، با تاکید بر روی این مسئله به شعور نمایندگان مردم و در نهایت خود مردم توهین آشکار  مغرضانه نمایند.

 نکته ششم:
برآیند رسانه ای ۱۲ ساله شهر، رسانه های وابسته، رسانه های  ساکت، رسانه های وامدار
رسانه ها به عنوان نمایندگان مردم و مطالبه گران واقعی هر جامعه، به عنوان چشم بینا، گوش شنوا و زبان گویای مردم هستند که در این میان، نقش اصلی آنها بیداری، مطالبه گری و نظارت بر عملکرد مسئولان، اطلاع رسانی و جهت دهی صحیح به افکار عمومی است که در دوران دوازده ساله شهرداری اصفهان، آزادگی و آزاد مردی و استقلال از بخش عمده ای از نشریات و رسانه ها و خبرگزاری ها رخت بر بست، مجموعه شهرداری اصفهان با تشکیل رسانه مکتوب روزانه اصفهان زیبا و رسانه مجازی خبرگزاری ایمنا، صدای شهر، سیمای شهر، تابلوهای شهر، سامانه پیامکی و سامانه ارتباطی تلفنی تلاش کرد تا از پول بیت المال و عوارض نوسازی و بهسازی و ساخت وساز و… محملی را برای معرفی جانبدارانه و یک جانبه خدمات خود به مردم فراهم کند و از سوی دیگر با دراختیار گرفتن برخی رسانه های محلی و استانی مکتوب و دیجیتال تلاش کند تا گفتمان شهرداری محورانه را مطابق با سیاستهای مدیریتی شهر فراهم نماید که البته در این میان توفیق مطلوبی نیز به دست آورد که نمونه آن را در رپرتاژهای خبری و کمک و مساعدت ها به نور چشمی های رسانه ای شاهد بودیم که جای انکار آن نیز برای کسی باقی نمانده است.
از سوی دیگر نیز با تهدید و ارعاب برخی رسانه هایی که چندان قرابتی با این گفتمان جاری در شهر نداشتند، تلاش داشت تا جریان رسانه ای نزدیک به مردم را با سیاست ها و برنامه های مدیریتی خود هموار  کند که این مسئله ظلم بزرگی را به اصحاب رسانه و رسالت قلم و هویت و حیثیت قسم خورده قرآنی آنان  روا داشت، مانعی که عاملی گردید تا بتوان از نهادی که بیشترین ارتباط را با مردم دارد نقدی نوشت و این نقد هیچ گاه از منظر شهرداری صواب نگریسته نشد و در عالمانه و منصفانه بودن همین نقد، هزاران نقدهای کلامی و مکتوب در رسانه های منتصب و رسانه های وامدار به میان رفت که مصداق اینها نیز اندک نیست.
البته امیدواریم حرکت های رسانه های شهرداری در دوره دوم، سوم و چهارم، باقی الصالحاتی برای شفاف سازی و اطلاع رسانی صحیح و حقیقی به مردم و نمایندگی مردم در رسانه ها بماند.

نکته هفتم
چند دستگی اصولگرایان، آفتی برای هویت این جریان سیاسی
دلسوزان مسائل انقلاب و نظام و اسلام و شهر اصفهان، همواره نگران این مسئله هستند که پیراهن خدمت به مردم بر تن چه کس یا کسانی پوشیده می شود، نگرانی که حقیقتا بی مورد نیست و از این روی که بخشی از اصولگرایان به عنوان دلسوزان نظام و انقلاب  و شهر با التقاط و افتراقی که در آنها به وجود آمده و به چندین گروه اصولگرایان راست، اصولگرایان چپ، اصول گرایان اصلاح طلب، اصولگرایان معتدل، پیروان خط ولایت و رهبری، پیروان جبهه پایداری و …… تبدیل شده اند چه برنامه ای برای آینده سیاسی و مدیریتی خود دارند بر نگرانی های آنان می افزاید.
حذف وبرخورد با اصولگرایان شناسنامه دار  با سابقه و  راست سنتی در انقلاب اسلامی و به ویژه شهر اصفهان، آفتی است که به دنبال عزل شهردار اصفهان حالتی اجرایی به خود گرفته و این مسئله بر دل پریشانی و دلواپسی بخشی از نیروهای وفادار انقلاب و رهبری افزوده است.
آنچه  در این میان بر نگرانی ها می افزاید رسوخ عده ای افراد فرصت طلب، منفعت طلب و جاه طلب است که بخشی از آنان را نیز جوانان ناپخته در عالم سیاست در هر دو طیف تشکیل می دهد که این مسئله بر دل مشغولی های بنیانگذاران، دلسوزان و داغ دیدگان و شهید دادگان ولایتی که بیشترین شهید را برای این نظام و نظام داده  می افزاید که در نهایت امیدواریم جریان راست سنتی در اصفهان به کناره ای گذاشته نشده و از ظرفیت ها، توانمندی ها و سوابق درخشان آنها به نحو شایسته در اداره شهر استفاده شود، مضاف بر این ضمن تشکر از همه تلاشهای ۱۲ ساله، از دکتر سقائیان نژاد که هم اکنون در شهر حرم اهل بیت (ع) و در قم به همین لباس شهرداری مزین شده اند انتظار می رود همچنان در اصفهان  به  ارائه تجربیات خود به نسل های دیگر پرداخته و تلاش نماید اصفهان، برای یکبار هم که شده سنتی شکنی کرده و فرزندی از خود را همواره در مسیر توسعه خود به کار گیرد. انشالله.

برچسب‌ها: , , , , ,

FacebookTwitterGoogle+TelegramWhatsAppLineYahoo MessengerLinkedInPinterestTumblr

مطالب مرتبط

  1. مولا می‌گه:

    مال بد بیخ ریش صاحبش…
    تورا بخدا بیایید این شهردارتون را از قم ببرید.شهرقم دوباره داره نابود میشه.سه سال بود که داشتیم طعم خدمت را میچشیدیم

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


میدان نیوز
میدان نیوز
حوزه و روحانیت
حوزه و روحانیت
جوان انقلابی
جوان انقلابی
انقلابی شدن
انقلابی شدن
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات
تبلیغات
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز
وعده صادق
وعده صادق