شنبه ۲۴ مهر ۱۴۰۰
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۱۰:۵۷ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۳

احکام نماز مسافر/

درس خارج فقه آیت الله سید ابوالحسن مهدوی: شرط هشتم وجوب قصر نماز

در ادامه تقریر درس خارج فقه آیت الله سید ابوالحسن مهدوی (زید عزه) و حواشی بر کتاب عروه الوثقی مورخ سه شنبه ۱۲/۱۲/۹۹ که به طور اختصاصی توسط ندای اصفهان پیاده سازی شده است، به نظر طلاب و اساتید می رسد

ندای اصفهان- حجت الاسلام جواد جلوانی

(مدرسه علمیه صدر بازار اصفهان)

در ادامه تقریر درس خارج فقه آیت الله سید ابوالحسن مهدوی (زید عزه) و حواشی بر کتاب عروه الوثقی مورخ سه شنبه 12/12/99 که به طور اختصاصی توسط ندای اصفهان پیاده سازی شده است، به نظر طلاب و اساتید می رسد.

جهت دریافت دروس قبلی اینجا را کلیک کنید.

کتاب الصلاۀ- فصل فی صلاۀ المسافر- احکام نماز مسافر- شرط هفتم وجوب قصر نماز- شرط هشتم وجوب قصر نماز

***

بسم الله الرحمن الرحیم

مسئله 56: می‌فرمایند کسی که در یک زمین پهناوری مجموعه آن زمین را برای مقر خودش انتخاب کرده الا این‌که هر سالی در یک بخشی از آن مکان حضور دارد و سال بعد در بخش دیگر، مثلاً پنج سال در پنج قسمت این مکان استقرار پیدا می‌کند، می‌فرمایند وقتی‌که از آن مقر سالیانه خودش سفر می‌کند و می‌رود باید نمازش را شکسته بخواند.

عبارت سید در مسئله 56 ابهامی دارد از حیث این‌که می‌فرمایند «از مقر سالیانه خودش سفر بکند»، آیا منظور این است که سفر بکند و به خارج از آن ارض واسعه ای که انتخاب کرده برود که مثلاً در پنج سال اگر در یک محدوده است حالا به خارج از آن سفر می‌کند؟ یا این‌که از مکانی از همین ارض واسعه به مکان دیگری از همین ارض سفر می‌کند؟ کلام ایشان هر دو احتمال را دارد و تأمل در هر دو را دارد بلکه بیشتر مراد دومی است.

در عین‌ حال اگر مراد اولی باشد که از مجموعه این پنج مقری که قصد دارد سفر می‌کند و به خارج از آن‌جا می‌رود این قطعاً شکی نیست که باید شکسته بخواند؛ اما اگر در داخل همان ارض واسعه از مکان اول به مکان دوم می‌رود این‌جا باید ببینیم که در بخش دوم آیا او توطن اختیار کرده یا نه؟ این‌که ایشان فرمودند شکسته بخواند وقتی در وطن دوم می‌رود ظاهراً این صحیح نیست و باید بگوییم که اگر به بخش دوم آن زمین برود باز هم باید تمام بخواند منتها مشروط به این‌که توطن بکند و اگر قصد توطن نداشته باشد مثلاً برای سیاحت رفته او باید شکسته بخواند چون موقت می‌رود و اگر قصد ده روز نمی‌کند نماز را شکسته می‌خواند.

و اگر توطن قسم دوم صدق نکرد ولیکن صدق یک عنوان دیگری کرد و آن این است که از وطن اولش خارج می‌شود و صدق بکند که «بیوتهم» معهم یعنی یک چادر زندگی برمی‌دارد و از وطن اولش حرکت می‌کند و در بخش‌های دیگر هیچ‌ جا را به ‌عنوان وطن انتخاب نمی‌کند و همین‌طور در جاهای خوش آب و گیاه زندگی می‌کند که در روایت گفت بیتوهم معهم یا برای ملاح گفت «هو فی بیته» اگر این باشد باز نمازش تمام است.

در عین ‌حال که این ایرادات را داریم اما نگاه کردم و دیدم مراجع همه از صاحب عروه تبعیت کردند، یعنی به ‌صرف این‌که از مقر آن یک‌ سالش مسافرت کرد و به مکان دیگری رفت گفتند شکسته می‌شود در حالی‌ که عرض کردم اگر عنوان با بیوتهم معهم باشد یا مکان دوم را به ‌عنوان وطن بخواهد حساب بکند باید تمام بخواند.

در دو صورت شکسته می‌خواند یکی این‌که اصلاً از آن مجموعه ارض واسعه خارج بشود، دوم این‌که در داخل آن ارض واسعه باشد ولیکن از وطنش که خارج می‌شود وطن دومی انتخاب نکند و بخواهد چند روزی برای سیاحت برود و قصد اقامه ده روز در جایی دیگر یا قصد توطن در مکان دیگر را ندارد پس شکسته‌ است.

***

مسئله 57: گفتیم اگر کسی در منزل خودش یا در بلد دیگر ده روز اقامه کرد و موجب قصر در سفر اولی خودش می‌شود، همان کسی که شغلش سفر هست و بر سفر اشتغال دارد مثل مکاری، ملاح گفتیم در سفر اول که می‌رود شکسته می‌خواند. حالا این شکسته خواندن یا به تعبد است که ما معتقد هستیم که تعبدی است و روایت گفت کسی که تا 10 روز در وطنش یا در غیر وطنش نمانده این عمله سفره. لذا باید تمام بخواند، ولی اگر ده روز در وطن یا غیروطن ماند این حالت عملیت سفر از او تعبداً گرفته می‌شود، این اعتقاد ماست که ملاک عدد 10 است لذا تا ده روز و اگر کمتر از ده روز باشد مثلاً نه روز و نصف باشد این تعبدی است و هنوز نمازش تمام است و اگر ده روز کامل یا بیشتر ماند در سفر بعدی شکسته است. یعنی حتی چند ساعتش هم مؤثر است.

احتمال دیگری آیت‌الله ‌العظمی حکیم بیان می‌کنند که علت این‌که ده روز باعث می‌شود که در سفر بعدی شکسته بخواند چون عملیت سفر عرفاً از او برداشته می‌شود، یعنی ده روز وقتی در وطنش هست عرفاً می‌گویند دیگر او کارش سفر کردن نیست.

این عجیب است که اولاً آقای حکیم خلاف آن‌ چیزی را دارند می‌گویند که سابقاً بیان کردند و ایشان سابقاً بیان کردند که با ده روز ماندن عرفاً هنوز می‌گویند شغل او شغل ملاحی است ولو ده روز هم مانده باشد، شغل او مکاری است نه چیز دیگری. قبلاً می‌گفتند عرفاً باقیست حالا می‌گویند این‌جا صدق عملیت سفر عرفاً مرتفع می‌شود پس اولاً یک تعارضی در کلام ایشان است که شاید فراموش کرده‌اند. نمی‌دانم!! ثانیاً این‌که اصلا عرفاً هم برداشته نمی‌شود آن حرف سابق ایشان صحیح بود که ولو ده روز هم بماند شغلش که عوض نشده و حرفه و اشتغال او همان است. آن‌ وقت این دو معیار در بحث ما اثر دارد.

بحث ما در مسئله 57 این است که می‌فرمایند اگر کسی شک کرد آیا ده روز در منزلش یا در بلد دیگر مانده یا نه؟ طبق نظر آقای حکیم گفته‌اند شک در این است که هنوز عملیت سفر برای او صادق است یا مرتفع شده است، آیا عرفاً می‌گویند هنوز عمل او سفر هست یا نه؟ پس حالا که شک داریم استصحاب می‌کنیم. حرف ایشان را ببینید که چقدر ایراد دارد.

 ایراد واضحش این است که عرف هیچ‌ وقت حکم به ‌دقت نمی‌کند. کجا عرف حکم به فرق بین مقام تسعۀ الایام یا مقام عشرۀ الایام می‌کند تا این‌که مثلاً اگر با دقت باشد عرف بگوید 9 روز مانده هنوز شغل او باقی است و اگر ده روز مانده دیگر شغل او باقی نیست و دیگر از شغل ملاحی خارج ‌شده است! بعد بیاییم بگوییم آنجایی‌که شک داریم که 9 روز یا 10 روز مانده عدد یادش رفته که مثلاً روز شنبه یا روز یکشنبه وارد این مکان شد.

خلاصه وقتی نمی‌دانیم بخواهیم استصحاب بکنیم و بگوییم که هنوز آن عملیت سفر برایش باقی است؛ این سخن زمانی صحیح است که بگوییم عرف حکم به دقت می‌کند و فرق بین تسعۀ الایام و عشرۀ الایام می‌گذرد در حالی‌که چنین نیست. این ایراد واضح به کلام ایشان هست اما بنابر مختار که گفتیم قید عشرۀ ایام یک قید تعبدی است ما دو راه برای این‌که حکم مسئله را حل بکنیم داریم.

راه اول این است که تمسک به استصحاب می‌کنیم. استصحاب چی؟ استصحاب وجود تمام علی المکاری. می‌گوییم تا دیروز و پریروز که یقین داشت عشرۀ ایام نمانده اگر سفر می‌کرد قطعاً نمازش تمام بود، امروز که سفر می‌کند نمی‌دانیم که نمازش تمام است یا شکسته ‌است. اگر ده روز مانده باشد شکسته‌ است اگر نه روز مانده تمام است. ما می‌آییم وجوب تمام علی المکاری را که یقین سابق به آن داریم استصحاب می‌کنیم. این یک راه است.

 راه دومی که برای حل مسئله داریم اجرای اصالت عدم اقامت ده روز است. وقتی‌ شک می‌کنیم که 10 روز مانده یا نه؟ اصل این است که ده روز نمانده‌ است.

 نکته دیگری که در این فرمایش سید عرض می‌کنیم این است که باید بگوییم کلام سید در مسئله 57 منظور شک در مصداق عشرۀ الایام یا اقل از عشرۀ الایام هست. اگر شک در مصداق باشد می‌گوید من نمی‌دانم شنبه یا یکشنبه از هفته گذشته وارد شدم و لذا نمی‌داند مصداق ده روز بر او صادق هست یا نه؟ اما یک معیار هم داریم که گاهی شک در مفهوم عشر است؛ یعنی نمی‌داند که عشرۀ ایام آیا معیار ده شبانه ‌روز است یا ده روز است؟ این را نمی‌داند و الا دقیقاً می‌داند که چه روزی وارد شده و از نظر ایام مثلاً ده روز و نه شب است اما مفهوم روایات را نمی‌داند.

خلاصه اگر در این مسئله 57 معیار مفهومی بود آن‌جا باید اگر مجتهد است اجتهاد یا احتیاط کند و اگر مقلد است باید تقلید بکند.

***

 آخرین شرطی که برای سفر بیان می‌کنند شرط هشتم هست و آن وصول به «حد ترخص» است.

گفتیم قصد شخص این است که از وطن خارج می‌شود و باید حداقل اربعۀ الفراسخ برود و برگردد، یک چنین قصدی را باید داشته باشد، نیتش این است و الا اگر نیت دو و سه و نیم فرسخ باشد نمازش اصلاً شکسته نیست. این شرطی بود که قبلاً گفتیم این‌جا می‌گوییم بعد از این‌که قصد اربعۀ الفراسخ است وقتی‌که از وطنش یک مقدار بیرون رفت و به «حد ترخص» می‌رسد، یعنی حدی که رخصت دارد دیگر نماز را شکسته بخواند ولو یک فرسخ رفته ولیکن از همان‌جا دیگر نماز را شکسته می‌خواند یا اگر روزه است دیگر افطار می‌کند و قصدش هم هنوز باقی است و دارد حرکت می‌کند که چهار فرسخ را برود ولیکن از همان یک فرسخی دیگر روزه‌اش را می‌خورد و نماز را اگر می‌خواهد بخواند شکسته می‌خواند این را حد ترخص می‌گویند.

 حد ترخص مکانی را می‌گویند که همه جدران بیوت بلد متواری می‌شود و مخفی است و اذان بلد هم دیگر مخفی از شخص مسافر هست. اگر هر دو باشد قطعاً این‌جا حد ترخص هست؛ این درصورتی است که این دو نشانه‌ای که گفتیم یک اندازه باشد مثلاً یک فرسخ که می‌روند دیگر نه جدران را می‌بیند و نه صدای اذان را می‌شنود، از آن‌جا به بعد نمازش شکسته ‌است. اما گاهی این دو با هم متفاوت است مثلاً بیوت بلد دیوارهایش دیده نمی‌شود اما صدای اذان را می‌شنویم یا بالعکس صدای اذان را نمی‌شنود اما جدران بیوت دیده می‌شود. گاهی هم نمی‌داند. این‌ها صوری است که وجود دارد.

ما داریم مسئله سید را بیان می‌کنیم؛ می‌فرمایند کافی است تحقق احدهما به شرطی که علم به تحقق دومی نداشته باشد. نسبت‌ به دومی علم ندارد که آیا محقق شده یا نشده است؟ علم به عدم ندارد مثلاً جدران را دیگر نمی‌بیند اما الآن وقت اذان نیست که بشنود و ببیند اذان به گوشش می‌رسد یا نه، لذا علم ندارد، در این ‌صورت می‌گویند که کفایت می‌کند نماز را شکسته بخواند. اما اگر علم دارد که محقق نشده ‌است، یعنی دقیقاً جایی قرار دارد که نگاه می‌کند دیوارها را نمی‌بیند اما صدای اذان را شنید. در این‌ صورت می‌گویند احوط آن است که باید هر دو نشانه جمع بشود و به یک نشانه اکتفا نکند پس یک مقدار جلوتر می‌رود.

احتیاط از این بیشتر این است که اگر یکی از این دو نشانه دون الاخر محقق شد و می‌خواهد احتیاط بکند یا جمع بین قصر و تمام بکند هر دو نماز را بخواند یا یک مقدار نماز را تأخیر بیندازد و جلوتر برود تا شرط دوم محقق بشود و دیگر نماز را شکسته بخواند. اما وقتی‌که از سفر برمی‌گردد در داخل سفر نماز را شکسته می‌خواند تا نزدیک وطنش می‌آید کی حکم قصر قطع می‌شود؟ وقتی‌که به حد ترخص برسد، یعنی به همانجایی‌که جدران را نمی‌بیند و صدای اذان را هم نمی‌شنود برسد تا این‌جا نماز را شکسته می‌خواند و وقتی‌که دیوارها را دید و صدای اذان را شنید نماز را کامل می‌خواند.

همین حکم را سید برای محل اقامتش نیز می‌فرمایند. مثلاً دارد به مشهد می‌رود و قصد دارد در مشهد ده روز بماند آنجا هم همین‌ طور است، در مسیر شکسته می‌خواند تا وقتی‌که مثلاً یک فرسخی مشهد می‌رسد تا جایی‌که دیوارهای شهر را ببیند و صدای اذان را هم بشنود دیگر نماز از آن‌جا کامل می‌شود گرچه می‌فرمایند احوط آن است که نماز را آن‌جا نخواند و تأخیر بیندازد تا داخل در منزلش بشود، اگر در وطن می‌آید یا جمع بین قصر و تمام بکند.

این مسئله شرط هشتم بود که آخرین شرط قصر است و مسئله هم مسائل زیبایی دارد و جاهایی است که بزرگان و مراجع در آن حرف زدند و اختلاف ‌نظر در آن است.

نکته اول: اصل مسئله ترخص که باعث می‌شود که انسان نمازش را شکسته بخواند و روزه‌اش را افطار بکند این را شیخ در کتاب «خلاف» ادعای اجماع کردند و از شیخ صدوق نقل‌ شده که ایشان روایتی را نقل می‌کنند که دلالت بر تقصیر به‌ مجرد خروج دارد. لازم نیست که یک فرسخ رد بشود همین ‌که از شهر خارج شد از آن‌جا نماز شکسته خوانده می‌شود. حدیثی که شیخ صدوق نقل می‌کنند حدیث 5 باب هفت است. البته در باب 7 شش روایت هست که همه مشابه هم و در موضوعات مختلف است و همه را بنده نگاه کردم روایت‌ها همه یک چیز را دارند بیان می‌کنند.

جلد پنجم وسائل الشیعه شیخ حرّ العاملی صفحه 508 ابواب صلاة المسافر. شیخ صدوق می‌گویند «رُوَی عن ابی عبدالله ع اذا خرجتَ من منزِلکَ فقصِّر». ببینید دیگر نگفتند که به حد ترخص برسی و یک فرسخ خارج بشوی، همینطور با خروج از منزل دیگر شکسته می‌خوانید تا دوباره به منزلت برگردی و وارد شوی. باز برگشتش هم ترخص را نگفتند بلکه رسیدن به منزل را گفتند.

شما کل این باب 7 را از حدیث یک تا ششم ملاحظه کنید و همچنین دو روایت هشت و نه از باب 6 هم خروج از منزل را بیان می‌کند. ولیکن شیخ طوسی (ره) بین این روایت‌ها و روایات دیگری که می‌گوید باید به حد ترخص برسی، جمع کردند. قبلش بود باید به مقدار حدوداً یک فرسخ بروی که دیگر دیوارها را نبینی و صدای اذان را نشنوی تا صدق سفر بر تو بکند.

لذا شیخ طوسی جمع کردند و گفتند این 7-8 روایتی که گفتیم مراد همان وصول به محل رؤیت جدران است و به ‌جایی برسد که مثلاً در بعضی روایت‌ها هست «داخل اهلت شدی» مراد «وصول به محل رؤیت جدران و استماع اذان است» یا برای خروج هم همین‌طور باید به ‌جایی برسی که جدران و صدای اذان را نداشته باشی و علتش هم که جمع کردند دلالت احادیث کثیره ای است که حد ورود و خروج از وطن را به ترخص بیان کرده است.

نکته دوم: احادیث کثیره ای در باب 6 داریم که سندش هم صحیح است. من بعضی از این‌ها را خدمتتان می‌خوانم ببینید که حد ترخص را چه بیان کرده است.

حدیث سه باب 6 سندش هم صحیح است. عبدالله بن عامر و هم عبدالرحمن بن أبی نجران هر دو بزرگوار مورد وثوق نجاشی قرار دارد. راوی حدیث عبدالله بن سنان است که او هم از افراد معروف در رجال هست. «عن ابی عبدالله ع، سألته عنِ التقصیر، قال اذا کنتَ فی الموضع الذی تسمعُ فیه الاذان فأتمّ و اذا کنتَ فی الموضع الذی لاتسمعُ فیهِ الاذان فقصّر، و اذا قدمت من سفرک فمثل ذلک». حضرت اکتفا به مفهوم هم نکردند و هر دو را منطوقاً ذکر کردند و گفتند اگر اذان را می‌شنوی تمام بخوان. اصلاً دو کیلومتر بیرون از شهر رفته و صدای اذان را از داخل شهر می‌شنود و اگر نمی‌شنوی شکسته بخوان، بعد فرمودند در بازگشت هم همین است. این روایت خیلی روایت خوبی است بی‌اشکال و تقریباً همه مطلب را هم بیان می‌کند. فقط نکته‌اش این است که اذان تنها را ملاک قرار داده و خفای جدران را نگفته که بعداً باید بحث بکنیم.

حدیث بعدی صحیحه حماد ابن عثمان حدیث هفت باب 6 است؛ از ابی‌عبدالله (ع): «اذا سمع الأذان اتمّ المسافر». شخص مسافر وقتی اذان را می‌شنود دیگر تمام می‌خواند، فرقی بین ورود و خروج هم نگفتند باز ملاک را اذان فقط گرفتند.

حدیث ده باب 6 دارد که «إنّ علیاً (ع) کان اذا خرجَ مسافراً لم یقصّر من الصلاۀ حتی یخرج من احتلام البیوت، و اذا رجع لم یتمّ الصلاۀ حتّی یدخل احتلام البیوت». فوری شکسته نمی‌کردند، آن قدر می‌رفتند تا از احتلام بیوت خارج بشوند.

«احتلام بیوت» در لغت معنی ندارد اما شیخ فخرالدین طریحی در کتاب «مجمع البحرین» می‌گوید «یعنی وقتی‌که بیوت مستتر شد». روایت می‌گوید امیرالمؤمنین همیشه این‌طور بودند که در این حالت نماز را شکسته می‌خواندند و در بازگشت هم همینطور.

مجمع البحرین، مجموعه‌ای از لغات مهم و الفاظ ناآشنایی که در قرآن و روایات اهل بیت(ع) به کار رفته است.

حدیث یک باب 6 وقتی سوال می‌کند که «متی یُقَصّر؟» حضرت فرمودند «إذا تواری من البیوت». پس حدیث یک با حدیث ده استتار و تواری از بیوت را می‌گوید و بقیه هم اذان را گفت.

 نکته سوم: حد ترخص در بعضی روایت‌ها به یک فرسخ گفته ‌شده است. حدیث دو باب 6 دارد که ملاک یک فرسخ است. البته این حدیث خیلی ‌خوب است که ما عدد را حدوداً بدانیم که بعضی‌ها وسواس دارند و می‌خواهند احتیاط بکنند. می‌گویند یک فرسخ که می‌رفتند دیگر نماز را شکسته می‌خواندند. فقط این نکته صریح نیست که حصر در فرسخ کرده باشند، چون احتمال دارد که در چهار کیلومتری هم اگر حضرت نماز را می‌خواندند شکسته می‌خواندند منتها حالا شش کیلومتری و سر یک فرسخی رفته‌اند به خاطر این‌که مکانی بوده که کنار آب بوده مثلاً احتمال این را می‌دهیم که امام تأخیر می‌انداختند گرچه قبلش هم اگر نماز می‌خواندند شکسته نمی‌خواندند. اما در عین‌ حال یک فرسخی دیگر قطعی است که نه دیوارها دیده می‌شود و نه صدای اذان شنیده می‌شود.

حدیث چهار باب 6 که ابوسعید خدری نقل می‌کند می‌گوید «کانَ نبی (ص) إذا سافرَ فرسخاً قَصّرَ الصلاۀ. این‌ هم نکته سوم.

اما 5 نکته دیگر هم باقی مانده که در جلسه بعد مطرح می شود انشاالله.

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , , , , ,

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


پایگاه خبری علیرضا ملک پور: مهارت در کار ضامن اشتغال پایدار
پایگاه خبری علیرضا ملک پور: مهارت در کار ضامن اشتغال پایدار
نوشت ایران؛ نوشت افزار باکیفیت ایرانی اسلامی
نوشت ایران؛ نوشت افزار باکیفیت ایرانی اسلامی
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715