شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۱۶:۴۴ - ۱۳۹۴/۰۸/۲۷
طلاب حوزه علمیه
خروش تحول در حوزه های علمیه (۲)
 آیا طلاب جدید تنبل شده اند؟/ استعدادکشی در حوزه های علمیه   

آیا طلاب جدید تنبل شده اند؟ چرا افرادی که با انگیزه بالا وارد عرصه ای می شوند و انواع ریاضت ها همچون کمبود شهریه و نگاه متفاوت مردم به خود را به جان می خرند باید تنبلی کنند؟ گویی در این میان حلقه مفقوده ای لحاظ نشده؛ وگرنه انگیزه قوی با تنبلی تناسب ندارد...

ندای اصفهان- عبدالله سیدعلیجانی/

گاه از گوشه و کنار می شنویم طلاب تنبل شده اند و مثل سابق به درس خواندن اهمیت نمی دهند؛ بلکه اولویت های دیگری در سر پرورانده و پی جوی آن ها هستند؛ برای تنویر افکار نیز مثال از علمای سابق و اراده های پولادین آن ها آورده می شود که روزها بدون هیچ استراحت و تفریحی سخت کوشانه مشغول درس و بحث بوده اند؛ اما طلبه ی امروز غرق در رفاه و امکانات مختلف، جدیت و کوشایی لازم را ندارد.

براستی طلاب جدید تنبل شده اند؟ چرا افرادی که با انگیزه ی بالا وارد عرصه ای می شوند و انواع ریاضت ها همچون کمبود شهریه و نگاه متفاوت مردم به خود را به جان می خرند باید تنبلی کنند؟ گویی در این میان حلقه ی مفقوده ای لحاظ نشده؛ وگرنه انگیزه ی قوی با تنبلی تناسب ندارد.

در اینجا باید گفت یکی از گزینه هایی که در قیاس نسل های مختلف با یکدیگر باید سنجید، لحاظ کردن شرایط است؛ گاه دو نسل، شرایط کاملا متفاوتی دارند؛ در نتیجه نگاه کوته بینانه و ناقص، ما را دچار خطا و اشتباه در تشخیص خواهد کرد. از این رو برخی از عوامل تاثیرگذار در این مورد را اشاره می کنیم:

یک- برد و نفوذ متفاوت بین دو نسل

نسل های گذشته ی حوزوی، ورود و نفوذی در حکومت نداشتند؛ لذا غایت و آمال آنها رسیدن به سکان اجتهاد در امور فردی و غیر حکومتی بود، همین انگیزه ی حرکتی آن ها بود که به حرکت آن ها خط دهی و سرعت می بخشید؛ اما نسل های کنونی حوزه که در ساحت حکومت اسلامی و غایت آن -که تحقق تمدن اسلامی و مقدمه چینی برای ظهور امام زمان (عج) می باشد- چشم باز کرده اند، در حوزه علمیه دنبال دستیابی به توامندی و مهارتی در حد تمدن و حکومت اسلامی هستند؛ در نتیجه از حوزه علمیه چنین انتظار دارند که از آن ها طلبه ای در قد و قواره ی حکومت اسلامی بسازد تا بتوانند در قامت روحانی و مراد جامعه بین مردم قامت راست کنند. متاسفانه حوزه چنین توانمندی در افراد ایجاد نمی کند و طلبه وقتی بین اندوخته های خود و نیازهای جامعه نگاه می کند فاصله ای بقدر مشرق تا مغرب می بیند. از طرف دیگر توقع و انتظارات مردم از یک روحانی نیز بسیار متفاوت با گذشته است؛ مردم، سلامتِ اقتصادِ جامعه، رشدِ معیشتِ عمومی و حتی تربیت صحیح فرزندان خود و تنفس در فضای فرهنگ و جامعه ی سالم را از روحانیت توقع دارند؛ لذا وقتی چنین توانی را در روحانیت نمی بینند کمتر به آن ها رجوع می کنند و در نتیجه حیات اجتماعی روحانیت به سمت انزوا و مرگ می رود؛ مسأله ای که دیدبان انقلاب خطر آن را گوشزد کردند:

«اگر حوزه بخواهد از تحول بگریزد، منزوی خواهد شد؛ اگر نمیرد، اگر زنده بماند.» ( ۱۳۸۶/۹/۸)

 دو- طولانی بودن ثمردهی حوزه علمیه

نکته ی دیگر طولانی و فرسایشی بودن پروسه ی اجتهاد است؛ طلبه ای که غایت بیست یا سی سال تلاش شبانه روزی و علمی خود را تنها رسیدن به استنباط احکام فقهی فردی می بیند و عملا مشاهده می کند حوزه علمیه نتوانسته با بسته ی استنباط خود، نظامات مختلف و لازم برای تمدن اسلامی -مثل بانکداری اسلامی، آموزش و پرورش اسلامی، و….- را تدوین نماید عملا سرد و بی انگیزه خواهد شد؛ چرا که کتب درسی حوزه علمیه در قرونی تدوین شده که علمای شیعه حتی بر مسند وزارت نشستن را در خواب نمی دیدند چه رسد سیطره ی کامل بر جولانگاه حکومتی بزرگ که در برابر قدرت های شرق و غرب قد علم کند.

معمار کبیر انقلاب اسلامی به حوزه علمیه هشدار داده بود که این بسته ی اجتهادی توان ورود به مسائل اجتماعی و حکومتی را ندارد و باید به اندیشه ای برای فقه حکومتی کرد:

«روحانیت تا در همه مسائل و مشکلات حضور فعال نداشته باشد، نمى‏ تواند درک کند که اجتهاد مصطلح‏ براى اداره جامعه کافى نیست. حوزه‏ ها و روحانیت باید نبض تفکر و نیاز آینده جامعه را همیشه در دست خود داشته باشند و همواره چند قدم جلوتر از حوادث، مهیاى عکس العمل مناسب باشند. چه بسا شیوه‏ هاى رایج اداره امور مردم در سال هاى آینده تغییر کند و جوامع بشرى براى حل مشکلات خود به مسائل جدید اسلام نیاز پیدا کند. علماى بزرگوار اسلام از هم اکنون باید براى این موضوع فکرى کنند.» (صحیفه امام، ج‏۲۱، ص ۲۹۲، منشور روحانیت)

سه- استعدادکشی حوزه علمیه

علاوه بر طولانی بودن پروسه تحصیل در حوزه علمیه شاهد هستیم که نظام آموزشی حوزه با تمامی سطوح ورودی خود برخوردی یکسان دارد بدون لحاظ هرگونه فاکتوری اعم از سن، تحصیلات کلاسیک، استعداد و… . گویی حوزه علمیه از همه توقع دارد فقهی و اصولی شوند و حال آنکه بدنه ی کثیری از حوزه علمیه نه تنها توان این بار سنگین را ندارند بلکه استعداد و رغبتی به این رشته ندارند؛ سوای اینکه حوزه علمیه به این تعداد فقیه اصولی نیازی ندارد. چه بسا افرادی که در علوم عقلی ورود و بروز بهتری دارند، یا افرادی که توان تبلیغی فوق العاده دارند، افرادی توان پژوهشی، برخی کار کردن در مسائل اعتقادی و کلام و… . همین عدم انتباه منجر به سرخوردگی طلاب فاقد استعداد در فقه و اصول شده؛ درنتیجه گاه یک طلبه پس از ده سال صرف عمر، گذشته ی خود را تباه می بیند؛ چراکه در خود هیچ رشد ملموسی احساس نمی کند.

 چهار- عدم توانایی ارتباط با جامعه

حوزه برای توانمندسازی بنیه ی تبلیغی طلاب و ارتباط گیری آن ها با جامعه هیچ برنامه ای ندارد. یک سال قمری، طلاب در فقه و اصول غور می کنند و نزدیک ماه محرم یا ماه رمضان، به دنبال کُتُبی هستند که ماحصل منبرهای افرادی است که عمری در تبلیغ گذرانده اند؛ غافل از اینکه این لقمه های جویده برای مخاطبین صاحب آن کتاب سومند بوده و سنجش مخاطب و نیازهای او از ضروریاتی است که مبلغین باید در نظر بگیرند. از این رو منبری های ماهر و افرادی که مستمع و طرفدار کثیری دارند، بسیار اندک هستند.

 البته عوامل دیگری نیز قابل لحاظ است که در حوصله ی این نوشتار نیست؛ حال اگر این فاکتورها لحاظ و رعایت شود، آیا بازهم می توان ادعا کرد طلاب تنبل هستند؟ واقعیت این است که طلاب علوم دینی هنگام ورود به حوزه علمیه دارای انگیزه ی سرشار و خالصی هستند؛ حتی در راستای هدف مقدس خویش از جان و مال خود عبور کرده اند؛ ولی کاستی های موجود در حوزه -که رهبری در طرح تحول به آن ها اشاره کردند- منجر می شود طلبه هرچه جلوتر می آید مشاهده کند از هدف خود فاصله ی بیشتری گرفته است؛ درنتیجه رفته رفته سرد و مأیوس می گردد.

برچسب‌ها: , , , ,

FacebookTwitterGoogle+TelegramWhatsAppLineYahoo MessengerLinkedInPinterestTumblr

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


میدان نیوز
میدان نیوز
حوزه و روحانیت
حوزه و روحانیت
جوان انقلابی
جوان انقلابی
انقلابی شدن
انقلابی شدن
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات
تبلیغات
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز
وعده صادق
وعده صادق