جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۱۴:۳۱ - ۱۳۹۴/۰۴/۱۷
امام علی
علی، زیباترین خلق خدا
 نیم نگاهی به فضایل حضرت امیر علیه السلام   

صاحب عقل مستفاد با متن حقیقت در ارتباط و شهود است لذا هیچگونه خطایی از او سر نمی زند حتی خطا در این حد که مثلا بخواهد بگوید حسن اما بگوید حسین حتی این مقدار هم راه ندارد...

ندای اصفهان، حجت الاسلام مهران آدرویش/

عقل آدمی به حسب مراتب به چهار قسم تقسیم می شود:

الف) عقل بالقوه: قوه عقل را گویند

ب) عقل بالملکه: فهم اولیات و بدیهیات است

ج) عقل بالفعل: قدرت استنتاج و فهم نظریات را گویند

و) عقل بالمستفاد: هنگامی که معقولات مشهود عاقل شوند

آن که در مقام عقل مستفاد است از مخلَصین است؛ یعنی عاقله اش از رهزنی “وهم و خیال” رهیده و به عقل مجرد خالص و صاحب عصمت دست یافته است. لذا در مقام مخلصین، “ریب و شک” محال وقوعی است و نه قبیح اخلاقی کما این که در قیامت نیز شک نیست چون قیامت یوم تبلی السرایر و ظهور اسم باطن خداست و نیز در قرآن هم شک نیست چون از مقام عصمت صدور یافته.

شیطان که گفت قَالَ فَبعِزَّتِکَ لأغوِیَنَّهُم أجمَعِینَ ألاّ عِبَادَکَ مِنهُمُ المُخلَصِینَ(ص ۸۲) نه از باب رحم به مخلَصین بود بلکه شیطان چون تجرد وهمی دارد اساسا امکان نفوذ به تجرد عقلی را ندارد (تجرد عقل کامل است، تجرد وهم نسبی است و راه نفوذ شیطان وهم و خیال است؛ کار شیطان با قوه واهمه سامان می گیرد.اگر این قوه در انسان نبود ابلیس در گمراه کردن انسان ناکام می ماند. شیطان از ابزار وهم بهره می گیرد. این کار شیطان در حوزه درک است و در حوزه میل غریزه و نفس اماره است. او میل ها را تزیین می کند و لذت های مادی را زینت می دهد)

صاحب عقل مستفاد با متن حقیقت در ارتباط و شهود است لذا هیچگونه خطایی از او سر نمی زند حتی خطا در این حد که مثلا بخواهد بگوید حسن اما بگوید حسین حتی این مقدار هم راه ندارد.

امام علی

فضیلت اول: علی مع الحق و الحق مع علی یدور حیثما دار

پیامبر اکرم (صل الله علیه و آله) فرمود: عَلِیٌّ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَ عَلِیٍّ یَدُورُ حَیْثُمَا دَارَ (لمستدرک، حاکم نیشابوری، ج ۳، ص ۱۲۴) علی با حق است و حق با علی و هر کجا علی باشد حق همان جا است.

باتوجه به توضیحات بالا:

امام علی علیه السلام با حق است؛ چون بنا بر آیات و روایات فراوان معصوم است و صاحب عقل مستفاد است و صاحب عقل بالمستفاد حقیقت را همانطور که هست می بیند به عنوان نمونه مرحوم کاشف الغطاء نقل نموده که مردى نزد على علیه السلام آمد در حالى که حضرت روى منبر بود و عرض کرد : اى امیر مؤمنان! گذارم به وادى القرا افتاد پس خالد بن عرفطه را مرده دیدم براى او آمرزش بخواه حضرت فرمود : او نمرده و هرگز نمیرد تا این که لشکر گمراهى را رهبرى کند که علمدار آن حبیب بن حماد است مردى از پاى منبر برخاست و عرض کر د: اى امیر مومنان به خدا سوگند من شیعه و دوست توام، حضرت به او فرمود : تو کیستى؟ عرض کرد من حبیب بن حمادّم. امام (علیه السلام) فرمود : از برداشتن آن علم بپرهیز که البتّه آن را بر خواهى داشت و از این در وارد کوفه مى‏شوى و به (باب الفیل) اشاره فرمود، و چون زمان قیام حسین بن على علیهما السلام شد و ابن زیاد عمر سعد را به جنگ او فرستاد خالد بن عرفطه را در مقدّمه لشکر و حبیب بن حمّاد را علمدار خود قرار داد پس با پرچم حرکت کرد تا از باب الفیل وارد مسجد شد(ر.ک کشف الغطاء ج ۱ ص ۱۰۶)

و مهمتر از آن این که حق نیز با امام علی است و هر کجا که امام باشد؛ حق وحقیقت به مظاهر خداوند در مراتب مختلفه اطلاق می‌‏شود و حضرت خود به عنوان خلیفه الله باطن و حقیقت همه حق هاست کما این که خداوند در ۱۲ یس می فرماید و کل شیء احصیناه فی امام مبین؛ ما همه چیز را امام کاظم علیه السلام فرموده است: إِنَّ القُرآنَ لَهُ ظَهْرٌ وَ بَطْنٌ فَجَمِیعُ ما حَرَمَّ اللّهُ فِی القُرآنِ هُوَ الظّاهِرُ وَ الباطِنُ مِنْ ذلِکَ أَئِمَّهُ الْجَوْرِ، وَ جَمِیعُ ما أَحَلَّ اللّهُ تَعالی فِی الْکِتابِ هُوَ الظّاهِرُ وَ الْباطِنُ مِنْ ذلِکَ أَئِمَّهُ الْحَقِّ (الکافى، ج ۱ ص ۳۷۴ ح ۱۰) و نیز در زیارت حضرت می خوانیم: السلام علی میزان الاعمال (بحارالأنوار/ج ۹۷ ص ۳۳۰) و عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: بُنِیَ الْإِسْلَامُ عَلَى خَمْسٍ عَلَى الصَّلَاهِ وَ الزَّکَاهِ وَ الصَّوْمِ‌ وَ الْحَجِّ وَ الْوَلَایَهِ وَ لَمْ یُنَادَ بِشَیْ‌ءٍ کَمَا نُودِیَ بِالْوَلَایَهِ فَأَخَذَ النَّاسُ بِأَرْبَعٍ وَ تَرَکُوا هَذِهِ یَعْنِی الْوَلَایَهَ (کافی ، جلد ۲ ، باب دعائم الاسلام ، حدیث ۵); اسلام بر پنج پایه بنا شده است، برنماز، زکات، روزه، حج و ولایت و در اسلام هیچ چیزی مانند ولایت مورد توجه قرار نگرفته است. و در سخن دیگر فرمود: «والولایه افضل، لانهامفتاحهن، والوالی هو الدلیل علیهن; ولایت برتر از نماز، زکات وحج است، زیرا ولایت کلید آن ها است، و رهبر راهنمای نماز، زکات و حج است.

و نیز امام اسماء حسنای خداست؛ اسماء حسنایی که منشاء همه کمالات است؛ قال الصادق علیه السلام والله نحن اسماء الله، والله نحن صراط المستقیم

این امام است که با ولایت خود دین را تمام و کمال می کند و خداوند ارزش ها را فقط از کانال ولایت می پذیرد و بدون ولایت هیچ چیز حتی تمام عملکرد رسولخدا مقبول درگاه حضرت احدیت نیست:

الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتی وَ رَضیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دیناً(مایده ۳)

یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللّهَ لاَ یَهْدِی الْقَوْمَ الْکَافِرِینَ(المایده ۶۷)

فضیلت دوم: علی علیه السلام کلمه تامه الهیه

کلمه در لغت هر آن چیزی است که غیر خود را نشان بدهد؛ مثلا کلمه آب حروف الف، باء را نشان نمی دهد به عبارت دیگر خودش را نشان نمی دهد بلکه آن مایع شفاف بی رنگ و بو که رافع تشنگی است را نشان می دهد بنابراین همه عالم کتاب حق تعالی است و تمام موجودات که مخلقوات خداوند هستند و خالق خود را نشان می دهند کلمات این کتاب هستند؛ وَلَوْ أَنَّمَا فِی الأرْضِ مِنْ شَجَرَهٍ أَقْلامٌ وَالْبَحْرُ یَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَهُ أَبْحُرٍ مَا نَفِدَتْ کَلِمَاتُ اللَّهِ (لقمان ۲۷) بگو: اگر دریا براى نوشتن کلمات پروردگارم مرکّب شود، دریا پایان مى‏گیرد، پیش از آن که کلمات پروردگارم تمام شود، هر چند همانند آن (دریاى اوّل) را کمک قرار دهیم و یا خداوند در آیه ۱۷۱ نساء، مسیح را کلمه الله نامیده: إِنَّمَا الْمَسِیحُ عِیسَى ابْنُ مَرْیَمَ رَسُولُ اللّهِ وَ کَلِمَتُهُ أَلْقَاهَا إِلَى مَرْیَمَ اما کلمه تامه خداوند علی بن ابیطالب علیه السلام است زیرا اکمال و اتمام دین و رضای الهی بوجود او بستگی دارد الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتی وَ رَضیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دیناً(مایده ۳) علامه طباطبایی ره در تفسیر المیزان “تمام” را اینگونه معنا می کند: “آنچه که به بیرون از خود نیازی ندارد”؛ دین با وجود ولایت به بیرون از خود نیازی ندارد چون امام با دریافت تمام اسماء الله انسان کامل است و به بیرون از خود باذن الله محتاج نیست (و علم آدم الاسماء کلها).

علی علیه السلام کلمه تامه خداوند و آینه تمام نمای حضرت حق است؛ چون هدف خدا از آفرینش شناخته شدن بود (حدیث قدسی: کُنتُ کَنزاً مَخفیّا … خَلَقْتُ الخَلْق ِلکَیْ اُعْرَفْ من گنجی پنهان بودم دوست داشتم شناخته شوم پس عالم را خلق کردم- کتاب اسرار الامامه -) و با وجود علی علیه السلام خدا شناخته می شود و به وجود دیگری نیاز نیست؛ چه این که حضرت صادر اول و حامل تمام اسماء الله است.

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را                       که به ماسوا فکندی همه سایه هما را

دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین                      به علی شناختم من به خدا قسم خدا را

فضیلت سوم: علی علیه السلام زیباترین خلق خدا است

علامه طباطبایی در تعریف زیبایی می گوید: “زیبایی، همان تام بودن وجود شی‏ء و کمال‏ها و آثار آن می‏باشد” و باز علامه(رحمه الله) می فرماید که تام آن است که به بیرون از خود نیازی ندارد (به نقل از حجت الاسلام دکتر سادات منصوری)

محی الدین عربی(رحمه الله) می گوید: “پیامبر و علی(علیهما سلام) به مقام صادر اول دست یافتند” این جمله گرچه هشت کلمه بیشتر نیست اما ارزشش با آنچه دیگران در مورد علی علیه السلام نوشته اند قابل مقایسه نیست (به نقل از حجت الاسلام صمدی آملی شارح کتب علامه ذوالفنون حسن زاده آملی)

بنابراین وجود علی علیه السلام وجودی تام است؛ چون صادر اول است و صادر اول بنا بر قاعده لزوم سنخیت علت و معلول، باید وجودی صرف و بسیط باشد.صادر اول تجلی اعظم حضرت حق است و همه کاینات را در خود دارد (و کل شیء احصیناه فی امام مبین-یاسین ۱۳-)

کمالات مولی نیز تام است چه این که و علّم آدم الاسماء کلّها (بقره ۳۱) و بنا بر روایات منظور از آدم، حضرت امیر است؛ انا آدم الاول (کشفی ترمذی در المناقب المرتضویه ص۱۳۸)

آثار حضرت نیز بالطبع تام است؛ به عنوان نمونه ضَربَهُ عَلِی یَومَ الخَندَقِ اَفضَلُ مِن عِبادَهِ الثّقلین و نیز علامه جعفری ره می فرمود: کلام علی علیه السلام کلام آخر است و بالاتر و بهتر از آن نمی شود سخن گفت.چه این که امام معصوم است و عصمت نهایت عدالت است و عدالت به بیرون از خود محتاج نیست چون افراط و تفریط ندارد و حد وسط و خیرالامور است.و اساسا عمل و آثار حضرت امیر اگر تام نبود میزان اعمال و حجت شرعی نمی شد.لذا زیباترین موجود عالم حضرت امیر است.

فضیلت چهارم: حضرت امیر مظهر العجایب

امام علی علیه السلام تنها کسی است که در زمان حیاتش عده ای او را خدا خواندند آنها می گفتند انت الله و الله انت. ابن ابی‌الحدید در شرح نهج‌البلاغه می نویسد: اصحاب (معتزلی) ما در کتاب های مقالات خود نقل کرده‌اند که چون علی علیه السلام آنان را در آتش افکند بانگ برداشتند و خطاب به او گفتند: اکنون برای ما کاملاً روشن شد که تو خود، خدایی زیرا پسر عمویت که او را به رسالت فرستاده‌ای گفت: با آتش جز خدای آتش، عذاب نمی‌کند.

در این که این افراد مرتکب اندیشه و فعلی حرام شده اند و کفر گفته اند کوچکترین شکی نیست؛ بهترین دلیل آن هم عملکرد شخص حضرت امیر در اعدام این اشخاص است اما گذشته از این مطلب باید دید چرا این افراد حضرت را خدا پنداشتند؟ و حال این که آنان در مورد غیر حضرت(حتی امثال سلمان) مرتکب این اندیشه و گفتار غلط نشدند و فقط به آن حضرت این نسبت را داده اند.

واقعیت این است که حضرت امیر مظهر العجایب است نادِ علیّاً مَظهَرَ العَجائِبِ تَجِدهُ عَوناً لَکَ فی النَّوائِبِ … آنان عجایبی از حضرت امیر مشاهده می کردند و قدرت هضم آن را نداشتند لذا دچار توهم الوهیت حضرت شدند.

گر چه کار آنان عجیب است اما عجیب تر از کار اینان عقیده، گفتار و کارهای دیگران است که مولود کعبه و مظهرالعجایب و امام المتقین را کافر دانستند یا واجب القتل دانستند یا با حضرت جنگیدند یا امامتش را انکار کردند و …

این رسول خداست که می فرماید: لَوْ لَا أَنْ تَقُولَ فِیکَ طَوَائِفُ مِنْ أُمَّتِی مَا قَالَتِ النَّصَارَى فِی عِیسَى ابْنِ مَرْیَمَ لَقُلْتُ فِیکَ قَوْلًا لَا تَمُرُّ بِمَلَإٍ مِنَ النَّاسِ إِلَّا أَخَذُوا التُّرَابَ مِنْ تَحْتِ قَدَمَیْکَ یَلْتَمِسُونَ بِذَلِکَ الْبَرَکَه

یا علی! اگر نمی ترسیدم که گروه هایی از امت من درباره تو مطالبی بگویند که نصارا در مورد عیسی بن مریم می گفتند، در شأن تو سخنانی می گفتم که هرگاه بر مردم گذر میکردی خاک پای تو را توتیای چشم خود می ساختند (منابع اهل سنت: مجمع الزّوائد هیثمى، ج ۹، ص ۱۳۱؛ المعجم الکبیر طبرانى، ج ۱، ص ۳۲۰؛ شرح نهج البللاغه ابن ابى الحدید، ج ۱۸، ص ۲۸۲؛ شواهد التنزیل حاکم حسکانى، ج ۲، ص ۲۳۳؛ مناقب خوارزمى، ص ۱۲۹؛ ینابیع المودّه قندوزى، ج ۱، ص ۲۰۰، ۳۸۹، ۳۹۱ و ۳۹۳)

گفتن سخنانی در مورد علی علیه السلام کافی است تا مردم را به خدایی او متوهم سازد تا چه برسد به این که آن عده عجایبی را از حضرت مشاهده می نمودند؛ این خطا بواسطه عدم هضم عظمت حضرت توسط این غالیان بوده است(گر چه با نصیحت آن حضرت آنها حق نداشتند بر عقیده باطل خویش پافشاری کنند)

در اینجا به دو نمونه از عجایب حضرت امیر اشاره می کنم:

حضرت بالای منبر فرمود: سَلُونِی‌‌، وَاللهِ لَا تَسألُونِی‌ عَن‌ شی‌ءٍ یَکُونُ إلی‌ یَومِ القِیَمَهِ إلاّ أخْبَرْتُکُمْ ‌(سیوطی‌ ج‌ ۲ ، ص‌ ۳۱۹ ) به راستی جز حضرت امیر چه کسی جرات بر زبان راندن این ادعا را دارد؟

ابن شهر آشوب باسنادش از ابن عباس نقل مى کند در حدیبیه عطش شدیدى بر لشکر حضرت خاتم (صلى الله علیه و آله و سلم) غلبه کرد
حضرت فرمود: آیا مردى هست که با ساقیان برود آب بیاورد که من از طرف خداوند تعالى بهشت را براى او ضمانت کنم . مردى از بنى سلیم رفت تا به لشکر رسید ترسید و برگشت .
بار دیگر حضرت فرمود: آیا کسى هست که به بئر ذات العلم رود و آب بردارد و ان شاء الله برگردد که من بهشت را براى او تضمین کنم احدى برنخواست و عطش مردم نیز بیشتر مى شد چون در روزه بودند حضرت رسول (صلى الله علیه و آله و سلم) به على (علیه السلام) فرمود تو با ساقیان برو تا به بئر ذات العلم و آب بردارید و برگردید ان شاء الله .
حضرت على (علیه السلام) با جمعى از همراهان در حالى که مى گفت :

اعوذ بالرحمن ان امیلا                                                    من غرف جن اظهروا یا ویلا
و اوقدت نیرانها تعویلا                                       و قرعت مع غرفها الطبولا

حرکت کرد که همراهان گویند ترس بر ما داخل شد و حضرت متوجه ما شد و فرمود همراه من آئید که از این صداهاى هولناک ضررى بشما نمى رسد ان شاء الله پس داخل در درختان شدند که دیدند آتشى بدون هیزم برافروخته است و صداهاى هولناکى شنیده مى شود و سرهاى بریده داراى ضجه مشاهده مى گردد.حضرت على (علیه السلام) فرمود: به چپ و راست التفات نکنید و به همراهى من راه بیایید. چون از درختان عبور کردیم به آب چاه ذات العلم رسیدیم و براء بن غارب دلوش را در چاه انداخت و آب برداشت بعد از یک یا دو دلو آب، دلوش منقطع شد و در چاه سقوط کرد در حالیکه چاه ذات العلم بسیار تنگ و تاریک و گود بود و ما از ته چاه صداى قهقهه و خنده شدیدى مى شنیدیم . (ظاهرا گروهى از اجنه بودند)
حضرت على (علیه السلام) فرمود چه کسى از ما مى تواند به لشکر برگردد و دلو براى آب آورد. اصحاب عرض کردند (احدى از ما را این استطاعت نیست) چه کسى را این قدرت هست ؟ حضرت خود را به ازارى پوشانید و داخل در چاه شد در حالیکه آن قهقهه آن جان بلندتر مى شد حضرت در نردبان چاه پایین مى رفت که پایش لغزید و در آن سقوط کرد. اصحاب گویند که فرو شدن شدیدى و لرزش و فرو افتادن در آب همانند صداى انسان خفه شده در آن را شنیدیم سپس حضرت على (علیه السلام ) صدا بلند کرد: الله اکبر الله اکبر الله اکبر انا عبدالله و اخو رسول الله هلموا قربکم دلو را پر آب کرد و به گردن نهاد و کم کم بالا آمد.
(جلد دوم شرح دفتر دل-شارح کتب علامه ذوالفنون حسن زاده آملی:استاد صمدی آملی)

فضیلت پنجم: علی علیه السلام مجرای فیض آدم و عالم

زرتشتی ها، جناب زرتشت را پیغمبر خدا می دانند و معتقدند که هیچ گاه زرتشت با یزدان (خدا) رابطه برقرار نکرد. چون معتقدند که جناب زرتشت با بهمن(نیک نهاد) رابطه داشت و بهمن با خدا رابطه داشته و از او وحی می گرفته است زرتشتی ها بهمن را مذکر و در جانب راست خدا می دانند و بهمن را مظهر خرد و دانایی خدا می دانند و می گویند پس از مرگ به روان پارسایان خوش آمد می گوید و آنان را به بهشت می برد. حال اگر به خود زرتشتی ها بگویید این بهمن کیست؟ که به اعتقاد خود زرتشتی ها از زرتشت بالاتر است و از خدا وحی می گیرد؟ و کیست که حلقه واسطه، بین زرتشت و خدا می شود؟ نمی دانند که حقیقت بهمن چیست.

و آن همان چیزی است که ما او را حقیقت محمدی صلی الله علیه و آله می نامیم؛ یعنی آنکه از خدا می گیرد و به زرتشت می دهد حقیقت محمدی است.

و رسول خدا و علی علیهما سلام در این حقیقت مشترکند: فَمَنْ حَآجَّکَ فِیهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءکُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءکُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَهَ اللّهِ عَلَى الْکَاذِبِینَ (آل عمران ۶۱)

پیامبر اکرم فرمودند: یا علی کنت مع الأنبیاء سرا ومعی جهرا؛ ای علی تو با همه انبیاء هستی در باطن و با من هستی در ظاهر(سید علی میلانی، نفحات الازهار ، تهران ، مهر ، ۱۴۱۴ ق ، ج ۵، ص ۱۱۱)

یعنی علی علیه السلام مجرای فیض برای آدم تا غیر آدم است. علی علیه السلام حلقه واسطه بین خدا و دیگر پیامبران بود. و این مطلب با روایات نوریه که همه پیامبران را قطراتی از دریای پر عظمت نور اهل بیت علیهم السلام می داند تایید می شوند.

فضیلت ششم: امام انسان کامل

بنا بر روایات فراوان امام از همان بدو تولد کامل است؛ نه این که بعدا و به تدریج کامل می شود و به عبارت دیگر انسان کامل است و نه انسان متکمّل در قرآن کریم نیز به کامل بودن حضرت عیسی از بدو تولد اشاره شده است؛ فَأَشَارَتْ إِلَیْهِ قَالُوا کَیْفَ نُکَلِّمُ مَن کَانَ فِی الْمَهْدِ صَبِیًّا قَالَ إِنِّی عَبْدُ اللَّهِ آتَانِیَ الْکِتَابَ وَجَعَلَنِی نَبِیًّا مریم به سوى[عیسى] اشاره کرد گفتند چگونه با کسى که در گهواره [و] کودک است‏سخن بگوییم نوزاد گفت منم بنده خدا به من کتاب داده و مرا پیامبر قرار داده است.

به عنوان نمونه حضرت امیر علیه السلام هنگامی که در رحم مادر بود رو به پیامبر اکرم می ایستاد لذا معروف شد به کرّم الله وجهه یعنی خداوند صورت او را گرامی بدارد (به نقل از استاد صمدی آملی شارح کتب علامه ذوالفنون نجم الدین حسن حسن زاده آملی)

عبارتی که گاهی توسط اهل سنت برای برخی از صحابه استفاده می شود اما معمولاً این دعا را در مورد علی (علیه السلام) به کار می برند، گفتنی است که اهل سنت زمانی که نام حضرت را می نویسند یا بر زبان جاری می کنند عبارت «کرّم الله وجهه» را پس از آن به کار می برند و دلیل آن را چنین بیان می کنند که “لم یشرک بالله طرفه عین ابدا (فضائل پنج تن علیهم السلام در صحاح ششگانه اهل سنت، ج‏۱، ص ۳۲۰)

و نقل کرده اند که امام، در کودکی همراه پدرش بود که بتی را بر زمین افکند. ابوطالب علیه السلام به مادر حضرت عرض کرد مراقب این کودک باش و ما وقع را تعریف نمود. فاطمه بنت اسد(سلام الله علیها) گفت: هنگامی که به او باردار بودم از هیچ راهی که در آن بت بود عبور نکردم الا این که آنقدر با پاهایش به شکم من فشار می آورد که من مجبور به تغییر مسیر می شدم (مناقب ابن شهر آشوب: ج۲ ص ۱۹۶-۱۹۷ روضهالواعظین: ج۱ص ۷۸٫ بحار الانوار: ج ۳۵ص۱۱) علامه مجلسی می نویسد لَمْ یَعْبُدْ صَنَماً قَط هرگز بتی را عبادت نکرد (بحارالأنوار، ج ۴۰، ص ۶۱)

فضیلت هفتم: علی علیه السلام مصداق بارز تاویل آیات قرآن

گفتگو از حضرت امیر و شناخت آن حضرت از زبان قرآن، بی شک حال و هوا و شور و صفای دیگری دارد در مختصر تاریخ دمشق از ابن عباس نقل می کند: «ما نزل القرآن «یا ایها الذین آمنوا» الا علی سیدها و شریفها و امیرها و ما احد من اصحاب رسول الله الا قد عاتبه الله فی القرآن ما خلا علی بن ابی طالب فانه لم یعاتبه بشی ء . . . ما نزل فی احد من کتاب الله ما نزل فی علی . . . نزلت فی علی ثلاثماه آیه .» در قرآن مجید، خطاب «یا ایها الذین آمنوا» در هیچ آیه ای نازل نشده، مگر اینکه علی (علیه السلام) سید و شریف و امیر(و مصداق اتم و اکمل) آن است . و احدی از اصحاب رسول خدا (ص) نبود، مگر اینکه خداوند در قرآن به او عتاب کرده، جز علی بن ابی طالب که خدا هرگز در چیزی به او عتاب نکرد . . . در کتاب خدا (قرآن مجید) آنچه درباره علی نازل شده (از فضایل و مدایح) درباره هیچ کس نازل نشده است . . . سی صد آیه قرآن مجید، درباره علی نازل شده است (مختصر تاریخ دمشق، ج ۱۸، ص ۱۱)

از آیات: تبلیغ، هل اتی، اولی الامر، قربی، تطهیر، مباهله، خیر البریه، لیله المبیت، برائت، سقایه الحاج، انفاق، ولایت، راسخون فی العلم، صراط المستقیم، و … که به دلیل شهرت دلالت بر امام علی علیه السلام بگذریم برخی دیگر ازآیات عبارتند از:

۱) قل کفى بالله شهیدا بینى و بینکم و من عنده علم الکتاب سوره (رعد ۱۳)

ثعلبى در تفسیر آیه مزبور می نویسد آن که علم کتاب در نزد اوست على بن ابیطالب است (غایه المرام باب ۱۲۶)

۲) ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات سیجعل لهم الرحمن ودا (مریم ۹۶)

کسانى که ایمان آورده و عمل‏هاى نیک انجام دادند بزودى خداوند دوستى آنها را در دلهاى مردم قرار میدهد.

گنجى شافعى از قول خوارزمى می نویسد که على علیه السلام فرمود مردى مرا ملاقات کرد و گفت یا ابا الحسن بدانکه به خدا من تو را در راه خدا دوست دارم. على علیه السلام فرمود من به رسول خدا صلى الله علیه و آله مراجعه کرده و سخن‏آن مرد را باو خبر دادم. پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله فرمود: شاید در باره او احسان و نیکى نموده‏اى،گفتم به خدا من در باره او احسانى نکرده‏ام، رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: خدا را سپاس که دل هاى مؤمنین را به دوستى تو واد داشته است آنگاه آیه بالا نازل شد. (کفایه الطالب ص ۲۴۹ـمناقب خوارزمى ص ۱۸۸ـالغدیر جلد ۲ ص ۵۶)

۳) و اعتصموا بحبل الله جمیعا (آل عمران ۱۰۳) و همگى به ریسمان خدا چنگ زنید.

صاحب کتاب مناقب الفاخره از عبد الله بن عباس روایت کرده است که ما در خدمت رسول خدا صلى الله علیه و آله بودیم عربى آمد و عرض کرد یا رسول الله شنیدم که فرمودى اعتصموا بحبل الله، حبل خدا کدام است که باو تمسک جوئیم؟رسول خدا صلى الله علیه و آله دست خود را بر دست على علیه السلام زد و فرمود به این شخص تمسک جوئید که این حبل المتین است (کفایه الخصام ص ۳۴۳)

۴) انما انت منذر و لکل قوم هاد (رعد ۷) هر آینه تو بیم دهنده‏اى و براى هر قومى هدایت کننده‏اى است.

از طریق اهل سنت هفت حدیث نقل شده است که مقصود از منذر پیغمبر صلى الله علیه و آله و از هادى على علیه السلام می باشد از جمله مالکى در فصول المهمه می نویسد که چون آیه مزبور نازل شد رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: انا المنذر و على الهادى و بک یا على یهتدى المهتدون.

یعنى من انذار کننده‏ام و على هدایت کننده و به وسیله تو یا على هدایت یافتگان هدایت مى‏یابند (فصول المهمه ص ۱۲۲)

۵) و اذ قال ابراهیم رب اجعل هذا البلد امنا و اجنبنى و بنى ان نعبد الاصنام (ابراهیم ۳۵)

زمانیکه ابراهیم (بدرگاه خداى تعالى دعا کرد) و گفت: پروردگارا این شهر(مکه) را محل امن قرار بده و من و فرزندانم را از بت پرستى دور گردان.

ابن مغازلى شافعى بسند خود از عبد الله بن مسعود نقل می کند که رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود دعاى ابراهیم که عرض کرد پروردگارا من و فرزندانم را از بت پرستى دور گردان به من و على منتهى شد که هیچ یک از ما هرگز به بت سجده نکردیم، در نتیجه خداوند مرا نبى و على را وصى قرار داد (مناقب ابن مغازلى ص ۲۷۶)

۶) فان الله هو مولاه و جبریل و صالح المؤمنین و الملائکه بعد ذلک ظهیر (تحریم ۴)

البته خدا و جبرئیل و صالح مؤمنین یارى کننده او(پیغمبر صلى الله علیه و آله) هستند و فرشتگان پس از نصرت خدا پشتیبان اویند. مفسرین و علماى بزرگ اهل سنت نوشته‏اند که پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله فرمود: در آیه مزبور منظور از صالح المؤمنین على بن ابیطالب است (شواهد التنزیل جلد ۲ ص ۲۵۵ـصواعق محرقه ص ۱۴۴)

۷) ثم لتسألن یومئذ عن النعیم (تکاثر ۸) آنگاه در آن روز از نعمت ها پرسیده شوند.

ابو نعیم و حاکم حسکانى بسند خود از حضرت صادق علیه السلام نقل کرده‏اند که فرمود: مقصود از نعیم در این آیه ولایت امیر المؤمنین است که از آن پرسیده خواهد شد(غایه المرام باب ۴۸ـ شواهد التنزیل جلد ۲ ص ۳۶۸)

۸) سأل سائل بعذاب واقع(معارج ۱) خواست سؤال کننده‏اى عذابى را که واقع شد.

ثعلبى و ابن صباغ و دیگران نوشته‏اند که چون در روز ۱۸ ذیحجه رسول خدا صلى الله علیه و آله على علیه السلام را به جانشینى خود منصوب نموده و فرمود من کنت مولاه فهذا على مولاه، حارث بن نعمان پس از شنیدن این خبر خدمت آن حضرت آمد و گفت ما را به شهادت یگانگى خدا و نبوت خود از جانب خدا امر کردى قبول نمودیم و سپس به نماز و زکاه و حج و جهاد و روزه دستور دادى پذیرفتیم به اینها قناعت نکردى در آخر کار این جوان را که پسر عموىت است به ولایت نصب کردى آیا این کار از جانب تو است یا به دستور خدا است؟رسول اکرم فرمود قسم به خدائى که جز او خدائى نیست که این امر به دستور خدا است حارث بن نعمان در حالی که به سوى ناقه خود می رفت گفت: خدایا اگر این مطلب صحیح است بر ما از آسمان سنگ بفرست یا به عذابى دردناک معذب گردان هنوز به ناقه‏اش نرسیده بود که سنگى از آسمان بر سرش افتاد و فورا هلاکش نمود آنگاه این آیه نازل شد که‏سأل سائل بعذاب واقع (فصول المهمه ص ۲۶ـکفایه الخصام ص ۴۸۸)

۹) یوم یقوم الروح و الملائکه صفا لا یتکلمون الا من اذن له الرحمن و قال صوابا(نباء ۳۸)

روزی که روح و ملائکه به صف می ایستند و هیچ یک سخن نمی گویند مگر آن کس که خدای رحمان اجازه اش فرماید و سخن به صواب گوید

امام باقر (علیه السلام) درباره این آیه فرمودند : روز قیامت که برپا شود در موقف و به گاه حسابرسی کلمه لا اله الا الله از یاد بندگان برود مگر کسی که به ولایت علی(علیه السلام) اقرار کرده باشد. (فرات کوفی – تفسیر فرات کوفی ص۲۰۲ – حاکم حکسانی – شواهد التنزیل ج ۲ ص ۳۲۲)

۱۰) عم یتساءلون عن النبا العظیم(نباء ۱و۲) از چه چیز می پرسند؟ از آن خبر بزرگ

از ابوحمزه ثمالی چنین نقل شده است : از امام باقر(علیه السلام) درباره این آیات پرسیدم. فرمود : علی(علیه السلام) همواره به یارانش می فرمود: من آن خبر بس بزرگم؛ همان که تمام امت ها با زبان های گوناگون درباره ام اختلاف کردند. به خدا سوگند خدا را آیت و خبری بزرگ تر از من نیست. (فرات کوفی تفسیر فرات کوفی – ص ۲۰۲)

عمرو عاص در قصیده معروف جلجلیه در سرزنش معاویه گوید :

ای زاده هند از جهل خود یاری ات کردیم                         و بر ضد آن خبر بزرگ و برتر شوریدیم

(حاکم حکسانی – شواهد التنزیل ج۲ ص  ۳۱۸)

۱۱) یا ایها الذین امنوا اتقوا الله و کونوا مع الصادقین(توبه ۱۱۹) ای اهل ایمان! تقوا داشته و با صادقین باشید             و در روایات بیان شده است که: منظور از صادقین حضرت علی و اهل بیت پیامبر(علیهم السلام) می باشند.

۱۲) یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و آمنوا برسوله یؤتکم کفلین من رحمته و یجعل لکم نورا تمشون به و یغفر لکم والله غفور رحیم (حدید۲۸); ای کسانی که ایمان آوردید، تقوای الهی پیشه کنید و به رسولش ایمان بیاورید تا دو سهم از رحمتش به شما ببخشد و برای شما نوری قرار دهد که با آن (در میان مردم و در مسیر زندگی خود) راه بروید وگناهان شما را ببخشد . و خداوند آمرزنده مهربان است

شان نزول: شواهد التنزیل از ابن عباس نقل می کند که مراد از جمله «یؤتکم کفلین من رحمته » حسن و حسین (علیهما سلام) است و منظور از «یجعل لکم نورا تمشون » علی بن ابی طالب است(شواهد التنزیل، ج ۲، ص ۲۲۷)

۱۳) وقفوهم انهم مسؤولون; آنها را نگهدارید که باید بازپرسی شوند (صافات۲۴ )

شان نزول:

در روایات متعدد وارد شده است که منظور، سؤال از ولایت علی بن ابی طالب است . شماری از علمای بزرگ اهل سنت منظور از سؤال را سؤال از ولایت علی بن ابی طالب دانسته اند; از جمله آنها حاکم حسکانی است که در «شواهد التنزیل » از ابوسعید خدری به دو طریق نقل می کند که پیغمبر اکرم (صل الله علیه و آله) در تفسیر این آیه فرمود: «عن ولایه علی بن ابی طالب » منظور سؤال از ولایت علی بن ابی طالب است .

او حدیث دیگری از سعید بن جبیر، از ابن عباس نقل می کند که پیغمبر اکرم (ص) فرمود: «اذا کان یوم القیامه اوقف انا و علی علی الصراط فما یمر بنا احد الا سئلناه عن ولایه علی، فمن کانت معه و الا القیناه فی النار و ذلک قوله: «وقفوهم انهم مسؤولون » ; هنگامی که روز قیامت می شود، من و علی بر صراط متوقف می شویم; هر کس از کنار ما می گذرد از ولایت علی از او سؤال می کنیم; هر کس که دارای این ولایت باشد، [از صراط می گذرد] و الا او را در آتش می افکنیم و این است معنی آیه وقفوهم انهم مسؤولون(شواهد التنزیل، ج ۲، ص ۱۰۶ و ۱۰۷ )

۱۴) فاذن موذن بینهم إن لعنه الله على الظالمین(اعراف ۴۴)
در هنگامه محشر ندا دهنده اى در میان بهشتیان و دوزخیان ندا مى دهد -به گونه اى که همگان مى شنوند- که: لعنت خدا بر ستمگران.
در روایات اسلامى, این موذن و سخنگو به امیر مومنان تفسیر شده است. و در روایات اهل سنت آمده که على(ع) مى فرمود: انا ذلک الموذن; آن که آن روز ندا سر مى دهد منم.
از ابن عباس روایت است که على(علیه السلام) مى فرماید: لعنت خدا بر آنان باد که ولایت مرا تکذیب کردند و حق مرا کوچک شمردند. (شواهد التنزیل, ابوالقاسم حسکانى, ج۱, صص ۲۶۸-۲۶۷, نورالثلقین, ج۲, ص ۳۲)

۱۵) واجعل لى وزیرا من إهلى, هرون اخى…
وزیرى از خاندانم براى من قرار ده, برادرم هارون را
پیامبر اکرم نیز مشابه همین درخواست را از خدا کرد و درباره امام على مستجاب شد که خلاصه اش به حدیث منزلت معروف است, و علامه طباطبائى مى فرماید: این حدیث از صد طریق از اهل سنت و هفتاد طریق از طرق شیعه نقل شده است (المیزان, ج۱۴, ص ۲۲۱٫ ر.ک: الدرالمنثور, ج۵,ص ۵۶۶, زیر همین آیه شریفه)

۱۶) و لقد کنتم تمنون الموت من قبل إن تلقوه فقد رإیتموه (آل عمران ۱۴۳) و شما مرگ (و شهادت در راه خدا) را، پیش از آن که با آن رو به رو شوید ، آرزو می کردید سپس آن را با چشم خود دیدید، در حالی که به آن نگاه می کردید(وحاضر نبودید به آن تن دردهید! چقدر میان گفتار و کردار شما فاصله است؟)

قریش حضرت امیر را در جنگ بدر”موت” مى نامیدند. (القاب الرسول و عترته, قطب الدین راوندى (م۵۷۳) در مجموعه میراث شیعه, دفتر اول, ص ۴۷) و این تعبیرى است از زبان دشمن و شجاعت حضرت را مى رساند.

عبدالفتاح عبدالمقصود می گوید زمانی که حضرت علی بیش از سه یا چهار ساعت می جنگید. دستش روی قبضه شمشیرش (ذوالفقار) خشک می شد . پس از تمام جنگ دست مولا را در داخل آب گرم می گذاشتند و پس از ساعتی ماساژ دادن ، شمشیر را از دست ایشان جدا می کردند . علی علیه السلام ذوالفقار را تنها به یک نفر آن هم کمتر از یک ساعت داد آن یک نفر هم امام حسن مجتبی (علیه السلام) بود . در جمل با ذوالفقار به میدان جنگ رفت و پس از چندی نزد مولا آمد و عرضه داشت: پدر من توانایی حمل این شمشیر را ندارم! البته سنگینی ذوالفقار به جهت وزن فیزیکی آن نبود، سنگینی آن به جهت روحانیت آن بود . علی اکبر (علیه السلام) هم زمانی که زره پیامبر اکرم را پوشید نزد ابا عبدالله آمد و عرضه داشت : بابا این زره دارد مرا می کشد سنگینی این زره مرا آزار می دهد.
۱۷) ذَلِکَ فَضْلُ اللَّهِ یُؤْتِیهِ مَن یَشَاء وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ(جمعه ۴) این فضل خداست، آن را به هر که بخواهد عطا مى‏کند و خدا داراى فضل بسیار است.

و نیز وَ لَا تَتَمَنَّواْ مَا فَضَّلَ اللَهُ بِهِ بَعْضَکُمْ عَلَی‌ بَعْضٍ(نساء ۳۲) آرزو نکنید آن چیزهایی را که بدانها خدا بعضی از شما را بر بعضی دیگر، برتری داده است مردان را از آنچه کنند نصیبی است و زنان را از آنچه کنند نصیبی و روزی از خدا خواهید که خدا بر هر چیزی آگاه است

امام صادق علیه السلام: منظور از من یشاء و بعض امام علی علیه السلام است (تفسیر المیزان ج ۴ ص ۵۵۰)

برچسب‌ها: , , , ,

FacebookTwitterGoogle+TelegramWhatsAppLineYahoo MessengerLinkedInPinterestTumblr

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


میدان نیوز
میدان نیوز
حوزه و روحانیت
حوزه و روحانیت
جوان انقلابی
جوان انقلابی
انقلابی شدن
انقلابی شدن
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات
تبلیغات
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز
وعده صادق
وعده صادق