سه شنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۹
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
سرویس: سیاسی
چاپ خبر
۱۵:۰۸ - ۱۳۹۹/۰۸/۰۵

امام اراده؛

مدیریت رهبر معظم انقلاب اسلامی و نگاه به سنن الهی

از معدود علمایی که هم اهل قرآن است، و هم از ابتدایِ زندگی، اهل تاریخ خواندن بوده است، و از جوانی، جزو قائمین در راستای اهداف الهی بوده، رهبر معظم انقلاب است؛ شخصی که در حدود ۳۰ سال، مدیریتِ کشوری با اهداف الهی را، در سمتِ حساسِ رهبری، بر عهده داشته است؛ به نظر می‌رسد، همین نکته باید سر تکرار مکرر عنوان «سنن الهی» در کلام ایشان باشد

ندای اصفهان- سامان معصومی

(مقاله ارائه شده در همایش علمی تبیینی امام اراده)

«مدیریت» پیش‌بردی است، مبتنی بر فهم داشته‌های کنونی، و غایتِ مطلوب، و موتورهای محرکِ وضع کنونی به سوی آن غایت. با این نگاه، شاید از بین همه‌ شاخه‌های علوم انسانی، حضور دیدگاه الهی، در مدیریت، از همه ضروری‌تر باشد. واضح‌ترین عنصر، در تمایزِ بین مدیریت الهی، و دیگر انواع مدیریت، غایت متفاوت است. اما عناصر دیگری نیز در این میان وجود دارد، که هیچ‌گاه، آنچنان که باید و شاید، به آن‌ها پرداخته نشده است. عناصری که وضعیت ما را در نسبت با «قوایِ موثرِ در عالم» آشکار می‌کنند. در یک مدیریتِ مادی، می‌دانیم که اضطراب و استرسِ افراد، کُند کننده و موجبِ کاهش توان آن‌هاست، و شادابی و… موجب بهبود عملکرد؛ اما در مدیریت الهی، تنها عنصرِ فعال، همین بشرِ دوپا نیست! بلکه فراتر! مجموعِ عواملِ بشری و مادی، اگر حتی آن‌ها را در اوج تاثیر بدانیم، به تنهایی درصدِ ناچیزی از بازیگران و فعالان صحنه را تشکیل می‌دهند. عنصر فعال اصلی، در دیدگاه الهی، خداوند است؛ و حضور فعال، و قهار، و بی‌رقیب او، مهم‌ترین عاملی است که باید در مدیریت الهی، به آن توجه کرد.

اما خداوند، با یک عنصر شیمیایی مرده، متفاوت است!! اسید، همواره با باز واکنش می‌دهد! و آن‌چنان در شرایط مختلف، رفتارهای مختلفی از خود بروز نمی‌دهد! اسید اسید است! چه مومن باشی و چه کافر؛ زیرا اسید، مرده است! اما خداوند، موجودی زنده، بلکه اوج حیات، و منبع اصلی حیات است! دست قاهر الهی، و حضورِ هدایت‌گر او، بسته به حالات و احوال ما، و بستگی به شرایطِ زمانی و مکانی، متفاوت عمل می‌کند؛ او فعال است، اما فعال برای آن‌چه می‌خواهد؛ و بر اساس اخلاقی که برآمده از ذات بی‌حدش است. پس همچنان که نبی مکرم اسلام، خُلق و خویی داشت، که در کتب «سنن النبی» گردآمده است، حضور فعالِ خداوندِ حی نیز در هر مرتبه‌ای از عالم، خُلق و خو و ضابطه‌ای دارد، که همان «سنن الهی» است.

قرآن منبع فهم سنن الهی

اولین منبع برای فهم این سنن الهی، قرآن و روایات است، و عجیب است که بسیار بسیار آیات و روایاتی در این زمینه وجود دارد، ولی کتاب مبسوطی در این زمینه نوشته نشده! اما منبع دیگر، چنان که قرآن کریم به ما معرفی کرده است (فاطر: ۴۳ و ۴۴) «تاریخ» است؛ و البته چنان که می‌دانید، فهم هر دویِ قرآن و تاریخ، مبتنی بر تقوا و در میدان بودن است، چرا که نصرت الهی، و علم الهی، به کسی داده می‌شود، که برای خداوند، متقیانه، قیام کرده باشد؛ و در طرف مقابل، آیات زیادی سخن از پوشیده شدنِ چشم و قلب افرادی دارد، که از این روحیه، دور هستند؛ اینان قرآن و تاریخ را می‌بینند، اما نمی‌فهمند!

شاید بتوان گفت از معدود علمایی که هم اهل قرآن است، و هم از ابتدایِ زندگی، اهل تاریخ خواندن بوده است، و از جوانی، جزو قائمین در راستای اهداف الهی بوده، رهبر معظم انقلاب است؛ شخصی که در حدود 30 سال، مدیریتِ کشوری با اهداف الهی را، در سمتِ حساسِ رهبری، بر عهده داشته است؛ به نظر می‌رسد، همین نکته باید سر تکرار مکرر عنوان «سنن الهی» در کلام ایشان باشد؛ در حدی که اکنون، اگر کسی قصد تدوینِ کتابی در باب سنن الهی را داشته باشد، از مهم‌ترین منابع او، بیانات رهبر معظم انقلاب باید باشد. مدیریت با تکیه بر حضور الهی در عالم، و فهمِ سنن الهی، یکی از ویژگی‌های رهبری ایشان است.

صادقانه باید گفت، ما فهم خاصی از سنن الهی، و حضور خداوند در عالم نداریم! چه اینکه در هیچ جای زندگیمان، از هیچ سنتی بهره نمی‌بریم! پس طبیعی است که سخنان رهبری در باب سنن الهی نیز، آن‌چنان به گوش ما نشیند، و نتوانیم آن‌ها را فهم و به کار گیریم! او از عالمی سخن می‌گوید، که ما در آن زیست نکرده ایم! از این رو، امکان نوشتنِ متنی شایسته در این موضوع، فعلا وجود ندارد! اما سعی شده است که بعضی از وجوه و بعض از انواع و اقسامِ سنن الهی را، به نحو کلی و مجمل، از منظر ایشان، معرفی کنیم.

 نسبت سنن با اراده انسان

ابتدایی‌ترین نکته، که ذهن بسیاری از ما را آزار می‌دهد، نسبتِ سنن الهی، با اراده ماست! اگر سنن الهی، خود فعالند، ما چرا فعالیت کنیم؟ و اگر در حیطه‌ای فعال نیستند، که همان حیطه‌ قدرت و فعلیت ماست، پس چه نیازی به شناختِ سنن الهی است؟ عالم دو بخش دارد، یکی بخش سنن الهی، که خودشان کارشان را می‌کنند! و یکی هم بخشِ ما، که سنن الهی، در آن مدخلیتی ندارد!

فعلا بدون ورود به بحث‌های فلسفی و عرفانی، باید گفت، بخش قابل توجهی از این اشکال، به جهت نشناختنِ انواع و اقسام سنن الهی است؛ بعضی از سنن الهی، کاملا مشروط به اراده‌ انسان‌ها هستند، مثلا این که هر کس خداوند و یاد خداوند را در زندگی از یاد برد، بی‌هویت می‌شود، و خودش را نیز، از یاد خواهد برد (حشر: ۱۹).

اما در طرف مقابل، هرچند بعضی از سنن، چه ما بخواهیم و چه نخواهیم، محقق خواهند شد، و چون سِیلی خروشان هستند، که هیچ چیز نمی‌تواند در برابر آن مقاومت کند؛ اما ما می‌توانیم با کسب شرایطِ حضور، در ذیل آن‌ها زندگی کنیم، و ما نیز، در این سیل خروشان، به پیش برویم، و اگر چنین نکنیم، این زیست و حیات را از دست خواهیم داد:

«من و شما کاره‌‌ای نیستیم؛ دست قدرت الهی است. ما وسائلی هستیم که اگر عقل به کار گیریم و اختیار خودمان را به کار بیندازیم و وارد میدان شویم، از ما برای حصول این هدف استفاده خواهد شد و افتخار و شرفش برای ما می ماند. اما اگر ما هم نباشیم: «…فسوف یأتی اللَّه بقوم یحبّهم و یحبّونه…» […خداوند جمعيّتى را مى ‏آورد كه آن‌ها را دوست دارد و آنان(نيز) او را دوست دارند… (مائده: 54)]. اینگونه نیست، بار خدا بر زمین نمی‌ماند، پیش خواهد رفت؛ این یک حرکت طبیعی است، ناموس طبیعت و تاریخ است.» ۱۶/۰۶/۱۳۸۸

اما چنان که در ادامه‌ آیه‌ مورد استشهاد رهبری (مائده: ۵۴) نیز، بیان شده است، حضور در این سنن، و یا بیرون افتادن از آن‌ها، شرایطی دارد، که وجود و یا عدم آن‌ها، بسته به اراده‌ ماست؛ به عبارت دیگر، ما باید کاری کنیم تا شایسته‌ این حضور شویم؛ که در ادامه نیز، باز هم به بعضی از این شرایط، اشاره خواهیم کرد؛ بر این اساس، می‌توان متوجه شد که منظور از «کمک و امداد الهی» که در بسیاری از بیانات رهبری، از سنن الهی شمرده شده است، چیست:

«”خدا نخواست” یعنی چه؟ یعنی اگر آحاد ملت ایران غفلت می‌کردند و می‌خوابیدند؛ رزمندگان به جبهه نمی‌رفتند؛ امام نمی‌غرید و سینه سپر نمی‌کرد و نمی‌ایستاد و این همه استعداد و نیرو در این راه بسیج نمی‌شد؛ باز هم خدا همین طور می‌خواست؟ نه، اراده خدای متعال به نفع یک ملت، تابع اراده آن ملت است. هیچ حقیقت و واقعیتی در متن زندگی یک ملت به اراده الهی تغییر پیدا نمی کند، مگر وقتی که خود آن ملت بر آن همت بگمارند. این صریح آیات قرآنی و جزو معارف قطعی دینی است.»

۰۶/۷/۱۳۷۹

«دست قدرتی است که دارد این کارها را انجام میدهد. منتها این دست قدرت خدا برای این است که اگر چنانچه ما رفتارمان را خوب کنیم، رحمت خدای متعال شامل خواهد شد. اَللهُمَّ اِنّی اَسئَلُکَ موجِباتِ‌ رَحمَتِک‌؛ موجبات رحمت دست ما است. امام  فرمود خرمشهر را خدا آزاد کرد؛ این همه جوان‌ها آنجا مجاهدت کردند، شهید شدند، کار کردند، [امام فرمود] خدا آزاد کرد؛ این درست است؛ خدا آزاد کرد. می‌توانستند همین قدر شهید بدهند و هیچ اتّفاقی هم نیفتد. در عملیّات رمضان، -در جنگی که همان وقت‌ها انجام گرفت- خدا نخواست ما فتح کنیم امّا در خرّمشهر اتّفاق افتاد؛ این اراده‌ الهی بود.»

۲۳/۱۲/۹۷

«باید توجه داشت که شرایط هر سنتی، متناسب با همان سنت است، و حتی بعضی سنن الهی، کافر و مومن نمی‌شناسند! یعنی خداوند، برای بهره‌مندی از بعضی سنن، کفر و یا ایمان را شرط قرار نداده است. تلاش به دین و ایمان و کفر و اسلام، ارتباطی ندارد؛ قرآن این را می‌گوید. من بارها این آیه را گفته و خوانده‌ام: کلاًّ نمدّ هؤلاء و هؤلاء (اسراء: 20) ما به همه کمک می‌کنیم؛ این سنت الهی است.»

۱۸/۸/۸۵

«پس سنن الهی، بسیار متکثرند و شرایط و ضوابط متنوعی دارند؛ و طبعا بهره‌مند شدن از آن‌ها، نیاز به فهم انواع و اقسام و شرایط آن‌ها دارد؛ بلکه حتی بعضی از سنن، در درون خود، دارای حالات متنوعی هستند؛ چه این که بر اساس یکی از سنن مربوط به امداد الهی، در زمانی و با شرایطی، هر مومن در جنگ در برابر 10 کافر قرار می‌گیرد، و در زمان دیگری، هر مومن در برابر 2 کافر، و در شرایطی نیز، اساسا کثرت سپاه اسلام، به دلیل نبود بعضی از دیگر شرایط، بی‌ثمر است.»

۱۵/۶/۹۷

 امیدبخشی مبتنی بر راستگو بودنِ خداوند

یکی از کارکردهای سنن الهی در بیانات رهبری، امیدبخشی است؛ اما باید توجه داشت که منظور از امیدبخشی، صرف امیدِ بدونِ پشتوانه نیست! بلکه امیدی کاملا مستند، به مستندترین بیان عالم! یکی از دلایلی که ما نمی‌توانیم همچون رهبری، با مراجعه به آیات قرآن، سنن الهی را درک کنیم و بر اساس آن، راهبرد و مدیریت خود را تنظیم کنیم، عدم اعتماد به صدق وعده‌ الهی دارد:

«بله، آن وقتی که ما حرف حساب خودمان را بلد نباشیم، ندانیم، یا بلد نباشیم بگوئیم و طرح کنیم، یا پای آن حرف نایستیم، یا وسط راه با وسوسه‌های شیطانی یا وسوسه‌های نفس یا تنبلی‌ها پا سست کنیم، مجاهدت به جائی نخواهد رسید؛ معلوم است. بحث بر سر آنجائی است که: …لینصرنّ اللّه من ینصره… (حج: 40) دیگر از این تأکید، بالاتر نمیشود. اگر نصرت خدا بکنیم – نصرت خدا با فکر کردن، اندوختن اندیشه‌های ناب، مطرح کردن درست آن در عالم، پای آن ایستادن، تدبیر برای پیشبرد آن به کار بردن، در مقابل خطرات آن سینه سپر کردن – «لینصرنّ اللّه»؛ خدای متعال حتماً و قطعاً نصرت خواهد کرد. معنای «لینصرنّ» این است؛ یعنی خدا حتماً و قطعاً نصرت می‌کند. …و من اصدق من اللّه قیلا (نساء: 122) از خدا راستگوتر کیست؟»

۱۹/۱۰/۹۱

با رجوع به بیانات مختلف ایشان، همچون همین نمونه‌ بالا، به وضوح می‌توان این را درک کرد که ایشان، به دلیل اعتماد به خداوند، و صادق و عالم دانستنِ ایشان، به راحتی و با آرامش، قرآن می‌خوانند، و می‌دانند که با کسب شرایطِ مدنظر قرآن، نتیجه قطعی است! چنان که ما با دیگر متون چنین برخورد می‌کنیم! مگر پزشکانی که بر اساس کتاب هاریسون، نسخه می‌نویسند، جز این عمل می‌کنند که چون این کتاب را صادق و عالم می‌دانند، پس بر اساس شرایط قید شده در کتاب، به وصول به نتیجه امید دارند! اما من چون بر صدق و یا علم خداوند، ایمان ندارم، نمی‌توانم به سادگیِ رهبری، با قرآن مواجه شوم. البته در ابتدایِ متن، تذکر داده شد که آمیختگی با مسئولیت و تاریخ نیز، در این زمینه، از شروط جدی است.

بر این اساس، رهبری با بیان شرایطی، بر اساس سنن الهی، فتح و پیروزی را حتمی می‌دانند؛ از جمله‌ این شرایط: «فکر» «انگیزه» «توکل» (۴/۹/۹۷) «اهل حرکت بودن» (۱۵/۶/۹۷) و… است. به بیانِ دیگر، باید متوجه این نکته بود که این امید بخشی، امید بخشیِ متناسب با هوایِ نفس ما نیست! ما طالب این هستیم که خداوند بگوید در هر حال، شما پیروزید! گویا می‌خواهیم خداوند به ما وعده‌ پیروزی دهد، تا خیالمان راحت باشد و نفس راحتی بکشیم! اما با توجه شرایط گذشته، نه تنها این چنین امید بخشی در بیانات رهبری وجود ندارد، بلکه اساسا فتح و پیروزی، برای اهالیِ حرکت، و انسان‌های پویاست! امید هست! ولی نه به ماندن! امید هست که اگر حرکت کنیم، به نتیجه می‌رسیم! و خداوند، به هیچ قومِ خاصی، تعهدی نداده است! و با کوتاهیِ ما، وعده الهی، در قوم دیگری، به بار خواهد نشست!

فهم سنت معیت

نمونه دیگر، سنت معیت است؛ به نظر می‌رسد که اگر کسی متوجه قدرت و رحمت بی‌حد خداوند باشد، قطعا در طلب همراهیِ با او خواهد بود؛ و رهبری نیز، در موارد زیادی در سال‌های اخیر، به این سنتِ نوید بخش، اشاره کردند و به نظر می‌رسد که، این سنت، از نویدبخش‌ترین سنن الهی باشد؛ چرا که در سخت‌ترین موقعیت‌ها، پیامبران الهی، به آن استناد کرده‌اند؛ به عنوان مثال، در داستان عبور بنی‌اسرائیل از رود نیل: «به‌مجردی که [بنی‌اسرائیل] دیدند که سیاهیِ لشکرِ فرعون از دور پیدا شد و الان است که برسد -جلویشان دریا، پشت سرشان لشکر فرعون- دل‌ها لرزید، [گفتند] «اِنّا لَمُدرَکون»؛ پدرمان درآمد. اینجا حضرت موسی به اعتماد همان وعده‌ الهی می‌گوید: کـَلا؛ چنین نیست؛ اِنَ مَعِیَ رَبی سَیَهدین.»

۲۴/۱۲/۹۶

اما چرا ما هیچ‌گاه نمی‌توانیم در متن زندگی‌مان، به این وعده‌ الهی، و این سنت الهی، امیدوار باشیم؟ علاوه بر نکات دیگری که گفته شد، می‌توان راز این مطلب را در شروط این سنت، جستجو کرد:

«خب، حالا ما می‌خواهیم این معیّت را برای خودمان تأمین کنیم؛ راهش چیست؟ مهم این است. این معیّت وجود دارد، امّا شرط دارد؛ برای همه نیست. در قرآن چند شرط گذاشته است برای این معیّت. در آخر سوره نحل [می‌فرماید]: اِنَّ اللهَ مَعَ الَّذینَ اتَّقَوا وَالَّذینَ هُم مُحسِنون (نحل: 128)؛ تقوا. اِنَّ ‌اللهَ مَعَ الصّبِرین‌ (بقره: 153) و وَ اللهُ‌ مَعَ‌ الصّبِرین (بقره: 249) و اَنَّ اللهَ مَعَ المُتَّقین (توبه: 36) و اَنَّ اللهَ مَعَ المُؤمِنین‌ (انفال: 19) و وَ اِنَّ اللهَ لَمَعَ المُحسِنین (عنکبوت: 96) در چند جای قرآن تکرار شده. ما وظیفه‌مان را از اینجا بفهمیم»

۲۴/۱۲/۹۶

نکته در این‌جاست که ما می‌خواهیم اهداف و وظایف و غایت و… را خودمان انتخاب کنیم، و طالب زندگیِ خودمان هستیم، و سپس می‌خواهیم از معیت الهی در این راه، بهره‌مند شویم! خیر! معیت الهی، و نویدبخشیِ معیت الهی، مربوط به متقین، و محسنین، و صابرین، و مومنین است! یعنی کسانی که اهداف و اغراضشان را، بر اساس رضایتِ الهی تنظیم می‌کنند! به بیانِ دیگر، قلب ما درست می‌گوید که خداوند برای ما معیتی به ارمغان نمی‌آورد! زیرا ما در راستای اهداف الهی نیستیم! «سنّت الهی بر این است که راه پاکان و صالحان و مخلصان بماند.» (۲۳/۱/۷۸) نه لزوما هر کسی که در جمهوریِ اسلامی، زندگی می‌کند!

انذار بر اساس سنن الهی

رویِ دیگرِ سنن الهی، وجه انذار و بیم‌دهنده‌ سنن الهی است، که کمتر تمایل داریم به این وجه از سنن، گوش دهیم. بلکه اگر دقت کنیم، تمام سنن بشارت دهنده، در درون خودشان، انذاری نیز، دارند؛ اگر خداوند بشارت می‌دهد که در معیّتِ با متقین است، پس در طرف مقابل، باید بدانیم که مخالفت با کسی که در ذیل سنت معیت قرار دارد، حتی اگر به رسوایی ختم نشود، لااقل بی‌نتیجه است! اما چرا ما هیچ‌گاه ترسی به خود راه نمی‌دهیم؟ چون همواره خود را حق، و در راه حق می‌پنداریم و فکر می‌کنیم که خداوند با شخص من، پیمان بسته است! در صورتی که چنین نیست! ساده‌ترین نمونه این سنن، این است که «گناه هم نتیجه‌ خودش را دارد؛ [و آن] از راه ماندن و به مقصود نرسیدن است.»(۱۸/۸/۸۵)

چه کسی است که بتواند ادعا کند، از گناه به دور است؟

رهبری در مواردی به این دست سنن نیز اشاره‌ کرده‌اند، و از این سنن، در روند اداره و مدیریت‌شان، بهره برده‌اند. به عنوان مثال:

«ببینید آقایان و خواهران عزیز! تحول اجتناب‌ناپذیر است. تحول، طبیعت و سنت آفرینش الهی است؛ این را بارها من مطرح کرده‌ام، گفته‌ام. تحول رخ خواهد داد. خوب، حالا یک واحدی را، یک موجودی را فرض کنیم که تن به تحول ندهد؛ از یکی از دو حال خارج نیست: یا خواهد مُرد یا منزوی خواهد شد. یا در غوغای اوضاعِ تحول یافته مجال زندگی پیدا نمی‌کند، زیر دست و پا له می‌شود، از بین می‌رود؛ یا اگر زنده بماند، منزوی خواهد شد.»

۸/۹/۸۶

با همین رویکرد، تمام سنن قطعی الهی که محقق خواهد شد، چنین هستند، که هرچند با کسب شرایطِ حضور در آن‌ها، به پیش خواهیم رفت، اما در طرف مقابل، اگر خود را در این مسیر قرار ندهیم، تنها تقلای بی‌نتیجه خواهیم داشت.

همچنین به دلیل وجود شرایط و ضوابطی برای سنن الهی، واضح است که «اگر از شرایط غفلت شد، ضرر می‌کنیم؛ چه مردم شرایط را ندانند، چه نخبگان به شرایط توجّه نداشته باشند. بخصوص اگر چنانچه نخبگان از اوضاع و شرایط و وضعیّت موجود و جایگاهی که نظام قرار دارد غفلت بکنند، ضربه خواهیم خورد.»

۱۵/۶/۹۷

و این خود یکی از وجوهِ انذار دهنده‌ سنن الهی است، که لزوم پژوهش جدی در باب سنن الهی را، به ما تذکر می‌دهد.

سامان معصومی

سامان معصومی، پژوهشگر و طلبه حوزه علمیه اصفهان

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , ,

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


شفاف (شبکه فعالان انقلابی فضای مجازی)
شفاف (شبکه فعالان انقلابی فضای مجازی)
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715