پنجشنبه ۰۱ آبان ۱۳۹۹
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
سرویس: فرهنگ و هنر
چاپ خبر
۰۷:۱۳ - ۱۳۹۹/۰۷/۱۲

گفتگو با مرتضی نعمت الهی مجسمه ساز مفهومی؛

فرهنگ و هنر نیاز به سرمایه گذاری در کودکستان‌ها دارد/ مشکلات اصفهان کلاف سردرگم است

خاک، چوب یا فلز به تنهایی ارزشمند نیستند اما زمانیکه در میان آغوش دستان یک مجسمه ساز قرار می‌گیرند آرام آرام بوی زندگی به مشام می‌رسد. مرتضی نعمت الهی با خلق آثاری ماندگار برگرفته از سنت و تاریخ کهن این سرزمین فرهنگ ما را به رخ جهانیان کشید

به گزارش خبرنگار ندای اصفهان، از پل‌های زنجیره‌ای شهر که عبور می‌کنیم با آثاری روبرو می شویم که هر کس را متحیر می‌کند و در هیاهو و باورهای خود به خالق اثر می‌رسد. نگاه سخاوتمندانه‌ هنرمند به خاک، فلز و چوب ارزش جاودانه به آثار بخشیده است و هیچ هنرمندی در دنیا نتوانسته چنین آثار منحصر به فردی را خلق کند و هنرمندان سراسر جهان از این آثار الهام می‌گیرند.

در خصوص تلخی و شیرینی هنر مجسمه سازی پای صحبت‌های مرتضی نعمت الهی نشسته‌ایم که در ادامه می‌خوانید:

تلنگر یک اثر

مرتضی نعمت الهی: در بهمن ماه سال 1324 در اصفهان متولد شدم. در دوران کودکی به رشته نقاشی و طراحی علاقمند بودم اما وارد دبیرستان شدم و رشته ریاضی فیزیک می‌خواندم. برحسب تصادف یک روز از کنار آتلیه مجسمه‌سازی عبور کردم که جذب آثار یک هنرمند شدم و جرقه‌ای در ذهنم زده شد و تمام افکارم را زیر و رو کرد و در آن لحظه رشته مجسمه سازی را انتخاب کردم و تا همین لحظه هیچگاه از انتخابم پشیمان نشدم.

گرچه از سوی خانواده بسیار تحت فشار قرار گرفتم و تمام تلاش خود را به کار بستند تا مرا منصرف کنند اما هرگز نتوانستند و بخاطر انتخابم بهای بسیار سنگینی پرداخت کردم. حرمت‌های شکسته شده هیچگاه ترمیم نشد. در نگاه اول شاید برای مخاطب این موضوع ساده باشد اما هرگز این مسئله قابل توصیف نیست و نخواهد بود.

حدود پنجاه سال گذشته دیدگاه خانواده‌ها قابل وصف نبود؛ دیکتاتوری، تمام‌ قد حکمفرایی می‌کرد. میل من به هنر خلاف میل خانواده، یک ناهنجاری و ساختارشکنی بود و هرگز بخشیده نشد اما هم اکنون با سرعت غیرقابل تصوری شاهد پیشرفت‌های بسیاری در تفکر مردم هستیم و با نگاهی رو به جلو حرکت می‌کنند. حتی تصورش برای نوجوان کنونی بسیار سخت است که ما مشق خود را با مرکب می‌نوشتیم و روی لامپ قرار می‌دادیم تا خشک شود.

گام‌های بلند برای تحقق یک رویا

زمانیکه وارد هنرستان هنرهای زیبا شدم در کنار مجسمه سازی به نقاشی و طراحی نیز پرداختم. از زیبایی آثارم تنها در سالن‌های پذیرایی‌ استفاده می‌شد و خانواده‌ام بخاطر تعریف‌های اقوام و دوستان به وجد می‌آمدند اما همچنان امیدوار بودند که دست از این کار بردارم. شور جوانی، عشق و احساسی که به هنر مجسمه سازی داشتم مرا هرگز از انتخابم پشیمان نکرد و حتی اگر باز به عقب برگردم هرگز مسیرم را تغییر نخواهد داد.

من با مجسمه سازی زندگی کردم. پایداری و تداوم در کار مجسمه سازی مرا از دیگر دوستانم متمایز می‌کند زیرا هرگز دست از تلاش نکشیدم و به دنبال خلق آثار جدید و مفهومی بودم، هستم و خواهم بود.

پس از گذراندن هنرستان برای دریافت مدرک لیسانس مجسمه سازی وارد دانشکده هنرهای زیبا تهران شدم و همچنان خانواده بر خواسته خود پافشاری می‌کردند زیرا اعتقاد داشتند که هنرمند توانایی امرار معاش نخواهد داشت و عاقبت بخیر نخواهم شد.

اتفاقاً آنها بر اساس محاسبه‌ها، درک درستی از زندگی داشتند اما توانایی انتقال درست این مفاهیم از سوی خانواده وجود نداشت تا در کنار هنر هدف دیگری را در زندگی دنبال کنم زیرا هنرمند قادر نخواهد بود که با خلق اثر مخارج زندگی را تامین کند.

از طرفی سیستم آموزشی دانشگاه تهران به دانشجو می‌آموخت نباید مسائل مالی را در اولویت قرار داد و بدون حسابگری باید به فکر تعالی و پیشرفت کشور بود، براساس همین هدف‌گذاری هنرمند با اعتقاد به باورهایش با جان و دل به کار می‌پرداخت و از علائق شخصی خود برای بهبود بخشیدن به شرایط کشور استفاده می‌کرد و این موجب رشد هنرمند و دیگر افراد جامعه در تمام ابعاد مختلف می‌شد.

هنر سرشار از عشق بوده و جوهره کار هنر باوری است که هنرمند در سر می‌پروراند و همین باورها به طور مستقیم و غیر مستقیم جریان ساز و تاثیرگذار می‌شود حتی تئوریست‌های بزرگ نیز معتقدند: «هنرمند حق ندارد مخاطب را در نظر داشته باشد و باید به دریچه ای از افکار برسد که اولین و آخرین مخاطب، خالق اثر است. رضایت او از اثر سبب رضایت دیگران نیز می‌گردد.»

برخی مباحث نظری و تجربی بوده و به طور قاطع نمی‌توان صحیح یا غلط بودن آنها را تایید یا تکذیب کرد اما بی شک هنرمندان در توسعه و تعالی فرهنگ یک جامعه نقش بسزایی دارند.

یک تنش گذرا و  یک دوستی ماندگار/ سفر به فرانسه

پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه تهران از طریق اساتید برای فعالیت و ایجاد آتلیه به آقای فریدون رهنما معرفی شدم در اولین برخورد به دلیل تفاوت سنی و نوع شخصیت ایشان مشاجره‌ای ایجاد شد اما در پایان همین درگیری با یک صمیمت عمیق خاتمه پیدا کرد زیرا ایشان نسبت به نسل جوان احساس مسئولیت داشته و به نوعی نوستالژیک هویت ایرانی هستند.

با همکاری‌های آقای رهنما به مدت چهار سال در تلویزیون طراح صحنه و تئاتر بودم. ایشان مشوقم بودند تا در سال 1354 به فرانسه بروم زیرا در گذشته به دلیل تاثیرات فرهنگی مردم معتقد بودند که فرانسه چهار راه هنری جهان است. فضای هنری و تاریخی آنجا گوش و ذهن‌ها را پُر کرده بود و در مباحث روشنفکرانه، انگلستان در میان مردم جایگاهی نداشت به غلط یا درستی این باور خرده نمی‌گیرم زیرا سفر به هر کجای این دنیا دستاوردها و تجربیات منحصر به فرد خود را دارد.

من به دلیل آشنایی و تعامل با هنرمندان دیگر به فرانسه سفر ‌کردم پس از ورود به آنجا به دلیل ایرانی بودن و فرهنگ اسلامی که در وجود و فرهنگ ما ریشه دارد وارد دپارتمان هنرهای اسلامی ‌شدم و ساخته‌های 12 میلادی تا اوایل دوران اسلام را مورد بررسی قرار دادم و جهت دریافت فوق لیسانس زیباشناسی وارد دانشگاه سوربن شدم اما یادگیری‌های تئوری و تحقیقات موجب دوری از فعالیت‌های عملی و اجرایی می‌شد زیرا به عنوان یک مجسمه ساز وارد فرانسه شدم و امکان ارتباط گسترده با هنرمندان دیگر را برایم فراهم می‌کرد و تجربیات جدید را برایم رقم می‌زد و تا پای دفاع فوق لیسانس پیش رفتم اما 20 روز قبل از دفاع منصرف شدم.

در سال 1357 به ایران بازگشتم و مجدد از سال 1359 تا سال 1369در فرانسه زندگی می‌کردم.

همه دنیا سرای من است

یکی از دلایل مهم بازگشتم به فرانسه پایگاه و جایگاهی بود که طی سال‌های 1354 تا 1357 به دست آورده‌ بودم؛ با زبان و فرهنگ آنها آشنا شده بودم و با اساتید بزرگ در تمام عرصه‌های هنر ایرانی ارتباط داشتم زیرا در شکل گیری فعالیت‌های هنری تنها یک تم هنری خاص مدنظر نیست، تمام هنرها زنجیره‌وار به هم متصل هستند و این پیوند ناگسستنی در شکل‌گیری آثار فاخر بسیار تاثیرگذار است. به عنوان مثال برای مجسمه سازی دغدغه، ابزار و جوهره تفکر سینماگران به من پناه می‌دهد و بی شک از لحاظ تاکتیکی جدا از تفکرم نیست. هنر یک تفکر و نگاه به جهان هستی است.

برای مجسمه سازی در فرانسه فضا را آماده کرده بودم و همین فضا سازی باعث شد که سالیان سال از فعالیت در فرانسه لذت ببرم. آنجا احساس غربت نداشتم زیرا این احساس یک موضوع نسبی است. بعد از گذشت ده سال زمانیکه به ایران بازگشتم غربتی عجیبی را احساس و تجربه کردم که در تمام زندگی چنین حس غمباری را تجربه نکرده بودم. زیرا با انگیزه و هدف خاص به فرانسه سفر کرده بودم و از ارتباطی که با دوستان هنرمندم پیدا کرده بودم احساس آرامش خاصی داشتم و هیچگاه تفاوت میان زبان و فرهنگ اهمیتی نداشت.

من را به عنوان یک ایرانی پذیرفته بودند و علاقه‌ای به اینکه فرانسوی باشم در وجودم نبود و آنها نیز علاقه‌ای به تغییر در رفتار و نگرشم نداشتند و از طرفی برای آنها جالب و تامل برانگیز بودم و به نوعی همدیگر را تکمیل می‌کردیم و افتخار آشنایی با اساتید بزرگی همچون پرویز کیمیاوی و استاد داریوش طلایی را داشتم و آنها نقش مهمی در ساختار زندگی عاطفی و ذهنی من داشتند و حتی خود را مدیون آقای اسحاق پور می‌دانم.

تلاش برای بازسازی هنر مجسمه سازی در اصفهان

انقلاب به معنای بازسازی دوباره است. اینکه پس از انقلاب تغییراتی در سطح آموزشی رخ داد و حتی رشته مجسمه‌سازی در جامعه کمرنگ شد ریشه در باورهایی دارد که برای برخی دوستان هنوز این مسئله خط قرمز است و به دلیل اینکه اهداف گروهی، فردی، نهادی یک دست و هماهنگ نیست امروز شاهد آثار ضعیف هستیم از طرفی تمام هنرها از سینماگران تا مجسمه سازان در کشور مستقل عمل می‌کنند.

در سال 1370 زمانیکه به ایران بازگشته بودم و با تعطیلی هنرستان هنرهای زیبا مواجه شدم با رایزنی و برقراری ارتباط با مدیران شهری و شهرداری فعالیت‌هایی را تدوین و برنامه‌ریزی کردم که تا دهه هشتاد مجموعه‌ای از بهترین آثار را با کمک اساتید اصفهان خلق کردیم و اتفاق بسیار مهمی در شهر رخ داد.

فرهنگ و هنر یک شب در جامعه به وجود نیامده و نیاز به سرمایه گذاری در کودکستان‌ها دارد تا پس از گذر چند دهه شاهد یک مجموعه‌ از فرهیختگان در عرصه‌های هنر باشیم اما اگر بدون پایه گذاری میلیاردها تومان هزینه کنیم شاهد کارهای ضعیف خواهیم بود.

پس از فعالیت‌های مجسمه سازی در اصفهان با تهران نیز همکاری‌هایی داشتم و عضو شورای سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی مجسمه سازی و زیباسازی شهر تهران بودم و در دوره‌ای نیز تحت عنوان مشاور با شهرداری تهران در زیباسازی شهر تهران همکاری داشتم. همچنان در خصوص سمپوزیوم بین المللی مجسمه سازی با آنها همکاری می‌کنم که با حضور هنرمندان ایرانی و خارجی در تهران برگزار می‌شود.

زمان دقیقی برای سمپوزیوم بین المللی مجسمه سازی تعیین نشده اما همچنان هرساله این برنامه اجرا می‌شود، اما اگر برنامه‌ای تحت عنوان سمپوزیوم بین المللی مجسمه سازی در اصفهان وجود داشت خروجی مثبتی نداشت زیرا سیستم مدیریتی و کارشناسی در شهر اصفهان یک کلاف سردرگم است.

مشکلات هنرمندان در حیطه مجسمه سازی

مشکلات از دیرباز بوده، هست و خواهد بود ولی ما یادگرفته بودیم با حداقل امکانات حداکثر بهره را ببریم. اینکه چقدر امکانات از لحاظ ابزار و متریال در اختیار ما است چندان اهمیت نداشته بلکه باید هنرمند امکانات و شرایط را به وجود آورد. اینکه نهاد یا سازمانی متولی هنرمندان باشد بسیار موثر بوده اما متولیان فرهنگ باید کودکستان‌ها را حمایت کنند. نداشتن بیمه و عدم توجه به رشته مجسمه سازی به زیرساخت‌های فرهنگی، هنری و عمومی بستگی دارد.

شرکت در جشنواره‌های بین المللی امکانات و اراده هنرمند را می‌طلبد. هنرمندان سینما به صورت شخصی برای شرکت در مسابقات بین المللی شرکت می‌کنند اما مجسمه سازان با مشکل مواجه هستند، حتی اگر شخص بخواهد اقدام کند و یک مجسمه 200 کیلویی را برای شرکت در مسابقات به کشورهای خارجی بفرستد در درجه اول دریافت مجوز آسان نیست و از طرفی هزینه‌ها سرسام آور و غیر ممکن است.

تمام موضوعات زنجیره وار و پیچیده است و در مواقعی که مسئولان تصمیم بگیرند در مسابقه بین المللی پرچم کشورشان حضور داشته باشد قطعاً اقداماتی را انجام می‌دهند اما هنرمندان باید به هنر خود تکیه کنند و برای ارایه آثار خود برنامه‌های دیگری را تدوین کرده و باید به چارچوب‌ها احترام بگذارند.

از طرفی صنف نیز مشکلات هنر مجسمه سازی را حل نخواهد کرد، فرهنگ ریشه محکمتری از اصناف دارد و چه کسی می‌تواند از منابع حرفه‌ای، هنری و فرهنگی دفاع کند؟

اگر سیاست فرهنگی رسمی، سرانه‌ای را برای رقابت در صحنه‌های بین المللی تعیین کند هنرمندان از بین 1001 فیلتر خاص باید عبور داده شوند و قطعاً چنین موضوعی رخ نخواهد داد و هنرمندان گله مند هستند چرا زیر مجموعه صنایع دستی نیستیم؟ آنها از منابع و امکانات بی بهره مانده‌اند باید یکسری سیاست‌های کلان برای تمام اقشار هنرمند برنامه ریزی شود. اگر برنامه یا امکاناتی هست باید همه بهرمند شوند ولی عدم توجه به هنر مجسمه سازی دلیل بر عقب ماندگی هنر نیست.

آرزوی بازگشت دهه طلایی

در دوران جوانی نمایشگاه‌های متعدد انفرادی و گروهی در تهران، پاریس و اصفهان داشته‌ام، چندین اثر فضای شهری در اصفهان، کرج و تهران حاصل فعالیت‌های من است.

اصفهان شهری پُر از معماری‌های متنوع و آثار تاریخی که ترکیب آنها الهام بخش فعالیت‌های هنری من است و آخرین پروژه‌های فعالیتم مجسمه سلمان فارسی بوده که در میدان خوراسگان سال گذشته نصب و رونمایی شد و مجسمه شیخ بهایی را برای منطقه 12 اصفهان سفارش داده اند.

گاهی در دانشگاه هنر تهران و اصفهان و… به صورت حق التدریس در حیطه نقاشی و طراحی و مجسمه سازی فعالیت داشتم، این تمام بضاعت من در حیطه مجسمه سازی است اما هم اکنون در گارگاه صبح تا شب به خلق اثر جدید فکر می‌کنم و با همکارانم در ارتباط هستم و هنرجوی مستقیم ندارم اما آرزو دارم که آثار فاخر خلق شود و دهه طلایی 70 به اصفهان بازگردد و شاهد آثار و تندیس‌های ارزشمند در سطح شهر باشیم.

گفت‌وگو از نفیسه قاسمی

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , ,

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


شفاف (شبکه فعالان انقلابی فضای مجازی)
شفاف (شبکه فعالان انقلابی فضای مجازی)
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715