پنجشنبه ۰۸ آبان ۱۳۹۹
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۱۷:۰۱ - ۱۳۹۹/۰۶/۲۹

عمده‌ی انسان‌ها طلب‌کارند!/ چرا تندی و غضب؟

هر کسی در زندگی‌اش، خواسته‌ها و طلب‌هایی دارد؛ و این امور مطلوبش را از متن زندگی‌اش، و از اطرافش و محیطش طلب می‌کند؛ اما گاهی این محیط اطراف، مطلوبمان را به ما نمی‌دهد! و حتی گاهی، نه تنها مطلوبمان را به ما نمی‌دهد، بلکه در راه کسب مطلوب، سنگ اندازی هم می کند..

ندای اصفهان- سامان معصومی

بعضی انسان را مدنی بالطبع می‌دانند! اما بعضی دیگر، هرچه به طبع و فطرت انسان می‌نگرند، مدنی بودن و جامعه‌دار و جامعه‌مند بودن را در آن ندیده اند! اما در نهایت، چیزی باعث شده است که همینان نیز، به مدنی بالاضطرار، و یا مدنی بالاجبار، روی آورند؛ چرا؟ چون انسان، چه بر اساس طبع، چه بر اساس اجبار، و چه بر اساس اضطرار، نیازمندِ دیگران است؛ انسان چه بخواهد و چه نخواهد، چه در طبع خود، مدنیت ببیند و چه نبیند، نیاز به اُنس با دیگران دارد! نیاز دارد که چیزهایی را از دیگران، به دست آورد.

این نیازها متفاوت و متنوع است؛ و هر نیازی، طلبی را به دنبال دارد؛ ساده‌ترین، همین نیاز مادی است! ما از دیگران، برآورده شدن نیازهای مادی‌مان را طلب می‌کنیم، و در قبال آن، نیازی از دیگران را ارضاء می‌کنیم؛ اما داستان فراتر از این سخنان است؛ مثلا ما از دیگران، طلب احترام داریم! طلب محبت داریم! طلب انس داریم! و…؛ پس لااقل عمده‌ی انسان‌ها، بخشی از رفتارهایشان، بر اساس طلب است؛

عمده‌ی انسان‌ها طلب‌کارند! هر کسی در زندگی‌اش، خواسته‌ها و طلب‌هایی دارد؛ و این امور مطلوبش را از متن زندگی‌اش، و از اطرافش و محیطش طلب می‌کند؛ اما گاهی این محیط اطراف، مطلوبمان را به ما نمی‌دهد! و حتی گاهی، نه تنها مطلوبمان را به ما نمی‌دهد، بلکه در راه کسب مطلوب، سنگ اندازی هم می کند!! چند بار این اتفاق افتاده است که فردی، یا افرادی، زیرآب ما را بزنند که مثلاً در شرکت، موقعیت شغلی بهتری را بگیرند؟! چند بار این اتفاق افتاده است که در کلاس، همکلاسی زیرآب بزند تا نسبت بهتری با معلم برقرار کند! حتی در یک گفتگو، گاهی کسی بر علیه ما نامردی می‌کند تا خودش برنده گفتگو باشد؛ یا در مسائل سیاسی یک جمعیتی نامردی می‌کنند تا خودشان به موضع قدرت برسند، و یا افکار عمومی، آن‌ها را بر حق بدانند؛ این‌ها همه طلب‌های وصول‌نشده‌ی ماست!

اینها همه مواردی هستند که باعث می‌شود از دست دیگران عصبانی شویم، ما در این موارد احساس می‌کنیم از زندگی، از مردم، از دیگر احزاب، از دوستان، از رفیقان، چیزی را می خواهیم که آن‌ها، آن را به ما نمی دهند! نمی‌گذارند ما به آن برسیم! اینها همه باعث عصبانیت ما می‌شود؛ و این مبنایی می‌شود برای درگیری ما با دیگران! درگیر می‌شویم چون آن‌ها را مانع رسیدن به طلب‌مان، و اهداف‌مان می‌دانیم، حال یا اهداف مادی، یا اهداف سیاسی یا حتی اهداف معنوی! طلب‌کاری که طلب‌ش وصول نشود، خشمگین خواهد شد!

باور کنید! حتی اهداف معنوی! مثلاً من می‌خواهم مبحثی دینی را در جامعه ترویج کنم؛ می‌خواهم معرفت جامعه را بالا ببرم؛ اما نه تنها دیگران به من کمک نمی‌کند، بلکه سنگ‌اندازی هم می‌کنند! از این جهت چون آنچه که از دیگران می‌خواهم و طلب می‌کنم (یعنی حداقل عدم سنگ‌اندازی ، یا در صورت امکان، کمک به من در این کار نیک و پسندیده) از دیگران به من نمی‌رسد، و آن طلب، وصول نمی‌شود، پس با آن‌ها با خشونت و خُرق به عنف، و عدم رفق، برخورد می‌کنم؛ تا چه شود؟ تا این مانعیّت آن‌ها را برطرف کنم؛ به عبارت دیگر، من خشونت به خرج می دهم تا به چیزی برسم که از دیگران میخواهم، حال شاید حتی آنچه میخواهم، هدایت خود همان فرد باشد! یعنی من از او می‌خواهم دل به سخنِ من بدهد، من از او می‌خواهم سخن مرا بشنود، تا خودش هدایت شود؛ و چون این طلب از طرف او وصول نمی‌شود، با او با خشونت برخورد می‌کند؛ وقتی دیواری حائل بین من مطلوب است، با پتک، خرابش می‌کنم! حال این خشونت، یا از سر هوای نفس و دنیا طلبی است، یا حتی شاید از سر خیرخواهی!

نکته‌ای در این میان است، که مطلوب اصلی چیست؟ و من حقیقتا، در پی کدامین مطلوبم؟ پاسخ به این پرسش، اصلا کاری آسان نیست، زیرا لایه‌های باطنی و زیرینِ نفس انسان، آن‌چنان گاهی توسط خود او، و هوای نفس، یا شیطان، یا غفلت خودش، مخفی می‌شوند، که کشف آن، بسیار زمان‌بر، و نیازمند تامل و اخلاص است! اما در هر حال، مطلوب حقیقی، و اصلیِ من، هرچه که باشد، آیا با خشونت، به مطلوبم می‌رسم؟ آیا طلب من، با تندی، وصول می‌شود؟

قال کلینی فی باب الرفق بسنده عن فضیل بن عثمان قال: سمعت أبا عبداللّه علیه السّلام یقول: من کان رفیقا فی أمره، نال ما یرید من النّاس.

مرحوم کلینی نقل کرده است که حضرت صادق علیه السّلام می‌فرماید: هر کس در کارش، نرم و ملایم باشد، به آنچه از مردم میخواهد، میرسد.

گاهی باید در میانه‌ی دویدن، پرسید: آیا راه همین است؟ طبق آنچه جناب کلینی در کتاب شریف کافی از امام صادق نقل فرموده‌اند، باید به خودمان تذکر دهیم، و از خود بپرسیم که از دیگران، چه می‌خواهیم؟! دنیا؟ مال؟ آرامش؟ عدم سنگ‌اندازی؟ هدایت‌پذیر بودن؟ فکر کردن؟ …؟ به نظر می‌رسد، آن غرض اصلی و پنهان، که در پس بسیاری از این طلب‌کاری‌ها است، با رفق و مدارا و نرمی، به دست می‌آید! چیزی از مردم می‌خواهی؟ با آن‌ها رفیق باشید!

قال کلینی فی باب الرفق بسنده عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ رَفِيقٌ يُحِبُّ اَلرِّفْقَ وَ يُعْطِي عَلَى اَلرِّفْقِ مَا لاَ يُعْطِي عَلَى اَلْعُنْفِ .

مرحوم کلینی نقل کرده است که امام باقر عليه السّلام فرمودند: به راستى خداى عز و جل، نرم و ملايم است، و نرمش و مدارا را دوست دارد، و به نرمش، عوض و اثرى دهد، كه به سختگيرى و خشونت نمىدهد.

پس پاسخ نرمی و ملایمت، از جای دیگری می‌آید! آن‌چه از مردم می‌طلبیم، اگر در زندگی اهل رفاقت و نرمی باشیم، از سمت خداوند، برآورده می‌شود. اما شاید مشکل اصلی، این باشد که، حال و خُلقی، که برای نرمی و رفق نیاز است، در ما نیست! ما مبنای روحیِ لازم را برای نرمی و ملایمت نداریم!

بعضی احادیث، محتوایی دارند، که انصافا، به صرف شنیدن آن‌ها، دیوارهای غفلت، و سپاهیان جهل، در شنونده از بین می‌روند! در بخشی از حدیثی طولانی (حدیث دوم باب درجات ایمان، از کتاب کافی) با سندی قوی، نقل شده است که خدمت‌کار امام صادق، در خلال گفتگو وقتی سخن از عده‌ای به میان می‌آید، به ایشان می‌فرمایند:

«ما از آن‌ها دوری می‌کنیم! چراکه هم عقیده‌ی ما نیستند (إِنَّهُمْ‌ لَايَقُولُونَ‌ مَا نَقُول)» حضرت احتمالا با لحنی متعجی می‌فرمایند: «آنان ما را دوست دارند! و شما چون با آن‌ها اختلاف در فکر و عقیده دارید، از آن‌ها دوری می‌کنید؟» و غلام تایید می‌کند!! سپس حضرت می‌فرمایند: «فَهُوَ ذَا عِنْدَنَا مَا لَيْسَ عِنْدَكُمْ، فَيَنْبَغِي لَنَا أَنْ نَبْرَأَ مِنْكُمْ؟» و همچنین می‌فرمایند: «وَ  هُوَ ذَا عِنْدَ اللّٰهِ مَا لَيْسَ عِنْدَنَا، أَ فَتَرَاهُ اطَّرَحَنَا؟»

به نظر می‌رسد، حتی اگر در حال غضب، و در حالی که طلب‌کارانه، دیگری را مانع وصولمان می‌بینیم، اگر به این دو عبارت امام صادق، فکر کنیم، و قدری این دو نکته را، تجسم کنیم، دیگری برایمان غضبی باقی نخواهد ماند! و تماما رفق و رحمت خواهیم شد! همان رفق و رحمتی، که حتی اگر در حال جنگ و خون‌ریزی است، و بر دشمنش، شمشیر می‌کشد، و بر او زخم می‌زند و از او زخم برمی‌دارد، در همان حال، برای دشمنِ خون‌خوارش، اشک می‌ریزد! و در دلش، طلب رحمت می‌کند…

امام می‌فرمایند: تو به دلیل فاصله‌ای که بین خودت و آن‌ها می‌بینی، و چون خودت را بر حق می دانی، و چون خودت را عاقل‌تر و با عقیده‌ی راستین‌تر می‌دانی، از آن‌ها دوری می‌کنی! اما بدان، در تمام این ملاک‌ها، منِ امامِ صادق، از تو برترم! و بیش از آن‌چه که تو از آن‌ها برتری، من بر تو برتری دارم! اگر قرار بر دوری گزیدن باشد، منِ امام صادق، باید از تمام شما دور شوم، و تنها با چهره‌ی خشم و غضب، با شما مواجه شوم! بلکه حتی بالاتر! در نسبت همه‌ی ما با خداوند، چگونه می‌اندیشی؟ اگر در نسبت خداوند با بندگان، ذره‌ای باب این نوع اخلاق باز شود، چیزی از هیچ بنده‌ای نمی‌ماند!

زبانِ حالِ این حدیث، چنین است که هرگاه خواستی تندی کنی، به نسبت خودت با امامِ زمانت فکر کن! به نسبت خودت با خداوند فکر کن! ببین که تو خود در برابر خداوند، چقدر ظالم و احمق و بی‌شرمی! ببین که چقدر کم عقلی! حال از خدا چه می‌خواهی؟ می‌خواهی خداوند تو را ترد کند؟ می‌خواهی خداوند با غضبش با تو برخورد کند؟ اگر نه، پس تو نیز، چنین نباش! اگر کمی به فاصله‌ی خود و خدایمان فکر کنیم، اگر کمی به بی‌شرفی‌مان در برابر خدایمان، فکر کنیم، آن‌چه دیگران با ما می‌کنند، آن‌چنان اندک می‌شود، که دیگرجایی برای ناراحتی ندارد! بلکه چنین انسانی، به شوق وصول به خدا، با تمام وجود، به سوی دیگران می‌رود، و حقا و انصافا، مدنی بالطبع، و صاحب فطرت شکفته است؛ و چنین کسی، در پرتو یاد خدا، سرار رفق خواهد بود و رفق …

مگر این که خدای ناکرده، العیاذ بالله، آن‌چنان خود را حق، و عاقل بدانیم، که فاصله‌مان از امام معصوم، بسیار اندک در تنگ‌نظریمان، به نظر آید…

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , ,

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


شفاف (شبکه فعالان انقلابی فضای مجازی)
شفاف (شبکه فعالان انقلابی فضای مجازی)
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715