شنبه ۲۹ شهریور ۱۳۹۹
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۱۶:۰۴ - ۱۳۹۹/۰۵/۲۳

با رویکرد تمدن نوین اسلامی:

سیر تحول در شیوه های آموزشی از ایران باستان تا کنون

برای درک بایدها و نبایدهای یک سیستم آموزشی تمدن ساز در سطح ملی یا حوزه های علیمه و یا به طور خاص در سطح حوزه های علمیه خواهران توجه به پیشینه و ریشه های مقوله آموزش در گستره تمدنی آن می تواند راهگشا و بسیار موثر باشد...

ندای اصفهان- کشور گلچی

(کارشناسی ارشد دانشگاه شهید بهشتی تهران. تدوینگر ساحت در حکمتسرا اصفهان)

ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ. نون سوگند به قلم و آنچه مى ‏نويسند[2].

چکیده

در بررسی سیر تحول در شیوه های آموزشی عوامل مختلفی می تواند مدنظر باشد؛ تاثیر پذیری مذهبی و فرهنگی، تغییر معماری محیط های آموزشی، الگوبرداری از سیستم های آموزشی جدید و ارتقای تکنولوژی آموزشی چند سرفصل عمده پیرامون این موضوع می باشد. هدف از تدوین این مقاله که به صورت مطالعه کتابخانه ای و مقالات در دسترس فضای مجازی استفاده شده است رسیدن به یک نگاه کلان، از مسیر طی شده در ساختار آموزشی ایران با رویکرد رسیدن به توانمندی های درونی برای عرضه بیرونی است.

طی این تحقیق و با نگاه دقیق متوجه ساختارهای موثر و کارآمد آموزشی با پیشینه های کهن خواهیم شد. تاثیر متقابل ایران و اسلام در تحولات آموزشی و همین طور تاثیرگذاری سیستم آموزشی بر دولت های مهاجم و تلاش دولت های استعمارگر برای تسلط بر نظام فکری و فرهنگی جامعه ایران با تحول شیوه های آموزشی را می توانیم مشاهد کنیم.

هم اکنون نظام فکری، فرهنگی و تمدنی مبتنی بر انقلاب اسلامی هم باید بتواند ساختار آموزشی متناسب با نیازهای خود را به شیوه ای همگام با نیازهای روز به مخاطبان جهانی خود ارائه نماید.

کلیدواژه: ایران باستان، تکنولوژی آموزشی، تمدن نوین ایران اسلامی، سیستم آموزشی

مقدمه

برای درک بایدها و نبایدهای یک سیستم آموزشی تمدن ساز در سطح ملی یا حوزه های علیمه و یا به طور خاص در سطح حوزه های علمیه خواهران توجه به پیشینه و ریشه های مقوله آموزش در گستره تمدنی آن می تواند راهگشا و بسیار موثر باشد.

سابقه قبلی مکتوب با موضوع سیر تحول در شیوه های آموزشی بیشتر رویکرد به آموزش و پرورش داشته البته مقالات، یادداشت و سخنرانی در این موضوع با رویکرد حوزوی هم در منابع مختلف موجود است.

فاطمه بهجتی اردکانی و همکاران، در پژوهشی با عنوان مطالعه تطبیقی بین المللی کردن برنامه های درسی آموزش عالی در چند کشور جهان، به مطالعه اقدامات چهار کشور آمریکا، کانادا، استرالیا و ژاپن برای بین المللی کردن برنامه های درسی و روش تدریس و یادگیری آموزش عالی در این کشورها پرداخته و نشان داده است که این اقدام مهمترین راهبرد این کشورهاست. بین المللی کردن برنامه های درسی به معنای بین المللی کردن در منزل تعریف شده است که به موجب آن دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی و حتی مدارس متوسطه و کالج ها در صدد تدارک فرصت های رشد و توسعه شخصی و حرفه ای به همه دانش آموزان و دانشجویان حاضر در صحنه جهانی هستند. از نظر فرهنگی بین المللی شدن آموزش گسترش ارزش ها و اصول مورد نظر فرهنگ ملی کشورها به عرصه بین الملل است.

زهرا شعبانی در تحقیقی با عنوان بررسی تطبیقی برنامه درسی دینی و اخلاقی دوره ابتدایی در ایران و چند کشور جهان عنوان می کند توسعه و بازسازی هر برنامه با بهره گیری از تجارب کشورهایی که با صرف زمان و سرمایه گذاری های فراوان این تجارب را به دست آورده اند بیشتر امکان پذیر است و اینکه در چه اوضاع و احوالی، کشوری می تواند در اصلاح نظام برنامه ریزی خود موفقیت کسب کند و نظامی کارا و مثبت به وجود آورد. تحقیق با هدف مطالعه مقایسه رویکردها، اهداف، محتوا، روش و شیوه ارزیابی برنامه های آموزش مفاهیم اخلاقی کشورهای مالزی (رویکرد تلفیقی در آموزش دینی)، عربستان (آموزش مبتنی بر تعصب و بی اعتنا به نیازهای زمان و مکان)، ژاپن و انگلستان (تاسیس اولین مدارس دینی در این کشورها) می باشد. شیوه آموزشی در ایران طی نود سال گذشته به صورت سنتی و القایی است و آموزش های دینی مبتنی بر این روش در رفتارها و باورها کم تر تغییرات مطلوب ایجاد کرده است.

لیدا جاویدان و همکاران در پژوهشی با عنوان بررسی نقش آموزش فعال در پیشبرد اهداف آموزشی تربیت معلم به این موضوع پرداخته است که چنانچه برای آموزش از روش های فعال بهره گرفته شود، تربیت شدگان به این روش نیز به همان روش در آینده تدریس خواهند کرد و با کارایی و اثربخشی و بینش لازم، محیطی را فراهم خواهند ساخت که به جای انتقال اطلاعات صرف، راهنما و هدایتگر مخاطبان در امر یادگیری باشند. آنچه دو هفته بعد از یادگیری یک مطلب در حافظه ما باقی می ماند در روش های تدریس متفاوت به این صورت است: 10درصد آنچه را که خوانده ایم. 20 درصد آنچه را که شنیده ایم. 30  درصد آنچه را که دیده ایم. 50  درصد آنچه را همزمان دیده و شنیده ایم. 70 درصد آنچه را که گفته ایم. 90 درصد آنچه را که گفته و عملا تجربه کرده ایم.

و تاکید می کند بهترین روش به عنوان روش فعال آموزش همه جانبه است.

موسسه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلام در یادداشتی با عنوان (حوزه علمیه تمدن‌ساز) چیست؟ چرا؟ و چگونه؟ بدون مطرح کردن پیشینه فرهنگی و تمدنی طی شده در ایران به تحلیل ابعاد مختلف یک سیستم آموزشی متناسب با شرایط امروز پرداخته است. حوزه‌ای که بتواند در حال و آینده، در رقابت تمدن‌ها، برای تمدن اسلام زمینه‌سازی کند چه شاخص‌ها و فرآیندهایی دارد؟ و چگونه محققَّ می‌شود؟ در این یادداشت حوزه علمیه تمدن‌ساز، حوزه‌ای است که اسلام‌شناس ربّانی با قابلیت تفکر در مقیاس‌های کلان، و با مهارت طراحی سیستم و مدل‌سازی براساس دیدگاه اسلام، پرورش می‌دهد. در حوزه مطلوب، طلاب نَه فقط مي‌دانند بلكه مي‌توانند. مي‌توانند از اطلاعاتِ خود در عمل براي حل‌مسائل و نواقص زندگي استفاده كنند. تحقيقات در اين حوزه، صِرفاً اموري انتزاعي نيستند بلكه در جهت شكل‌دهي به جريان زندگي فردي و جمعي، براساس نگرش اسلام طراحي مي‌شوند.

در اين حوزه، طلاب تلاش دارند هنگام تبليغ، فضايي آموزشي ايجاد كنند تا مخاطبين نَه فقط بدانند كه تفكر، گرايش و رفتار برتر چيست بلكه برنامة قدم‌به‌قدم براي عملياتي كردن آن را هم در دست داشته باشند. مهارت در دو سطح شفاهي و مكتوب و در چهار حوزه داخلي، بين‌المذاهب،‌ بين‌الاديان و بين‌الملل مد نظر خواهد بود. كتاب‌هاي درسي حركت به سوي كاربردي‌سازي براي عمل، تحقيقات توليد مدل و سيستم. فرهنگ عمومي طلاب تلاش براي توليد مدل‌هاي زندگي اسلامي خواهد بود.

مقطع‌بندي تحصيلات بر اساس شاخص‌هاي سه‌گانه سطوح فهم و ادراك، سطوح احساس و گرايش، سطوح عمل و مهارت به شرح زير پيشنهاد مي‌گردد:

مقطع عمومي: بداند، علاقه به زندگي علمي را ابراز كند، بتواند تبيين كند و به‌گونه‌اي توضيح دهد كه مخاطب از عهده تصور مطلب بربيايد. برتري مطالب مورد نظر را بر موارد مشابه احساس كند، بتواند در برابر چرا‌ها استدلال منطقي ارائه كند و در برابر نقدها از منطق خود دفاع كند.

مقطع تخصصي: تحليل كند، مدل بدهد، بتواند براي عملياتي شدن يك نظر برنامه بدهد، در برابر متخصصين ديگر از ادعاي خود دفاع كند و ادعاي آنان را نقد نمايد.

مقطع فوق تخصصي يا نظريه‌پردازي: نظريه بدهد،‌ خلاقيت را در مسير فعاليت خود احساس كند، بتواند دستگاه فكري منسجمي را در كرسي‌هاي نقد و نظر به اثبات برساند.

در افق مطلوب این یادداشت هر يك از طلاب، هنگام مواجه با سوال و مساله‌اي، بلافاصله به سراغ منابع و كتاب‌ها نمي‌رود بلكه كاغذي به دست گرفته و شروع به تفكري مرحله‌به‌مرحله براي حل‌مساله مي‌نمايد و سعي مي‌كند تا پاسخي اوليه را براي مطلب توليد كند. سپس براي بررسي و ارزيابي پاسخ توليد شده، به سراغ منابع مي‌رود، ولي نه به‌صورت كور و بدون برنامه، بلكه با تعريف كليدواژ‌ه اي تركيبي براي جستجو، در كمترين زمان بيشترين نتايج مرتبط را هم در ميان كتاب‌ها هم مقالات و هم منابع الكترونيكي، منابع ديداري و شنيداري، منابع خطي، شخصيت‌هاي علمي مرتبط، مراكز علمي مرتبط و در ميان كتاب‌ها و يادداشت‌ها و فايل‌هاي شخصيِ خودش بازيابي مي‌كند، اعتبارسنجي كرده، دسته‌بندي مي‌كند و در يك ساختار منطقيِ علمي و تاليفي به‌صورت يك نوشته يا سخنراني ارائه مي‌نمايد.

در یک نگاه تمدنی و تحلیلی به روش آموزشی پیامبر اسلام متوجه خواهیم شده که ایشان در زمان خودشان به بهترین وجه از همه امکانات برای آموزش فعال استفاده می­ کرده اند.

کتاب «جستاری پیرامون نظام آموزشی حوزه و متون درسی حوزه علمیه» نوشته وحید نجفی در سال 1396 یکی از منسجم ترین کتب در این زمینه می باشد. معرفی اجمالی کتاب، بخش اول در هشت فصل به شناسایی وضعیت مساله می پردازد. مروری کلی بر سخنان رهبر انقلاب اسلامی، دیدگاه های بزرگان و اساتید حوزه، نتیجه پیمایش های مرتبط در مساله تغییر متون آموزشی و مروری تاریخی بر تحولات متون درسی بخش اول را شکل می دهند. در بخش دوم با نگاهی عام تر نظام آموزشی حوزه در چهار محور بایسته ها، آسیب ها، عوامل آسیب ها و راهکاری حل مساله در 170 منبع علمی موجود مرتبط به حوزه های علمیه پایش شده است و نتایج به شکل تیتروار منعکس گردیده است.

در بخش سوم نیز چندین مصاحبه برای شناسایی بهتر اقدامات انجام شده و راهکارهای حل مساله از بزرگان و اندیشمندان حوزوی منعکس شده است. مسئول سابق مرکز تدوین متون (حجت الاسلام مختاری) و مسئول فعلی این مرکز (حجت السلام جزایری) توضیحاتی مبسوط از آنچه شده یا در دست انجام است، فرموده اند و اساتید و مولفان حوزوی (حجج اسلام شاهرودی، مرتضوی، الهی فر) راه های اصلاحی مد نظر خویش را تبیین فرموده اند و حجت السلام اکبرنژاد نیز به بسط اندیشه خود در این باره پرداخته است.

شاید از آنجا که بیانیه گام دوم در سال 1397 ارائه شده این کتاب از نگاه تمدنی کمتری برخوردار است. البته سخنرانی ها و جلسات و همایش های متعددی با نگاه به ضرورت های همگام شدن نظام آموزشی حوزه به عنوان آخرین «بازمانده‌های نظام آموزشی» تمدن پیشین اسلامی‌ با مطالبات امروز تمدن نوین اسلامی ارائه شده است و با دانستن این زاویه دید است که می توانیم درک بهتری از رویکرد و مطالبات مقام معظم رهبری داشته باشیم . این مقاله در صدد است با یک نگاه اجمالی  خط سیر طی شده از گذشته تا به امروز و ضرورت های پیش رو را بیان نماید.

پیشینه آموزش و پرورش در ایران باستان

یکی از زمینه های پذیرش و پیوند سریع مردم ایران و اسلام وجود اندیشمندان و مقبولیت تعلیم و تعلم در نزد ایرانیان و تاکید اسلام بر آموختن علم و فضیلت قلم می تواند باشد.

مهم‌ترین اهداف آموزش‌ و پرورش در ایران باستان عبارت بود از:

1- خدمت به اجتماع و کشور

2-خدمت به خانواده

3- بهبودی و تلاش جهت پیشرفت همه‌جانبه و رشد کامل[3]

در راستای این اهداف آموزه‌های «نظامی» و «اخلاقی» حائز اهمیت فراوان بودند که در زیر به توضیح هر یک می پردازیم.

آموزه‌های نظامی

از آنجا که ایران در عصر باستان پیوسته مورد تهدید دشمنان بود الزاماً هر ایرانی می‌بایست آموزش‌های نظامی لازم را می‌دید تا توان ایستادگی در برابر دشمن را داشته باشد. به همین دلیل به ایرانیان به‌ویژه پارسیان، انداختن تیر و زوبین را از کودکی آموزش می‌دادند[4].

به روایت یونانیان و مصریان، در میان پارسیان جنگیدن و جنگاوری بزرگ‌ترین حسن یک مرد پارسی بوده است و این فضیلت پیوسته شایسته پاداشی درخور و بزرگ بوده و شاهان به هنگام پیروزی بر دشمن به سلحشورترین سربازان خود پاداش می‌دادند[5]. هرودوت معتقد است: «پسران ایشان [پارس‌ها] با کمال دقت از 5 تا 20 سالگی در سه چیز: اسب‌سواری، تیراندازی و راستگویی تعلیم می‌یابند»[6]

آموزه‌های تربیتی و اخلاقی

پارسیان در آموزش اخلاقیات به فرزندان خود بسیار مصر بودند. به گفته گزنفون «ایرانیان در بهبود سیرت و رفتار شهروندان خود بسیار اهتمام دارند. کودکان به مدرسه می‌روند تا عدالت و پرهیزگاری بیاموزند و این مرام در نزد ایشان همان‌قدر طبیعی است، که ما درباره ی الفبا آموختن اطفال خود حرف می‌زنیم»[7].

آموزگاران در تعلیم کودکان، تلقین فضائل به آن‌ها و آماده کردن آنان برای زندگی را مدنظر داشتند. موضوع عدالت یکی از بزرگ‌ترین اصول تربیت به‌شمار می‌رفت. از اصول دیگر، راستی و راست‌گویی بود، چنانچه کتیبه‌های به جای مانده از پادشاهان آن عصر، حاکی از اهتمام به این موضوع است. صفت دیگر وفاداری و حق‌شناسی بود و این حق‌شناسی نسبت به آموزگار مقدم بر همه بود و نسبت به والدین هم باید رعایت می‌شد. بالاتر از همه نسبت به آفریدگار و خالق روشنی که بر همه حق عظیم آفرینش و راهنمایی دارد. پیران در تربیت کودکان قبل از همه چیز به فواید اتحاد و اجتماع توجه داشتند. از دیگر قواعد تربیت، اعتدال بود و برای رسوخ این قاعده در اذهان کودکان مثال‌های بسیار می‌آوردند و خود آموزگاران عملاً، میانه‌روی را رعایت می‌کردند و رفتار خود را در معرض قضاوت افکار می‌گذاشتند تا کودکان از همین سن از افراط و تفریط بپرهیزند. موضوع دیگر اطاعت و فرمانبرداری بود. همچنین مواسات و قناعت در خوراک از دیگر اصول تربیتی به‌شمار می‌رفت[8].

کودکان در صورت ارتکاب هر عمل زشتی چون دزدی، زورگیری، فریب و… مجازات می‌شدند و باید از رؤسای خود درس اطاعت می‌آموختند. تا مربیان اجازه نمی‌دادند، کودکان دست به خوردن دراز نمی‌کردند. البته کودکان نزد والدین خود غذا نمی‌خوردند بلکه بعد از کسب اجازه با مربیان خویش صرف طعام می‌کردند بدین ترتیب تربیت جسم و روح به موازات یکدیگر پیش می‌رفت.[9]

انواع آموزش در عصر باستان را می توان به شرح زیر تقسیم نمود[10]:

1- آموزش دینی و اخلاقی

2-  آموزش اداری و کشوری

3- آموزش نظامی

4- آموزش سیاسی

5-  آموزش صنعتی و حرفه‌ای

مراحل آموزش در عصر باستان را نیز می توان به شرح زیر تقسیم نمود[11]:

الف. آموزش خانوادگی: قبل از 7 سالگی و به‌ عهده مادر بود. در صورت غیاب او این امر به خواهر یا عمه کودک واگذار می‌شد.

ب. آموزش عمومی: از 7 تا 15 سالگی

ج. آموزش اختصاصی: که مصادف با زمان بلوغ بود

اولین و ابتدایی‌ترین محل دانش‌آموزی خانه بود و سپس مکتب‌خانه‌ها؛ و با رواج و رسمی شدن دین زردشتی، آتشکده‌ها محل تعلیم بود. البته مدارس ویژه برای آموزش فنون نظامی نیز موجود بوده است[12]. در زمان هخامنشیان به علت توسعه صنایع و حرفه‌های گوناگون و سازمان و تشکیلات وسیع درباری به‌طور رسمی مدارس دایر شدند که ابتدایی‌ترین مدارس به تربیت شاهزادگان و اشراف‌ اختصاص داشته است[13].

در زمان هخامنشیان برای تربیت فرزندان مکان خاصی در نظر می‌گرفتند که نزدیک بناهای دولتی قرار داشت[14] بنابراین شاه هم می‌توانست در آنجا حضور یابد و شاهزادگان نیز همگی به ‌اجبار مانند سایر متعلمان در آن مدرسه نظامی شرکت می‌کردند. این مکان دور از ازدحام و غوغا بود[15]. در این محل عرضه کردن کالا و یا رفت‌وآمد خرده‌فروشان و یا داد و فریاد ایشان و هرگونه کار سبک، سخت ممنوع بود تا نظم و برازندگی محیط مختل نشود. ارگ مزبور به چهار بخش تقسیم می‌شد که یک بخش آن خاص کودکان، بخش دیگر برای نوجوانان، سومی برای ارشدها و آخری مختص افرادی بود که زمان خدمت نظامی خود را به پایان رسانده‌ بودند[16].

دور بودن مراکز تعلیم از بازار و مراکز تجمع سوداگران به این دلیل بود که تربیت‌شوندگان از دروغ، دشنام و تزویری که در میان سوداگران رایج است به دور باشند و محیط بازار سبب تباهی کودکان نشود؛ زیرا پارسیان دروغگویی و سوگند دروغ را بزرگ‌ترین عامل گمراهی انسان می‌دانستند و ننگین‌ترین عیب در میان آنان بود[17]. به آنان آموخته می‌شد که چگونه بر سرما و گرما و گرسنگی و حوادث فائق آیند. افزون بر این به آنان سوارکاری می‌آموختند و اینکه با قامتی راست و استوار بر اسب بنشینند. به آنان می‌آموختند که پاک‌دامن باشند. آموزش‌وپرورش جوانان در آن عصر شامل علوم دینی، دروس علمی، حساب و فراگیری دقت بوده است. آموزش پاره‌ای دروس هم به صورت تئوری یا نظری همراه با آموزش عملی بوده است. به نوجوانان سوارکاری، تیراندازی، کوهنوردی، پرورش اسب، چوگان‌بازی، کشتی، هنر، درخت‌کاری و آماده کردن و صیقل دادن سلاح برای شکار را می‌آموختند. می‌کوشیدند آنان را از سوداگری یا معاملات بازاری دور و بر حذر دارند، زیرا خرید و فروش را پیشه مناسبی برای فرزندان خود نمی‌دانستند[18].

اشراف و نجیب‌زادگان باید به تحصیل برخی آموزش‌های اساسی در جایی به نام «فرهنگستان» می‌پرداختند که شاید هم‌ردیف دبیرستان کنونی بوده باشد. در این مدارس علوم دینی و ادبیات تدریس می‌شد[19]. همچنین خوش‌نویسی، سوارکاری، جنگ با نیزه بر پشت اسب، چوگان‌بازی، شاعری، اخترگویی و استاد شدن در بازی شطرنج و تخته نرد به آنان آموزش داده می‌شد[20].

بر اثر افزایش ارتباط در دوره ساسانی، علوم مختلف چون پزشکی، هیئت، ادبیات و فلسفه به‌طور محسوسی در ایران پیشرفت کرد و حتی به علت پیدایش مذاهب تازه، بحث درباره علوم‌اجتماعی و حکومتی و تکامل انسانی بیش از پیش معمول گردید[21]. دبیران یگانه کسانی بودند که درباره امور مختلف خواندن و نوشتن می‌دانستند. آن‌ها را برای آموختن به «دبیرستان» می‌فرستادند و سپس در دربار و ادارات ایالتی مشغول به کار می‌شدند. به کسانی که معلومات کمتری داشتند «کاردان» می‌گفتند که می‌بایست دانش خود را بیفزایند[22]. در دبیرستان به دبیران دست‌خط‌های گوناگون، خوش‌نویسی، تندنویسی و… آموخته می‌شد. ظاهراً آن‌ها باید با خط آشنا می‌شدند[23].

دولت سهم مهمی در آموزش‌وپرورش داشت و آموزگاران از دولت حقوق دریافت می‌کردند. صنعتگران و طبقات پایین جامعه دورۀ تعلیمات عمومی را می‌توانستند فراگیرند. جهت فراگیری هنر موسیقی هم هنرستان وجود داشت[24].

آموزش عالی در ایران باستان

غالباً تصور می‌شود که آغاز آموزش عالی در ایران مربوط به قرن بیستم است ولی جای بسی شگفتی است که بدانیم پیش از میلاد مسیح آموزش عالی و دانشکده‌هایی برای آموختن علوم مختلف نظری و عملی در میهن ما وجود داشته است[25]. از جمله این مراکز آموزشی می‌توان از مراکز رها، نصیبین و به‌ویژه آکادمی جندی‌شاپور نام برد[26].

مدرسه عالی و آکادمی نصیبین: این امر مربوط به زمان ساسانی است. به دلایل مذهبی، این مدرسه مورد مخالفت موبدان زردشتی قرار داشت ولی شاهان ساسانی آن را زیر نظر خود قرار دادند و اداره آن را به عهده مدرسین و دانشمندان سپردند. در این مدرسه دانشجو برحسب انتخاب هیئت مدرسان و امنای آن انتخاب می‌شد. مدت تحصیل 3 سال بود و هر سال به دو نیم‌سال تقسیم می‌شد. علوم مختلف از قبیل صرف و نحو و قرائت و خوش‌نویسی توسط استادان تعلیم داده می‌شد و معلم نقش ربّان «هدایتگر» داشت. مدرسه علاوه بر دریافت شهریه، موقوفه‌هایی هم در اختیار داشت که از عواید آن برای مدرسه استفاده می‌شد. این مدرسه شباهت زیادی به مدارس علوم دینی داشت و شاگردان از تمام نقاط دور و نزدیک می‌توانستند در آن ثبت‌نام کنند.

جندی‌شاپور، شهر دانش و دانشمندان جهان باستان بود. دانشگاه به معنی واقعی از جندی‌شاپور آغاز گردید. در این دانشگاه طب، فلسفه، نجوم، ریاضیات و الهیات و مقدمات هر یک از علوم مذکور تدریس می‌شد[27]. این دانشگاه در جنوب غربی ایران واقع بود و نِسطوریان آن را “بیت‌البط”، یعنی خانه آموزش، می‌نامیدند. شاپور اول شهر جندی‌شاپور را بنیان گذاشت و آن را به یک مرکز علوم پزشکی مبدل ساخت. این آکادمی در عهد انوشیروان به اوج پیشرفت رسید و دانشمندان دانش‌های هندی، یونانی، سریانی، مسیحی و ایرانی را به منظور مقایسه و انطباق گردآوری نمودند[28].

دانشگاه جندی‌شاپور مهد علم و علما شده بود و معروف است که بر سردر آن چنین نوشته بودند: دانش و فضیلت برتر از  بازو و شمشیر است[29]. این دانشگاه چند قرن دوام داشت و بعد از اسلام نیز تا چند سال از بزرگ‌ترین مراکز علمی و فرهنگی جهان بود و تا اواخر قرن سوم هجری همچنان درخشندگی و تابندگی‌اش را حفظ کرده بود[30].

تحول معماری مدارس (سند عینی تحول)

طبق نظر متخصصین تربیتی و علوم رفتاری، نظام تربیتی شامل چهار رکن: آموزش دهنده، آموزش گیرنده، ساختار و سازمان آموزشی (مواد درسی، آداب آموزشی، شیوه های آموزش، فرایند آموزش) و فضای آموزشی است. این ارکان رابطه متقابلی با یکدیگر دارند بنابراین برای فهم معماری مدارس و روند تحولات تاریخی آن نیازمند درک رابطه متقابل این عوامل با معماری مدارس هستیم.

مدرسه ایران قدیم را به طور خلاصه می توان، موسسه ای برای آموزش عالی تعریف کرد که در آن علوم سنتی-اسلامی، حدیث، تفسیر، فقه و جز آن آموزش داده می شود. مدرسه، پاسخی به نیازهای معینی از جامعه اسلامی بود. مدرسه طراحی شده بود تا در خدمت یک نهاد کاملاً ابداعی قرار گیرد[31]. آموزش در این دوره بین مکتب خانه، مسجد و مدارس علمیه به صورت غیررسمی تقسیم می شد و همگام با توسعه مدارس علمیه مکاتب هم توسعه یافتند و عملاً مکتب ها به یک دوره مقدماتی برای مدارس علمیه تبدیل شدند[32].

غیر از مساجد که مدت ها از مراکز مهم تعلیم بود، در قرن چهارم علی الخصوص، ایجاد اماکن خاص برای تعلیم علوم دینی و ادبی به نام مدارس معمول شد و ایرانیان در ایجاد این مدارس از میان همه ملل اسلامی تقدم دارند[33]. بسیاری از پژوهشگران (هاتشتاین، دیلیس، پطروشفسکی، هیلن براند) خراسان و به ویژه نیشابور را خاستگاه قدیمی ترین مدارس جهان اسلام می دانند و مجموعه های معماری بودایی شرق ایران و خانه خراسانی را ریشه های معماری مدارس دانسته اند. اوج مدرسه سازی منظم و یکپارچه در ایران در زمان سلجوقیان و به همت خواجه نظام الملک بوده است[34].

مدرسه نظامیه بغداد که توسط نظام الملک ساخته شد نقطه عطفی در مدرسه سازی جهان اسلام بود. از مدارس نظامیه نیز بنایی به جا نمانده تا بتوان کالبد فضایی آنها را بررسی کرد. تنها مدرسه خرگرد را می توان نام برد که کتیبه کوفی آن نام خواجه نظام الملک را در بر دارد و بر همین اساس گمان می رود یکی از مدارس نظامیه باشد[35]. این مدارس در سطوح عالی آموزشی در کنار دیگر مراکز علمی و پژوهشی مانند بیمارستانها و رصدخانه ها قرار داشتند.

بررسی ها نشان داد که نظام آموزش سنتی مبتنی بر همراهی زندگی و آموزش، هم آوایی علوم دینی و دنیوی و رابطه تعاملی بین استاد و شاگرد بوده است. این نظام آموزشی در تعامل با معماری مدارس و ویژگی قرارگیری فضای زندگی و آموزش، استفاده از مدارس برای امور دینی و وجود فضاهای بزرگ مَدرس بوده است. در مرحله بعد وجه دینی و تعامل شاگرد و استاد از مدارسی همچون دارالفنون برداشته شده اما شکل کلی حیاط مرکزی حفظ شده و نیز کارکرد حجره ها به کلاس درس تغییر پیدا کرده است. نهایتاً در نظام آموزش غربی معماری مدارس خطی شده، کلا س ها و چیدمان آنها به رابطه یک سویه معلم و شاگرد منجر شده و از معماری و فضای مدارس سنتی فاصله گرفته است.

تاریخ نظام آموزشی را می توان به سه دوره تقسیم کرد:

الف) دوره ای که نظام آموزشی به طور کامل در دست حوزه های علمیه بوده و به گونه ای مستقیم و غیرمستقیم طلاب علوم دینی گرداننده نظام مکتب‌خانه ای بوده اند. این دوره، از قبل از قاجار وجود داشته، بنابراین طولانی ترین دوران آموزشی از این سه دوره به شمار می آید. در این دوره سه نوع از فضاها، مسجد، مکتب خانه و مدرسه به عنوان محل آموزش های نظری بوده است. در هر یک از این فضاها یک یا چند سطح آموزش نظری (مقدمات، سطح و خارج) داده می شد.

روش های فرایندی مورد استفاده شامل: سخنرانی، تقریر، سماعی، مباحثه، روایت، مناقشه، مناظره و جدل و مطالعه بوده است[36].

ب) دوره دوم که از میانه های دوران قاجار و از زمان آشنایی ایرانیان با فرهنگ و تمدن غرب شروع شد، دوره ای بود که روحانیان و افراد تحصیل کرده در غرب، هر دو گروه، همزمان و گاهی نیز در کنار هم نظام آموزشی را هدایت می کردند.

ج) در دوره سوم که از زمان پهلوی اول شروع و به مرور گسترش پیدا کرد، حوزویان و روحانیان از این گردونه خارج شده و تنها دانش آموختگان غرب سکان هدایت و راهبری نظام آموزشی را به عهده گرفته، به گونه ای که روحانیون از هرگونه دخالتی در این کار، بازداشته شدند[37]. و همچنین پدیده­ های مدرنیته جهانی متغیر بوده و در ادامه در هر دوره به گونه ای کامل از هر لحاظ تغییر پیدا کرده است.

نظام آموزشی در سه دوره سنتی، انتقالی و غربی دارای نقاط عطفی در سیر تحول خود بوده و همزمان فضاهای آموزشی را نیز متحول کرده است. در دوره اول مدرسه سپهسالار به عنوان مسجد مدرسه شاخص تهران در ادامه نظام آموزش سنتی با معماری کاملاً سنتی بر پایه اصول و شیوه های معماری ایرانی است. نظام آموزشی آن مبتنی بر غلبه محتوای دینی دروس، روش های آموزش نظری و شنیداری و گفتاری، رابطه متقابل زندگی و تحصیل و رابطه تعاملی استاد و شاگرد و شاگردان با هم بوده است. این امر با ویژگی های این نوع مدارس به شرح زیر همراه بوده است:

-وجود فضاهایی برای مراسم دینی به ویژه برای برگزاری نماز.

– وجود فضاهای بزرگ سخنرانی و فضاهای چند منظوره در مقیاس های مختلف و به صورت بسته (حجره و مدرس)، نیمه بسته (ایوان مدرس و پیشخوان حجره) و باز (میان سرا و مهتابی ها).

-حجره ها برای سکونت، تدریس و مطالعه.

در دوره دوم مقدمات ورود نظام آموزشی غربی فراهم می شود. دارالفنون که پلی ما بین سنت و مدرنیته اولیه نظام آموزشی است در معماری خود نیز نشانی از تبدیل سنت به مدرن دارد.

در دوره سوم نیز دبیرستان البرز با نظام آموزشی غربی خود در مکانی مدرن نشان عبور از نظام آموزشی و معماری سنتی در بحث آموزشی را دارد. معماری ظرفی برای فعالیت های انسانی است، هر نظام آموزشی فعالیتی خاص را طلب می کند پس تغییر در شکل تحصیل، تدریس و مواد درسی در نوع و شکل معماری تغییر ایجاد می کند.

سه زیرمجموعه دیگر نظام تربیتی یعنی تعلیم دهنده، تعلیم گیرنده و مواد درسی هرکدام با مشخصات خود در هر دوره بر تغییر فضای آموزشی مؤثر بوده است.

دوره زمانی قرن اول تا چهارم: آموزش به شیوه سنتی و در مساجد و مکتب خانه ها

سلجوقی: تحول در شیوه ی آموزش. تأسیس مدارس و نظامیه ها[38].

ایلخانی: به لحاظ سازمان و نظام آموزشی از نظامی ها پیروی کردند.

تیموری: به لحاظ سازمان و نظام آموزشی از نظامی ها پیروی کردند.

صفوی: تحول در شیوه ی آموزش. آرایه ی مسائل روز و پاسخ به شبهات- آزادی دانشجو در انتخاب موضوع و استاد[39].

قاجار: ادامه شیوه ی آموزشی عصر صفوی– حمایت کم تر از مدارس سنتی – حمایت بیشتر حاکمیت از شیوه ی آموزش غربی در اواخر قاجار در برخی مدارس[40].

تحول در ابزارها و تکنیک های آموزشی

در تمام دوره ها به مقتضای پیشرفت روش های تولید متون آموزش تغییر کرده اند از لوح گلی به صفحه های پوست و بعداً کاغذ و تدوین در قالب کتاب و استفاده از تصویر به صورت تذهیب، ارائه مطالب در قالب اشعار همچنین از شیوه های نشریات ، مقاله ،همایش، دایره المعارف نویسی، آموزش غیر حضوری با استفاده از ابزارهای الکترونیک رسانه های یک طرفه (نوارهای صوتی، اسلاید، ویدئو پرژکتور، انیمیشن، فیلم) یا رسانه های تعاملی (در بستر فضای مجازی، بازی، اپلیکیشن و هوش مصنوعی) از جمله محورهای مهم در موضوع شیوه های آموزش است.

امروزه اگر از مقاومت متولیان مربوطه در استفاده از تکنیک چاپ صحبت کنیم خیلی از افراد متعجب خواهند شد اما این مقاومت از زمان اختراع صنعت چاپ تا نشر متون اسلامی به مدت دویست و سی و سه سال از طرف حاکمان، علما، صنعتگران با دلایل متعدد از جمله عدم تسلط کفار بر امور آموزش مسلمین، عدم اطمینان از تغییر متون و حتی طیف عمده ای از صنعتگران که پیرامون نسخه برداری دستی و دیگر رشته های مرتبط کسب و کار داشته اند و با به روز شدن این صنعت هر چند محصول نهایی سریع تر و ارزان تر تهیه می شده است اما ضرر اقتصادی این صنعتگران یکی از عوامل مقاومت در نوسازی صنعت چاپ بوده است. حتی مشارکت در صنعت چاپ به شیوه جدید مجازات اعدام داشته است[41].

برای استفاده از دیگر ابزارهای آموزشی مانند بلندگو، رادیو و تلوزیون، ضبط صوت مقاومت کمتری صورت گرفته است. هر چه جلوتر رفته ایم این فاصله اختراع تا جمع بندی برای استفاده کمتر شده است. یکی از نتایج پذیرش توسعه ابزارهای آموزشی فراهم شدن بهتر عدالت آموزشی با کم ترین هزینه می باشند.

نتیجه گیری

با بررسی سیر تحول در شیوه های آموزشی متوجه ابعاد مختلف تحولات طی شده از تحول در مفاهیم تا معماری و ابزارهای آموزشی شده ایم اهمیت دانستن این مسیر در نشان دادن شیوه های آموزشی در دوران شکوه و عظمت و همچنین مولفه های آموزش در دوران ضعف و ناکار آمدی است. تعامل موثر بین سیستم آموزشی و حاکمیت، نظم، گستردگی و عدالت آموزشی از مولفه های قابل مشاهده در دوران مدارس نظامیه به عنوان یکی از دوران مهم و موثر آموزشی این سرزمین قابل مشاهده است.

در دوران میانی به عنوان شروع انحطاط سیستم آموزشی رفتارهای سلیقه ای عدم برقراری نظم از جمله عوامل حرکت به سمت دوره سوم و غربگرایی با الگوبرداری بومی سازی نشده است. مولفه های مثبت این دوره از جمله نظم، سازماندهی، تلاش برای برقراری عدالت آموزشی از جمله نکات مثبت این دوره است اما توجه عمده به الگوبرداری از منابع غربی از معایب این دوره است.

بررسی دوران فعلی تحولات ابزارهای آموزشی که در حال استفاده از آنها هستیم از قبیل شیوه تست زنی و کنکور با شرکت کنندگان چند میلیونی به عنوان شیوه ارزیابی موثر در شکل دهی به شیوه آموزش و انتقال مفاهیم یا آموزش های مجازی با کاربری جهانی به عنوان ابزار جدید که منشا تحول و انتقال سریعتر مفاهیم خواهند شد و یا گردش مالی چند هزار میلیاردی آموزش در بخش خصوصی و نقش آن در این مقاله مقدور نشده و نیازمند فرصت دیگری است.

نتیجه گیری ما در این مقاله برای شرایط فعلی و در مواجه با بحران های مالی ، سلامت پیش رو و ضرورت تحقق عدالت آموزشی در دورانی هستیم که شرایط و توانمندی فکری و مدیریتی برای بازنگری در شیوه های آموزشی با لحاظ کردن مفاهیم اسلامی ایرانی و استفاده از توانمندی های جدید برای ارائه شیوه ای متناسب با بیانیه گام دوم و در مسیر تمدن نوین اسلامی فراهم است.

منابع

کتاب

1- قرآن

2- الماسی، محمدعلی؛ تاریخ مختصر تحول تعلیموتربیت در اسلام و ایران، تهران: انتشارات رشد، چاپ اول. 1378.

3-پیرنیا، حسن و اقبال‌آشتیانی، عباس؛ تاریخ ایران از آغاز تا انقراض قاجاریه، تهران: نشر علم، چاپ اول. 1384 ،

4-خلیلی، عباس؛ کوروشنامه، تهران: نشر پازینه، چاپ دوم. 1389.

5-دالمانی، هانری رنه . از خراسان تا بختیاری. ترجمه ی غلامرضا سمیعی. تهران: نشر طاووس. . 1378

6-درانی، کمال. تاریخ آموزش و پرورش ایران قبل و بعد از اسلام. تهران : نشر سمت.1376

7-دریایی، تورج؛ شاهنشاهی ساسانی، ترجمه مرتضی ثاقب‌فر، تهران: انتشارات ققنوس، چاپ اول. 1383.

8-زنجانی، محمود؛ تاریخ تمدن ایران باستان، جلد دوم، تهران: انتشارات آشیانه کتاب، چاپ اول. 1380.

9-سمیع آذر، علیرضا. تاریخ تحولات مدارس در ایران. تهران: انتشارات سازمان نوسازی توسعه و تجهیز مدارس کشور. 1376.

10- شیخو، لویس، تاریخ فن الطباعه فی الشرق، بیروت، ۱۹۹۵م .

صفاء، ذبیح الله. تاریخ ادبیات در ایران. تهران : دانشگاه تهران.1338

11-صفوی، امان‌الله؛ تاریخ آموزش‌وپرورش ایران از ایران باستان تا 1380ه.ش با تأکید بر دوره معاصر، تهران: انتشارات رشد، چاپ اول. 1383.[1]

12-ضمیری، محمدعلی، تاریخ آموزش‌وپرورش ایران و اسلام، شیراز: نشر ساسان، چاپ هشتم. 1380.

13-قدیانی(الف)، عباس؛ تاریخ فرهنگ و تمدن ایران در دوره آریاها و مادها، تهران: انتشارات فرهنگ مکتوب، چاپ دوم. 1384.

14-______ ؛ تاریخ فرهنگ و تمدن ایران در دوره هخامنشیان، تهران: انتشارات فرهنگ مکتوب، چاپ چهارم. 1387.

15-______ ؛ تاریخ فرهنگ و تمدن ایران در دوره سلوکیان و اشکانیان، تهران: انتشارات فرهنگ مکتوب، چاپ چهارم. 1387.

16-______؛ داریوش بزرگ پادشاه هخامنشی، تهران: انتشارات فرهنگ مکتوب، چاپ اول. 1389.

17-کسایی، نورالله . مدارس نظامیه و تأثیرات علمی و اجتماعی آنها. تهران : نشر امیرکبیر. 1374

18-گزنفون، سیرت کوروش کبیر، ترجمه وحید مازندرانی، بی‌جا: انتشارات دنیای کتاب، چاپ سوم. 1371.

19-هرودوت، تواریخ، ترجمه ع. وحید مازندرانی، تهران: مرکز انتشارات علمی و فرهنگی، بی‌تا.

20-هیلن براند، روبرت.  معماری اسلامی. ت : باقر آیت الله زاده شیرازی. تهران : نشر روزنه. 1380.

مقاله

21-دبیری‌نژاد، بدیع‌الله؛ مقاله جندیشاپور، مجله هنر و مردم، شماره‌های . 1351

22-نصیری، فهیمه؛ عوامل زیربنایی در استقرار نظام آموزش مجازی. پیک نور. 1384 .

سایت

23-رهبرانقلاب، مدارک معادل دانشگاه برای حوزه اشتباه بزرگی بود.

https://www.asriran.com/fa/news/657911

24-انواع روش های تدریس و فرایند یادگیری و مطالعه در آموزش نظری برگرفته از تارنمای اینترنتی

http://www.ensani.ir

25-حوزه علمیه تمدن‌ساز چیست؟ چرا؟ و چگونه؟، موسسه مطالعات راهبردی حوزه های علمیه، سایت http://isin.ir/node/

 

پی نوشت

[2] قران کریم، سوره قلم: 1

[3] ضمیری، تاریخ آموزش‌وپرورش ایران و اسلام، ص25.

[4] قدیانی، تاریخ فرهنگ و تمدن ایران در دوره هخامنشیان، ص183.

[5] قدیانی، تاریخ فرهنگ و تمدن ایران در دوره هخامنشیان، ص185.

[6] هرودوت، تواریخ.

[7] گزنفون، سیرت کوروش کبیر. ص13

[8] خلیلی ـ ص20

[9] گزنفون، سیرت کوروش کبیر.ص14

[10] ضمیری، تاریخ آموزش‌وپرورش ایران و اسلام، ص20-19.

[11] الماسی، تاریخ مختصر تحول تعلیم‌وتربیت در اسلام و ایران، ص38.

[12] همان

[13] صفوی، تاریخ آموزش‌وپرورش ایران از ایران باستان تا 1380ه.ش با تأکید بر دوره معاصر، ص26.

[14] قدیانی، تاریخ فرهنگ و تمدن ایران در دوره هخامنشیان، ص 179.

[15] خلیلی، کوروش‌نامه، ص20.

[16] گزنفون، سیرت کوروش کبیر،.ص12.

[17] قدیانی، تاریخ فرهنگ و تمدن ایران در دوره هخامنشیان، ص 186-185.

[18] همان، ص186-180.

[19] زنجانی، تاریخ تمدن ایران باستان، ص499.

[20] دریایی، شاهنشاهی ساسانی، ص212.

[21] الماسی، تاریخ مختصر تحول تعلیم‌وتربیت در اسلام و ایران، ص37.

[22] دریایی، تشاهنشاهی ساسانی، ص140-139.

[23] همان، ص163.

[24] زنجانی، تاریخ تمدن ایران باستان، جلد دوم، ص500-499.

[25] الماسی، تاریخ مختصر تحول تعلیم‌وتربیت در اسلام و ایران، ص40.

[26] ضمیری، تاریخ آموزش‌وپرورش ایران و اسلام، ص40.

[27] الماسی، تاریخ مختصر تحول تعلیم‌وتربیت در اسلام و ایران، ص40.

[28] پیرنیا، تاریخ ایران از آغاز تا انقراض قاجاریه، ص281.

[29] الماسی، تاریخ مختصر تحول تعلیم‌وتربیت در اسلام و ایران، ص41.

[30] دبیری‌نژاد، مقاله جندی‌شاپور، مجله هنر و مردم، شماره‌های 120ـ119، صص 9ـ7. 1351

[31] هیلن براند، معماری اسلامی. ص173.

[32] درانی،تاریخ آموزش و پرورش ایران قبل و بعد از اسلام.ص71.

[33] صفاء،. تاریخ ادبیات در ایران. ص 265.

[34] کسایی،. مدارس نظامیه و تأثیرات علمی و اجتماعی آنها. ص93.

[35] هیلنبرند، معماری اسلامی . ص236.

[36] انواع روش های تدریس و فرایند یادگیری و مطالعه در آموزش نظری برگرفته از تارنمای اینترنتی http://www.ensani.ir

[37]نصیری، عوامل زیربنایی در استقرار نظام آموزش مجازی ، ص122.

[38] کسایی، مدارس نظامیه و تأثیرات علمی و اجتماعی آنها. ص93.

[39] سمیع آذر، تاریخ تحولات مدارس در ایران. ص42.

[40] دالمانی،. از خراسان تا بختیاری. ص218.

[41] شیخو، تاریخ فن الطباعه فی الشرق . ص45.

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , , , ,

مطالب مرتبط

  1. بشارت گفت:

    باعرض سلام و احترام.
    موضوعی که طی این مقاله به آن پرداخته شده, مطلبیست که متاسفانه مدتهاست مورد غفلت قرار گرفته است. لذا از طرح این موضوع تشکر نموده و در مقالات بعدی منتظر بررسی جوانب دیگر موضوع هستیم.

    موفق و پیروز باشید.

  2. مینا ثنایی گفت:

    خسته نباشی خانم گلچی عزیز

  3. مرضیه برومند فر گفت:

    با سلام و خسته نباشید خدمت دوست عزیزم
    از نظر من خیلی هم عالی بود و کامل ان شاءالله موفق باشی و هر روز بهتر بدرخشی

  4. مهمان خدا گفت:

    باسلام خدمت شما دوست عزیز خانم گلچی
    مطلب بسیار کامل و تلاشگرانه ای بود ان شاالله که سیستم آموزشی کشور هم همینگونه دغدغه مند به نظام آموزشی بپردازند .
    باتشکر از مطلب خوب شما .

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


نمایشگاه مجازی/ نوشت افزار جذاب ایرانی اسلامی/ کلیک کنید
نمایشگاه مجازی/ نوشت افزار جذاب ایرانی اسلامی/ کلیک کنید
موسسه انشا؛ مشاوره خانواده، مشاوره تحصیلی، طب اسلامی، تربیت فرزند 34468558
موسسه انشا؛ مشاوره خانواده، مشاوره تحصیلی، طب اسلامی، تربیت فرزند 34468558
شفاف (شبکه فعالان انقلابی فضای مجازی)
شفاف (شبکه فعالان انقلابی فضای مجازی)
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715