سه شنبه ۰۶ اسفند ۱۳۹۸
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
سرویس: اجتماعی
چاپ خبر
۱۴:۳۴ - ۱۳۹۸/۱۱/۲۲

گفتگو با حجت الاسلام سلمان کهنمویی؛

مبانی مشاوره شغلی و استعدادسنجی موسسه انشاء/ فیلترهای علایق را بشناس!

با اعتقاد به اینکه هر فردی یک هدف خلقت شخصی دارد، سیستم ۴ تایی خود را اینگونه می چینیم: اول نیت، نیتش را بررسی کن، سپس علاقه اش را ببین، بعد تیپ شخصیتی او را ببین و بعد نیاز...

 ندای اصفهان- گفتگو از جواد جلوانی

مرکز مشاوره انشاء (اندیشه های ناب شیعی ایرانی) با مدیریت حجت الاسلام حسین میرزایی در سال ۱۳۹۰ در شهر اصفهان بنا نهاده شد(+). موسسه انشا در زمان تاسیس با مشاوره های اسلامی در زمینه خانواده، ازدواج، طب سنتی، استعدادسنجی تحصیلی و شغلی شناخته می شد اما به زودی توانست با کلاس های آموزشی و تاسیس مهدهای کودک و دبستان در چند استان کشور توجه جمع کثیری را به خود جلب کند.(+)

فرصتی دست یافت که با یکی از مشاورین این مجموعه یعنی حجت الاسلام سلمان کهنمویی در زمینه مبانی مشاوره شغلی و استعدادسنجی این موسسه به گفتگو بنشینیم.

***

سوال: لطفا مبانی مشاوره شغلی که شما روی آن کار کرده اید را ذکر بفرمایید. بعد راهکارهای عملیاتی شدنش را هم بگویید.

سلمان کهنمویی: بسم الله الرحمن الرحیم

به طور مختصر و مفید، ما باید قائل به بحث «هدف خلقت شخصی» باشیم، به چه معنا؟ به این معنا که خدا هر کسی را برای چه کاری آفریده است؟ یک زمانی بحث می شود که خدا انسان را برای چه آفرید؟ می گوییم «خلقت نوعی». یک وقت می گوییم چرا خداوند انسان را در دو جنس زن و مرد آفرید؟ به همین صورت می توان سوال کرد. خدا چرا سنین مختلف را آفرید؟ جلو می آید تا می رسد به اینکه خدا چرا اشخاص را آفرید؟

وقتی در منابع حوزوی می رویم ممکن است راجع به این بحث مستقیم چیزی نبینید. ولی وقتی وارد جامعه می شویم و با جوان ها درگیر می شویم می بینیم که این بحث، یک بحث بسیار فراگیر است و افراد زیادی درگیر آن هستند و دغدغه آن را دارند.

آخرش چه رشته ای بروم؟!

حالا خدا انسان را برای عبودیت آفرید و زن را برای فلان چیز و مرد را نیز برای چیز دیگری آفرید. در این سن جوان باید تحصیل و ورزش کند که این ها را همه بلدند. این ها هم سوال فرد هست و هم نیست، یعنی می گوید این ها را هم می خواهم بدانم ولی آخرش چه رشته ای بروم؟ آخرش چه کاره شوم؟ قصاب، بنا، نجار، مشاور، دکتر یا مهندس شوم؟ چه کار کنم؟ این را بگو.

می گوییم خب برو به یک کاری مشغول شو. می گوید اینکه نمی شود، شما در کل بحث گفته ای که خدا هدف داشته است به اینجا که می رسی می گویی خدا هدف نداشته است؟ به اینجا که می رسی نمی توانی بگویی خدا هدف نداشته است. اگر خداوند گودی کف پا را هم با دلیل آفرید بعد آیا این فرد را بدون دلیل آفرید؟ این حرف در نگاه اول خیلی منطقی نیست و بعد وقتی وارد منابع اصلی مثل حدیث و قرآن می شویم می بینیم که صریح وارد بحث خلقت شخصی شده اند که ما چیزی به نام هدف اشخاص داریم.

مثلاً این شخصی که الآن اینجا نشسته را خدا برای چه آفریده و آن شخص دیگر را برای چه آفریده است؟ تک تک این ها قابل تشخیص است. می گوییم کجای قرآن گفته است؟ می گوییم آیه ۷ سوره طلاق «لَا یُکَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا مَا آتَاهَا» وقتی دقیق به آیه نگاه می کنیم می بینیم که اتفاقاً دارد بحث خلقت شخصی را می گوید.

«یکلف» اینجا به معنی تکلیف خداست و «نفساً» به چه معنی است؟ به معنی اینکه انسان عام است؟ می گوییم نه، چرا؟ می گوییم خود آیه را نگاه کن که یک بار در آیه ۲۸۶ بقره می گوید «لا یُکَلِّفُ أللهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها» و در این آیه «الّا ما آتاها». یعنی چه؟ یعنی اینجا حسن و حسین با یکدیگر فرق دارند وگرنه «الّا ما آتاها» نمی گفت و می گفت «الّا لیعبدون انتم».

«الذین آمنوا» در قرآن خطاب جمع نیست و خطاب شخص است. خدا از اشخاص چه می خواهد؟ «الا وسعها و الا ما آتاها…» ببین خدا چه چیز به او داده است. پس اگر می خواهی بدانی خدا از من چه می خواهد باید ببینی خدا به من چه داده است.

علایق و تیپ های شخصیتی

پس چیزی داریم به اسم هدف های شخصی که مساوی می شود با «ما آتاها»یی که خدا به من داده است. می پرسند که این «ما آتاها» چیست؟

می گوییم که یک سری «ما آتاها»ی بیرونی داریم مثل زمان، مکان و… که امکانات بیرونی اند و یک سری «ما آتاها»ی درونی نیز مطمئناً داریم که خیلی مهم تر از «ما آتاها»ی بیرونی است. ما آتاهای درونی چه می شود؟ می گوییم یک سری بحث به اسم «علاقه» داریم و یک سری بحث به اسم «تیپ‌های شخصیتی»، «نظام تصمیم‌گیری» داریم و همه این هایی که دارم می گویم را برایش حدیث هم داریم.

پیشنهادم این است که حتماً «میزان الحکمه» جلد ۱ باب اجاره و حدیث اول امیرالمومنین (ع) ذیل آیه ۳۲ سوره زخرف «نَحْنُ قَسَمْنَا بَیْنَهُمْ مَعِیشَتَهُمْ» را ببینید. خود این آیه شخصی است.

حضرت می آید و تقسیم معیشت را توضیح می دهد که مختصرش این است که خدا می خواهد کار دنیا بچرخد و هر کسی هم نمی تواند همه کارها را در دنیا بکند، پس خدا به حکمته و تدبیره می آید همت و طلب افراد را مختلف می کند. یکی را همت و طلب نجاری می دهد، یکی را همت و طلب بنایی می دهد، پس هر کسی را خدا به آن طلبی و همتی می دهد و حالاتش متفاوت می شود و اگر دنبال این حال و طلب و همتش برود به آنی که خدا برایش گذاشته است می رسد.

پس می فهمیم که بحث هدف شخصی را داریم و خیلی جدی و مهم هم هست. جوان ها نیز دنبالش هستند و کجا باید دنبال آن بگردیم؟ «ما آتاها». طلب و همت و حالاتت چیست؟ اگر این ها را بتوانی به دست بیاوری متوجه می شوی که خدا از تو چه می خواهد.

سوال: بر سر این ها توافق داریم. حالا شما چه خدماتی به مراجعانتان می دهید؟

کهنمویی: می رسیم بر سر اینکه حالا باید چه مسائلی بررسی شود. من می گویم شما بیا و یک سیستم ۴ تایی بچین: اول نیت، نیتش را بررسی کن، سپس علاقه اش را ببین، بعد تیپ شخصیتی او را ببین و بعد نیاز را ببین.

سوال: نیاز خودش یا نیاز جامعه؟

کهنمویی: این ها بعداً توضیح داده می شود. اگر بخواهم سوال شما را جواب دهم می گوییم نیاز از حلقه درونی خانواده خود شروع می شود تا به جلو بیاید، و نظریه برعکسش را هم داریم که اول کشورت را ببین و بعد خودت را.

من شخصاً با نظر اول موافق هستم که اول شخص باید خودش و خانواده اش را ببیند و بعد کشورش را ببیند. البته راجع به این ها باید بحث شود. بحثش هم باز است و الآنی که دارم با شما صحبت می کنم نظرم این است که نیازها از خانواده شروع می شود و به سمت کشور می رود.

سوال: نیت چیست؟

کهنمویی: نیت این است که شخص ببیند که برای خدا یا برای دنیا می خواهد کار کند؟ این را فقط می خواهیم تا در بحث هدفگذاری و نقطه گذاری برای شخص استفاده کنیم.

سوال: علاقه را توضیح دهید.

کهنمویی: در مورد علاقه یک بحث عریض و طویل داریم که اگر بخواهم به طور کامل علاقه‌یابی را توضیح دهم حدود ۳ ساعت طول می کشد. اگر بخواهم به اختصار بگویم، ما سه عنوان «هوس»، «جوّ» و «علاقه» داریم و این فیلتر اول است که باید طی شود.

در علاقه‌یابی باید ۳  فیلتر را رد کنید. فیلتر اول که سخت هم است اینکه اصلاً علاقه‌یابی بدون تاب خوردن در جامعه و موضوعات محقق نمی شود، چون شخص باید تابی خورده باشد و «احساساتی» و «جذبه هایی» در او بوجود آمده باشد که می گوییم این جذبه ها را لیست کن و بیاور. برای همین می گوییم علاقه‌یابی زیر دوره سوم سنی اصلاً معنی نمی دهد.

سوال: دوره سوم چیست؟

کهنمویی: [مطابق روایات] دوره های هفت ساله سنی اول و دوم و سوم. یعنی علاقه‌یابی در سن کمتر از ۱۴ سال اصلاً معنی نمی دهد. چرا؟ چون اگر به خود هفته سوم دقت کنیم، مگر هفته سوم را «سن وزارت» نمی گوییم؟ وزیر یعنی چه؟ وزیر یعنی وزر و بار و مسئولیت.

سؤالی که هست اینکه این فرد قرار است وزیر چه شود؟ اتفاقاً بحث هدف شخصی از سن ۱۴ سال شروع می شود که بخواهیم وزارت فرد را مشخص کنیم. البته بماند که وزارت و وزیر شدن یک معنای عام نیز می دهد. مسئولیت عمومی باید به او بدهند. مسئولیت پذیری عام باید در او شکل بگیرد و کم کم در کار بیاید، اما آخرش وزیر باید وزیر «راه و شهرسازی»، وزیر «اقتصاد»، وزیر «فرهنگ»، وزیر چه هستی؟ این هم باید مشخص شود.

اینجاست که آن فرد، شخصیت خودش را بروز می دهد و می گوییم که هفته ۳ فقط بحث وزارت عمومی نیست و اتفاقاً بحث وزارت خصوصی نیز در این سن مطرح می شود و قبلش مطرح نیست، پس در سنین قبلش چه کار می کند؟ همان تاباندن است. هفت ساله ۱ و ۲ را اگر فرد درست جلو بیاید، تاب خورده است، بالاخره مدرسه رفته است و علوم مختلف را دیده است و حالا اول هفته ۳ نیز کمی بیشتر می تابانیمش و این فرد دیگر تاب هایش را خورده است.

البته این چیزی که دارم می گویم به صورت ایزوله و آزمایشگاهی دارم صحبت می کنم والّا الآن شخص ۲۵ سالش است و هنوز می خواهد تاب هایش را بخورد. پس اول تو باید مشاهداتت را کامل کرده باشی و این تا سن زیر ۱۴ سال معنی نمی دهد.

سوال: الآن که زیر ۱۴ سال خیلی بچه است و تاب نخورده است.

کهنمویی: چرا، همین مدرسه ای که می روند خوب است. البته خودم تا همین زمان که دارم با شما صحبت می کنم از بین ۱۰۰۰ نفر و شاید هم بیشتر که دیده باشم، فقط ۲ نفر را تا به حال دیده ام که این اتفاق برایشان افتاده است. حضور در مدرسه و این طرف و آن طرف، محیط اجتماع، خرید رفتن، تلویزیون تماشا کردن، همه این ها تاب خوردن است.

این دو نفر کلاس نهم یا دهم اند که واقعاً دوره هفت ساله ۱ و ۲ شان را جلو آمده اند و برای انتخاب رشته آمده بودند و بحثی که من با او داشتم کل بحثم ۵ دقیقه تا یک ربع طول کشید. توجه شود علاقه‌یابی بعضاً ۳ جلسه ۱ ساعت و نیمی برای یک طلبه پایه ۸ و ۹ طول می کشد اما برای یک نوجوان کلاً ۵ دقیقه تا یک ربع طول کشید و تمام تاکتیک های علاقه‌یابی روی این شخص پیاده شد و حرفی که اول جلسه زد و آخر جلسه زد یکی بود.

دیدم که می گوید فلان رشته را می خواهم بروم و کاملاً درست دارد می گوید و دقیق است و اصلاً در این سن تو باید بتوانی این حرف را بزنی و زمانی که ۱۶ سالت شد باید دقیق بگویی که در کدام وزارت می خواهی کار کنی و می شود و من دیده ام ولی فقط ۲ نفر.

سه فیلتر علاقه‌یابی

پس می گوییم طرف باید تاب هایش را خورده باشد و حالا یک لیست به ما بدهد. از چی؟ از هر چیزی که نفست به آن گرایشی دارد. یک لیست کلی و عام؛ علمی، هنری، ورزشی و شغلی و هرچه که در ذهنت می آید. یک لیست به ما بده و بگو که این ها را دوست دارم. این لیست که آمد ما شروع به تحلیل کردن می کنیم که حالا بحث فیلترها مطرح می شود.

فیلتر اول را فعال می کنیم، فیلتر اول چیست؟ فرق بین هوس، جو و علاقه باید تشخیص داده شود. این فیلتر زمان بر است و طول می کشد و طرفین کمی اذیت می شوند. فیلتر اول که خوب حلاجی شد و لیست به طور دانه به دانه خوانده می شود و هوس ها و جوها خط می خورد و حالا به سراغ فیلتر دوم می رویم.

فیلتر دوم یعنی شدت و ضعف مشخص شود. حالا این هایی که «علاقه» است، کدامش شدید است و کدام ضعیف است؟ نسبت به شدت و ضعف تقسیم بندی می شوند و شدیدها وارد فیلتر سوم می شوند که بحث تفاوت کار با خوراک است و یا تولید و مصرف.

تفاوت تولید و مصرف

اما علاقه دو دسته می شود: ۱- علاقه تولیدی ۲- علاقه مصرفی و اگر بخواهم به زبان دیگری بگویم علاقه «کاری» و علاقه «خوراکی» داریم.

مثال: شخصی به اینجا مراجعه می کند و می گوید من می خواهم رشته کامپیوتر بروم یا آخوند شوم یا نویسنده بشوم. می‌پرسم چرا می خواهی رشته کامیپوتر بروی؟ می گوید من از صبح تا شب درگیر کامپیوتر هستم و عاشق کامپیوترم. یعنی طرف می گفت اگر کامپیوترم را بگیری من مرده ام.

می پرسم تو چرا می خواهی آخوند شوی؟ می گوید حاجی من برای شهید مطهری می میرم، می خوانم و کیف می کنم و لذت می برم.

تو چرا می خواهی نویسنده بشوی؟ من برای رمان می میرم، من ۱۰ ساله که بودم رمان می خواندم و هنوز هم دارم رمان می خوانم.

این شدت علاقه قطعاً هوس نیست که از ۱۰ سالگی این کار را می کرده است و به هر کس از این شدت بگویی می گوید خب برو و نویسنده شو ولی ما می گوییم بایست! دو فیلتر را با این حرف ها رد کردی ولی فیلتر ۳ اتفاقاً به تو گیر می دهد. چطوری گیر می دهد؟ آقایی که می گویی کامپیوتر دوست داری در کامپیوتر چه کار می کنی؟ مصرف است یا کار است؟ پشت کامپیوتر برنامه نویسی می کنی یا استفاده از نرم افزار داری؟

می گوییم تو نمی خواهد رشته کامپیوتر بروی چون رشته کامپیوتر برای تولید کامپیوتر است و تو اگر با یک نرم افزار کار می کنی باید به همان رشته بروی. مثلاً اگر می گویی من «فتوشاپ» کار می کنم و منظورم بازی و فیلم دیدن با کامپیوتر نیست، باید بروی «رشته گرافیک» چون فتوشاپ، کامپیوتر نیست.

آقایی که می گویی صبح تا شب کتاب های شهید مطهری را می‌خوانی؛ این مصرف است. آیا تولید شهید مطهری را هم دوست داری؟ کار شهید مطهری را هم دوست داری؟ منظور از تولید و کار، تولید علم نیست بلکه منظورم تحقیق، تبلیغ و همه این هاست. «کار» ولی نه «خوراک» و نه «مصرف»!

آقایی که می گویی رمان می خوانی، آیا تا به حال یک خط رمان نوشته ای؟ می گوید نه. حداقل نویسندگی برای من [مشاور] شبهه می شود. بیا تا بررسی کنیم و یک دوره نویسندگی برو تا ببینیم از این همه رمان که خوانده ای چیزی هم می توانی تولید کنی.

کسی را داریم که می گوید من عاشق رشته زبان خارجی هستم؛ به او می گوییم تو عاشق زبان هستی ولی تولیدی یا مصرفی؟ کار زبانی هم دوست داری یا دوست نداری؟ می گوییم تو فقط مصرفت را داشته باش اشکالی ندارد.

خیلی جالب است این حرف را ما اینجا نمی فهمیم ولی یک مثال ساده که می شود همه می فهمند. مثلاً همه عاشق بستنی هستند ولی هیچ کس نمی خواهد بستنی فروش بشود. همه عاشق کباب هستند ولی هیچ کس نمی خواهد کبابی بشود، یعنی عده کمتری می خواهند کبابی بشوند. مثال بستنی و کباب را همه می فهمند ولی اگر مثال موسیقی، کامپیوتر، رمان بکنیم همه گیر می افتند.

بنابراین فیلتر سوم را فعال می کنیم. علاقه ها (فیلتر اول)، شدت (فیلتر دوم)، تفاوت تولید و مصرف (فیلتر سوم). این ها اصل کاری ها می شوند. پس از فیلتر سوم معمولاً یکی دو تا عنوان بیشتر باقی نمی ماند.

تفاوت علایق قالبی و محتوایی

و در همین جا باز ما دو شاخه اش می کنیم «علاقه شدید تولیدی» می تواند «قالبی» باشد و می تواند «محتوایی» باشد.

قالب یعنی چه؟ ما یک سری کارها داریم که قالبی هستند، معلم، محقق، مدرس و… که همه این ها یک مضاف الیه می خواهد؛ مدرس چی؟ مبلغ چی؟ چه چیزی را می خواهی تبلیغ یا تحقیق کنی؟ و یک سری علاقه داریم مثل علوم انسانی که محتوایی است و ممکن است هر دو این ها در فرد باشد؛ یعنی ممکن است علاقه شدید تولیدی قالبی داشته باشد و علاقه شدید محتوایی هم داشته باشد و آن وقت فرد می گوید که بین دو علاقه مانده ام! مانده ام بروم معلم شوم یا به دنبال تاریخ بروم. و من می گویم که یکی قالبی و یکی محتواست.

البته بحث است که آیا همه غلبه قالب دارند یا غلبه محتوایی دارند که اینجا بحث علمی است و خودم به نتیجه ای نرسیدم ولی هر دو تا هست.

سوال: اینکه می گویید «خودم»، شما به تنهایی دارید این مبانی را در می آورید و جلو می برید یا تیم هستید؟ از تجربیات گروه های دیگر هم استفاده کرده اید؟

جواب: همه این هایی که گفتید.

سوال: می شود کمی توضیح دهید که مبانی شما از کجا آمده است؟ این سخنان خیلی قشنگ است ولی آیا تنهایی به این ها رسیده اید؟ یا کتاب فلان روانشناس را خوانده اید و در دانشگاه هم دکترای مشاوره شغلی داریم یعنی مشاوره شغلی تا جایی پیش رفته که برایش مقطع دکتری تعریف شده است.

جواب: نه، من در بحث های روانشناسی مبحث علاقه‌یابی را ندیدم. یعنی می گویند علاقه‌یابی ولی اصلا اینجوری حرف نمی زنند که فیلتر اول، فیلتر دوم، فیلتر سوم و…

سوال: شاید زبانتان مشترک نیست. اگر به یک زبان مشترک برسید شاید آنها هم همین حرف ها را می گویند.

جواب: خیر؛ آنها مثلاً تست استرانگ را مطرح می کنند. تست استرانگ ۳۰۰ عدد تست است که علاقه‌یابی و استعدادیابی است و ۳۰۰ جمله در مقابلت می‌گذارد که در تست اول جمله ها با «می توانم» است و تست دوم همان جمله ها با «رغبت دارم» است و سپس این ها را آنالیز می کنند.

بنده می گویم همین که تو داری علاقه‌یابی را تست می زنی یعنی ما حرف مشترک نداریم.

سوال: چرا؟

جواب: چون من پوستم کنده می شود تا به فرد بگویم که این چیزی که می گویی دوست دارم در فیلتر اول واقعاً علاقه است یا بحث جوّگیری است. و تو چطور می خواهی از تست چیزی بفهمی؟

سوال: یعنی خود تست گویا نیست؟

جواب: نه، اصلاً همین که داری تست می گیری یعنی حرف ما با هم یکی نیست چون «علاقه‌یابی» قابلیت تست شدن را ندارد و مثل «شخصیت شناسی» نیست. در علاقه‌یابی فرد راست می گوید که دوست دارم و هیچ دروغ‌یابی روی این فرد نمی توانی فعال کنی و راست می گوید، ولی هوس است.

سوال: و هوس غیر از علاقه است؟

جواب: خیلی از چیزهایی که می گوید دوست ندارم به خاطر هوس است، آن ها را می خواهی چه کار کنی؟ خیلی از چیزهایی که می گوید دوست دارم و واقعاً هم علاقه است تولید و مصرفش را چگونه می خواهی جدا کنی؟ چطور می توانی این را تست بگیری؟ ما که حرف می زنیم پوستمان کنده است که خط به خط آنالیز می کنیم و با طرف بحث می کنیم.

من که چند سال است در این فضا هستم دارم می گویم که اگر کسی بتواند علاقه را تست بکند واقعاً یک علم عجیب و غریبی دارد. یک الگوریتم عجیب و غریبی می خواهد.

سوال: تست استرانگ را فرمودید؟

جواب: بله، بروید و ببینید. ۳۰۰ عدد تست است که ۳۰۰ شغل را جلویت می گذارد و می گوید «دارم، ندارم، چقدر دارم». مگر می شود؟ خط به خط اینکه طرف دارد می گوید من این را دوست دارم باید با او بحث کنی، نه تنها بر سر دوست داشتن هایش بلکه بر سر دوست نداشتن هایش هم باید بحث کنی. من اینجا کسی را داشتم که کلی با او صحبت کردم و کلی بالا و پائین کردم و آخرش به این نتیجه رسیدم که علاقه اش را ننوشته است و علاقه اش پزشکی بوده است. چرا ننوشتی؟ بگو. چگونه با تست می شود به این رسید که علاقه اش را طرف ننوشته است؟

سوال: این بحث و صحبت های زیاد به افراد چیزی را تحمیل نمی کند؟

جواب: اصلاً، من آن ها را بالا و پائین می کنم و به قول معروف اعترافگیری است و در علاقه‌یابی مشاور فقط یک کاتالیزور است که باید فرد را با خودش رودررو کنی و به جان خودش بیاندازی و نباید به او رحم کنی، یعنی تا دیدی که می خواهد فرار کند باید او را بگیری.

سوال: مبانی که داشتید می گفتید تمام شد یا ادامه داشت؟

جواب: بحث های بعدیش مسائل شناختی است. بحث های شخصیت شناسی مطرح می شود که اگر با موسسه آشنا هستید باید بدانید که چیست. انواع شخصیت ها و تیپ بندی ها مطرح می شود و الگوی تصمیم گیری و…

(ادامه دارد…)

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , , , ,

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


موسسه انشا؛ مشاوره خانواده، مشاوره تحصیلی، طب اسلامی، تربیت فرزند 34468558
موسسه انشا؛ مشاوره خانواده، مشاوره تحصیلی، طب اسلامی، تربیت فرزند 34468558
لیست مورد تایید مجمع نیروهای انقلاب اصفهان ویژه انتخابات مجلس
لیست مورد تایید مجمع نیروهای انقلاب اصفهان ویژه انتخابات مجلس
شفاف (شبکه فعالان انقلابی فضای مجازی)
شفاف (شبکه فعالان انقلابی فضای مجازی)
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715