شنبه ۲۸ دی ۱۳۹۸
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
سرویس: اجتماعی
چاپ خبر
۱۴:۰۵ - ۱۳۹۸/۱۰/۲۳

مدرسه خوب/

علل بی علاقه شدن دانش آموزان به مدرسه!

می‌توان گفت یکی از اهداف تعلیم و تربیت اسلامی، شناخت خود و پیرامون خود است. فرزندانمان را باید به‌ گونه‌ای تربیت کنیم که مشتاقانه در پی کشف خود و محیط خود برآیند. خوشبختانه، از ابتدای تولد این ودیعه درونی یعنی جستجو و کشف محیط، به ‌طور ذاتی در وجود ما نهفته است...

ندای اصفهان- جواد جلوانی، کیوان کاوه

دوستان عزیز قصد داریم در چند شماره نگاهی به آموزش و پرورش داشته باشیم و در حد یک پژوهش محدود، ویژگی های یک مدرسه خوب را مطرح کنیم. امید است که مفید باشد.

در طول تاریخ یک صد ساله اخیر مفاهیم ناب و اصیل درباره افراد، سازمانها، کارگران، مدیران، سیستم ها و شبکه ها رشد پیدا کرده و باعث شکل دهی به اندیشه و رفتار مدیران، کارکنان و سیاستگذاران شده است. دنیای امروز، دنیای سازمان هاست و نیروی انسانی به عنوان با ارزش ترین منابع سازمانی متولیان آن محسوب می شود.

امروزه بیش از هر زمان مشخص شده است که رشد و توسعه سازمان ها و در پی آن جوامع، در گرو استفاده صحیح از نیروی انسانی است. در حال حاضر سازمان، به معنای عام خودش مانند گذشته نیست. به ویژه کیفیتِ نیروی کار به طور قابل توجهی در حال تغییر است. از این رو لازم است مدیران خود را با الگوهای مختلف افراد هماهنگ نموده و آماده باشند تا آنها را بر هم منطبق نمایند. بی شک در جهان پر شتاب و سرشار از تحول و رقابت امروز آنچه موجبات تحقق رقابتی بودنِ سازمان ها را تضمین می کند، نیروی انسانی با کیفیت، خلاق و پویاست. از این روست که در عصر حاضر منابع انسانی بنای اصلی فرآیند افزایش کارایی و اثربخشی و با ارزش‌ترین سرمایه و کلید طلایی رقابت قلمداد شده است. بدین سبب مدیریت منابع انسانی که عهده دار بخشی از وظایف اصلی مدیریت بوده، به عنوان رویکردی جامع قلمداد می شود.

مدیریت منابع انسانی یعنی شناسایی، انتخاب، استخدام، تربیت و پرورش نیروی انسانی که در جهت نیل به اهداف سازمان است. در زمینه کم علاقگی به مدرسه می توان به آسانی فهرستی از دلایل بی علاقه شدن به آموزش و مدرسه گریزی نوجوانان را به رشته تحریر درآورد. اما نباید این نکته را از نظر دور داشت که بسیاری از این دلایل، در ویژگی های مدرسه، طبیعت، جامعه، مسائل و مشکلات خانوادگی و فردی ریشه دارد و پاره ای از آنها، از ویژگی های جوامع امروزی محسوب می شوند. بنابراین، به بررسی های متعدد و گوناگونی در این زمینه نیاز است تا عوامل موثر بر بی علاقه شدن دانش آموزان به آموزش شناسایی شود.

عوامل موثر بر بی علاقه شدن دانش آموزان به آموزش، به دو دسته عوامل درون مدرسه ای و عوامل برون مدرسه ای تقسیم شده است. عوامل درون مدرسه ای شامل عوامل فرهنگی، عوامل رفاهی و عوامل آموزشی برون مدرسه ای تقسیم شده است. عوامل فرهنگی در برگیرنده مؤلفه های روابط کادر آموزشی با دانش آموزان، صلاحیت شغلی، دانش معلمان و قوانین و مقررات حاکم بر محیط های آموزشی است. عوامل رفاهی شامل مؤلفه های امکانات تفریحی، امکانات آموزشی و امکانات مشاوره ای درون مدرسه ای است.

عوامل آموزشی نیز مؤلفه هایی چون کتاب های درسی، روش تدریس، انطباق اهداف با نیازهای دانش آموزان و وضعیت تحصیلی دانش آموزان را شامل می شود. همه مؤلفه های عوامل رفاهی، به یک میزان بر بی علاقه شدن دانش آموزان به آموزش مؤثر است. این امر در مورد عوامل آموزشی نیز صادق است. عوامل برون مدرسه ای شامل عوام فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی است. عوامل فرهنگی، مؤلفه های ارزش ها و نگرش های حاکم بر جامعه را در مورد تحصیلات مدرسه ای در بر می گیرد. عامل اجتماعی برون مدرسه ای شامل خانواده، دوستان و اخلاق عمومی و عامل اقتصادی، شامل اقتصاد خانواده و بازار کار است.

طبق نتایج به دست آمده مهم ترین عامل از عوامل برون مدرسه ای (Outside school) که بر بی علاقه شدن دانش آموزان به آموزش مؤثر است؛ عامل فرهنگی است. همچنین در بررسی مؤلفه های هریک از عوامل برون مدرسه ای مشخص شد که از میان مؤلفه های عوامل فرهنگی، عامل نگرش های حاکم بر تحصیلات مدرسه ای بیشترین تأثیر را بر این موضوع دارد. همه مؤلفه های عوامل اجتماعی به یک میزان بر بی علاقه شدن دانش آموزان به آموزش مؤثر است؛ از بین مؤلفه های عامل اقتصادی برون مدرسه ای، عامل بازار کار مهم ترین عامل به شمار می رود.

مقایسه تأثیر عوامل درون مدرسه ای و برون مدرسه ای، بر بی علاقه شدن دانش آموزان به آموزش، نشان داد که هردو دسته عوامل به یک میزان در این امر مؤثر اند. از جمله عوامل مؤثر بر بی علاقه شدن دانش آموزان مسائل مربوط به خانواده و محیط مدرسه است، که با مشاوره شغلی، تحصیلی و خانوادگی قابل حل است. بنابراین توصیه می شود خدمات مشاوره ای در مدارس متوسطه گسترش و کیفیت آن نیز بهبود یابد. در این زمینه، گسترش کلاس های آموزش خانواده و افزایش همکاری خانه و مدرسه برای آشنا ساختن اولیای دانش آموزان با مسائل درسی ضروری است. از دیگر عوامل مؤثر بر بی علاقه شدن دانش آموزان به آموزش، ضعف معلمان است. بنابراین توصیه می شود معلمان قبل از ورود به نظام آموزشی، با معیارهای مطلوب گزینش شوند و سپس با برنامه ای مشخص و هدف دار تربیت گردند. در این زمینه، رغبت فرد به شغل  معلمی از اهمیت خاصی برخوردار است و باید مواظب بود که او به دلیل نیافتن شغل دیگری، وارد نظام آموزشی نشده باشد.

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، برنامه‌ریزان آموزش ‌و پرورش توجه شایسته‌ای به امر ترویج تربیت دینی در جامعه نمودند و طبق اصول کلی نظام آموزش ‌و پرورش و همچنین اصل دوم و سوم تدوین و اجرای برنامه‌های آموزشی در نظام جدید متوسطه به همه‌جانبه بودن فعالیت‌های پرورشی و تربیت دینی و تربیت نیروی انسانی متخصص تأکید شده است؛ ولی توصیه‌ها و راهبردهای تربیتی معرفی‌شده توسط روشنفکران جهان اسلام برای نفوذ مواهب معنوی به سنت‏‌های فن‌آورانه و تمایل فزاینده جوامع اسلامی برای برخورداری هم‏زمان از مواهب دینی و دست‌آوری‌های فن‌آوری، سبب شده است که برخی از دست‌اندرکاران، ارائه برنامه‏‌های آموزشی نوین را سرلوحه کار خویش قرار دهند (العلوانی، ۱۳۷۷).

تمایل به ایجاد آشتی میان سنت‌‏های دینی با مقتضیات زندگی صنعتی از دیرباز در کشورهای اسلامی و به‌ویژه در ایران، رواج داشته است (علم الهدی، ۱۳۹۰). در تربیت مدرن و علمی، بیشتر سعی بر شکوفا ساختن استعدادهای افراد است. به‌ طور کلی، می‌توان تربیت را جریانی دانست که به‌ طور مستمر در جهت رشد همه‌جانبه فرد (اعم از جسمانی، شناختی، روانی، عاطفی و اجتماعی و دینی) و شکوفا ساختن استعدادهای او است (شریعتمداری، ۱۳۶۷).

به عبارت دیگر، تربیت اعم از آموزش‌های رسمی و غیررسمی است و کلاً هر جریانی که در جهت تغییر و اصلاح تجربیات فرد است را در برمی‌گیرد. به‌ این ‌ترتیب، تربیت فرایندی است که در سراسر عمر انسان اتفاق می‌افتد و قاعدتاً جنبه تکاملی، رشدی و صعودی دارد. جان لاک معتقد بود که انسان همچون یک لوح سفید به دنیا می‌آید و از طریق تربیت یاد می‌گیرد که بر اعمال و رفتار خود تسلط یابد، رفتارهای تند از خود بروز ندهد و قبل از انجام هر عمل و رفتاری در قبال آن اندیشه کند (کرین، ۱۳۷۵). روسو، فیلسوف سوئیسی قرن هجدهم، برخلاف لاک معتقد بود که کودکان حالات و روش‌های خاص خود را از نظر احساس و اندیشه دارا هستند. آنها مطابق با طرح طبیعت رشد می‌یابند و ما باید تنها تسهیل‌کننده این رشد باشیم.

انسان در طول زندگی به ‌طور اعم به تعلیم و تربیت و به ‌طور اخص به تربیت مذهبی نیاز دارد. چون انسان به ‌صورت فطری گرایش به مذهب دارد و هر جامعه‌ای بر اساس مذهبی که برای خود برمی‌گزیند. سعی می‌کند افراد جامعه را با سنت‌های مذهبی و آداب ‌و رسوم دینی خود تربیت کند. موضوع تربیت اسلامی، پس از گسترش جریان علم‌طلبی و سرایت موج مطالبه تربیت جدید به ایران، از حدود دهه ۱۲۶۰ـ ۱۲۵۰، در کشور ما آغاز شده است. البته تاریخچه تربیت اسلامی از یک لحاظ، به تاریخ ظهور اسلام بازمی‌گردد. ولی مسئله‏ تربیت اسلامی، به‌عنوان یک موضوع سیاسی ـ فرهنگیِ مستقل، از زمان ورود تعلیم و تربیت جدید به ایران و شاید کمی قبل‏تر، از تاریخ ظهور پیش‌درآمدهای اجتماعی و اقتصادیِ مقتضی آموزش‌وپرورش نوین، مطرح بوده است (علم الهدی، ۱۳۹۰).

مفهوم تربیت اسلامی، تفسیرپذیر است. تربیت اسلامی مفهومی است مرکب از تربیت و اسلام که هر دو از حیث معنایی بسیار انعطاف ‏پذیرند. تفسیر مفاهیم تربیت و اسلام، متنوع ‏تر از آن است که بتوان به توافقی زبان‏شناختی در جهت تحصیل یک معنای پایه برای تربیت اسلامی رسید. تربیت اسلامی طیف وسیع و البته گشوده‏ ای از معانی را به فراخور تنوع معنایی تربیت و گوناگونیِ معنایی اسلام در قرائت‏ های هفتاد و دو ملت، به خود اختصاص می‏ دهد. از آنجا که درنهایت، این مفهوم بنابر تنوع معنایی خود، دلالت‏های مختلف و حتی متقابلی برای عمل تربیتی و نظام آموزشی دربر خواهد داشت، ارائه تعریف روشن و قابل دفاعی از تربیت اسلامی که متلاطم با مبانی و اصول پایه دین اسلام باشد، ضرورتی انکارناپذیر است (احمدی، ۱۳۶۴).

در این میان، پرمعناترین تعبیر از تربیت اسلامی، همان تعبیر به تزکیه است. در آیه دوم سوره جمعه، هدف از بعثت رسولان و پیامبران، آگاه ساختن انسان‌ها از نشانه‌های الهی، تزکیه و علم‌آموزی به آنها عنوان شده است. این سه هدف بزرگ الهی جزو برترین اهداف تربیت اسلامی هستند. در اسلام اهمیت خاصی به تربیت فرزند داده شده است؛ چراکه یکی از حقوق اساسی فرزند نسبت به والدین، تربیت درست اوست. در اهمیت تربیت در اسلام همین بس که در قرآن مجید از یکی از اهداف عالیه بعثت پیامبران به‌عنوان تزکیه (تربیت) نام‌ برده شده است.

تربیت در اسلام با معانی و تعابیر مختلفی به‌کار رفته است. در یک تعبیر، تربیت به معنای رسیدن به رشد است. آیه ۱ سوره جن ناظر بر این تعبیر است. در این آیه هدف قرآن، هدایت به‌حق و کمال عقلی است و یا در نهج الفصاحه، پیامبر اکرم (ص) می‌فرماید: «من برای به کمال رساندن خوبی‌های اخلاق مبعوث شدم». بنابراین تزکیه نفس باعث رستگاری می‌شود و تربیت باعث به کمال رسیدن ابعاد معنوی و شخصیتی انسان‌ها است (مکارم شیرازی، ۱۳۶۷). همه اینها نشان می‌دهد که تربیت اسلامی، تربیتی کامل و همه‌جانبه است.

از ویژگی‌های دیگر تربیت اسلامی، تأکید آن بر تربیت شناختی است. آن‌قدر که در تربیت اسلامی بر پرورش تفکر و علم‌آموزی تأکید شده است در هیچ‌یک از مدل‌های تربیت چنین سفارش نشده است. در جوامع دیگر مانند روم باستان، هدف از تربیت قبل از هر چیز، پرورش شهروند خوب بوده است؛ یعنی فردی که آماده فداکاری برای سرزمین خود باشد و در عصر جدید و طبعاً علمی، تربیت شدیداً بر اهداف علمی استوار است. این امر به‌ویژه بعد از انقلاب صنعتی شدت گرفت و پایه‌های تربیت نوین بر روان‌شناسی علمی و زیست‌شناسی گذارده شد (مایر، ۱۳۷۴).

از دیدگاه مایر هدف‌های تربیت عصر جدید عبارت‌اند از: تفکر، تأمل، شناخت فرهنگ و هنر، پرورش خلاقیت، درک و کاربرد دانش، تماس با اندیشه‌های مهم، روی‌آوری به ارزش‌های معنوی و اخلاقیات، کسب مهارت‌های اساسی مانند خواندن، نوشتن و زیبایی‌شناسی، کارآمدی شغلی، پرورش حس احترام به همنوع و خانواده، شهروند مؤثر، سلامت بدنی، رشد شخصیت، رشد و گسترش علائق و صلح‌جویی است. در اسلام هدف‌های تربیتی، مطابق با شأن انسان و هدف از خلقت آدمی است. مطهری (۱۳۶۹) هدف‌های تربیت اسلامی را در تقویت اراده، عبادت و نیایش، محبت، تقویت حس حقیقت‌جوئی، مراقبه و محاسبه، تفکر، محبت اولیا، ازدواج، جهاد و کار می‌داند.

پس می‌توان گفت که مشابه هدف‌های ذکر شده، یکی از اهداف تعلیم و تربیت اسلامی، شناخت خود و پیرامون خود است. فرزندانمان را باید به‌ گونه‌ای تربیت کنیم که مشتاقانه در پی کشف خود و محیط خود برآیند. خوشبختانه، از ابتدای تولد این ودیعه درونی یعنی جستجو و کشف محیط، به ‌طور ذاتی در وجود ما نهفته است. ما می‌توانیم به روش بسیار دقیق و هوشمندانه آن را هدایت کنیم و مسلماً اگر این نهاده درونی نتواند به‌درستی رشد یابد، ما در اهداف تربیتی خود دچار شکست شده‌ایم. برای تربیت و رشد این نهاده باید سعی کنیم از ابتدا کودک را مشتاق به بررسی و پویش اطراف خود نماییم (روزبهانی، ۱۳۸۰).

نظام آموزشی کارآ و اثربخش، نظامی است که با اهداف نهایی و نیازهای واقعی جامعه تناسب داشته و توانایی آماده سازی نسل جوان را برای نیل به اهداف دارا باشد. اگر مسئولین برنامه ریزی در همه سازمان ها و مؤسسات کشور، وظیفه خود را به نحو احسن انجام دهند و بهترین برنامه ها را برای رفع مشکلات و پیشرفت در جهت مطلوب تدوین کنند و برای آنها بودجه کافی نیز در اختیار داشته باشند اما نیروی انسانی لازم برای اجرای برنامه ها از قبل تأمین و تربیت نشده باشد، کاری از پیش نخواهد رفت و قدمی برداشته نخواهد شد.

مهم ترین چالش آموزش و پرورش در هزاره سوم، سیاست تغییر و تبدیل است. تبدیل نظام آموزشی فعلی به آموزش و پرورش کارآ و اثربخش، به همان اندازه که اهمیت دارد، عملی خطیر است. ترسیم ویژگی های چنین نظام آموزشی با رسم یک دیاگرام یا تدوین یک کتاب، میسر نیست. بلکه ضرورتاً نیاز به مطالعه و پژوهش دقیق در تحولات و تغییرات اجتماعی دامنه دار در یک جامعه دارد.

در این راستا، رعایت اصولی از قبیل هماهنگی نظام آموزش با نیازها و برنامه ریزی های توسعه و پیش بینی برای تربیت معلم مجرب و متبحر، امری بدیهی است. استفاده از برنامه ریزی استراتژیک، کاربردی کردن نتایج و مطالعه و تحقیق در جهت استفاده از تجربیات سایر کشورهای جهان، و کاربردی کردن نتایج حاصل از آن، تمرکززدایی در نظام آموزشی، تغییر و اصلاح محیط های آموزشی با توجه به تحولات جدید، عنایت به فراگیران و حضور فعال آنان در عرصه فعالیت های یاددهی- یادگیری به عنوان یکی از اهداف اصلی سیستم آموزشی ازجمله ویژگی های آموزش و پرورش کارآ و اثربخش محسوب می شود.

اگر چه اهداف آموزش و پرورش در سراسر جهان مشابهت زیادی دارند و در مواردی با یکدیگر مرتبط هستند؛ با این حال، برای مقایسه میزان موفقیت های یکی نسبت به دیگری، نظر  برنامه ریزان به عوامل مختلف و از آن جمله روش های به کار رفته در ساختار نظام آموزشی کشورهای مختلف جهان، جلب شده و بهره گیری از تجارب سایر کشورها در یافتن راه حل های اثر بخش برای دشواری های موجود آموزش و پرورش، اثرات مثبتی خواهد داشت (جعفریان، ۱۳۷۳).

کریمی (۱۳۸۱) در بحث تعلیم و تربیتِ وارونه و غلط، پیرامون تکنیک های جاری تعلیم و تربیت و سیستم آموزشی از نظر کارآیی و تأثیرگذاری اظهار می دارد که به نظر می رسد ما متربّی را همچون شیئی فرض کرده ایم که طبق قالب و طرح و برنامه ای که از بیرون و در ذهن خود برای آن در نظر گرفته ایم باید او را بسازیم و شکل دهیم  و در ادامه این نوع عملکرد را دیدگاه صنعتی نسبت به فراگیران نامیده که با تعلیم و تربیت آنان ، فرسنگ ها فاصله دارد. به زعم وی، اینگونه است که فراگیر از هر نوع انگیزه درونی برای ابداع و ابتکار، تهی می شود.

معلم به جهت اینکه مستعد ترینِ افراد به لحاظ ذهنی و پاک ‌ترینِ آنها به لحاظ قلبی و روحی و عاطفی، یعنی کودکان دوره‌ های ابتدایی، نوجوانان و جوانان دوره‌ های متوسطه را در اختیار دارد و همچنین به دلیل اینکه بیشترین وقت بچه‌ ها را در اختیار دارد و مهمتر از همه عهده‌ دار آموزش و تعلیم آنان است؛ می ‌تواند نقش بسیار ممتازی در تربیت دینی آنها ایفا نماید. او می ‌تواند از فرصت‌ های متعددی که در حین درس دادن برایش فراهم می‌ شود، استفاده کرده عقاید اسلامی را درست تبیین و باورهای نادرست و خرافاتی را که در اذهان بچه‌ ها از طریق خانواده، یا محیط بیرون نقش بسته، از اعتقادات اسلامی جدا کند.

شهید مطهری در این مورد می‌ گوید: «افرادی مانند من که با پرسش‌ های مردم درباره‌ مسائل مذهبی مواجه هستیم، کاملا این حقیقت را درک می‌ کنیم که بسیاری از افراد تحت تلقینات پدران و مادران جاهل و مبلغان بی‌ سواد افکار غلطی در زمینه‌ مسائل مذهبی در ذهنشان رسوخ کرده است و همان افکار غلط اثر سوء بخشیده و آنها را درباره‌ حقیقت دین و مذهب دچار تردید و احیانا انکار کرده است. ازاینرو، کوشش فراوانی لازم است صورت بگیرد که اصول مذهبی به صورت صحیح و واقعی خود به افراد تعلیم و القا شود».(به نقل از مرتضی مطهری، ۱۳۶۷)

معلم می ‌تواند با دین ‌داری، گشاده‌ رویی و خوش‌ رویی، خلق نیکو، تواضع و احترام به دانش‌ آموزان، زهد و بی ‌رغبتی به دنیا و آراستگی و زیبایی ظاهری، محبوبیت خود را نزد دانش‌ آموزان افزایش دهد. معلم نباید هیچ وقت دانش‌ آموز را مورد تحقیر و توهین قرار دهد، زیرا هر انسانی تمایل ذاتی به کسب احترام و ارزش و قبول از طرف دیگران دارد. تحقیر کودک از سوی معلم ممکن است کودک را فراری بدهد و نفرتی در دل او نسبت به معلم ایجاد کند به گونه ‌ای که گفتار و کردار معلم برای او قابل قبول نباشد.

خداوند به پیامبر دستور می ‌دهد که با مردم مهربانانه برخورد کن تا از تو فراری نشوند. «به سبب رحمت خداست که تو با آنها اینچنین خوشخوی و مهربان هستی. اگر تندخو و سخت‏ دل می‏ بودی از گرد تو پراکنده می‏ شدند. پس بر آنها ببخشای و برای ‌آنها آمرزش بخواه و در کارها با ایشان مشورت کن و چون قصد کاری کنی بر خدای توکل کن، که خدا توکل کنندگان را دوست دارد» (آل عمران، ۱۵۹).

معلم باید حتی الامکان از تنبیه و برخورد تند و خشونت ‌آمیز با دانش‌ آموز اجتناب ورزد، زیرا روان ‌شناسی جدید بر این عقیده است که نوجوان در رشد و تکامل اجتماعی خود، از چگونگی ارتباط و علاقه‌ اش نسبت به معلمان و میزان نفرت یا محبت خود به آنها متأثر می ‌شود. این ارتباط‌ ها به اشکال و رنگ‌ های گوناگون در می‌ آیند که اساسشان به شخصیت معلم، میزان ایمانش به شغل خود، مقدار فهمش نسبت به مرحله نوجوانی و طرق رعایت و حل مشکلات آن بستگی دارد.

چنانکه معلم مسلطی که با امر و نهی، تهدید و تعقیب و آزار و شکنجه بر کلاس حکم می‌ کند دانش‌ آموزان را از خود دور می ‌کند، میان خود و آنها جدایی می ‌اندازد و در نتیجه، به هیچ وجه مورد محبت آنان واقع نمی ‌شود. برعکس، معلم دادگستری که همواره با دانش ‌آموزان خود همکار و دوست صمیمی است و هنگام استمداد از او، هرگز به سرزنش آنان نمی‌ پردازد، محبت و اعتماد آنها را به خود جلب می‌ کند. (شعاری نژاد، ۱۳۷۵)

***

در قسمت بعد ویژگی های ظاهری یک مدرسه خوب را برمی شماریم.

ادامه دارد…

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , ,

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


شفاف (شبکه فعالان انقلابی فضای مجازی)
شفاف (شبکه فعالان انقلابی فضای مجازی)
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
اصفهان شرق
اصفهان شرق
وعده صادق
وعده صادق