یکشنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۹
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
14:04 - 2020/01/12

دفاع از خود با آلت تناسلی

در صفحات تاریخ، گزارش هایی از سوی تاریخ نویسان به ثبت رسیده است که ردپایی آشکار از انسان هایی دارد که برای دفاع از خود و نگه داشتنِ جان از آستانه مرگ در بُحبوحه نبرد و پیکار، از ناحیه «آلت تناسلی» خویش مایه گذاشته اند. از این رهگذر نمونه هایی پژوهیده در این زمینه، تقدیم می شود...

ندای اصفهان- سید مرتضی میرسراجی

(دانشجوی دکتری تخصصی الهیات و معارف اسلامی، علوم قرآن و حدیث)

در صفحات تاریخ، گزارش هایی از سوی تاریخ نویسان به ثبت رسیده است که ردپایی آشکار از انسان هایی دارد که برای دفاع از خود و نگه داشتنِ جان از آستانه مرگ در بُحبوحه نبرد و پیکار، از ناحیه «آلت تناسلی» خویش مایه گذاشته اند. از این رهگذر به ترتیبِ تقدمِ زمانی نمونه هایی پژوهیده در این زمینه، تقدیم می شود:

۱- اَبوسَعد بن اَبی طَلحَه (قرن اول، سال سوم هجری)

«اِبن هِشام کَلبی» (م.۲۰۶ق.) تاریخ نگار برجسته شیعه، اولین و کهن ترین نمونه «دفاع از خود با آلت تناسلی» را در کتابِ تاریخ خویش ثبت و ضبط نموده است. این بی آبرویی و رسوایی آشکار، متعلق است به شخصی به نام: «اَبوسَعد بن اَبی طَلحَه» (م.۳ق.) که یکی از پرچمداران سپاه مشرکان در کارزار «اُحُد» و مربوط به  نبرد تن به تن  وی با وجودِ شخیص امیرمومنان امام علی(ع) (م.۴۰ق.) در سال سوم هجری بوده است. ابن هِشام در خصوص این بی شخصیتی و رفتار بُزدلانه در ورطه نبرد احد چنین روایت نموده است:

«امام علی(ع) به وی ( ابو سَعد بن ابی طَلحَه) ضربه ای [ با شمشیر] نواخت و او را بر زمین انداخت. آنگاه او را ترک نمود و از کشتن وی خود داری کرد. همراهان ایشان از آن حضرت(ع) پرسیدند: چرا او را نکُشتید؟ امام(ع) فرمودند:

«إنه استقبلنی بعورته، فعطفتنی عنه الرّحم، و عرفت أن الله عزّ و جلّ قد قتله»

او با آلت تناسلی خود با من مُواجهه نمود (یعنی آلت تناسلی خود را برای من نمایان کرد)، و خویشاوندى من با او مانع از کُشتن وی شد و دانستم که خداوند او را [عاقبت به دست دیگری] خواهد کشت.» [۱]

بحث

الف) بر طبق گزارش های تاریخی «سَعد بن اَبی وَقّاص» (م.۵۴-۵۸ق.) او را در همان نبرد «اُحُد» به قتل رسانده است [۲] و به شکلی پیشگویی امام علی(ع) مبنی بر این که «عرفت أن الله عزّ و جلّ قد قتله» (دانستم که حتما خداوند، او را خواهد کشت!) ، در همان جنگ به وقوع پیوسته است.

ب) همچنین موضوع «دفاع ابوسَعد از خود با آلت تناسلی در نبرد با اهل اسلام» را تاریخ نگاران مسلمانِ اهل سنت همچون: «کَلاعی» (م.۶۳۴ق.)، «ابن کثیر» (م.۷۷۴ق.)، «سَمهودی» (م.۹۱۱ق.) و «شمس الدین شامی» (م.۹۴۲ق.) در آثار خویش ضبط نموده اند. [۳]

ج) در مورد این بیان که امام علی(ع) فرموده اند: «فعطفتنی عنه الرّحم» (به جهت خویشاوندی با ابو سعد وی را نکُشتم) باید گفت بی شک دشمن خدا، اگر چه از نزدیکان امام علی(ع) باشد از نظر صائب امیر مومنان(ع)، شخصی مردود به شمار می رود و از بُعد میزانِ جُرم و مجازات با دیگران یکسان است لذا اینجا مقصود از تاکید بر خویشی یا هم قبیله ای بودن، بحث حیای امام علی(ع) نسبت به عملکرد زشت و ناپسند این شخص بوده است که خواسته اند به گونه ای این موضوع را توجیه و آبرو داری کنند.

د) لباس معروف و بلند عرب ها که بلندی آن تا پا می رسد، «دِشداشه» نام دارد ولی به احتمال زیاد به جهت سهولت در راه رفتن و همچنین انجام حرکات رزمی چه در حالت سواره و چه در حالت پیاده، در جنگ ها شلوار به پا می کردند، چون اگر سواره نظام بودند شلوار برای سوارکاری راحت تر بوده  است و اگر هم پیاده نظام بودند باز نیز شلوار، پوششی منسجم تر بوده که با آن می توانستند، حفاظ هایی همچون زِرِه (لباس جنگی) بر تن داشته باشند که مانع از وارد آمدن ضربات حریف به پای خود شوند لذا بدین علت در مثال هایی که می آوریم از عبارت ساده «پایین کشیدن شلوار» جهت آشکار شدن آلت تناسلی اشخاص، استفاده می نماییم.

ﻫ) در متن عربی که از نظر گذشت، از واژه «ضَرب» استفاده شده است و از این واژه پیدا است که امام علی(ع) با «شمشیر» آن شخص را به زمین انداخته است نه با «نیزه» زیرا اگر این گونه بود باید از واژه «طَعن» برای اصابت نیزه استفاده می شد مگر آن که بپذیریم «ضَرب» اعم از ضربه شمشیر و نیزه باشد و اخص از شمشیر نیست.

۲- عَمرو بن عَبدِ وَدّ (قرن اول، سال پنجم هجری)

جنگ «خَندَق» یا «اَحزاب» در سال پنجم هجری میان پیامبر اسلام(ص) (م.۱۱ق.) و مشرکان و  عده ای از مخالفان نبوت آن حضرت(ص) به وقوع پیوست. یکی از جنگجویان ناموَر عرب به نام «عَمرو بن عَبدِ وَدّ» (م. ۵ق.) که هیچ جنگاوری شجاعتِ ایستادن و همچنین یارای نبرد با او را نداشت در همین آوردگاه بزرگ به دست توانمند حضرت علی(ع) به هلاکت رسید.

«حاکم نیشابوری» (م.۴۰۵ق.) از محدثان و تاریخ نگاران برجسته و مورد اعتماد اهل سنت با اسناد و مدارکی که در اختیار داشته، در این خصوص چنین گزارش داده است:

( [در جنگ خندق] حضرت على(ع) [پس از قتل عمرو بن عبد ود] به محضر رسول خدا(ص) شرفیاب شدند، در حالى که صورت آن حضرت(ع) مى‏درخشید، «عُمَر بن خَطّاب» (م.۲۳ق.) (دومین خلیفه سیاسی جهان اسلام)  به محضر مبارک امام علی(ع) عرض کرد:

چرا زِرِه ( لباس جنگی) او (عمرو بن عبد ود) را بر نداشتى زیرا در میان [همه قبایل] عرب ، زره و لباس جنگی بهتر از آن پیدا نمی شود؟!

امام علی(ع) در جواب فرمودند:

«ضَرَبْتُهُ فَاتَّقَانِی بِسَوْءَتِهِ وَاسْتَحْیَیْتُ ابْنَ عَمِّی أَنِ اسْتَلَبَهُ»

او را [با شمشیر یا نیزه] زدم، آنگاه به واسطه [آشکار نمودن] آلت تناسلی خود، مرا [ از کُشتن] بازداشت و من حیا کردم که زره و لباس جنگی  پسر عمویم را از تنش بردارم.) [۴]

بحث

الف) این گزارش را نیز «ابن کثیر» (م.۷۷۴ ق.) از دیگر دانشمندان و تاریخ نگاران اهل سنت به همین شکل روایت نموده است. [۵]

ب) «محمد بن اَبی طالب حائِری» و «قاضی نورالله شوشتری» از عالمان شیعی قرن دهم هجری نیز این موضوع را با همین کیفیت در کتاب های رِوایی خود روایت نموده اند.[۶]

ج) آشکار کردن آلت تناسلی توسط «عمرو بن عبد ود» از متن عبارت «ضَرَبْتُهُ فَاتَّقَانِی بِسَوْءَتِهِ» در روایت استفاده می شود. «ضربته» یعنی: (او را با شمشیر زدم)، «فاتقانی» یعنی: (پس او (عمرو بن عبد ود) مرا [از کُشتن] بر حذر داشت و مانع شد) و «بسوءته» به معنای این است: (با آلت تناسلی و شرمگاه خود) که از مفهوم عبارت، آشکار کردن آلت تناسلی توسط عمرو بن عبدود در جنگ خندق به منظور کشته نشدن خود استفاده می شود. این عبارت به معنای مطلق نیست بلکه مقید است و الا امام علی(ع) می فرمودند: «فاتقانی سوءته» و از حرف «ب» که در عربی چهارده معنی دارد، استفاده نمی کردند و با این بیان در این عبارت، حرف باء در مقام «باء اِستِعانت» آمده است نه «باء سبب» یعنی نه به سبب این که عورتش آشکار می شد بلکه بدین معنا است که وی به مدد و استعانت از آلت تناسلی خویش، امام علی (ع) را از کُشتن خود باز داشت.

د) مطابق برخی نقل ها، نحوه مرگ عمرو بن عبدود ظاهرا تنها همان یک ضربه شمشیر امام علی(ع) به «تَرقُوَه» یا ضربه نیزه آن حضرت (ع) به «رگ بین گردن و کتف» او بوده است. [۷] شاید به مرور در همان لحظات رویارویی و پیکار در جنگ خندق در اثر ضربه شمشیر یا ضربه نیزه آن حضرت(ع) به هلاکت رسیده است و امام علی(ع) به جهت این که عمرو، عورت و آلت تناسلی خود را آشکار کرده بود، از روی شرم و حیا دیگر به او نزدیک نشده است تا به مرور و با سپری شدن زمان در اثر زخم و خونریزی به هلاکت برسد.

ﻫ) در این میان، روایاتی نیز وجود دارند که بحث کشف عورت و آشکار کردن آلت تناسلی توسط «عمرو بن عبد ود» در آن به هیچ وجه مطرح نیست بلکه حیای صِرف امام علی(ع) از آن استفاده می شود و از قول امام (ع) در پاسخ این که چرا زره عمرو بن عبد ود را از تن وی بر نداشته اند، چنین آمده است: «إِنِّی اسْتَحْیَیْتُ‏أَنْ أَکْشِفَ سَوْءَهَ ابْنِ عَمِّی‏» [۸] (من حیا کردم که آلت تناسلی پسر عمویم آشکار شود.)

از این نمونه روایات در نگاه اول، حیای امام علی  به جهت عدم آشکار شدن عورت و آلت تناسلی عمرو بن عبد ود، هنگام در آوردن  زره از تنِ عمرو، به دست می آید و پسندیده است که از این نمونه اخبار مطلق نیز در صفحات تاریخ غفلت نشود. اگر چه بحث حیا می تواند اعم از در آوردن زره و همین طور عدم نزدیک شدن آن حضرت(ع) به وی به جهت کشف عورت و آلت تناسلی باشد و چه بسا چنان که گفتیم به خاطر همین کشف عورت بنا بر روایت حاکم نیشابوری احتمالا امام علی (ع) تصمیم گرفتند که در اثر همان ضربت شمشیر یا نیزه، عمرو به مرور از دنیا برود. البته در متون حدیثی و تاریخی وجود «تحریف»، «تَصحیف»، «زیاده» و «نُقصان» در کلمات و عبارات اجتناب ناپذیر است، به خصوص در این گزاره نادر و محدود به کتابِ «حاکم نیشابوری» که نمی توان نتیجه قطعی و جزم آور را از آن به دست آورد. شاید اصلا این متن حاکم نیشابوری دچار تحریف یا زیاده شده باشد و عمرو هیچگاه آلت تناسلی خود را آشکار ننموده است.

و) با توجه به متن روایت که از قول امام علی(ع) آمده: «وَاسْتَحْیَیْتُ ابْنَ عَمِّی أَنِ اسْتَلَبَهُ» (شرم کردم که زره از پسر عمویم بَر کَنم!) باید گفت که عمرو بن عبد ود پسر عموی امام علی(ع) نبوده و این که در این جا  حضرت(ع) از او به عنوان «پسر عمو» یاد کرده اند شاید به جهت بزرگ بودن او از نظر سن و سال آن هم در برابر سن کم خویش بوده است یا بر اساس برخی متن ها مثل «تفسیر قمی»، وی از دوستان قدیمی پدر آن حضرت بوده است [۹] و علت احترام بدین جهت بوده است. شاید به جهت این که هم قبیله ای بوده اند یعنی هر دو جنگاور از قبیله «قُرَیش» بوده اند و چه بسا به طورکل این لفظ را به جهت احترام و ادب بیان نموده اند. الان نیز عرب ها به جهت احترام، افرادی را که حتی خویشاوندی نَسَبی ندارند «عَمّ» (عمو) یا «ابن عَمّ» (پسر عمو) معرفی می کنند. یعنی حاصل کلام این که امام علی (ع) از دشمن خویش با ادب و احترام یاد می کردند و به او دشنام نمی دادند.

۳- جَریح قِبطی (قرن اول، سال دهم هجری)

پیامبر بزرگوار اسلام(ص) در سال هفتم هجری به حاکمان و پادشاهان بزرگ جهان، نامه های نوشتند و بدین ترتیب آن ها را به آیین نجات بخش اسلام دعوت کردند یکی از نامه ها به «مُقَوقِس» حاکم  و زمامدار سرزمین «مصر» (با پایتختی شهر اسکندریه) بود. وی از بزرگان مسیحی مصر موسوم به «قِبطی» بودکه هنوز نیز این طایفه در مصر زندگی می کنند. مقوقس بعد از خواندن نامه حضرت محمد(ص)، هدایایی چند از جمله کنیزی با منزلت و محتشم به نام «ماریَه قِبطی»(م.۱۶ق.)  به همراه نامه پیامبر(ص) به پیامبر اسلام(ص) هدیه نمود. پیامبر(ص) با حضرت ماریه (س) ازدواج نمودند و او در بین همسران متعدد پیامبر اسلام(ص)، تنها بانویی بودند که بعد از وفات ام المومنین حضرت خدیجه(س) (م.۱۰بعثت)، صاحب فرزندی به نام «ابراهیم» (م.۱۰ق.) شدند. از متون حدیثی و تاریخی اسلام استفاده می شود که شخصی به نام «جَریح قِبطی» نیز که پسر عموی حضرت ماریَه (س) بود به همراه دیگر هدایای مقوقس به پیشگاه حضرت محمد(ص) تقدیم شده بود. [۱۰]

«عایِشَه» (م.۵۸ق.)  همسر دیگر پیامبر(ص) بنا بر نقل های بزرگان و تاریخ نگاران اهل سنت به حضرت ماریه(س) حسادت می نمود، از آن جهت که آن بانوی محترم، هم زیبا رو بودند و هم پیامبر(ص)، ایشان را بسیار دوست می داشتند و از طرفی ایشان تنها همسر پیامبر(ص) بودند که بعد از وفات حضرت خدیجه(س) برای آن حضرت فرزندی به نام «ابراهیم» آوردند در حالی که دیگر زنان از موهبت فرزند آوری برای پیامبر(ص) محروم بودند بنابر این پیامبر(ص) به خاطر حسادت های امثال عایشه، آن بانوی گرامی را به باغی خارج از «مدینه» انتقال دادندکه بعد ها به نام «باغ [خرمای] مادر ابراهیم» (مَشرَبه اُمّ ِ ابراهیم) معروف شد. [۱۱]

این  مساله گذشت تا این که در سال ۱۰ هجری، جناب ابراهیم در سن کودکی از دنیا رفتند و پیامبر(ص) از این اتفاق بسیار اندوهگین و غمبار شدند. عایشه چون ایشان را در این حالت دید، خدمت ایشان عرض کرد: چرا  شما غمگین و ناراحت هستید، این ابراهیم که پسر شما نبود  بلکه پسر جَریح، پسر عمو و خدمتگزار ماریه(س) بود؟ (یعنی پناه بر خدا، نسبت زنا به حضرت ماریه (س) داد.) پیامبر(ص) از این سخن عایشه بسیار ناراحت شدند و به حضرت علی(ع) دستور دادند که جریح را بِکُشد. امام علی(ع) نیز به دستور رسول اکرم(ص) به باغِ مادر جناب ابراهیم رفتند تا جریح را به قتل برسانند. [۱۲]

اختلافات متنی در چگونگی دفاع  جَریح از خود با آلت تناسلی

اختلافاتی در بین متون روایی شیعه و سنی در این خصوص به نظر رسیده که تفاوت هایی در جزئیات دارند اما در در کلیت موضوع تفاوتی نشان نمی دهند ولی اشاره به آن ها در تتبع و تفحص پژوهشی بایسته و شایسته است. برای نمونه «علی بن ابراهیم قمی» از بزرگانِ محدث شیعه در قرن سوم و چهارم هجری در کتاب «تفسیر» خود دو روایت با اسنادی که در اختیار داشته در این زمینه بیان نموده است:

روایت اول:

«[هنگامی که امام علی(ع) به  باغ مادر جناب ابراهیم رفتند]، جَریح را نگاه کردند، جریح از ایشان ترسید و از درخت خرما بالا رفت آنگاه امیر مومنان(ع)، خویش را به او نزدیک نمودند و به او فرمودند: بیا پایین! جَریح به حضرت علی(ع) عرض کرد: ای علی! از خدا بترس اینجا مردمان نیستند، من بی تردید اَخته هستم، سپس عورت و ناحیه تناسلی خود را آشکار نمود. در حالی که بیضه هایش بریده بود.» [۱۳]

روایت دوم:

 «امام علی(ع) به دنبال جریح، بالای درخت خرما رفت هنگامی که به جریح نزدیک شد، جریح خود را از بالای درخت خرما پرت کرد آنگاه آلت تناسلی او آشکار شد و برای او آن چه برای مردان و زنان [از آلت تناسلی] است وجود نداشت.» [۱۴]

«بَلاذُری» از دیگر دانشمندان و تاریخ نگارانِ نامور اهل سنت در سده سوم هجری  نیز این موضوع را با دو شکل ساختاری روایت نموده است:

روایت اول:

«امام علی(ع) به دنبال او(جریح) گشتند و جریح را بالای درخت خرما دیدند، هنگامی که  جریح حضرت علی (ع) را دید ترسید و احساس بدی پیدا کرد، پس لُنگ خود را انداخت و در آن هنگام مشخص شد که وی اخته و خواجه است.» [۱۵]

روایت دوم:

«برخی راویان گفتند: حضرت علی(ع) او را در حالی یافت که داشت چادری برای خود تدارک می دید آنگاه که به او نزدیک شد جریح لُنگ خود را انداخت و لخت ایستاد. امام علی(ع) او را به نزد رسول خدا(ص) بردند پس او را به پیامبر(ص) نشان دادند، آنگاه پیامبر(ص) از دروغ بودن [سخن] منافقان، شُکر خداوند متعال را به جای آورد به جهت آن چیزی که از برائت و [مبرا بودن اتهام]  شخص خواجه و اَخته (جریح قبطی) در نزدشان آشکار شد و قلب پیامبر اطمینان و آرامش پیدا کرد.» [۱۶]

روایت «حاکم نیشابوری»(م.۴۰۵ق.) نیز از بزرگان حدیثی اهل سنت  از این واقعه این گونه است:

«زمانی که جریح بر روی دیوار بود و از درخت نخل، خرما می چید امام علی(ع) را دید که همراهشان شمشیر است جریح دچار رعشه و لرزه شد جامه اش افتاد و خدا برای او نیافریده بود آنچه برای دیگر مردان آفریده است.» [۱۷]

روایت «ابن عبد البِّر» از دیگر دانشمندان و تاریخ نگاران اهل سنت (م.۴۶۳ ق.) نیز در این خصوص قابل تامل است:

 «امام علی (ع) او (جریح)  را دیدند که در حوضچه آبی رفته تا خنک شود آنگاه امام علی (ع) به او فرمودند: بیرون شو! پس دست او را گرفتند و او را از آن جا خارج نمودند در حالی که او شخصی به نظر رسید که بیضه اش بریده شده و آلت تناسلی مردانه نداشت و این چنین بود که امام علی(ع) از وی بگذشت.» [۱۸]

به هر روی «جَریح قِبطی» پسر عموی حضرت ماریه (س) همسر گرامی پیامبر(ص) در سال دهم هجری مصادف با سال وفات جناب «ابراهیم» فرزند خردسال و ارجمند پیامبر اسلام(ص) اگر چه به عنوان مخالف در مقابل امام علی(ع) قرار نگرفته بود ولی از جمله کسانی است که برای دفاع از خود در برابر شمشیر تیز و بُرّان علی(ع) از آلت تناسلی خویش که البته نداشته، مایه گذاشته است. بعد از تبرئه جریح از اتهام و نسبت «زِنا» با حضرت «ماریه قِبطی»(س)، آیات «اِفک» (تهمت) ( آیات ۱۱-۲۶ سوره مبارک نور) برای مسلمانان نازل شد. [۱۹]

بحث

الف) در چند روایت مختلف، تاکید بر نداشتن آلت تناسلی مردانه برای جریح شده و برخی از آن ها، صراحت تام در آشکار نمودن آن موضع در برابر امام علی(ع) با اختیارِ خودِ جریح و برخی دیگر از روایات آشکار شدن اتفاقی آن موضع در برابر امیر مومنان(ع) را بیان نموده اند. آن دسته روایات مانند روایت اول از علی بن ابراهیم قمی از محدثان شیعه که آمده: «إِنِّی مَجْبُوبٌ ثُمَّ کَشَفَ عَنْ عَوْرَتِهِ» (بی تردید من بیضه بریده هستم سپس محل آلت تناسلی و عورت خود را آشکار نمود) و همچنین آن دسته از روایات مانند این روایتِ بلاذری از دانشمندان اهل سنت که نقل نموده: «أحسّ بالشر، فألقى إزاره. فإذا هو مجبوب ممسوح» (جریح احساس بدی نمود آنگاه لُنگ خود را انداخت در حالی که او بیضه بریده و خواجه بود) تماما به معنا و هدفی که ما در این مقال در پی و بیان آنیم مطابقت دارد اگر چه این مورد با دیگر نمونه های مقابله با امام علی(ع) و دفاع از خود با آلت تناسلی تفاوت هایی در درون و برون دارد.

ب) شاید برای برخی این شبهه پیش بیاید که چرا پیامبر اسلام(ص) با توجه به این که نماینده خدا بر روی زمین هستند از قبل به بی گناهی جریح قبطی آگاه نبودند و به سخن  و نسبت نادرست  و ناروای عایشه توجه کردند و  بدین خاطرامام علی(ع) را مامور کشتن شخصی بی گناه نمودند؟ در پاسخ به این سئوال باید گفت که یکی از اصحاب امام صادق(ع) نیز در ایام امامت آن حضرت(ع) همین موضوع را از آن بزرگوار پرسیده اند که در این فرصت بیان می کنیم:

«عبدالله بن بُکَیر شَیبانی [از اصحاب] امام صادق(ع) خدمت ایشان عرض کرد: فدای شما شوم! آیا رسول خدا(ص) که به کشتن قِبطی(جَریح قبطی) دستور فرمودند به دروغ بودن این اتهام آگاه بودند یا خیر، چنان که خداوند متعال با اثبات حقانیت [و بی گناهی] او توسط امام علی(ع) این قتل را مانع شد؟ امام صادق(ع) در پاسخ فرمودند: بله پیامبر(ص) [ از بی گناهی جریح قبطی] آگاهی داشتند و اگر [ در واقع پیامبر(ص)] حکم [قطعی]  به کشتن او مى‏ داد، امام علی(ع) تا او را نمى‏کُشت هیچگاه باز نمى‏گشت، ولی پیامبر(ص) این حکم را [ این گونه و با مصلحت ترتیب دادند] که آن زن (عایشه) از گناه [تهمت و نسبت ناروای خود به حضرت ماریه(س)] برگردد، پس بر نگشت و بر او دشوار نبود که به دروغ او، مرد مسلمانى کشته شود.» [۲۰]

بعد از این که اتهام وارد شده از سوی عایشه بر حضرت ماریه(س) مرتفع شد چنان که پیشتر یاد آور شدیم، خداوند «آیات اِفک» (آیات ۱۱-۲۶ سوره مبارک نور) را نازل نمود که عمل اتهام به زن عفیفه و پاکدامن را  به شدت تقبیح و نکوهش نموده است.

۴- عَمرو بن عاص (عمرو عاص) (قرن اول، سال ۳۷ هجری)

در سال ۳۷ هجری  با گسترش اختلافات میان مسلمانان، جنگ «صِفّین» بین دو گروه از آنان اتفاق افتاد. در واقع حق و باطل در برابر یکدیگر  صف آرایی کردند. گروهی که برحق بودند در «سپاه عِراق» و تحت امر امیر مومنان علی(ع) بودند و گروهی که ظالم و ستمگر بودند و از اسلام راستین منحرف و جدا شده بودند در جبهه باطل قرار داشتند و «سپاه شام» را تشکیل دادند که تحت امر «معاویه» (م.۶۰ق.) بودند.

در این نبرد «عمرو عاص» (م.۴۳ ق.) در سپاه معاویه حضور داشت. وی از دشمنان کینه توز و سرسخت امیرمومنان حضرت علی(ع) بود و برای قاطبه مسلمانان به عنوان شخصیتی حیله گر و فریبکار در همه ادوار تاریخ شناخته شده است. او از مشاوران درجه یک معاویه، خلیفه ستمگر اُمَوی بود که به اتفاق یکدیگر درصدد نابودی کامل اسلام از ریشه و اساس بودند و در راه تحقق این هدف شوم، حضرت علی(ع) و اهلبیت گرانقدر پیامبر اسلام(ص) را سد راه و مانع جدی در مسیر  تحقق اهداف شیطانی خود می دیدند.

باید گفت که دشمن منفور امام علی(ع) یعنی عَمروعاص نیز از جمله کسانی است که برای دفاع از خود در میدان جنگ، با زبونی و پستی هر چه تمام تر برای نجات جان خود از ورطه مرگ از آلت تناسلی و شرمگاه خود مایه گذاشته است که این موضوع در تاریخ به روشنی و صراحت بیان شده و این ذلت و بُزدلی او برای همه مسلمانان از گذشته تا حال معروف، مشهور و ضرب المثل بوده و هست. لازم به ذکر است در جنگ صفین دو نفر آلت تناسلی خود را آشکار نمودند و عمروعاص تنها این کار زشت، وقیحانه و بُز دلانه را انجام نداد بلکه شخصیت دیگری نیز بعد از او از همان سپاه شومِ شام مرتکب این رسوایی آشکار شد که در شماره بعد به او نیز خواهیم پرداخت.

«نَصر بن مُزاحِم مِنقَری» (احتمالا متوفای ۲۱۲ق.) از دانشمندان تاریخ نگار مسلمان در کتاب «وَقعَهُ صِفِّین» که در زمینه نبرد صِفّین به طور اختصاصی نگاشته شده و از کهن ترین آثار و اخبار در این خصوص به شمار می رود، در مورد موضوع «دفاع عمرو عاص ازخود با آلت تناسلی»  چنین روایت کرده است:

«[پس از رَجَز خوانی عمروعاص و  سپس رجز خوانی امام علی(ع) در میدان جنگ صفین] ، امیر مومنان علی (ع) ضربتى بر او  وارد نمود و او را بر خاک افکند، عمرو یک پاى خود را بالا برد و آلت تناسلی او آشکار شد و در این هنگام حضرت على(ع) روى خود را از او برگرداند و او را ترک گفت.

عده ای خدمت امام علی(ع) عرض کردند: اى امیر مومنان آن مرد را آسان از دست دادید؟ امام فرمودند: آیا مى‏دانید او کیست؟ آنان عرض کردند: خیر! حضرت علی(ع) فرمودند: او «عمرو عاص» بود، چون آلت تناسلی خود را به من نمود، من روی خود را از او برگرداندم.»[۲۱]

«مسعودی» (م.۳۴۶ق.) دیگر تاریخ نگار نامدار مسلمان در کتاب وزین «مُروجُ الذَّهَب» نیز به این بُزدلی و بی آبرویی عمرو عاص اشاره نموده و آورده است:

«معاویه خنده جانانه ای کرد.

عمروعاص گفت:

«همیشه خندان باشید براى چه می خندید؟!»

معاویه گفت:

«أضحک من حضور ذهنک یوم بارزت علیاً ، و إبدائک سوأتَکَ»

از حضور ذهن تو می خندم، آن روز که با على برای مبارزه و نبرد رو برو شدى و آلت تناسلی و عورت خود را آشکارکردى!

به خدا اى عمرو، به مقابله  با خطر رفتى و مرگ را به چشم خود دیدى.

«و لو شاء لقتلک، و لکن أبی ابنُ أبی طالب فی قتلک إلا تکرماً»

و اگر [علی (ع)] خواسته بود تو را کُشته بود، ولى «پسر ابو طالب» از روى بزرگوارى، از کُشتن تو اجتناب نمود.» [۲۲]

در مورد این بی آبرویی عمرو عاص که آلت تناسلی خود را در میدان جنگ از ترس کشته نشدن در برابر امام علی(ع)،آشکار نموده بود درصفحات تاریخ اشعار و چَکامه هایی ضبط و ثبت شده تا آنجا که یکی از همین شاعران، شخص معاویه بوده که به جهت تمسخر عمروعاص در این زمینه اشعاری را سَراییده است.  [۲۳]

بحث:

در کتاب «نصر بن مُزاحِم» که در مورد نبرد صفین نگاشته شده و به آن اشاره نمودیم، این عبارت آمده بود :«اتقاه عمرو برجله فبدت عورته فصرف علی وجهه عنه‏» (عمرو عاص با یک پایش مانع حضرت علی(ع) شد(یعنی یک پایش را بالا برد)، عورت و آلت تناسلی او آشکار شد، آنگاه امام علی(ع) [ به جهت شرم و حیا] روی خود را از او برگرداندند) آیا از این گزاره تاریخی استفاده می شود که عمروعاص پوششی دشداشه مانند داشته که در بحبوحه نبرد و زمانی که احساس خطر کرده به راحتی پایش را بالا برده و آلت  تناسلی خود را نمایان ساخته یا خیر بلکه  شلوار به پا داشته و در فرصت مقتضی که در اختیار داشته به نوعی با پایین کشیدن و سپس بالا بردن یک پا آلت تناسلی خود را برای امام علی(ع) آشکار کرده است؟

۵- بُسر بن اَرطاه (قرن اول، سال ۳۷ هجری)

چنان که ذکر نمودیم در جنگ صِفین و بعد از قضیه رسوایی عمرو عاص، شخص دیگری نیز آلت تناسلی خود را در برابر امام علی(ع) در همان نبرد از ترس کشته شدن آشکار نمود و او کسی نبود جُز «بُسر».

«بُسر» (م.۵۰،۷۰ یا ۸۶ ق.) از دشمنان کینه توز امام علی(ع) و یکی از انسان های جنایتکار و شیعه ستیز تاریخ اسلام است. وی فرمانده «سپاه شام» در لشگر «معاویه» در نبرد «صِفّین» در مقابل امیر مومنان حضرت علی(ع) بود.

جنایت های فراوانی از او در صفحات تاریخ ثبت شده است و بسیاری از مسلمانان را به جُرم شیعه بودن و داشتن محبت امیر مومنان(ع) در «طائِف» (در عربستان)، «یمن» و دیگر مناطق اسلامی به شهادت رساند.

«ابن اَعثَم کوفی» (م.۳۱۴ ق.) تاریخ نگار بزرگ شیعه در کتاب خویش موسوم به «فُتوح» از میزان جنایات و شیعه  کُشی او پرده برداشته و روایت کرده است:

«بُسر در سرزمین «یمن» و غیر از آن منطقه، بیش از سی هزار نفر از شیعیان علی بن ابی طالب(ع) را به شهادت رساند.» [۲۴]

«ابن عبدالبِرّ» (م.۴۶۳ق.) تاریخ نگار اهل سنت و  صاحب کتاب «اِستیعاب» نیز به تاکیدات فراوان «معاویه» به بُسر جهت کشتار شیعیان علی بن ابی طالب(ع) اشاراتی نموده است.[۲۵]

بنا بر روایات موثقِ تاریخ نگاران شیعه و سنّی، معاویه با تشویق و تحریک فراوان خود، اسباب رویارویی بُسر در در نبرد صفین مقابل امام علی(ع) را فراهم نمود، آنگاه در میدان نبرد، امام(ع) او را با نیزه بر زمین افکند و بُسر برای نجات از مرگ، همان کاری را کرد که عمرو عاص، پیش از او در آن نبرد انجام داد و آلت تناسلی خود را در برابر امام(ع) نمایان ساخت و امام علی(ع) او را به جهت شرم و حیا ترک گفت. [و از کشتن وی اجتناب نمود.] [۲۶]

یکی از مردمان «کوفه» در آن هنگامه فریاد سر داد:

«وای بر شما [سپاهیان] اهل «شام» آیا شرم و حیا نمی کنید؟! بی تردید عمرو عاص در جنگ ها،آشکار نمودن آلت تناسلی رابه شما یاد داده است!» [۲۷]

«وقتی بُسر به نزد معاویه رفت، معاویه به وی می خندید که همان کارِ عمرو عاص را در برابر امام علی(ع) در نبرد انجام داده است.» [۲۸]

در مورد بُسر و آشکار نمودن آلت تناسلی اش در نبرد صفین در مقابل امام علی(ع) نیز اشعار و چَکامه هایی توسط هم روزگاران وی سَراییده و در تاریخ ثبت شده است که در این فرصت  چند بیت، محض نمونه تقدیم می شود:

أ فی کلّ یوم فارس لیس ینتهى            و عورته وسط العجاجه بادیه

آیا هر روز باید سوارکاری برای تو نبرد کند که آلت تناسلی وی میان گرد و غبار آشکار باشد!

یکفّ لها عنه على سنانه            و یضحک منه فی الخلاء معاویه

[علی(ع) از روی شرم و حیا  در برابر حیله آلت نمایی] سر نیزه خود را از او باز می دارد و معاویه در خلوت می خندد.

بدت أمس من عمرو فقنّع رأسه            و عوره بسر مثلها حذو حاذیه‏

دیروز از عمرو عاص چنان کاری سر زد و سر خود را [از شرمساری] پوشاند و آلت تناسلی بُسر هم همانگونه آشکار شد.

فقولا لعمرو ثم بسر ألّا انظرا            سبیلکما لا تلقیا اللّیث ثانیه‏

هم به «عمرو» و هم به «بُسر» بگوییدکه راه خود را بکشید و بروید؟ پس دوباره با شیر(یعنی امام علی(ع)) [درمیدان برد] مواجه نشوید!

و لا تحمدا إلا الحیا و خصا کما            هما کانتا و الله للنفس واقیه‏

و ستایش نکنید مگر  حیاى [امام علی(ع)] و بیضه های خود  را که این دو، جان شما را [از کشته شدن] حفظ کردند.

و لو لا هما لم ینجوا من سنانه            و تلک بما فیها عن العود ناهیه‏

اگر آن دو نبودند از سر نیزه‏ او نجات نمى‏یافتید و شما را از بازگشت به [رویا رویی با علی(ع)]  نهى مى‏کنند.

متى تلقیا الخیل المشیحه صبحه            و فیها علیّ فاترکا الخبل ناحیه‏

هرگاه با سپاه بزرگان روبرو شدید که در میانشان على (ع) بود دیوانه بازی را کنار بگذارید.

و کونا بعیدا حیث لا تبلغ القنا            نحورکما، إنّ التجارب کافیه‏ [۲۹]

شما دو نفر (عمرو عاص و بُسر) دور باشید در جایی که نیزه ها به گلوهای شما نرسد که تجربه ها برای شما کافی است.

بازار داغ پایین کشیدن شلوار در جنگ صفین

آنچه از مطالعه و بررسی گزاره های تاریخی کهن و منابع دست اول تاریخ اسلام به دست می آید این است که در جنگ صفین بازار پایین کشیدنِ شلوار بسیار داغ و پر رونق بوده است، اول «عمر عاص» برای دفاع از خود و نجات از شمشیر بُرّان و عدالت خواه امام علی(ع)، شلوار خود را پایین کشید و آلت تناسلی خود را حقیرانه ظاهر نمود، سپس «بُسر» شلوارش را پایین کشید و آلت تناسلی خود را در برابر آن حضرت(ع) آشکار نمود، بعد شخصی از سپاه معاویه به نام «مُخارِق»، شلوار چهار تن از سپاهیان امام علی(ع) را که به قتل رسانده بود پایین کشید و آلت تناسلی آن ها را آشکار نمود که البته این نوع پایین کشیدن شلوار و آشکار نمودن آلت تناسلی با نمونه های دیگر تفاوت دارد اما به طور کل این بیان ما را که بازار پایین کشیدن شلوار و آلت نمایی در جنگ صفین داغ و پر رونق بوده، تایید می نماید.

«ابن اَعثَم کوفی» (م.۳۱۴ ق.) تاریخ نگار نامدار شیعی در این خصوص در تاریخ چنین ثبت کرده است:

[در جنگ صفین] مردى از  اصحاب و یاران معاویه [ از لشگریان وی] به نام «مُخارِق بن عبدالرحمن» بیرون آمد که سوارکاری دلاور و پهلوان بود. او در میان دو صف از سپاهیان ایستاد،آنگاه برای نبرد مبارز خواست. «مُومِّل بن عُبَید مُرادى» [از سپاه امام علی(ع)] به جهت مبارزه با او از سپاه بیرون شد. مرد شامی(یعنی مُخارِق) او را شهید نمود، سرش را برید و عورت و آلت تناسلی او را آشکار نمود. سپس دوباره برای نبرد مبارز طلب کرد. این بار «مسلم بن عَبدِ رَبِّه اَزدی» از لشگر امام على (ع) بیرون آمد، مرد شامى او را نیز شهید نمود و همان کاری که بار اول با «مُومِّل» انجام داد با او نیز انجام داد (یعنی آلت تناسلی او را نیز آشکار نمود.)

او دیگر بار مبارز طلب نمود و تا چهار نفر از سپاهیان امام علی(ع) را به  همین شکل به شهادت رساند و آلت تناسلی همه را آشکار نمود و باز در آن میانه مبارز می طلبید و امام علی(ع) دریافت که با وجود او و این کار ناشایست او دیگر کسی تمایل به مبارزه با مخارق را ندارد لذا با لباسی ناشناس از میان سپاه خود خارج شد و به نبرد با او پرداخت و او را به هلاکت رساند ولی عورت او را آشکار نساخت. حدود هفت یا هشت نفر دیگر نیز از پی او در سپاه معاویه به قتل رساند ولی آلت های تناسلی و عورت های آنان را به هیچ وجه آشکار ننمود.» [۳۰]

۶- ابوبکر بن پهلوان (قرن هفتم، سال ۶۰۲ هجری)

قضیه ابوبکر بن پهلوان با پنج نمونه پیشین که یاد نمودیم، تفاوت دارد ولی در اصل موضوع که «دفاع از خود با آلت تناسلی» است فرقی نمی کند.

«اتابکان آذربایجان» یا «ایلدُگُزیان» چند دهه کوتاه در قرن ششم و هفتم در منطقه «آذربایجان» پادشاهی کردند. از جمله شاهان این سلسله، «اتابک نُصرت الدین ابوبکر بن محمد بن ایلدُگُز جهان پهلوان» و شناخته شده با نام «ابوبکر بن پهلوان» در متون تاریخی است که در شهر «تبریز»  به دنیا آمد.

ابوبکر بن پهلوان از سال ۵۸۷ق. تا ۶۰۷ق. بر ممالک «آذربایجان» و «اَرّان» حکومت نمود و چهارمین پادشاه از خاندان و دودمان اتابکان آذربایجان به شمار می رفت.

«ابن اَثیر جَزَری» (م.۶۳۰ق.) تاریخ نگار ناموَر اهل سنت و صاحب کتاب سِتُرگی در تاریخ عمومی، موسوم به «کامل» و نیز هم روزگار با ابوبکر بن پهلوان، در ذیل حوادث سال ۶۰۲ قمری راجع به شخصیت و منش او در کتاب خویش چنین نوشته است:

«در این سال (یعنی سال۶۰۲ قمری)، «ابو بکر بن پهلوان»، پادشاه [اتابکی] «آذربایجان» و «اَرّان»، با دختر پادشاه «گُرجستان» ازدواج نمود و دلیل این ازدواج آن بود که گرجى‏ها چون مى‏دیدند ابو بکر سرگرم شراب، قمار و  خوشگذرانی و مانند این ها است و نمى‏تواند به درستی به تدبیر امور مملکت خود رسیدگی نماید و شهرها را حفظ کند، [ فرصت را مناسب دیدند و] چون در او عزت نفس و بزرگ منشی به جهت این  قبیل کارها نمی دیدند، پیوسته بر او می تاختند.

«و أنّه لا یقدر على الذبّ عن البلاد [بالسیف‏]، عدل إلى الذبّ عنها بأیره»

(ابو بکر هم که نمى‏توانست [با وجود حملات پیاپی گُرجی ها] از شهرهای [ سرزمین خویش در منطقه آذربایجان و اَرّان] با «شمشیر» دفاع کند، تصمیم گرفت که با «آلت تناسلی» خود دفاع نماید!)

به همین خاطر با دختر پادشاه گرجستان ازدواج کرد و این چنین بود که گرجى‏ها دست از چپاول، غارت و کشتار در آن سرزمین برداشتند.

این کار ابو بکر چنان بود که مردمان مى‏گفتند:

«أغمد سیفه، و سلّ أیره» ( [ابوبکر] «شمشیر» خود را غلاف‏ نمود و «آلت تناسلی» خود را بَر کشید.) [۳۱]

نتیجه گیری

الف) در تاریخ اسلام زوایای تاریک و پنهانی وجود دارند که بدان ها کمتر پرداخته شده است و در عین حال می توانند برای صاحبان خرد و ارباب اندیشه، مورد توجه و قابل تامل باشند. یکی از همین زوایای پنهان، همین بحث «دفاع از خود با آلت تناسلی» است که گوشه ای از حقارت دشمنان اسلام، پستی و بد سرشتی آنان را برای همگان بازگو می نماید.

ب) از متون تاریخی کهن و منابع دست اول اسلامی استفاده می شود که به احتمال بسیار، روش «آلت نمایی در جنگ» و به عبارت دیگر «دفاع از خود با آلت تناسلی» از ترس کشته شدن در ورطه و عرصه نبرد، برای اولین بار توسط یکی از مشرکان «حجاز» به نام «ابوسَعد بن ابی طَلحَه» ابداع شده است که او حقیرانه در برابر شجاعت و دلیری حضرت علی(ع) کاری جز پایین کشیدن شلوار خویش و آشکار نمودن عورت و آلت تناسلی خود و به تعبیر ما «دفاع از خود با آلت تناسلی» در بحبوحه و گرماگرمِ جنگ اُحُد نداشته و بدین صورت خود را با رسوایی و خفت از گرداب مرگ رهانیده و از تیغ تیز علی بن ابی طالب(ع) نجات داده است.

البته ناگفته نماند که در واقع این حیا و جوانمردی امام علی(ع) بوده که این شخص ترسو و بُز دل را از مهلکه مرگ نجات داده است چه بسا با هر شخص دیگری اگر قتال می نمود و این عمل از او سر می زد وی را رها نمی کرد و در دم به هلاکت می رساند. شاید به قطعیت نتوان گفت که اولین نفر که در تاریخ با آشکار کردن آلت تناسلی  از خود دفاع نموده، همین شخصِ ابوسعد بن ابی طلحه باشد چرا که ممکن است این امر در بین برخی از جنگجویان بی آبرو و ترسوی دوران جاهلیت نیز شایع بوده است، شاید هم نبوده است ولی به هر حال بر اساس مستندات تاریخیِ حاضر و موجود در زمان طلوع اسلام این شخص، اولین و قدیمی ترین نمونه در این نوع بی حیایی و بی آبرویی در میدان نبرد محسوب می شود.

ج) در جنگ خندق ظاهرا پهلوان بزرگ عرب، «عَمرو بن عَبدِ وَدّ» در لحظاتی که احتمال می داده که قطعا به دست حضرت علی (ع) به قتل خواهد رسید، آلت تناسلی خود را آشکار نموده است و او تنها نمونه ای است که با این فرضِ آشکار نمودن آلت تناسلی به دست امام علی(ع) به قتل رسیده است زیرا بر اساس برخی روایات بر اثر زخمی که امام علی(ع) در حین نبرد بر ترقوه او وارد کرده بود به مرور در همان جنگ به هلاکت رسیده است البته روایاتی دیگری نیز بیان نمودیم که صراحت در آشکار کردن آلت تناسلی توسط عمرو بن عبد ود ندارد بلکه تنها اشاره به حیای امام علی(ع) دارد که از بیم آشکار شدن عورت و شرمگاه عمرو بن عبد ود، زره و لباس جنگی او را به عنوان غنیمت از تن در نیاورده است. اگر بر طبق برخی روایات ثابت شود، فرضا عمرو توسط امام علی(ع) سر بریده شده، پس با توجه به سیره و رفتار اخلاق مدارانه و حیای مثال زدنی امام علی(ع)، عمرو بن عبدود هیچگاه آلت تناسلی خود را آشکار نکرده است و اگر بر طبق آن دسته از روایات که با ضربه به ترقوه او به مرور به هلاکت رسیده این معنا یعنی آشکارکردن و آشکار بودن عورت و آلت تناسلی او بر اساس برخی روایات محتمل است.

د) در مورد آشکار کردن آلت تناسلی «جَریح قِبطی» با اختیار خود در برابر امام علی(ع) نیز با این که با هیچکدام از این شخصیت ها چه از نظر شخصیتی و چه از نظر موضوع قابل مقایسه نیست با این حال روایاتی  وجود دارندکه با صراحت تمام بیان می کنند خودش در مقابل امیرمومنان(ع) به جهت دفاع کشف عورت و شرمگاه نموده است تا بی گناهی خود را ثابت کند و آلت تناسلی  را که در اصل نداشته، آشکار نموده است. به هر روی او نیز از جمله کسانی به شمار می رود که از شمشیر علی(ع) به واسطه این عمل، جان سالم به در برده است اگر چه همان طور که گفتیم و موضوع او را  مفصل شرح دادیم قضیه او به هیچ وجه با دیگر نمونه ها قابل قیاس نیست و در این زمینه منحصر به فرد است.

ﻫ) مشهورترین نمونه دفاع از خود با آلت تناسلی در میدان جنگ و آشکار کننده آلت تناسلی در برابر امام علی(ع) جهت دفاع از خود، شخص حقیر و منفور عمروعاص است.

و) چنان که سابقا بیان شد در «جنگ صِفّین» که ابتدا عمرو عاص شلوارش را پایین کشید، ظاهرا بازار پایین کشیدن شلوار در برابر عظمت، مَهابَت و دلیری امام علی (ع) داغ  و پر رونق بوده است زیرا بعد از کار بی شرمانه و بُزدلانه عمرو عاص، «بُسر» نیز در برابر شمشیر و نیزه امام علی(ع) به جهت ترس از کشته شدن، شلوار خویش را حقیرانه پایین کشید و آلت تناسلی خود را برای امام(ع) ظاهر کرد تا نام خود را همچون عمرو عاص در تاریخ بشریت میان بزدلان و افراد بی آبروی میدان های جنگ و آوردگاه های دلیران ثبت نماید. بر اساس این پژوهش بر خلاف تصوری که شاید در میان عموم مردم رایج باشد مبنی بر این که تنها «عمرو عاص» در برابر مَهابَت و دلیری امیرمومنان علی(ع) در میدان جنگ، شلوار و تُنبان خود را بی شرمانه پایین آورد و آلت تناسلی و عورت خویش را نمایان ساخت، چنین به دست آمد که افراد دیگری نیز به گواه تاریخ با استفاده از این روش، دچار خواری و ذلت ابدی به خصوص در مقابل مظهر تقوا و  اسوه حیا یعنی امام علی(ع) شده اند و نامشان جزء افراد بی آبرو و بی شرم در حافظه دراز مدت تاریخ برای همیشه ثبت و ضبط شده است.

ز) «ابوبکر بن پهلوان» نیز اگر چه انسان گنهکار و دنیا پرستی بوده ولی باز با شخصیت های منفی و شروری که در این پژوهش یاد نمودیم در بدکرداری و رفتار ضد اسلامی، تفاوت هایی بارز و آشکار داشته است ولی عمل او در دفاع از خود در زُمره عملکرد سایر این نمونه ها طبقه بندی می شود. زیرا او نیز بر طبق کاری که صورت داده و  همچنین گفتار مردمانِ زمانِ خود به شکلی ظریف، عملِ «دفاع از خود با آلت تناسلی» بوده است.

ح) آنچه از برخی گزاره ها و روایت های تاریخی از نظر گذشت جلوه گری وجود ممتاز و شخصیت آسمانی امام علی(ع) و رفتار نیکوی ایشان در جنگ و نبرد بود که در این فرصت بررسی آن نکات نیز خالی از لطف و فایده نخواهد بود:

۱- از اتفاق ویژه و منحصر بفردی که برای جریح قبطی افتاد با  توجه به حدیث روشنگر امام صادق(ع) در می یابیم که عزیمت امام علی(ع) به سوی جریح، به قصد و انگیزه راسخ کشتن وی نبوده است بلکه امیر مومنان(ع) از باطن حکم پیامبر(ص) به طور کامل اطلاع و آگاهی کامل داشتند و هدف از انجام این کار، اثبات بی گناهی جریح و همچنین حضرت ماریه(س) و از سویی رسوایی عایشه برای دیگر مسلمانان بوده است که از  این میان، محرم اسرار بودن امام علی(ع) نزد پیامبراسلام (ص) نیز آشکار می شود و بلکه با توجه به کلام شریف پیامبر(ص) در کودکیِ امام علی(ع) به آن حضرت(ع) مبنی بر این که «إِنَّکَ تَسْمَعُ مَا أَسْمَعُ وَ تَرَی مَا أَرَی» [۳۲] ( بی تردید تو می‏شنوی آنچه را من می‏شنوم و می‏بینی آنچه را من می‏بینم) استفاده می شود که آن حضرت(ع) از باطن حکم پیامبر(ص) بدون مشورت یا هماهنگی با پیامبر(ص) آگاه بودند.

۲- «ابو سعد بن ابی طلحه» در برابر امام علی (ع)، آلت تناسلی خود را آشکار نمود و امام(ع) از کشتن او منصرف شدند. در اصل این حیا و آزرم را امام(ع) در برابر شخصیتی مشرک نشان دادند و این به نیکی نشان می دهد که آن حضرت (ع) به حسب جنگ با دشمن حتی دشمن مشرک، حیای و شرم را ترک نمی کردند.

۳- وقتی اطرافیان امام علی(ع) از نکشتن ابوسعد پرسیدند یکی از مطالبی که ایشان فرمودند این بود که: «دانستم خداوند او را قطعا خواهد کشت» و این پیشگویی محقق شد و در همان جنگ به دست دیگری به قتل رسید و این روایت، پیشگویی و خبر دادن غیبی امام علی(ع) از آینده  و اتصال ایشان به علم الهی را نمودار می سازد.

۴- منافقان و مسلمان نماهایی چون «عمرو عاص» و «بُسر» نیز حرکت زشت و شنیع «آلت نمایی» را در میدان نبرد در مقابل امیر مومنان(ع)انجام دادند و باز امام علی(ع) در سیره و رفتار پسندیده خود هیچ تغییری انجام ندادند و از شرم و حیا این دو تن را به هلاکت نرساندند. شاید حقارت آن دو در اثر ارتکاب این عمل ناپسند چه در آن ایام جنگ و چه به حسب ثبت و ضبط در تاریخ برای آنان از صدها بار کشته شدن بدتر باشد.

۵- عمل ننگین آلت نمایی در میدان نبرد بر اساس تواریخ اسلامی، بیشتر در برابر امام علی(ع)  صورت گرفته است که خود نشان از مهابت و رعب آن حضرت(ع) در دل بدکردان در کارزار دارد و این مساله ای نیست که  تنها تاریخ نگاران شیعه به آن اشاره کرده باشند بلکه عمدتا تاریخ نگاران اهل سنت به آن اشاره نموده اند که این خود فضیلتی بزرگ برای آن حضرت(ع) محسوب می شود زیرا به قول شاعر: «خوشتر آن باشد که سِرّ دلبران گفته آید در حدیث دیگران»

۶- از وقایع و گزاره های تاریخیِ یاد شده، جنگاوری و مهارت امام علی(ع) در صحنه کارزار استفاده می شود که برخی از دشمنان ایشان در لحظه ای که خود را در ورطه هلاکت می دیدند، راهی جز  استمداد از آلت تناسلی خود و سپس حیای امام علی(ع) نداشتند. دشمنانی که خودشان از شمشیر زنان و جنگاوران بزرگ عرصه های نبرد بودند.

۷- شخصیت هایی همچون: «عمرو عاص» و «بُسر» نمونه هایی عبرت آموز از افراد حقیر و فرو مایه ای هستند که هم در برابر «منطق متعالی» و هم در برابر «شمشیر عدالت خواه» حضرت علی(ع) کاری جز بی شرمی و زبونی انجام ندادند.

۸- هوش و درایت  بالای امام علی(ع) در جنگ صفین، زمانی بروز نمود که مُخارِق، چند تن از اصحاب ایشان را شهید نمود و عورت های ایشان را جهت تحقیر و تضعیف روحیه سپاهیان امیر مومنان(ع) آشکار نمود، در آن هنگامه حضرت برای بازگرداندن روحیه دلاوری و جنگاوری به سپاه خود، به شخصه و به صورت ناشناس وارد کارزار شدند و مخارق و حدود هفت، هشت نفر از سپاهیان معاویه را در پی او به هلاکت رساندند تا از تاثیر منفی کار ناجوانمردانه او بر سپاه خویش جلوگیری نمایند.

۹- عدم توجه و رغبت امام علی(ع) به مال دنیا از اتفاقی که در جنگ خندق برای ایشان افتاد برای همگان به اثبات می رسد، آنجا که زره عمرو بن عبدود را به جهت این که احتمال داشته عورت او آشکار شود، اگر چه بهترین و مجلل ترین زره در بین عرب بود از تن وی جدا ننمودند.

۱۰- از  روایت های تاریخی یاد شده، احترام امام علی(ع) حتی به دشمن خود احساس می شود مثلا به جهت آبرو داری در برابر ابو سعد بن ابی طلحه و همین طور عمرو بن عبدود از الفاظی استفاده می کنند که مساله آلت نمایی یا آشکار شدن آلت آنان را به نوعی توجیه نمایند مثلا برای اولی از لفظ «خویشاوندی» و برای دومی از لفظ «پسر عمو» استفاده می نمایند. از سوی دیگر همین امرکه ایشان افرادی را که عورت خود را آشکار می نمودند به قتل نمی رساندند به نوعی احترام به شخصیت و حریم خصوصی آنان بوده است.

۱۱- حیا وآزرم امام علی(ع) چنان با عظمت بوده است که حتی اگر خود «عمرو بن عبد ود» نیز کشف عورت نکرده باشد، ایشان زره و لباس جنگی وی را از بیم این که مبادا او کشف عورت شود از بدن وی خارج نساختند، هر چند زره عمرو بهترین زره در میان عرب بود و از سوی دیگر ایشان چنان در قله رفیع حیا و جوانمردی قرار داشتند که بر خلاف رفتار زشت و ناپسند مُخارق از لشگریان معاویه که عورت ها و آلت های تناسلی یاران امام علی(ع) را بعد از شهادت به جهت تحقیر و تضعیف روحیه نمایان می ساخت، حتی بعد از کشتن خود او و هشت نفر  دیگر از سپاهیان معاویه، هیچگاه عورت های آنان را آشکار نساخت. چنان که از صاحب کتاب «فُتوح» آوردیم، پس از این که امام علی(ع)، مُخارِق را کشت، «لم یکشف عورته‏» (حضرت علی(ع)، عورت و آلت تناسلی، مخارق را به هیچ وجه آشکارنکرد) و همین طور هفت، هشت نفری را هم که بعد از او به هلاکت رساندند، روایت شده که: «لا یکشف عوراتهم»(حضرت علی (ع)، آلت های تناسلی آنان را  هیچگاه آشکار ننمود.)

در اینجا است که تفاوت «اسلام راستین» و «اسلام اُمَوی» برای هر صاحب خردی به خوبی مشخص می شود. جوانمردی، حیا و به طور کل پایبندی امیر مومنان(ع) به اصول اخلاقی و اسلامی، هیچگاه او را وادار نساخت که همان عمل زشت مخارق را تکرار نماید بلکه  هیچکدام از آن کشتگان را  در مقام انتقام و مقابله به مثل، لخت ننمود و آلت های آنان را آشکار نکرد که این خود درس بزرگی از منش الهی و روش انسانی امام علی(ع) هم برای سپاهیان خود، هم برای سپاهیان مسلمان نمایِ لشگر معاویه و هم برای همه ما به عنوان پیروان و آیندگان ایشان به شمار می رود. به هر روی همین رفتارها و کردارهای پسندیده و نیکوی امام علی(ع) در زمینه های مختلف به خصوص در موقعیت اضطراری نبرد بوده است که ایشان را به عنوان شخصیتی محبوب برای همه دوران ها و نمونه کاملی از تقوا و اخلاق مداری برای صاحبان خِرَد قرار داده است.

پی نوشت

[۱]السیره النبویه، ج۲، ص۷۳/[۲]انساب الاشراف، ج۱، ص۳۳۴٫، وفاء الوفاء، ج۱، ص۲۲۶٫/[۳] الاکتفاء، ج۱،ص۳۷۶٫) البدایه و النهایه ج ۴ ص ۲۰، وفاء الوفاء، ج۱، ص۲۲۶،سبل الهدی ج ۴ ص ۱۹۴/[۴] المستدرک الصحیحین، ج ۳،ص ۳۴/[۵] البدایه و النهایه، ج۴،ص ۱۰۷ /[۶]تسلیه المجالس، ج۱،ص ۳۳۶، احقاق الحق،ج۳۲،ص ۳۷۳/[۷] البدایه و النهایه، ج۴، ص ۱۰۷/[۸] مناقب آل ابی طالب، ج ۲ ص  ۱۱۸، کشف الغمه، ج ۱ ص ۲۰۵، کشف الیقین، ص ۱۳۴/[۹] تفسیر القمی، ج ۲ ص ۱۸۴/[۱۰] انساب الاشراف، ج۱، ص۴۵۰، المستدرک علی الصحیحین، ج ۴،ص ۴۱/[۱۱] الطبقات الکبری ج ۸، ص ۱۸۱/[۱۲] تفسیر القمی، ج۲، ص ۳۱۹/[۱۳]تفسیر القمی، ج۲،ص ۳۱۹/ [۱۴] همان، ج۲، ص۹۹/ [۱۵] انساب الاشراف، ج۱، ص۴۵۰٫/[۱۶] همان، ج۱، ص۴۵۰/[۱۷] المستدرک علی الصحیحین، ج۴، ص ۴۱/[۱۸] الاستیعاب، ج۴، ص۱۹۱۲/[ [۱۹] تفسیر القمی، ج۲، ص ۹۹/[۲۰] تفسیر القمی، ج۲ص۳۱۹/[۲۱] وقعهصفین، ص ۴۰۶/[۲۲] مروج الذهب، ج ۳، ص ۲۰/[۲۳] وقعهصفین، ص ۴۰۷، شرح نهج البلاغه لابن ابی الحدید ج ۸، ص ۹۶/[۲۴]الفتوح، ج۴، ص۲۳۸/[۲۵]الاستیعاب، ج۱،ص ۱۶۰/[۲۶]همان،ج۱،ص ۱۶۴/[۲۷]الفتوح، ج۳،ص۱۰۵/ [۲۸] همان،ج۳،ص۱۰۵٫/[۲۹] الاستیعاب، ج ۱،ص ۱۶۵٫)/[۳۰] الفتوح، ج ۳، ص ۱۱۱/ [۳۱] الکامل، ج ۱۲ ، ص ۲۴۲/ [۳۲] الطرائف،ج۲،ص۴۱۵٫

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , ,

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


شرکت قارچ یکتای سپاهان بزرگترین تولید کننده در صنعت قارچ ایران
شرکت قارچ یکتای سپاهان بزرگترین تولید کننده در صنعت قارچ ایران
موسسه انشا؛ مشاوره خانواده، مشاوره تحصیلی، طب اسلامی، تربیت فرزند 34468558
موسسه انشا؛ مشاوره خانواده، مشاوره تحصیلی، طب اسلامی، تربیت فرزند 34468558
شفاف (شبکه فعالان انقلابی فضای مجازی)
شفاف (شبکه فعالان انقلابی فضای مجازی)
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715