شنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۹
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۱۳:۱۷ - ۱۳۹۸/۰۹/۱۶

مصاحبه جکی بالارد با روزنامه ایندیپندنت؛

آیا زنان، در ایران آزادی بیشتری دارند یا در بریتانیا؟!

از شما می‌خواهم که لحظه ­ای پیش­فرض ­ها و تصورات غلط خود را کنار بگذارید و ببینید که کدام زن آزادی بیشتری دارد؟ زنی که می‌تواند زندگی خود را در مکان‌های عمومی بدون آزار و اذیت و هرگونه متلک انداختن یا دست­‌درازی جنسی بگذراند؟ یا زنی که در مورد توانمندی‌های شغلی او با توجه به اندازه و هیکلش قضاوت کنند؟

ندای اصفهان- مترجم: حمید موسی رضایی

مصاحبه جکی بالارد با روزنامه ایندیپندنت[1] در 12 اوت 2001

جکی بالارد (روزنامه نگار زن و عضو سابق پارلمان انگلستان) سفر خود به ایران را اینگونه توصیف می کند:

«فکر کنم خیلی بد باشد؛ مثلاً چیزی مثل عراق یا افغانستان». این واکنش معمول خیلی از دوستان بود وقتی که پس از از دست دادن جایگاهم در انتخابات، به آن‌ها گفتم که برای تعطیلات و تجدید روحیه به ایران سفر می‌کنم.

بعد از یک ماه دوری از خانه، از سفری آرام و شاد بازگشتم؛ اما آنچه بسیاری از مردم فکر می‌کردند این بود که چگونه یک زن لیبرال انگلیسی می‌تواند در یک کشوری راحت باشد که در آن زنان ـ خارج از خانه‌های خود ـ مجبور هستند بدن و موهای خود را با پوشش کامل چادر و یا مانتو و روسری بپوشانند.

ایران ممکن است از لحاظ جغرافیایی به عراق و افغانستان نزدیک باشد، اما از جنبه‌های دیگر میلیون‌ها مایْل با این دو فاصله دارد. آنجا دموکراسی حاکم است، نه اینکه یک دیکتاتور دیوانه بر آن حکومت کند. زن‌ها مجاز به رانندگی، فعالیت در مشاغل مختلف و مختلط با مردان و داشتن اموال شخصی هستند. دانشگاه‌ها مختلط بوده و نیمی از دانشجوها زن هستند.

همه این‌ها را قبل از اینکه برای اولین بار در سال گذشته به این کشور سفر کنم، می‌دانستم، اما هنوز مشکل روانی بزرگی در مورد پوشیدن لباس اسلامی داشتم. پوشیدن کت زیاد سخت نبود ـ هر چه باشد خودم در انگلیس کت می‌پوشیدم. من معمولاً شلوار معمولی یا شلوار جین می‌پوشم؛ بنابراین پاهایم به ندرت در معرض دید قرار می‌گیرند. اما روسری؟! بی‌خیال! روسری را در نهایت شاید وِرا دوک­وُرث[2] در خیابان کورنِیشِن[3]، آن هم به عنوان یک وسیله آرایشی از مد افتاده، برای پوشاندن موهای فرفری ­اش[4] بپوشد.

این بدان معنی نیست که خیلی به مد اهمیت می‌دهم یا در مورد تصویرم [در اجتماع] نگران هستم. در واقع مشکل من این بود که به من می‌گفتند (دستور می‌دادند) چه چیزی باید در منظر عموم بپوشم و اینکه قادر نبودم شخصیت و یا حتی جنسیت خودم را ابراز کنم. ممکن است بگویید آخر محض رضای خدا، زن میان‌سال چاقی مثل تو، چرا اصلاً باید درباره مسائل جنسیتی نگران باشد؟ این چیزی بود که خود من می‌خواستم در خیابان تونتون[5] آن را زیر پا بگذارم، پس چرا حالا در تهران دچار آن شده‌ام؟ آیا من نیز در طول این سال‌ها با بمبارانِ تصاویر رسانه‌ای و زنان جذاب شستشوی مغزی شده‌ام؟ (حتی شمارۀ ماهِ گذشتۀ مجله وُگ[6]، پر بود از زنان با بالاتنه برهنه)

واقعاً نمی‌دانستم در ایران درباره من ـ به عنوان یک فرد با افکار و نظرات مخصوص خودم ـ درحالی‌که «اونیفورم جمعیت» را پوشیده‌ام، چه فکری می‌کنند. اما فقط چند بازدید در ایران کافی بود تا دیدگاهم به طرز چشمگیری عوض شود.

زنان در ایران شبیه همدیگر نیستند. آنجا هم ـ مثل هرجایی دیگر در دنیا ـ زنان چاق، لاغر، زشت و زیبا پیدا می‌شود. آن‌ها مانتوهایی در رنگ‌ها و طول‌های مختلف می‌پوشند و حتی روسری‌ها ـ وقتی جسورانه تمام سر، غیر صورت را پوشانده‌اند ـ می‌توانند بیانگر نوع سلیقه و شخصیت فردی زنان باشند. شما هنگامی‌که هیکل یک زن خیلی واضح نیست و برجستگی‌های بدن او در معرض دید نیست، متوجه و قدردان چهره او ـ و بیشتر از همه چشمان او ـ می‌شوید.

چادر واکنشی در برابر ماتریالیسم غربی و نمادی از ارزش‌های اسلامی بود. ایران از سال 1979 خیلی تغییر کرده است و زنان حد و مرزهای این لباس نمادین را خیلی جابجا کرده‌اند. در هرکدام از بازدیدهایم، زنان زیادی را با آرایش‌های غلیظ دیدم و بسیاری از آن‌ها مانتوهای کوتاهی بر روی شلوار پوشیده بودند. اما هرگز ندیدم پلیس کسی را متوقف یا بازداشت کند.

وقتی چند سال پیش در اُردن، یک کارگاه آموزشی برای زنان انجام می ­دادم، متوجه شدم که زنان [به دو دسته تقسیم می‌شدند:] برخی لباس‌های غربی و برخی چادر می‌پوشند. در اردن هیچ اجباری درباره [نوع] لباس وجود ندارد؛ بنابراین از زنان جوان آنجا پرسیدم: چرا آن‌ها تصمیم گرفتند خود را بپوشانند؟ این پاسخ برای کسی که The Female Eunuch[7] و آثار Betty Friedan[8] را مطالعه کرده است، جواب شگفت ­انگیزی بود. آن‌ها گفتند که این کار باعث می‌شود احساس آزادی کنند. آن‌ها با چادر، حس می‌کنند که در موردشان به عنوان [مثلاً] یک سرپرست بیمارستان یا مدیر مدرسه قضاوت می‌شود و در تقسیم‌بندی «زنان جذاب و غیر جذاب» قرار نمی‌گیرند و به چشم اشیای جنسی یا زنان شرور به آن‌ها نگاه نمی‌شود.

نمی‌دانم اینجا رسانه با کسی مثل اَن ویدکمب[9] و یا بلرز بِبه[10] چگونه رفتار می‌کند اگر تمام زنان پارلمان یونیفرمی مانند چادر بپوشند. شاید در این صورت زنان پارلمان خیلی جدی‌تر به عنوان یک سیاستمدار حرفه‌ای قلمداد شوند؛ نه [مثلاً] به عنوان یک زن چاق یا لاغر در لباس صورتی یا خاکستری. اگر این‌طور بود شاید من توسط یکی از روزنامه‌نگاران بذله ­گو به عنوان «چهره‌ای خوب برای رادیو» توصیف نمی‌شدم و یا آپرن ووه[11] اظهار نمی‌داشت که «من بیش از حد چاق هستم که بخواهم یک نماینده مجلس باشم».

من می‌توانم خوانندگان آزادیخواه این روزنامه ـ چه مرد و چه زن ـ را تصور کنم که با خود می‌گویند: «حداقل در بریتانیا زنان می‌توانند انتخاب کنند چه لباس‌هایی را بپوشند، اما در ایران آزادی زنان نادیده گرفته می‌شود.» این حرف درست است؛ اما من از شما می‌خواهم که لحظه ­ای پیش­فرض ­ها و تصورات غلط خود را کنار بگذارید و ببینید که کدام زن آزادی بیشتری دارد؟ زنی که می‌تواند زندگی خود را در مکان‌های عمومی بدون آزار و اذیت و بدون هرگونه متلک انداختن یا دست­‌درازی جنسی بگذراند؟ یا زنی که در مورد توانمندی‌های شغلی او با توجه به اندازه و هیکلش قضاوت کنند؟

[آیا زنی آزاد است که] با قرار دادن تصاویر نیمه برهنه زنان در روزنامه‌ها یا در کنار اتومبیل‌ها برای فروش بیشتر، هر روز به او توهین شود؟ [آیا زنی آزاد است که] خود را تسلیم بیماری‌هایی همچون کم­اشتهایی[12]، جوعِ بقر[13] یا حتی جراحی‌های پلاستیک می‌کند تا بتواند خود را به استاندارد سایز لب و بدن غربی برساند؟

شاید وقت آن رسیده که ما به مفهوم آزادی نگاهی دوباره بیندازیم؛ چنانچه من نیز دیدگاهم را درباره آزادی­بخشی و آزادی و آزادی­خواهی[14] تغییر داده‌ام.

حمید موسی رضایی- مترجم و پژوهشگر

پی نوشت

[1] The Independent

https://www.independent.co.uk/voices/commentators/jackie-ballard-do-women-have-more-freedom-in-iran-or-britain-5363827.html

[2] Vera Duckworth

[3] Coronation

[4] ترجمه تحت‌اللفظی: برای پوشاندن بیگودی‌هایی که به موهایش زده

[5] Taunton High Street

[6] وُگ (به فرانسوی: Vogue) نخستین مجلهٔ مصور ویژه مد و شیوه زندگی و یکی از مجلات مشهور مد در جهان است.

[7] «خواجه مونث» (۱۹۷۰)، عنوان کتابی از ژرماین گریر (Germaine Greer) است که به عنوان یکی از مهم‌ترین متون در جنبش فمینیسم و کتابی پرفروش‌تر در سطح بین‌المللی است و به ۱۱ زبان ترجمه شده است.

[8] بتی فریدان نویسنده و فعال اجتماعی فمینیست آمریکایی بود. فریدان از پایه‌گذاران موج دوم جنبش زنان در آمریکا است.

[9] Ann Widdecombe: خانم سیاستمدار انگلیسی

[10] Blair Babe: این اصطلاح گاهی اوقات به 101 عضو زن پارلمان از حزب کارگر گفته می‌شود که در انتخابات عمومی بریتانیا در سال 1997 به پیروزی رسیدند.

[11] Auberon Waugh

[12] anorexia

[13] bulimia

[14] liberation, liberty and liberalism

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , ,

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


موسسه انشا؛ مشاوره خانواده، مشاوره تحصیلی، طب اسلامی، تربیت فرزند 34468558
موسسه انشا؛ مشاوره خانواده، مشاوره تحصیلی، طب اسلامی، تربیت فرزند 34468558
شفاف (شبکه فعالان انقلابی فضای مجازی)
شفاف (شبکه فعالان انقلابی فضای مجازی)
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715