یکشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۸
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۱۲:۴۶ - ۱۳۹۸/۰۸/۲۳

 گفتگو با سید زهیر مجاهد فعال رسانه ای فاطمیون و طلبه هنرمند

برای پیشرفت گفتمان اسلامی در منطقه، ناگزیریم که از زبان هنر استفاده کنیم

شما دنبال هرچیزی بروید فقط طیف خاصی آن را دنبال می‌کند. اما هنر همه را درگیر خود می‌کند. عکس چیزی است که همه از آن لذت می‌برند. همه از توقف زمان...

ندای اصفهان-معصومه حلیمی

شاید دیدن یک روحانی پشت دوربین فیلمبرداری کمی عجیب به نظر برسد، اما باید بگویم که در سال‌های اخیر طلبه‌های زیادی دست به کار شدند و می‌خواهند حرفهایشان را این بار به جای منبر داخل فیلم‌ها و مستندهایشان بزنند تا صدایشان را مخاطبان بیشتری بشنود. از این رو سراغ «سید زهیر مجاهد» روحانی فعال در حوزه مستندسازی رفتم. روحانی خوش ذوقی که علاوه بر تحصیلات حوزوی کارشناسی کارگردانی تلویزیون دارد و در حال حاضر دانشجوی کارشناسی ارشد علوم و تفسیر قرآن از دانشگاه جامعه المصطفی است.

***

 ندای اصفهان: می خواهیم از زبان خودتان بشنویم سید زهیر مجاهد کیست و چطور شد که به سمت فیلمسازی و عکاسی روی آوردید؟

– متولد ۱۶ بهمن ۱۳۶۲ در فریمان زادگاه شهید مطهری هستم. قبل از انقلاب، پدربزرگم وارد ایران شدند و برای درس به نجف رفتند و سپس به ایران بازگشتند. من نسل سوم خانواده هستم. حتی قبر مادربزرگم در فریمان است. با این وجود ما سال ها از داشتن یک مدرک شناسایی محروم بودیم و در حسرت یک مدرک شناسایی معتبر سوختیم. آرزوی اینکه مثل سایر بچه ها در پشت نیمکت بنشینم و درس بخوانم در دلم ماند. در فریمان تا کلاس چهارم بیشتر نتوانستم درس بخوانم؛ طی بخشنامه ای که از آموزش و پرورش شد، به خاطر نداشتن مدرک از مدرسه اخراج شدم و از تحصیل محروم.

ضمن اینکه پدرم یک فرد بسیار فعال بودند، استاد حوزه بودند و در جهاد سازندگی و کمیته امداد فعالیت می کردند و حتی سمت داشتند. در دهه شصت و اوایل دهه هفتاد خیلی بحث افغانستانی و ایرانی مطرح نبود. نگاه، یک نگاه انقلابی بود. وقتی نظام منجسم تر شد و بحث مدرک شناسایی پیش آمد، پدرم از سمتش انصراف داد و من هم به جای تحصیل، روی به سمت کارهای آزاد آوردم.

ندای اصفهان: چه زمانی روحانی شدید؟ 

– خاندان ما همه روحانی و اهل بحث بودند. حوزه علمیه از کودکی محل بازی من بود و من در آنجا بزرگ شدم. همین شد که گهگاه کنار طلاب هم می‌نشستم. برای همین نمی‌دانم دقیقا از چه زمانی طلبه شدم. سطوح را از همان کودکی آموختم. اساتیدم پدرم و آقای مرتضوی و سایر عزیزان بودند. در حوزه های آزاد درس می خواندم. در سطوح مثل درس رسائل و مکاسب کوچکترین فرد کلاس بودم. همه طلاب تعجب می کردند و می پرسیدند: چطور ذهن شما می کشد؟ تا خارج فقه پیش رفتم.

سال ۸۲ که طالبان سقوط کرد و کشورم به امنیت نسبی دست پیدا کرد، به کشور بازگشتم. تلاش کردم از اندوخته های علمی ام برای مردم جنگ زده شهر و دیارم استفاده کنم؛ اما با وجود تلاش های مکرر چندان موفق نشدم. گذرنامه گرفتم و به ایران بازگشتم. در ایران گذرنامه ام تمدید نشد و به سمت کلاس های هنری و زبان انگلیسی روی آوردم. مدتی از بحث و حوزه فاصله گرفتم تا اینکه در سال ۸۵ اطلاعیه جامعه المصطفی که آن زمان اسمش مرکز جهانی بود، نظرم را جلب کرد. در این اطلاعیه، جامعه المصطفی از عموم طلاب کشورهای مختلف دعوت به عمل  آورده بود تا اطلاعات حوزوی شان را محک بزند. در امتحان شرکت کردم و با نمره خوب قبول شدم. به همان گذرنامه سوخته ام مهر اقامت خورد و طلبه رسمی جامعه المصطفی شدم.

ندای اصفهان: تا جاییکه می دانیم حداقل مدرک مورد پذیرش جامعه المصطفی دیپلم است، چطور شد که شما را با مدرک ابتدایی پذیرفتند؟

– آن زمان جامعه المصطفی به گستردگی امروز نبود. براساس اطلاعات حوزوی می پذیرفتند. در ضمن اینکه من همزمان با تحصیلات حوزوی در مدرسه شبانه مشغول به تحصیل شدم. در عرض سه سال موفق به اخذ دیپلم شدم و با همکاری جامعه المصطفی وارد دانشکده صدا و سیما شدم و کارگردانی تلویزیون خواندم.

ندای اصفهان: چه چیزی شما را به سمت کارگردانی سوق داد؟

– از کودکی علاقه بسیار زیادی به عکاسی داشتم. یادم می‌آید نگاتیو عکس می‌گرفتم و دوربین‌های بعضی از دوستان را می‌گرفتم تا اجازه عکاسی به من بدهند. آن موقع‌ها که به سن و سال ما دوربین نمی‌دادند؛ اما وقتی نگاتیو می‌خریدیم چند فریم سهم داشتیم. به عکاسی یک عشق ذاتی دارم. از دوران نوجوانی به عکاسی علاقه پیدا کردم و با وجود مشکلات خیلی زیاد عکاسی می‌کردم.

کلاس می‌رفتم؛ یک دوربین فوجی داشتم که آن را هم با کلی مشکلات گرفتم. هم در حوزه درس می‌خواندم و هم عکاسی را جدی دنبال می کردم. حدود هفت سال قبل بستری برای مستندسازی فراهم شد که نتوانستم از آن بگذرم. معمولا در مستندسازی چیزهایی می‌شود بیان‌کرد که در عکاسی نمی‌شود. ماجرای مستندسازی من از سال ٨۵ شروع شد. چند سال قبل موضوع «کاروان راهیان نور» پیش آمد و من برای اولین‌بار مشرف شدم به منطقه جنگی جنوب ایران و تنها کسی که هندیکم داشت من بودم.

یکی از دوستانم به من گفت: نمی‌خواهم تفریحی فیلم بگیری؛ می‌خواهم این سفر را به‌جای اینکه بنویسیم، از نگاه دوربین تو باشد. به او گفتم: تو سوژه من باش و تمام مناطق را می‌رویم و… وقتی برگشتیم شروع کردم به چیدن کنار هم فیلم‌ها. یک مستند ۵٠ دقیقه‌ای شد که اسمش را گذاشتیم «مدرسه عشق از نگاه یک طلبه». این فیلم را به چندجا تقدیم کردیم. این اولین‌کار جدی من بود.

از این فیلم در جشنواره‌های طلبه‌ای تقدیر شد. از اینجا مسیرم از عکاسی به فیلم‌سازی تغییر کرد. تهیه این مستند مصادف شد با سال ٨٧ که در جامعه‌المصطفی تدریس هم می‌کردم. در قالب یک تعامل و همفکری و تفاهم‌نامه با صداوسیما قرار شد تعدادی از طلبه‌ها را برای فیلم و مستندسازی آموزش بدهیم. حدود ١٠٠ نفر ثبت‌نام کردند که در نهایت ٣٠ نفر انتخاب و با هماهنگی صداوسیما دوره‌های آموزشی را شروع کردیم.

 ندای اصفهان: خروجی کلاس تان چند نفر بود و کار عملی هم در این زمینه داشتید؟

– خروجی کلاس ۳۰ نفره، هشت‌نفر شد که با این هشت‌نفر شروع به یک کار جدید کردیم.
سال ٩٢ باخبر شدیم در هرات یک شبکه تلویزیونی به‌راه‌ افتاده‌ است. افتتاحیه آن نیمه‌شعبان بود که با پخش آزمایشی شروع می ‌شد. برای ماه رمضان طرحی را به آن شبکه ارائه دادیم که شبیه برنامه «ماه‌عسل» بود.

 ندای اصفهان: طرح تان را پذیرفتند؟

– چون شبکه شان نوپا بود، با اکراه و ترس قبول کردند. با وجود اینکه یک شبکه آزمایشی و تازه‌ تأسیس بود، بینندگان قابل توجهی را جذب کرد. این برنامه پلی شد به سمت ساخت یک مستند که سال ها در سخنرانی هایم تلاش کرده بودم این موضوع را گوشزد کنم و نتیجه نگرفته بودم. نام مستند «صدف شکسته» بود با موضوع بررسی وضعیت حجاب در افغانستان بعد از ورود آمریکا و متحدانش در ١٢ سال اخیر.

حرف مستند این بود که مردم متوجه این حرکت نرم و زیرپوستی نیستند که فرهنگ اصیلشان رفته‌رفته درحال کمرنگ‌شدن و ازبین‌رفتن است.

ندای اصفهان: بعد از تهیه این مستند، سراغ چه کاری رفتید؟

– اربعین سال ٩٢ وقتی به کربلا مشرف شدیم عده ای از طلبه های چینی همراه ما بودند که تازه شیعه شده بودند. حرف ها و رفتارهایشان جالب بود، باعث شد که مستندی از این دوستان تهیه کنیم. جنگ‌های سوریه و ورود تیپ فاطمیون که پیش آمد، کل انرژی و هدف‌گذاری ما به این سمت تغییر کرد و تمام تلاش را انجام دادیم که بتوانیم از این ظرفیتی که به‌وجود آمد، استفاده کنیم. موضوع سوریه و مقاومت مخصوصا تیپ فاطمیون که خیلی‌خوب ظاهر شد، باید از لحاظ رسانه‌ای پوشش خوبی می‌دادیم.

ندای اصفهان: فیلم و عکس از چه طریق تهیه می کردید؟ خودتان عازم سوریه شدید؟

– اوایل از طریق رزمنده‌ها؛ خود رزمنده‌ها برای ما فیلم می‌گرفتند و می فرستادند. اوایل سال ۹۴ وقتی مسئولین لشکر فاطمیون، کارهای ما را دیدند از ما دعوت کردند و به سرپرستی تیم رسانه ای فاطمیون انتخاب شدیم، سپس با همکاری المصطفی به سوریه اعزام شدیم. صحنه های ناب و بکر بسیار زیادی به تصویر کشیدیم. از دل این عکس ها و فیلم ها، حدود ۳۰ مستند در شبکه های مختلف صدا و سیما روی آنتن رفت و خبر از رشادت ها و دلاوری های لشکر فاطمیون داد.

ندای اصفهان: به نظرتان هنر چه تاثیری در تبلیغ دین دارد؟

– شما دنبال هرچیزی بروید فقط طیف خاصی آن را دنبال می‌کند. اما هنر همه را درگیر خود می‌کند. عکس چیزی است که همه از آن لذت می‌برند. همه از توقف زمان در یک عکس برداشت خودشان را دارند که با هم متفاوت است. کسی خالی از برداشت از کنار آن عکس رد نمی‌شود. مستند و فیلم هم همینطور است. کسی فیلم مرا می‌بیند نگاه نمی‌کند که چه کسی این حرف را به من می‌زند که حالا روحانی یا غیر روحانی باشد، اما من اگر درجامعه بخواهم با این شکل و شمایل صحبت کنم قطعا عده‌ای با توجه به پیش فرض‌هایی که دارند موضع می‌گیرند و بعد گوش می‌دهند. اما در هنر می‌توانید خارج از همه این پیش زمینه‌ها مطلبتان را ارائه دهید.

به من نظر من اگر می‌خواهیم گفتمان اسلامی ما در منطقه پیشرفت کند ناگزیریم که از زبان هنر استفاده کنیم.

ندای اصفهان: در شبکه های مجازی چه فعالیت هایی دارید؟

– فضای مجازی دریچه‌ای به یک جهان جدید است. اگر از آن غافل شویم از بخش بزرگی غافل شده‌ایم. در این میدان اگر نباشی جایت خالی نمی‌ماند. جای تو را کس دیگری پر می‌کند. اگر طلبه‌های دلسوز حضور پیدا نکنند؛ عده‌ای می‌آیند و ضدارزش را تبلیغ می‌کنند. خیلی خوب است که طلبه‌های دلسوز و آنهایی که فکر می‌کنند حرفی برای گفتن دارند در فضای مجازی حضور پیدا کنند. بحمدلله کانال ها و صفحه های گوناگونی داریم و استقبال هم بد نیست.

ندای اصفهان: از پیوندی که بین هنر و حوزه برقرار نمودید، راضی هستید؟ بازخورد اطرافیان چطور بوده است؟

– با من برخوردهای زیادی شد. حتی نزدیکانم به من گفتند حیف تو به عنوان یک روحانی نیست؟ چرا به سمت این کارها می‌روی؟ اما چیزی که من از آیات قرآن برداشت می‌کنم این است که فرموده باید به زبان روز و آن قوم با مردم صحبت کنید. آنقدر در زمان قدیم متوقف شدیم که عده‌ای به ما خرده می‌گیرند که اسلام شما عقب مانده‌است. در صورتی که اسلام عقب نیست، این ما هستیم که در گذشته توقف کرده‌ایم. کنایه‌های زیادی به من شده که من هیچ‌کدام را جدی نمی‌گیرم و فعالیت‌هایم را ادامه می‌دهم.

ندای اصفهان: چه  کسی یا چه کسانی بیشترین سهم را در حمایت از شما داشتند؟

– نقش جامعه المصطفی را در رشد خودم انکارناپذیر می دانم. جامعه المصطفی سکوی پرشم بود، به سمت تحقق آرزوهایم. جامعه المصطفی باعث شد که بعد از بیست سال صاحب مدرک شوم. شاید داشتن یک مدرک شناسایی برای خیلی ها یک امر عادی باشد؛ اما برای من که سال ها در حسرت کارت شناسایی سوختم این یک امتیاز بسیار بزرگ بود. جامعه المصطفی حق بزرگی بر گردن ما دارد، بسترهای زیادی برای کارهای فرهنگی برایم ایجاد کردند. در آموزش ما، در مسیر ما نقش بسیار مهمی داشتند. بسترهایی که خود جامعه المصطفی برای فراهم کرده اند مثل مرکز آموزش بیان فرصت فوق العاده برای من وامثال من بود.

ندای اصفهان: در حال حاضر مشغول چه کاری هستید؟

– در حال حاضر در محوریت یک امر به طور جدی فعالیت می کنیم: مهاجرین افغانستان. چه آن هایی که در خود افغانستان هستند، چه کسانی که در بیرون مرزهای این کشور هستند. بارها همه جا بیان کرده ام، این ظرفیت هنوز ناشناخته و مغفول باقی مانده. مردم افغانستان همیشه دوشادوش انقلاب اسلامی حرکت کرده اند. اگر دهه چهل را بررسی کنید، می بینید که نقش ویژه ای در انتقال اطلاعیه های حضرت امام (ره) داشتند. دهه پنجاه هم باز به حمایت از پیروزی انقلاب برخاستند.

در دهه شصت چند هزار شهید افغانستان تقدیم ایران کرد. در دهه هفتاد که ناامنی های متعدد در شرق کشور شروع شد، گروه های متعددی از مردم انقلابی افغانستان عازم شرق کشور شدند. در دهه هفتاد و هشتاد در بازسازی کشور سهم بسزایی داشتند. بالاخره این ظرفیت در دهه نود دوباره به حمایت از جمهوری اسلامی به میدان آمد و تاکنون با تقدیم سه هزار شهید و هفت هزار جانباز صفحه دیگری بر تاریخ این کشور اضافه کرد.

بیان این موارد را به هر شکل ممکن، چه ساخت مستند، ساخت انیمیشن، تولید کتاب و کارهای گرافیکی و… وظیفه خود می دانیم. دوست دارم روزی برسد که مردم ایران به افغانستان و مردمش با نگاه فرصت بنگرند، نه تهدید. امیدوارم پیرو گفته حضرت آقا مبنی بر اینکه: حوزه هنری ایران باید به میدان بیاید و جانفشانی مردم افغانستان را به تصویر بکشد، ظرفیت عظیم این مردم را بشناسند. البته ما داریم تمام تلاشمان را می کنیم تا این گفته را تحقق ببخشیم.

پی نوشت:

در تهیه این متن از روزنامه شهرآرا، ۲۲ آذرماه ۱۳۹۴ نیز استفاده شده است.

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , , ,

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


شفاف (شبکه فعالان انقلابی فضای مجازی)
شفاف (شبکه فعالان انقلابی فضای مجازی)
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
اصفهان شرق
اصفهان شرق
وعده صادق
وعده صادق