شنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۸
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۱۱:۵۲ - ۱۳۹۸/۰۶/۲۵

نگاهی به مسابقه عصر جدید: تلنت‌های ایرانی، فرصت‌ها و تهدیدها

این مسابقات با اقبال عمومی روبرو شد و در جذب بیننده موفق بود، اما با وجود تبلیغات تهیه‌کنندگان برنامه‌ها و مدیران سازمان، ایرادها و انتقاداتی جدی نیز بر این گونه برنامه‌ها وارد شده است. در این نوشتار مروری بر دیدگاه‌های مطرح شده در فضای مجازی در مورد این قبیل مسابقات داریم

ندای اصفهان- مهدی ساغری زاده

درآمد: دهه شصت تلویزیون ایران میزبان «نام‌ها و نشانه‌ها» بود، رضا معینی با صدایی گرم و مسلط، اما اتو کشیده و رسمی اجرای این مسابقه هفتگی را بر عهده داشت.

دهه هفتاد منوچهر نوذری به میدان آمد، «مسابقه هفته» با او جان گرفت و حتی تکیه کلام‌هایش بر سر زبان‌ها افتاد. کودکان و نوجوانان هم با «مسابقه محله» دلخوش بودند. بعدها «راز سیب» با آن که کپی یک مسابقه خارجی بود، طرفداران زیادی پیدا کرد. «سیمرغ» و «مردان آهنین» هم پرهیجان و جذاب بود.

با گذشت زمان صدا و سیما هم تلاش کرد تا مسابقه‌ها را با جذابیت و تنوع بیشتری نمایش دهد و تنگناهای مالی سازمان را به نقطه‌ای کشاند که چاره‌ای جز بهره‌گیری از حامی مالی (اسپانسر) نماند. حامیان اما، توقع دیده شدن بیشتر داشتند. پس پای سلبریتی‌ها هم وسط کشیده شد و شد آنچه که امروز هست!

«سرانه مطالعه در کشور ما بسیار پایین است و این واقعاً ناراحت‌کننده است و ریشه ساختن نسخه ایرانی این مسابقه بزرگ به نام مسابقه بزرگ برنده‎باش بالا بردن سطح مطالعه مردم است.»

این‌گونه محمدرضا گلزار بر صفحه تلویزیون حاضر شد و تبلیغ مسابقه‌ای را کرد که قرار بود به برنده آن ۱۰۰ میلیون تومان پرداخت شود؛ رقمی که برای طیف وسیعی از مردم قابل توجه است. «عصر جدید» هم با اجرای احسان علیخانی قصد دارد ضمن معرفی استعدادهای گوناگون به برترین‌ها جایزه کلانی بدهد. «کودک شو» و «پنج ستاره» نیز از همین نسل مسابقه هستند.

این مسابقات با اقبال عمومی روبرو شد و در جذب بیننده موفق بود. اما با وجود تبلیغات تهیه‌کنندگان برنامه‌ها و مدیران سازمان، ایرادها و انتقاداتی جدی نیز بر این گونه برنامه‌ها وارد شده است. در این نوشتار مروری بر دیدگاه‌های مطرح شده در فضای مجازی در مورد این قبیل برنامه‌ها و نقاط قوت و ضعف این مسابقات داریم. امید که به بهبود شرایط و اصلاح آسیب‌ها بینجامد.

نقاط قوت:

۱- بر خلاف برخی برنامه‌ها که در رقابت با شبکه‌های اجتماعی و ماهواره بازنده‌اند، «عصر جدید» در نوع خود اثری موفق و پربیننده است.

۲- بشیر حسینی گفته است: «قطعاً ما تلنت شوهای دنیا را شخم زده‌ایم.» دیدن آثار موفق و بهره‌گیری از تجربه‌های خوب دیگران موجب شکل‌گیری یک کار مؤثر است.

۳- علیخانی گفته است: «هدفمان این است که مردم به صحنه بیایند و استعدادها دیده شوند. این برنامه رسانه مردم بدون رسانه بود.» رسانه برای مردم است و پررنگ کردن نقش مخاطب در آن عامل جذابیت.

۴- علیخانی در «ماه عسل» توانست سوژه‌هایی از شهرها و روستاهای دور پیدا کند و ارتباط نزدیکی با جامعه داشته باشد، این تجربه در «عصر جدید» نقطه قوت تلقی می‌شود، آن هم در شرایطی که بسیاری از تهیه‌کنندگان سیما به گفته بشیر حسینی تنها از میدان ونک به بالا را بلد هستند و برنامه‌سازی‌هایشان هم با آن بخش از جامعه مرتبط است.

۵- مسابقات جدید در عین کپی بودنِ گاه دقیق از اصل خارجی، دکورهایی در ‏بالاترین حد استانداردهای داخلی داشتند.

۶- تقویت روحیه کار گروهی در خانواده و جامعه نقطه قوت دیگری است که در «کودک شو» نمایان بود و در کارهای گروهی «عصر جدید» هم به چشم می‌خورد. همکاری جمعی خانواده برای کسب امتیاز در «برنده‎باش» را هم در همین جهت می‌توان ارزیابی کرد.

نقاط ضعف:

نخست «عصرجدید»:

۱- داوری:

عوامل روی صحنه برنامه چه کسانی هستند؟

مجری احسان علیخانی، متولد ۱۳۶۱ تهران؛ لیسانس مدیریت بازرگانی است و از مجریان صاحب سبک و مشهور.

رؤیا نونهالی، متولد ۱۳۴۱ تهران؛ بازیگر و لیسانس رشته نقاشی.

امین حیایی، متولد ۱۳۴۹ تهران؛ بازیگر، دانشجوی انصرافی کامپیوتر.

آریا عظیمی‌نژاد، متولد ۱۳۵۲ تهران؛ آهنگ‌ساز و نوازنده، لیسانس موسیقی.

سید بشیر حسینی، متولد ۱۳۶۰ تهران؛ استاد دانشگاه، دکترای فرهنگ و ارتباطات.

منتقدان معتقدند ترکیب داوران نشان از یک تیم غیرحرفه‌ای و غیرتخصصی است که مایلند خودشان را در همه زمینه‌ها صاحب‌نظر قلمداد کنند. ژستی که در زمان رأی دادن می‌گیرند و اظهار نظرهای عوامانه و ذوقی و سطحی آنان مؤید این مطلب است. از آنجا که وظیفه‌ی این داوران قضاوت و صدور حکم است، ضروری‌ترین نیاز این افراد، اشراف علمی و تجربی در خصوص این هنرنمایی‌هاست، نه بیان احساسات و ذوق شخصی.

به آمارهای ترکیب داوران دقت کنید:

جنسیت:

مرد ۳
زن ۱

تحصیلات:

دکترا ۱
کارشناسی ارشد ۰
کارشناسی ۲
دیپلم ۱

حرفه:

هنری ۳
فرهنگی-اجتماعی ۱
ورزشی و رزمی ۰
علم و صنعت ۰

با این نوع چینش گمان می‌رود که قضاوت داوران در پاره‌ای موارد که در آن سررشته ندارند، عادلانه نباشد. افزون بر این ملاک‌های داوری مشخص نیست، شرکت‌کنندگان و حتی داوران، دچار نوعی بلاتکلیفی و سردرگمی هستند. برای نمونه در یک برنامه چهار گروه شرکت دارند، نخست فردی که صدای خوبی دارد، بعد فردی که شعبده‌باز است، سپس گروه دختران نینجا و در آخر دو نفر که دارای استعداد ریاضی هستند. چگونه این چهار دسته با هم سنجیده می‌شوند؟ با چه معیاری؟ اینکه داور بگوید «من خوب حال کردم» بر اساس کدام نوع داوری است؟ آیا مبنا فقط سرگرم‌کنندگی است و هرکس شوی بهتری داشت برنده می‌شود؟

به‌طور طبیعی وقتی داوری حرکات مهیج گروه رزمی را می‌بیند و «حال می‌کند»، پس از آن یک گروه علمی و محاسباتی چگونه می‌تواند نظر داور را به خود جلب کند؟ باید وسط محاسبات پشتک وارو بزند؟ چگونه داوری که صرفاً در حوزه‌ی بازیگری یا موسیقی و یا ارتباطات تجربه دارد، می‌تواند در تمام زمینه‌ها نظری کارشناسانه بدهد؟ این گوشه‌ای از نتایج داوری‌ها در این برنامه است:

نمودار راه‌یافتگان به مرحله نیمه نهایی «عصر جدید»

رشته فراوانی
حرکات نمایشی ۵
ژیمناستیک ۲
خوانندگی ۲
مچ اندازی ۱
شعبده باز ۱
عروسک گردان ۱
محاسبات ریاضی ۱
ورزش نینجا ۱
نقاشی با شن ۱

 نمودار راه‌یافتگان به مرحله نهایی «عصر جدید»

رشته

فراوانی

حرکات نمایشی

۲

خوانندگی

۱

نقاشی با شن

۱

شعبده‌باز

۱

۲- منتقدان می‌گویند برنامه کپی‌برداری شده از گات‌تلنت و ایکس‌فکتور است. این شبیه‌سازی شاید از دید برنامه‌سازان، ایرادی نداشته باشد، اما وقتی ما سعی کنیم برنامه‌های خود را براساس میزانسن و دکوپاژ برنامه‌های غربی روی آنتن ببریم، چگونه انتظار داریم از آن جواب مطلوب در جهت رسیدن به خواسته‌هایمان به دست آوریم؟

۳- بخش بزرگی از جذابیت چنین برنامه‌هایی به حاشیه‌ها و اتفاقات غیرقابل ‏پیش‌بینی آنهاست: به اشکی که ناگهان می‌آید، به گافی که شرکت‌کننده می‌دهد، ‏به درگیری‌های ناگزیر کلامی. اما به نظر می‌رسد سازندگان برنامه با برداشتی نادرست یا ‏زیر نظر ناظران سختگیر مجبور شده‌اند بسیاری از این لحظات دیدنی را حذف کنند. وقتی ما ‏نمی‌توانیم اشتباهات فردی را که با توپ مشغول هنرنمایی است، ببینیم، توضیحات بعدی درباره ‏این اشتباهات نامفهوم خواهد بود و حس برنامه هم گرفته خواهد شد.

۴- عناوین رشته‌های فراخوان شده در سایت عصر جدید در زمینه‌های سرگرمی، هنری و مهارت‌های ورزشی است و به موارد علمی، اختراعات و نوآوری‌های دانش‌بنیان که جامعه بیش از هر زمانی به آن نیاز دارند، بی‌توجهی شده است. آیا اینها استعدادهای کشور نیستند؟

«کودک شو»:

۵- حذف کودک از جریان اصلی برگزاری مسابقه «کودک‌شو» که باعث به حاشیه رانده شدن کودک در خانواده می‌شود.

۶- برخی به نحوه رأی‌گیری کودک‌شو انتقاد دارند. شرکت‌کنندگان تلاش می‌کنند اقوام خود را به سالن اجرا بیاورند و به جای اینکه داوری کارشناسانه برای انتخاب خانواده برنده انجام شود، با تشویق‌های آشنایان که به عنوان تماشاگر حضور دارند، برنده مشخص می‌شود. معلوم است هر خانواده‌ای که نفرات بیشتری را به همراه بیاورد، امکان برنده شدنش بیشتر می‌شود.

«برنده‎باش»:

۷- «برنده‎باش» با همه جذابیت‌ها واقعاً یک مسابقه اطلاعات عمومی نیست که بتواند باعث رشد اطلاعات جامعه شود و بیشتر یک فعالیت تجاری است که گاهی تلاش فرد تناسبی با نتیجه‌اش ندارد و همین موضوع باعث ولع زیاد افراد برای شرکت چندباره در این برنامه می‌شود. با یک حساب سرانگشتی، هر شرکت‌کننده در مرحله تلویزیونی باید حداقل چهار میلیون تومان برای خرید سؤال‌ها هزینه کند. قرعه‎کشی و سنجش اطلاعات عمومی، مسیرهای معمول شرکت در مسابقه‎های تلویزیونی است، اما «برنده‎باش» مسیر متفاوتی را برای خود انتخاب کرده‎؛ روشی که در واقع تکیه‎اش روی زمان و پول است.

هر چند سازوکار اصلی این برنامه شباهتی به قمار ندارد، اما استدلال‎هایی که روان‎شناسی در توضیح اعتیاد به قمار در اختیارمان قرار می‎دهد، به ما کمک می‎کند بفهمیم چرا افراد زمان و پولشان را آگاهانه روی شرکت در یک برنامه تلویزیونی سرمایه‎گذاری می‎کنند. «باخت میلی‎متری» از قوی‌ترین پاداش‌هایی که روان‌شناسی شناخته است، یعنی شخص در شرایطی ببازد که به برد بسیار نزدیک بوده ‎است. باخت میلی‎متری به فرد این بازخورد را می‎دهد که اگر بارِ دیگر بیشتر تلاش کند، برنده خواهد شد.

۸- «بی‌منطق» بودن این برنامه‌ها از زبان رهبر انقلاب نقل قول شده است. بزرگ‌ترین توجیه این برنامه‌ها، کشاندن مردم از پای ماهواره به پای تلویزیون جمهوری اسلامی است که این توجیه هم از سوی رهبر معظم، بی‌وجه دانسته شده است. توجیه دیگر نداشتن بودجه و پول و هزینه است که این به نحوه مدیریت منابع بازمی‌گردد که اینجا مجال صحبتش نیست.

۹- بسیاری از کاربران فضای مجازی، پرداخت جایزه میلیونی به مهمانانی خاص را که از طبقات بالای جامعه هستند، مورد انتقاد قرار داده‌اند. برای نمونه، در مسابقه «برنده‎باش»، مجری برنامه بعد از پاسخ منوچهر هادی و یکتا ناصر به چند سؤال ساده مبلغ ۱۰۰ میلیون تومان به این دو هنرمند سینمایی اهدا کرد. در برنامه «۵ ستاره» نیز گودرزی مجری برنامه، ۵۰ میلیون تومان ناقابل را به بهانه چند پرسش ساده به جیب دکتر صابری، جراح معروف تهرانی واریز کرد.

رهبر انقلاب در دیدار مسئولان سازمان صدا و سیما در سال ۱۳۸۳ به موضوع مسابقات تلویزیونی و جوایز آن اشاره کرده، فرموده‌اند: «شخصی تماس می‌گیرد و به‌خاطر هیچی، به او جایزه می‌دهند! یک روز من دیدم در یک برنامه تلویزیونی ۵ میلیون تومان به یک نفر جایزه دادند؛ برای اینکه به چند سؤال جواب داد! این سرگرمیِ خیلی جالبی نیست. ۵ میلیون تومان، تقریباً حقوق دو، سه سال یک کارمند متوسط است. (سال ۸۳) این راه ضرر دارد. عده‌ای که این‌گونه مسابقات را نگاه می‌کنند، بی‌منطقی به ذهنشان می‌آید و از این بی‌منطقی سوءاستفاده می‌کنند. این کار منطقی ندارد که مثلاً بنده بدانم انجیل عربی است یا یونانی است یا لاتینی است؛ بعد بگویند حالا که شما دانستید، این ۵۰۰ هزار تومان یا فلان مبلغ مال شما! این کار معنی ندارد.»

۱۰- اساساً بحث مطالعه مطرح نیست و پرسش‌های مطرح شده توسط اپلیکیشن «برنده‎باش» را می‌توان با جستجوی گوگل نیز به سادگی پاسخ داد و این ماجرا صرفاً یک مدل بازی بخت‌آزمایی است. اصولاً چه نوع کتابی برای شرکت در این مسابقه باید خوانده شود؟ دایره‏‌ی سوالات بسیار گسترده است.

فرصت‌ها:

۱- بهره‌گیری از استعدادهای کشف‌شده «عصر جدید» موجب می‌شود بومی شدن برنامه آمریکایی «امریکن گات تلنت» را بپذیریم! برنامه‌سازان باید بازخوردهای پس از استعدادیابی را ارائه دهند.

۲- فرصت همگرایی ملی را در این کار از یاد نبریم. با وجود آنکه مجری و داوران همه تهرانی هستند، شرکت‌کنندگان از سراسر میهن اسلامی بودند.

۳- رغبت جوانان برای کسب جایزه اگر با ارائه محتواهای ارزشمند همراه باشد، آگاهی‌بخش است و اگر از تولید محتوای عمومی کمک گرفته شود، به کارآفرینی هم منجر خواهد شد.

تهدیدها:

۱- برخی جامعه‌شناسان غرب در دهه پیش سلبریتی‌ها را بزرگ‌ترین خطر برای بشر می‌دانستند، – اگر چنان بدبینانه هم نگاه نکنیم،- رویکرد تلویزیون در حمایت از سلبریتی‌ها و عطش برای دیده شدن آسیب‌زاست. یکی از استادان دانشگاه تهران معتقد است: «تلویزیون بیش از حد وارد زندگی سلبریتی‌ها شده است. چرک و چروک‌های بی‌ارزش زندگی خصوصی سلبریتی‌ها در تلویزیون نمایش داده می‌شود.» آنها از «خندوانه» به «دورهمی» می‌روند، سری به «برنده‎باش» می‌زنند و «شبی با عبدی» هم‌نشینی دارند تا حرف‌های زرد و شخصی بزنند.

۲- پای اسپانسرها روی گلوی بیننده است. فرمان محتوا و مفهوم هم از دست سازمان خارج و تحویل اسپانسرها ‌شده، چون آنها پول می‌دهند! آنها این‌جور می‌پسندند: مسابقاتی که کپی تمام عیار از مسابقات مشهور امریکایی باشد، مسابقاتی مشهور که رؤیای میلیونر شدن آدم‌ها را با پرسش به پاسخ‌های مسابقه یک شبه محقق می‌سازند. حالا خیلی از مسابقاتی که از قاب سیمای ملی پخش می‌شود، همان راهی را می‌روند که غربی‌ها سال‌ها پیش رفته‌اند، راهی که حتی در خود کشور‌های غربی هم دیگر پرطرفدار نیست. ‏هیچ‌کس منکر هزینه‌های برنامه نیست و همه هم می‌دانند کف‌گیر صدا و سیما به ته دیگ ‏خورده، اما به چه قیمت؟

اسپانسرها تا کجا حق دخالت فرهنگی دارند؟ برای نمونه اسپانسر مسابقه «برنده‎باش» این روز‌ها فعالیت زیادی در عرصه فرهنگ و هنر دارد. سرمایه او هم در پروژه‌‏های سینمایی و هم تلویزیون گسترده شده است. نام سجاد خواجه علیجانی برای اولین بار در فیلم سینمایی «ما همه با هم هستیم» مطرح شد. محمدرضا باقری از فعالان فضای مجازی در صفحه خصوصی خود از علیجانی به‌عنوان مهره اصلی تقلب جشنواره جام جم یاد کرده است.

نتیجه

سرگرمی یکی از شروطی است که در برنامه‌سازی تلویزیونی همیشه به عنوان اصلی‌ترین شاخص مطرح بوده و هست، زیرا تا وقتی که نتوان مخاطب را پای گیرنده‌های تلویزیون نشاند، انتظار پیام‌رسانی خواسته بی‌جایی است؛ یعنی هم پیام مهم است و هم قالب. اما معمولاً در سیما یکی قربانی دیگری می‌شود. اینک بیشترین توجه به فرم و قالب برنامه‌هاست.

در شرایطی که وضعیت اقتصادی کشور نامطلوب است و شمار قابل توجهی از فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌های کشور برای گذر از بحران‌های اقتصادی و کسب رزق حلال به مشاغلی چون رانندگی در اسنپ و تپسی روی آورده‌اند، این‌گونه ریخت و پاش در مسابقات ناپسند است و در روحیه افراد اثر منفی دارد.

گرایش به آزمودن شانس و برنده شدن خودروی لاکچری از پیامدهای کاهش درآمد و تحقق حداقلی نیازهای رفاهی است که در اذهان وجود دارد. تلویزیون با نگرشی جامعه‌شناسانه از دو ضعف عمومی توده یعنی «مشکلات اقتصادی» و «تنبلی اجتماعی» استفاده می‌کند تا مردم را به شرکت در قرعه‌کشی‌ها و «برنده‎باش»ها و«روبیکا»ها و … بکشاند.

این رسانه که باید فرهنگ کار و تلاش را نهادینه کند و با حذف مصرف‌گرایی، مد و نیازهای کاذب را کمرنگ نماید، با تبلیغات و فان‌شوهای گوناگون، به فرهنگ پشتکار و همت آسیب وارد می‌کند. این‌گونه است که به جای ارائه فرهنگ صحیح کسب و کار در سایه تلاش و کار و تحصیل و خرد، به ما می‌گوید که تنها با یک پیامک صد تومانی و حضور در فلان برنامه و نصب اپلیکیشن به آرزوهایت برس هر چند که موجب رکود اقتصادی و ترویج «مزد آن گرفت که کار نکرد» در جامعه شود.

البته از نمونه‌های مسابقات خوب و تأثیرگذار نیز نباید غافل نشویم؛ کارهایی مانند «خانه ما»، «فرمانده» و «ضدگلوله» که در گسترش فرهنگ تلاش و ابتکار و دوری از تن‌پروری موفق بوده‌اند و باید نقاط قوت آنها در دیگر برنامه‌ها دنبال شود.

سخن پایانی:

مردی با پسرش بحث می‌کرد که تو هیچ کار نمی‌کنی و عمر در بطالت به سر می‌بری. چند با تو گویم که معلق زدن و طناب بازی بیاموز تا از عمر خود برخوردار شوی. اگر نشنوی به خدا تو را در مدرسه اندازم تا دانشمند شوی و تا زنده باشی در ذلت و فلاکت بمانی!

رساله دلگشا (با اندکی تصرف)

منابع:

وبگاه عصر ایران

وبگاه دوات آنلاین

وبلاگ عصر جدید http://rlezaf.blog.ir

انصاف نیوز، یادداشت محمدرضا سقاییان

وبگاه شعار سال shoaresal.ir

وبگاه سرپوش www.sarpoosh.com

وبگاه خبرآنلاین

cinemapress.ir

simorghplus.ir

وبگاه فرادید faradeed.ir

وبگاه خبرگزاری ایکنا

وبگاه جامعه سینما jameaecinema.ir

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , , , , , ,

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


شفاف (شبکه فعالان انقلابی فضای مجازی)
شفاف (شبکه فعالان انقلابی فضای مجازی)
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
اصفهان شرق
اصفهان شرق
وعده صادق
وعده صادق