شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۸
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۰۸:۳۲ - ۱۳۹۸/۰۶/۱۷

نشریه مسجد امام علی(ع) اصفهان؛

به قلم شهید علی اکبر اژه ای/ سرنوشت از دیدگاه قرآن

یکی دیگر از مسائلی که معمولاً مورد سوء استفاده قرار گرفته و برداشت های گوناگونی از آن گردیده است، مسئله قضا و قدر است. این مفهوم در طول تاریخ به علل مختلف علمی، فلسفی و اجتماعی مورد بررسی های گوناگون قرار گرفته است...

به گزارش ندای اصفهان، متن زیر که برای اولین بار در فضای مجازی منتشر می شود، نشریه مسجد امام علی(ع) اصفهان با عنوان «سرنوشت از دیدگاه قرآن» است که توسط شهید علی اکبر اژه ای مطابق مباحث استاد مرتضی مطهری تنظیم و به چاپ رسیده است و پس از شهادت استاد مطهری، توسط انتشارات شفق قم نیز تجدید چاپ شده است.

ندای اصفهان به علاقه مندان و پژوهشگران توصیه می کند سایر مطالب مرتبط با شهید علی اکبر اژه ای را از اینجا بخوانند.

***

«سرنوشت از دیدگاه قرآن»

استاد شهید مرتضی مطهری

تنظیم از: علی اکبر اژیه (علی اکبر اژه ای)

ویژه دانش پژوهان

تعداد: ۲۰۰۰۰ جلد

نشریه مسجد امام علی علیه السلام- اصفهان

ناشر: انتشارات شفق- قم، صندوق پستی ۵۵

به نام خدا

قضا و قدر از دیدگاه اسلام

ضرورت بحث

چنانچه می دانیم: یکی دیگر از مسائلی که معمولاً مورد سوء استفاده قرار گرفته و برداشت های گوناگونی از آن گردیده است، مسئله قضا و قدر است. این مفهوم در طول تاریخ به علل مختلف علمی، فلسفی و اجتماعی مورد بررسی های گوناگون قرار گرفته است**زیرنویس=به کتاب انسان و سرنوشت مراجعه کنید.@

ما در این مبحث فشرده و کوتاه به جای بررسی همه جانبه در ابعاد گوناگون این موضوع به بیان روشن آن از افق قرآن

**صفحه=۴@

و پیشوایان دینی پرداخته، مطالعه ابعاد دیگر آن را به عهده پژوهشگران علاقمند می گذاریم تا با استفاده از کتب گوناگون تاریخی، اجتماعی و فلسفی که کم و بیش در زمینه بحث مورد نظر، مستقیم یا غیر مستقیم وارد شده اند، بتوانند حقایق بس شگرفی را در زوایای این موضوع بدست آورند.

**صفحه=۵@

قضا

برای کلمه قضا معنی جامعی که می توان بکار برد، اینست که:

«هر نوع کاری که دارای اتقان و استحکام، قطعیت و ضرورت است و حالت یک طرفی به خود گرفته و از تزلزل و تردد پیراسته است “قضا” نامیده می شود.»**زیرنویس=”سرنوشت از دیدگاه علم و فلسفه” نوشته جعفر سبحانی صفحات ۵۷ تا ۶۱٫@

بین موارد گوناگونی که کلمه قضا در قرآن به کار رفته، می توان این برداشت کلی را داشت.

**صفحه=۶@

مثلاً از آنجا که آسمان ها با استواری خاصی آفریده شده اند خداوند خلقت آنها را با لفظ قضی بیان نموده است، چنانچه می فرماید:

فقضاهن سبع سموات- فصلت آیه ۱۲- آسمانها را با استواری کاملی آفریده و خلقت آنها را به پایان رسانید**زیرنویس=راغب اصفهانی در مفردات خود نمونه های فراوانی از آیات قرآن را آورده و مفاهیم آنها را دسته بندی کرده است. جمع کلی آن مفاهیم، همان قطعیت و ضرورت و حتمی بودن و مشخص شدن کار و پدیده است (صفحه ۴۲۱).@

در این صورت ضروری و قطعی بودن کار و پدیده ای ناشی از قضا است یا به تعبیر دیگر قضای آن کار و پدیده است.

**صفحه=۷@

قدر

قدر به معنی اندازه و تعیین است. در قرآن کریم این لفظ در این معنی زیاد استعمال شده است. از جمله:

«أَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَسَالَتْ أَوْدِیهٌ بِقَدَرِهَا»- رعد آیه ۱۷ از آسمان آب نازل نمود، سیلاب در دره ها به اندازه خود جریان یافت.

در حدیثی که یونس بن عبدالرحمن که از رجال علمی شیعه است، از حضرت رضا علیه السلام نقل کرده است، حقیقت معنی قضا و قدر به نحوی که توضیح داده شد، کاملاً منعکس می باشد.

می گوید به حضرت عرض کردم: قدر چیست؟ فرمود:

**صفحه=۸@

«هی الهندسه و وضع الحدود فی البقاء والفناء»

قدر عبارتست از مهندسی و اندازه گیری موجودات و برنامه جهت بودن و نابودی آنها.

می گوید: سپس عرض کردم قضا چیست؟ فرمود:

«هو الابرام و اقامه العین»

ایجاد اشیاء و بپاداشتن آنها**زیرنویس=صفحه ۶۴ سرنوشت از دیدگاه علم و فلسفه.@

**صفحه=۹@

جهان هستی و قانون علیت

اینک که بطور کلی مفهوم قضا و قدر روشن گشت، مطلب را از دیدگاه واقعیت عینی آن مورد بررسی قرار می دهیم.

جهان هستی عبارتست از: مجموعه پدیده های مختلفی که هریک دارای نظام و برنامه مشخصی است و با یکدیگر پیوستگی دارد. هر پدیده ای بدون سبب و علت به وجود نمی آید، قطعاً علت یا عواملی در پیدایش این پدیده مؤثرند.

این امر از عمومی ترین قوانین جهان است که هیچ

**صفحه=۱۰‌@

حادثه ای بی سبب و بدون علت شکل نمی گیرد و انکار این اصل ملازم با انکار همه قوانین و نظامات جهانی است، انکار همه علوم و ضوابطی که در علوم بکار برده می شود، زیربنای همه علوم را اعتقاد به این اصل اساسی و عقلی، یعنی قانون علیت عمومی تشکیل می دهد**زیرنویس=به کتاب اصول فلسفه ج ۳ و نیز «فلسفه ما» مراجعه کنید.@

هر پدیده ای در جهان و هر حادثه ای در جهان در پرتو این قانون عظیم است، و خارج از آن نیست. وجود، حرکت، تحول و تکامل همه پدیده ها براساس این قانون است، از طرف دیگر همه پدیده های عالم و همه قوانین جهان دارای مرزهای مشخص و معینی هستند.

هر پدیده ای و هر قانونی، مداری معین و نظامی مشخص دارد. در حوزه مشخصی فعالیت می کند و براساس ضوابط معینی حرکت می کند. قوانین هم در میدان معینی نقش دارند و در همان میدان اظهار وجود می کنند.

پیدایش و حرکت هر موجود دارای برنامه ای منظم و حساب شده است، هر حادثه ای و هر پدیده ای بر اثر حوادث

**صفحه=۱۱@

و عوامل مشخصی به وجود می آید و رخ می دهد.

نکته دیگر آنکه شکل گیری پدیده ها براساس حساب و کتاب دقیق و نظام استواری است که در جهان حاکم است. این شکل گیری و خصوصیات مختلفی که هر موجود داراست، از ناحیه علت ها و بر اثر عواملی است که پیش از این پدیده موجود بوده و عامل پیدایش این پدیده می باشند.

«این اصل- یعنی اصل علیت- در حقیقت زیربنای همه تلاش های عادی یا علمی انسان هاست.

انسان هر قدر در راه علم و صنعت جلوتر رفته، به این اصل پای بندتر شده است، سماجت و یا پافشاری یک دانشمند طبیعت شناس، انسان شناس، جامعه شناس، و… در کشف علت هر حادثه طبیعی یا اجتماعی از این جهت است که او هرگز نمی تواند باور کند که یک رویداد طبیعی یا اجتماعی خود به خود و بدون دخالت علل و عوامل رخ دهد. بنابراین به صدها آزمایش و تجربه دست می زند تا این علل و عوامل را بشناسد و اگر نتیجه همه این بررسی ها و آزمایش ها منفی بود، به بررسی های دیگری بر مبنای فرضیه ای جدید دست می زند، و اگر آنها هم بی نتیجه بود و تلاش پیگیر علمی او تا پایان عمر هم به نتیجه روشنی نرسید، باز دانشمند یا دانشمندان

**صفحه=۱۲@

دیگری کار او را دنبال می کنند، به امید آنکه سرانجام به شناخت این علل و عوامل موفق شوند، ولی هرگز و در هیچ حال به سوی دیگر، یعنی پیدایش یک چیز بدون علت نمی گرایند»**زیرنویس=نقل از زیربنای ایدئولوژی اسلامی.@

پس چنانچه ملاحظه شد، اصل علیت از عینی ترین و عمومی ترین قوانین جهان است.

در دل این اصل این معنی هم نهفته است که اگر با حادثه ای برخورد کردیم:

اولاً مسلم می دانیم که این حادثه دارای علت یا علل خاصی است.

ثانیاً خود حادثه خصوصیات معین و مشخصی دارد که این خصوصیات را از عوامل معینی کسب کرده است، بدین معنی نیست که هر معلولی از هر علتی در هر شرایطی رخ دهد بلکه ضوابط و مقررات و نظام و مرزهای مشخص در کار است.

«بنابراین سرنوشت هر موجودی به دست موجود دیگر است که علت اوست، و آن علت است که وجود این موجود را ضروری کرده است، و هم آن علت است که خصوصیات

**صفحه=۱۳@

وجودی او را ایجاب (ضروری) کرده است و آن علت نیز به نوبه خود معلول علت دیگری است و همین طور…

پس لازمه قبول اصل علیت عمومی قبل این نکته است که هر حادثه ای ضرورت و قطعیت و همچنین خصوصیت و شکل اندازه و کیفیت خود را از علت خود می گیرد. در این جهت فرق نمی کند که ما الهی مسلک باشیم و به علت اللعلی که اصل همه این ضرورت ها (که همان قضاها است) و اصل همه این اندازه گیری ها و شکل گیری ها (که همان قدرهاست) می باشد، معتقد باشیم یا نباشیم و چنین علت العلل را بشناسیم.

از این رو از جنبه عملی و اجتماعی، در این مسئله فرقی بین الهی و مادی نیست، زیرا: اعتقاد به سرنوشت از اعتقاد به اصل علیت عمومی و نظام سببی و مسببی سرچشمه می گیرد. خواه آنکه طرفدار این اعتقاد الهی باشد یا مادی»**زیرنویس=انسان و سرنوشت ص ۳۵ و ۳۶٫@

در قرآن ضرورت حاکم بر همه پدیده های جهان را “قضا” و اندازه و مرزهای معینی که هر پدیده در جهان دارد “قدر” نامیده شده است.

**صفحه=۱۴@

این ضرورت و حتمیت، ناشی از خواست و اراده و امر خدا است.

«إِنَّ رَبَّکُمُ اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِی سِتَّهِ أَیامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ یغْشِی اللَّیلَ النَّهَارَ یطْلُبُهُ حَثِیثًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومَ مُسَخَّرَاتٍ بِأَمْرِهِ». اعراف آیه ۵۴

«این خواست و امر اوست که بر همه جهان حکومت و تسلط دارد (قضا) اما خواست دیگران نه، هرچه و هرکه باشند، فقط در چهار چوب و محدوده ای حرکت می کنند که خداوند به عنوان قلمرو کار و حرکت و اراده او معین کرده است. چه برای هر چیز محدوده ای معین کرده است (قدر)»**زیرنویس=خدا از دیدگاه قرآن نوشته سید محمد بهشتی صفحات ۱۹۶، ۱۹۷٫@

بنابراین تمام جهان براساس قضا و قدر است، حساب و کتاب و برنامه در جهان هست، هر علمی که در مورد هر پدیده ای مطالعه و بررسی می کند، بر این مبناست که آن پدیده را دارای برنامه و نظام می داند، و الا امکان ندارد که تحقیق درباره آن پدیده به نتیجه برسد.

**صفحه=۱۵@

قوانین مختلف علوم، همگی ناشی از قضا و قدری است که در جهان حاکم است، شما هیچ پدیده ای از جمله انسان را نمی توانید از نظام علیت یا قضا و قدر خارج گردانید.

مثلاً وقتی یک دانشمند از یک مرکز فضائی، سفینه ای را به فضا می فرستد براساس برنامه های فوق العاده دقیق و ظریفی است که در جهان حاکم است، اگر اندازه گیری و برنامه ریزی در کار نبود، امکان نداشت کوچکترین قدمی در راه پیشرفت و ترقی علوم برداشت، در همین مثال، پرواز سفینه، حرکت سفینه، مسیر آن، محل فرود آن و بالاخره تمام مسائل مربوط به ساختمان و تشکیلات سفینه مورد نظر، همه و همه براساس حساب و اندازه گیری دقیق است، و این امور وقتی امکان پذیر است که جهان طبیعت براساس قضا و قدر باشد.

انسان نیز در این نظام قرار دارد، همه حرکات او، همه برنامه های او، همه و همه در نظام علیت قرار دارد و محال است حرکتی از او سر بزند و خارج از نظام علیت باشد، هر قدمی بردارد، در دل این نظام است.

همین جاست که سئوال اساسی بحث مطرح می شود:

**صفحه=۱۶@

که در این صورت، اگر چنین باشد، سرنوشت انسان، سرنوشتی محتوم و از پیش تعیین شده است، همانند سرنوشت تمام موجودات دیگر.

**صفحه=۱۷@

نقش و امتیاز انسان

در بحث گذشته، به این نتیجه رسیدیم که: از دیدگاه قرآن تمام جهان براساس قضا و قدر است، علیت بر تمام جهان حاکم است. اینک این سئوال مطرح می شود که: علیت حاکم بر جهان با اراده انسانی چگونه با هم کنار می آیند.

از زمان های بس قدیم، اصل علیت و ضرورت حاکم بر جهان در برابر اراده انسان قرار می گرفته، بدین معنی که اگر ضرورت حاکم بر روابط پدیده ها قطعی است، پس انسان چه نقشی در این میان دارد، زیرا جمیع اعمال انسان نیز براساس همان ضرورت حاکم بر جهان است.

پس از آنکه رنسانس در اروپا مطرح شد، این ضرورت در لباس نیرومند علم در جهان اوج گرفت. جبر علمی یا ضرورت علمی در برابر اراده انسان قرار گرفت، و درباره کسانی که به نقش انسان معتقد بودند، چنین داوری می شد

**صفحه=۱۸@

که از تفکر صحیح علمی دور هستند.

در پی آن، جبر علمی در چهره های مختلفی خودنمایی کرد. جبر بیولوژیکی و وراثتی، جبر روانی، جبر اجتماعی، جبر تاریخی، همه و همه در پی این جبر علمی وسائلی گردیدند که روز به روز ضرورت علمی حاکم بر جهان را در چهره های گوناگون در برابر اراده و اختیار انسانی قرار دادند، و عملاً معتقد به حذف نقش انسان در جهان هستی شدند.

هر حرکتی از انسان براساس یکی از ضوابط و جبرهایی که مطرح کردیم، توجیه می شد. و هنوز هم کم و بیش می شود. انسان یا براساس نظام خاص ارثی اش، یا روحیات ویژه ای که دارد، یا براساس ضرورت اجتماعی که برایش مطرح است و یا بالاخره براساس ضرورت تاریخی، حرکت می کرد و عملاً جای پائی برای خود انسان باقی نمی ماند.

این جاست که طبعاً حس مسئولیت از انسان رخت بربست و نظام ضروری و جبری حاکم بر جهان تمام وجود انسان را نیز فرا گرفت. جمیع اعمال انسان توجیه می شد در شکلی علمی و براساس تحقیقات علمی. اگر در گذشته قضا و قدر به معنی عامیانه اش عامل فقر و بدبختی و گرسنگی و بیماری و .. مردم به حساب می آمد، اینک با این بینش های علمی، ضرورت

**صفحه=۱۹@

حاکم بر جهان به توجیه این پدیده ها کمک می کرد. استالین تمام اعمال خود را براساس ضرورت تاریخی توجیه می کند و هیچکس نمی تواند انکار نماید، چون انسان و اراده اش در برابر ضرورت تاریخ همانند پاره سنگی در برابر جریان شدید رودخانه است**زیرنویس=براساس این تز پیروان ماتریالیسم تاریخی از توجیه اختلافات شدیدی که بین آنها به وجود آمده، عاجزند.@

علت آنکه تضاد عمیقی بین ضرورت حاکم بر جهان یا اصل علیت و اراده انسانی مشاهده می شود، اینست که: طرفداران اختیار تصور می کنند انسان خارج از حوزه علیت عمل می کند، یعنی اعمال او بی علت و انگیزه است، در صورتی که کمی تفکر روشن می گرداند که:

انسان در دل نظام هستی، خود به عنوان یک علت نمایان می گردد، نه تنها اصل علیت را نقض نمی کند، بلکه خود در دل نظام علت و معلولی جهان است، مگر نه اینست که جهان براساس علیت است و هیچ پدیده ای بدون علت نیست، انسان نیز در نظام علیت است. خود او به عنوان یک علت قدم برمی دارد، علت برخی از اعمال او که ارادی است، همان تصمیم و انتخابگری و اراده اوست.

**صفحه=۲۰@

برای این منظور کمی توضیح می دهیم:

می دانیم: جهان دارای پله های گوناگونی از تکامل است. از ابتدائی ترین مرحله تکاملی آغاز و به پیشرفته ترین پدیده تکاملی می رسد، آیا هر پله ای از تکامل دارای ضوابط و نظام و برنامه خاصی نیست؟! آیا قوانین حاکم بر موجودات غیر زنده با قوانین حاکم بر موجودات زنده یکی است؟ آیا حرکت اتم براساس قوانین شیمیائی است یا اینکه هر پدیده ای در هر پله ای از تکامل دارای قوانین مشخص و معین است.

چنانچه نظام درونی حاکم بر اتم ها با نظام حاکم بر ترکیبات شیمیائی و بیوشیمیکی تفاوت دارد، ترکیبات شیمیائی با ترکیبات آلی متفاوت است، حرکات گوناگون گیاهان، خود دارای نظام مشخص و قوانین معینی است، جانوران در پله ای بالاتر قرار دارند، آنها دارای غرایز گوناگون و شرایط گوناگون حیاتی هستند.

قوانین حاکم بر زندگی حیوانات دارای امتیازات و ویژگی های خاصی است که در زندگی گیاهان دیده نمی شود، همان گونه که قوانین حاکم بر حیات گیاهان در جمادات مشاهده نمی گردد.

پله های تکامل را پیشتر در می نوردیم تا اینکه به انسان

**صفحه=۲۱@

می رسیم، انسان نیز براساس ضوابط و معیارها و قوانینی حرکت می کند، امتیازاتی که انسان دارد، موجودات دیگر ندارند، و حرکت تکاملی انسان براساس همان امتیازات است و همان قوانین است که او را از سایر جانداران جدا می گرداند. هر موجود حرکت تکاملی اش بر پایه شرایط و قوانین خاص خودش است، در این صورت معنی ندارد که ضوابط و ضرورت های حاکم بر دنیای حیوانات در زندگی انسان نیز همان نقش را بازی کنند، چنانچه در مورد پله ها و مراحل قبلی تکامل نیز چنین بود.

این قوانین، این ضوابط و ویژگی ها همان قدرت تفکر و نقش اراده و اختیاری است که در انسان است. آیا حرکت اتم که براساس حرکت درونی الکترون ها به گرد پروتون است ناشی از ضرورت حاکم بر جهان هستی نیست؟ آیا این حرکت همان گونه و همان شکل در دنیای گیاهان نقش دارد یا اینکه در دنیای گیاهان ضوابط دیگر و خصوصیات دیگری نیز حاکم است. حرکت انسان نیز براساس ضوابطی است، این ضوابط و معیارها و ملاک ها و قوانین، ناشی از امتیازات درونی است که در انسان قرار دارد.

در این نکته خوب دقت کنید، جواب قطعی بحث در

**صفحه=۲۲@

همین نکته نهفته است آیا مگر نه اینست که اتم دارای این خصوصیات می باشد؟

آیا اتم خودش این خصوصیات را به دست آورده است یا داراست و دارا شده؟ طبعاً پیداست دارا شده، گیاهان نیز همین طور، جانوران و بالاخره انسان نیز همین طور، انسان خودش خود را آزاد خلق نکرده، بلکه مختار به وجود آمده، انسان خود به خود دارای این امتیازات نشده، بلکه این امتیازات در درون او قرار دارد. این امکانات با وجود او سرشته است، این حقیقتی است که هر دو بینش، هر دو جهان بینی الهی یا مادی به آن اعتراف می کنند و چنانچه قبلاً ذکر شد تفاوت آنها در آنست که یکی عامل اصلی پیدایش همه این ضرورت ها و ویژگی ها را ماده بی شعور می داند! و دیگری عامل آگاه با شعور.

به هر شکل همانگونه که همه موجودات با خصوصیات و ویژگی های خاصی شکل گرفته اند، این خصوصیات را از خود ندارند، بلکه از علل و شرایط پیش از خود به دست آورده اند. انسان نیز با ویژگی های خاص خود شکل گرفته و به وجود آمده است.

انسان ذاتاً آزاد و مختار آفریده شده تا براساس این

**صفحه=۲۳@

نیرو و این قدرت در جهان حرکت کند، همان گونه که جانداران دارای غرایز هستند و براساس غرایز حرکت می کنند، حرکات حیوان بدون علت نیست، بلکه علت آن همان جوشش درونی غرایز آنهاست که آنها را بطور طبیعی به سوی انجام اعمالی می کشاند**زیرنویس=مثلاً لانه سازی شگرف و ظریف آنها از جمله لانه های زنبور عسل و موریانه.@ حرکات اتم بدون علت نیست، در دل نظام علیت است، حرکات انسان هم بدون علت نیست، علت آن علاوه بر علل فراوان دیگر، همان اراده و اختیار اوست**زیرنویس=منتهی چگونه شد که جهان براساس این نظم دقیق استوار شد، آیا تصادفی یا براساس حساب و کتاب.@

همه این حرکت ها، حساب دارد، نظام دارد، نظام حاکم بر هریک با دیگری متفاوت است، نظام حاکم بر درون اتم ها، با گیاهان، با جانوران، با انسان متفاوت است.

این واقعیتی است، علمی و عینی.

در این صورت، کوچک ترین تضادی بین اراده انسان و قانون علیت در جهان نیست، زیرا انسان در دل نظام علت و معلول حرکت می کند و همان گونه که غرایز، خود علتی در

**صفحه=۲۴@

جهان علیت اند، اراده و اختیار انسان هم علتی در جهان علت هاست.

در این صورت اعتقاد به اصل علیت و ضرورت حاکم بین پدیده ها یعنی “قضا و قدر”، لازمه اش انکار اراده و اختیار انسان نیست، زیرا جهان براساس علیت و قضا و قدر است، انسان نیز قضا و قدرش همان قدرت اختیاری است که داراست چنانچه قضا و قدر حیوان غرایز اوست و نیز موجودات دیگر قضا و قدر ویژه خود دارند، قضا و قدر الهی در هر موجودی نوعی عمل می کند و بر همه جهان حاکمیت دارد**زیرنویس=برای توضیح بیشتر در این زمینه به کتاب انسان و سرنوشت صفحه ۵۲ مراجعه کنید.۲

(مجموعاً از تاریخ اسلامی روشن می شود که مسلمانان صدر اول با اعتقاد راسخی که به قضا و قدر داشتند، این تعلیم را آنچنان دریافت کرده بودند که با تسلط خودشان بر سرنوشتشان منافاتی ندارد… لذا اعتقاد محکم آنها به سرنوشت، آنها را به سوی جبر نکشانید و آنان را بی حس و لاقید و حواله به تقدیر کن بار نیاورد»**زیرنویس=انسان و سرنوشت صفحه ۶۳٫@

**صفحه=۲۵@

 

هم خدا و هم انسان؟!

گفتیم که جهان براساس ضوابط و نظامات معین و مشخصی حرکت می کند، حرکت تکاملی جهان به اراده حق و قضا و قدر الهی است، هیچ موجودی خارج از این حوزه نیست. در قرآن در مورد اعمالی که مربوط به انسان است گاهی خداوند نسبت به خود می دهد. از جمله آیات زیر:

«مَا أَصَابَ مِنْ مُصِیبَهٍ فِی الْأَرْضِ وَ لَا فِی أَنْفُسِکُمْ إِلَّا فِی کِتَابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَهَا إِنَّ ذَلِکَ عَلَى اللَّهِ یسِیرٌ»- حدید آیه ۲۲

هیچ مصیبتی در زمین یا در نفوس شما به شما نمی رسد

**صفحه=۲۶@

مگر آنکه قبل از آنکه آن را ظاهر کنیم در کتابی ثبت شده و این بر خدا آسان است.

«قُلِ اللَّهُمَّ مالِکَ الْمُلْکِ تُؤْتِی الْمُلْکَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْکَ مِمَّنْ تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِیدِکَ الْخَیرُ إِنَّکَ عَلى‌ کُلِّ شَی‌ءٍ قَدِیرٌ»- آل عمران آیه ۲۶٫

بگو ای خدا، ای صاحب قدرت، تو به آنکس که بخواهی ملک را می دهی و از آن کس که بخواهی باز می ستانی، هرکه را خواهی عزت دهی، و هرکه را خواهی ذلیل می سازی، نیکی در دست توست و تو بر همه کارها توانائی.

و نیز آیات دیگری از قبیل: ۵۹ انعام- ۱۵۴ آل عمران – ۲۱ حجر- ۴ ابراهیم و… در همین زمینه که رفتار بشر را نسبت به خدا می دهد.

و گاهی رفتار بشر نسبت به خود انسان داده می شود، مثل:

«ظهر الفساد فی البر والبحر بما کسبت ایدی الناس»- روم ۴۱- در صحرا و دریا به واسطه کردار بد مردم فساد و تباهی پدیده شده است.

«انّا هدیناه السبیل اما شاکرا و اما کفورا»- دهر ۳٫

ما انسان را راه نمودیم. او خود یا سپاسگزار است یا

**صفحه=۲۷@

ناسپاس.

«مَنْ کَانَ یرِیدُ حَرْثَ الْآخِرَهِ نَزِدْ لَهُ فِی حَرْثِهِ وَ مَنْ کَانَ یرِیدُ حَرْثَ الدُّنْیا نُؤْتِهِ مِنْهَا»- شوری ۲۰٫

هرکس طالب کشت آخرت باشد، برای وی در کشتش خواهیم افزود و هرکس خواهان کشت دنیا باشد، از آن به او خواهیم داد.

و آیات فراوان قرآن که در زمینه اختیار و مسئولیت انسان آمده است.

اینک این سئوال مطرح می شود که چرا گاهی نسبت به خود خدا داده شده و گاهی نسبت به انسان.

جواب این مطلب بسیار روشن است، زیرا دانستیم همه جهان، بدون کوچکترین تردیدی نظام علیت بر آن حاکم است، یعنی براساس قضا و قدر الهی است، در این صورت هر حرکتی در جهان رخ دهد ناشی از قضا و قدر الهی است و طبعاً می توان به خدا که سر سلسله علتهاست نسبت داد، از طرفی انسان نیز به عنوان یک عامل در کنار سایر عوامل دخالت می کند این دخالت انسان است که عمل را مربوط به او می کند. برای این منظور مثال بسیار روشنی می زنیم:

قبلاً بیاد دارید در مورد پرواز سفینه سخن گفتیم، اکنون

**صفحه=۲۸@

دقت کنید، آیا این سفینه مگر براساس قوانین موجود در جهان ساخته نشده، اگر فلز دارای آن خاصیت ها نباشد، اگر مواد سوختنی آثار خود را نداشته باشد، اگر جاذبه زمین و قوانین فیزیکی دیگر جهان نباشد، اگر انسان موجودی مختار، با شعور، با عقل نباشد آیا امکان دارد سفینه ای ساخته شود؟ طبعاً نه، اینک می پرسیم این خصوصیات (قوانین فیزیکی جهان، خواص اشیاء و ویژگی های انسان و …) خود بخودی بوجود آمده یا به دست خالق توانای با شعور؟

طبعاً پیداست همه قوانین عالم و همه خواص پدیده ها را خداوند به جهان عرضه کرده است (چنانچه قبلاً بطور مفصل بحث شد) پس از این دیدگاه که سرچشمه همه علل و حوادث جهان خداوند است، خداوند آنها را از جمله رفتار بشر را به خود نسبت می دهد و این امر به خاطر آنست که بشر از علت اولیه جهان غافل نباشد و جهان را در شکل مادی ملموس آن ننگرد و یا راه شرک را پیش نگیرد)**زیرنویس=به کتاب های “خدا از دیدگاه قرآن” و “توحید افعالی” مراجعه کنید.@

اما از طرف دیگر چون انسان دارای اختیار و اراده است

**صفحه=۲۹@

طبعاً رفتارهای او که ناشی از قدرت اراده و تفکر اوست به خود او نسبت داده می شود، پس از یک دیدگاه کلی و جهانی همه اعمال بشر نسبت به خدا داده می شود و از دیدگاه خود پدیده ها نسبت به خود انسان.

بیجا نیست که در روایات متعددی که در این باب آمده به وضوح این مطلب توضیح داده شده است، از جمله:

“علی علیه السلام از زیر دیوار مایلی که خطر خراب شدن داشت به طرف دیگر رفت، شخصی عرض کرد که یا امیرالمؤمنین از قضاء خداوند فرار می کنی؟ فرمود از قضاء خدا به قدر خدا پناه می برم.

علی علیه السلام فرار از دیوار خراب را قدر خدا می داند زیرا خداوند مقرر فرموده بشر آزاد باشد، می تواند با اختیار خود بایستد و دیوار بر سرش خراب شود و می تواند با اختیار خود از محیط خارج شود، در هر حال هر دو صورت قضا و قدر الهی است”**زیرنویس=به کتاب “کودک فلسفی” ج ۱ ص ۱۳۳ مراجعه کنید.@

آری اگر امیرالمؤمنین بایستد و دیوار خراب شود طبق نظام آفرینش بر او خطر وارد خواهد آمد و اگر هم برود

**صفحه=۳۰@

طبعاً دیوار بر روی او خراب نخواهد شد و آسیب نخواهد دید و این امر هم طبق نظام آفرینش است، یعنی براساس قضا و قدر الهی است، دیوار تا مرز معینی (قدر) آسیب می رساند و خروج از آن مرز فرار از آسیب است، انسان هم می تواند برود یا نرود (قدر اوست) هر دو اگر رخ دهد قضا و قدر الهی رخ داده در هر دو صورت می توان کار را به خدا نسبت داد و در هر دو صورت می توان به انسان.

در این زمینه در تاریخ اسلامی شواهد فراوانی هست که مراجعه کنندگان می توانند از آنها بهره برداری کنند**زیرنویس=از جمله به کتاب شریف کافی جلد ۱ باب قدر و باب استطاعت و کتب دیگر حدیثی و تاریخی مراجعه کنید.@

در این صورت روشن گردید که چرا در قرآن گاهی رفتار بشر به خدا نسبت داده می شود و گاهی نسبت به انسان و با اینگونه شناخت از قرآن که به راهنمایی های دقیق پیامبر عالیقدر اسلام و پیشوایان مکتب تشیع می باشد، راه هرگونه تأویل و توجیه و تفسیر شخصی و عملاً سوء استفاده های مضری که می شود را می بندد و بینش ژرف و عمیق قرآن را نسبت به خدا و انسان روشن می گرداند که همه چیز به قضا و قدر الهی

**صفحه=۳۱@

است و انسان مسئول اعمال خود و سرنوشت خود است.

امیدواریم با این بحث بسیار فشرده و کوتاه توانسته باشیم سیمای نسبتاً روشنی از قضا و قدر از دیدگاه اسلام را در اختیار علاقمندان قرار داده باشیم، امید است با مراجعه به کتب عمیق و ارزنده ای که در این زمینه مستقیم یا غیر مستقیم بحث کرده اند اطلاعات همه جانبه تری در ابعاد مختلف این موضوع بدست آورند.

پایان

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , , , ,

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


شفاف (شبکه فعالان انقلابی فضای مجازی)
شفاف (شبکه فعالان انقلابی فضای مجازی)
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
اصفهان شرق
اصفهان شرق
وعده صادق
وعده صادق