یکشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۵
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۰۷:۳۶ - ۱۳۹۴/۰۸/۱۹
جوانمردی و پهلوانی
فتوت، فضیلت فراموش شده (قسمت دوم)
 بازنمایی خصلت‌های فتوت و پهلوانی در تولیدات رسانه‌ای ایران و غرب   

بازنمایی خصلت‌های پهلوانی و فتوت و نسبت آن با انقلاب اسلامی ایران، تصویری که تلویزیون ایران در پیش چشم مخاطب خود به نمایش می گذارد، و سوء استفاده‌هایی که مستندهای ماهواره‌ای در زشت نشان دادن سنت‌های باستانی ما انجام داده‌اند، از دغدغه‌های این مقاله است...

ندای اصفهان- جواد جلوانی (کارشناسی ارشد مدیریت رسانه دانشگاه صداوسیما)/

در قسمت اول (اینجا)، با مبانی نظری خصلت های فتوت و پهلوانی با مراجعه به تاریخ و فتوت نامه ها آشنا شدیم. حال به قسمت چهارم مقاله که همان بررسی عملی تولیدات رسانه ای است می پردازیم.

***

۴- فتوت در تولیدات رسانه‌ای

کولمن و روز[۱۶] (۲۰۱۰)، در کتاب «رسانه و عامه: «آنها» و «ما» در گفتمان رسانه­ ای»، رسانه­ های ارتباط جمعی را «ابزارهای گفتمانی» در نظر می­ گیرند. این ابزارهای گفتمانی مسیری را فراهم می­ کنند تا به راحتی از ذهنی به ذهن دیگر حرکت کنیم. راهی که چارچوب­ های بازنمایی را برای طرح­ ریزی کاملا منظم فراهم می­ کند و هسته مرکزی بازنمایی را با هدف در دست گرفتن قدرت تشکیل می­ دهد. در ادامه به بررسی اجمالی تولیدات رسانه‌ای در زمینه آیین فتوت و جوانمردی (به تفکیک رسانه ملی جمهوری اسلامی و بازنمایی‌های رسانه‌های غربی) می‌پردازیم.

دریافت فایل کامل این مقاله: دانلود

۱-۴- تولیدات در رسانه ملی

امروزه رسانه­ ها نقش تعیین کننده­ای در نگاه ما به دنیای پیرامونمان بازی می­ کنند. این مالکان و فعالان عرصه رسانه­ ها هستند که اولویت­ های فکری ما را تعیین می­ کنند. به بیان دیگر، آنها به ما می­ آموزند که به چه ابعادی از مسائل توجه کنیم و چه چیزهایی را از نظر دور داشته باشیم. «رسانه­ ها فراگیرترین و موثرترین نهاد تولید، بازتولید و توزیع دانش و معرفت در مقایسه با سایر نهادهای آگاهی و شناخت در جهان جدید هستند» (مهدی­ زادی، ۱۳۸۵) و با در نظر گرفتن این اهمیت است که نمی‌توانیم به راحتی از مسائل به ظاهر جزئی نیز بگذریم و عبور کنیم. کمتر کسی را می‌توان یافت که از وسایل ارتباط جمعی استفاده نکند و استفاده از رسانه‌ها با اهدافی چون آموزش، سرگرمی و کسب اخبار و اطلاعات به یک رفتار متعارف اجتماعی تبدیل شده است. در این میان تلویزیون به دلیل وسعت و فراگیرتر بودن، نقشی برجسته در این تنوع رسانه‌ها دارد و از نقش غیرقابل انکار آن نمی‌توان به سادگی عبور کرد. از اینرو توجه بسیاری از فرهیختگان و صاحب‌نظران به سمت سیمای جمهوری اسلامی ایران جلب شده است و بسیاری درصدد بازخوانی روندهای حاکم بر آن و تعیین نسبت‌های آن با گفتمان شیعی انقلاب اسلامی ایران می‌باشند.

نکته آنجاست که درصورت بی‌توجهی به بازنمایی صحیح سرمایه‌های ملی، علاوه بر آنکه ارزش‌های اخلاقی جامعه خود را از دست خواهیم داد بلکه عرصه را برای جولان بیشتر رسانه‌های بیگانه و تأثیرگذاری مضاعف بر ذهن مخاطب نیز بازتر خواهیم نمود. انقلاب اسلامی ایران، بلافاصله پس از به پیروزی رسیدن، به دلیل اهداف و شعارهای خود، مورد هجمه‌های بی‌سابقه و انواع دشمنی‌ها توسط کشورهای بیگانه قرار گرفت. در این بین رسانه‌ها به دلیل ماهیت پیچیده‌ی خود نقش پررنگی در این دشمنی ایفا نموده‌اند. به طور مثال شاهد هستیم در مستندهای خارجی مانند «راگی در ایران»[۱۷]، «مردان آتش»[۱۸]، «طعم ایران»[۱۹]، «روزی روزگاری ایران»[۲۰] و… به بازنمایی زورخانه (در کنار دیگر عناصر این مستندها) پرداخته‌اند. در این مستندها علاوه بر زشت نشان دادن ورزش باستانی ایرانی‌ها (با تکنیک‌های فیلمبرداری و رسانه‌ای مختلف)، زورخانه محفلی برای طبقات فقیرنشین و سطح پایین جامعه و در نهایت محفلی برای پرورش تروریست می‌باشد (که در ادامه بدان اشاره خواهیم کرد).

مستند راگی در ایران

مستند مردان آتش مستند طعم ایران مستند روزی روزگاری ایران

به نظر می‌رسد غفلت خود ما این فرصت را بیش از پیش در اختیار رسانه‌های رقیب قرار خواهد داد و شایسته است که ابتدا شناخت صحیحی نسبت به این سرمایه‌ها پیدا نموده و سپس با تدقیق بر نقاط ضعف و قوت، محصولات مناسبی را جهت اثرگذاری بر مخاطب ایرانی و البته مخاطب جهانی تولید نمود.

این نگاه‌های استراتژیک، رسالت صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران را سنگین‌تر خواهد کرد و این درحالی است که بازنمایی صورت گرفته از خصلت‌های پهلوانی و فتوت در سیمای جمهوری اسلامی ایران در بسیاری از موارد با آنچه ما در ادبیات و فرهنگ غنی خود از مرام‌های فتوت و پهلوانی می‌شناسیم بیگانه است و بلکه بیشتر در ترویج ناجوانمردی بوده است. به طور مثال سریال‌هایی مانند پس از باران، در پناه تو، تب سرد، ستایش، مدینه، نرگس، آوای باران… همگی بر مبنای خیانت هستند و تعجب آنجا زیاد می‌شود که حسن فتحی که کارگردانی سریال‌های خوب «پهلوانان نمی‌میرند» و «شب دهم» را در کارنامه خود دارد موضوع خیانت مرد به همسرش را دستمایه ساخت سریال «زمانه» می‌کند.

به عنوان یک نمونه شاخص می‌توان به سریال «راستش را بگو» به کارگردانی «محمدرضا آهنج» اشاره کرد که در سال ۱۳۹۱ در ۲۶ قسمت ۳۰ دقیقه‌ای از شبکه یک سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شد و داعیه دار فتوت و جوانمردی بود.

داستان سریال در خصوص جمعی از دانشجویان به همراه استاد آنان (خانم دکتر سارا مستور) است که با تأسیس یک انجمن (خانه همدلان) درصدد کمک و مشاوره به مردم از کانال مترو بوده و در این حین با مسائل و مشکلات جامعه و مردم آشنا می‌شوند.

سریال راستش را بگو

سریال در چند لایه به مسائل جمعی و فردی جامعه امروز ایران می‌پردازد. در یک محور، علیرضا مولایی قرار می‌گیرد که برای پایان‌نامه کارشناسی ارشد خود با موضوع «آسیب شناسی دروغگویی در کلان‌شهرها» درحال تحقیق میدانی است و به خاطر عکس گرفتن در مترو دستگیر شده و مورد بازجویی قرار می‌گیرد. در لایه بعدی افراد امنیتی (وزارت اطلاعات) هستند که به حرکات و رفتار این دانشجو در فضای عمومی ‌جامعه مشکوک‌اند و تمامی کارها و رفتارهای «علی مولا» و دوستانش را تحت نظر دارند و فعالیت‌های آنها را به سرویس‌های جاسوسی خارجی مرتبط می‌دانند. در لایه‌ی دیگر رفقای همرزم دوران دفاع مقدس را در نقش‌های امروزی استاد، معلم، وکیل، راننده تاکسی و مسئول اتاق کنترل مترو می‌بینیم که به عنوان ناظر و گاه حامی معنوی این گروه ظاهر می‌شوند.

هرچند این سریال بسیار پر رنگ و لعاب و خوش ساخت بود اما به دور از حواشی نبود و پس از پخش نیز انتقادات به این سریال چندان بالا گرفت[۲۱] که تهیه کننده این مجموعه خانم «فاطمه ثمرقندی» مخالفان را به مناظره تلویزیونی دعوت کرد، چیزی که از برگزاری آن خبری در دست نیست! پیرامون سریال راستش را بگو به نتایج قابل توجهی می‌رسیم و درحالی که به فتوت ارائه شده در فتوت‌نامه‌ها گریزی می‌زند اما به نظر می‌رسد این سریال به دنبال نگاه جدید و مدرنی از این آیین باستانی بوده و مدل خاص خود را ارائه داده است. در سریال «راستش را بگو» مبارزه با ظلم جای خود را به ترمیم آسیب‌های اجتماعی همچون دروغ و اعتیاد و دست فروشی داده است، استاد “برخلاف نگاه سنتی” خود خاکستری و صاحب اشتباهات مختلف است، تشریفات‌زدایی در ادبیات فتوت رخ داده، «زورخانه» گاه تمسخر شده و جای خود را به «خانه همدلان» می‌دهد و درنهایت یک نگاه «نخبگانی دانشگاهی» به جای نگاه «سنتی صنفی» بر فتوت مدرن این سریال حاکم می‌شود.

به نظر می‌رسد ما (رسانه ملی) به خوبی نتوانسته‌ایم از ظرفیت‌های بومی و ایدئولوژیک خود بهره لازم را ببریم این در حالی است که ادبیات و فرهنگ بومی «فتوت» دارای ظرفیت‌های فراوانی است که می‌توان از آن بهره گرفت؛ فتوت هم به عنوان گفتمان، هم آیین، هم سبک زندگی و هم روش تبلیغ و غیره می‌تواند چشم‌انداز خوبی برای ما باشد.

جا دارد اشاره کنیم که درحالیکه فیلمنامه‌های اکثر سریال‌ها انباشته از تراوشات ذهنی جمعی از فیلمنامه نویسان شده است، چه خوب است که تهیه کنندگان صداوسیما از داستان‌های واقعی و تاریخی و یا حتی از رمان‌های اصیل مشهور جهت ساخت فیلم استفاده نمایند. شاید بتوان به تولید رسانه‌ای اصیلی همچون انیمیشن «پهلوانان» (پوریای ولی)[۲۲] به کارگردانی «سیاوش زرین آبادی» اشاره کرد، اما تولیدات از این دست بسیار کم بوده است. داستان این مجموعه در شهر خوارزم، از شهرهای خراسان قدیم، در قرن هشتم هجری قمری می‌گذرد. شخصیت اصلی این قصه، پهلوان محمود قتالی خوارزمی، ملقب به پوریای ولی، شاعر، عارف و ورزشکار نامی ایران‌زمین است. او دارای شغل آهنگری بوده و ضمناً صاحب و اداره‌کنندۀ تنها زورخانۀ شهر نیز هست که در آنجا معرفت، آزادگی و آداب و اخلاق جوانمردی و پهلوانی و فنون کُشتی را به شاگردان خود می‌آموزد و به همراه آنها به مبارزه بر ضد ظلم حاکم، داروغه و گزمه‌ها می‌پردازند.

شایان ذکر است که در این تحقیق فرصتی برای اشاره به تولیدات «سینمای ایران» نشده است چراکه خود مثنوی هفتاد من کاغذ است و هیچ مدیریت بالادستی نسبت به آن پاسخگو نیست. این درحالی است که تولیدات آن اکثرا بر اساس فروش گیشه است و هیچ ابایی از طرح و ترویج خیانت (در عوض فتوت و جوانمردی) در خود نمی‌بیند. به طور مثال در فیلم‌های «برف روی کاج‌ها»، «گشت ارشاد»، «زندگی خصوصی»، «زندگی خصوصی آقا و خانم میم»، «چهارشنبه سوری»، «درباره الی»، «نقاب»، «کلاغ پر»، «من همسرش هستم»، «دوباره با هم» و … سراسر طرح خیانت و ناجوانمردی زن و شوهر و افراد به یکدیگر است.

۲-۴- تولیدات و مستندات خارجی

در اینجا به برخی تولیدات رسانه‌ای و تلویزیونی خارجی که به ویژه از منظر بازنمایی دارای اهمیت هستند اشاره می‌کنیم.

توضیح آنکه ایران به دلیل ماهیت استراتژیک و ایدئولوژیک خود مورد توجه مستندسازان خارجی بسیاری قرار گرفته است. در این بین سوژه‌های مختلفی برای این مستندسازان نقطه‌ی توجه بوده است که از این موارد می‌توان به زورخانه‌ها و ورزش پهلوانی زورخانه‌ای اشاره کرد. اما متأسفانه بازنمایی صورت گرفته از ورزش آیینی زورخانه‌ای ناصحیح و پرسش برانگیز بوده و با آنچه ما در ادبیات و فرهنگ غنی خود از مرام‌های فتوت و پهلوانی می‌شناسیم به کلی بیگانه است؛ در حقیقت می‌توان این مورد را نیز قطعه‌ای از پازل هزار تکه‌ی ایران هراسی نام برد.

در این ژانر، مستندهایی همچون «راگی در ایران»[۲۳] (تولید بی‌بی‌سی انگلیسی)، «مردان آتش»[۲۴] (استرالیا)، مستند «دائی جان ناپلئون (کار کار انگلیس‌هاست)» (بی‌بی‌سی فارسی)، روزی روزگاری ایران[۲۵] (آمریکا)، طعم ایران[۲۶] (بی‌بی‌سی) و … از این دست هستند که مورد شناسایی قرار گرفته‌اند[۲۷].

این مستندها چه چیزهایی را به تصویر می‌کشند؟

هنگامی که گزارشگر به ایران می‌آید معمولا از چندین پدیده فیلمبرداری صورت می‌گیرد. در این مستندها اکثرا به سه شهر تهران، اصفهان و شیراز سفر می‌کنند که هرکدام با کیفیت‌های ویژه خود پایتخت مقطعی از تاریخ ایران هستند. این مستندها عموما به فیلمبرداری از رانندگی ایرانی‌ها، آثار باستانی، سفارت سابق آمریکا، دیوار نوشته‌ها، مردم، بازار، مسجد و غیره علاقه نشان می‌دهند. یکی دیگر از مکان‌هایی که به طور گسترده در مستندسازی‌های رسانه‌های بیگانه به چشم می‌خورد همانا بازنمایی ورزش باستانی زورخانه‌ای است. نکته آنجاست که این بازنمایی با آنچه ما از ورزش پهلوانی و مرام جوانمردی در ادبیات، آثار و حافظه تاریخی خود داریم نه تنها شبیه نیست بلکه کاملا متفاوت است.

در این مستندها علاوه بر زشت نشان دادن ورزش باستانی ایرانی‌ها (با تکنیک‌های فیلمبرداری و رسانه‌ای مختلف)، زورخانه محفلی برای طبقات فقیرنشین و سطح پایین جامعه و درنهایت (در لفافه) محفلی برای پرورش تروریست معرفی می‌شود. در حقیقت از کشوری مانند ایران که در دنیای غرب به عنوان محور شرارت و حامی تروریست یاد می‌شود، جای هیچ تعجبی نیست که ورزش باستانی آن نیز اینگونه باشد. در این مستندها «میل» سمبلی از گرز، «سنگ» سمبلی از سپر، «کباده» سمبلی از تیروکمان و چرخ زدن ورزشکار در وسط گود سمبلی از میدان و عرصه رزم است.

باید دانست که به روایت تاریخ، این سمبل‌ها غیر قابل انکار است. چه آنکه در زمان حمله اعراب یا در زمان حمله مغول (و یا دیگر زمان‌ها و حکومت‌ها) که ایران به دست بیگانه تسخیر شد و کسی حق حمل سلاح و آموزش نظامی نداشت، ذهن هوشمند ایرانیان ورزشی را شبیه‌سازی کرد که از طریق آن بتواند آمادگی نظامی خویش را حفظ نموده و به اهداف و برنامه‌ریزی‌های آتی خود بپردازد.

اما این تنها یک طرف قضیه است که به تصویر کشیده می‌شود؛ لیکن ما آنچه از زورخانه می‌شناسیم فراتر از این مباحث است و زورخانه همواره برای ما گره خورده با مفهوم ورزش پهلوانی و جوانمردی بوده است. همچنین زورخانه همواره کارکردهای مفیدی داشته که از آن می‌توان به حمایت از فقرا، حمایت از مظلوم و مقابله با ظلم اشاره کرد. پر واضح است که این زوایا در مستندهای بازنمایی ایران مفقود است و البته بعید است با سرمایه گذاری‌ها و پژوهش‌های قوی‌ای که غرب در تولید آثار خود دارد بتوان این مسأله را به حساب جهل فیلمساز قرار داد؛ و این موضوعی است که در جای خود به راحتی قابل اثبات است.

۵- جمع‌بندی و نتیجه‌گیری

شیعه همواره در طول تاریخ مکتب عدالت و آرمانخواهی بوده است و به دلیل داشتن ایده‌آل‌هایی در ذهن، همواره سر ناسازگاری با حکومت‌های طاغوت و ناحق زمان داشته است. ادامه‌ی منطقی این آرمانخواهی همان انقلاب اسلامی ایران است که می‌توان آن را تداوم راه پیام‌آوران الهی عموما و پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه وآله وسلم) و جانشینان راستین آن حضرت خصوصا، محسوب کرد و رهبری حضرت امام خمینی قدس سره الشریف همانا وراثت نایبان عمومی آن پیشوایان دینی بوده است؛

در اینجا است که اهمیت استفاده از سرمایه‌ها و ظرفیت‌های تاریخی، بومی و آیینی مطرح می‌شود؛ سرمایه‌هایی که با ارزش‌های متعالی انقلاب پنجاه و هفت و ۱۴۰۰ سال تنفس در فرهنگ تشیع و اهل بیت علیهم السلام همخوانی داشته باشد و بلکه به عنوان مبلغ و مروج فرهنگ آن عمل کند. آیین دیرینه فتوت و جوانمردی یکی از این وجوه است که اگر به طور خاص بخواهیم سخن بگوییم لازم است خصلت‌های فتوت و پهلوانی را در آیینه صدها سال ژرف اندیشی و آرمانخواهی تشیع ایرانی بهتر بشناسیم همچنانکه در ادبیات و آثار و حافظه شفاهی مردم ما سخنان و داستان‌های فراوانی پیرامون پهلوانان و آیین جوانمردی به چشم می‌خورد.

در اینجا ذکر چند مسأله حائز اهمیت است که به ذکر آن می‌پردازیم؛

۱) هیچ دین و آیین و قوم و طایفه‌ای نیست که دلاوری و بخشندگی و یاری رسانی و دستگیری از بی‌پناهان را نستاید و از دارندگان این خصایل، به نیکی یاد نکند؛ اما چه می‌شود کرد که این صفات نیکو- همچون دیگر ویژگی‌های انسانی- به یکسان میان تمام آدمیان تقسیم نشده است و همه فرزندان آدم در برخورداری از آن، همسطح و همطراز نیستند؛ به گونه‌ای که صفات مذکور در برخی افراد به عنوان وجه غالب شخصیتی نمایان می‌شود و در برخی دیگر بی‌آنکه چندان جلوه‌ای داشته باشد، در لابلای سایر خصوصیات نهاده شده است و در برخی دیگر هیچ نمودی از آنها به چشم نمی‌خورد. بدین ترتیب از دیرباز کسانی بوده‌اند که منش و مرامشان، مهربانی، دست و دلبازی، شجاعت و دلیری، یاری و غمخواری و رسیدگی به کار دیگران بوده و پیوسته کوشیده‌اند که پشت و پناه مردم و حامی محرومان و مظلومان باشند. وجود این صفات اخلاقی و روحی، ایشان را بر آن می‌داشته که بیش از دیگران متوجه قوای جسمانی و زورمندی و درنتیجه حفظ و تداوم تندرستی خویش باشند و پیداست که ورزش و کارهای سنگین بدنی، آنها را در رساندن به چنین مقصودی یاری می‌کرده.

به همین جهت از قدیم الایام گروه‌های عمده‌ای را دارنده همان صفات نیکو و خصایل ممتاز می‌بینیم که به آنها فتیان می‌گوییم. پهلوانان اسطوره‌ای، عیاران، جوانمردان، فتیان، اخیان و… نام‌هایی است که در طول تاریخ دور و درازمان به این افراد داده شده که گاه در قالب فعالیت انفرادی و شخصی ظهور کرده و گاه در قالب گروهی و حزبی[۳۰]. بی‌گمان آنچه اهمیت بیشتر داشته و پایدارتر بوده، فعالیت جمعی بوده که باتوجه به فقدان مراجع قانونی و دولتی دادگستر یا نهادهای رفاهی عمومی، می‌توانسته مردم بیشتری را زیر پر و بال خود بگیرد و یا مردانه‌تر و قوی‌تر در برابر زورگویان بایستد. ضمن اینکه جذابیت این صفات، همیشه عده زیادی را به سوی خود می‌کشانیده و همواره جمعی از دادخواهان، به ویژه جوانان، آماده پیوستن به چنین گروه‌هایی بوده‌اند.

حال این پرسش اصلی مطرح می‌شود که مناسبت اصول جوانمردی با دوران ما چیست؟ و کدام بخش از این قواعد و اصول می‌تواند مساعدتی به انسان امروز نماید یا حاجتی از او رفع کند؟

در پاسخ می‌توان به موارد متعددی اشاره کرد که ضمن تربیت روحی و اخلاقی انسان در روزگار مدرن، او را برای یک سبک زندگی و پذیرش و مراعات قواعد مهمی که از جمله حقوق اساسی است، آماده می‌سازد. یک نمونه مهم و جالب در این زمینه، رواداری آیینی یا شکیبایی و احترام مذهبی است. امری که عدم پایبندی بدان موجب گسترش جاهلیت شده و جهان ما را درگیر مصایب و خون ریزی‌های ناروا کرده است. در کشور ما هم خسارات این مسأله کم نبوده و در سراسر تاریخ ملاحظه شده است. از جنگ میان معتزله و اشاعره، تا نزاع سنی و شیعه، و جنگ میان اخباریون و اصولیّون و… جلوه‌هایی از این نزاع فرساینده است.

۲) از دید بسیاری از متفکران داخلی و خارجی (Siddigui and others, 1980)، تفاوت مهم انقلاب اسلامی ایران با انقلاب‌های دیگر نظیر روسیه و چین در این است که «سیستم ارزشی» که ملت ایران را در موقعیت انقلابی اسلام قرار داد، برای نزدیک به ۱۴۰۰ سال در ایران حضور داشت. به عبارت دیگر، انقلاب‌های دیگر ایدئولوژی‌های بیگانه را وارد کرده و به کشورشان خوراندند. این در حالیست که در ایران «سیستم ارزشی اسلام» که برای ۱۴۰۰ سال توسط مردم حفظ شده بود، خودش را در برابر قدرت حاکم به رخ کشید. بنابراین می‌توان چنین ایده‌ای را مطرح کرد که این سیستم ارزشی یک سرمایه گران‌بها است که می‌توان از ظرفیت‌های آن به خوبی استفاده کرد.

اصول و مبانی بسیار متنوع این سیستم که مبتنی بر ایدئولوژی شیعه و برگرفته از کتاب و سنت است را می‌توان اینگونه برشمرد: خلافت الهی، امت واحده، امامت و رهبری، اصل ولایت فقیه، نفی استکبار و وابستگی به آن، ظلم ستیزی، اصلاح جویی و مبارزه دائم با فساد، دفاع از حقوق مظلوم، پیکار و جهاد علیه دشمنان خدا، عقل و تجربه سیاسی، مساوات و رفع تبعیض، نفی سلطه بیگانه، سازش ناپذیری دربرابر دشمنان، احتیاط در برخورد با دشمنان، صلح گرایی، پاسداری از امنیت، حرکت زایی، عصیان در برابر ناراستی، ترقی خواهی، تحول طلبی، و آرمانخواهی… و هر زمان که شیعه از این ویژگی‌ها تهی شده باشد، خاصیت اثربخشی خود را در همه زمینه‌ها از دست داده است (خدایاری، ۱۳۸۰). بنابراین ارگان‌های نظام جمهوری اسلامی ایران علی الخصوص صداوسیما به عنوان یک دانشگاه انسان‌ساز و دستگاه مروج و مبلغ این ارزش‌ها چه خوب است که رودربایسی با اشخاص و جریان‌ها را کنار گذاشته و مبنای تولیدات خود را بر اساس محکمات و همین ویژگی‌ها و خصوصیات ذکر شده بنا نهد کما اینکه تا کنون نیز در اکثر موارد چنین بوده و موفقیت‌های چشمگیری نیز داشته است.

اما در مورد موضوع خاص این تحقیق باید گفت که لازم است فرهنگ ارزشمند آیین‌های پهلوانی، فتوت و جوانمردی، که با تفکر ایرانی، انقلابی و شیعی گره خورده است را بیشتر بشناسیم و صداوسیما نقش پر رنگ‌تری را در احیا و محافظت از آن ایفا نماید و باید بتوان این خصیصه‌ها را در تولیدات رسانه‌ای مشاهده کرد.

البته ذکر این نکته لازم است که نمی‌خواهیم اغراق کنیم و بگوییم که باید مردمانی با منش جوانمردان هزار و صد سال پیش در بلخ و بخارا و نیشابور تربیت کرد و پرورش داد؛ اما به جرأت می‌توان گفت که بسیاری از آموزه‌ها و عبارات و حکایات آن جوانمردان، می‌تواند بخش پنهان و از یاد رفته‌ای از فضایل انسانی را در وجود ما احیا کند و فلسفه‌ای برای نوع دوستی و بخشش و گذشت و فروتنی به ما عرضه نماید.

و باز لازم به ذکر است که جوانمردی را نباید به آداب و مناسکی خاص، و غالبا ظاهرگرا و ظاهرآرا، فرو کاست بلکه «این نظام اخلاقی و اعتقادی، نوعی هستی شناسی و انسان شناسی در هم تنیده را به مخاطب ارائه می‌کند که در پی آن، انسان معمولی و اسیر زندگی روزمره، به شوریده‌ای از خود گذشته و کریم و دلیر و در عین حال فروتن و درست کردار بدل می‌شود» (رضوی، ۱۳۹۱، ص ۹).

یک وجه دیگر از این هستی شناسی و انسان شناسی توأمان، احیای نوعی آرامش روانی و درونی، برای انسان آشفته و مضطرب است؛ امری که قدما از آن به رضا و اطمینان نفس و آرامش وجدان تعبیر کرده‌اند و امروزیان با عناوین ثبات روحی و حفظ تعادل زندگی و تنظیم سلامت روانی از آن نام می‌برند.

۳) زورخانه به عنوان میراث دوران فتوت و جوانمردی و گره خورده با قسمتی از تاریخ و فرهنگ ملی و دینی ما محسوب می‌شود اما متأسفانه امروز زورخانه‌ها در حال از بین رفتن‌اند و در نهایت تبدیل به باشگاه بدن‌سازی شده‌اند! امروز قواعد کشتی پهلوانی با تأسیس فدراسیون‌ها (که قدمت آن‌ها چندان طولانی نیست)، مقداری با سابق فرق کرده و قواعد سنجیده‌تر، قانون‌مندتر و رسمی‌تر است اما حکمت و خاستگاه آن، و نیز جنبه‌های اخلاقی و آیینی آن همچون سابق نیست و به نظر می‌رسد در ضمیر شرکت کنندگان و حاضران کاهش یافته و بیش از پهلوانی، ماهیت قهرمانی به خود گرفته است (گاهی برای رقابت پا از حیطه ادب و منش جوانمردی فراتر نهاده می‌شود).

در اینجا نیز رسانه ملی می‌تواند نقش بسزایی را ایفا نماید و با فرهنگ‌سازی، آب رفته را به جوی بازگرداند و در حفظ هویت زورخانه‌ها و اتصال آنها به مرام فتوت و جوانمردی کوشا باشد.

در مسأله زورخانه روایت‌های مختلفی وجود دارد و ممکن است شبهه‌ای پیش بیاید که عده‌ای با کم لطفی بدان نگاه کنند. در روایتی، چرخ زدن ورزشکاران در گود زورخانه را برگرفته از همان رقص و سمای صوفیان عنوان کرده‌اند و یا ریشه برخی آیین‌ها را در تفکرات صوفیان جستجو کرده‌اند (بنابراین به دیده مثبت بدان نمی‌نگرند). در زمینه این مسأله منابع دقیقی وجود ندارد چراکه ریشه‌ی فعالیت‌های اصحاب فتوت به صورت پنهان و مخفیانه بوده است بنابراین طبیعی است که همه‌ی این آثار در هاله‌ای از ابهام باقی بمانند و شیوه‌ی ما در این زمینه می‌بایست به صورت اجتهاد در تاریخ محسوب گردد.

در اینجا محل تفصیل نیست اما در یک معنای عام می‌توان گفت حتی برخی گرایشات صوفی‌گری، مرز خود را با گرایشات شیعی از دست می‌دهند و در چشم خیلی‌ها یکی تصور می‌شوند. به طوری که شاهد هستیم در آثار مستشرقین در بسیاری موارد صوفی را همان شیعه نام برده‌اند و آنها را همگی به یک چشم و به یک عنوان نام گذاری کرده‌اند.

پیرامون خاستگاه شیعی اهل فتوت سخن گفتیم و در اینجا صرفا به مصداق الکلام یجر الکلام سخنی از هانری کربن (۱۳۶۳، ص ۱۰) را می‌آوریم که می‌گوید: «جوانمردان چه کسانی بودند و چه آیین‌هایی داشتند؟ جوانمردان در ایران و فتیان در دیگر بلاد اسلامی یک شاخه از مسلمان شیعی مسلک بودند که به تبع عرفای نامدار سده‌های نخستین اسلام کوشیدند به باطن و درون احکام شریعت دست یابند و عشق و محبت و حرمت به میثاق دوستی و وفای به عهد را که در بطن این قوانین و احکام نهفته است مأخذ اعمال خود قرار دهند و احساسات رقیق و ادراک ظریف عارفانه را به کمک فتوت نامه‌های هر صنف و گروهی به اعماق جامعه ببرند و به مشتاقان و مستعدان بیاموزند.» / پایان

پی نوشت

[۱۶] Coleman & Ross, 2010

[۱۷] Rageh inside Iran

[۱۸] People of Flame

[۱۹] A Taste Of Iran

[۲۰] Once upon a time in Iran

[۲۱] وحید یامین‌پور با توجه به اینکه این سریال پس از فتنه ۸۸ به روی آنتن رفته است در نقد این سریال می‌گوید: «راستش را بگو» مانیفست تقلبی یک دروغ بزرگ است. آن دروغ بزرگ، دروغگو بودن نظام است. مخاطب این جمله‌ی امری، خود نظام است که به مردمش اعتماد ندارد، بیخود مزاحم آنها می‌شود و دست آخر می‌فهمد که اشتباه کرده و باید استعفا بدهد! اینکه آتیلا پسیانی نامی جز «مسوول» ندارد بسیار قابل توجه است. این مسوول دست آخر عذاب وجدان می‌گیرد و به مردم کشور می‌پیوندد. «راستش را بگو» جوانان ایران را فرا می‌خواند تا دست در دست هم بدهند و نمونه‌هایی از شبکه‌های اجتماعی غیر رسمی را در شهرها تشکیل دهند تا به مقابله با دروغ سازمان یافته‌ی نظام بروند و از همان ابتدا هم با ظرافت آنها را از سختی‌هایی مثل بازجویی و تعقیب سیستم امنیتی آگاه می‌کند».

[۲۲] مجموعۀ «پهلوانان» در دو سری ۱۳ قسمتی (هر قسمت ۳۰ دقیقه) در مرکز پویانمایی صبا تولید شده است که به نقل از سایت «سروش سیما» بسیار محبوب و پر فروش بوده است.

[۲۳] Rage inside Iran

[۲۴] Journy to the ends of the earth: People of Flame

[۲۵] once upon a time in Iran

[۲۶] A taste of Iran

[۲۷] همچنین ر.ک. بازنمایی اسلام در فیلم‌های سینمایی غرب قبل و بعد از ۱۱ سپتامبر؛ نشانه شناسی فیلم‌های محاصره و غیرقابل تفکر، نادیه خوش‌نظر، رساله کارشناسی ارشد، دانشگاه علامه طباطبایی

[۲۸] در این زمینه به کتابی با ۳۰۰ سال قدمت با نام «هاگاکوره، (کتاب سامورایی)» نوشته «یاماموتو چونه تومو»، نشر چشمه، مراجعه فرمایید.

[۲۹] همچنین در مورد نحوه منحرف شدن این فرقه به کتاب «شوالیه‌های معبد (مبانی نظری فراماسونری جهانی)»، نوشته هارون یحیی، انتشارات هلال (مؤسسه فرهنگی مهدی موعود)، مراجعه فرمایید.

[۳۰] به طوری که در متون تاریخی می‌بینیم پیغمبر گرامی اسلام نیز در جوانی خود عضو یک گروه جوانمردی به نام «حلف الفضول» بود. ایشان به همراه عده‌ای از جوانان مکه اجتماع کردند و سوگند یاد کردند تا ستمدیدگان و افراد غریبه‌ای را که وارد شهر می‌شوند و مورد ستم زورمندان و اقع می‌شوند یاری کنند. حضرت پیامبر صل الله علیه وآله در مورد این پیمان فرمودند:

«گرچه پیمان حلف‌الفضول بیست سال قبل از بعثت منعقد شد، اگر اکنون نیز مرا به آن پیمان دعوت می‌کردند می‌پذیرفتم» (سبحانی، ۱۳۷۷، ص ۱۸۴).

منابع و مآخذ

* قرآن کریم

* تفسیر مجمع البیان شیخ طبرسی

* گلستان و بوستان سعدی

* شاهنامه فردوسی

* لغتنامه علامه علی اکبر دهخدا (فرهنگ فارسی)

۱) آسابرگر، آرتور (۱۳۷۹). نقد فرهنگی، (حمیرا مشیرزاده، مترجم). تهران: انتشارات باز.

۲) ابن بطوطه، محمدبن عبدالله (۱۳۶۱). سفرنامه ابن بطوطه، (ترجمه محمدعلی موحد). تهران: انتشارات علمی و فرهنگی.

۳) ارجانی، فرامرز بن خداداد بن عبدالله (۱۳۸۸). سمک عیار، (با مقدمه و تصحیح پرویز ناتل خانلری)، انتشارات بنیاد فرهنگ ایران.

۴) افشاری، مهران (۱۳۸۸). فتوت و فتوت اصناف: چهارده رساله در باب فتوت و اصناف، تهران: نشر چشمه

۵) افشاری، مهران (۱۳۹۱). سی فتوت نامه دیگر: سی رساله ناشناخته در فتوت و پیشه وری و قلندری، تهران: نشر چشمه.

۶) انصاف‌پور، غلامرضا (۱۳۸۶). تاریخ و فرهنگ زورخانه و گروه‌های اجتماعی زورخانه رو، تهران: نشر اختران.

۷) بهار، مهرداد (۱۳۷۳). جستاری چند در فرهنگ ایران، تهران: انتشارات فکر روز.

۸) تهرانچی، محمد مهدی (۱۳۸۵). ورزش پهلوانی از دیدگاه ارزش، تهران: نشر امیرکبیر.

۹) حیدری، عاطفه (۱۳۹۱). بازنمایی ارزش‌های نشانه‌ای سبک زندگی ایرانی در تبلیغات پخش شده از رسانه ملی، رساله کارشناسی ارشد، تهران: دانشکده صداوسیما.

۱۰) خدایاری، ناصر (۱۳۸۰). ایدئولوژی و بسیج سیاسی در انقلاب ایران، تبریز: نشر سالار.

۱۱) دادگران، سیدمحمد (۱۳۶۱). خصلت های پهلوانی در ایران، تهران: صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران.

۱۲) رودنبولر، اریک دبلیو (۱۳۸۷). ارتباطات آیینی (عبدالله گیویان، مترجم). تهران: انتشارات امام صادق (ع).

۱۳) رضوی، سید مسعود (۱۳۹۱). تاریخ و فرهنگ جوانمردی، تهران: انتشارات اطلاعات.

۱۴) ریاض، محمد (۱۳۸۹). فتوت نامه: تاریخ، آیین، آداب و رسوم؛ به انضمام رساله فتوتیه میر سیدعلی همدانی، (به اهتمام جربزه دار، عبدالکریم)، تهران: انتشارات اساطیر، چاپ سوم.

۱۵) زرین کوب، عبدالحسین (۱۳۷۳). ارزش میراث صوفیه، تهران: نشر امیرکبیر، چاپ هفتم.

۱۶) سبحانی، جعفر (۱۳۷۷). فروغ ابدیت، ج ۱، قم: انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی.

۱۷) ستاری، جلال (۱۳۸۶). زمینه‌های اجتماعی تعزیه و تئاتر در ایران، نشر مرکز.

۱۸) شفیعی کدکنی، محمدرضا (۱۳۸۶). قلندریه در تاریخ: دگردیسی‌های یک ایدئولوژی، تهران: نشر سخن.

۱۹) صیرفی، هایده (۱۳۸۶). تاریخ‌نامه ورزش ایران‌زمین (مقاله هایده صیرفی)، کمیته ملی المپیک جمهوری اسلامی ایران.

۲۰) کاشفی سبزواری، ملاحسین واعظ (۱۳۵۰). فتوت‌نامه سلطانی، (به اهتمام دکتر محمدجعفر محجوب). تهران: بنیاد فرهنگ ایران.

۲۱) کاظمینی، کاظم (۱۳۴۲). نقش پهلوانی و نهضت عیاری در در تاریخ اجتماعی و حیات سیاسی ملت ایران: تعریف زورخانه و تحلیل ورزش باستانی، تهران: انتشارات بانک ملی.

۲۲) گودرزی، محسن (۱۳۹۱). بازنمایی ایدئولوژی انقلاب اسلامی در روزنامه واشنگتن پست: مطالعه سال‌های ۱۹۸۰ و ۲۰۱۰ میلادی، رساله کارشناسی ارشد، تهران: دانشکده صداوسیما.

۲۳) مهدی زاده، محمد (۱۳۸۷). رسانه‌ها و بازنمایی، تهران: دفتر مطالعات و توسعه رسانه‌ها.

۲۴) نفیسی، سعید (بی‌تا). سرچشمه تصوف در ایران، تهران: کتابفروشی طلوعی.

۲۵) هال، استوارت (۱۳۸۶). غرب و بقیه: گفتمان و قدرت، (محمود متحد، مترجم). تهران: نشر آگه.

۲۶) یغمایی، اقبال (۱۳۷۷). داستان‌های پهلوانی و عیاری ادبیات فارسی، تهران: انتشارات هیرمند.

۲۷) Coleman, S., & Ross, K. (2010). The Media and the Public: “Them” and “Us” in Media Discourse, London: Wiley-Blackwell Publication.

۲۸) Siddigui, K & others (1980). The Islamic Revolution: achievements, obstacles, and goals. London: Open Press in association with the Muslim Institute.

برچسب‌ها: , , , , , , , ,

FacebookTwitterGoogle+TelegramWhatsAppLineYahoo MessengerLinkedInPinterestTumblr

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


میدان نیوز
میدان نیوز
حوزه و روحانیت
حوزه و روحانیت
جوان انقلابی
جوان انقلابی
انقلابی شدن
انقلابی شدن
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات
تبلیغات
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز
وعده صادق
وعده صادق