دوشنبه ۱۳ تیر ۱۴۰۱
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۱۶:۰۰ - ۱۳۹۴/۰۸/۱۴

فتوت، فضیلت فراموش شده؛

بازنمایی خصلت‌های فتوت و پهلوانی در تولیدات رسانه‌ای ایران و غرب

بازنمایی خصلت‌های پهلوانی و فتوت و نسبت آن با انقلاب اسلامی ایران، تصویری که تلویزیون ایران در پیش چشم مخاطب خود به نمایش می گذارد، و سوء استفاده‌هایی که مستندهای ماهواره‌ای در زشت نشان دادن سنت‌های باستانی ما انجام داده‌اند، از دغدغه‌های این مقاله است...

ندای اصفهان- جواد جلوانی[1]- دکتر سید بشیر حسینی/
فرهنگ بومي هر ملتي خود يك سرمايه است و اين سرمايه نبايستي از بين برود. عدم شناخت صحيح نسبت به اين سرمايه‌ها موجب مي‌شود به راحتي ارزش‌هاي غني خود را از دست بدهيم. به عنوان مثال جوانمردي به مثابه يک ايده و نظام اخلاقي در تاريخ و فرهنگ ما محدوده‌هاي مشخصي دارد و به عنوان آرمان و عرفي مقبول و ستودني، همواره مورد توجه مردم اين سرزمين بوده و بايد در افقي گسترده‌تر مورد توجه قرار گيرد. عناويني همچون عياران، شاطران، سربداران و فتيان، در فرهنگ کشورمان ريشه‌ا‌ي ديرينه دارند و آنها سرسلسله‌ي خود را منسوب به شاه فتوت مولا علي (علیه السلام) عنوان مي‌دارند. فتوت داراي ظرفيت‌هاي مختلفي است که از آن جمله مي‌توان به ظرفيت‌هاي گفتماني و فکري، قابليت‌هاي تبلیغی، آييني و معنايي، و همچنين سبک زندگي اشاره کرد. بر این اساس، در مقاله پیش رو به بررسی روند حاکم بر تولیدات پخش شده از سیمای جمهوری اسلامی ایران پرداخته‌ایم.

بازنمایی خصلت‌های پهلوانی و فتوت و نسبت آن با انقلاب اسلامی ایران، تصویری که تلویزیون ایران در پیش چشم مخاطب خود به نمایش می گذارد، و سوء استفاده‌هایی که مستندهای ماهواره‌ای در زشت نشان دادن سنت‌های باستانی ما انجام داده‌اند، از دغدغه‌های مخصوص ماست.

جوانمردی و پهلوانی

در اينجا به نظريه‌اي که با مشاهده و مطالعه در فتوت‌نامه‌ها و همچنين مضامين احاديث اسلامي به آن رسيده‌ايم اشاره نماييم. با توجه به اين مباني بايد گفت «فتوت کل دين است» و طبق اين نظر، فتوت چيزي جز مؤمن واقعي بودن و به دنبال انسان کامل بودن نيست. در اين معنا، فتوت، از منظر نظري «روح ديانت»، و از منظر عملي »سبک زندگي مؤمنانه» است. با ذکر اين تفکيک می‌توان گفت که مراد از فتوت در تحقیق حاضر، مفهوم تدقيق و تعميق شده آن است.

دریافت فایل کامل این مقاله: دانلود

1- مقدمه و طرح مسأله

بازخواني هر رخدادي در فضاي پس از وقوع آن همواره دشوار و در عين حال هميشه يک ضرورت بوده و هست. اين دشواري و ضرورت درباره انقلاب اسلامي ايران که هنوز هم آثار نظري و عملي آن به عنوان بزرگ‌ترين و مردمي‌ترين انقلاب پاياني قرن بيستم در حوزه انديشه، جامعه‌شناسي و سياست مطرح است، بيشتر نمود و بروز دارد. هر وجهي از انقلاب را مي‌توان و بايد در درون گفتمان انقلابي ديد و فهميد. اين بايستگي و توان هم کنشگران انقلابي و هم نسل‌هاي پساانقلاب را در برمي‌گيرد.

يکي از اين وجوه گفتماني، بازنمایی تولیدات سيماي جمهوري اسلامي ايران است که توجه بسياري از قشر فرهيخته و دغدغه‌مند را به خود جلب کرده است و بسياري درصدد بازخواني روندهاي حاکم بر آن و تعيين نسبت آن با گفتمان شيعي انقلاب اسلامي ايران هستند.

بازنمايي خصلت‌هاي پهلواني و فتوت در سيماي جمهوري اسلامي ايران نيز يکي از همين دغدغه‌هاست که به نظر مي‌رسد برنامه‌هاي توليد شده در اين راستا در بسياري از موارد نتوانسته است نسبت صحيحي با ايدئولوژي انقلاب اسلامي برقرار نمايد و يا حداقل از ظرفيت‌ها و پتانسيل‌هاي موجود به خوبي استفاده نشده است. خواهيم ديد که اين خصلت‌ها داراي آرمان‌هايي است که در طي قرون با تفکرات ايراني و شيعي گره خورده است و امروز بايد بتوانيم از اين آرمان‌ها در راستاي ارزش‌هاي خود بهره‌برداري لازم را داشته باشيم.

توضيح آنکه بسياري از کارشناسان معتقدند که ايدئولوژي انقلاب اسلامي ايران «اسلام شيعي» است، و اين ايدئولوژي داراي اصولي است که نمي‌توان آن را ناديده گرفت؛ از آن جمله مي‌توان به: عدالت، ولايت و وصايت، ظلم‌ستيزي، عصمت، عترت، غيبت، اجتهاد، تقيه، تقليد و… اشاره نمود؛ در تحليل­ ايدئولوژي انقلاب اسلامي ايران و تعيين نسبت برنامه‌هاي تلويزيون ايران، لازم است تا همه اين فاکتورها را در نظر داشت (گودرزي، 1391).

از سوي ديگر ارزش‌هاي ايدئولوژيک انقلاب 57 ارزش‌هايي خلق الساعه و يک شبه نيست بلکه ريشه در 1400 سال تنفس در فرهنگ تشيع و اهل‌بيت دارد. اگر به طور خاص بخواهيم سخن بگوييم لازم است خصلت‌هاي فتوت و پهلواني را در آيينه صدها سال ژرف‌انديشي و آرمانخواهي تشيع ايراني بهتر بشناسيم. در ادبيات و آثار و حافظه شفاهي مردم ما سخنان و داستان‌هاي فراواني پيرامون پهلوانان و آيين جوانمردي به چشم مي‌خورد. اين مفهوم، در اعصار مختلف، گاه با عنوان عياران، گاه با عنوان فتيان، گاه شاطران، گاه قلندرها و… مطرح گشته‌اند. لغتنامه‌ي دهخدا 50 روستا با نام قلندريه و روستاهاي متعدد ديگري را با نام لنگر يا اسامي متشابه نام مي‌برد. سراسر کتب کلاسيک ايراني مانند شاهنامه فردوسي، تذکره الاولياء و منطق الطير عطار نيشابوري، اسرارالتوحيد شيخ ابوسعيد ابوالخير، سياست‌نامه خواجه نظام الملک، قابوس‌‌نامه کيکاوس بن اسکندر، خمسه نظامي، بوستان و گلستان سعدي، ديوان حافظ، مثنوي معنوي مولوي و… مشحون از آموزش‌هاي درخشان انساني آيين فتوت است. از ويژگي‌هاي شگفت فتوت، آرمان‌گرايي اجتماعي آن بوده که بر اصولي آييني رواج داشته و از قرون بعد از اسلام ده‌ها بلکه صدها کتاب در خصوص آن نوشته شده است و عياران و پهلوانان و شاطران موظف به پيروي از اصول طريقت آن بوده‌اند.

مي‌توان از صدها کتاب و رساله نام برد که تنها موضوع آنها در خصوص فتوت تأليف شده، مانند فتوت‌نامه سلطاني، تحفه الاخوان في خصايص الفتيان، رساله الفتيان سمرقندي، فتوت‌نامه شهاب الدين سهروردي، فتوت‌نامه نجم‌الدين زرين کوب، فتوت‌نامه يوسف کرکهري، فتوت‌نامه چيت‌سازان، فتوت‌نامه عطار، فتوت‌نامه ابوعبدالرحمن نيشابوري، فتوت‌نامه علي بن عبدالرسول، فتوت‌نامه تحفه الاخوان خواجه عبدالله انصاري، کتاب فتوت حنبلي، قواعد الفتوت عبدالرزاق کاشاني، رساله فتوت امام فخررازي، فتوت‌نامه منظوم ناصري سيواسي، رساله في الفتوت شيخ علاءالدوله سمناني، رساله فتوتيه ميرسيد علي همداني، فتوت‌نامه ابن معمار و… که تمامي مي‌توانند نمايشگر عواطف عالي انساني و مردم‌گرايي تاريخي ايرانيان باشد (افشاري، 1391).

ايرانيان حقانیقت را در آن دیدند که شعائر ائمه اطهار (عليه‌السلام) و علويان را بپذیرند و بناي عقايد شيعه را که مطابق تعاليم حضرت علي (عليه‌السلام) و ائمه جانشين وي از اصالت و حقيقت مبرهني برخوردار بود، به صورت آيين و مذهب خود درآورند و معتقداتي را پي‌ريزي کنند تا مردم ايران با دلبستگي به آن کوشاتر و جانبازتر باشند. احزاب و گروه‌هاي عياران، داراي سازمان‌هايي سياسي بوده که حلقه‌هاي آن در سراسر ايران از بغداد تا سيستان به هم زنجير شده بود که متحدا در زير لواي طرفداران علي (عليه‌السلام) و فرزندان او و شعائر مکتب فتوت با بيگانه مبارزه مي‌کردند (انصاف‌پور، 1386). برخي از عياران در قرن دوم هجري در سايه تعاليم مکتب فتوت و آيين ديرينه پهلواني ايران، با ابزار دلاوري‌ها و از خود گذشتگي‌ها و قدرت تشکيلاتي ملي خود، آنقدر قدرت يافتند که بارها لشکريان خلفاي عباسي را شکست داده و از قسمت‌هاي وسيعي از ايران بيرون راندند.

از قرن هفتم تا قرن نهم که دوره تسلط مغولان و تاتاران بر ايران است باز عيارپيشگي قوت و رونق گرفت و همه جا شهرت عياران ايراني که به انحاء طرق با حکام بيگانه در ستيز بودند به آفاق بود. پهلواني و عياري در اين دوره زير لواي فتوت و مذهب شيعه و مبارزه با بيگانگان عموميت يافته بود. نام پهلوانان و کشتي گيراني که در عين حال عيار نيز بوده‌اند و در ورزشخانه‌ها در کسوت خويش مي‌کوشيدند، از اين دوره در تذکره‌ها و تواريخ آمده است (انصاف پور، 1386).

از آنجا که مفهوم پهلواني و فتوت ريشه در تاريخ اين مرز و بوم دارد، لازم است نشان داده شود سيماي جمهوري اسلامي ايران به چه ميزان توانسته از اين خصلت‌ها بهره برداري نمايد که جاي تأمل و قضاوت دارد. به شهادت فتوت نامه‌ها، شخص فتي داراي صفات اخلاقي حسنه است ازجمله: تقوي، وفا، راستي، امانت، رازداري، ياري درماندگان، تواضع، فداکاري، بي نيازي، دوست دوست و دشمن دشمن بودن، آرمانخواهي، مردمي بودن، برادرخواندگي، شجاعت، سخاوت، عفت، حيا و…

همچنين کاشفي سبزواري (1350) در مقدمه فتوت‌نامه خود مي‌گويد: «فتوت در عرف عام عبارت است از: اتصاف به صفت حميده و اخلاق پسنديده، بر وجهي که بدان از ابناء جنس خويش ممتاز گردد؛ و به تعريف خواص، عبارت است از ظهور نور فطرت انساني و استيلاي آن بر ظلمت صفات نفساني تا فضايل اخلاق بأسرها ملکه گردد و رذايل به کلي اشفاء پذيرد.»

از نمودهاي مهم آيين فتوت در ايران مي‌توان به زورخانه‌ها اشاره نمود که شايد امروز اين مکان را به عنوان ميراث‌دار دوران پرشکوه گذشته بتوان نام برد. زورخانه تنها يک نهاد ورزشي به معناي امروزين آن نبود، بلکه به مثابه نهادي اجتماعي، مذهبي و فرهنگي رخ مي‌نمايد تا بر مبناي آموزه‌هاي عالي ديني و انسان ساز آن، آيين فتوت و جوانمردي را به آنان که پاي در گود مقدس زورخانه مي‌گذارند، بياموزد. چنين است که پيامبر اسلام (صلي‌الله عليه وآله وسلم) نيز پيش از بعثت در جرگه فتيان است و حضرت علي (عليه‌السلام) پيشواي جوانمردان و عياران معرفي مي‌شوند و از ديگر سو رستم، پهلوان اسطوره‌اي ايران نيز خود به گونه ديگر عياري چيره‌دست است.

زورخانه به عنوان يک نهاد اجتماعي و فرهنگي معرفي مي‌شود که زبان، ادبيات و فلسفه وجودي ويژه خود را در مسير پر فراز و نشيب قرون ايجاد کرده است تا واژه پهلوان؛ مصداق انساني کامل در تن و روان باشد؛ انساني با والاترين آرمان‌هاي اخلاقي که در مذهب و عرفان ناب تبلور يافته است. پهلواني که از دل زورخانه بيرون آمده تن و روان خود را براي پيکار با سستي، تفرقه، پليدي، ناجوانمردي، حق کشي، تجاوز و… پرورش داده است (تهرانچي، 1385).

موارد ذکر شده که گوشه‌هايي اندک از جريان پهلواني و فتوت در ايران است ما را به اين نظر رهنمون مي‌سازد که اين خصلت‌ها در طي صدها سال فرايندي پيچيده و ايدئولوژيک داشته‌اند كه به صورت يك گفتمان درآمده‌اند و اين پژوهش مدعاي آن دارد که سيماي جمهوري اسلامي ايران در توليدات خويش از اين جنبه ايدئولوژيک غافل بوده و نتوانسته است رسالت خود را در راستاي فرهنگ‌سازي چندان به درستي انجام دهد و در بسياري از توليدات خود نگاهي تقليل‌گرايانه و کليشه‌اي داشته است.

2- تعریف مفاهیم

در اين بخش به تعريف مفاهيم و واژگان کليدي اين تحقیق مي‌پردازيم؛

1-2- بازنمايي[2]: رسانه‌ها واقعیت را به گونه خاصی به مخاطب نشان می‌دهند. هر رسانه‌ای روایت خاصی از یک حادثه ارائه می‌کند. «بازنمايي» توليد معنا از طريق چارچوب­ هاي مفهومي و گفتماني است. به اين معني که «معنا» از طريق نشانه­ ها، بويژه زبان توليد مي­ شود. زبان سازنده معنا براي رويه­ هاي اجتماعي و اشياء مادي است و صرفا واسطه­ اي خنثي و بدون جهت­گيري براي صورت­بندي معاني و معرفت نيست. فرايند توليد معنا از طريق زبان را رويه­ هاي دلالت مي‌نامند و لذا آنچه واقعيت ناميده مي­ شود خارج از فرايند «بازنمايي» نيست. استوارت هال[3] (2002) اشاره مي‌کند که مطالعات رسانه‌اي در پي آن هستند تا بررسي کنند که چگونه رسانه‌ها، معاني را صورت‌بندي و شکل مي‌دهند. بازنمايي را از شيوه­ هاي کليدي توليد معنا مي­ دانند. به اين ترتيب، معنا بي‌ثبات، لغزنده، و همواره در حال تغيير و دگرگوني است. معاني در رابطه با قدرت است که ثبت مي‌شوند. در همين زمينه قابل ذکر است که بازنمايي فرهنگي و رسانه‌اي امري خنثي و بي‌طرف نيست، بلکه در خدمت روابط و مناسبات قدرت جهت توليد و اشاعه معاني ترجيح داده شده در جامعه در راستاي تداوم و تقويت نابرابري اجتماعي است. به بيان ديگر، بازنمايي در بافت معاني (عقل سليم) توليد و توزيع مي‌شود، اما اين وضعيت در اختيار و کنترل نظام قدرت است؛ نظام قدرتي که تعيين مي‌کند کدام معاني مشروعيت داشته باشند و کداميک نه. بازنمايي داراي خصوصياتي است که از آن جمله مي‌توان به ايدئولوژيک بودن آن، تقدم بازنمايي بر حقيقت در انديشه پست مدرن، و داشتن پيامدهاي واقعي براي مردم، اشاره کرد (مهدي‌زاده، 1387).

2-2- فتوت: عناويني همچون عياران، شاطران، سربداران و فتيان، در فرهنگ کشورمان ريشه‌ا‌ي ديرينه دارند و آنها سرسلسله‌ي خود را منسوب به حضرت علي (عليه‌السلام) عنوان مي‌دارند و با عنايت به حديث معروف «لافتي الا علي لاسيف الا ذوالفقار»، علي (عليه‌السلام) را اولين سرسلسله‌ي فتوتيه مطرح مي‌سازند (زرين‌کوب، 1373). فتوت اصطلاحي است که در حدود قرن دوم هجري به عنوان مفهومي مشابه مروت ابداع شد و ناظر به ويژگي فتي (جوانمرد) بود. «اين اصطلاح معمولا نشانه‌اي است براي جنبش‌ها و سازمان‌هاي مختلف که تا اوايل دوران جديد در تمامي جوامع شهري شرق جهان اسلام گسترده بودند. اين جنبش‌ها در طول تاريخ اشکال مختلفي به خود گرفته و با عناوين مختلفي شناخته شده‌اند. در تحقيقات مختلف توجه خاصي به مناسبات و ارتباطات اهل فتوت از يک سو با تصوف، و از سوي ديگر با اصناف و مشاغل شده است» (شفيعي کدکني، 1386). فتوت هم از بعد اعتقادي و هم از بعد ساختار اجتماعي مورد توجه است.

3-2- فتوت‌نامه: در باب عياري و آداب و شرايط جوانمردي مطالب متعددي نوشته شده است که آنها را در کتاب‌هايي با نام فتوت‌نامه گرد آورده‌اند. مفصل‌ترين رساله در مورد فتوت، چه به زبان عربي و چه فارسي، «فتوت‌نامه سلطاني» نوشته «واعظ کاشفي سبزواري» (متوفاي 1505 م) است[4]. اين کتاب فراهم آورنده نادرترين اطلاعات پيرامون اخلاق، مراسم تشرف، جامه درپوشيدن و روابط رايج در انجمن سقاها، وزنه بردارها، کشتي گيرها، شعرخوان‌ها، داستان گويان و… است. اين کتاب نشان مي‌دهد که فتوت تا نزديکي‌هاي پايان قرن پانزده همچنان در ايران کاملا شايع و گسترده بوده است.

4-2- پهلواني: به قهرمانان کشتي که ضمنا آزموده فنون باستاني کاري و ورزش زورخانه‌اي هم هستند گفته مي‌شود. «معمولا پهلوان بايد بسيار آزموده و چابک و باتجربه باشد و هماوردي در زورآزمايي و تمرين‌هاي ورزشي نداشته باشد. پهلوان بايد فروتن باشد و مردم دار، و قدرت و يال و کوپالش را دستمايه ارعاب و خودنمايي نکند. به کساني که لاف پهلواني مي‌زنند اما چيزي در چنته ندارند، پهلوان پنبه مي‌گويند» (رضوي، 1391، ص 418).

کشتي نيز از مفاهيمي است که با پهلواني گره خورده است. در لغتنامه دهخدا ذيل واژه کشتي اينگونه توضيح داده شده است: «به هم آويختن و پيکار کردن تا يکي ديگري را بر زمين زند، زورآزمايي کردن، بند گرفتن، به هم پيچيدن». اما اين واژه و اصطلاح قدمتي طولاني در تاريخ و آيين ايرانيان دارد. «کشتي بستن باوري ديرينه است که مفهومي کاملا نمادين و ديني دارد. کشتي، بندِ بندگي خداوند است. اين شال و کمربند، رشته‌اي است که تمام پيروان آيين مزديسنا را به هم گره مي‌زند و ارتباطي معنوي و روحاني ميان آنان برقرار مي‌سازد. اين همه را فرمانبردار و بنده پروردگار مي‌سازد» (صيرفي، 1386).

3- شناخت فتوت و پهلواني

فتوت و پهلوانی دارای ادبیات و مفاهیم فربه و گسترده‌ای است که پیرامون آن به تفصیل می‌توان سخن گفت؛ ما نیز به صورت استقرایی مهم‌ترین مباحث از دیدگاه خود را آورده‌ایم لیکن در پایان این بخش یک جمع‌بندی نهایی که بتوان به صورت کاربردی از آن بهره گرفت آورده شده است.

1-3- تاريخ و مسائل جوانمردي

جوانمردي از پديده‌هاي بسيار مهم تاريخ اجتماعي ايران است که بررسي تاريخ و مسائل آن کمي مشکل مي‌نمايد چراکه معمولا پژوهشگران بر اساس ديدگاه خاصي که داشته‌اند کوشيده‌اند تنها به نکاتي بپردازند که با ديدگاه‌هاي خود آنان موافق باشد.

شفيعي کدکني (1386، ص 22) در اين‌باره مي‌گويد: «آنچه در تاريخ اجتماعي ايران به عنوان آيين جوانمردي و گاه فتوت خوانده مي‌شود، شيوه‌اي از حيات روحي است که ريشه‌هاي تاريخي و جغرافيايي آن را هيچ کس تاکنون به کمال نتوانسته است مورد پژوهش علمي‌قرار دهد و هر لايه‌اي که از روي اين مفهوم برداشته شود پوسته و لايه‌اي ديگر آن را احاطه کرده است».

شايد بهتر آن باشد که پيش از ادامه بحث، به‌رغم اين گفته که فتوت قابل تعريف نيست، چند تعبير از فتوت در ميان متون مختلف نقل کنيم که به عنوان تعريف استفاده گردد:

لغتنامه دهخدا ذيل اين واژه چنين مي‌گويد: «فتوت، اسم مصدري است که صفت آن «فتي» به صورت فتيان، فتيه و فتيات به معني جوان، غلام و کنيز در قرآن کريم به کار رفته است. فتوت مجموعه‌اي از فضايل است که اهم آنها کرم و مروّت و سخا و شجاعت است»[5].

تفسير مجمع البيان در ذيل آيات سوره کهف به توصيف فتوت اصحاب کهف مي‌پردازد[6]؛ کلمه «فتي» در قرآن کريم در سوره يوسف، آيه 30 در مورد يوسف (عليه‌السلام) از آن جهت که تن به کار زشت نداد، در آيات 10 و 13 سوره کهف، در مورد اصحاب کهف که بر خدا مؤمن بودند و سر به پيش بت خم نکردند، در آيات 60 و 63 همان سوره در مورد يوشع (= يسَع) که با موسي (عليه‌السلام) همراهي کرد و در سوره انبيا، آيه 60 در مورد ابراهيم (عليه‌السلام) به کار رفته است.

ابن بطوطه (1361) در سفرنامه خود مي‌گويد: «اهل فتوت را گاه جوانمردان، گاهي اهل اخوت يا احسان، گاهي عياران و بعضا هم شطاران (شُطار) ناميده‌اند. جوانمرد معادل کنايي سخي، کريم، جواد، بامروت و بافتوت است. اخيان جمع اخ که در زبان ترکي هم به کار مي‌رود، گروهي است که غريب نوازي، احکام، برآوردن حاجات مردم، دستگيري از مظلومان و کشتن شرطه‌ها کار آنان بوده است» (ابن بطوطه، ج 1 ص 347).

در زبان فارسي هنوز در زبان مردم کلماتي رد و بدل مي‌شوند که علاوه بر معني لغوي خود به طور کنايي به معني جوانمرد و خوش قول و حامي به کار مي‌روند و بسياري از آن کلمات بار معنايي مثبت دارند. نظير: اخ، اخي، اخوي، برادر، داداش (داش)، مشهدي (مشدي) (داش مشدي)، لوطي و… (نفيسي، بي تا ص 133)

حسن بصري (م 110 ه) مفهوم فتوت را در آيه قرآن کريم يافته است: «إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسَانِ وَإِيتَاء ذِي الْقُرْبَى وَيَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ وَالْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ»: خداوند به عدل و احسان به خويشاوندان فرمان مي‌دهد و از فحشا و زشتکاري و ستم نهي مي‌کند. شما را پند مي‌دهد، باشد که پذيراي پند شويد(نحل/ 90) (به نقل از کاشفي سبزواري، 1350، ص 11).

امام جعفر صادق (عليه‌السلام) (148 ه) براي جوانمرد دو شرط قرار داده و يکي از آن دو شرط را که ايمان باشد، برتر از تقوي قرار داده و فرموده است که خداوند اصحاب کهف را به سبب ايمان آنان، «فِتيه» خوانده است: «الفتي من آمن بالله و اتقي، ان اصحاب الکهف کانوا کهولا فسماهم الله فتيه بايمانهم»: جوانمرد کسي است که مؤمن به خدا و پرهيزگار باشد، اصحاب کهف ميان‌سال بودند، به سبب ايماني که داشتند خداوند آنان را جوانمرد خواند (به نقل از شيخ طبرسي، تفسير مجمع البيان).

مير سيد شريف جرجاني (م 816 ه) تعريف لغوي و اصطلاحي فتوت را با اين عبارت آورده است: «الفتوه في اللغه السخاء و الکرم، و في الاصطلاح اهل الحقيقه هي أن تؤثر الخلق علي نفسک بالدنيا و الآخره»: فتوت در لغت بخشندگي و جوانمردي است و در اصطلاح اهل حقيقت، ايثار و مقدم داشتن مردم بر خويشتن است در دنيا و آخرت (التعريفات ص165، به نقل از رضوي 1391).

سعدي نيز در بوستان که به نوعي مي‌توان فتوت‌نامه منظومش خواند، درباره وظايف و خصايل جوانمردان داد سخن داده و در باب دوم که به «احسان» اختصاص داده، از امام علي (عليه‌السلام) ياد مي‌کند و چنين مي‌گويد: (ابيات 1236- 1238)

ره نيکمردان آزاده گير                      چو اِستاده‌اي، دست افتاده گير

ببخشاي کانان که مرد حق‌اند                  خريدار دکان بي رونق‌اند

جوانمرد اگر راست خواهي، ولي است              کرم، پيشه شاه مردان، علي است

شفيعي کدکني (1386، ص 116) مي‌گويد: «[فتي] به معني جوان است. اندک اندک مفهوم «دليري» و «بخشندگي» هم در کلمه دميده شد. به تدريج تمامي نيکي‌هاي معنوي و تمام زمينه‌هاي دليري به اين کلمه گره خورده است. از اوايل قرن دوم هجري نشانه‌هاي صفات ديگري درباره فتيان به چشم مي‌خورد که به هيچ روي ريشه در تعاليم ديني ندارد. در شام و عراق در آغاز قرن دوم «فتياني» بوده‌اند که اهل خمر و لهو و غنا بوده‌اند و در پايان همين قرن عياران و شاطراني بوده‌اند که رو در روي دولت قرار داشته‌اند…».

استاد محجوب درباره عياران نوشته است: «… کسي که درباره آيين فتوت و جوانمردي مطالعه مي‌کند، نمي‌تواند از کار عياران بي خبر باشد. به نظر من چنين مي‌رسد که عياران همان جوانمردان‌اند. منتهي عيار کسي است که فتوت و جوانمردي را حرفه خويش قرار داده باشد و آنچه در مورد پهلوانان و کارگزاران ورزش و خادمان زورخانه گفته شد، در حق ايشان نيز صدق مي‌کند؛ يعني عياران، کساني هستند که يا سراسر عمر خود را وقف ترويج و توسعه آيين فتوت کرده‌اند و يا اگر شغلي نيز داشته باشند، آن کار تحت الشعاع فعاليت‌هاي ايشان در راه جوانمردي قرار مي‌گيرد» (محجوب، 1999 م).

کتاب سمک عيار را جامعه آرماني مبتني بر جوانمردي دانسته‌اند (ناتل خانلري، 1388). در کتاب سمک عيار، اشخاص داستان فراوان‌اند و از طبقات گوناگون مشاهده مي‌شوند: شاه، شاهزاده، وزير، نديم، عيار، رامشگر، غلام، جراح، قصاب، مشت زن، طباخ، نباش، اصناف مختلف پيشه وران، زن، مرد، پير، جوان، نيک انديشان، بدکرداران و بسياري ديگر را در اين داستان مي‌توان ديد که هرکس بسته به تأثير و اهميتش در قصه جلوه‌گر است و رفتاري دارد در خور منش و مقام خويش. «اما قهرمان اصلي که وقايع مهم کتاب زاييده وجود اوست و ديگر اشخاص واقعه را تحت الشعاع قرار مي‌دهد چندان که در ضمير خواننده اثري خاص از خود به جاي مي‌نهد، سمک از گروه عياران است» (يغمايي، 1377).

در کتب مختلف ريشه‌هاي اين جنبش را بيشتر در خراسان و سيستان دانسته‌اند. در کتاب «تصوف در يکصد پرسش و پاسخ» آمده است: «… به اين دليل بود که موالي که با آل عباس خصومت داشتند و به آل علي پيوسته بودند، بيشتر در نواحي‌اي بودند که دور از مرکز خلافت باشد (به نقل از رضوي، 1391). در مقدمه فتوت‌نامه سلطاني آمده است: «از قديم‌ترين دوران‌ها تا نخستين روزهايي که نيروهاي انتظامي لشکري و کشوري منظم و مسلح پديد آيند، حفظ نظم شهرها به عهده همين جوانمردان بود. همچون يعقوب ليث صفار خدمات بزرگي کرده بودند و خيانت‌هاي بزرگي هم داشته‌اند[7]» (کاشفي سبزواري، 1350). دکتر محمد رياض (1389) مي‌گويد: «فتوت اجتماعي عبارت است از کارهايي که فتيان براي بهبود و رفاه عامه‌ي مردم و کمک و دستگيري مظلومان و بي‌نوايان، در مقابل ستمکاران و جابران انجام مي‌داده‌اند… در دوره اسلامي اين نوع فتيان «عياران» و «شطاران» ناميده مي‌شدند و اعمال خود را به سرعت و تا حدي پنهاني انجام مي‌دادند.»

در قرن ششم هجري فتوت به صورت يک مسلک و عامل اجتماعي جدي در آمده بود و به همين علت پادشاهان و خلفا متوجه آن گرديده و کم و بيش بدان گرويدند و آداب و رسوم و تشريفات آن را به طور مشخص مورد اجرا قرار دادند. از تحولات تاريخ فتوت ترويج آن توسط خليفه عباسي الناصر لدين الله (577- 622 ه. ق) مي‌باشد که کار و کردار فتيان چندان پسند او افتاد که خود او نيز به جرگه اين گروه درآمد. هرچند گفته مي‌شود که «الناصر از کم نفوذي خليفه ناخرسند بود و فتوت را افزار تجديد قوت ساخته و بدين نيت وارد ميدان فتيان گرديده بود» (رياض، 1389). فتوت‌نامه معروف و منظوم ناصري (689 هجري در 800 بيت) نيز يادگار همين دوران طلائي براي فتوت مي‌باشد.

«بعد از سقوط خلافت عباسيان فتوت به صورت يک تشکيلات رسمي سياسي و اجتماعي از بين رفت. از اين زمان به بعد جنبه اخلاقي و اجتماعي آيين فتوت بر جنبه سياسي آن غالب آمد» (کاشفي سبزواري، 1350، ص 83).

2-3- فتوت و تصوف

در متون فارسي و عربي ادبيات صوفيه اهميتي خاص دارد که نمي‌توان به راحتي از کنار آن گذشت. اين ادب هم شامل نظم و نثر است، و هم در فلسفه و عرفان و تاريخ و اخلاق ما وارد شده است. کاشفي سبزواري (1350) مي‌گويد: «چنانکه مي‌دانيم ريشه و خاستگاه کلمه تصوف [همانند فتوت] دقيقا معلوم نيست. تصوف که به هر حال طريقه معنوي براي تزکيه نفس و تصفيه باطن است و گفته‌اند قابل تعريف نيست». در مورد فتوت و تصوف بحث بسيار شده است که آيا فتوت زيرمجموعه‌اي از تصوف بوده است يا آنکه صوفيه مسلک فتوت را آب و تاب تازه‌اي داده‌اند و مکتب خود را پايه گذاري نموده‌اند؟ همچنين بحث بر سر آن است که ريشه و خاستگاه فتوت و تصوف از کدامين کشور و قوم بوده است و آيا مربوط به قبل از اسلام يا پس از اسلام مي‌باشد و شباهت‌هايي که مابين تصوف و فتوت مشاهده مي‌شود بر سر چيست؟

بحث از آنجا پر اهميت مي‌شود که صوفيه فقها را اهل ظاهر مي‌خوانند و خود را اهل باطن مي‌دانند و همين گونه دعاوي سبب شده است که فقها هم آنها را مثل باطنيه (که خود را اهل باطن مي‌شمرده‌اند) به الحاد منسوب دارند و کافر و گمراه بدانند. «صوفيه با آنکه بناي کارشان بر مجاهدت‌هاي فردي است و هر يک از آنها مي‌کوشد تا به قول معروف گليم خويش از موج به دربرد، تدريجا به سبب تجاذب معنوي و براي آنکه در مقابل هجوم مخالفان تنها نمانند، جماعت‌هاي برادري و فرقه‌هاي خاص اخوت درست کرده‌اند و در برابر مسجد و مدرسه که پناهگاه مشرعه و فقها بوده است آنها نيز براي خويش زاويه و خانقاه ساخته‌اند و رفته رفته آدابي و ترتيبي از آن خود بوجود آورده‌اند» (زرين کوب، 1373).

«به اعتقاد متصوفه، فتوت طريقتي اخلاقي است که از پيامبران به ميراث مانده است» (سلمي به نقل از رضوي 1391). «بزرگان صوفيه و عرفاي اسلامي به علت شباهت زياد مابين اصول اساسي فتوت و طرز فکر خودشان (که مبني بر اخلاص عمل و ايثار و جهاد با نفس است) اين مسلک را با تصوف و عرفان ارتباط خاصي داده و آن را پذيرفته‌اند» (در جستجوي فتوت، به نقل از رضوي 1391).

شفيعي کدکني (1386، ص 115) معتقد است فتوت يا آيين جوانمردي در ايران قبل از اسلام وجود داشته است و در يکي از تحولات خود با تصوف تلاقي کرده است.

اما زرين کوب (1373، ص 10) معتقد است قلمرو عرفان گسترده است و در تمام تمدن‌ها و اديان عرفان وجود دارد پس نبايد به منطقه‌ي خاصي اختصاص پيدا کند: «مجرد شباهت بين مذاهب مختلف عرفاني حاکي از تأثير متقابل نيست ليکن فقط نشانه آن است که عرفان مثل دين و علم و هنر، امري مشترک و عام است».

زرين کوب (ص 33 الي 37) معتقد است برخلاف پندار بعضي از محققان ضرورت ندارد که ريشه تصوف اسلامي ‌را در خارج از اسلام – و حتما در خارج از آن- نشان دهيم. خاصه که در حديث هم به رابطه‌اي که بين خدا با قلب مؤمن هست اشارت‌ها رفته است. «علاوه بر عرفان و ادب، آراء صوفيه در فرهنگ و آداب و امثال و تربيت مسلمانان جهان تأثير داشته است و ازجمله رواج فکر قناعت و رضا، و انديشه توکل و تسليم که بسياري از شرقيان را به خاکساري و درويش نهادي رهنمون شده است تا حد زيادي از مرده ريگ صوفيه شمار است. با اين همه، سرمايه‌ي اين ميراث درحقيقت عرفان و ادب قوم است که بررسي ارزش آن براي دريافت پايه واقعي فرهنگ اسلامي ضرورت تام دارد. صوفيه جماعتي بوده‌اند از مسلمانان که اساس کار آنها در عمل مبتني بر مجاهدت مستقل فردي بوده است و در علم بر معرفت مستقيم قلبي». «دوران تاتار و مغول نه فقط در ايران بلکه در بسياري از بلاد مسلماني چون هند و ترکستان و شام و روم و مصر و افريقيه نيز دوران شکفتگي تصوف بود. در اين روزگاران همه‌جا خانقاه‌ها بود و همه‌جا مجالس وجد و سماع قوم».

ابن بطوطه جهانگرد نامدار اندلسي نيز در سفرنامه خود در اين رابطه صحبت مي‌کند. او در اين ايام از مغرب تا مشرق جهان اسلامي ‌در هرجا که مي‌رفت رباط‌ها، خانقاه‌ها[8]، تکيه‌ها، و لنگرها را از جنب و جوش صوفيه و فتيان و قلندران[9] آکنده مي‌يافت. سلسله‌ها و طريقه‌هاي گونه‌گون تا اواخر قرن نهم -و حتي غالبا بعد از آن نيز- در تمام بلاد مسلماني مورد توجه عامه بودند و مشايخ صوفيه همه جا به چشم احترام نگريسته مي‌شدند: «عامه نيز مخصوصا به طريقت جوانمردان – که آيين عياري را با تعاليم صوفيه به هم آميخته بودند- گرايش فراوان پيدا کردند و «لنگر»هاي جوانمردان نيز مثل خانقاه‌ها و رباط‌هاي صوفيه محل تردد و ازدحام طالبان تربيت و ارشاد آنها گشت…» (ابن بطوطه، 1361).

شايد ما بتوانيم به اين نتيجه مهم برسيم که فتوت قرائت شيعي و ايراني شده از تصوف است. و در نهايت مرحوم سعيد نفيسي (بي تا، ص 132) معتقد است «رابطه فتوت و تصوف به اندازه‌اي محکم بوده که بزرگان متصوفه‌ي ايران همواره تصوف را براي خواص و جوانمردي را براي عوام مي‌دانسته‌اند و هر دو را با هم ترويج مي‌کرده‌اند».

3-3- فتوت و زورخانه

زورخانه اسم مکان است و به ورزشگاه محدودي مي‌گويند که جمعي از مردان در آن به ورزش و تمرين هنرهاي ورزشي مي‌پردازند. «ساختار زورخانه خود با ما سخن مي‌گويد و نشان مي‌دهد که علاوه بر ديدگاه‌هاي اخلاقي که نشانه‌هاي پهلواني و فتوت را در خود دارد، ريشه در روزگاران کهن داشته و در مکان‌هاي دور از چشم، نظير برخي انبارها و سرداب‌ها و آب انبارهاي متروک، برخي گروه‌هاي اجتماعي و مبارز خود را آماده کرده و به تمرين‌هاي رزمي مي‌پرداخته‌اند. بعدها زورخانه با فتوت و تصوف رابطه‌اي نزديک يافت و جوانمردان و پهلوانان و پيران تصوف رابطه نزديک‌تري يافتند. خانقاه و زورخانه به هم پيوستند و نيروي معنوي، اجتماعي و اخلاقي قدرتمندي به وجود آوردند» (رضوي، 1391).

تجلي‌هاي بعدي فتوت را مي‌توان در انجمن‌هاي مردمي شهري پيدا کرد که به داش‌ها، جاهلان، شاطران و يتيمان شهره بودند و همگي با زورخانه – ورزشگاه سنتي ايراني- در پيوند بودند. «اغلب شهرها زورخانه‌اي داشتند که کشتي گيران و ورزشکاران، تمرينات ورزشي خود را در آنجا و در مقابل شمايل عظيم امام علي بن ابي طالب (عليه‌السلام) – حامي‌خويش- انجام مي‌دادند… به نظر مي‌رسد که فتوت يا جوانمردي، مجموعه قوانين مشتمل بر احترام، اصول سازماني و مراسم تشرف را در اختيار زورخانه نهاده باشد» (کاظميني، 1342).

جوانمردي و فتوت همواره در ميان کشتي گيران و ورزشکاران رايج بوده است «و يکي از نامورترين پيشروان آنان يکي جوانمرد قصاب بود و ديگري پهلوان محمود خوارزمي متخلص به قتالي که به پورياي ولي (يا پورباي ولي) معروف بود. او عصاره قدرت و دلاوري قلمداد مي‌شد» (نفيسي، بي تا). و در عصر حاضر نيز مي‌بايست به مرحوم جهان پهلوان غلامرضا تختي اشاره نمود که در سال‌هاي 1336، 1337 و 1338 پهلوان اول کشور و پهلواني مردمي و اخلاقي بود و در سال 1346 در سن 37 سالگي به مرگ مشکوکي درگذشت.

شعر حکيم فردوسي و نام پهلوانان شاهنامه، همواره در بيان مرشدها و ورزشکاران و زينت‌هاي در و ديوار زورخانه تکرار مي‌شود:

ز نيرو بود مرد را راستي           ز سستي کژي زايد و کاستي

اين بيت را مي‌توان نماد و شعار بنيادين ورزش باستاني قلمداد کرد. اما سراسر شاهنامه، عرصه هنرهاي پهلواني و اخلاق جوانمردي و همواره مورد علاقه پهلوانان بوده است. رستم و سهراب و اسفنديار و سياوش و آرش و رهام و گيو و گودرز و…، برترين پهلوانان بوده و در کشتي و تيراندازي و رزم و سوارکاري، نماد و ضرب المثل هستند.

عده‌اي به ارتباط نزديک ورزش باستاني با تصوف و عرفان اشاره دارند و معتقدند «اين ارتباط تنها در مسائل فکري نيست، بلکه ساختمان زورخانه‌ها نيز شباهت بسيار با تکايا و خانقاه‌ها دارد. وجود افرادي چون پورياي ولي – چه افسانه باشد و چه حقيقت- معرف اين يگانگي پهلواني و عرفان است و اين خود جوهر آيين مهر است» (بهار، 1373).

در حال حاضر فدراسيون بين المللي[10] ورزش‌هاي زورخانه‌اي IZSF)) [11] در زيرمجموعه تربيت بدني جمهوري اسلامي ايران قرار دارد که سرپرستي و تمهيد و قواعدگذاري در اين عرصه را برعهده داشته و بودجه‌اي نيز در اين کار مصرف مي‌نمايد. هرچند عده‌اي معتقدند اين با روح و تاريخ مردمي ورزش‌هاي باستاني چندان سازگاري ندارد، معهذا در شرايط جديد و مدرن شدن زندگي موجب حفظ آن شده است.

4-3- شرايط و آداب و ارکان فتوت

در شرايط و آداب فتوت و جوانمردي در فتوت‌نامه‌ها، به ويژه فتوت‌نامه سلطاني به جزئيات شرايط و آداب و ارکان آن پرداخته‌اند که حتي به اختصار هم در اين پژوهش نمي‌توان آورد و تنها به برخي نمونه‌ها اشاره مي‌نماييم.

مهم‌ترين نکته که اهل فتوت بدان معتقدند و از مولاي متقيان علي (عليه‌السلام) نقل کرده‌اند اهميت استاد است. واعظ کاشفي اين سطرها را در بيان استاد آورده است: «بدان که هيچ کاري بي استاد ميسر نمي‌شود و هرکه بي استاد کاري کند بي‌بنياد باشد. از شاه ولايت منقول است که اگر کسي به مرتبه کشف و کرامات رسد و کارهاي کلي از او در وجود آيد و او را استادي به استادي درست نباشد از او هيچ کاري نيايد و کار او هيچ چيزي را نشايد…» (کاشفي سبزواري، 1350، ص 92).

در قابوسنامه آمده است «اصل جوانمردي سه چيز است: يکي آنکه هرچه گويي بکني، و ديگر آنکه خلاف راست نگويي، سوم آنکه شکيب را کار بندي، زيرا هر صفتي که تعلق دارد به جوانمردي به زير آن سه چيز است» (به نقل از خانلري، 1388، ص 156).

«اما در عياري نه اصل بود: 1- رازداري 2- راستي 3- ياري درماندگان 4- عفت 5- فداکاري 6- بي نيازي 7- دوست دوست و دشمن دشمن بودن 8- برادرخواندگي و خواهرخواندگي 9- سوگند عياران» (همان، ص 171).

«اما اساس ملامت: تقوي و زهد مستور عاري از هرگونه دعوي و تظاهر» (نفيسي، بي تا، ص 339).

در ميان اهل فتوت هر فني (صنفي) مرشدي دارد. افشاري (1391) مي‌گويد: «ابونصر عبدالله مرشد نساجان، عمر بربري مرشد خبازان، سلمان فارسي مرشد آرايشگران و داود (عليه‌السلام) مرشد آهنگران بود…». در عمده آثاري که از اهل فتوت باقي مانده، ايشان براي مسلک خود تاريخچه‌اي طولاني ترسيم نموده‌اند و سابقه اين جماعت را به پيامبران بزرگ الهي رسانده‌اند. «کارکرد اصلي اين بازگشت به گذشته و نشان دادن ريشه‌هاي اين مسلک در تاريخ و آثار گذشتگان هم مي‌توانست آنان را از تهمت بدعت که از ناحيه اهل ظاهر گريبانگير هر امر تازه‌اي در تمدن اسلامي مي‌شد، برهاند و هم با يافتن پشتوانه‌هاي معرفتي مستحکم در ميان مخاطبان مقبوليت بيشتري بيابد[12]» (افشاري، 1388).

کاشفي سبزواري (1350) در مقدمه کتابش از امام علي (عليه‌السلام) به عنوان قطب فتوت و از حضرت امام مهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف) به عنوان خاتم فتوت ياد کرده است و مي‌گويد: «از روي اصطلاح، فتوت در عرف عام عبارت است از: اتصاف به صفت حميده و اخلاق پسنديده، بر وجهي که بدان از ابناء جنس خويش ممتاز گردد؛ و به تعريف خواص، عبارت است از ظهور نور فطرت انساني و استيلاي آن بر ظلمت صفات نفساني تا فضايل اخلاق ملکه گردد و رذايل به کلي شفا پذيرد».

در اينجا کاشفي شرحي درباره علت جوانمرد خواندن هر يک از افراد بازگو مي‌کند از جمله اينکه جوانمرد خواندن حضرت ابراهيم عليه‌السلام به سبب گذشتن او از جان و مال و فرزندانش بود «و دويم يوسف را جوانمرد گفت، به واسطه آنکه گناه برادران را به روي ايشان نياورد و با آن خواري که با او کرده بودند، گفت: لا تثريب عليکم اليوم: بر شما هيچ سرزنش نيست. از آن خود را در گذرانيد و از حق تعالي نيز آمرزش ايشان خواست که: يغفرالله لکم…» (همان، ص 21) و به همين ترتيب به يوشع بن نون و اصحاب کهف مي‌پردازد و سپس متوجه آخرين فرد مي‌شود و موارد متعددي را برمي‌شمرد و او را پيشواي جوانمردان اين امت مي‌خواند: «پنجم علي را جوانمرد خوانند براي آنکه در شب غار جان فداي سيد مختار کرد: و من الناس من يشتري نفسه ابتغآء مرضات الله و ديگر شب طعام نخورد و به سائل داد که: و يطعمون الطعام علي حبه مسکينا و يتيما و با وجود احتياج به طعام، آن را ايثار مي‌فرمود: و يؤثرون علي انفسهم ولو کان بهم خصاصه، و ديگر سر به دشمن بخشيد و سخاوتش به حدي بود که در نماز انگشتري به سائل داد: و يؤثرون الزکوه و هم راکعون، و شجاعتش تا غايتي بود که از بطنان غيب، هاتف لاريب گفت: لافتي الا علي لا سيف الا ذوالفقار؛ و حقيقت آن است که اقسام جوانمردي منحصر در دو صفت است: يکي نفع به دوستان رسانيدن و آن به سخاوت حاصل شود، و دويم ضرر دشمن از ايشان باز داشتن و آن به شجاعت وجود گيرد…»

5-3- جوانمردي و زنان

برخي از محققان جوانمردي را يک نظام مشخص و مردانه برشمرده‌اند که زنان هيچ سهم و جايگاهي در آن نداشته‌اند. اگر فتوت را همان آيين و شرايع مندرج در فتوت‌نامه‌هاي قرن ششم به بعد بدانيم، اين مسأله صحيح به نظر مي‌رسد چراکه فتوت يا جوانمردي، آييني بوده است خاص «مردان». اصولا در آيين ياد شده، «مردي» مربوط به صفات جسماني و روحاني جنس مرد، مانند نيرومندي، دلاوري و استواري بوده است که در مرد نمايان‌تر از زن است و در آيين مذکور اين ويژگي‌ها در حد اعلاي آن براي «جوانمرد» لازم بوده است.

اما رضوي (1391) مي‌نويسد: «جوانمردي يک صفت عام و فراتر از جنسيت است. زنان جوانمرد، همچون مردان و گاه برتر و فراتر از آنان، در طول تاريخ کوشيده و اين نظام اخلاقي و اجتماعي را قوام و گسترش داده‌اند. هرچند تاريخ را با مرکّب سياه مذکر نوشته‌اند و از جنگ و خونريزي و توطئه و زندان و مرگ و رنج و بردگي و تباهي هزاران انسان ناشناس (و تعداد اندکي سرشناس) انباشته‌اند؛ اما زنان با کوشش و بردباري و حضوري مداوم، همواره نقش بزرگ خود را در تداوم حيات معنوي و اخلاقي بشر، ايفا کرده‌اند. آنان در همين آسياي تاريک و بي‌رحم و سنگين تاريخ، گندم را به نان بدل مي‌کردند و حرکت در مسير روشن زندگي را امکان پذير مي‌ساختند. به همين دليل، اگر تاريخ جوانمردي و فتوت، غالبا در سوي و جوي مردان روان بوده، علتش تغافل و تجاهل است»[13].

شفيعي کدکني (1386) در اين باره مي‌گويد: «مفهوم آغازين فتوت و جوانمردي ظاهرا تعارضي با زن بودن نداشته است و جوانمردي و فتوت صفتي بوده است که هر انساني مي‌توانسته واجد آن باشد». در بوستان سعدي، داستان سمک عيار و مصيبت‌نامه شيخ فريدالدين عطار نيشابوري نيز حکايت‌هايي ديده مي‌شود. اما موثق‌ترين روايت احوال زنان جوانمرد را مي‌توان در کتاب «ذکرالنسوۀ المتعبدات الصوفيات» اثر «ابوعبدالرحمن سلمي» که در اواخر قرن چهارم تأليف شده است ملاحظه کرد[14] (به نقل از رضوي ص119).

6-3- جامعه شناسي و آسيب شناسي:

اين جلوه‌اي از سيماي فتوت در ميان گروه‌هاي مختلفي از مردم بود که روزگاري نقش مؤثري در جامعه اسلامي داشتند. هرچند امروزه ديگر آشکارا با گروه و جماعتي به نام اهل فتوت سر و کار نداريم، اما کم و بيش شاهد دلبستگي جمعي بي نام و نشان و جايگاهي خاص براي گردآمدن هستيم که تا حدودي خود را موظف به اجراي نقش جوانمردان در دستگيري از محرومان و رسيدگي به امور مستمندان و درماندگان مي‌دانند، بي آنکه همچون گذشته، لنگرگاه، زاويه يا فتوت‌خانه‌اي داشته باشند. «آنچه اکنون لاتي، جاهلي، داش مشدي گري و لوطي منشي ناميده مي‌شود و متصفانش معمولا لحني ويژه و واژگان و عبارات و تکيه کلام‌هاي متمايزي دارند و در برخي موارد از پاره خلاف‌هاي اجتماعي و هنجارشکني‌ها رويگردان نيستند و نيز عمدتا در ميان گروه‌هاي فرودست اقتصادي و فرهنگي ديده مي‌شوند، روزي روزگاري رود پرآب و خروشاني بود که در کوير تفتيده اين سرزمين، بي هيچ مزد و منت به ياري تشنگان عدالت و سوختگان فقر و ستم مي‌آمد و آنان را از نااميدي و درماندگي مي‌رهانيد و موجب تسکين خاطر محنت کشيدگان و بلاي جان ستمکاران بود» (تهرانچي، 1385). به هر حال ظهور دولت‌هاي مدرن در ايران و افزايش ميزان برخورداري عمومي از رفاه و بهزيستي، و تقويت نقش نهادهاي امنيتي، شهرباني، شهرداري، امدادرساني، و به موازات آن مقابله با زورمندان محلي و منطقه‌اي، به تدريج جا را بر پهلوانان و پهلوان منشي و فرهنگ پيراموني اين قبيل پديده‌ها تنگ کرده، به گونه‌اي که امروزه تنها هاله‌اي از آنچه بوده و در کتاب‌هايي چون فتوت‌نامه سلطاني نقش بسته، به جا مانده است. خوب يا بد، اين بخشي از فرهنگ ماست و ما نيز بايد براي آيندگان ره توشه‌اي شايسته گرد بياوريم.

رضوي (1391) در اين باره مي‌گويد: «براي شناخت دقيق و عميق از هر جريان اجتماعي بايستي مجموعه‌اي از عوامل و جريانات ديگر را در ارتباط با آن مورد توجه قرار داد. به ويژه اگر جريان اجتماعي مورد مطالعه در دوره گسترده‌اي از حيات بشري تطور و تکوين يافته و با فرهنگ‌ها و اجتماعات گوناگوني نيز ارتباط برقرار نموده باشد. حتي قدسي‌ترين امور در عالم، هنگامي که به دست بشر مي‌افتند، بسياري تغييرات و تحريفات را در خود ملاحظه مي‌کنند. هر امري که در جهان انساني پاي مي‌گذارد بسان باراني است لطيف، که با گذر از هرجا لاجرم بوي و روي آن را به خود مي‌گيرد. آيين جوانمردي و فتوت نيز از اين قاعده مستثني نيست و زمينه‌هاي اجتماعي، فرهنگي، سياسي و… در شکل بخشي بدان مدخليت تام داشته‌اند و جريانات مشابه و حتي رقيب بر آن تأثير بسيار گذاشته و از آن متأثر شده‌اند».

انصاف پور (1386) نيز در زمينه انحطاط اين جنبش مي‌گويد: «عوامل پديد آورنده انقلاب مشروطه تمام ضوابط و قواعد نظام توليدي قديم را در هم شکست و اصولي را که طي هزاران سال به طور يکنواخت در نهاد اجتماعي و بنياد مالي نيروهاي مولده جاري و حاکم بود، براي هميشه دگرگون ساخت. سنت‌هاي تکليفي اجراي اصول آيين فتوت که به چگونگي تأثيرپذيري احساسات و عواطف فردي بستگي داشت، جاي خود را به قوانين مدني و مراجع قضايي و مقررات موضوعه جمعي داد. شاطران و عياران که مظهر قدرت اجتماعي و طبقه زحمتکش شهري بودند براي هميشه از صحنه زندگي پر تلاش آدمي خارج و فقط نامي از رفتارشان در اوراق تاريخ باقي ماند». در حقيقت، تمام پديده‌ها، چه مادي و چه ذهني و فکري همانند جانداران به تناسب استعداد زمينه تاريخي خاص خود دوره‌اي براي زندگي دارند. روزي زاده مي‌شوند، دوره‌اي رشد مي‌کنند و کمال مي‌پذيرند و زماني به فرسودگي و پيري مي‌افتند و بالاخره روزي هم مي‌ميرند و از ميان مي‌روند.

زرين کوب (1373) مي‌گويد: «زوال تشکيلات فتوت در ايران گويا در قرن دهم هجري به عمل آمده است. آن موقع به امر شاه عباس صفوي لنگرهاي فتيان در سراسر ايران بسته شد و کيفيت پراکندگي فتيان بدين شرح است که اهل فتوت… به سبب ظهور گروه‌هاي لوطي و مشدي که در حقيقت ثمره و ميوه لنگرهاي خودشان بود رفته رفته نزد صفويه منفور و سپس منسوخ شدند. در آن زمان لنگرگاه‌ها مرکز فساد شده بود و بدين اقدام، از بين رفت و از آن پس فتيان در گوشه و کنار کشور پراکنده باقي ماندند». بارزترين مظهر چنين انحطاط اجتماعي، اعمال پهلوان اکبر خراساني در زمان قاجار است که نه نشان و نسب از خانواده پيشه‌وران داشت و نه در عمر خود از کار و توليد، نان خورده بود و هيچ اصلي جز نامجويي و به خودپردازي نمي‌شناخت. پهلوان اکبر خراساني براي رسيدن به بالاترين مرتبه پهلواني که غايت آمالش بود، هر مانعي را در پيش راه خود خرد مي‌کرد و از هيچ دسيسه و جنايتي فروگذار نمي‌کرد[15] (انصاف پور، 1386).

7-3- جمع‌بندي شاخصه‌هاي فتوت

چنانچه ديديم در فتوت‌نامه‌ها و منابع مختلف ملاک‌هاي مختلفي براي فتوت بيان شده است. البته گروه‌ها و دسته‌هاي فتوت هم مختلف هستند که هرکدام آداب و اعتقادات خاص خود را داشته‌اند. در این تحقیق پس از مطالعه فتوت نامه‌های مختلف (در حد اشباع)، به جمع‌بندی ویژگی‌های فتوت و آنچه که بيشتر به چشم مي‌خورد به شرح زير پرداخته‌ایم (این دسته بندی از نوآوری‌های این تحقیق می‌باشد):

الف- داشتن اجتماعات و تشکيلاتي بودن: همواره آنها را به عنوان دسته، فرقه و گروه نشانه داري مي‌شناخته‌اند. البته اکثرا تشکيلات آنها مخفي بوده است و به همين دليل خيلي از حالات آنها براي ما در هاله‌اي از ابهام است. عده‌اي نيز به دليل آنکه فتيان عمدتا از ميان مردم عامي بوده‌اند معتقدند اثري که به طور کامل نمودار تشکيلات و انجمن‌هاي فتوت باشد براي ما باقي نمانده است.

انصاف پور (1386 ص 26) مي‌نويسد: «عياران يکديگر را يار خطاب مي‌کردند. اعضاي سابقه‌دار را پير، و کم سابقه را جوان مي‌خواندند و مراکز تجمعي داشتند که آن را خانه مي‌گفتند. چند مرکز تجمع را حزب و چندين حزب را احزاب مي‌ناميدند. هر يک از اين احزاب رهبري داشت که به او سرهنگ خطاب مي‌کردند». براي آگاهي از شرح کامل اين ساختار بايد به کتاب تاريخ سيستان مراجعه شود: «مدارج کسوت عياري مراحلي داشت که طالبين مي‌بايست آن را طي مي‌کردند. اعضاي وفادار و جدي حزب را مطلوب و جوانان تازه کار را طالب مي‌گفتند. طالب پس از گذراندن دوران سخت آزمايش‌ها، موفق به دريافت پيشبند مي‌شد و از آن پس او را عضو کمر بسته مي‌خواندند. احزاب و گروه‌هاي عياران، داراي سازمان‌هايي سياسي بوده که حلقه‌هاي آن در سراسر ايران از بغداد تا سيستان به هم زنجير شده بود» (به نقل از انصاف‌پور، 1386).

همچنين اجتماع آنها در زوايا، لنگرها و زورخانه‌ها خود شاهدي بر همين بحث است.

ب- صنفي بودن: به طوري که هر صنفي فتوت مخصوص خود را دارد و معتقدند هرکس فتوت‌نامه مخصوص آن صنف را نداند آنچه که از آن کسب نصيبش مي‌شود حلال نيست و بر او حرام مي‌باشد.

به گواهي فتوت‌نامه‌ها، اين اصناف عبارت بودند از: خبازان، خياطان، کرباس بافان، حماميان و سلمانيان، نمدمالان، کفاشان، سرکه گيران، ناوه کشان، طبق کشان، کفش گران، سلاخان، قصابان، خرّاشان، نجاران، بنايان، آهنگران، دوزندگان، مسگران، عصّاران، کوره پزان، رنگرزان، حلاجان، دباغان، قفل سازان، چلنگران و… که گاه به منظور حفظ موقعيت و منافع صنفي خود، هردسته رئيس و پيش‌کسوتي براي خود انتخاب مي‌کرد که ضمن توافق با دولت‌هاي حاکم به طور مشروط تکيه‌گاه اجتماعي پيدا مي‌کردند و قبل از همه، حفاظت از شهرها در دست نمايندگان اصناف بود (و هر صنفي نيز نسب شغل خود را به يکي از پيامبران مي‌رساند).

ج- صبغه اجتماعي داشتن: رويکرد آنها اجتماعي بوده است و در نتيجه از مردم بودن، مردمي بودن و در مردم بودن از خصائص آنهاست. «همواره بناي زورخانه‌ها و لنگرها (برخلاف مساجد و کاروانسراهاي معظم که از طرف بزرگان و پادشاهان برپا مي‌گشت)، به وسيله مردم خرده پا يا به قول «شاردن»، طبقات نسبتا پايين مردم ساخته مي‌شد… از گذشته‌هاي دور، زورخانه متعلق به مردم عادي کوچه و بازار بوده و افراد طبقه بالا نه به آن ميلي و نه در آن دستي و راهي داشته‌اند» (انصاف پور، 1386، ص 80).

د- آرمان داشتن: درنتيجه شکوِه و گلايه از وضع موجود داشته‌اند. نتيجه آرمان داشتن، ظلم ستيز بودن، مبارزه با نابساماني‌هاي اجتماعي و مخالفت با خلفا، پادشاهان، حکام و ظالمان است. وجود فتوت‌نامه‌هاي مختلف و دستورات اخلاقي آييني آن خود شاهدي بر اين آرمانگرايي است.

ه- گره خوردن با مفاهيم تشيع (صوفيه؟): در مورد صوفيه در بخش قبل به اجمال سخن گفته شد. اما يک واقعيت انکارناپذير تاريخ پهلواني آن است که مسئوليت‌هاي اخلاقي آنها، با آيين فتوت در قالب مذهب شيعه و شعائر آن همزاد و همراه بوده است. چنان که اين افراد با تمامي نهضت‌هاي شيعي علويان، شعوبيان، عياران و اسماعيليان و سربداران پيش رفته و تحت تعاليم و شعائر آن بالنده شده‌اند.

هرچند محتواي ذهني فتوت با شعائر شيعي در زمان صفويه پررنگ‌تر شده است اما بايد در نظر گرفت که اين پديده همپاي عقايد شيعي و مانند آن، شايد پس از هزار سال پويايي در آن زمان به اوج و آشکاري خود رسيده است. همچنين فتوتيه همواره سرسلسله‌ي خود را منسوب به مولا علي (عليه‌السلام) عنوان مي‌دارند و با عنايت به حديث معروف «لافتي الا علي لاسيف الا ذوالفقار»، که از زبان جبرئيل شنيده شد، علي (عليه‌السلام) را اولين سرسلسله‌ي فتوتيه مطرح مي‌سازند.

و- توجه به آمادگي جسماني و گره خوردن به مفاهيم پهلواني: به طور خاص آمادگي جسماني، چابکي، مهارت و رزم گره خورده با فتوت و عياري بوده است. همچنين کثرت و رواج عناوين و القاب پهلواني مانند: گو، گرد، دلير، دلاور، يل، هژبر، نيو، نيوزاد، تهمتن، پيلتن، نبرده، نستوه، پهلو، نژاده، جوانمرد، رادمرد، شيردل، اردشير، شيرمرد، شيرافکن، نامبردار، نامور، نامدار، آزاده، آريا و… از سابقه کهن آيين پهلواني در کشور ما حکايت مي‌کند.

سعدي نيز در گلستان از پهلواني حکايت مي‌کند که در سفر بلخ باميان با کاروان همراه بوده: «سپرباز، چرخ انداز، سلحشور، بيش‌زور که ده مرد توانا کمان او را به زه نکردي و زورآوران زمان پشت او را به زمين نياوردي و اما چون متنعم بود و سايه پرورده…».

ز- داراي صفات اخلاقي حسنه: اين صفات را مي‌توان اصول عياري يا فتوت نام نهاد؛ تقوي، وفا، راستي، امانت، رازداري، ياري درماندگان، تواضع، فداکاري، بي نيازي، دوست دوست و دشمن دشمن بودن، برادرخواندگي، شجاعت، سخاوت، عفت، حيا و…

همچنين شيخ شهاب الدين سهروردي در فتوت نامه‌اش از 25 وظيفه ديگر در فتوت نام مي‌برد: فضل، فتوح، فصاحت، فراغت، فهم، فراست، فعل، توکل، توبه، تواضع، تصديق، تصور، تحمل، تطوع، تهجد، تلطف، تبرک، تصوف، تمکين، تفکر، تسکين، وفا، ورع، ولايت و وصلت.

همچنين کاشفي سبزواري مي‌گويد: «بعضي از ائمه لغت برآنند که فتوت، جوانمردي باشد؛ اما از روي اصطلاح، فتوت در عرف عام عبارت است از: اتصاف به صفت حميده و اخلاق پسنديده، بر وجهي که بدان از ابناء جنس خويش ممتاز گردد؛ و به تعريف خواص، عبارت است از ظهور نور فطرت انساني و استيلاي آن بر ظلمت صفات نفساني تا فضايل اخلاق بأسرها ملکه گردد و رذايل به کلي اشفاء پذيرد».

البته چنانچه در آسيب‌شناسي فتوت گفتيم اين صفات همواره برقرار نبوده و در مراحلي تاريخي استثنائاتي نيز داشته است به طوريکه در نهايت اهل فتوت دچار آلودگي و آسيب‌هاي فراوان شدند و رو به زوال رفتند.

ک- آييني بودن: در کليه مراحل فتوت ويژگي‌هاي آييني به چشم مي‌خورد که مي‌توان از ظرفيت‌هاي آن نيز بهره برد. بدين معنا که مي‌توان همه موارد گفته شده را تحت عناوين آييني مجددا دسته‌بندي کرد. «آيين، برگزاري منظم و دقيق و ادواري مراسم و تشريفاتي خاص است که عملا صورتي نمايشي دارد» (ستاري، 1385، ص 23).

در علم ارتباطات، آنطور که رودنبولر (1387، ص 70) مي‌نويسد، «آيين اجراي داوطلبانه رفتاري است که به شکلي سزاوار به منظور تاثيرگذاري نمادين يا مشارکت در زندگي جدي طراحي شده است». مفهوم آیین می‌تواند به فهم جنبه‌های غیرعادی امور کمک کند. به طور مثال عبادت نمونه‌ای کلاسیک از رفتاری انسانی است که به طور منظم تکرار می‌شود. این رفتار، غیرعادی و عجیب به نظر می‌رسد مگر اینکه در چارچوب مفهومی مناسبی تحلیل شود. صور آیینی از قبیل “فتوت” به مثابه کنش‌های غیرابزاری به راحتی قابل تعریف است. مدل تحلیل آیینی، به مراتب بیشتر از الگوی کنش عقلانی یا ابزاری جزئیاتی را برای ما تبیین می‌کند و بسیاری از عقاید و جنبش‌های اجتماعی از نظر آیینی قابل توجیه خواهد بود.

مفهوم آیین می‌تواند به توضیح جنبه‌هایی از امور که هنوز تحلیل نشده‌اند کمک کند. «برای مثال چه اتفاق خواهد افتاد اگر هدیه دادن، محبت کردن، داوطلب شدن برای خرید نوشیدنی برای رفقا یا مهمان کردن آنها به نهار را، همچون نمادهایی که روابط دوستانه را ایفا می‌کند، آیین فرض کنیم؟» (رودنبولر، 1387، ص 31) این اشکال ارتباطات، آگاه کننده و برای مطالعه ارزشمند هستند.

فتوت همواره داراي ادبيات و اصطلاحات خاص فراوان بوده است و براي هر کاري داراي آداب و نمادهاي مختلف هستند: بلوغ، عقل، مروت، خرقه پوشي، آداب خوردن، آشاميدن، پوشيدن، آداب اجتماعات، ارتباط با خود، خدا، خلق، طبيعت، سختگيري جهت پيوستن به اين سلک، ورود مرحله به مرحله و ارتقاء درجه يافتن، تکيه بر استاد، مرشد و پير (به طوريکه بدون اذن يا حضور استاد يا مرشد عملي برايشان جايز نيست)، توجه به نان و نمک، نمک گير شدن، کمر بستن… «و گاه شرايط و آداب فتوت را تا هفتاد و دو رسانده‌اند» (رياض، 1389، ص 58).

ل- فتوت به عنوان سبک زندگي: در تقسيم‌بندي ديگري مي‌توان فتوت را به عنوان يک سبک زندگي تعريف نمود و مجدد به دسته‌بندي عناصر آن پرداخت و از ظرفيت‌هاي آن به عنوان يک «هويت» و «ارزش» بهره برد.

سبک زندگي از جمله مفاهيم مهمي است که هم در مطالعات فرهنگي، و هم در روانشناسي به آن اشاره شده است. در برخي موارد سبک زندگي را به مفهوم راه و روشي دانسته‌اند که بيانگر ارزش‌هاي يک فرد يا يک گروه مي‌باشد. سبک زندگي با طبقه اقتصادي- اجتماعي پيوند دارد و در تصويري که از فرد ساخته مي‌شود بازتاب مي‌يابد (آسابرگر، 1379).

اين مفهوم در حوزه مطالعات فرهنگي، به مجموعه رفتارها و الگوي کنش‌هاي فرد اطلاق مي‌شود که معطوف به ابعاد هنجاري و معناي زندگي اجتماعي است و نشان‌دهنده کم و کيف نظام باورها و کنش‌هاي اوست. سبک زندگي تابلويي از معاني و تفاسيري است که فرد در جريان اعمال روزمره و زندگي روزانه نشان مي‌دهد (حيدري، 1391).

رويکرد «فتوت و سبک زندگي» دسته‌بندي جديدی است که جهت تحقيقات ديگران پيشنهاد مي‌نماييم. چنانچه مي‌توان تقسيم‌بندي‌هاي مفيد ديگري را نيز ارائه داد به طور مثال «فتوت و روش تبلیغ» مورد دیگری است که به ذهن می‌رسد.

4- فتوت در تولیدات رسانه‌ای

(ادامه دارد…)

پی نوشت

[1] کارشناسی ارشد مدیریت رسانه دانشگاه صداوسیما- طلبه سطح یک حوزه علمیه اصفهان، مدرسه علمیه میرزاحسین- (عهده دار نگارش متن)

[2] Representation

[3] Stuart Hall

[4] از آنجا که متن پيش رو اطلاعات زيادي را از اين فتوت‌نامه وام گرفته است و نام آن را در چند مرحله تکرار خواهيم کرد پس به تعريف آن در اينجا پرداخته‌ايم.

[5] همچنين به فرهنگ عميد و فرهنگ فارسي معين مراجعه شود.

[6] همچنين به تفسير الميزان (علامه محمدحسين طباطبايي) و تفسير نمونه (آيت الله ناصر مکارم شيرازي) مراجعه شود.

[7] سعيد نفيسي (بي تا) مي‌گويد: «اگر جوانمردان ايراني به جز ابومسلم خراساني و يعقوب پسر رويگر سيستاني کسي ديگر را نپرورده بودند همين فخر و شرف براي ايرانيان کافي بود». اما اسماعيل حاکمي ‌(1389) يعقوب و همچنين برادرش عمرو ليث صفاري را از خوارج مي‌داند.

[8] خانقاه که با تفاوتي تکيه و زاويه و رباط نيز خوانده مي‌شود محل اجتماع درويشان مخصوصا جاي خلوت و ذکر آنها بود.

[9] قلندريه درواقع جماعتي بودند از صوفيه ملامتي که در حدود قرن هقتم هجري در خراسان و هند و حتي شام و بعضي بلاد ديگر شهرت و فعاليت داشته‌اند…

[10] در سايت رسمي اين فدراسيون بين المللي نام چند زورخانه در خارج ايران آمده تا توجيه عنوان بين المللي براي فدراسيون مذکور باشد. ازجمله: زورخانه فردوسي تاجيکستان، زورخانه رستم دستان افغانستان و زورخانه عباس بن علي (عليه‌السلام) در کربلا. واضح است که اين زورخانه‌ها نيز مربوط به ايرانيان است و چون تردد زيادي در اين کشور و کربلا هست، اين مرکز داير شده، اما در نهايت ورزش باستاني و زورخانه، ورزشي ايراني و سازگار با روحيات، آيين‌ها و خصايص مردم کشور ماست.

[11] International Zurkhaneh Sports Federation

[12] در زمينه اين حکايات بايد گفت اين مطلب هيچ نقصاني بر آداب فتوت و تشکيلات آن وارد نمي‌آورد. مي‌دانيم که در ميان عامه مردم داستان‌هاي بسيار دراز، ساخته تخيل پهناور داستان پردازان و قصه گويان پديد آمده است که قهرمانان آن مقدسان ديني و مذهبي هستند که با شوق بسيار از سوي خوانندگان استقبال و خوانده شده اند و کمتر اتفاق افتاده که کسي بر آن حکايات خرده بگيرد.

[13] می‌توان گفت که در افق جامعه کهن و قرون میانه در ایران، قوت مردسالاری چنان بوده که صدای زنان به گوش نرسد.

[14] در غرب مادر ترزا (1910- 1997 م) راهبه آلبانيايي را به عنوان نمونه اي از زنان فتي معرفي مي‌کنند… در عهد مشروطيت نيز بانوان شجاع و بافضيلت، ده‌ها انجمن مخفي و آشکار براي تربيت و دفاع از حقوق خويش و پيشبرد امر انقلاب فراهم ساختند… روزنامه حبل المتين مي‌نويسد: «در يکي از زد و خوردهاي بين اردوي انقلابي ستارخان با لشکر شاه، بين کشته شدگان انقلابيان جنازه بيست زن مشروطه طلب در لباس مردانه پيدا شده است» (به سند موجود در خانه مشروطه اصفهان).

[15] از نکات جالب توجه در اين زمينه کتب نگارش شده پيش از انقلاب اسلامي ايران است، که در آن‌ها به نام «شعبان جعفري» به عنوان يکي از پهلوانان بزرگ و باشگاه داران کشور اشاره است و ظاهرا وي به عنوان رياست «کانون ورزشخانه‌هاي باستاني» منصوب شده بود. شعبان جعفري معروف به «شعبان بي مخ» از عمال رژيم پهلوي بود که در سقوط مصدق نيز نقش داشت. چون انحطاط به پايين‌ترين مرحله خود مي‌رسد، زورخانه به جاي پروراندن پهلوان جوانمرد و اهل فتوت، غول بدلکار و جيره خوار بيرون مي‌دهد.

برچسب‌ها: , , , , , , , ,

مطالب مرتبط

  1. مصطفی حسینی گفت:

    مطلب عالی بود کلی وقت گذاشتم این مطلب را در سه قسمت ارائه می کردین خیلی بهتر بود
    تا همه بخونند

  2. مکنون گفت:

    با سلام
    لطفا در سنت مطلب بلند گذاشتن تجدید نظر فرمایید
    مطالبتان عالی است اما طول و عرضش از حوصله ی مخاطب بیشتر است
    تشکر

  3. فتوت گفت:

    این روحیه اگر مانند سابق در رسانه تکریم شود برای مردم مورد پسند است و در صورت توان به ان عمل می کنند
    خوبی ها هیچ وقت کهنه نمی شوند

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


دوره جامع آموزش خبرنگار کوله پشتی/ ثبت نام تا 30 تیر/ کلیک کنید
دوره جامع آموزش خبرنگار کوله پشتی/ ثبت نام تا 30 تیر/ کلیک کنید
مسابقه کاریزمن11: هدایت روابط دختر و پسر به ازدواج (کلیک کنید)
مسابقه کاریزمن11: هدایت روابط دختر و پسر به ازدواج (کلیک کنید)
آموزش سواد رسانه به کودکان- خرید کتاب قصه های کرمیلو
آموزش سواد رسانه به کودکان- خرید کتاب قصه های کرمیلو
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715