یکشنبه ۲۸ مهر ۱۳۹۸
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۰۷:۵۹ - ۱۳۹۸/۰۵/۲۰

یکه تاز پیروز!/ جهان شناسی عالمانه به قلم شهید سید عبدالکریم هاشمی نژاد

متأسفانه چون دنیای ما عملاً علم را منهای ایمان و فضیلت و اخلاق پذیرفته بود به زودی دریافت که این‌گونه تکامل علمی نه‌ تنها باری از آن همه مشکلات فراوان از دوش زاده آدم برنمی‌دارد بلکه خود عامل هیجانات و پریشانی‌ها و کشتارهای تازه و بالاخره نابسامانی‌های مرگبارتری گردیده است

به گزارش ندای اصفهان، متن زیر که توسط ما برای اولین بار در فضای مجازی منتشر می شود مقدمه کتاب «یکه‌تاز پیروز!» به قلم سید عبدالکریم هاشمی‌نژاد است که در تاریخ ۳۰ آذر ماه ۴۸ نگارش یافته است.

اصل این کتاب نوشته «سیف الله کبیریان» است که شهید هاشمی نژاد به درخواست وی این مقدمه را نوشته است.

علاقه مندان می توانند جهت آشنایی بیشتر با دیگر آثار شهید هاشمی نژاد اینجا را مطالعه فرمایند.

***

یکه‌تاز پیروز!

به انسان‌ها و انسانیت…

شماره ثبت: ۱۷۰- ۴۹٫۱٫۲۳

چاپ این کتاب با سرمایه انتشارات پیام اسلام قم در چاپخانه مهر استوار انجام پذیرفت.

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

دنیای نگران و افسرده

از روزی که انسان دوران جنگلی خود را در پشت سر نهاد و با زندگی اجتماعی خو گرفت مشکلات بسیاری یکی بعد از دیگری در برابر وی ظاهر گشت. این مشکلات که سایه شوم و هولناک خود را هر روز بیش از پیش بر سر بشریت گسترش می‌داد آهسته آهسته آن‌چنان طاقت ‌فرسا و غیرقابل تحمل گردید که زندگی را در ذائقه انسان‌ها به‌سختی تلخ و ناگوار گردانده است.

جنگ‌های ویران‌کننده و خانمان‌سوز از یک طرف، تجاوز زورمندان و ستمگران به حقوق ضعفاء و ستمدیدگان از سوی دیگر، خون‌ریزی‌ها و کشتارهای دسته‌جمعی جباران و دیکتاتورها تحت عناوین مختلف از طرف سوم، یورش ها و شبیخون زدن‌های پی‌درپی قدرت‌های بزرگ به ذخایر مادی و معنوی ملت‌ها از سوی چهارم و بالاخره اختناق و خفقان های کشنده و مرگ‌بار که مظاهر ننگین آن در بیشتر نقاط جهان به چشم می‌خورد از جانب پنجم آن‌چنان بی‌رحمانه حلقوم بشریت را با چنگال‌های خونین خویش در فشار قرار داد که وی را دچار یک مرگ تدریجی و زندگی نکبت باری ساخته است.

 به دنبال چاره

در چنین شرایط دردناک و رقت آور است که بشریت در به ‌در دنبال درمان برای این‌همه دردهای خود می‌گردد تا شاید بتواند خویشتن را از این بن‌بست وحشتناک نجات بخشیده و تکیه‌گاه مطمئنی برای خود به دست آورد. بیچاره انسان! که در این وضع نکبت بار همانند غریقی می‌ماند که برای نجات خود به هر حشیشی چنگ می‌زند ولی متأسفانه راه خلاصی نمی‌یابد و همچنان مضطرب و سرگردان در آستانه هلاکت و نابودی است.

 علم منهای ایمان

در این گیر و دار و دوران پرهیجان و اضطراب، روزنه امید کاذبی به سوی بشریت باز شد و با پیشرفت علم و دانش تصور می‌شده که بالاخره دستی برای نجات انسان‌ها به سوی آنان دراز گردیده ‌است، سنگرهای مادی و صنعتی که هر روز یکی بعد از دیگری فتح می‌گردید ابتدا این فکر را به وجود آورد که علم به ‌تنهایی می‌تواند پناهگاه مطمئنی برای مشکلات زندگی بشر بوده و گره‌های کور و سردرگم ملت‌ها را باز نماید اما متأسفانه خیلی زود بشر به خام بودن این فکر خود پی برد و دانست که تصور او خیالی بیش نبوده است.

پیشرفت علم و صنعت با صورتی که در دنیای ما انجام می شود آب‌نمایی بیش نیست. بیچاره بشر! که تصور می‌کرد تنها با رونق یافتن صنعت و رواج ابزار و وسایل زندگی می‌تواند آرامش و آسایش دلخواهی به دست آورد! ولی متأسفانه چون دنیای ما عملاً علم را منهای ایمان و فضیلت و اخلاق پذیرفته بود به زودی دریافت که این‌گونه تکامل علمی نه‌ تنها باری از آن همه مشکلات فراوان از دوش زاده آدم برنمی‌دارد بلکه خود عامل هیجانات و پریشانی‌ها و کشتارهای تازه و بالاخره نابسامانی‌های مرگبارتری گردیده است.

«آلبرت انشتاین» (Albert EinStein) چهره مشهور و متوفای جهان غرب می‌گوید: «وسایل گران‌بهای تولید به جای آزادی و رفاه ولع و حرص زائید، چنان‌که اکنون پیشرفت‌های متحیر العقول گذشتگان در دست این نسل به تیغ تیزی ماند که در دست طفل سه‌ساله ای باشد. جایی که پیشرفت صنعت با ماشین‌های عظیم‌الجثه خود به جای اشیاء و مواد مصرفی و ضروری بشر گیوتین برای قطع ریشه انسانیت می‌سازد نمی‌توان تماشاچی بود. ما معاصرین ضعیف فرزندان قرن بیستم؛ در برابر چشم های وحشت بار خود کشتارگاه بنی آدم و انهدام دسترنج زحمت‌کشان را دیده‌ایم.» (*پاورقی: دنیایی که من می بینم صفحه ۶۷ و ۷۲)

دکتر الکسیس کارل (Dr.Alexis carrel) جراح و شخصیت معروف علمی فرانسه در این‌باره می‌نویسد: «محیطی که به کمک فکر و اکتشافات علمی ما ایجاد شده است نه با قد و نه با شکل ما متناسب نیست و به ما نمی‌آید. ما در آن تیره ‌بختیم و اخلاقاً و معناً تحلیل می‌رویم. محققاً جماعات و مللی که تمدن صنعتی در آن‌ها به اوج کمال خود رسیده است زودتر ناتوان شده مضمحل می‌شوند و بازگشت آنان به سوی بربریت آسان‌تر انجام می‌شود زیرا بدون دفاع در محیط نامساعدی که علم برای آن‌ها ایجاد نموده است زندگی می‌کنند!» (*پاورقی: انسان موجود ناشناخته صفحه ۲۶)

آری علم منهای ایمان نه ‌تنها دامنه کشتارها، تجاوزات، خودسری‌های جباران و دیکتاتورها را کوتاه نکرده بلکه کره زمین را به ‌صورت کانون و انبار باروتی درآورده که اگر خدای‌ ناکرده با جرقه‌ای کوچک انفجار یابد تمام بشریت و همه محصولات علمی و فکری او را یک‌باره نابود می‌سازد.

«جان کندی» رئیس‌جمهور مقتول آمریکا ضمن شرح آماری از قدرت اتمی شوروی و آمریکا می‌گوید: « هم‌اکنون ظرفیت انهدام کننده‌ای که در اختیار ما در «آمریکا» است کافی است تا خصم «شوروی» را ۲۵ بار نابود کند و نیروی متقابلی که در دست خصم است به قدری است که می‌تواند ده مرتبه ما را نابود کند. قدرت دوگانه ما و شوروی کافیست تا هفت بار نسل بشر را منهدم نماید.»(*)

(*پاورقی: استراتژی صلح صفحه ۶۶- ضمناً باید توجه داشت که این آمار تقریباً مربوط به سیزده سال قبل است ولی در این تاریخ یک پنجاهم ذخیره های اتمی شوروی و یا آمریکا برای انهدام همه بشریت کافی است. توضیح در کتاب اسلام و تمدن جدید.)

پناهگاهی مطمئن به نام مذهب

با توجه به مطالب بالا به خوبی روشن می‌شود که علم به ‌تنهایی و منهای ایمان نه فقط نتوانست کاری از پیش ببرد بلکه خود هم عامل مهمی برای ایجاد اضطرابات و نگرانی‌های تازه‌ای گردیده است. بشر در عصر حاضر از بسیاری از ابزار و وسایل صنعتی که برای تأمین آسایش زندگی مادی او است برخوردار است اما به علت کمبود و فقر شدیدی که از جنبه‌های اخلاقی و معنوی دارا است متأسفانه از آرامش خاطر و لذت انسانی در زندگی این جهان برخوردار نیست. اینجا است که باید به سراغ مکتب‌های آسمانی رفت و گم‌شده‌ی انسان‌ها را در آن مکتب‌ها جستجو نمود، همان مکتب‌هایی که می‌توانند شریف‌ترین احساس انسانی را سیراب نمود و پناهگاهی مطمئن برای بشریت گردند.

آلبرت انشتاین ضمن بحثی که در تجلیل از حس مذهبی دارد چنین می‌نویسد: «زیباترین و عمیق‌ترین احساسی که ممکن است به ما دست دهد حس مذهبی است، او است که تخم همه علوم واقعی را در دل‌ها افشانده؛ کسی که از این حس بی‌خبر است کسی است که دیگر نمی‌تواند دست‌خوش چرت شود تا به حال بهت‌زدگی در آید گویی مرده است. مطالعاتی که از جنبه مذهبی برای درک حقایق جهان شده است نیرومندترین و شریف‌ترین شاه فنر تحقیق و تتبع علمی است.» (*پاورقی: جهان و انشتاین نوشته لینکلن بارنت صفحه ۱۲۲)

تنها و تنها اسلام

آری در این‌که کمبود بشریت به خصوص در جهان ماده و صنعت تنها به وسیله مکتب‌های آسمانی تأمین می‌شود و بس هیچ‌گونه جای تردید نیست اما باید دید آن مذهبی که به‌معنای واقعی کلمه می‌تواند در جهان علم رهبری انسان‌ها را برعهده بگیرد و به نیازمندی‌های بشر به طور کافی پاسخ بدهد کدام است؟ مذهبی که به راستی پناهگاهی برای همه طبقات و انسان‌ها باشد آیا آن مذهب جز اسلام و مکتب آسمانی قرآن است؟ قطعاً نه.

زیرا، مذاهب دیگر و در رأس آن‌ها مسیحیت علاوه بر فقر عجیبی که از نظر قوانین دارا هستند به‌طوری‌که می‌‌توان گفت از این نظر در درجه صفر قرار دارند و علاوه بر این‌که متون اولیه دینی و کتاب‌های به‌اصطلاح آسمانیشان توأم با انواع خرافات و موهومات شاخداری است که با هیچ اصلی از اصول علمی و عقلی منطبق نیست.(*)

(*پاورقی: برای نمونه به کتاب قرآن و کتاب های دیگر آسمانی و کتاب به سوی اسلام یا آئین کلیسا مراجعه فرمائید.)

اضافه بر همه این‌ها در این جهان ستم و زور و قلدری نه ‌تنها مسیحیت نمی‌تواند هیچ‌گونه تکیه‌گاه امید بخشی برای ملت‌های ضعیف و انسان‌های رنج دیده و ستم کشیده باشد بلکه خود با داشتن قسمتی از تعلیمات استعماری عامل بزرگی برای ستم و تجاوز است که متأسفانه با همان تعلیمات هم‌اکنون در اختیار ستمگران و قدرت‌های متجاوز جهان قرار دارد؛ چگونه نباشد؟! با این‌که در کتاب تحریف‌شده خود از قول عیسی بن مریم علی نبینا و آله و علیه السلام می گوید: «هر که بر رخساره راست تو طپانچه زند دیگری را نیز به سوی او برگردان! و اگر کسی خواهد با تو دعوا کند و قبای تو را بگیرد عبای خود را نیز بدو واگذار! و هر گاه کسی تو را برای یک میل مجبور ساخت دو میل همراه او برو!» (انجیل متی باب پنجم جمله سی و نهم)

طبق این منطق اگر گوشه‌ای از کشور مورد تجاوز ستمگران قرار بگیرد گوشه‌ای دیگر را هم باید به او تقدیم نمود! و به همین دلیل در همه کشورهای آسیایی و آفریقایی استثمار شده همواره مسیحیت پیش‌قراول قدرت‌های استعماری بوده و به شهادت تاریخ نقش این مکتب در تخدیر نیروهای ملت‌ها و آماده ساختن آن‌ها برای یورش استعمارگران غیرقابل‌انکار است.

اسلام خصم ستمگران و حامی رنج‌دیدگان

اما اسلام؛ نه‌ تنها یک مکتب علمی و عقلی است که علاوه بر جنبه‌های معنوی و اخلاقی دارای قوانین همه ‌جانبه‌ای در تمام قسمت ها است یعنی در مسائل قضایی، اقتصادی، فرهنگی، نظامی، سیاست و حکومت، کشاورزی و تجارت، قوانینی که با مقایسه با قوانین پیشرفته‌ترین کشورها دارای امتیازات فراوان و برتری‌های بسیاری است.(*) بلکه از نظر درس آزادگی و شرف دادن و الهام حریت و شهامت بخشیدن به ملت‌ها خود مکتب منحصر به ‌فرد و بی‌نظیری است تا آنجا که حتی به اعتراف شخصیت های سیاسی بیدار و مطلع غرب، مردمی که از میراث اسلام برخوردار باشند به آسانی نمی‌توان آن‌ها را به بردگی گرفت و استثمار کرد.

(*پاورقی: برای نمونه به کتاب مناظره دکتر و پیر مراجعه فرمائید.)

جان کندی رئیس‌جمهور مقتول آمریکا هنگامی‌که در سنای آن کشور درباره ملت الجزایر که آن روزها هنوز به استقلال نرسیده بودند و با استعمار فرانسه مردانه پیکار می‌کردند سخن می گوید نسبت به اسلام این‌گونه ابراز عقیده می‌کند: «شناسایی هویت ملی معمولاً با جرقه‌ای به ظهور می‌پیوندد که باران اختناق نمی‌تواند آن را خاموش سازد به خصوص اگر این احتراق در منطقه‌ای صورت گیرد که همه از میراث و تعالیم اسلام برخوردارند.» (*پاورقی: استراتژی صلح صفحه ۱۴۵، توضیح مطلب در کتاب اسلام و تمدن جدید.)

آری یک نگاه کوتاه به تاریخ کشورهای آسیایی و آفریقایی تازه به استقلال رسید مانند الجزایر، تونس، مراکش، اندونزی، هندوستان و مانند این‌ها کافی است که هر انسان منصفی به نقش اسلام در آزاد ساختن این ملت‌ها از زیر بار ستم و استعمار واقف گردد.

دکتر سوکارنو رییس جمهور سابق و ضداستعماری اندونزی در یکی از سخنرانی‌های خود درباره نقش اسلام در آن کشور چنین گفت: «شرافت، صداقت، برابری و درستی اینست: آنچه که اسلام برای مردم اندونزی به ارمغان آورد.» (*پاورقی: رستاخیز اندونزی صفحه ۲۸)

این یک واقعیت است که تنها یک اسلام واقعی و مسخ نشده می‌تواند در آزاد ساختن ملت‌ها چنین نقشی را ایفا نماید، اسلامی که آلت دست ستمگران قرار نگرفته باشد و جنبه‌های حیاتی و آزادی‌بخش آن از آن حذف نشده باشد.

اسلامی که با معاویه حیله‌گر هرچند برای فریب افراد ساده دل قرآن در دست بگیرد می‌جنگد و پیکار می کند.

چنین اسلامی همانگونه که گذشته پرافتخار مسلمین در صدر اول و قرون وسطی و تاریخ زنده بیشتر کشورهای آزاد شده آسیایی و آفریقایی در عصر حاضر نشان می‌دهد تنها تکیه‌گاه آرامش‌بخشی است که می‌تواند بار سعادت بشریت را از نظر مادی و معنوی و در شئون فردی و اجتماعی به سرمنزل مقصود برساند.

 یکه ‌تاز پیروز

کتابی که به نام «یکه‌ تاز پیروز» اکنون در برابر شما است به قلم دوست پرشور و زنده فکر ما جناب آقای سیف الله کبیریان به نگارش درآمده، این کتاب مسائلی را که به طور اجمال به آن‌ها اشاره نمودیم تفصیلاً مورد بحث قرار داده است.

این‌جانب هرچند به علت عدم فرصت به مطالعه همه کتاب موفق نگردیدم اما تا آن‌جا که من قرائت کردم و با در نظر گرفتن ذوق و حسن سلیقه خاصی که نویسنده محترم آن در جمع‌آوری و انتخاب مباحث دارند طبعاً کتابی است که می‌تواند مورد استفاده و بهره‌برداری طبقات مختلف به خصوص طبقه دانش‌پژوهان و فرهنگیان قرار گیرد.

امید است خداوند متعال این خدمت را از آقای کبیریان به فضل خود بپذیرد و توفیقات بیشتری به معظم‌له عنایت فرماید تا در آینده هم درخدمت به اسلام و انسانیت کامروا باشند.

سید عبدالکریم هاشمی‌نژاد

۱۱  شوال ۱۳۸۹ برابر با ۳۰ آذر ماه ۴۸

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , ,

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


شفاف (شبکه فعالان انقلابی فضای مجازی)
شفاف (شبکه فعالان انقلابی فضای مجازی)
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
اصفهان شرق
اصفهان شرق
وعده صادق
وعده صادق