شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۸
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
سرویس: سیاسی
چاپ خبر
۰۸:۰۵ - ۱۳۹۸/۰۴/۳۱
مردم

اختصاصی ندای اصفهان؛

انتخابات و حاکمیت سیاسی ملت/ گفتار منتشر نشده از جلال الدین فارسی

هر انقلابی پس از پیروزی بر دشمن و برانداختن حاکمیت سیاسی دشمن یک مرحله حساس را دارد؛ مرحله بنای حاکمیت سیاسی. این مرحله پس از هر انقلاب بدون استثنا هست. اما طول این دوران که حاکمیت سیاسی انقلابیون ساخته می شود کوتاه و یا طولانی است...

به گزارش ندای اصفهان، متن زیر که برای اولین بار در فضای مجازی منتشر می شود، گفتار شماره ۸ حزب جمهوری اسلامی با عنوان «حاکمیت سیاسی ملت» است که در آن جلال‌الدین فارسی از ضرورت برگزاری هرچه سریعتر انتخابات ریاست جمهوری و تشکیل ارگان ها و وزارتخانه ها جهت تثبیت انقلاب اسلامی مردمی ایران سخن می گوید.

علاقه مندان می توانند آرشیو کاملی از جزوات و نشریات ارزشمند حزب جمهوری اسلامی را در پایگاه خبری تحلیلی ندای اصفهان مطالعه کنند. (اینجا را ببینید)

***

حاکمیت سیاسی ملت

گفتار شماره ۸ حزب جمهوری اسلامی

۶/۱۱/۱۳۵۸

جزوه حاضر متن دو گفتار از استاد جلال‌الدین فارسی است که در مسجد اعظم قم در روز دوشنبه ۱۷ دی ماه ۱۳۵۸ و ۱۵ خردادماه ۱۳۵۸ در مراسم ویژه ۱۵ خرداد ایراد شده است.

“حزب جمهوری اسلامی”

***

ما به مجلس خبرگان رفتیم که ولایت فقیه را تصویب کنیم.

***

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

سلام به شما مردم قهرمانی که با مقاومتتان در ماه‌های حساس و در لحظات تعیین سرنوشت بزرگ‌ترین سنگر مقاومت را در ایران تأسیس گردید و قم مقدس و قم مشعل‌دار اسلام، پایگاه مبارزه علیه استبداد و استعمار شد و ملت ایران را در دیگر مناطق به حرکت درآورد تا سیل خروشان دژ امپریالیسم آمریکا را سرنگون کرد.

هر انقلابی پس از پیروزی بر دشمن و برانداختن حاکمیت سیاسی دشمن یک مرحله حساس را دارد؛ مرحله بنای حاکمیت سیاسی. این مرحله پس از هر انقلاب بدون استثنا هست. اما طول این دوران که حاکمیت سیاسی انقلابیون ساخته می شود کوتاه و یا طولانی است و طول مدت این دوران بستگی دارد به این‌که چگونه انقلابی باشد پایه کودتای نظامی است؟ انقلاب یک حزب است؟ انقلاب یک طبقه اقتصادی است؟ یا انقلاب توده‌های مردم؟

وقتی‌که این انقلاب به وسیله یک سازمان نظامی یک اتحاد از افسران انجام می‌گیرد و یا به وسیله یک اقلیت، این‌ها در یک طرف قرار دارند و توده‌های مردم در آن کشور در طرف دیگر. این‌ها پس از پیروزی نمی‌توانند حاکمیت مردم را برقرار بکنند چون حاکمیت مردم ناقض حاکمیت آن‌ها است. به همین جهت مدت‌های مدید می‌کوشند تا مردم را از نظر فکری و اخلاقی تغییر بدهند و با خودشان منسجم و همراه بکنند حتی اگر این انقلابات به نفع مردم انجام شده باشد. باید این اقلیت و این دسته از نظامات و این دسته سیاسی و یا این حزب کوچک باید کوشش بکند تا با مردم سنخیت فکری پیدا بکند تا اعتماد مردم را به خودش جلب بکند تا آن وقت جرئت بکند یک انتخابات سرتاسری انجام بدهند و کار حکومت را به مردم بسپارد. در اینجا تأسیس حاکمیت سیاسی ملت انجام گرفته.

در یک انقلاب مثل انقلاب ۲۳ ژوئیه مصر یک دسته افسر وطن‌پرست وقتی‌که دیدند این دربار، یک دربار دست‌نشانده است که با اسلحه فاسد و مهمات فاسد آن‌ها را به جنگ اسرائیل فرستاده برگشتند و انقلاب کردند و دربار فاروق را سرنگون کردند و ملت مصر را آزاد کردند. اما همین افسران نتوانستند اعتماد مردم را به سهولت جلب بکنند و نتوانستند انتخاباتی انجام بدهند و کار حکومت را به مردم بسپارند. سال‌ها طول کشید تا این اعتماد میان این انقلابیون پیشتاز ملت و مردم به وجود آمد و این‌ها توانستند انتخاباتی بکنند و مجلسی را به وجود بیاورند و انتخاباتی بکنند و رئیس جمهور منتخب مردم را به وجود بیاورند و در عراق در ۱۴ ژوئیه ۱۹۵۸ انقلاب شد، باز یک دربار سلطنتی و یک رژیم دست‌نشانده انگلیس و آمریکا از بین رفت اما حاکمیت سیاسی ملت برقرار شد؟ نه، از ۱۹۵۸ تاکنون ۲۱ سال می‌گذرد، ۲۱ سال این ملت از تسلط استعمار و از اسارت یک دربار و هیئت حاکمیت غیرملی آزاد شده اما تا امروز نتوانسته سرنوشت سیاسی خود را خود به دست بگیرد چرا؟ برای این‌که این حزب حاکم و این دسته حاکم نتوانسته اعتماد مردم را جلب بکند، نه‌تنها نتوانسته اعتماد را جلب بکند بلکه تضاد بین مردم و این هیئت حاکمه با همان شدت و قوت تضادی که بین مردم عراق و دربار فیصل و نوری سعید بود، به جا مانده با همان شدت و با همان حدت.

مردم عراق امروز هم از نظر سیاسی محکومند و آن روز هم محکوم بودند و اگر بخواهیم به دیگر انقلابات بپردازیم، انقلاب اکتبر روسیه، این‌ها انقلاب کردند حاکمیت قیصر و تزار را برانداختند، اما آیا حاکمیت مردم را توانستند برقرار بکنند؟ این‌ها زمین‌ها را در همان سال‌های اول بین دهقان‌ها تقسیم کردند. حتی دهقانان هم جنگیدند و از آن حکومت دفاع کردند چون دفاع از آن حکومت دفاع از زمین‌ها بوده اما این دهقان‌ها و کارگرها هرگز به حاکمیت سیاسی نرسیدند، هرگز یک انتخابات عمومی سراسری آزاد در طی این ۶۰ سال صورت نگرفت. چرا؟ برای این‌که این حزب و این دارودسته‌ای که انقلاب کرد علیه حکومت تزارها معتقد به حاکمیت مردم نبود، معتقد به دموکراسی نبود، معتقد به این نبود که هر فرد صاحب رای است و هر فرد در این شرکتی که نامش جامعه است، یک سهم دارد، مثل سهم دیگران، به این معتقد نبودند. معتقد به حاکمیت یک طبقه بر طبقه دیگر بودند یک دسته نظامی، یک دسته افرادی که هیچ رابطه‌ای با طبقه کارگر نداشتند به نام یک طبقه کارگر بر مردم حکومت کردند.

بنابراین همان جدایی که بین مردم و حکومت کنندگان در دوره تزار بود اکنون هم وجود دارد و اگر امروز یک انتخابات تازه در شوروی انجام بگیرد بدون شک هیچ‌یک از این حکومت کنندگان بر مصدر نخواهد نشست. این دوران درازی که در شوروی پایان ندارد اما در انقلاب ما از همان روزهای اول اظهار نظر راجع به نوع حکومت و استقرار این نظامی که خطوط آن بعداً مشخص خواهد شد صورت گرفت زیرا که ما به‌‌عنوان مسلمان معتقد به این هستیم که هر انسان مؤمن صاحب رأی سیاسی است و باید حکومت و سرنوشت سیاسی خودش را به دست خودش و با فکر خودش بسازد. ما معتقد به یک حکومت طبقاتی نیستیم ما معتقد به حکومت گروهی نیستیم، ما معتقد به حکومت مردم بر مردم هستیم به همین جهت هست که شما مردم در یک انتخابات آزاد نمایندگان خودتان را انتخاب کردید، تا مجلس خبرگان تشکیل شد و قانون اساسی تشکیل شد و معلوم شد که این نظام باید به دست مردم ساخته و بنا شود و مؤسسات و ارگان‌های این نظام چیست؟

پس از ولایت امر و رهبری مکتبی انقلاب ما احتیاج به یک رییس جمهور دارد که در راس قوه مجریه قرار گیرد و احتیاج به یک مجلس دارد که مرکز ثقل حکومت است. این نمایندگان مردمند که در تمام شهرستان‌ها، استان‌ها و در روستا و در شهر انتخاب می شوند. نمایندگی دارند از مردم برای این‌که برنامه‌های وزارتخانه‌های مختلف را بررسی و مطالعه و تصویب بکنند. قانون‌گزاری مشروط است به شریعت اسلام و حاکمیت الهی. این‌ها هستند همین نمایندگان مردم، که وزرا و نخست وزیر را انتخاب می‌کنند بر کارش نظارت می‌کنند، اگر شکایت هایی از منطقه‌ای آمد علیه وزیر و وزارت‌خانه این‌ها را درون مجلس مطرح می‌کنند، سؤال می‌کنند، این وزیر باید حاضر بشود و در برابر نمایندگان مردم جواب بدهد و نه در یک چهاردیواری مجلس زیرا قانون اساسی می‌گوید مذاکرات مجلس باید علنی باشد، تمام مردم ایران باید شاهد و ناظر باشند بر عمل این وزیر و بر مناقشه و مذاکره‌ای که میان این وزیر و نمایندگان مردم صورت می‌گیرد.

درباره شکایاتی که شده، آن وقت اگر جواب این وزیر قانع‌کننده نبود اگر معلوم شد مقصر است، نمایندگان مجلس استیضاح می‌کنند، باید نخست‌وزیری و همین وزیر در مجلس حضور پیدا کنند و باید جواب‌ها قانع‌کننده باشد وگرنه رای اعتماد داده نمی‌شود و مصداق آیه‌ای که (مؤمنان ناظر بر حکومت کار ملتند) این نظارت همگانی علاوه بر این‌که نخست‌وزیر را نمایندگان مردم انتخاب می‌کنند آمدند یک مقام دیگر انتخاب کردند رییس جمهور آن کسی که نخست‌وزیر و مجموعه وزرا را بررسی و انتخاب می‌کند و به مجلس (نمایندگان مردم) معرفی می‌کند این باز خودش نماینده مردم است باید مردم در سراسر کشور در طی یک انتخابات او را انتخاب بکنند و به این مقام برگزینند.

می‌بینید که چه به‌وجودآمده برای این‌که تمام این کارها به نفع مردم و همه درخدمت مردم باشند، علاوه بر این‌ها یک مقام به نام ولایت امر در نظر گرفته شده‌ این ولی امر چه کسی است؟ فقیهی است که مرجع است و میلیون‌ها نفر در فروع دین مقلد او هستند از او تبعیت می کنند، او را به تقوا و عدالت شناختند و سابقه زندگیش را دارند و آن را خوب در طی سال‌ها می‌شناسند بعد مجلس خبرگانی می آید از میان این فقها یک نفر را که شایسته‌تر باشد انتخاب می‌کند و درحال حاضر که ملت ایران خودش مستقیماً این کار را انجام داده و مستقیماً این مقام را تصویب کرده این در مقام انقلاب اسلامی ایران عالی‌ترین نوع و سیستم حکومتی مردم بر مردم است که در طول تاریخ سابقه ندارد.

این معاندین ما اگر بشناسند و اگر فلسفه سیاسی خوانده باشند و اگر فلسفه حقوق خوانده باشند می‌دانند که حاکمیت مردم در نظام جمهوری اسلامی ایران به بهترین وجهی و به دقیق‌ترین شکلی تحقق پذیرفته رئیس‌جمهور مقامی است که به‌زودی باید تعیین شود و مجلس شورای ملی بسیار مهم است که با هر سرعتی که ممکن است تشکیل شود هرچه زودتر ما این مؤسسات حقوقی و سیاسی را زودتر تشکیل بدهیم بیشتر خطری را که متوجه انقلاب و نظام جمهوری است دفع کردیم و دشمنان و مخالفان داخلی و خارجی را مأیوس تر کردیم. درست است که اگر بخواهند توطئه بکنند این‌ توطئه یک توطئه مسلحانه هست و وقتی کسی یک توطئه مسلحانه می‌کند و یک حکومت را برمی‌اندازد چه مجلس باشد و چه نباشد عملاً در آن برخورد مسلحانه‌ای که می‌شود تاثیری ندارد میان این دو حالت که چه این مؤسسات باشند و چه در غیاب این‌ها باشد، اما از نظر روانی و زمینه‌ی سیاسی به‌کلی فرق می‌کند به همین جهت است که شما ملاحظه کنید در سال ۱۳۳۲ این کودتاچی‌های وابسته به سیا وقتی خواستند کودتا کنند با این‌که زمینه کودتا را مدت‌ها پیش فراهم کرده بودند اما ضربه را روزی زدند که مجلس شورای ملی وجود نداشت. جریان بدین ترتیب بود که دکتر مصدق با شاه بر سر فرماندهی کل قوا اختلاف داشت، مصدق برای اینکه ارتش از چنگ شاه و استعمار بیرون بیاورد می‌گفت که باید این فرمانداری کل قوا نماینده مردم و نخست‌وزیری که به مجلس برده شده نباید این در دست کسی باشد که مردم به این رای ندادند و انتخاب نکردند به دست شاه.

اگر مصدق توانسته بود فرماندهی کل قوا را در دست بگیرد ارتش دستش بود و ارتش را پاک‌سازی می کرد و استعمارگران نمی‌توانستند علیه او کودتا کنند. استعمارگرها فهمیدند شاه لجاجت کرد و گفت که این فرمانده کل قوا مال من است به نخست‌وزیر نمی‌دهم قبلاً بر سر وزارت دفاع همین اختلاف پیش آمده بود که قیام ۳۰ تیر به وجود آمد و مصدق وزارت دفاع را از او گرفت وقتی که مخالفت شد چند تن از نمایندگان مجلس شورای ملی یک طرح درست کردند به نام طرح هیأت ۸ نفره به‌موجب این طرح باید مقام کل قوا متعلق به نخست‌وزیر باشد، وقتی که طرح را به مجلس بردند، درون مجلس شورای ملی یک عده وکیل درباری بود و وکلایی که آن‌ها را خریده بودند استعمارگرها، آمریکایی‌ها، انگلیسی‌ها، این‌ها وقتی که این طرح را در مجلس به مذاکره گذاشتند از سالن مجلس بیرون می‌رفتند و مجلس جلسه‌اش از اکثریت می‌افتاد، غیرقانونی بود این جلسه بنابراین وقتی مصدق دید که نمی‌تواند این طرح را در مجلس تصویب بکند گفت که مجلس را بیایید منحلش کنیم و دوباره بلافاصله انتخابات انجام بدهیم و یک مجلس شورای ملی جدید به وجود بیاوریم و امیدوار بود که مجلس آینده نمایندگان بیشتری از مردم به آن وارد بشوند و این طرح در آن‌جا تصویب شود آمد، رفراندوم کرد گفت مردم یا این حکومت را بپذیرید، حکومت مرا یا مجلس را، اگر حکومت را می‌پذیرید مجلس را منحل کنیم و انتخابات انجام بدهیم.

رفراندوم نتیجه‌اش به نفع مصدق شد، رای به انحلال مجلس دادند و تجدید انتخابات. شاه حاضر نشد این رفراندوم را امضاء بکند و دکتر مصدق با استفاده از اختیاراتی که قبلاً مجلس شورای ملی به او داده بود فرمان انحلال مجلس را صادر کرد. به محض این‌که همین مجلس نیم بند منحل شد کودتای ۲۸ مرداد صورت گرفت منتظر همین روز بودند که کشور بدون مجلس باشد والا این‌ها ماه‌ها بود که این شبکه نظامی سی و چند نفر افسر را تشکیل داده بودند، عوامل آمریکا و انگلیس هم دسته‌بندی کرده بودند و افسرهای بازنشسته ای که مصدق از ارتش اخراج کرده بود این‌ها دسته‌بندی کرده بودند و تمام کارها آماده بود. اما وقت را کی انتخاب کردند؟ روزی بود که مجلس منحل شد. دیگر ایران مجلسی نداشت، از اینجا است که همین‌طور امام و رهبر امت فرمودند: این دشمنی‌ها هر وقت پای رفراندوم و انتخابات و مجلس خبرگان می‌شود و رفراندوم برای تعیین تکلیف قانون اساسی می شود توطئه می‌کنند و الان می‌بینید چه افزایش پیدا کرده این توطئه‌ها برای این‌که می‌رویم تا رییس قوه مجریه کشور را معین بکنیم. می‌رویم که پس از آن مجلس شورای ملی را تشکیل بدهیم.

اسلحه کشیدن به روی شورای انقلاب آسان‌تر است از اسلحه کشیدن به روی مجلس شورای ملی که از ۲۷۰ نماینده منتخب مردم تشکیل شده، این است که می‌بینید تحریکات ضد انقلاب تجزیه‌طلب سلطنت‌طلب مرتد عامل بیگانه در سطح کشور افزایش پیدا کرده و هر چقدر آن‌ها اغتشاش می‌خواهند ایجاد کنند ما باید سرعت به خرج بدهیم در این‌که این مقام‌ها و این مؤسسات حکومتی مظهر آزادی ملی را زودتر بوجود بیاوریم.

علاوه بر این رییس جمهور یک رکن دیگر بر ارکان انقلاب می‌افزاید، پایه ستون‌های انقلاب متعدد می شود، حاکمیت ملت تحکیم پیدا می‌کند، علاوه بر این، این رییس جمهور در رأس قوه مجریه است و اگر این رئیس جمهور مرد قاطعی باشد، انقلابی و نسبت به دشمنان برخورد خصمانه و قاطعانه داشته باشد روحیه می دهد به تمام قوای مجریه و به تمام وزارتخانه‌ها، به وزارت دفاع ملی، به وزارت کشور، به شهربانی و ژاندارمری دیگر سپاه پاسداران انقلاب ما محکم‌تر می‌شود، روحیه شان و تجدید بنای شهربانی و ژاندارمری و تحکیم سپاه پاسداران تقویت بستش آسان‌تر و سرعت زیادی می‌گیرد. ما شورای عالی دفاعمان را می توانیم تشکیل بدهیم این شورای دفاع، تشکیلش مستلزم این هست که رئیس جمهور تعیین شود و وقتی رییس جمهور تعیین شد، نخست‌وزیر و وزیر دفاع را او تعیین خواهد کرد و این سه نفر بعلاوه فرمانده سپاه پاسداران و دو مشاوری که امام تعیین می‌فرمایند، این ۷ نفر شورای عالی دفاع ما را تشکیل می‌دهد و وضع امور اجرایی سامان پیدا می‌کند.

از چیزهایی که باید درمورد این رییس جمهور دقت شود این است که به ولایت فقیه معتقد باشد و این اعتقاد تصنعی نباشد و سابقه زندگیش و فعالیت‌هایش و موضع‌گیریش در طول سال‌ها و مخصوصاً در مجلس شورای ملی این را معین کرده باشد و ثابت کرده باشد، چرا؟ که به موجب قانون اساسی یکی از وظایف رئیس جمهور این هست که موازنه و تعادل ایجاد کند، موازنه بین چهار قوه مقننه یعنی مجلس و قضائیه یعنی دیوان عالی کشور و محاکم، قوه مجریه هیأت وزیران و نخست وزیر و مقام ولایت امر، موازنه بین ۴ قوه ایجاد کند، او باید از نظر روحیه و شخصیت و خصال اخلاقی باید منسجم باشد، باید سنخیت داشته باشد، متجانس باشد با فقیه ولی امر، باید انسجام بین فقیه و بین رئیس‌جمهور و هیأت وزیرانی که خودش تشکیل می دهد و بین مجلس شورای ملی به وجود بیاید.

بدون شک مجلس شورای ملی ما در آینده مجلسی خواهد بود نماینده شما مردم انقلابی که انقلاب کردید. همین مردم شرافتمند قم همین مردم قهرمان و مقاوم قم، همین روحانیت انقلابی و دلیر و مردم سراسر ایران به‌صورت یک شخصیت متبلور در مجلس شورای ملی وجود خواهید داشت و شکی نیست وحدت میان این مجلس و امام امت حتماً خواهد بود بنابراین مسئله این است که رییس جمهور با این منسجم و متناجس باشد ببینید این رییس جمهور در راس قوه مجریه است، امام مکتب شناس و رهبر مرامی است.

ما مسلمانان و ما شیعه ۱۳ قرن است که دچار این گرفتاری هستیم که مقام اجرا در یک طرف بوده و مقام رهبری و امامت در یک طرف، ما تنها امتی هستیم در تاریخ که از جدایی حکومت به معنی اجرا و امامت به معنی رهبری امت و رهبری مکتبی رنج بردیم، مصیبت کشیدیم و این کار به عقیده ما در صدر اسلام انجام گرفت و باعث شد که این دو مقام جدا باشند. و همین کار به سلطنت معاویه انجامید انحراف از اینجا شروع می‌شود.

در زمان ما که وظایف حکومتی متنوع است، یک شخص محال است بتواند که تمام این وظایف را انجام بدهد ما آمدیم تفکیک کردیم این تفکیک سه قوه و سه نوع کار حکومتی در تاریخ به این جهت به وجود آمده و حالا که ما چهار قوه داریم این ضروری است برای این‌که تمام محاسن تقسیم و تجزیه و تفکیک قوای حکومتی را بهره ببریم و از آن استفاده کنیم. درعین‌حال مفاسدش هم دور باشیم، باید در انتخاب کسانی که در راس قوه مجریه قرار می‌گیرند چه نخست‌وزیر، چه وزرا و مخصوصاً رئیس جمهور که در رأس این‌هاست باید دقت بکنیم که این انسجام حفظ بشود.

اما اگر ما در دوره اول مجلس موفق شویم، انقلاب در دوران چهارساله آینده تثبیت و تحکیم می‌شود و با قدرت هرچه بیشتر به پیش خواهیم رفت، بیش از این وقت سروران عزیز را نمی‌گیرم چون روز چهارشنبه روز اربعین به خدمت آقایان خواهم رسید.

************

******

 

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

درود به شهدای خرداد خونین. درود از خدا و درود از خلق به خواهران و برادرانی که در قیام نیمه خرداد به خون غلتیدند. به خواهران و برادرانی که از پیکر پاکشان پلی ساختند تا نسل انقلاب از رویش به سوی پیروزی بگذرد.

سلام به شما ملت قهرمان، به ملت نیمه خرداد. سلام به امام بزرگ، به خمینی. پانزدهم خرداد روز فرخنده‌ای در تاریخ ملت ماست. روزی است که در آن توده‌ها به اسلام پیوستند. و هر دو به مبارزه مسلحانه و شهادت.

پانزدهم خرداد سرآغاز نبرد رهایی بخشی بود که در ۲۲ بهمن پیروزی نهایی را بر امپریالیزم و بر دربار پهلوی به ارمغان آورد. پانزدهم خرداد یعنی نهضت اسلامی پرشکوه توده‌ها، پانزده خرداد امتداد نهضت ملی ایران است. امتداد نهضت انقلابی مشروطه است. ولی نه امتدادی ساده، امتدادی متکامل. نهضت اسلامی انقلابی ما عالی‌ترین مرحله بر تکامل نهضت انقلابی مشروطه و نهضت ملی کردن نفت به رهبری دکتر مصدق بود.

در پانزدهم خرداد تکاملی که نهضت ملت ما یافت، این بود که توده‌ها به میدان مبارزه درآمدند. درحالی‌که پیش‌تر در جنبش ملی کردن نفت تنها احزاب کوچک، دسته‌های کوچک و محدود با امکانات محدود بودند. هرگز تمام توده‌ها را نتوانسته به مسیر مبارزه بکشانند. توده‌ها بطور کامل در آن مبارزه بسیج نشدند. در پانزده خرداد هدف‌ها بزرگ‌تر شد. درحالی‌که در ملی کردن نفت و در انقلاب مشروطه هدف‌ها کوچک بود؛ عدالت‌خانه می‌خواستند، حکومت مشروطه می‌خواستند، نفت می‌خواستند، اصلاحات اداری می‌خواستند، اصلاحات ارضی می‌خواستند. هدف‌های کوچک فداکاری‌های محدود را برمی‌انگیزد.

اما در پانزدهم خرداد هدف‌ها بزرگ‌تر و بزرگ‌تر شد. توده‌ها با جان و دل به میدان آمدند. حجم فداکاری‌ها چندین برابر شد. در پانزدهم خرداد نهضت ما، نهضت ملی ما از این نقص اساسی رنج می‌برد و آن غیر مکتبی بودن بود و آن فقدان ایدئولوژی بود و آن بی‌بهره‌گی از یک مکتب انقلابی بود و آن بی‌بهره‌گی از یک وحدت ایدئولوژیک بود.

در پانزده خرداد مکتب انقلابی اسلام به میدان آمد. توده‌ها در سایه این ایدئولوژی انقلابی وحدت یافتند، یکپارچه شدند، شعارها یکی شد، صف‌ها چون بنیانی مرصوص فشرده گشت، رهبری انقلاب به دست شایسته‌ترین مردان آمد، به دست رهبری که از درون توده ها برخاسته بود، با فقر زیسته بود، عمری را به مبارزه گذرانده بود، قهرمان بود، شجاع بود، پیشاپیش همه مردم به صف مبارزه آمد و دربار پهلوی را به مبارزه خواند و برای اولین بار در تاریخ ایران رهبری رو در روی شاه خائن ایستاد. امپریالیزم آمریکا و امپریالیزم انگلیس را به مبارزه طلبید. شرق و غرب و امپریالیزم و سوسیال امپریالیزم را به مبارزه دعوت کرد.

در نهضت ملی کردن نفت آن‌ها که داعیه رهبری داشتند نه جرأت داشتند که دست به مبارزه قاطع بزنند نه ایمان به توده‌های مردم داشتند و نه حاضر بودند در راه هدف محدودی که می‌گویند جان‌فشانی کنند. رنج‌های چندروزه و چند ماهی زندان، چندسالی حداکثر زندان، آن‌ها را به ستوه می‌آورد و خانه‌نشین می‌کرد تا تز سیاست صبر و انتظار را مطرح کنند. این سیاست‌مداران ورشکسته، از صحنه مبارزه در پانزدهم خرداد دور شدند. وقتی توده‌های میلیونی انقلابی را به چشم دیدند، حقارت خود را، حقارت سازمان‌ها و دسته‌های خود را بیش از پیش احساس کردند. دیگر دانستند که آن‌ها قادر نیستند رهبری توده‌های انقلابی و فداکار را به‌عهده بگیرند، دیگر دانستند تز مبارزه مسالمت‌آمیز پارلمانی دورانش گذشته است.

اساساً چنین شیوه‌ای از مبارزه نمی‌تواند امپریالیزم مسلح به دربار پهلوی را شکست بدهد و چون حاضر به مبارزه مسلحانه نبودند توده‌های مردم که تا آن زمان نیز به آن‌ها روی نیاورده بودند، روی‌گردان تر شدند. در پانزدهم خرداد هدف ها بزرگ تر شد. سرنگونی طاغوت، سرنگونی دربار پهلوی، مبارزه بی‌امان علیه هیئت حاکمه دست‌نشانده، مبارزه با امپریالیزم آمریکایی، القاء قراردادهای خائنانه نظامی و نفتی. هدف‌ها بزرگ‌تر شد. هدف‌ها به ورای مرزهای ایران رفت. هدف‌ها متناسب شد با یک مکتب انترناسیونالیستی که امتی را به خود متعلق می‌داند که از شمال آفریقا تا فیلیپین امتداد دارد. شما توده‌های مردم درحالی‌که با تانک‌های دشمن روبرو بودید، درحالی‌که با مشت درشت خود اسلحه‌های آمریکایی را به مبارزه می‌طلبیدید و با آن مقابله می‌کردید. شما همتتان بالاتر از این بود که اراده‌تان را به رهایی خویشتن و میهنتان متعلق و محدود گردانید. شما شعار فلسطین را به به اهتزاز درآوردید. شما علیه کارتر، سادات و همه رژیم‌های دست‌نشانده منطقه به پاخواستید. شما مبشر و آغازگر یک مبارزه انتر ناسیونالیستی پیروزمند شدید.

در پانزدهم خرداد شما ملت ثابت کردید که در راه اسلام، در راه استقلال و آزادی، در راه هدف‌های بزرگ، حاضرید صدها هزار کشته بدهید. این تمام حساب‌های دشمن را بهم زد. اراده ملت تجلی کرد. اراده ای قاطع. شما معجزه آفریدید. تا آن زمان می‌گفتند که مشت و سندان با هم برابری ندارند، با هم برابری و مقابله ندارند، اما مشت درشت شما تانک‌ها را در برابرتان خاضع کرد. تا آن زمان می‌گفتند که ارتش وابسته به امپریالیزم را که از فرماندهی به امپریالیزم بستگی دارد باید با یک جنگ پارتیزانی که از دهات شروع می‌شود و به محاصره شهرها می‌انجامد شکست داد. اما شما مدت این مبارزه درازمدت را کوتاه کردید. با مبارزه دقیق خودتان سبب شدید که افسران وطن‌پرست، سربازان وطن‌پرست و دین دار به شما بپیوندند. ارتش را شما تسخیر کردید.

این‌ها معجزه‌هایی است که شما ملت آفریدید. امروز باید میراث انقلاب را پاس داریم. زیرا انقلاب اسلامی ما حاصل تمام کوشش‌ها، جانبازی‌ها، رشادت‌ها و مجاهدت‌های ملت ما از هفتاد سال پیش تاکنون است. امروز باید در برابر توطئه‌های دشمن هوشیار باشیم. وحدت کلمه، وحدت صف، وحدت تشکیلاتی، وحدت رهبری را حفظ کنیم. با ضدانقلاب در تمام اشکالش مبارزه کنیم. من به گروه‌های چپ به گروه‌های کوچک ناسیونالیستی توصیه می‌کنم که وحدت خودشان را زیر پرچم اسلام با توده‌های ملت خودشان حفظ کنند. اسلحه به روی توده‌های ملت نکشند. با انقلاب اسلامی در نیافتند. آن‌ها همان گونه که عاقلانه عمل کردند و فهمیدند که توده‌های مردم با آن‌ها نیستند. توده‌های مردم مسلمانند. دارای یک مکتب انقلابی هستند. یک رهبری دارند که هیچ قابل گذشت و قابل تعویض نیست. این گروه‌ها عاقلانه، مصلحت ملت و مصلحت انقلاب را رعایت کردند و دانستند که اقلیتی بیش نیستند و باید از توده‌های مردم اراده انقلاب پیروز پیروی کنند و پیروی کردند. اینک تمام عواملی که آن‌ها تحریک می کنند، آن‌ها را به طمع جاه و مقام می‌اندازند آن‌ها را به این طمع می‌اندازند که یک کرسی در پارلمان یا یک وزارت‌خانه به دست آورند. باید بدانند که این دست‌های استعمار است. آن‌ها اگر به مصالح زحمت‌کشان و به توده‌های مردم وفادارند باید در برابر این توده‌ها و در برابر اراده انقلاب سر فرود آورند پیروی کنند، کار و فعالیت خود را با رهبری انقلاب و انقلاب هماهنگ گردانند.

سلام گرم و صمیمانه خود را نثار قدم شما خواهران و برادران می‌کنم.

خدا یار و نگهدارتان باشد.

و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , ,

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


شفاف (شبکه فعالان انقلابی فضای مجازی)
شفاف (شبکه فعالان انقلابی فضای مجازی)
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
اصفهان شرق
اصفهان شرق
وعده صادق
وعده صادق