شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۸
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
سرویس: سیاسی
چاپ خبر
۱۴:۳۳ - ۱۳۹۸/۰۴/۲۷

نردیکترین تشکل به حزب الله...

انگیزه تشکیل حزب جمهوری اسلامی

قرار شد که از سه گروه روحانی- دانشگاهی- کسبه و بازاری مؤمن و متعهد، فهرست‌برداری شده از هر گروه به طور جداگانه دعوت مخفی به عمل آید و از آن‌ها خواسته شود که حدود ۷ الی ۱۰ نفر از بین خود انتخاب نمایند تا شورای مرکزی از آن‌ها تشکیل شود...

به گزارش ندای اصفهان، متن زیر که برای اولین بار در فضای مجازی منتشر می شود، جزوه واحد آموزش حزب جمهوری اسلامی است که با عنوان «انگیزه تشکیل حزب جمهوری اسلامی» توسط دفتر مشهد به چاپ رسیده و در آن به تاریخچه و مختصری از مواضع حزب جمهوری می پردازد.

جزوه دیگری نیز با اسم مشابه در میان انتشارات حزب جمهوری دیده می شود که قدیمی تر و قبل از شهادت شهید بهشتی به چاپ رسیده است و می توانید از اینجا مشاهده فرمایید.

علاقه مندان و پژوهشگران می توانند آرشیو کاملی از جزوات و نشریات ارزشمند حزب جمهوری اسلامی را در پایگاه خبری تحلیلی ندای اصفهان مطالعه کنند. (اینجا را ببینید)

***

انگیزه تشکیل حزب جمهوری اسلامی

واحد آموزش حزب جمهوری اسلامی

چاپ از: حزب جمهوری اسلامی مشهد

بسمه‌تعالی

بر پایه بحث‌های گذشته در جامعه امروز ما، نزدیک‌ترین تشکل به حزب الله، حزب جمهوری اسلامی است. زیرا که:

جهان‌بینی و اصول عقاید و مواضع آن، در خط اسلام اصیل به دور از هرگونه غرب و شرق زدگی و التقاط بوده مواضع خویش را که عده‌ای از بهترین اسلام‌شناسان مبارز آن را تدوین ساخته‌اند منتشر نمود تا اسلام شناسان دیگر با ارایه نظریات خود اگر نواقصی دارد، آن را کامل نمایند.

و از نظر خط مشی کلی، قاطع و سازش ناپذیر در خط امام و براساس- نه شرقی نه غربی- حرکت کرده و می‌کند و در این راه نیز دشمنی بسیاری را برانگیخته- از جهان‌خواران شرق و غرب تا مزدوران آن‌ها در کشورهای دست‌نشانده و تا عوامل مزدور اینان- و نیز کسانی که حزب و خط امام را مانع برآمدن مقاصد خویش می‌بینند.

خط‌مشی‌های مقطعی، این حزب در مجموع به پیروی از امام امت که (مصالح عالیه جامعه اسلامی را در نظر دارند) و با رعایت ضرورت‌های مراحل مختلف حرکت اتخاذ گشته و چه‌بسا مواقع که در رعایت این ضرورت‌ها به موقعیت حزب صدمه وارد آمده اما ازآنجا که حزب برای همه ما هدف نیست بلکه ابزار رسیدن به هدف است، با فداکاری- صدمه به حزب را پذیرا شده‌ایم تا هدف مبارزه صدمه نبیند. مانند حمایت از دولت موقت و یا موارد دیگر.

اصول این خط‌مشی‌های مقطعی عبارت‌اند از تبعیت از ولی‌فقیه عادل و اصل تقیه (به‌معنای کامل کلمه) و اصل تدریج و تدرّج (مرحله‌بندی حرکت).

 

 اهداف و انگیزه‌ها:

اهداف حزب در طرح مرامنامه و اساس‌نامه و نامی که حزب برخورد نهاده و در سخنرانی‌ها و مقالات گوناگون بیان شده است. و می‌‌توان از مجموعه آن‌ها چنین نتیجه گرفت:

“هدف از حزب تسهیل تحصیل رضوان الله با ایجاد جامعه نمونه اسلامی از طریق یک تشکل اسلامی است.”

و در این بیان همه ابعاد مختلف انگیزه و هدف از تاسیس حزب را می‌‌توان مشاهده کرد که ضمن شرح آن در بحث مرامنامه حزب، در اینجا گوشه‌ای از سخنان مظلوم آیت‌الله دکتر بهشتی را در انگیزه تشکیل حزب می‌آوریم:

“حزب جمهوری اسلامی به خاطر اجرا و تحقق و عینیت بخشیدن به معیارها و ارزش‌های اسلامی به وجود آمده است.”

“انگیزه ما بر تاسیس یک حزب اسلامی احساس ضرورت اجتماعی و تاریخی است که داشتیم.”

“حوادث که پیش می آید بر ما مسلط می شود اگر آدم بی برنامه باشد، اگر نیروها بدون تشکل باشند، اگر برنامه‌ریزی نباشد و رهبری مناسب نباشد.

“ما باید نیروهایمان متشکل باشد، ما باید سازمان‌دهی داشته باشیم.

“با سازمان‌دهی است که می‌شود بهتر رهبری کرد. ما یک مقام رهبری در کل جامعه داریم ولایت فقیه است که در قانون اساسی هم آمده است.

“تشکل انحصارطلب و انحصار اندیش از جانب هر فرد و هر گروه و هر جمع باشد شیطانی از آب درمی‌آید.

“تشکل الهی آن است که نیروهای مؤمن به خدا، نیروهای مؤمن به ارزش‌های عالی و الهی و انسانی بگویند ما متشکل می‌شویم تا در حد توانمان از این ارزش‌ها دفاع کنیم و صاحبان این ارزش‌ها در نظر ما محترم و معتبرند هرجا که باشند خواه داخل تشکیلات ما باشند، خواه خارج تشکیلات ما، این می‌شود تشکل الهی.

“بی‌حرکتی مرگ است، حرکت باید داشت اما از مجرای صحیح آن، ما برای همین منظور دست به تشکیل یک حزب اسلامی زدیم.

“حزب برای انقلاب است نه انقلاب برای حزب.

“حزب جمهوری اسلامی در این مدت هر کاری کرده، عیان است چیز پنهانی ندارد خوب یا بد، هیچوقت هم اگر خدمتی کرده بابت خدمتش طلبکار پست و مقام نباید باشد.

“مشی سیاسی حزب، اسلام است و هدف از آن ایجاد جامعه‌ای است که در آن ارتباط میان انسان‌ها، آزادانه و به‌دور از هرگونه دشمنی و یا تکبر و یا استثمار باشد.

“من و همفکرانم با کسانی که بخواهند سیاست نه شرقی و نه غربی را خدشه‌دار کنند مبارزه می‌کنیم.

“روزی که گردونه همیشه پوینده مبارزه ملت، در خط یک تشکیلات و سازمان‌دهی درست و استوار بیفتد دیگر اطمینان باید داشت که جرثومه های ضدانقلاب نمی‌توانند به آن نزدیک شوند.

“این‌ها (مخالفین و…) ناراحتند که یک تشکیلات اسلامی باشد در خط اصیل اسلام، بازوی امام و بازوی امت و این توانا باشد و بتواند مملکت را اداره کند.

“باید متشکل باشید، تشکلی قوی و نیرومند، زیرا دشمن از متشکل شدن شما می‌ترسد.

“تا قبل از این‌که ما حزب را تاسیس کنیم، تحزب ارزش عالی بود ولی به محض این‌که حزب جمهوری اسلامی تشکیل شد، حالا دیگر اصلاً تحزب هم ضد ارزش شده، یک بام و دو هوا!! تشکل شده ضد ارزش! مقالاتی نوشته می‌شود علیه اصل تحزب، سخنرانی‌هایی می‌شود بر ضد اصل تشکل، آقا تشکل وحدت امام و امت را برهم می‌زند! وحدت امت را برهم می‌زند تفرقه ایجاد می کند، آن وقت بی تشکلی وحدت به وجود می آورد؟ پس این‌همه سال‌ها که از زبان علی (ع) می‌گفتید «و نظم امرکم و نظم امرکم» چی بود؟ کهنه شد این ها؟

 

 و اکنون اشاره‌ای به نام حزب و علت انتخاب این نام:

نام حزب از سه کلمه حزب، جمهوری و اسلامی تشکیل شده است. در مورد حزب تعریف آن را قبلاً کرده‌ایم و گفته‌ایم که از بین همه تشکل‌ها تحزب که از کامل‌ترین است انتخاب شده و از آنجا که خواسته‌ایم جزو حزب الله (حزبی که از آغاز بشریت حکومت امام عصر عج تداوم دارد) باشیم نام حزب را برگزیده‌ایم.

جمهوری: جمهور در لغت یعنی توده متراکم رَمل، بزرگان قوم، جماعت مردم و با این مفاهیم، فرق آن با (ناس) یعنی مردم مشخص می شود. یعنی جمهور مفهوم انبوه عظیم مردمی را دارد که بر امری اتفاق کرده و انبوه شده‌اند. نظام جمهوری یعنی نظامی که خواست جمهور (انبوه عظیم) مردم در آن حاکمیت دارد.

 جمهوری اسلامی: یعنی نظامی که همه امور آن در چارچوب اسلام است که علاوه بر خواست خداوند، بر اینکه اسلام دین مردم باشد خواسته انبوه عظیم مردم ما نیز هست و مردم تحت رهبری ولی فقیه عادل، ریاست جمهوری و نمایندگان مجلس شورای اسلامی را انتخاب می‌کنند و آن‌ها کلیه امور جامعه را برمبنای اسلام و معیارهای شرع و خواسته‌های مشروع مردم سامان می‌بخشند تا حکومت الله توسط مردمی که خلیفه الله و عبدالله هستند و اسماء الله را می‌شناسند برقرار گردد.

فرق این نوع جمهوری و جمهوری دموکراتیک خلق یا رژیم‌های جمهوری غرب اینست که در این جمهوری مردم عبادالهی هستند که بار امانت الهی و رسالت انبیا را به دوش می‌کشند و آزاد کننده و سعادت‌بخش محرومان و مجریان احکام و دستورات خداوندند.

درحالی‌که معمولاً جمهوری‌های دموکراتیک خلقی که اسماء جمهوری و دمکرات و خلقی هستند و الا در حقیقت و واقعیت حکومت دیکتاتوری اقلیتی با طرز فکر و جهان‌بینی خاصی بر بقیه مردم است و جمهور مردم شرکتی در اداره امور ندارند.

و در جمهوری‌های غربی نیز اکثراً گروه‌ها و باندها و احزاب خاصی تصمیم‌گیرنده هستند و در جایی که مردم نیز شرکت می‌کنند چهارچوب تصمیمات و امور فقط مسائل مادی است و حکومت مکتب نیست.

اما نظام جمهوری اسلامی در ایران، آزادی و استقلال را در چارچوب اسلام به ارمغان آورده و بزرگ‌ترین حماسه قرن را در برابر جهان‌خواران آفریده و حکومت واقعی مردم بر مردم را با معیارهای الهی تامین کرده است.

بنابراین با تعریف جمهوری اسلامی- حزب ما که اسمش را حزب جمهوری اسلامی گذاشته است، خواسته است که بهترین و روشن‌ترین نام را برای:

– بیان اهداف و آرزوها و آرمانی که باید در خدمتش باشد،

– اظهار بینش مکتبی و اصول اعتقادی،

– بیان خط عقیدتی، سیاسی و اجتماعی،

– مبانی سازمان‌دهی و روابط حزبی (بین سازمان‌ها- مسئولان و اعضا) را به کار گرفته باشد.

بنابراین می‌‌توان گفت که حزب جمهوری اسلامی یعنی حزبی که به نظام جمهوری اسلامی ایمان داشته و این نظام را در تمام ابعاد مختلف جامعه اعم از حکومت و آموزش و اقتصاد و روابط اجتماعی و روابط حزبی حاکم می‌خواهد و خویش را پاسدار این نظام که آزادی، استقلال، جمهوری اسلامی را به ارمغان آورده است می‌داند. و می‌کوشد که با ایجاد جامعه نمونه اسلامی رضوان‌الله را به دست آورد.

بدیهی است هر عضو حزب با این دیدگاه که وارد حزب می‌شود و با احساسی که از عضویت در حزب جمهوری اسلامی دارد اهداف حزب را دائماً پیش نظر دارد و سعی می‌کند که خود را با نمودهای این نام تطبیق داده بکوشد هر حرکت کوچک و بزرگ خود را چنان انجام دهد که شایسته عضویت در این حزب -که می‌خواهد حزب الله زمان خویش گردد باشد. و ازآنجا که جمهوری اسلامی- ثمره خون‌ها و فداکاری‌های شهدا و نتیجه سالیان دراز مبارزات این مردم رنج دیده بود و امید مستضعفان عالم است، یک عضو حزب جمهوری اسلامی- خود را وارث رسالت همه آن شهیدان پاک‌نهاد و ایثارگران ازخودگذشته می‌داند که باید برعلیه همه طاغوت‌ها و شیاطین و فسادها و ستمگری‌ها بجنگد و پاسدار ارزش‌های اسلامی باشد. همچنان که امام (ع) می‌فرماید:

کُونوُا دُعاه الناسِ بِغَیرِ اَلسِنَتِکم قولاً وَ فِعلاً امام و اسوه متقین گردد (ان شاء الله تعالی).

 

موسسین:

مهم‌ترین نقش را در جهت هدف و انگیزه و شیوه تحزب حزب، مؤسسین حزب داشته‌اند که همگی از اسلام شناسان متعهد و مسلط به علوم روز و دارای سوابق درخشان مبارزاتی و علمی و از یاران نزدیک و مورد اعتماد کامل امام بوده و هستند.

از این مؤسسین، شهید مظلوم حضرت آیت الله بهشتی اولین دبیرکل حزب جمهوری اسلامی و شهید بزرگوار حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر باهنر دومین دبیرکل حزب جمهوری اسلامی در جوار رحمت الهی آرمیده اند.

و حجج‌الاسلام خامنه‌ای و هاشمی رفسنجانی هر دو در جریان توطئه‌های استکبار جهانی و مزدوران داخلی آن‌ها مورد سوءقصد قرار گرفته و زخمی شده‌اند و درحقیقت شهید زنده‌اند و آیت‌الله موسوی اردبیلی نیز بارها در جریان سوءقصد قرارگرفته و بحمدالله و المنه با لطف الهی سالم مانده اند. شرح حال این عزیزان امروز بر همه روشن است هرچند که هنوز خیلی چیزها از آن‌ها باید دانست.

 

 شورای مرکزی:

شورای مرکزی حزب در آغاز با انتخاب ۵ نفر مؤسس محترم بود و سپس اگر کسی به عضویت شورا درآمده با معرفی یکی از مؤسسین و رأی اکثریت اعضای شورا بوده است. تعداد اعضاء شورا ۳۰ نفر است که البته از اعلام رسمی حزب تاکنون ۱۰ نفر از این اعضا شهید و ۶ نفر زخمی شده‌اند و این رقم می‌رساند که تا چه حدی استکبار جهانی از حزب جمهوری اسلامی احساس خطر می‌کند.

 شهدای شورای مرکزی عبارتند از:

۱- آیت‌الله دکتر بهشتی (اولین دبیرکل)

۲- حجت‌الاسلام دکتر باهنر (دومین دبیرکل)

۳- حاج مهدی عراقی

۴- دکتر عباس‌پور

۵- دکتر آیت

۶- محمدصادق اسلامی

۷- حاج علی درخشان

۸- جواد مالکی

۹- حسن اجاره‌دار (حسنی)

۱۰- جواد سرافراز.

شرح حال این شهدای عزیز در بزرگداشت های آنان منتشر شده است و بقیه اعضای شورای مرکزی و علت انتخاب و سوابق آنان و ترکیب شورا را از شهید بهشتی می‌شنویم:

“شورای مرکزی حزب که براساس ۳۰ نفر انتخاب شده‌اند از روحانیون مبارز، دانشگاهیان، پیشه‌وران، دانشجویان، فرهنگیان و کارگران تشکیل شده است. در شورا عده زیادی از چهره‌هایی هستند که سال‌ها فعالیت مبارزاتی دارند و بسیاری از آن‌ها سابقه زندان طولانی دارند. انتخاب این دوستان به وسیله هیئت مؤسس براساس معیارها و ضوابطی که حزب برای عضو در اساس‌نامه مشخص کرده انجام گرفته است.

 

 تاریخچه و گذشته حزب جمهوری اسلامی و زمینه پیدایش آن

اگرچه به‌ظاهر مدت کوتاهی است که از تاسیس حزب جمهوری اسلامی می‌گذرد و شاید بعضی تصور کنند که حزب جمهوری اسلامی پس از پیروزی انقلاب پیدا شده است ولی حقیقت اینست که این مجموعه ریشه‌ای چندین ساله دارد و تاریخ آن به تاریخ شروع انقلاب اسلامی به رهبری امام عزیزمان می‌رسد.

یعنی در آغاز نهضت امام و روحانیت در سال (۱۳۴۱) افراد متدین و متعهد و معتقد به اسلام گرد ایشان جمع شدند و بنا به اعتقادی که به مرجع تقلید و نایب الامام و ولایت‌فقیه و ضرورت تبعیت از ایشان داشتند قدم به میدان مبارزه نهادند و موجی جدید پدید آوردند.

قبل از این تاریخ و بعد از کودتای ننگین ۲۸ مرداد سال ۳۲ نهضت مقاومت ملی و بعضی گروه‌ها و سازمان‌ها کم و بیش فعالیتی می‌کردند. لکن عموماً معتقد به روش مبارزه قانونی بوده، سعی می‌کردند در چارچوب قانون اساسی مشروطه سلطنتی حرکت نمایند. آن‌ها عقیده داشتند که شاه باید سلطنت کند و حکومت ننماید و در کشور باقی بماند و روش مبارزه آن‌ها حتی مذهبی هایشان الهام گرفته از غرب یا شرق بود.

امام خط جدیدی را ترسیم فرمودند که دیگر کاری به مبارزات پارلمانی یا در چهارچوب قانون اساسی مشروطه نداشت بلکه هدفش سرنگونی رژیم سلطنتی و جایگزین کردن نظام حکومت اسلامی به جای آن بود و جلوگیری از نقش خطرناکی که استعمارگران و مزدور پلیدشان شاه، برای از بین بردن اسلام کشیده بودند. و طبیعی بود که این نوع مبارزه حد و مرزی جز رضای الله و حدود الهی نمی‌شناخت و قانون برایش زمانی محترم بود که به کار هدف خداگونه اش بیاید. لذا اگر از قانون اساسی مشروطه نامی می‌برد برای الزام خصم بود، نه این‌که به آن معتقد بوده و مبارزه‌اش را در چارچوب آن محدود نماید. این حرکت بر اساس مسائل اقتصادی یا سیاسی نبود و هدفش حفظ اسلام عزیز و برقراری حکومت اسلامی بود که سرنگونی رژیم سلطنتی شاه را به همراه داشت.

از این‌رو احزاب و سازمان‌ها و گروه‌های اسم و رسم‌دار عقب ماندند، ولی توده‌های مشتاق و رنج‌دیده و مسلمان از آن، به گرمی هرچه تمام‌تر استقبال کردند و به گرد امام پروانه‌وار آمدند و مبارزه به سرعت گسترش عظیم یافت.

گسترش مبارزه، ضرورت تشکیلات منسجم را آشکار ساخت، لذا تشکلی جدید پدید آمد به صورت حوزه‌های ۱۰ نفره که از معلم و دانشجو و دانش‌آموز و کسبه و بازاری و کارگر و کارمند و روحانی و کشاورز در آن متشکل شدند.

این تشکل که بعداً نام هیئت‌های مؤتلفه اسلامی را گرفت و بنابر اعتقاد عمیق به ولایت‌فقیه و روحانیت، در ارتباط با امام و تحت نظارت شورای روحانیت که مرکب از استاد شهید آیت‌الله مطهری، استاد شهید آیت‌الله دکتر بهشتی و استاد شهید حجت‌الاسلام دکتر باهنر و حجت‌الاسلام انواری و حجت‌الاسلام هاشمی رفسنجانی و… بود.

جمعیت مؤتلفه اسلامی که دارای شاخه نظامی نیز بود کلیه امور مربوط به اداره مبارزه را تا سال ۴۴ به‌عهده داشت: چاپ و توزیع اعلامیه‌ها و نوارهای امام و سایر مراجع و روحانیت و انجام تبلیغات لازم و برنامه‌ریزی‌های سیاسی و بزرگداشت‌ها و مراسم فیضیه و قیام ۱۵ خرداد و مراسم روزهای مخصوص و سایر فعالیت‌ها. و در زمینه مبارزه مسلحانه نیز اولین گروه مسلح را به اجازه رسمی بعضی از فقها و اجازه ضمنی امام تشکیل داد و ضمن تهیه اسلحه به ساختن مواد منفجره پرداخته و چند مورد را آزمایش کرد و بالاخره پس از تبعید امام در آبان ۴۳ اقدام به اعدام انقلابی حسن‌علی منصور عامل تصویب مجدد کاپیتولاسیون و تبعید امام نمود و تصمیم به اعدام گروهی دیگر از مزدوران و جلادان شاه داشت که به علت دستگیری کادر اصلی نظامی و سپس سیاسی موفق نگردید و فعالیت جمعیت دچار رکود گردید. بالاخص که فکر ایجاد سازمان‌های زیرزمینی مخفی و مسلح به شدت در جامعه اوج گرفته بود و حزب ملل اسلامی و بر جریان شمس آبادی (در کاخ مرمر) نموداری از این بینش بود و افراد و گروه‌های فعال در صدد ایجاد سازمان‌هایی بودند که بتوانند ضربه نهایی را بر رژیم وارد سازند.

حضور فعال مجاهدین خلق، در صحنه سیاست و زمینه مساعد، باعث جذب اکثر نیروها از جمله نیروهای متعهد و مسلمان و معتقد به ولایت فقیه به آنان شد. و هرکس هرچه داشت در طبق اخلاص نهاده، می‌کوشید به این سازمان که با تبلیغات قوی، خود را دارای اسلام مترقی و پاسدار انقلاب معرفی می کرد تقدیم کند و خود در کنار یا جزء آن سازمان به مبارزه بپردازد.

مخصوصاً که سازمان کمونیستی فدائیان خلق هم به صحنه وارد شده بود، مسلمان‌ها ضرورت یک سازمان مذهبی مسلح را بیشتر احساس می‌نمودند. منتها مجاهدین خلق فقط به مبارزه مسلحانه معتقد بودند و فقط کسانی را قبول داشتند که اسلحه به دست بگیرند و این کار باعث شد که همه نیروهای اجتماعی به کار گرفته نشوند و فقط قشر محدودی به مبارزه بپردازند و از طرفی چون عقاید التقاطی داشتند نمی توانستند و نخواستند که عناصر مکتبی دارای اسلام فقاهتی در سازمان، عضو موثر شوند و فقط به فریب آن ها پرداختند تا از نیروهای آن ها استفاده نمایند.

بالاخره عدم توجه به رهبری امام و داشتن ایدئولوژی التقاطی، در سازمان ارتداد پدید آورد و این موضوع منجر به درگیری درون سازمانی گردید و بالاخره در سال ۱۳۵۴ انحراف آن ها برملا گردید و رسوا شدند.

اما- افراد متعهد و مسلمان با استفاده از تجربیات گذشته بار دیگر به فعالیت پرداختند. شهید مظلوم دکتر بهشتی در این زمینه می گوید:

“اولین تشکل اسلامی که ماها در آن حضور فعال داشتیم هیأت‌های مؤتلفه اسلامی بود که فعال‌ترین گروه سیاسی- نظامی مخفی سال‌های ۴۱ به بعد بود که در همان موقع همین مردم، جوان‌های ما از قشرهای مختلف درک می‌کردند که باید تشکل داشت والا حوادثی که پیش می آید بر ما مسلط می شود.”

(خود من از سال‌ها پیش در فکر ایجاد یک حزب و جمعیت سیاسی اسلامی بودم به خصوص پس از سال ۳۲ و کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ و تجربه‌ای که از نهضت ملی ایران در سال‌های ۲۹ تا ۳۲  به دست آوردم سخت به این معنا معتقد بودم که باید نیروهای ما به شکل یک تشکیلات سیاسی اسلامی فعال در بیایند و اخباری که از تشکیلات سیاسی اسلامی در جامعه‌های دیگر می‌شنیدم برایم جالب بود و من خبرها را با علاقه دنبال می‌کردم، وقتی که نهضت آزادی تشکیل شد با خوشحالی از این خبر استقبال کردم ولی وقتی در اساسنامه از اسلام به‌‌عنوان یک مکتب و از نهضت آزادی به‌‌عنوان یک حزب اسلامی تمام‌عیار یاد نشده بود به دوستان بنیان‌گذار نهضت آزادی انتقاد کردم و گفتم که این حزب مکتبی نیست، اسمش را هم گذاشته‌اید نهضت آزادی، که آزادی، همه اسلام نیست آزادی از مسائل مهم بشری است و از ارکان اسلام، ولی همه اسلام نیست. دوستان گفتند برای این‌که ما خواستیم آن‌ها که آلرژی دارند روی عنوان اسلام از این تشکیلات فرار نکنند.

ولی حقیقتش این‌که قصه فقط اسم نبود، قصه این بود که مرامنامه نشان می‌داد که یک عده مسلمان آمده‌اند یک حزب درست کرده‌اند، اما در این تشکیلات سیاسی، اسلام را به‌‌عنوان یک مکتب تمام‌عیار مطرح نکرده‌اند اما درعین‌حال که در این تشکیلات افرادی مبارز و فعال در این تشکیلات گرد آمده بودند اما به همین دلیل که از نظر مکتبی و مرامی ملتزم به اسلام نبودند از این‌که عضو آن بشوم خودداری کردم.

در همان سال‌ها بود که من به فکر یک مجموعه فعال برای شناخت ایدئولوژی اسلام در تشکل یک مکتب تمام‌عیار افتادم و یک گروه تحقیقاتی برای بحث در پیرامون حکومت در اسلام به وجود آمد که زیر ضربات رژیم متلاشی شد بعد به خارج که رفتم در ۵ سالی که در آلمان بودم باز آن‌جا برای متشکل کردن دانشجویان مسلمان بر پایه اسلام با همکاری برادران و خواهرانی که آن‌جا بودند اتحادیه دانشجویان مسلمان گروه پاسداران اسلام به وجود آمد و در اواخر این کار به چند تا از دوستان پیشنهاد شد که بیایند و یک هسته سیاسی تشکیلاتی را به وجود بیاورند که بتوان آن افرادی از دانشجویانی که آمادگی بیشتری را دارند جذب کنند.

درست همان سال اولی که آن‌جا بودم این قرار را گذاشتم بعد آمدم ولی عملی نشد. در سال ۴۹ که به ایران برگشتم باز دنبال این بودم که تشکیلات سیاسی خالصی به وجود بیاید، تا سال ۵۰ که مسئله گروه مجاهدین خلق روشن شد و کشف شد. از این‌که مجاهدین خلق یک سازمان سیاسی نظامی اسلامی به نظر می‌آمدند خیلی خوشحال شدم و صمیمانه تایید می‌کردم و آرزو می‌کردم که بتوانم در داخل جمع آن‌ها حضور پیدا کنم ولی معروف بودن من و این‌که یک چهره‌ای بودم که برای پلیس شناخته شده بود و می‌توانست همه جا مرا به آسانی پیدا کند مانع از این بود که بتوانم رسماً در مجموعه این‌ها شرکت کنم ولی بعد بتدریج به نارسایی‌ها و کمبودهای اساسی ایدئولوژی و سیاسی در کار مجاهدین پی بردم و وقتی که در سال ۵۴ آن بیانیه را آن‌ها دادند یعنی عده‌ای از آن‌ها بیانیه الحادی را دادند خیلی نگران شدم.

در آن سال بود که به نظرم رسید که باید برای ایجاد یک سازمان سیاسی اسلامی اصیل تلاش‌ کرد،  درست در همان سال‌ها بود که با عده‌ای از روحانیون مبارز جلساتی داشتیم و کمابیش تلاش‌هایی بود که خوب تابستان سال ۵۶ بود که با چند تا از دوستانمان به فکر ایجاد یک هسته متشکل بر اساس تاکید روی تقوا و ایمان، مبارز بودن و بینش مترقی اسلامی داشتن و درعین‌حال خلاق- اندیشیدن و اسلامی عمل کردن و مبرا از هرگونه گرایش غیراسلامی و تفکر التقاطی افتادیم و در نظر داشتیم که این هسته‌ی روحانی مبارز متعهد، شاخه سیاسی و اجتماعی به وجود بیاورد و آن شاخه بتواند یک حزب و تشکیلات نیرومند سیاسی در خلأ اجتماعی ما پایه‌گذاری بکند.”

سال ۵۵ بیشتر به بحث‌ها و روشنگری‌ها و گسترش آگاهی‌ها عناصر مبارز و چاره‌اندیشی و تبدیل ناباوری‌ها به باورها و برنامه‌ریزی گذشت.

ازجمله گروهی از برادران، همراه آیت‌الله‌العظمی منتظری و آیات الله مهدوی کنی و مرحوم ربانی شیرازی و مرحوم طالقانی و حجت‌الاسلام هاشمی رفسنجانی از اردیبهشت ۵۵ در زندان اوین به بررسی نشسته باتوجه به ضرورت ایجاد تشکل قوی از افراد مورد اطمینان امام و امت به برنامه‌ریزی پرداختند.

در اوایل سال ۵۶ امام خمینی از نجف اشرف به استاد شهید مطهری پیغام فرستادند که برادران دور هم جمع شوند و جدی‌تر حرکت را گسترش دهند.

به همین علت شهید مطهری و شهید بهشتی تماس هایی در جهت ایجاد تشکلی فراخور این مرحله از مبارزه تا عناصر مبارز و متعهد از روحانیون و تحصیل‌کرده‌ها و کسبه و بازاریان مؤمن گرفتند.

در ایجاد این تشکل بیش از هر چیز، در تقوا و ایمان و قدرت مبارزه و آمادگی برای فداکاری و بینش اسلام فقاهتی و تبعیت از ولایت فقیه دقت می‌شد تا دیگر بار انحرافات و اشتباهات گذشته تکرار نگردد. و درضمن بتواند از همه نیروهای موجود در جامعه به فراخور استعداد و امکان در میدان مبارزه استفاده نماید.

مرحوم شهید آیت‌الله بهشتی در این‌باره گفت:

” سعی ما بر این بود که عناصری را انتخاب نماییم که در گذشته نشان داده باشند انسان‌هایی هستند خداجو و در بزنگاه‌ها خدا را بر هر چیز ازجمله احساساتشان مقدم می‌دارند.”

در این رابطه جلساتی از سه تیپ: روحانی- دانشگاهی- بازاری تشکیل شد که محور آن‌ها اساتید شهید آیت‌الله بهشتی و آیت الله مطهری بودند.

از روحانیون از جمله کسانی که شرکت داشتند و یا در نظر گرفته شده بودند که در این جمع باشند (به علت زندانی بودن) شهید بهشتی- شهید مطهری- شهید باهنر- شهید هاشمی‌نژاد- حجت‌الاسلام خامنه‌ای (آیت‌الله منتظری- آیت‌الله مهدوی کنی- حجت‌الاسلام هاشمی رفسنجانی در زندان بودند) آیت‌الله مؤمن- آیت‌الله ربانی املشی- حجت‌الاسلام موحدی کرمانی- آیت‌الله مشکینی- آیت‌الله طبسی- حجت‌الاسلام طاهری خرم‌آبادی.

و ازجمله کسبه و بازاریان: شهید عراقی- شهید اسلامی- شهید درخشان- آقای عسگر اولادی- و چند نفر دیگر…

و از جمله تحصیل‌کرده‌ها: دکتر شیبانی- دکتر جاسبی- دکتر عباس‌پور- آقای زواره‌ای و چند برادر دیگر…

اولین تظاهرات در سال ۵۶ در صحن حضرت عبدالعظیم تشکیل شد که در آن شهید اسلامی دعا خواند و امام را با نام دعا کرد. و سپس شهادت شهید حاج‌آقا مصطفی خمینی اتفاق افتاد و تشکیلات به‌سرعت از آن استفاده کرد و مجالس ختم و هفتم و چهلم را ترتیب داد که منجر به درگیری ۱۹ دی ماه ۵۶ قم و جرقه شعله انقلاب گردید.

این تشکل در سال ۵۷ انسجام نسبتاً کاملی یافت و هم‌زمان با اوج گرفتن مبارزه بر علیه رژیم و ورود میلیونی مردم به مبارزه و احساس این‌که پیروزی نهضت قریب‌الوقوع است. ضرورت ایجاد حزبی که بتواند پس از پیروزی انقلاب، انقلاب را استمرار بخشیده و دشوارترین بخش مبارزه خود را آغاز کند کاملاً احساس می‌شد با این انگیزه مهم.

“مبارزه با ضدانقلاب، مبارزه با توطئه‌ها، حراست از پایگاه‌های گشوده شده و گشودن پایگاه های فتح نشده. زنده نگه داشتن امید و اطمینان در مردمی که پس از دوران طولانی طعم پیروزی را می‌چشند، تداوم بخشیدن به حرکت، حرکت بسوی جامعه‌ای توحیدی و جامعه‌ای آباد و آزاد” (مقدمه مرامنامه حزب ۲۹/۱۱/۵۷).

جهت ایجاد این حزب، شهید بهشتی و شهید باهنر و شهید مطهری به‌اتفاق چند نفر دیگر از برادران برای تهیه اساس‌نامه و مرامنامه به کار پرداختند و با عده‌ای دیگر نیز مشورت نمودند.

از نظر تشکیلاتی نیز جهت اعضای مؤسسین و شورای مرکزی و نحوه انتخاب آن‌ها قرار شد که از سه گروه روحانی- دانشگاهی- کسبه و بازاری مؤمن و متعهد، فهرست‌برداری شده از هر گروه به طور جداگانه دعوت مخفی به عمل آید و از آن‌ها خواسته شود که حدود ۷ الی ۱۰ نفر از بین خود انتخاب نمایند تا شورای مرکزی از آن‌ها تشکیل شود.

قرار شد که از این ۲۰ نفر اسامی ۱۰ نفر و اگر ۳۰ نفر شدند ۱۵ نفر اعلام شود تا مردم مرکزیت حزب را شناخته و با اطمینان خاطر به حزب بپیوندند و چون مسلم بود که رژیم جابر شاهنشاهی این ۱۵ نفر را دستگیر و اعدام و یا محکوم زندان‌های طویل‌المدت خواهد کرد ۱۰ یا ۱۵ نفر بعدی حرکت حزب را استمرار بخشند.

حدود اوایل سال ۵۷ این برنامه در مورد روحانیت به سادگی انجام شد و نیازی به انتخابات هم احساس نگردید و حدود ۱۴ نفر در نظر گرفته شدند.

در خرداد ۵۷ در مورد کسبه و بازاریان انتخابات شد و هفت نفر انتخاب شدند و قرار بود که در مورد تحصیل‌کرده‌ها و دانشگاهیان نیز انتخابات به عمل آید که اوج‌گیری مبارزات و کارهای روزمره انقلاب و لزوم یک حرکت عمومی (همه با هم) امکان این کار را نداد. منتها تشکل برادران با محور شهید بهشتی و شهید مطهری و یارانشان از روحانیت و تحت رهبری امام ادامه داشته روزبه‌روز محکم‌تر می گردید. مخصوصاً که با گسترش دامنه انقلاب و تظاهرات لزوم ایجاد حزب هرروز بیشتر از روز قبل احساس می‌شد.

با تنظیم اساس‌نامه و مرامنامه قرار شد آیت‌الله سیدحسن طاهری خرم‌آبادی آن را خدمت امام ببرند و کارهای انجام‌شده را به عرض ایشان برسانند.

آقای طاهری از طریق سوریه، با زحمت بسیار به عراق رفته خدمت امام رسیدند اما آن ایام مصادف با روزهایی بود که امام تحت فشار رژیم عراق آماده ترک آن کشور بودند و دو روز بعد عراق را به ناچار ترک کردند و آقای طاهری امکان تبادل نظر و مذاکره کافی با امام را به دست نیاورده و به ایران بازگشت.

با مستقر شدن امام در پاریس امکان تماس با ایشان بیشتر شد، از ایران شهید حاج مهدی عراقی و سپس شهید مظلوم آیت‌الله بهشتی و بعد آقای عسگر اولادی به پاریس رفتند و مخصوصاً مرحوم بهشتی مفصل در این زمینه با امام صحبت کردند و نظرشان را راجع به اعلام حزب در این مرحله جویا شدند و امام فرمودند:

” به شرطی که خیلی شما را از کارهای روزمره انقلاب باز ندارد.”

و به راستی که حوادث روزمره انقلاب آن هم با آن سرعت حرکت، مجال پیاده کردن بسیاری از برنامه‌ها را نمی‌داد جریان انقلاب به‌صورت سیل خروشانی درآمده بود و بایستی با این سیل همراه می‌شدیم تا بنیان رژیم منحوس پهلوی را براندازیم.

لذا شرایط روز اجازه اعلام حزب را نداد. مخصوصاً به دلیل مسئولیت‌های سنگین که در رابطه با مسائل انقلاب و عهده مؤسسین و مؤثرین بود و قهراً حق تقدم با این مسائل بود.

حرکت متشکل گفته‌شده تا اوایل محرم سال ۱۳۹۹ مطابق ۱۳۵۷ بطور مستقل ادامه داشت. اما با اعلامیه مشهور امام (محرم ماهی که خون بر شمشیر پیروز شد) و لزوم راه‌پیمایی‌های عظیم در محرم و صفر و درحقیقت مرحله‌ای خاص از انقلاب با توصیه مؤکد شهید بهشتی، نمایندگانی از این تشکل مامور شدند که همکاری نزدیکی با سایر نیروها داشته باشند و لذا در جلسه‌ای با شرکت اعضای مؤثر نهضت آزادی- جبهه ملی و بعضی گروه‌های دیگر برنامه راه‌پیمایی عظیم تاسوعا و عاشورا تنظیم و به اجرا درآمد. و این همکاری تا ورود امام امت به کشور و برنامه کمیته استقبال از امام‌خمینی استمرار یافت.

البته نقش اساسی در کلیه این حرکت‌ها به‌عهده همین برادران بود که حتی مایل نبودند نامی برای تشکل خویش انتخاب نمایند مبادا برای کسانی و گروه‌هایی که می‌خواستند مطرح باشند و در طول حرکت نیز بسیاری از آن‌ها تلاش‌هایی در جهت این هدف کردند که با مرور جریانات آن روزگار کاملاً روشن است- ایجاد حساسیت نماید و وقفه‌ای ولو کوچک در حرکت پدید آید.

سخنرانی و اقامه نماز در خیابان توسط شهید بهشتی در روز ۱۶ شهریور و نیز در راه‌پیمایی اربعین و سخنرانی ایشان در جلوی مسجد صاحب الزمان (عج) و سخنرانی در روز ۲۷ صفر در بهشت زهرا که حالت اخطار به رژیم را داشت و قرار بود که امام به تهران بیایند و رژیم فرودگاه را بسته بود و برنامه‌های شورای انقلاب و اداره امور می‌رساند که بیشترین بار بر دوش شهید بهشتی و شهید مطهری بود.

با ورود امام و مسلم شدن پیروزی قریب‌الوقوع انقلاب شکوه‌مند اسلامی ضرورت تشکیل حزب آن هم حزبی که مناسب برای مرحله پس از پیروزی باشد بیشتر مطرح گردید. و با پیروزی ۲۲ بهمن سال ۵۷ شدت ضرورت، تشکیلاتی که بتواند همه علاقه‌مندان به انقلاب اسلامی را جمع کرده و جهت دهد بر همگان آشکار گردید. و حجت‌الاسلام آقای هاشمی رفسنجانی مطلب را در خدمت امام عرضه داشتند و چون مقدمات اعلام رسمی چند روزبه طول انجامید، امام چند بار از آقای هاشمی پرسیده بودند: “پس این حزب که گفتید چه شد؟” تا بالاخره در روز ۲۹ بهمن ۵۷ یعنی هفت روز پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی از طرف شهید مظلوم آیت‌الله دکتر بهشتی- شهید دکتر باهنر- آیت‌الله موسوی اردبیلی- حجت‌الاسلام خامنه‌ای- حجت‌الاسلام هاشمی رفسنجانی به‌‌عنوان مؤسسین موجودیت حزب جمهوری اسلامی به‌طور رسمی اعلام گردید.

البته در آن چند روز صحبت از این بود که به همان طریق قبلی، مؤسسین اصلی گروه روحانی، دانشگاهی و تحصیل‌کرده و کسبه و بازاری انتخاب و اعلام موجودیت رسمی حزب را بنمایند. لکن از آنجایی که پس از پیروزی هنوز چهره‌ها کاملاً شناخته نبود توقعات و ادعاهای بسیاری از افراد سرشناس ممکن بود مشکلاتی پدید آورد. لذا تصمیم گرفته شد که این ۵ برادر که مورد تایید امام و همه اقشار ملت بودند هیئت مؤسس باشند و اعلام نمایند.

سپس از هفته سوم اعلام موجودیت رسمی، اعضای شورای مرکزی که نزدیک به ۳۰ نفر از اقشار مختلف بودند اداره امور حزب را به‌عهده گرفتند که تاکنون ۱۰ نفر از آن‌ها شهید و به جای آن‌ها برادرانی دیگر به عضویت شورای مرکزی درآمده‌اند.

بنابراین با توجه به مسئولان و تاریخچه و زمینه پیدایش حزب جمهوری اسلامی معلوم می‌گردد که این حزب عصاره ای است از مبارزات گذشته و در خط امام و مسئولانش اکثراً کسانی هستند که نقش مؤثری در مبارزات داشته‌اند. و تجمع آن‌ها در این حزب نیز به‌‌عنوان یکی از مهم‌ترین وظایف انقلابی، اسلامی آن‌ها بوده است. و از همان آغاز اعلام حزب تاکنون تحت رهبری امام بالاترین و بزرگ‌ترین بار انقلاب را به دوش کشیده‌اند و به همین علت بیش از هر سازمان و نهاد دیگری مورد ترور، تهاجم، اهانت و تهمت و ناسزا از طرف دشمنان و مخالفان انقلاب و از طرف خطوط دیگر قرار گرفته‌اند و هنوز بردبار و محکم و استوار به انجام وظایف خویش ادامه می‌دهند و بنا به فرمایش سومین دبیرکل حزب در برابر امام امت:

“این برادران هم برای کار آماده‌اند هم برای شهادت و هم برای ناسزا شنیدن.”

 

عملکرد حزب در این ۳ سال:

عملکرد حزب در این چند سال و اندی در حقیقت عملکرد انقلاب است زیرا اگر حزب را مهم‌ترین بازوی امام و مسئولان به شمار آوریم عملکرد آن جدای از عملکرد انقلاب نخواهد بود.

مع‌هذا آن‌چنان سطح فعالیت حزب در ابعاد مختلف تبلیغاتی، سیاسی، آموزشی و خدمات بالاست که شرح آن‌ها نیاز به کار تعداد زیادی از افراد و صرف اوقات فراوان می باشد که فعلاً در این مرحله حساس انقلاب، نمی‌توان آن‌ها را برای این منظور به کار گرفت و لازم است که وقت آن‌ها برای سایر امور روزمره انقلاب اسلامی صرف شود.

 بهتر است که در این مورد عنان سخن را به شهید آیت‌الله دکتر بهشتی که خود یکی از امتیازات مهم حزب جمهوری اسلامی است، بسپاریم:

سوال: نقش حزب را پس از اعلام موجودیت تحلیل نمایید؟

جواب: حزب پس از اعلام موجودیت به‌سرعت توانست به‌صورت یک مجموعه بسیار بزرگ و نیرومند از هواداران جمهوری اسلامی در خط امام در بیاید ولی این مجموعه با وجود آنکه در خطوط کلی انقلاب هماهنگ و صمیمی بود در برنامه‌ریزی و خطوط دقیق؛ آن انسجام لازم را نداشت، بنابراین در کارها و فعالیت‌های عمومی، حزب خدمات مؤثری کرد، در موارد بسیار توانست به بسیج نیروها و بسیج توده‌ها دست بزند.

نقش اساسی حزب این بوده‌است که توانسته در فعالیت‌های سیاسی زنده روز که نقش مؤثری هم داشت در پیشبرد انقلاب حضور داشته باشد به نظر من از تظاهرات و راه‌پیمایی حزب در روز کارگر گرفته تا تظاهرات دیگر در انتخابات مجلس خبرگان و همین حالا ببینید در انتخابات نمایندگان مجلس شورا و همچنین حضور عده‌ای از اعضاء حزب در شورای انقلاب و در وزارتخانه‌ها و در نهاد های انقلاب این‌ها درحقیقت سبب شده‌است که حزب آن خط اصیل اسلامی اش نقش مؤثری را برای جلوگیری از انحراف انقلاب داشته باشد.

من صریحاً می‌گویم حزب جمهوری اسلامی درست به همان دلیل مورد این همه هجوم قرار گرفته که دشمنان حتی حضور فعال و خلاق آن را در انقلاب و حفظ خط راست انقلاب درک کرده‌اند. بنابراین حزب با بینشی خوب چه از نظر اسلام و تفکر خالص اسلامی و چه از نظر سیاست و استقلال کامل سیاسی، نقش خود را ایفا کرده، منتها از نظر تشکیلات و از نظر ساخت ایدئولوژیک هنوز آن رشد کافی را نکرده و ما مطالعات اقتصادیمان را منظم کرده‌ایم، مواضعمان را حتی مشخص کرده‌ایم و می‌نویسیم علاوه بر این هم باید بگویم که ما مقداری از مواضعمان را عملاً در قانون اساسی آوردیم.

علاوه‌براین همان‌طورکه در کارنامه حزب آمده این حزب فعالیت‌های وسیع تبلیغی و اجتماعی در زمینه‌های مختلف داشته که فشرده کارنامه آن در روزنامه منتشر شده و مفصل آن اگر میسر شد ان‌شاءالله در یک جزوه منتشر خواهد شد. چون آن چه در روزنامه منتشر شده در حقیقت بیشتر کارهای دفتر مرکزی است و حال این‌که فعالیت‌های مهمی از حزب در دفاتر استان‌ها و شهرها انجام گرفته که از مجموع آن‌ها کارنامه مفصل‌تری می‌‌توان منتشر نمود.

در مجلس خبرگان هدف این بود که بتواند یک قانون اساسی با طرز تفکر اسلامی تنظیم کند و برای آرای عمومی (رفراندوم) آماده بکند، باز نقش حزب نقش مؤثری بود، البته در معرفی نامزدها حزب با گروه‌های دیگر ائتلاف کرد و در این ائتلاف ناچار بود که از سخت‌گیری نسبت به بعضی از معیارها بگذرد و این برای حزب چه‌بسا مهلک بود ولی به‌هرحال در آن طرف مطلب موفقیت ما برای تصویب یک قانون اساسی که از اسلام مایه گرفته بسیار پرارزش بود. از تلاش‌هایی که برای منحل کردن مجلس خبرگان با حمایت سفارت آمریکا صورت گرفته و اسناد آن منتشرشده می‌‌توان فهمید که تلاش مشترک حزب و روحانیت مبارز متعهد برای تنظیم یک قانون اساسی اسلامی چه خدمت بزرگی به حفظ استقلال انقلاب ایران و ملت انقلابی ایران و نظام اجتماعی ایران بوده است.

سوال: با توجه به این‌که انقلاب ما یک انقلاب اسلامی است و درواقع متکی به نیروی مردم آیا ما نیاز به ایجاد حزب داشته‌ایم یا داریم؟

[جواب:] بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم، بله چون وقتی انقلاب پیروز می شود نوبت به تداوم انقلاب، نوبت به مدیریت، نوبت به برنامه‌ریزی در زمینه‌های مختلف روحی و معنوی، فرهنگی، آموزشی، اقتصادی، اجتماعی، خانوادگی، بهداشتی و امثال آن‌ها می‌رسد، بر بخش اقتصاد نیاز به برنامه‌ریزی کشاورزی، صنعتی، بازرگانی، داخلی و خارجی می باشد و همه این‌ها احتیاج دارد به نیروهای ساخته‌شده و کارآمد، نیروهایی که با هم همفکر باشند اگر نیروها با هم همفکر نباشند برنامه‌ریزی‌هایشان ناهماهنگ می‌شود، اگر همه نیروها برمبنای ایدئولوژی اسلامی، اسلام اصیل و زنده نباشند درنتیجه هر برنامه‌ای برای خودش یک آهنگ پیدا می‌کند و نمی‌شود از مجموعه این برنامه‌ها حرکت و تلاشی هماهنگ در جهت تداوم انقلاب به وجود آورد.

آن تشکیلات اساسی سیاسی و اجتماعی اسلامی که بتواند طرح و برنامه هماهنگ و نقطه نظرها و موضع‌گیری‌های هماهنگ و کادر هماهنگ را به وجود بیاورد، به آن می‌گوییم حزب و حزب به این معنا ضرورت زندگی اجتماعی است و حزب به این معنی یعنی یک گروه دارای نقطه نظرهای اسلامی و سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی هماهنگ و دارای همآهنگی عملی و برخوردار از همسازی و دمسازی عملی و تشکل در طرح برنامه و در اجرا چیز بسیار مفیدی است و از ضرورت‌ها می باشد و اما حزب به معنای دیگری که غالباً امروز فهمیده می‌شود یعنی یک گروهی که طالب قدرت هستند، دار و دسته راه می‌اندازند برای اینکه به قدرت برسند و نقطه‌نظر مشترک‌شان این هست که با هم به قدرت برسند و میراث انقلاب را میان خودشان تقسیم کنند، حزب به این معنا چیز خطرناکی است، چیز بدی است، چیز مزاحمی است، و نه‌تنها برای انقلاب لازم نیست، بلکه برای انقلاب و پیروزی انقلاب در مراحل بعدی مضر است.

تا آنجا که به حزب جمهوری اسلامی مربوط می‌شود ما حزب به معنی اول را خواستیم به وجود بیاوریم نه حزب به معنی دوم را و این را در جزوه‌های آموزشی هم گفتیم توی بحث‌ها هم گفتیم و ما خواستیم انسان‌هایی را که در خط راست اسلام، خط مستقیم اسلامی می‌اندیشند و عمل می‌کنند و به استقلال این مملکت از نظر سیاسی و اقتصادی علاقه دارند و معتقد هستند که این جامعه می‌تواند روی پای خودش بایستد و به سمت جلو حرکت کند و به پیروزی در مراحل بعدی انقلاب برسد از مجموعه این‌ها یک تشکیلات نیرومند فعال به وجود بیاید که بتواند به‌صورت هماهنگ برنامه‌ریزی کند و عمل بکند.

ان‌شاءالله

آموزش واحد استان‌ها

تهران– ۱۰/۷/۶۱

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , , ,

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


شفاف (شبکه فعالان انقلابی فضای مجازی)
شفاف (شبکه فعالان انقلابی فضای مجازی)
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
اصفهان شرق
اصفهان شرق
وعده صادق
وعده صادق