دوشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۸
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
سرویس: سیاسی
چاپ خبر
۰۶:۵۱ - ۱۳۹۸/۰۴/۱۸
جلال الدین فارسی

گفتار شماره ۵ حزب جمهوری اسلامی؛

آینده انقلاب از دیدگاه استاد جلال الدین فارسی

 باید کسانی باشند که در تحویل دادن ضدانقلاب و سلطنت‌طلبان عمال آمریکا به چوبه‌های دار ذره‌ای تردید به خود راه ندهند نه مانند رئیس دولتی که در برابر دنیا و ملت بگوید که احکام دادگاه های انقلاب بعضی‌هایش عادلانه است! باید مردی باشد که احساس بکند در برابر خون ده‌‌ها هزار شهید و در برابر یک دولت، مبارز مسئول و متعهد است

به گزارش ندای اصفهان، متن زیر که برای اولین بار در فضای مجازی منتشر می شود، گفتار شماره ۵ نشریات حزب جمهوری اسلامی است که با عنوان «آینده انقلاب» به بیان دیدگاه های جلال‌الدین فارسی به عنوان نامزد اولین انتخابات ریاست جمهوری ایران می پردازد.

علاقه مندان و پژوهشگران می توانند آرشیو کاملی از جزوات و نشریات ارزشمند حزب جمهوری اسلامی را در پایگاه خبری تحلیلی ندای اصفهان مطالعه کنند. (اینجا را ببینید)

***

آینده انقلاب

حزب جمهوری اسلامی

انقلاب اسلامی

جزوه حاضر متن یک سخنرانی و یک مصاحبه از استاد جلال‌الدین فارسی است که در آن نظریات خود را درباره حفظ و حراست انقلاب اسلامیمان در رابطه با انتخابات ریاست جمهوری بیان داشته است. امیدواریم که نشر این جزوه در آگاه کردن توده‌های مسلمان در این لحظات حساس و سرنوشت‌ساز نقش سازنده‌ای داشته باشد.

واحد انتشارات حزب جمهوری اسلامی

***

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

سلام به خواهران و برادران.

به ارواح پاک شهدای انقلاب و به ارواح پاک دلاورانی که در سال گذشته تانک‌های دربار پهلوی را به مبارزه طلبیدند، درود می‌فرستیم.

شهدای ما بر همه ما که زنده‌ایم، برتری دارند. پس از آنان فضیلت و افتخار از آن مردان مبارزی است که از مرگ نهراسیدند، مردانه به میدان مبارزه قدم نهادند و اگر شهید نشدند اما هرگز تردید به خود راه ندادند که یکی از دو راه شهادت و بهشت و پیروزی را اختیار کنند. آن‌ها زندان را، آوارگی را، تبعیض را، سختی‌ها را بر خود تحمیل کردند.

پس از آنان نوبت کسانی است که با زبان و قلم با مبارزه سیاسی مسالمت‌آمیز علیه دربار استعمار جنگیدند تا ملت را آزاد کنند و به آقایی و سروری برسانند.

پس از آنان نوبت کسانی است که هرگز به میدان مبارزه در نیامدند و خانه‌نشین بودند، این است طبقاتی که در میان ملت اسلام وجود دارد و این است مراتب افراد در جامعه، ازهمین‌رو است که خداوند در قرآن کریم می‌فرماید: «فضّل ‌الله المجاهدین علی القاعدین اجراً عظیما»، و این قاعدین کسانی هستند که هرگز مبارزه نمی‌کنند. این قاعدین این کسانی که نشستند، این‌ها مبارزه می‌کنند، این‌ها ممکن است مبارزه تبلیغاتی ایدئولوژیک بکنند، مردان مجاهدی از این نظر باشند اما این مجاهدین که خدا آنان را بر آن مجاهدین برتری داده این‌ها مجاهدینی هستند که سر در راه مبارزه مسلحانه نهادند. در اسلام وظیفه جنگ به دوش همه است. پس از آن آیه کریمه، این آیه فرود آمد «انْفِرُوا خِفَافًا وَثِقَالًا وَجَاهِدُوا بِأَمْوَالِکُمْ وَأَنْفُسِکُمْ.» سبک‌بار و سنگین بار به میدان جنگ بروید.

طبق یکی از آراء تفسیری یعنی همه کس باید به جنگ برود چه جوان و چه کهنسال. یک پیرمردی را در میدان‌های جنگ دیدم که موی سر و ابروهایش سفید است، گفتند: وظیفه جنگ از تو برداشته است. گفت: مگر آن آیه را نخوانده‌ای که می‌فرماید: انفروا خفافاً و ثقالاً.

اینک مراتب انسان‌ها و مؤمنان را در جامعه اسلامی دانستیم، یک‌بار دیگر به یاد شهیدانمان بیفتیم که خونشان ضامن پیروزی انقلاب، پیروزی اسلام و امت اسلام شد. در برابر آن‌ها به یاد بیاوریم که ما متعهد هستیم، متعهد هستیم که نگذاریم خون آن‌ها به هدر برود، آن پرچمی که آن‌ها به دست گرفتند و برافراشتند همچنان افراشته نگه داریم، در برابر خطراتی که این پرچم و این انقلاب را تهدید می‌کند مردانه بایستیم. اینک دوران آن است و زمان آن که این پرچم را به کسی بسپاریم که در کنار امام امت چون سرباز او، سرباز اسلام بتواند انقلاب را در راه اصلی خودش ادامه بدهد. ما خوشبختانه در همین دوران حکومت موقت تجربه داریم اما زمانی که شاه خائن فرار کرده بود ولی حکومت به دست ملت نیامده بود برادر دانشمند و مبارز قدیمی جناب مهندس بازرگان را انتخاب کردند، اما آیا پرچم انقلاب را به دست او دادند؟ آیا به او ماموریت دادند که این انقلاب را اداره و رهبری بکنند؟ نه گفتند دولت، وزارتخانه ها، سازمان‌های اداری را سر و سامان بدهند. ایشان منصوب شدند به‌‌عنوان یک مدیر حکومت و دستگاه‌های اداری چون تخصص ایشان ایجاب می‌کرد.

اما می‌دانید که ایشان در راه مبارزه مسلحانه و مبارزه جدی خصمانه در ماه‌ها و یک یا دو سال پیش از انقلاب نبود به همین جهت می‌بینیم در دوران حکومت موقت اختلاف به وجود می آید بین رهبری انقلاب از طرف شورای انقلاب و امام و از طرف دیگر دستگاه‌های اداری. این اختلافات برای چیست؟ برای این است که امام و شورای انقلاب یا بخش بزرگی از شورای انقلاب دارای یک روحیه و یک خصالند، اما آن کسانی که وزارتخانه‌ها را اداره می‌کنند و در رأس وزارتخانه‌ها و در راس کابینه قرار دارند، این‌ها دارای روحیه و خصال دیگری هستند؛ این‌ها اداری هستند و نه انقلابی چنان‌که برادر مجاهد و بزرگ‌مان آقای بازرگان بارها تایید کردند که وظیفه من، وظیفه اداره است.

می‌بینیم ما باید به این نقش خاتمه بدهیم. دوران موقت یک دوران مقدماتی بود برای این‌که به یک دوران کامل‌تر محکم‌تر وارد بشویم و این دوران آغاز شده در همانجا می‌بینیم که اختلاف هست بین دولت و نهادهای انقلاب دادگاه‌های انقلاب، سپاه پاسداران انقلاب کمیته‌هایی که انقلابی هستند این‌ها نهادها با تمام اشتباهاتی که در بعضی موارد می‌کنند، بعضی جاها همان نهادهای انقلابند و پاسداران انقلاب، اما می‌بینیم آن اداره‌گرها روحیه این‌ها را درک نمی‌کنند، با این‌ها نمی‌توانند هماهنگ کنند چرا که روحیه اخلاق و خصال دیگری دارند.

حالا چرا چنین شده؟ ما برای این‌که دوباره گرفتار یک مدیر، یک مهندس، یک دکتر، یک کسی که یک وزارتخانه را به بهترین شکلی می‌تواند به نفع مردم اداره بکند ولی نمی‌تواند رهبر انقلاب باشد گرفتار نشویم باید به فکر باشیم که چه روحیه و چه خصالی لازم است. این روحیه و خصال انقلابی ادعایی نیست هر کسی که چنین ادعایی کرد باید دوران زندگی گذشته اش، سابقه‌اش روشن و آشکار باشد بر صحت ادعایش. از این جهت صحبت روحیه و خصال است و باید با معیارهای اسلامی بسنجیم و ببینیم که چه کسی می‌تواند در راس قوه مجریه قرار بگیرد، چه کسی می‌تواند در کنار امام نهادهای انقلاب را رهبری کند. این رئیس جمهور که ما می‌خواهیم انتخابش بکنیم، این نقشه بزرگ نظامی دارد، این رئیس جمهور نخست وزیر، وزیر دفاع معرفی خواهد کرد. این سه نفر در شورای عالی دفاع باید با امام امت که فرمانده کل قواست همکاری کنند.

این رییس‌جمهور و نخست‌وزیر و وزیر دفاع باید چنان باشند که قرآن حکایت می‌کند: اشدّاء علی الکفار و رحماء بینهم. اما اگر این‌ها نیست، به دشمنانشان رحم دل باشند و اصلاً اگر پای جنگیدن و کشتن باشد بگویند ما نیستیم، کنار می‌رویم، این‌ها به درد نمی‌خورند، اختلاف به وجود می آید وقتی که در یک منطقه از کشور ضدانقلاب تجزیه طلب مرتجع وابسته به بیگانه توطئه مسلحانه می‌کند، این دولت دست و پایش می‌لرزد. می‌گوید ما نیستیم و در اینجاست که امام امت پرچم جنگ و جهاد مسلحانه را برمی‌دارد و به تمام ملت و واحدهای ارتش دستور می‌دهد تا دشمن را سرکوب کنند و چون زمان شفقت و رحم و بخشش می‌آید مانند پدری مهربان و دلسوز تمام خطاها را می‌بخشد و دوباره آغاز سخن و نصیحت می کند.

باید کسانی باشند که در تحویل دادن ضدانقلاب و سلطنت‌طلبان عمال آمریکا و چوبه‌های دار ذره‌ای تردید به خود راه ندهند نه مانند رئیس دولتی که در برابر دنیا و ملت بگوید که احکام دادگاه های انقلاب بعضی‌هایش عادلانه است، باید مردی باشد که احساس بکند در برابر خون ده‌‌ها هزار شهید و در برابر یک دولت، مبارز مسئول و متعهد است باید بدانیم که استعمار همیشه در کمین ما است و در کنار استعمار بیگانه روحیه‌های ما اشتباهات ما همیشه در خدمت استعمار و مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرد .

ببینید در انقلاب مشروطه پس از آنکه انقلاب پیروز شد استعمار چکار کرد؟ آمد ستارخان و باقرخان ها را کشت، این مردان جنگ و جهاد مسلحانه را کشت تا زمینه را برای تقی زاده‌ها و صدرالاشراف ها و علی دشتی ها فراهم بکند. در نهضت ملی ایران همین‌گونه شد. ببینید وقتی توطئه امپریالیزم آمریکا بود چه کسی باید از حکومت دکتر مصدق دفاع می‌کرد؟ وزیر کشور که شهربانی و استانداری را در اختیار داشت اما این چه کسی بود؟ دکترای جامعه‌شناسی داشت یک استاد دانشگاه که هیچ کار بلد نیست، یک هفت‌تیر هم بلد نبود که به کار ببرد، این باید جلوی توطئه نظامیان و ارتشی‌های وابسته به آمریکا و سلطنت‌گرا را بگیرد. رئیس ستاد ارتش دکتر مصدق باید با در دست داشتن یک ارتش جلوی کودتاچی‌ها را بگیرد اما این‌که آدمی بود؟ سرتیپ ریاحی همین‌که در حکومت موقت ماه‌ها وزیر دفاع بود، این آدم را وقتی در دادگاه گرفتنش گفتند چه کردی؟ گفت: من می‌توانستم این افرادی را که فریاد زنده باد شاه در صبح ۲۸ مرداد سر داده بودند، این‌ها را بزنم ولی این کار را نکردم ترسیدم ارتش تجزیه بشود برای همین بعد از مدتی آزادش کردند. سال‌ها مقاطعه‌کاری می‌کرد، دنبال زندگی و پول درآوردن بود، ارتش ملت را به دست یک افسر جوان بزدل سپرده بودند کسی که جرأت نداشت در آن روزهای حساس واحدهای نظامی را به سرکوبی عمال بیگانه دعوت بکند و فرمان بدهد و شد آنچه که شد، آیا ارتش تجزیه نشده؟ ارتش، ملت میهن ما، منابع طبیعی ما بالاتر از این‌ها آزادی و شرف ما، ربع قرن پایمال شد.

این خطر اداره‌گران و دیوان‌سالاران و کسانی که روحیه انقلابی ندارند. اشداء علی الکفار  نیستند خطری که برای انقلاب دارند. ببینید فضایل در اسلام چگونه است؛ وقتی که بحث می‌شد در میان اصحاب پیامبر اکرم (ص) ملاک و معیار اسلامی سابق بود، یعنی چه کسی زودتر از دیگران ایمان آورده؟ چه کسی در شرایط سختی و بدبختی و فشار و خطر ایمان آورده و در شرایطی که پیامبر تنها بود و جز چند نفر با او نبودند.

در سابقه جهاد اصحاب پیامبر با هم صحبت می‌کردند و افتخار می‌کردند، یکی می‌گفت: من در چند جنگ بودم، دیگری می‌گفت: من بیشتر بودم، نام تمام جنگ‌هایی که شرکت کرده بودند نام می‌بردند. یکی می‌گفت تو در فلان جنگ فرار کردی. جواب می‌داد درست است که من در احد فرار کردم ولی خداوند طبق آیه ما را بخشید. این بود ملاک افتخار، این بود ملاک برتری.

و چرا خداوند امیرالمؤمنین علی (ع) را بر دیگران ترجیح داد و او را به جانشین پیامبر اکرم برگزید برای این‌که او پیش از همه ایمان آورد و نخستین مؤمن بود و در شرایط سخت در تمام جنگ‌ها شرکت کرده بود حتی در یکی از جنگ‌ها چون علی (ع) بیمار بود، پیامبر او را مأمور کرد که مدینه را در غیاب او اداره بکند، جانشین او در مدینه باشد. علی(ع) اندوهگین شد؛ غصه‌دار شد، گفت: ای رسول خدا آیا من با نشستگان باشم؟ فرمود که تو آیا نمی‌پسندی جانشین من باشی همچنان که هارون جانشین موسی بود از این جهت است که می‌بینیم همان تغییری که پس از پیامبر اکرم رخ داد و کسی را که در جهاد و شرکت در جنگ کمتر از علی‌ بن ‌ابیطالب سهم داشت عهده‌دار حکومت شد با اینکه خودداری فضائلی بود و مراتبی از کمال و فداکاری باز می‌بینیم که جامعه مسیری دیگر یافت.

باز می‌بینیم در دوره امیرالمؤمنین علی (ع) یک نفر هست مثل ابوموسی اشعری از اصحاب پیامبر در کوفه وقتی جنگ داخلی رخ می‌دهد و علی‌بن‌ابیطالب پرچم جنگ را برمی‌دارد و می‌گوید با اهل قبله باید بجنگیم چون این‌ها تجاوزکار داخلی هستند و چون این‌ها بیعت امامت را شکسته می‌بینیم یک عده به تزلزل دچار می‌شدند و ابوموسی اشعری حاضر نمی‌شود به جنگ بیاید، می گوید ما کناره‌گیری می‌کنیم، می‌بینید در اینجا کناره‌گیری می‌کند.

اما در صفین وقتی قرار می‌شود سپاه امیرالمؤمنین یک نماینده تعیین می‌کند امیرالمؤمنین عبدالله‌بن‌عباس را انتخاب می‌کند، ولی عده‌ای نمی‌پذیرند می‌گویند ابوموسی اشعری را انتخاب کن، می‌فرماید: این شایستگی ندارد این همان کسی بود که وقتی عمار یاسر و حسن بن علی را فرستادیم که مردم را آماده جنگ بکن و بیارشان که به ارتش ما بپیوندند او کوتاهی کرد تا از میدان جنگ و فداکاری کنار کشید.

از این جهت است که ما باید ببینیم که سابقه مردانی که باید عهده‌دار رهبری و اداره انقلاب باشند چگونه است ببینید این خطی که منجر شد به روی کار آمدن حکومت موقت چه خطی بود، این خط امتداد دارد، امتداد دارد به نهضت ملی ایران، امتداد تا ۲۸ مرداد و قبل از آن ۲۸ مرداد وقتی رخ داد نهضت مقاومت ملی تشکیل شد مبارزه علیه کودتاچیان و برای برانداختن سلطه امپریالیزم آمریکا در این خط، در این جبهه دو خط وجود داشت یک خط که از مبارزه مسلحانه دفاع می‌کرد، یک خط از مبارزه مسالمت‌آمیز، یک خط سوم هم بود خارج از این نهضت و آن همین جمع جبهه ملی بود، همین کسانی که در دوره مصدق وزیر شدند و مدیرکل و شهردار و وکیل مجلس شدند به آن خطی که داخل نهضت مقاومت بود در هر حال مبارزه سیاسی مسالمت‌آمیز می‌کرد.

همین آقای مهندس بازرگان در رأس آن خط قرار داشتند. آقای دکتر یدالله سحابی دانشمند و مرد بزرگ تاریخ معاصر ما در همین خط قرار داشتند اما خارج از نهضت این جبهه‌ها چه می‌گفتند این‌ها سرگرم رصد آب و هوای سیاسی بودند، ببینیم فلان مقام آمریکایی چه گفت: در فلان مجله یا روزنامه چه نوشتند، معلوم می‌شود که یک تضادی بین آمریکا و شاه هست بین آمریکا و انگلیس اختلاف در مورد ایران است ما می آییم، از این تضاد استفاده کنیم: اسمی از مصدق نیاوریم از نفت هم حرفی نزنیم که آمریکا ببرد، پیمان نظامی هم باشد اشکالی ندارد فقط بگوید ما می‌خواهیم ادارات را اصلاح کنیم دزدی و رشوه‌خواری نباشد، آزادی‌های سیاسی باشد، آزادی‌های دمکراتیک همان چه که بعدها جناب کارتر گفتند حقوق بشر ببینید روحیه شان چگونه است خودش را وارث نهضت ملی دکتر مصدق می‌داند ولی چقدر منحط است هیچ رابطه با آن نهضت و با ملت ما ندارد و او اصلاً نه به خودش ایمان دارد و نه به ملتش ایمان دارد، نتیجه چه شد؟ در کنار این خط منحرف و آن خط مسالمت‌آمیزجو که هنوز جوان بودم او در همین مشهد با مرحوم دکتر شریعتی و بعضی شخصیت‌ها که از معارف خراسان هستند ما در نهضت مقاومت منادی مبارزه مسلحانه بودیم، ما می‌گفتیم که هر کس در تاریخ نهضت‌های پیامبران مطالعه بکند می‌بیند که بیشتر این نهضت‌ها مسلحانه بوده وَکَأَیِّنْ مِنْ نَبِیٍّ قَاتَلَ مَعَهُ رِبِّیُّونَ کَثِیرٌ.

بسیاری از این پیامبران و پیروانشان دست به جهاد مسلحانه زدند و پیامبران دیگر پس از آن مبارزه مسلحانه شده این افکار را نشر می دادیم تا رسید به سال‌های ۳۹ و ۴۰ و ۴۱ آن دسته جبهه ملی منحط و منحرف از اسلام آن‌هایی که حاضر نبودند یک ماه و یک‌سال زندانی را تحمیل بکنند. آن‌ها که سرگرم رصد کردن اوضاع بین‌المللی و آب‌وهوای سیاسی بودند این‌ها یک‌دفعه گفتند اختلافی است بین شاه و آمریکا بیاییم و از این اختلاف استفاده بکنیم. یعنی از جریان فشار آمریکا بر شاه جبهه ملی دوم را تاسیس کردند، این‌ها در حق ملت جنایت کردند، این‌ها سد راه حرکت ملت بودند بعد هم آن دسته که می‌گفتند مبارزه مسالمت‌آمیز در رأسشان آقای مهندس بازرگان بودند، این‌ها مردانه ایستادند و زندانی شدند، ده سال زندان را بر خود هموار کردند گفتند ما زندان می‌شویم تا ملت را بیدار کنیم ولی آن جبهه ملی منحط آن بختیاری‌ها، آن صدیقی‌ها، آن سنجابی ها، این خائنین این‌ها چه کردند؟ پس از قیام قهرمانانه ما به علت که تانک‌ها و مسلسل‌ها را به هیچ شمردید و به خیابان‌ها ریختید، پس از آن قیام خونین آن برخورد شبه مسلحانه این‌ها گفتند: ما اوضاع را بررسی کردیم، اختلاف شاه و آمریکا تمام شده و سیاست ما بعد از این سیاست صبر و انتظار است، انتظار چه چیز؟……

باید متحد بشوند و یک جبهه متشکل و واحد در برابر ملت تشکیل بدهند. باید علیه آن جبهه متحد وسیع مبارزه کرد و هم باید کارشناسان آمریکایی بیرون بروند و هم کارشناسان روسی، هم باید با امپریالیزم انگلیس جنگید هم با آمریکا. اما آن تیپ از افراد که روحیه منحط و غیراسلامی داشتند آن حسن نزیه، آن امیرانتظام و دیگران که نمی‌خواهم از آن‌ها یاد بکنم. اینک سرنوشتشان چه بود؟ هنوز این خطر هست که کسانی که دارای روحیه مسالمت‌آمیز سازشکار با این قدرت و آن قدرت باشند و بخواهند در انتخابات شرکت کنند و رای بیاورند اینجا آزادی به دموکراسی است.

همه مردم آزادند همه کسانی که سابقه مبارزه و فعالیت دارند آزادند و می باید سنجید و دید که چه کسی در خط مبارزه قاطع و بی‌امان علیه دشمن است؟ چه کسی می‌تواند خط امام را ادامه بدهد؟ و این قدرت اجرایی را به دست بگیرد. و در برابر ضدانقلاب داخلی و تهدیدهایی که از خارج می‌شود، مردانه و قهرمانانه بایستد. این شمایید که باید این وظیفه را انجام بدهید.

پس از انتخابات انقلاب ما که اینک دو تکیه‌گاه دارد بعد از خدا و ملت یکی امام امت است. دیگری شورای انقلاب، شورای انقلاب پس از انتخابات تبدیل خواهد شد به مجلس شورای ملی مرکز تصمیم‌گیری و اداره این مجلس شورای ملی است ولی یک مقام دیگر هست، این ریاست جمهوری است. اوست که باید همکاران خودش را در اجرا و اداره در بیاورد. بدون شک مجلس آینده ما در خط امام خواهد بود و کاملاً ۲۷۰ نماینده با اکثریت قاطع در خط امام و در خط انقلاب به وجود خواهد آمد. این وزنه بزرگی است که تضمین می کند حرکت انقلاب را در همان مسیری که شروع شده و به پیروزی رسیده است.

اما اگر خدای‌ناکرده در انتخاب ریاست جمهوری کسی انتخاب شود که در آن خصال و روحیه لازم را نداشته باشد و سابقه همه افراد نشان می‌دهد که این‌ها تاکنون چه کرده‌اند و در چگونه مبارزات و فعالیت‌های شرکت داشته‌اند اگر خدای‌ناکرده از آن روحیه‌های غیر مطلوب و از آن خصال غیرمطلوب کسی انتخاب بشود کسی که اگر خارج کشور بود هرگز کمک نکرده و به مبارزه مسلحانه هرگز تایید نکرده این خط را و در ویلاهایی زندگی کرده و تن‌پرور بوده و تمام کارهای فکری محدود یا به کار های سیاسی بی‌خطر دست زده، چنین کسانی خدای‌ناکرده اگر در مقام ریاست جمهوری قرار بگیرند همکارانشان از نخست‌وزیر و وزیر دفاع و تمام وزرا معلوم است که چه کسانی خواهند بود. آن وقت اختلاف بین آن هیات و رییس جمهور از یک طرف و بین مجلس و ملت و بین رهبری انقلاب و فقیه از طرف دیگر خواهد بود.

این است وظیفه خطیری که ولی امر امام امت خمینی بزرگ در برابر همه ما قرارداده تا بتوانیم مسیر انقلاب را تضمین بکنیم و پایه‌های انقلاب را از نظر سیاسی و پایه‌های حاکمیت ملت و قرآن را تحکیم و تثبیت کنیم.

درود بر شما

پیروز باشید.

***

کار اجرایی غیرمکتبی زمینه‌ساز ارتجاع است

جلال‌الدین فارسی که از سوی حزب جمهوری اسلامی نامزد ریاست جمهوری شده است در مصاحبه‌ای با کیهان نقطه‌نظرهای خود را پیرامون مسائل مهم مملکتی تشریح کرد. متن این گفت وگو بدین شرح است:

سوال: شما در کتاب انقلاب تکاملی اسلام رجعت را مطرح کرده‌اید و به‌اصطلاح امروز ارتجاع را و گفته‌اید که پس از پیامبر ارتجاع با یک توطئه سیاسی حاکم شد؛ حال که شما نامزد ریاست جمهوری هستید چه برنامه‌ای برای پیشگیری از بازگشت چنان “ارتجاعی” دارید؟

جواب: این برنامه مبارزه با ضدانقلاب در داخل و حفظ انقلاب و نظام جمهوری در قبال مخاطرات خارجی است. خود این رجعت محیط مناسبی می‌خواهد باید این محیط و شرایط ایجاد کننده آن را از بین برد.

اولاً محیط سیاسی. ارتجاع وقتی می‌تواند مسلط شود که محیط، محیط استبداد باشد و در غیاب شورا و حاکمیت مردم می‌دانیم که ارتجاع پس از پیامبر با یک توطئه سیاسی روی کار آمد. آن هم وقتی که حاکمیت از صورت امامت خارج شد، زمینه برای پیشرفت‌های رجعت در عقاید و اخلاق مردم و اقتصاد ایجاد شد.

نخستین گام در ارتجاع سیاسی این بود که رهبری را از صورت یک کار سیاسی- ایدئولوژیک و اجرایی توأم، به یک کار سیاسی اجرایی غیر مکتبی تبدیل کردند. یعنی بین امام به‌‌عنوان  ایدئولوگ و رهبر مکتبی جامعه و بین مجریان و دستگاه دولت فاصله افتاد. همین اجرای غیر متکی به مکتب ابتدا نوعی دموکراسی بود و متکی به آراء مردم. رفته رفته به استبداد سیاسی تبدیل شد و بالاخره منجر به سلطنت موروثی گشت به همین جهت ما یک مقام در سازمان دولت به نام فقیه “ولی امر” که یک اسلام‌شناس است پیش‌بینی کرده‌ایم که در ارتباط مستقیم با رییس جمهور علاوه بر اینکه باید سعی کنیم که رییس جمهور اسلام‌شناس و متعهد و مکتب اسلام باشد راه دیگر اینست که نظام شورایی را در برنامه‌ریزی و اداره سیاست داخلی و خارجی برقرار کنیم و این از طریق تشکیل مجلس شورای ملی قابل پیاده شدن است.

سومین تدبیر این‌که دستگاه اجرایی را به‌صورت یک هرم از شوراهای مردمی در بیاوریم به طوری که هر وزیر در راس این هرم قرار گیرد و بین کارمندان این وزارتخانه و بخشی از جامعه یک ارتباط مستقیم با این وزارتخانه حد فاصلی نباشد بلکه این مردم امتداد اجرایی همان وزارتخانه باشند. مثلاً در وزارت کشاورزی این دهقانان و شورای ده است که آرا و پیشنهادات خود را که حاصل تجارب آنان است به کارمندان وزارت کشاورزی می دهند و خود در برگشت این طرح‌ها و برنامه‌ها از وزارتخانه‌ها به شوراهای ده و اجرای آن کمر می‌بندند به این ترتیب و با این تدابیر سه‌گانه است که محیط برای رشته ضدانقلاب و ارتجاع نامساعد خواهد بود. علاوه‌براین ما همواره می بایست درحال انقلاب فرهنگی باشیم.

 انقلاب اقتصادی:

سوال: شما در همان کتاب در مورد انقلاب اقتصادی صحبت کرده‌اید، جمله انقلاب اقتصادی ساده است اما عمیق‌ترین کلمه‌ای است که در سیستم اقتصادی وجود دارد. انقلاب اقتصادی یعنی دگرگونی بنیادی یک سیستم به سیستم دیگر. شما به‌‌عنوان یک تئوریسین انقلاب اقتصادی چه برنامه‌ای در این زمینه دارید؟

جواب: ما چند مشکل اساسی داریم؛ تورم، مسئله اشتغال یعنی از بین بردن بیکاری و تعدیل ثروت و در کنار آن تامین مسکن برای همه، تامین شغل و تامین ابزار کار، این‌ها در قانون اساسی آمده است و رئیس جمهور کاری جز اجرای قانون اساسی ندارد.

بله باید ثروت‌ها را تعدیل کنیم، مسکن را تامین کنیم، این‌ها هر یک دارای برنامه‌ریزی خواهد بود. مثلاً تورم که عبارت است از: افزایش نامتناسب حجم پول در گردش و سطح قیمت‌ها نسبت به تولید ناخالص ملی و این خودش علل و موجباتی دارد.

این‌ها را می‌توانیم به پنج دسته تقسیم کنیم؛ دسته اول مسائل و مشکلات ناشی از سیستم اقتصادی موجود است، مانند بازار آزاد، تخصیص نامتناسب، عوامل تولید، احتکار، وابستگی اقتصاد به خارج که این‌ها باعث می شود تورم از طریق کالاهای وارداتی به داخل کشور رسوخ کند، انحصار غیردولتی کالاها و خدمات توسط بخش خصوصی و امثال این‌ها. این فقط یک عامل از عوامل پنج‌گانه است اما می بایست سیاست ضد تورم داشته باشیم و این سیاست‌ها را مشروحاً اعلام خواهیم کرد و عوامل سیاسی روانی و سیاست‌های بازرگانی بین‌المللی دولت و امثال این‌ها را در رابطه با مبارزه با تورم اعلام خواهیم کرد.

 مبارزات ضدامپریالیستی:

سوال: همان‌طور که می‌دانید مبارزات ضدامپریالیستی مردم ایران که با انگیزه اشغال لانه جاسوسی به اوج خود رسید و ابعاد گوناگونی به خود گرفته است احتمالاً تا تعیین اولین رییس جمهور نیز ادامه پیدا می‌کند برای این‌که بتوانیم این مبارزات را عمق ببخشیم و تنها محدود به یک مقطع زمانی نباشد و اکنون نیز انگیزه‌ای جز همین دنباله‌گیری مسئله گروگان‌ها و محاکمه آن‌ها نیست. بنابراین شما به‌‌عنوان یک نامزد ریاست جمهوری چه برنامه‌ای در عمق بخشیدن به این مبارزه دارید؟

جواب: مبارزه ضدامپریالیستی یک مبارزه طولانی است اما باید از اقدام دانشجویان مسلمان پیرو خط امام یک مایه حرکت بسازیم و آمادگی این مبارزه را در مردم حفظ کنیم. ما باید یک سیاست خارجی فعال در منطقه و در جهان پیش بگیریم، ملت‌های منطقه را با خودمان همراه کنیم حتی جناح‌های ضداستعماری در داخل منطقه دولت‌های منطقه را می‌بایست تقویت کنیم. ما الان یک وزارتخارجه جامد و مرده داریم و این غیر قابل اعتماد است.

در سیاست خارجی ما می‌بایست از صفر شروع کنیم. ما باید یک سیاست تعرضی نسبت به امپریالیسم پیش بگیریم اما نه یک سیاست پرخاشگر. انقلاب ما چه بخواهیم و چه نخواهیم در کشورهای اسلامی اثر گذاشته و ملت‌ها را به حرکت درآورده است ما با یک جریان تبلیغاتی بیدادگر و دیپلماسی حکیمانه می‌توانیم به این ملت‌ها کمک کنیم تا سلطه سیاسی استبدادی وابسته به آمریکا را براندازند. باید نخست از حلقه‌های ضعیف این زنجیره شروع کنیم مانند عراق که ضعیف‌ترین حلقه زنجیره وابسته به آمریکا در منطقه است مردم عراق بدون این‌که ما دخالتی بکنیم در این کار توفیق خواهند یافت.

سوال: آقای فارسی! تصور عمومی این است که چون نامزد حزب جمهوری اسلامی هستید موفقیت شما حتمی است اما به نظر می‌رسد که با وجود رقبای سرسختی که دارید توفیق شما کار ساده‌‌ای نباشد خود شما در این مورد چه نظری دارید؟

جواب: من معتقدم که حزب جمهوری اسلامی و روحانیت قم و روحانیون شهرستان‌ها با درک یک واقعیت مهم مرا کاندیدای ریاست جمهوری کرده‌اند و آن تشخیص جریان انقلابی اصیل اسلامی است که در درون جنبش نهفته است و در این نامزدی توجه داشتید که مسئله ریاست جمهوری پیش از آنکه مسئله اداره کشاورزی یا راه‌ها و بانک‌های کشور باشد، اداره انقلاب است، یعنی در بعد ملی و انترناسیونالیستی آن، اداره دفاع از انقلاب است و مخصوصاً در برابر ضدانقلاب داخلی و تجزیه‌طلب آن و در برابر خطرهای خارجی. و من به موفقیت هم به همان اندازه پیروزی این جریان انقلابی بر جریان‌های متمایل به سستی و تردید و سازش و محدود شدن در چهارچوب سازمان‌های اداری امیدوارم.

***

پشت جلد: من می‌گویم رهبری امام خمینی و امام خمینی های دیگر همین انقلاب را به وجود آورده و تداومش خواهد بخشید و با وجود آن‌ها مردم حاضر نیستند جان و مال و خونشان را در کف دیگری بگذارند و با او بیعت کنند. (از سخنان استاد جلال‌الدین فارسی در مجلس خبرگان)

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , , ,

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


اولین سررسید هوشمند دانش آموزی؛ به همدیگر «همکلاسی» هدیه بدهیم!
اولین سررسید هوشمند دانش آموزی؛ به همدیگر «همکلاسی» هدیه بدهیم!
شفاف (شبکه فعالان انقلابی فضای مجازی)
شفاف (شبکه فعالان انقلابی فضای مجازی)
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
اصفهان شرق
اصفهان شرق
وعده صادق
وعده صادق