ندای اصفهان

خطوط حرکت امپریالیسم/ گفتاری از جلال‌الدین فارسی

کدخبر: 114410
۱۷ تیر ۱۳۹۸ در ساعت ۹:۳۹ ب.ظ

به گزارش ندای اصفهان، متن زیر که برای اولین بار در فضای مجازی منتشر می شود، گفتار شماره ۱۱ حزب جمهوری اسلامی با عنوان «خطوط حرکت امپریالیسم» است که در آن جلال الدین فارسی در سال ۱۳۵۸ در مسجد اعظم قم به سخنرانی پرداخته است و شیوه های دشمنی آمریکا با انقلاب اسلامی ایران را تحلیل می کند.

علاقه مندان و پژوهشگران می توانند آرشیو کاملی از جزوات و نشریات ارزشمند حزب جمهوری اسلامی را در پایگاه خبری تحلیلی ندای اصفهان مطالعه کنند. (اینجا را ببینید)

***

خطوط حرکت امپریالیسم

از: استاد جلال‌الدین فارسی

گفتار شماره ۱۱ حزب جمهوری اسلامی

امپریالیزم

جزوه حاضر متن گفتار استاد جلال‌الدین فارسی است که در مسجد اعظم قم در روز اربعین چهارشنبه ۱۹ دی ماه ۱۳۵۸ تحت عنوان “خطوط حرکت امپریالیسم” ایراد شده است.

حزب جمهوری اسلامی

***

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

سلام به خواهران و سلام به برادران، به ارواح پاک شهدای ایران و به ارواح تابناک شهدای اربعین خونین درود می‌فرستیم.

سال پیش شما مردم و شهرتان در محاصره نیروهای مسلح دشمن بود. ارتش شاه خائن شهر مقدس قم را محاصره کرده بود. دیواری از آتش و پولاد به دورش کشیده بود. شما را زدند و کشتند و مجروح کردند. اما آن آتش و پولاد به روی خودشان برگشت. ارتشی‌ها، سربازان دین‌دار و افسران غیور ما به صفوف ما پیوستند. این قمی که دیروز محاصره بود، امروز پشت کاخ سفید، پشت امپریالیسم انگلیس، پشت دربارهای خائن و دست‌نشانده منطقه را می لرزاند.

چشم دنیا، چشم مستضعفین، به قم مقدس دوخته شده است. این معجزه که نتیجه ایمان به اسلام است، نتیجه وحدت ما در اسلام است، یک‌بار دیگر تکرار می شود. شهر قم مانند شهر مدینه هزار و چهارصد سال پیش بود. احزاب قبایل مشرک و جنگجو محاصره‌اش کرده بودند. در دنیا هیچ شهر پاک و آزاد و مستقل و موحدی نبود جز مدینه کوچک که به وسیله کفار محاصره شده بود. اما آن طوفان که در نیمه‌شب بر احزاب قبائل مشرک مهاجم زد، لرزه بر اندامشان انداخت، تا گریختند.

آن شهر کوچک، آن شهرک موحد، توسعه پیدا کرد. حجاز، ایران، مصر، رم و سراسر جهان را پیمود و گسترد و زیر سایه رحمت خودش گرفت. حتی آن پیام که از مدینه بلند شد، به اندونزی رفت. و امروز بیش از یک‌صد و پنجاه میلیون مسلمان در آن‌جاست. همین گونه است پیام قم، که همان پیام مدینه است. و همان پیام قرآن در سراسر منطقه و در سراسر جهان منتشر شده است. آن احزاب همه پراکنده شدند و یا به چوبه دار تسلیم شدند و سردسته شان آواره شد، و سرانجام به میان شما ملت برگردانده و به دار آویخته خواهد شد. پس از گریختن مستشاران و کارشناسان نظامی آمریکا که در اینجا بودند و ارتش را هدایت می‌کردند، ارتش و ملت ایران آزاد شدند، ایران از صورت یک بازار فروش کالا برای آمریکا خارج شد. و مرکز تصمیم‌گیری در سیاست، در ارتش و در اقتصاد، از خارج کشور به داخل منتقل شد.

اینک آمریکا و ناوگانش را به دریا رانده‌ایم. این است معجزه اسلام، این است معجزه‌ای که در وحدت ملی به دست آورده‌ایم. ببینیم امروز ناوگان آمریکا از ما چه می‌خواهد؟ هدف‌های آمریکا در منطقه چیست؟ آمریکا چشم طمع به مناطق نفتی خلیج‌فارس دوخته است. این منابع نفتی که در خلیج‌فارس و کشورهای منطقه است، این شیشه حیات اروپای غربی و آمریکا و کشورهای صنعتی به‌طورکلی است. آمریکا سی درصد احتیاجات نفتی خودش را از خلیج و کشورهای خلیج‌فارس وارد می‌کند. ژاپن ۸۵% نیازهای نفتی خودش را از همین جا بر آورده می‌کند. ما می‌دانیم که در بسیاری از رشته‌های صنعتی ژاپن، آمریکا سرمایه‌گذاری کرده، در چند رشته در حدود ۴۰% سرمایه‌گذاری کرده. اروپای غربی ۷۰% نیاز نفتی خودش را از همین منطقه برآورد می‌کند.

این منابع نفتی خونی در رگ اقتصاد کشورهای صنعتی است اکنون این منطقه در حال آزاد شدن است.

این جنگی است، جنگ اقتصادی، سیاسی نظامی که بین آمریکا و ملت‌های منطقه درگیر است. و ما پیشتازان این جنگ و پیشتازان این مبارزه ایم. اگر نفت نباشد، نه‌تنها صنعت بلکه همین ناو‌های آمریکا و هواپیماهایی که روی این ناوهای هواپیمابر است، نمی‌توانند حرکت بکنند و ارتش آمریکا، ارتش اروپای غربی، ارتش ژاپن متوقف می شوند.

جنگ اساساً دو عامل بیشتر ندارد؛ حرکت و آتش. نیروی محرکه‌اش در دست ماست، و با تمام تلاش‌هایی که کشورهای صنعتی بکنند تا منابع انرژی دیگری را جایگزین نفت بکنند، باز بیش از پنجاه سال و شاید یک قرن نفت بزرگ‌ترین منبع انرژی را تشکیل می دهد. علاوه بر این‌که نفت می‌تواند تبدیل به صدها نوع کالا و مواد دیگر و ترکیبات پتروشیمی بشود. این است که ما آمریکا را به یک سنگر عقب راندیم. او می‌خواهد این سنگر را دوباره تصرف کند و ما می‌خواهیم او را به چندین سنگر دیگر عقب برانیم.

علاوه بر این مناطق نفتی، این گذرگاهی که به نام تنگه هرمز است و مرکز اعصاب تمام کشورهای صنعتی است. پس از آن، این تنگه هرمز که خلیج‌فارس را به دریای عمان وصل می‌کند، دریای عمان تنها یک جسم آبی نیست، حساس‌ترین راه دریایی است. اقیانوس هند به دنبال بحر عمان می آید. این است که ناوگان آمریکا در آن‌جا متمرکز شده ناوگان شوروی هم در کنارش است. اینجاست که حتی سرنوشت دو ابرقدرت نیز تعیین می‌شود.

این گذرگاه‌ها به قدری مهم هستند که کشمکش‌های قرن‌های گذشته هم بر سر همین راه‌های آبی بود چرا؟ چون گفتیم اصل جنگ بر حرکت و آتش است. حرکت راه می‌خواهد و راه‌های آبی یکی از مهم‌ترین این راه هاست. ملاحظه کنید، باب المندب، کانال سوئز، راهی است که مدیترانه و اروپا را به آسیا و خاورمیانه و منابع نفتی منطقه وصل می‌کند و بسیاری از حوادثی که در منطقه خاورمیانه اتفاق افتاده بر سر همین کانال سوئز بوده است. قبلاً کانال سوئز در تصرف فرانسوی‌ها بود ولی انگلیس‌ها به خاطر اهمیت این راه مقرر امواج هجوم قرار دادند و آن را گرفتند تا بتوانند بر این راه مسلط شوند و بعدها اسرائیل را به وجود آوردند برای این‌که همین راه را تحت کنترل خودشان داشته باشند.

این نکته بسیار قابل دقت است که نیروهای انگلیسی سراسر مصر را تخلیه کردند ولی این راه آبی را نگه داشتند و تا قرارداد با عبدالناصر نبستند و این حق را نگرفتند اینکه در صورت بروز جنگ به این راه برگردند، از آن‌جا بیرون نرفتند. بعد هم که دیدند سرشان کلاه رفته، در سال ۱۹۵۶ به اسرائیل گفتند حمله کند و ارتش‌های انگلیس و فرانسه هم به آن‌جا حمله کردند تا این راه آبی را به چنگ بیاورند. ولی با تهدید اتمی شوروی و مخالفت سازمان ملل متحد مجبور به تخلیه شدند. جنگ‌ها هم بر سر این راه‌های آبی است. کانال پاناما، که آمریکای شمالی را از آمریکای جنوبی جدا می‌کند از همین مراکز مهم موقعیت‌های استراتژیک است، در اینجا یک حرکت از طرف ما علیه آمریکاست و این حرکت به‌صورت پیام آزادی است.

ما نمی‌خواهیم منطقه‌ای را تصرف کنیم، ما نمی‌خواهیم منابع نفتی را به تصرف خودمان در بیاوریم، این تهدید را سابقاً امپریالیسم آمریکا از طرف شاه و دربار پهلوی درست کرده بود تا ملت‌های عرب را با ما دشمن کند و ما را با آن‌ها در حال خصومت نگه دارد تا در این میان تسلط خودشان را بر آن کشورها حفظ بکنند.

امروز ما منادی آزادی آن ملت‌ها هستیم. ما هیچ‌گونه طمع به منابع آن‌ها نداریم بلکه، امید آن‌ها به ما دوخته است ما می توانیم این توازنی را که میان امپریالیزم آمریکا و حکومت های منطقه به وجود آمده به هم بزنیم، این حرکت پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سراسر کشورهای عربی امتداد دارد حتی بسیاری از این مردم زبان فارسی یاد می‌گیرند تا بتوانند پیام ما را از رادیو و تلویزیون بشنوند، تا بتوانند پیام‌ها و گفتار ارزنده امام خمینی را بشنوند. خطری که انقلاب ایران برای امپریالیزم دارد، در همین بعد انترناسیونالیستی انقلاب اسلام است، در این‌که این انقلاب در محدوده ایران قرار ندارد، بلکه دیواره‌ها مرزها و موانع جغرافیایی را می‌شکافد و بسرعت پیش می‌رود.

این است که وزیر دفاع سابق آمریکا می‌گوید بعد از انقلاب ۱۹۱۷ روسیه این دومین خطری است که به‌صورت انقلاب جهانی ما را تهدید می‌کند. اما آمریکا، آمریکا هرگز حمله نظامی به این مناطق نفت‌خیز نخواهد کرد، یعنی تهدید آمریکا یک دروغ بیش نیست. چرا؟ برای این‌که هرگز کشورهای صنعتی و آمریکا، که اقتصادش وابسته به اقتصاد ژاپن و اروپای غربی است، نمی‌تواند قطع جریان نفت را برای یک مدت طولانی تحمل بکند و اقتصاد جهان صنعتی فرو خواهد ریخت. حمله نظامی آمریکا به این مناطق، یعنی قطع جریان نفت، یعنی انهدام چاه‌های نفت، انهدام تاسیسات نفت و برای مدتی تبدیل شدن این منطقه به یک گرگان و یک آتش‌فشانی که هر ارتشی را که به آن‌جا قدم گذاشته باشد بدون تردید و تردید خواهد سوخت.

علاوه بر این آمریکا تجربه ویتنام را دیده؛ آنچه که بر سر ارتش آمریکا در ویتنام آمد درسی است که آمریکا فراموش نخواهد کرد. به همین جهت است که نیکسون در سال ۱۹۶۹ سیاست جدیدی را برای آمریکا اعلام کرد. درنتیجه استراتژی آمریکا در زمینه سیاست خارجی با تکیه بر دولت‌های دست‌نشانده و سازمان‌های بومی محلی، از مداخله مسلحانه مستقیم، به استراتژی مداخله غیرمستقیم تبدیل شد. خطری که امروز آمریکا را تهدید می‌کند از ناحیه همین استراتژی است که در جزیره گوام در سال ۱۹۶۹ به وسیله نیکسون اعلام شد. آمریکا امروز متوجه متحدین خودش در منطقه است و بیش از همه متوجه عربستان سعودی است. عربستان سعودی در زمینه نفت بزرگ‌ترین قدرت نفتی منطقه و جهان را تشکیل می‌دهد. در رابطه با مبارزه‌ای که امپریالیزم آمریکا در درازمدت با ما خواهد داشت و نیز به ملاحظات دیگر آمریکا می‌خواهد همان موقعیتی را که ایران به‌‌عنوان یک قدرت نظامی توسعه‌طلب و مداخله‌گر متحد خودش در منطقه داشت، به عربستان سعودی واگذار کند. از طرف دیگر ایران به‌صورت یک بازار فروش اسلحه از دست آمریکا خارج شده است و این امکان هست که این وضع برای کشورهای دیگر نیز پیش بیاید لذا باید بازاری برای فروش اسلحه داشته باشد. میلیاردها دلار پولی که از عربستان سعودی در خارج و در آمریکا وجود دارد باید به‌صورت کالا درآید و بهتر از هر چیز برای آمریکا این است که به‌صورت اسلحه به عربستان سعودی برگردد. امریکا می‌خواهد سعودی را به صورت بزرگ‌ترین قدرت نظامی منطقه در بیاورد. برای این کار فرودگاه‌های جدید خواهد ساخت، انبارهای بزرگ نظامی خواهد ساخت، بندرگاه‌ها را توسعه خواهد داد و از امکاناتی که در کشورهای مجاور سعودی دارد، به احتمال قوی استفاده خواهد کرد.

یک راه دیگر برای امپریالیزم آمریکا حضور نظامی مستقیم در خود عربستان سعودی است. این کار را پیش از پیروزی انقلاب آمریکا با فرستادن دوازده هواپیمای اف ۱۵ شروع کرد که بعد هم ادامه داشته است.

راه سوم که آمریکا در پیش می‌گیرد این است که به جای حضور نظامی در عربستان سعودی و در زمین، در دریا حضور نظامی خودش را تقویت می‌کند. بندرهایی مانند بندر جبیر در عربستان سعودی و بنادر دیگری که خواهد ساخت این‌ها را تکیه‌گاه قرار خواهد داد و تعداد ناوهایش در دریای عمان خواهد افزود و به‌احتمال قوی از بندری که در بحرین است و از قرارداد و پایگاهی که در آن‌جا دارد، استفاده خواهد کرد. این وضعیتی است که آمریکا دارد.

در ازای این آمریکا مشکلاتی نیز دارد. آمریکا برای این‌که چنین کاری را در سعودی انجام بدهد مجبور است امتیازاتی را به دولت سعودی بدهد. بدون شک مردم سعودی و برادران عرب ما و بخش بزرگی از کسانی که در دولت سعودی هستند، با این کار مخالفت می‌کنند. برای این‌که این مخالفت تا حدودی کاهش پیدا بکند و زمینه از نظر سیاسی و روحی آماده بشود آمریکا ممکن است گزارش‌هایی در مورد حل مسئله فلسطین به نفع اعراب بکند. و اینجاست که با اسرائیل و مطامع اسرائیل که حد و حصری ندارد تصادم پیدا می‌کند. من می‌خواهم خطوط کلی تحرک امپریالیزم آمریکا را اینجا مشخص بکنم.

راه دیگر این است که امپریالیزم آمریکا با اسرائیل متحد بشود و او را وادار به اشغال منابع نفتی کند. این کار بدون این‌که نیم میلیون سرباز آمریکایی شرکت بکنند اساساً قابل تصور نیست. اما هرگز مردم آمریکا و کنگره آمریکا با چنین مداخله‌ای که صدها هزار آمریکایی را در ماه‌های اول به کشتن خواهد داد و موافقت نخواهند کرد، اینجاست که آمریکا به عقیده من در عین‌حال که در تمام این راه‌ها پیش می‌رود به تحرک خودش ادامه می‌دهد، این راه دیگر را دنبال می‌کند که برای ما خطرناک‌تر است. آن راه این است که:

زمینه را با اغتشاشات در داخل کشور خدای‌ناکرده برای کودتای نظامی مهیا بکند که واحدها و هواپیماهایی که در ناوگان آمریکا متمرکزند، دخالت بکنند، اما بدون شک اگر یک واحد امروز دست به کودتای نظامی بزند، با ارتش ما و واحدهای دیگر روبه‌رو و سرکوب خواهد شد. اما مبارزه‌ای که ما با آمریکا داریم و آمریکا با ما دارد، به این زودی‌ها پایان ندارد، فکر نکنیم که الان تمام محاسبات را انجام داده‌ایم و دیگر دشمن بیکار می شود، نه دشمن از تحریکات، از تفرقه انداختن و اشکال مختلف پیروی خواهد کرد و این کارها را با کمال قدرت ادامه خواهد داد.

علاوه بر اسرائیل ممکن است که آمریکا با شوروی متحد بشود. اما ناظران بین‌المللی و افراد آگاه به جریانات معتقدند که این معامله برای آمریکا سود ندارد. چرا؟ برای این‌که اگر در ازای افغانستان که به شوروی تسلیم می شود، آمریکا بخواهد ایران را بگیرد، درست است که افغانستان لقمه نرمی نیست که به کام سوسیال امپریالیزم شوروی فرو برود ولی ملت و ارتش ایران هم نه تنها لقمه نرم و شیرینی برای آمریکا نیست، بلکه مینی است که هر ابرقدرتی او را ببلعد، در دلش منفجر خواهد شد.

اینجاست که به ابرقدرت شوروی می‌رسیم، این دو ابرقدرت، همه دنیا شاهدند که ایران را غارت می‌کردند و دوستانه می‌دزدیدند و سلطه شاه را تقویت می‌کردند. نه تنها گاز ما را می‌بردند، نه‌تنها ایران برای شوروی و آمریکا بازار فروش درآمده بود، حتی بازاری برای اسلحه فروشی سوسیال امپریالیزم شوروی هم شده بود، این شوروی ها برخی سلاح‌هایی را که به مصر، به ارتش سوریه، برای جنگ با اسرائیل می‌دادند عین همان سلاح‌ها را به ارتش شاه می‌دادند. چرا؟ برای این‌که کاملاً مطمئن بودند که در زد و بندشان با امپریالیزم آمریکا و دربار پهلوی، آمریکا و دربار پهلوی به تعهداتشان وفادارند. لذا انواع موشک‌ها مانند موشک‌های “سام ۷” آن را در جنگ ۱۹۷۳ به کار بردند، حتی موشک‌های “سام ۹” را ممکن است از آن کشورها دریغ کرده باشد ولی با ایران قرارداد بسته بود که این موشک‌ها را به ایران بدهد.

اما امروز ملت ایران قیام کرد. کارشناسان هر دو امپریالیزم را طرد کرد. شوروی‌ها از این موقعیت، از موقعیت سرگرمی ما به مبارزه با آمریکا سوءاستفاده می‌کنند، و ملت برادر ما را سرکوب می‌کنند و به کمک یک مشت خائن دست‌نشانده شبیه دربار پست و پلید پهلوی می روند، تا یک ملت را سرکوب بکنند، حمله وحشیانه ارتش سوسیال امپریالیسم شوروی که به وسیله تمام ملت‌های آزاد و شریف دنیا محکوم شده یک فاجعه وحشتناک است. برای این حادثه نظیری نمی‌توان یافت مگر در  چکسلواکی، مگر در آلمان شرقی، آنجا که این ارتش قوی زورگو، آن ملت‌ها را لگدمال خودش کرد. این‌که سلطه چند مارکسیست دشمن مردم و معتقد به دیکتاتوری را بر یک ملت و بر توده‌های میلیونی به وسیله آهن و آتش و توطئه تحمیل بکنند و یک مشت جاسوسی را که در سفارت‌های افغانستان در اروپای شرقی به‌‌عنوان حاکم بودند، بر سر این ملت بیاورند، نظیری نمی‌توان یافت. مگر در فلسطین که به وسیله آمریکا و هم شوروی و انگلیس به وجود آمد.

و به همین سوسیال امپریالیزم در کنار آمریکا، اسرائیل را در همان روزهای اولیه تاسیس این دولت پوشالی و غاصب به رسمیت شناخت. معنی کار شوروی این است که ای آمریکا، ایران مال تو. این باید درسی برای ملت‌های منطقه باشد. اگر این سوسیال امپریالیزم دشمن آمریکاست، اگر طرف‌دار آزادی و استقلال ملت‌هاست، آیا باید از فرصت مبارزه ما و اشتغال ما به مبارزه با امپریالیزم آمریکا این‌گونه سوء استفاده بکند؟ ملت افغانستان برادران ما هستند. ما همه اعضای یک پیکریم، این را قانون اساسی ما تثبیت کرده است، هر رییس جمهوری بیاید، هر مجلسی، هر دولتی، متعهد است که از افغانستان مانند فلسطین و از هر دو مانند عراق و مصر و خاک پاک ایران دفاع بکند. (تکبیر حضار)

سوسیال امپریالیزم شوروی غافل از این است که ملت ایران با این‌که از نظر خاک و از نظر امکانات نظامی و تعداد جمعیت با آمریکا و شوروی قابل مقایسه نیست، می‌تواند با هر دو امپریالیزم بجنگد. این را تجربه انقلاب ما نشان داد. انقلاب ما نشان داد که بر خلاف نظر تمام تئوریسین‌های غربی و شرقی، یک ملت کوچک بدون اتکا به هیچ ابرقدرتی می تواند یک ابرقدرت را سرنگون بکند، و می تواند تجمع ابرقدرت‌ها را سرکوب بکند. زیرا که این دولت‌های بزرگ، دولت‌های پوشالی و ستمکارند. رژیم شوروی از ملت‌ها و خلق‌های اسیر خودش، از ده‌‌ها میلیون مسلمان درون خودش رنج می‌برد. همان جور که امپریالیزم آمریکا از فشار افکار عمومی خودش، افکار عمومی جهان، ستم زدگان سیاهان و کارگران و زحمت‌کشان آمریکا رنج می‌برد؛ اینجاست سر قدرت ملت‌ها در روبرویی با ابرقدرت‌ها، ملت‌های منطقه امروز هوشیار شده‌اند امروز ماهیت سوسیال امپریالیزم شوروی را مثل ماهیت امپریالیزم آمریکا درک کرده‌اند.

واقعه‌ای که در افغانستان اتفاق افتاده درنوردیدن یک منطقه کوهستانی غیرقابل عبور برای ارتش‌های کلاسیک است، یعنی رسیدن به گذرگاه خیبر. این گذرگاه‌ها از هزاران سال پیش تنها راه‌هایی بود که یک انسان یا یک سپاه می‌توانسته از آن عبور کند و به پاکستان و هند برسد. این گذرگاه‌ها یک حصارها و استحکامات طبیعی و گذرناپذیر برای ارتش ها هستند اما امروز ارتش سرخ تمام این‌ها را درنوردیده و به همین گذرگاه‌ها رسیده و برهمین کوهستان‌ها مسلط شده. درست است که در آن‌جا با مقاومت دلیرانه مردم روبرو می‌شود ولی از نظر نظامی به این معنی است که پاکستان و هند به مخاطره افتاده، به این معنی است که اگر بتواند در بلوچستان اغتشاشاتی به وجود بیاورد و خودش را به خلیج‌فارس و دریای عمان برساند، گذرگاه‌های آبی را مورد مخاطره قرار داده و استقلال ما و ملل عرب و برادران ما را در خلیج‌فارس و دریای عمان با مخاطره انداخته است.

این است که ما بیش از پیش باید متوجه توطئه‌های امپریالیسم در داخل کشور خودمان باشیم و همواره مطمئن باشیم که پشت جبهه ما محکم است؛ متحد هستیم، ارتش و مردم با هم هستند، دانشگاهیان و تحصیل‌کرده‌ها با روحانیت، و همه با توده‌های مردم هستند، همه به فرمان امام امت، امام خمینی هستند و ما وحدت سیاسی خودمان را حفظ کرده‌ایم و می‌رویم که سازمان‌های سیاسی حاکمیت ملی را بسازیم. دوستانه، برادرانه و با کمال صمیمیت در یک رقابت آزاد می‌رویم که رییس جمهور خودمان را انتخاب کنیم، مجلس شورای ملی خودمان را انتخاب بکنیم. بدانید که دشمن تمام کوشش خودش را می‌کند تا ما نتوانیم هرچه زودتر به انتخابات رییس جمهور برسیم و مهم‌تر از آن انتخابات مجلس مرکز ثقل هر حکومت و محل تمرکز اراده ملی، مجلس شورای ملی است.

این یک مرحله بسیار دقیق و حساسی است. وحدت سیاسی خودمان را حفظ کنیم و همه خودی‌ها را فراموش کنیم یک تن، یک مشت، یک فکر و یک اراده بشویم.

پیام ما و ملت‌های عرب منطقه و به انسان‌های آزاد درون دولت‌های منطقه، باید پیام برادری باشد، بدانید که آمریکا می‌خواهد بعضی از دولت‌های منطقه را مثل سعودی، مثل عراق علیه ما وادار کند. بدانید که جریان‌های مقاومتی در درون این دولت‌ها وجود دارد. ما نباید کاری بکنیم که این‌ها به نفع آمریکا متمایل بشوند و کار ما را در آزادی و رهایی این کشورها و ملت‌ها دشوار بکند. ما با دربارها سر سازش نداریم، ما باید ارتش‌ها را آزاد کنیم اما این‌که با ارتش‌ها مقابله بکنیم، نه. همان گونه که مارکسیست‌ها می‌گفتند، می‌گفتند: از دهات بیاییم شهرها را محاصره کنیم. با جنگ چریکی در شهر و در کوهستان‌ها ارتش را نابود کنیم این یک خیال خام بود.

آن‌ها این فکر و این استراتژی نادرست برایشان متناسب بود اما با تفکر اسلامی ما معتقدیم که مردم را افسر و سرباز را می‌توانیم به خودمان ملحق کنیم. خالد بن ولید یک زمان در رأس سواره‌نظام مشرکین بود اما به یک سرباز ارتش اسلام تبدیل شد. این قدرت اسلام و دین ماست که می‌تواند انسان را منقلب و دگرگون بکند و از یک انسان شریر و بدخواه و خوانخوار و جلاد، یک انسان بشردوست و آزاده و موحد بسازد. ما باید با ارتش‌های منطقه همان گونه که امام امت با افسران پاکستانی برخورد کرد، برخورد بکنیم. ببینید آمریکا می‌خواست پاکستان را علیه ما وادار کند اما پاکستان یک کل منسجم نیست یک موجود زنده است. این افسران پاکستانی، این سربازان پاکستانی، به خاک ایران، به نظام جمهوری ما، به دین ما، همان قدر مؤمنند که ما هستیم.

همین گونه است ارتش‌های عربی، این ارتش‌ها دلشان شیفته ماست، مشتاق ماست، این‌ها دوستدار ما هستند. این ارتش‌ها را باید مثل ارتش دربار پهلوی، به ارتش جمهوری اسلامی تبدیل کنیم. این است خطوط کلی سیاستی که ما باید نسبت به ملل منطقه پیش بگیریم. در داخل کشور، ما هم باید در اسلام متحد بشویم. لهجه‌های مختلف، مذاهب مختلف نباید مطرح بشود. امروز اسلام در مقابل یک کفر تجاوزگر غربی و یه کفر تجاوزگر شرقی است. و ما امت وسط هستیم همه یک امت و دارای یک امام و یک مکتب و بزودی دارای یک حکومت. پیروز باشید.

والسلام علی من اتبع الهدی

پشت جلد: در خلافت اسلامی، ممکن است دو وظیفه رهبری مرامی و حکومت از یکدیگر تفکیک شود و به دو نفر واگذار شود؛ در این‌صورت باز متصدی حکومت همواره باید تحت نظر رهبر مرامی عمل کند. (انقلاب تکاملی اسلام، از: استاد جلال‌الدین فارسی، صفحه ۱۴۴)

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , , , ,