دوشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۸
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۲۳:۰۰ - ۱۳۹۸/۰۴/۰۱

فحش و فحش کاری با استفاده از آیات قرآن!

وقوع این فحش و دشنام دادنِ قرآنی برای دو شخصیت تاریخی معروف جهان اسلام صورت گرفت و جالب آنکه هر دو نفر در زندگی خود بر خلاف آموزه های قرآن، زندگی و عمل کردند...

ندای اصفهان- سید مرتضی میرسراجی

(دانشجوی دکترای تخصصی الهیات و معارف اسلامی، علوم قرآن و حدیث)

شاید این مطلب و این عنوانِ «فحش و فحش کاری با استفاده از آیات قرآن» برای شما تازگی داشته باشد و در نگاه اول مقداری جدید، عجیب و غیر متعارف به نظر برسد ولی در واقع این اتفاق چندان هم جدید و غیر متعارف نیست و تداعی کننده بخشی غمبار از تاریخ توحیدی است که انحراف و شکاف عمیقی برای یکتا پرستان عالم ایجاد شد و معنویت دیگر بار از مسیر مستقیم خود تا به امروز منحرف و دگرگون شد.

وقوع این فحش و دشنام دادنِ قرآنی برای دو شخصیت تاریخی معروف جهان اسلام صورت گرفت و جالب آنکه هر دو نفر در زندگی خود بر خلاف آموزه های قرآن، زندگی و عمل کردند.

آن دو شخصیت دشنام دهنده به یکدیگر، یکی« ابو موسی اَشعَری» و دیگری «عَمرو بن عاص» (عمرو عاص) بود. دو انسان منفوری که نام منحوسشان در زُمره دشمنان و مخالفان امیرمومنان حضرت علی(ع) برای همیشه در حافظه تاریخ بشریت ثبت و ضبط شده است.

«ابوموسی اشعری» (م. ۵۲ ق.) در واقع شخصیتی بود که به ولایت و خلافت الهی امام علی(ع) در شریعت اسلام به رغم دستورها و سفارش های موکد پیامبر اسلام(ص) در فرصت های مختلف عنایتی نداشت و آن را عمیقا درک نکرده بود و با ساده لوحی و بی بصیرتی که داشت عاقبت مسیر حق را نیز منحرف ساخت.

ابوموسی اشعری حضرت علی(ع) را در زمانی که باید به معنای واقعی کلمه یاری می کرد، یاری ننمود. برای نمونه در جنگ هایی چون: «جَمَل» و «صِفّین» به هیچ وجه به همراهی ایشان نشتافت و با چنین اقدامات خائنانه، بستر را برای ایجاد حکومت سراسر ظلم و ستم «معاویه» دشمن کینه توز امام علی(ع) و به طور کل شجره ملعونه «بنی اُمیه» مهیا ساخت.

شخصیت «عَمرو بن عاص» (م. ۴۲ ق.) نیز  با دشمنی و حیله گری های شیطانی و دنیا پرستانه خود علیه امام علی(ع) برای همه مسلمانان شناخته شده است و تلاش های غیر معنوی و اهریمنی وی باعث تثبیت و استقرار حکومت ستم پیشه بنی امیه در سرتاسر بلاد اسلامی شد.

بنا بر نقل های معتبر تاریخ اسلام، در زمان بروز جنگ «صِفّین» در سال ۳۷ هجری که بین امام علی(ع) و معاویه انجام گرفت آنگاه که لشگریان معاویه شکست و هَزیمت را در مقابل سپاهیان امام علی(ع) نزدیک و حتمی دیدند با حیله و فریبکاری های خاصِ عمرو عاص قرآن ها را بر سر نیزه ها کردند و چنین اظهار کردند که قرآن و کتاب خدا باید میان دو سپاه متخاصم مسلمان داوری و حکمیت کند. همین امر در سپاه امام علی(ع) دو دستگی ایجاد نمود و عده ای از سپاهیان در حالی که می توانستند پیروز کارزار باشند، دست از نبرد کشیدند.

سپس برخی از سپاهیان امام علی(ع) برخلاف میل و خواست آن حضرت، ابو موسی اشعریِ ساده لوح و بی بصیرت را به عنوان حَکَم انتخاب کردند و سپاهیان و طرفداران معاویه نیز در اقدامی هوشمندانه «عمرو عاص» حیله گر و مکار را برای این مقصود برگزیدند و قرار شد که این دو نفر به عنوان حَکَم و داور در مورد مساله خلافت بر اهل اسلام میان امام علی(ع) و معاویه به نمایندگی از همه مسلمانان ابراز نظر کنند و رای نهایی را بر ابقاء یا عدم ابقاء ایشان صادر کنند که البته اصل حکمیت با وجود آشکار حجت و خلیفه واقعی خداوند یعنی امام علی(ع) از اساس کار کاملا نادرست و ناصوابی بود که متاسفانه مسلمانان به آن تن در دادند.

کوتاه سخن این که ابوموسی اشعری و عمرو عاص برای پایان یافتن فتنه ها در جهان اسلام و نزاع بین سپاه عراق به رهبری امام علی(ع) و سپاه شام به فرماندهی معاویه، طبق توافقی که بین خود وضع کردند، هم امام علی(ع) و هم معاویه را شایسته جایگاه خلافت بر مسلمانان ندانستند و با رای توافقی بین یکدیگر آن دو را از قدرت و مقام خلافت بر مسلمانان خلع کردند.

بعد از موافقت و نهایی شدن این امر بین آن دو، ابوموسی اشعری بالای منبر رفت و پیش از عمرو عاص شروع به سخن در مورد این حکم نمود و عزل هر دو را از مقام خلافت مسلمانان بیان کرد. آنگاه عمرو عاص حیله گر که مترصد فرصت مناسب بود، شروع به صحبت کرد و بر عزل علی(ع) از خلافت مسلمانان همان طور که ابوموسی اشعری بیان نموده بود، صحّه گذاشت و در عوض بر تثبیت معاویه بر خلافت اسلامی رای داد که این کار وی بر خلاف توافقی بود که پیشتر با یکدیگر، دو حَکَم انجام داده بودند.

در این هنگام بود که ابوموسی اشعری که شخصی بسیار ساده لوح و کوتاه فکر بود تازه متوجه خیانت و فریبکاری عمرو عاص در قضیه حَکَمیت شد و  با او به جر و بحث پرداخت آنگاه به عمرو عاص با عصبانیت گفت:

«مالک، لا وفقک الله، غدرت و فجرت، و انما مثلک مثل الکلب، ان تحمل علیه یلهث او تترکه یلهث. فقال له عمرو: و مثلک کمثل الحمار یحمل أسفارا.» [۱]

 (تو را چه شده است؟ خداوند تو را توفیق ندهد! تو [در این مساله حکمیت بین علی(ع) و معاویه] خیانت و تبهکاری کردى! بی تردید مثال تو «همچون سگی است که اگر به او حمله کنى، دهانش را باز، و زبانش را بیرون مى‏ آورد، و اگر او را به حال خود واگذارى، باز هم همین کار را مى‏ کند.»، عمرو عاص نیز به او پاسخ داد و گفت: مَثَل تو هم «مانند خَری است که کتاب حمل می کند.»)

جالب است که میان ابوموسی اشعری و عمرو عاص فحش و فحش کاری متفاوتی نسبت به هم انجام شد و به جای اینکه مستقیما به یکدیگر بگویند تو سگ هستی! آن یکی هم بگوید: تو هم خر هستی! شاید به حسب مقام خلافت که در نزد مسلمانان مقام و منزلت معنوی نیز بود در اقدامی عجیب و بی سابقه از بخشی از آیات قرآن کریم در کلام و نسبت دادن به یکدیگر استفاده نمودند.

آیه ای که ابوموسی اشعری در نسبت دادن به عمرو عاص گفت، آیه شریفه «کَمَثَلِ الْکَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَیْهِ یَلْهَثْ أَوْ تَتْرُکْهُ یَلْهَثْ» است که مربوط به آیه شماره ۱۷۶ سوره مبارکه «اَعراف» است و آیه ای هم که عمرو عاص حیله گر و حاضر جواب به او در پاسخ گفت، آیه «کَمَثَلِ الْحِمارِ یَحْمِلُ أَسْفارا» که آیه شماره ۵ سوره  مبارکه «جمعه» است.

شایان ذکر است که آیه اول اشاره به انسان های «دنیا پرست» و «پیرو هوای نفس» دارد که دقیقا مصداق بارز همان عمرو عاص دنیا دوست بود و آیه دوم نیز اشاره به عالمان و دانشمندانی دارد که فقط کتاب خدا را در دست می گیرند و  آن را می خوانند ولی به آیات الهی، آن طور که شایسته و بایسته آن است، عمل نمی کنند که این مفهوم نیز دقیقا مصداق واقعی شخصیت ابوموسی اشعری در مقام انسانی کم فهم، ساده لوح و مقدس مآب بوده است که دین را عمیق و دقیق نفهمیده است.

اگر به راستی مسلمانان به آیات قرآن به طور دقیق عمل می کردند و هیچگاه پیروی از هوای نفس نمی کردند و دنیاپرستی را سرلوحه کار خویش قرار نمی دادند و بنا بر دستور قرآن از پیامبر (ص) اطاعت واقعی و بی چون و چرا می کردند و این اطاعت را در مساله خلافت و جانشینی بعد از ایشان نیز قبول داشتند، دیگر مانند امروز امت اسلام دچار چند دستگی و انحراف نمی شد و هیچگاه کار به اقداماتی همچون: «شورا» و «حَکَمیت» کشیده نمی شد آن هم با وجود انسان هایی عادی و معمولی که بعضا ساده لوح یا فریبکار بودند و در راس جامعه اسلامی قرار داشتند و اینقدر مشکلات و اختلافات عدیده در بین اهل اسلام چنان که اکنون مشاهده می کنیم، شکل نمی گرفت و دنیای ما از گذشته تا به حال این چنین نابسامان و آشفته نبود.

(سید مرتضی میرسراجی)

پی نوشت

[۱] الاخبار الطوال، ص ۲۰۱، انساب الاشراف، ج۲، ص۳۴۸، تاریخ الطبری، ج۵، ص۷۱، الکامل، ج۳، ص ۳۳۳، مروج الذهب، ج۲، ص ۳۹۹، المنتظم، ج۵، ص۱۲۸، وقععه صفین، ص۵۴۶٫

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , ,

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


اولین سررسید هوشمند دانش آموزی؛ به همدیگر «همکلاسی» هدیه بدهیم!
اولین سررسید هوشمند دانش آموزی؛ به همدیگر «همکلاسی» هدیه بدهیم!
شفاف (شبکه فعالان انقلابی فضای مجازی)
شفاف (شبکه فعالان انقلابی فضای مجازی)
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
اصفهان شرق
اصفهان شرق
وعده صادق
وعده صادق