پنج شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۸
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
سرویس: سیاسی
چاپ خبر
۱۹:۳۰ - ۱۳۹۸/۰۳/۱۶

مغالطه بزرگی که باعث بدبینی به کار تشکیلاتی شد!

تحزب و تهذب/ رفع یک ابهام از سخن امام خمینی(ره) به قلم مسیح مهاجری

در میان علل شکست‌ها و ناکامی‌های نهضت‌های اسلامی در طول تاریخ اسلام، مسئله نداشتن یک تشکیلات صد درصد اسلامی چیزی است که برجسته‌تر و نمایان‌تر به چشم می‌آید بطوری که بی‌تردید می‌‌توان آن را عمده‌ترین و مهم‌ترین دلیل این شکست‌ها دانست...

به گزارش ندای اصفهان، متن زیر که برای اولین بار در فضای مجازی منتشر می شود نشریه شماره ۲۷ حزب جمهوری اسلامی است که با عنوان «تحزب و تهذب» به قلم حجت الاسلام مسیح مهاجری منتشر شده است.

این نوشتار بیشترین ناکامی نهضت های اسلامی در تاریخ اسلام را نداشتن یک تشکیلاتی صددرصد اسلامی می داند و درمقابل انتشار این سخن امام خمینی که «نهضت ما را احزاب و گروه‌ها به ثمر نرسانده‌اند»، به رفع ابهام از سخن امام(ره) و دفاع از حزب جمهوری اسلامی می پردازد.

پایگاه خبری تحلیلی ندای اصفهان مفتخر است که توانسته است آرشیو کاملی از جزوات و نشریات حزب جمهوری اسلامی را در فضای مجازی منتشر کند. اینجا را ببینید.

 

تحزب و تهذب

نشریه شماره ۲۷ حزب جمهوری اسلامی

مقدمه

در میان علل شکست‌ها و ناکامی‌های نهضت‌های اسلامی در طول تاریخ اسلام، مسئله نداشتن یک تشکیلات صد درصد اسلامی چیزی است که برجسته‌تر و نمایان‌تر به چشم می‌آید بطوری که بی‌تردید می‌‌توان آن را عمده‌ترین و مهم‌ترین دلیل این شکست‌ها دانست.

درست است که تعلیمات الهی و انسان‌ساز اسلام به ما می‌آموزد که هیچ چیز را برای خود شکست ندانیم و از هر رویداد به‌ظاهر مثبت یا منفی نردبانی بسازیم برای رسیدن به پیروزی مکتب و نیل به هدف والایی که این مکتب برای ما در نظر گرفته است ولی تردیدی نیست که تنها راه ممکن برای این‌که بتوانیم از رویدادهای منفی عوامل مثبتی برای پیروزی بسازیم ضرورت دارد انگیزه‌ها و عناصری را که به آن رویداد منفی منجر شده‌اند دقیقاً شناسایی کنیم و در پی این شناسایی و ریشه‌یابی است که می‌توانیم آن عناصر را بزداییم و عناصر دیگری را جایگزین آن‌ها نماییم و راه را برای رسیدن به هدف هموار سازیم. اگر با رویدادها با این دید برخورد کنیم هر شکستی را می‌توانیم به پیروزی تبدیل نماییم و پیروزی‌ها را هم می‌توانیم به پیروزی‌های بزرگ‌تری منجر سازیم.

در اینجا پیش از هر چیز لازم است توضیح مختصری درباره تشکیلات داده شود تا اگر از ضرورت آن سخن می‌گوییم بدانیم موضوع این ضرورت چیست و تا کجا می‌‌توان در این باره پیش رفت.

نقش تشکیلات چیست؟

اگر دیدید کسی ادعا کرد: تشکلات بهترین و کاری‌ترین وسیله برای پیشبرد هر ایده و هدفی در جامعه ای می باشد به‌هیچ‌وجه او را به گزافه گویی متهم نکند و بدانید که او درست می‌گوید. البته به این نکته هم توجه داشته باشیم که وقتی تشکیلات بهترین وسیله برای پیشبرد هر ایده‌ای شد، این خود انسان‌ها هستند که تصمیم می‌گیرند تشکیلات را برای به ثمر رساندن یک ایده انسانی و الهی و مفید به حال بشر بکار بگیرند یا برعکس آن را در خدمت اهداف و ایده‌های شیطانی و نفسانی و مضر به حال جامعه قرار دهند.

درحقیقت مدعا این است که برای به ثمر رساندن هر ایده‌ای چه خوب و چه بد بهترین وسیله و کاری‌ترین ابزار همان تشکیلات است درست مثل تیغ برنده‌ای که می‌‌توان با آن هم شکم یک حیوان درنده ای را که در صدد نابودی یک انسان است درید و هم سر یک انسان بی‌گناه را که آزارش به کسی نمی‌رسد بلکه همواره در خدمت انسان ها است برید. در این میان تیغ برنده وسیله خوبی است و در جایی دیدیم که در خدمت یک ظالم قرار گرفت و سر مظلومی با آن بریده شد نباید تیغ را سرزنش کنیم، سرزنش کردن خود تیغ عین جهل است. اگر مذمتی وجود دارد باید متوجه آن کسی باشد که با تیغ مظلوم‌کشی می‌کند.

به اصل مدعا برگردیم؛ گفتیم: اگر کسی ادعا کرد تشکیلات بهترین و کارآمدترین وسیله برای پیشبرد هر ایده و هدفی در هر جامعه‌ای می باشد، به‌هیچ‌وجه او را به گزافه گویی متهم نکنید و بدانید که او درست می‌گوید. عموماً عمومیت این مدعا به‌قدری زیاد است که علاوه بر این‌که شامل هر هدف و ایده ای می شود حتی می‌گوید در هر جامعه‌ای مطلب همین‌طور است. یعنی از ابتدایی‌ترین تا پیشرفته‌ترین جامعه بشری که در آن ابزار تبلیغاتی عظیمی چون شبکه‌های خبری و بنگاه‌های سخن‌پراکنی و ماهواره‌ها و گیرنده‌ها و فرستنده‌های سمعی و بصری و تکنیک سحرآمیز هنری در قالب فیلم ها، تئاترها، عکس‌ها، پوسترها و… همه و همه در خدمت ترویج ایده‌ها و اندیشه‌ها و اهداف انسان قرار دارد، باز هم تشکیلات برای ابلاغ همان ایده‌ها و اندیشه‌ها و پیشبرد همان اهداف بهترین و کاری‌ترین وسیله است.

پیداست که این ادعای کوچکی نیست و اگر اثبات شود نشان خواهد داد که تشکیلات هم چیز کوچکی نیست و نباید آن را سرسری گرفت و به‌آسانی از کنار آن گذشت. برای اثبات این مدعا بهتر است به گوشه‌ای از یک کار تشکیلاتی توجه کنیم و معجزه‌ای که از آن برمی‌آید ملاحظه نمائیم:

دوران مبارزات مردم ایران با رژیم پهلوی را در نظر بگیرید. در آن زمان کلیه وسائل تبلیغاتی از مطبوعات گرفته تا رادیو و تلویزیون در اختیار رژیم شاه بود و نه تنها با بودجه دولتی که در اختیار رژیم بود امکانات نامحدودی را از هر نظر در اختیار داشت بلکه مردم را آن‌چنان در اختناق و محدودیت قرار داده بود که حتی نمی‌گذاشت از امکانات شخصی و حقوق اولیه خود هم به نفع ترویج افکار و ایده‌های خود بهره‌برداری نمایند به طوری که کوچک‌ترین حرکت مردم تحت نظر مأموران ساواک بود و مردم مجبور بودند فعالیت‌های خود را در خفا و با بهره‌گیری از محدودترین امکانات تبلیغی انجام دهند.

با این‌همه دیدیم که همین مردم بر رژیمی که بیشترین امکانات را در اختیار داشت پیروز شدند و دستگاه های گسترده تبلیغاتی شاه نتوانست او را بر آنان چیره نماید. راستی چه چیز سبب شد مردم ایران بر ماشین‌های تبلیغاتی شاه غلبه کنند؟ اتحاد؟ رهبری؟ فداکاری؟ کدام یک؟

بی‌تردید همه این عوامل در پیروزی مردم مؤثر بودند. ولی اگر آن‌ها را منهای یک تشکیلات منسجم در نظر بگیریم نمی‌توان اطمینان داشت که این عوامل مردم را به پیروزی می‌رساندند.

بدین معنا که اگر همه مردم با هم متحد بودند و هم فداکاری می‌کردند و از رهبری خوبی هم برخوردار بودند ولی اگر این مردم فداکارِ متحد، برنامه تنظیم شده ای نداشتند و وظایف را بین خود تقسیم نکرده بودند و هر کس به‌موقع به وظیفه خود عمل نمی‌کرد هیچ‌یک از دستورات رهبری عملی نمی‌شد و نهضت هرگز به پیروزی نمی‌رسید. می‌دانیم که وقتی امام در نجف اعلامیه می‌نوشتند افرادی وجود داشتند که موظف بودند فوراً آن را با تلفن برای کسانی که در تهران و قم و برخی شهرهای دیگر آماده دریافت بیانیه‌های امام بودند بخوانند و آن‌ها آن را به کمک دیگران که وظیفه تکثیر و توزیع اعلامیه‌ها را داشتند در همه جا به دست مردم برسانند.

به همین ترتیب نوارهای سخنرانی‌های امام و مصاحبه‌های ایشان هم در اسرع وقت به دست مردم می‌رسیدند و مردم در کوتاه‌ترین فاصله زمانی ممکن در جریان رهنمودهای امام و اخبار وقایع نهضت قرار می‌گرفتند و براساس آن‌ها عمل می‌کردند و به موقع عکس‌العمل‌های لازم را در برابر رژیم شاه نشان می‌دادند و به‌هیچ‌وجه تحت تاثیر تبلیغات رادیو و تلویزیون و مطبوعات که همگی در اختیار شاه بودند قرار نمی‌گرفتند و حتی با هوشیاری تمام می‌توانستند کلیه نقشه‌های دشمن را بفهمند و آن‌ها را نقش بر آب کنند و سرانجام بر او پیروز شوند.

این یک نمونه ساده از ابتدایی‌ترین شکل تشکیلات بود که معجزه‌ای چنین بزرگ به همراه داشت. درست است که امدادهای غیبی الهی همواره پشتیبان مردم ایران بوده و این نهضت را یاری کرده است ولی آن‌جا که خدای متعال خدای تعالی خود می‌فرماید: هیچ مردمی پیش از آنکه خود در جهت بهبود وضع خویش اقدامی کنند مشمول امدادهای الهی نخواهند شد. (پاورقی: ان الله لایغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم آیه ۱۱- سوره رعد.)

همان امدادهای الهی هم بدون این‌که از سوی خود مردم حرکت حساب‌شده و منظمی وجود داشته باشد شامل حال آن‌ها نمی‌شد، این نهضت به پیروزی نمی‌انجامید درحالی‌که اگر مردم ما در سال‌های اختناق رژیم پهلوی از تشکیلات پیشرفته تری برخوردار بودند به همان نسبت تلفات و ضایعات کمتری می‌دادند و در مدت کوتاه‌تری پیروز می‌شدند.

 رفع یک ابهام

در اینجا ضرورت دارد توضیحاتی برای رفع یک ابهام که در همین رابطه وجود دارد و اذهان بسیاری از مردم ما را به خود مشغول کرده و آن‌ها را به تشکیلات بی‌اعتقاد نموده است داده شود. مردم ما بارها از امام شنیده‌اند که فرمودند نهضت ما را احزاب و گروه‌ها به ثمر نرسانده‌اند بلکه این مردم ما بودند که قیام کردند و با مجاهدت‌های خود رژیم پهلوی را سرنگون نمودند و این سخنی است که از دیگر رهبران مان ازجمله حضرت آیت الله منتظری هم گاهی شنیده شده است.

از این سخن دو نوع برداشت متفاوت ممکن است وجود داشته باشد. یکی این‌که اصولاً در پیروزی انقلاب اسلامی ایران هیچ نیروی متشکل و سازمان‌یافته ای دخالت نداشته و مردم خود به خود راهی را که باید بروند باز یافتند و آن را دنبال کردند و به پیروزی رسیدند. این برداشت بدون تردید یک برداشت انحرافی است! امام به هیچ وجه در صدد بیان چنین مطلبی نبوده و نیستند. دلیل روشن این مطلب اینست که خود امام پیش از پیروزی انقلاب با ایجاد یک تشکیلات اسلامی که گروهی از رهبران مذهبی مورد اعتماد ایشان قصد برپایی آن را داشتند موافقت فرمودند و حتی پس از پیروزی انقلاب همان افراد را تحت فشار قرار داده بودند تا هرچه زودتر این تشکیلات را به وجود بیاورند و در این کار سرعت عمل بیشتری نشان دهند و کوتاهی ننمایند. (پاورقی: رجوع کنید به مجله عروه الوثقی شماره های ۲۲ تا ۲۹).

در همین مورد حضرت آیت الله منتظری بارها مطالبی بیان کرده‌اند از جمله این‌که: اگر ایشان (مخالفین حزب) به حزب می‌خواهند بتازند اصل حزب که گناه نیست. در همه دنیا کشورها حزب دارند. اگر یک حزب فعالی داشته باشیم که خیلی خوب است و به نفع کشور است. (پاورقی: رجوع کنید به مصاحبه ایشان با رادیو تلویزیون که در روزنامه جمهوری اسلامی ۲۲/۶/۵۹ مندرج است.)

بنابراین چنین برداشتی از سخن امام و دیگر رهبران نمی‌تواند قابل‌قبول باشد بخصوص که می‌دانیم در دوران پیش از پیروزی انقلاب نیروی فعال شکل یافته و سازماندهی شده‌ای به ترتیبی که گفته شد رهنمودهای امام را به اجرا درمی‌آورد و به‌صورت شبکه نامرئی ولی وسیع و منظمی که البته بسیار ابتدایی هم بود در خدمت انقلاب قرار داشت.

برداشت دیگر این است که: امام در این سخنان می‌خواهند پاسخ احزاب و گروه‌هایی را که در پیروزی انقلاب سهمی نداشته‌اند و اگر هم داشته‌اند به قدری ناچیز بوده است که قابل ادعا و میراث خواهی نیست بدهند و به آن‌ها بگویند که شما در مردم فداکاری که برای به ثمر رسیدن انقلاب فداکاری کردند حل شده هستید و نباید دنبال سهم خواهی و طلب ارث باشید. این برداشت کاملاً صحیح و منطبق با واقع است.

اگر به خاطر داشته باشید سران حزب توده با مشتقاتش! که پس از پیروزی انقلاب به وطن بازگشتند و تا آن وقت بر روی یخ‌های سیبری اسکی بازی می‌کردند و سران جبهه ملی که در روزهای اوج انقلاب اسلامی رادیوی پدر استعمار یعنی بی‌بی‌سی لندن آن‌ها را رهبران قدرتمند سیاسی و بزرگ‌ترین جناح مخالف رژیم لقب می‌داد خود گرفتار کشمکش‌های داخلی بودند و به دنبال این‌که افتضاحات جناب بختیار را چگونه رفو کنند و آقایان مجاهدین خلق و رفقایشان که اندیشه‌های گران بهایشان به آن‌ها و آن‌ها به مردم افاده کرده بودند که در این شرایط نمی‌شود با روشی که امام در پیش گرفته است رژیم شاه را ساقط کرد و بالاخره آقایان نهضتی‌ها که براساس دستاوردهای ینگه دنیاییشان به این کشف بزرگ رسیده بودند که شاه باید بماند ولی سلطنت کند نه حکومت، همگی پس از پیروزی انقلاب خود را قیم مردم می‌دانستند و هنوز هم می‌دانند و دلیلشان هم این بود که آن‌ها این انقلاب را به ثمر رسانده اند!!

درست به همین دلیل است که امام با آن سخن به این گروه‌ها و احزاب میراث‌خوار می‌گویند شما در این انقلاب نقشی نداشته‌اید و این مردم بودند که خودشان با نظم و تشکیلاتی که از خودشان مایه گرفته بود نه از شما آن را به ثمر رساندند.

به یاد داشته باشیم که این سخن بسیار صحیح امام مورد بهره‌برداری فراوان همان گروه‌هایی قرار گرفت که روی سخن با آن‌ها بود. این گروه‌ها از یک سو خود فرصت را غنیمت شمرده و با استفاده از میدان بازی که در اثر سرگرم شدن بودن نیروهای اصیل و به ثمر رساننده انقلاب کارهایی اجرایی برای آن‌ها پیدا شده بود به سازمان‌دهی قوی‌تر و گسترش تشکیلاتی پرداختند و ازسوی دیگر تا توانستند با استناد به همین سخن امام و دیگر رهبران و با تکیه بر همان برداشت غلط اذهان عمومی را نسبت به ایجاد یک تشکیلات قوی و منسجم بدبین کردند و کار را به‌جایی رساندند که حتی امر به برخی از افراد صادق و فداکار در قشرهای مختلف هم مشتبه شد.

به‌طوری‌که گاهی با تکیه بر تعبیراتی از قبیل: گروه‌گرایی و حزب‌گرایی سخنانی را ناخودآگاه به زبان می‌آوردند که نتیجه آن بدبینی مردم نسبت به اصل تشکیلات است نه یک گروه یا حزب یا سازمان خاص و داستان همان تیغ تیز است و دریدن شکم یک حیوان درنده با آن و یا بریدن سر یک انسان مظلوم!

و تاسف در این است که این آقایان هرگز مسائل را از هم جدا نمی‌کنند و مردم را از مغالطه بزرگی که نیروهای متشکل ضد انقلاب با تبلیغات وسیع خود علیه هرگونه تشکیلاتی به عمل می‌آورند تا به نتیجه دلخواهشان برسند آگاه نمی‌نمایند. جالب اینست که گاهی دیده شده است افرادی این سخنان را بر زبان می‌رانند که خود مسئولیت یک سازمان گسترده را که خود بهترین شاهد برای ضرورت تشکیلات می‌تواند باشد به عهده دارند.(*)

(*پاورقی: برای نمونه رجوع کنید به سخنانی که معمولاً مسئول کنونی سازمان بسیج مستضعفین در این رابطه می گوید و در مطبوعات مندرج است.)

حقیقت این است که نمی‌توان به آسانی در صداقت این‌گونه افراد تردید کرد و به همین جهت تنها راهی که برای توجیه این‌گونه حرکات باقی می‌ماند اینست که این افراد به خاطر ساده‌اندیشی و نداشتن بینش عمیق سیاسی تحت تاثیر تبلیغات گسترده همان گروه‌هایی قرار می‌گیرند که از ایجاد یک تشکیلات صد درصد اسلامی و مردمی هراس دارند و موجودیت خود را از سوی چنین تشکیلاتی در خطر می‌بینند.

 ضررهای بزرگ نداشتن یک تشکیلات اسلامی

این سخن به‌هیچ‌وجه گزاف نیست که: نداشتن یک تشکیلات صد درصد اسلامی درطول تاریخ اسلام بزرگ‌ترین ضربات را متوجه مسلمانان و نهضت‌های اسلامی ساخته است. بی تردید هیچ حرکت مؤثر و کارسازی در هیچ زمانی ممکن نیست شروع شود مگر این‌که تعدادی افراد هم‌جهت و هم هدف دور هم جمع شوند و برنامه تنظیم شده ای را از نقطه معینی آغاز کنند. البته بسیار اتفاق می‌افتد که همین افراد هم هدف پیش از آن که همدیگر را بشناسند هرکدام جداگانه به اقداماتی در جهت همان هدف دست می‌زنند و درصدد برمی‌آیند آن حرکت را به‌صورت فردی آغاز کنند ولی تجربه نشان داده‌است که این اقدامات تنها درصورتی نتیجه بخش و مفید خواهد بود که این افراد یکدیگر را پیدا کنند و حرکت‌های فردی‌شان را به یک حرکت متحد و منظم و شکل یافته تقدیم نمایند و بر اساس برنامه مشخصی به پیش بروند.

ضرب‌المثل‌هایی از قبیل: یک دست صدا ندارد همین مطلب را با بیانی بسیار روشن و ساده عنوان می‌کننددکما این‌که عبارات پرمغز و پرمحتوای مذهبی ما از قبیل «یدالله مع الجماعه» هم همین مطلب را به روشنی بیان می‌کنند. این‌گونه ضرب‌المثل‌های به دست آمده از پیشینیان و کلمات قصار رسیده از کانال‌های مذهبی از اندوخته‌های گران‌بهای دانش بشری هستند که اگر از طریق وحی به دست نیامده باشند بی‌گمان بهایی برابر تجربه چند نسل از انسان‌های تشنه حقیقت برای تحصیل آن‌ها پرداخت شده است و نباید از ارزش والای آن‌ها غفلت ورزید.

حرکت‌های اسلامی هم از این قانون کلی که باید از سوی یک جمع هم‌هدف و هم‌جهت شروع شده باشند مستثنی نیستند. خوشبختانه تاریخ اسلام پر است از نهضت‌ها و جنبش‌هایی که به مقتضای زمان‌های مختلف از سوی مسلمانان آزاده بر ضد حکومت‌های منحرف و ظالم و ضداسلامی و ضدانسانی جریان داشته است. درعین حال همواره در کنار این افتخارآفرینی‌ها این تاسف هم وجود داشته‌است که به دلیل نبودن تشکیلات اسلامی منسجمی در کنار این حرکت ها معمولاً تلاش‌ها و کوشش‌هایی که از سوی حرکت آفرینان می‌شد بی‌نتیجه می‌ماند و با نتیجه مطلوب از آن‌ها گرفته نمی‌شد. بسیار اتفاق افتاده است که از خون‌های پاک یک گروه حرکت‌آفرین مسلمان نه‌تنها بهره‌برداری لازم به نفع اسلام به عمل نیامد بلکه یک گروه شکل یافته غیرمسلمان یا به ظاهر مسلمان به دلیل قدرت تشکیلاتی که در اختیار داشت به نفع خود بهره‌برداری کرده و ضربات سختی را بر پیکره اسلام و جنبش‌های اسلامی وارد نمود.

نهضت بزرگ و الهی عاشورا را در نظر بگیرید و به خاطر بیاورید که این نهضت پیروز درعین‌حال که توانست پایه‌های حکومت امویان را بشدت بلرزاند و جهان اسلام را متوجه بطلان آن حکومت نماید و سرانجام به سقوط امویان بینجامد اما این‌طور نبود که بلافاصله یک حکومت حق و واقعاً اسلامی جای آن را بگیرد. نهضت عاشورا هرچند در درازمدت بزرگ‌ترین نتایج را نصیب مسلمانان کرد ولی مسلمانان آن روز به دلیل عدم انسجام و نداشتن یک تشکیلات منظم که بتواند نیروهای متعهد و مجاهد و فداکار را دور هم جمع کند و قدرت را در دست بگیرد و یک حکومت واقعاً اسلامی تشکیل دهد نتوانستند پس از سقوط امویان از روی کار آمدن حکومت باطل دیگری همچون عباسیان جلوگیری کنند و نگذارند جامعه اسلامی آن روز که به بهای خون پاک عزیزترین فرزندان اسلام تکانی خورده بود و بیدار شده بود پس از رهیدن از چاله امویان به چاه عباسیان درغلطد. بی‌تردید اگر در روزگار پس از عاشورا نیروی اسلامی‌ سازمان‌یافته‌ای در میان مسلمانان وجود داشت هرگز اجازه نمی‌داد قوای بیرون کشیده از تن آل امیه را آل عباس برتن کنند و خود را وارثان برحق خون حسین(ع) معرفی نمایند.

نظیر این مسئله را در سرتاسر تاریخ اسلام می‌‌توان دید. از مبارزات علویان گرفته تا نهضت مشروطیت و از حرکت فدائیان اسلام علیه رژیم مزدور پهلوی گرفته تا نهضت سال‌های ۱۳۳۱ و ۱۳۳۲ به رهبری آیت‌الله کاشانی همه و همه نمونه‌هایی هستند از کربلاها و عاشورائی که در آن پاک باختگانی قیام کردند و حسین وار همه چیز خود را برای احیاء اسلام و سرنگونی حکام رژیم های ضد اسلامی فدا نمودند ولی وارثان این خون‌ها به دلیل نداشتن یک تشکیلات منسجم که بتواند دستاوردهای این نهضت‌ها را حفظ کند موفق نشدند این خون‌های پاک و پرارج و این جان‌فشانی‌های پربها را به ثمر بنشانند و این‌ها هستند ضررهای بزرگی نداشتن تشکیلات اسلامی.

 غفلت‌هایی که دیگر نباید تکرار شوند

این مهم نیست که در گذشته چه شده است مهم این است که از آنچه اتفاق افتاده درس بگیریم و نگذاریم غفلت های گذشته تکرار شوند. در آستانه اوج‌گیری انقلاب اسلامی ایران نیروهای اصیل مسلمان با ایجاد تشکیلات نامرئی و ساده‌‌ای توانستند به فرامین رهبر را علی‌رغم محدودیت هایی که از سوی رژیم شاه معدوم وجود داشت به اقشار مختلف مردم در سراسر کشور برسانند و حرکت میلیونی امت مسلمان را شکل و جهت دهند. در این زمینه اگر تنها به کارهایی از قبیل: تکثیر و توزیع نوارها و اعلامیه‌های امام، گرفتن دستورات امام از نجف و پاریس از طریق تلفن و ابلاغ آن به کلیه مسئولان این حرکت الهی در شهرها و مناطق مختلف کشور، جمع‌آوری اطلاعات و اخبار کشور و گزارش آن‌ها به امام، تنظیم برنامه‌های مهم راهپیمائی‌ها و تظاهرات بزرگ سراسری و اتخاذ تدابیری برای چگونگی مبارزه با اقدامات رژیم توجه کنیم، تصدیق خواهیم کرد که چنین حرکت مهم و جهت‌داری هرگز بدون یک انسجام و سازمان‌دهی مشخص هرچند هم ابتدایی و ساده امکان‌پذیر نبود.

در این میان نقش نیروهایی که از پیش دارای انسجام و تشکل بودند از قبیل سازمان مجاهدین خلق، چریک‌های فدایی خلق، نهضت آزادی، جبهه ملی و…

تنها این بود که با تکیه بر کشفیات جدیدشان مردم را از نوع مبارزه‌ای که به رهبری امام در پیش گرفته بودند دلسرد و ناامید کنند و به آن‌ها بگویند این شیوه مبارزه ما را به پیروزی نمی‌رساند و باید شیوه دیگری در پیش گرفت. وقتی از آن‌ها سؤال می‌شد که شیوه بهتر کدام است؟ برخی می‌گفتند باید بی‌درنگ به اسلحه رو آورد و برخی دیگر می‌گفتند فقط از طریق انتخابات آزاد و وادار کردن شاه به این‌که به سلطنت قانع شود و از حکومت دست بردارد می‌‌توان این نهضت را به پیروزی رساند و دیدیم که نه آن شیوه متکی به شرق مداری و نه این روش زائیده از غرب زدگی هیچکدام صحیح نبودند و راه همان راهی بود که امت در پی امامش در پیش گرفته بود و چه زیبا آن را در قالب شعارش فریاد می‌کرد: «نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی». شعاری که عصاره مکتب و شیوه رسیدن به آن هر دو را در خود داشت.

بدین ترتیب نهضت را همان نیروهای اصیل و مبارز مسلمان با همان تشکیلات ابتدایی و ساده و با تکیه بر رهبری امام و عشق و شور امت نسبت به اسلام و رهبر به پیروزی رساندند نه آن نیروهایی از پیش شکل یافته‌ای که جزء آفرینش ناامیدی کاری نداشتند. پس از پیروزی انقلاب تنها و تنها به دلیل این‌که نیروهای اصیل مسلمان فاقد یک تشکیلات منسجم بودند اداره کشور به بخشی از همان نیروهایی که نتوانسته بودند در طول مبارزات با توده‌های میلیونی و رهبری نهضت همگام باشند (نهضت آزادی) سپرده شد و آن‌ها بقیه نیروهای همفکر خود یا نیروهایی را که فکرشان به آن‌ها نزدیک‌تر بود وارد میدان کردند و وارث خون هفتاد هزار شهید شدند.

در این‌باره برخی از دلسوزان که به این نکته مهم توجه ندارند به رهبران انقلابی و حتی به امام اشکال می‌کنند که چرا اداره کشور را به این گروه‌ها واگذار کردند. حقیقت اینست که امام به‌هیچ‌وجه راضی نبودند انقلاب را به دست کسانی بسپارند که قدرت همگامی با آن را ندارند ولی در شرایطی که تشکیلات اسلامی کارآمدی برای پذیرش مسئولیت سنگین اداره کشور وجود نداشت چاره‌ای هم جز تن دادن به چیزی که به آن راضی نبودند نداشتند.

خوشبختانه بسیاری از پیشگامان انقلاب اسلامی در همان روزها و ماه‌های اول پیروزی انقلاب با بهره‌گیری از تجربه تلخی که از نتیجه نداشتن تشکیلات درگذشته داشتند اقدام به ایجاد چند تشکیلات اسلامی‌کردند تا بتوانند تداوم انقلاب اسلامی را تضمین کنند و از انحراف آن به سوی اهداف و ایده‌های گوناگون میراث‌خواران انقلاب جلوگیری نمایند.

این اقدام که در مهم ترین شکلش با تشکیل حزب جمهوری اسلامی ازسوی چند تن از معروف‌ترین روحانیون مجاهد که همگی از یاران نزدیک امام می باشند بروز کرد از دو نظر دارای اهمیت خاصی بود: یکی این‌که خلأ بزرگ نداشتن تشکیلات اسلامی که بزرگ‌ترین خلأ در طول مبارزات اسلامی در تاریخ اسلام بود با این اقدام پر می‌شد و دیگر این‌که: اهرم پرقدرتی و یا اهرم‌های قدرتمندی به وجود می‌آمدند که می‌توانستند دولت موقت را که بی‌تردید نمی‌توانست مولود طبیعی این انقلاب باشد کنترل کنند و نگذارند انقلاب را به سویی ببرد که موضع‌گیری‌های فکری جریان‌های ناهمگون با آن اقتضای آن را داشتند.

در این میان واکنش‌های منفی گروه‌ها و سازمان‌های سیاسی در برابر این اقدام بسیار قابل تامل و تعمق است. این گروه‌ها و سازمان‌ها از هیچ فرصتی و از هیچ وسیله‌ای برای ضربه زدن به تشکیلات اسلامی ای که از سوی نیروهای اصیل انقلاب به وجود آمده بود غفلت نکردند. آن‌ها در محاسباتشان به این واقعیت رسیده بودند که چنین تشکیلاتی نخواهد گذاشت آن‌ها انقلاب را به جهتی که خود می‌خواهند هدایت کنند. آن‌ها پیش‌بینی می‌کردند که اگر بتوانند هر تشکیلات اسلامی واقعی را از میدان‌ها بیرون کنند خواهند توانست قانون اساسی دلخواه خود را بنویسند مجلس شورای اسلامی را در دست بگیرند (که البته در آن صورت اسلامی نبود یا ملی بود و یا دموکراتیک!) درنتیجه قوه مجریه و کلیه مراکز قدرت و اراده کشور را در دست بگیرند.

اگر بخواهیم اهمیت و میزان کارایی تشکیلات را به‌روشنی بیابیم خوب است در همین جا به پاسخ دو پرسش توجه بیشتری بنماییم: پرسش اول اینست که این گروه‌ها در راهی که درپیش گرفته بودند چقدر موفق شدند و این توفیق را از کجا به دست آوردند؟ پرسش دوم اینست که چه عواملی سبب شدند این گروه‌ها نتوانند به هدف نهایی خود برسند؟

در پاسخ به پرسش اول اگر کسی این گروه‌ها را کاملاً ناموفق بداند بی تردید قضاوت درستی نکرده است. حقیقت اینست که آن‌ها در یک مقطع زمانی تا حدود زیادی توانستند موفقیت‌هایی به دست آورند. آن‌ها با بهره‌گیری از شبکه تشکیلاتی [….انتهای متن مفقود].

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , , ,

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


اولین سررسید هوشمند دانش آموزی؛ به جای پول «همکلاسی» عیدی بدهیم!
اولین سررسید هوشمند دانش آموزی؛ به جای پول «همکلاسی» عیدی بدهیم!
شفاف (شبکه فعالان انقلابی فضای مجازی)
شفاف (شبکه فعالان انقلابی فضای مجازی)
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
اصفهان شرق
اصفهان شرق
وعده صادق
وعده صادق